کپشنی ندارم،خودتون قضاوت کنید🤝
این روزگار،اندکی صفا ندارد
حتی دیگر زندگی،ارزشِ زیستن ندارد
در خیابانهای شهر،دگر کسی وفا ندارد
گویا دلِ آدمی راهی به ما ندارد
دگر میان مردم،دوستی معنا ندارد
لبخند،حقیقتِ پیشینِ خود ندارد
دل خستهام ز وعدهای،که پایان ندارد
هر که دم ز عشق زد،ردّی به جا ندارد
در میان این همه نام و نشانها
دلی بیریا،وجود ندارد
هر کس به فکر دلِ خویش است
آیینهای برای دلِ دیگر ندارد
دستِ نیاز بردم و دیدم در این زمانه
کسی جز من دستی برایم ندارد
گفتم به دلم اندکی تحمل کن،ای دل
اما دیدم که صبر نیز معنایی ندارد
چه زخمها که بسیار است ز دوست
اما دگر دل،قوایی ندارد
هر شب چشم به انتظارِ امید،نشستهام
این چشم خسته طاقتِ فردا ندارد.
این روزگار،اندکی صفا ندارد
حتی دیگر زندگی،ارزشِ زیستن ندارد
در خیابانهای شهر،دگر کسی وفا ندارد
گویا دلِ آدمی راهی به ما ندارد
دگر میان مردم،دوستی معنا ندارد
لبخند،حقیقتِ پیشینِ خود ندارد
دل خستهام ز وعدهای،که پایان ندارد
هر که دم ز عشق زد،ردّی به جا ندارد
در میان این همه نام و نشانها
دلی بیریا،وجود ندارد
هر کس به فکر دلِ خویش است
آیینهای برای دلِ دیگر ندارد
دستِ نیاز بردم و دیدم در این زمانه
کسی جز من دستی برایم ندارد
گفتم به دلم اندکی تحمل کن،ای دل
اما دیدم که صبر نیز معنایی ندارد
چه زخمها که بسیار است ز دوست
اما دگر دل،قوایی ندارد
هر شب چشم به انتظارِ امید،نشستهام
این چشم خسته طاقتِ فردا ندارد.
قآضی
🌚6
اومدم اینو بگم
معرفت یه سریا که هیچ نام و نشون و شماره ای از ادم ندارن از ی سری ها ک واسشون همه کار کردی بیشترع
دم همه اونایی ک این پیام و میبینن و نمیبینن ولی ی زنگ زدن گرم جبران میکنم🙌
معرفت یه سریا که هیچ نام و نشون و شماره ای از ادم ندارن از ی سری ها ک واسشون همه کار کردی بیشترع
دم همه اونایی ک این پیام و میبینن و نمیبینن ولی ی زنگ زدن گرم جبران میکنم🙌
🔥3❤2
𝗬𝗢𝗨
کپشنی ندارم،خودتون قضاوت کنید🤝 این روزگار،اندکی صفا ندارد حتی دیگر زندگی،ارزشِ زیستن ندارد در خیابانهای شهر،دگر کسی وفا ندارد گویا دلِ آدمی راهی به ما ندارد دگر میان مردم،دوستی معنا ندارد لبخند،حقیقتِ پیشینِ خود ندارد دل خستهام ز وعدهای،که پایان ندارد…
شب زندهداری کردم بلکه بیایی
ز این خستگیِ تلخ،شبی رهایم نمایی
ز نبودنت ندارد این غم،یاری
شده قلب خستهام اسیر بیماری
چه سودی ز این درد گر نیست،درمانی
مانده این دل بیجان میان ویرانی
چه دردی دارد این دوری و بیقراری
خشکیده دیده ام در این انتظاری
کاش بیایی...
پیش از آنکه خاموش شوم
کاش بیایی...🥀
ز این خستگیِ تلخ،شبی رهایم نمایی
ز نبودنت ندارد این غم،یاری
شده قلب خستهام اسیر بیماری
چه سودی ز این درد گر نیست،درمانی
مانده این دل بیجان میان ویرانی
چه دردی دارد این دوری و بیقراری
خشکیده دیده ام در این انتظاری
کاش بیایی...
پیش از آنکه خاموش شوم
کاش بیایی...🥀
قآضی
❤3