پارسال استاد غلامی تو برنامهی وقت سحر راجعبه غرور و تکبّر صحبت میکردند؛
من دیروز نشستم چند قسمت رو دیدم؛ یکجا نقلی کردند؛
که امیرالمومنین فرمود: اگر انسان از اينكه بند كفش او از بند كفش دوستش بهتر است سرخوش شود، مشمول اين آيه میشود؛
آرى این سراى آخرت را تنها براى کسانى قرار میدهیم که ارادهی برتریجویى و فساد در زمین را ندارند؛ و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است...
یعنی من اگه صرفا بند کفش خودم رو قشنگتر و جذابتر و گرونتر و خفنتر از اونیکی بدونم و به واسطه اون فخر هم بفروشم؛ در واقع شامل افرادی میشم که در زمین ارادهی برتریجویی دارم و عاقبت نیک نخواهم داشت؛ چون سهمی از سرای آخرت ندارم. چه برسه به باقی داشتههای مادی و غیرمادی.
و هرچقدر دایره مخاطبی که روبروته گستردهتر باشه؛ این موضوع هم دایرهش گستردهست.
بند کفش؛ نه حتی خود کفش. چرا؟! چون بند کفش مصداق بیارزشترین دارایی فرده.
راستش رو بگم؟ خیلی ترسیدم.
چون میدونم همینجا ختم نمیشه. من همین یه مورد رو اگه تعمیم بدم به باقی موارد؛ و نسخهی خودمو بپیچم؛ میتونم خودم رو بتکونم، قبل از اینکه منو بتکونن و نسخهی منو بپیچن.
نکته خوب ماجرا اینه که دین ما در عین خوف؛ رجاء هم داره. خوف از ناراحتی و جواب خداوند به اعمال خودم و رجاء و امیدواری به رحمت واسعهی خداوند نسبت به منی که از کرده خودم پشیمانم و میخوام جبرانش کنم؛ با تمام وجود دلم میخواد بعد از توضیح مصادیق گسترده کبر و عجب و غرور که فهمیدم بهطرز عجیبی بهش مبتلائیم؛زودتر به قسمتهای جبران و درمان برسه...
من دیروز نشستم چند قسمت رو دیدم؛ یکجا نقلی کردند؛
که امیرالمومنین فرمود: اگر انسان از اينكه بند كفش او از بند كفش دوستش بهتر است سرخوش شود، مشمول اين آيه میشود؛
آرى این سراى آخرت را تنها براى کسانى قرار میدهیم که ارادهی برتریجویى و فساد در زمین را ندارند؛ و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است...
یعنی من اگه صرفا بند کفش خودم رو قشنگتر و جذابتر و گرونتر و خفنتر از اونیکی بدونم و به واسطه اون فخر هم بفروشم؛ در واقع شامل افرادی میشم که در زمین ارادهی برتریجویی دارم و عاقبت نیک نخواهم داشت؛ چون سهمی از سرای آخرت ندارم. چه برسه به باقی داشتههای مادی و غیرمادی.
و هرچقدر دایره مخاطبی که روبروته گستردهتر باشه؛ این موضوع هم دایرهش گستردهست.
بند کفش؛ نه حتی خود کفش. چرا؟! چون بند کفش مصداق بیارزشترین دارایی فرده.
راستش رو بگم؟ خیلی ترسیدم.
چون میدونم همینجا ختم نمیشه. من همین یه مورد رو اگه تعمیم بدم به باقی موارد؛ و نسخهی خودمو بپیچم؛ میتونم خودم رو بتکونم، قبل از اینکه منو بتکونن و نسخهی منو بپیچن.
نکته خوب ماجرا اینه که دین ما در عین خوف؛ رجاء هم داره. خوف از ناراحتی و جواب خداوند به اعمال خودم و رجاء و امیدواری به رحمت واسعهی خداوند نسبت به منی که از کرده خودم پشیمانم و میخوام جبرانش کنم؛ با تمام وجود دلم میخواد بعد از توضیح مصادیق گسترده کبر و عجب و غرور که فهمیدم بهطرز عجیبی بهش مبتلائیم؛زودتر به قسمتهای جبران و درمان برسه...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
إن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم...
#آری
#آری
