کسایی که «برام آهنگ میفرستن، چند وقت یه بار یادم میوفتن زنگ میزنن حالمو میپرسن، تولدمو یادشون میمونه، علاقه مندیامو میدونن، برام کتاب میخونن، هودیا و تیشرتاشونو باهام شریک میشن، اگه ازم ناراحتن میان بهم میگن، همونقدر که براشون ارزش قائلم برام ارزش قائلن، بهم احساس ناکافی بودن نمیدن، منو به چیزی نمیفروشن و برای حفظ رابطهمون اندازهی من تلاش میکنن»قلبمو لمس میکنن.
شک ندارم که یکی از تفریحات سالم خدا اینه که هر روز به بندهاش بگه آرزوتون چیه ؟ همونو گاییدم.
من هرماه بخاطر این که حامله نباشم هفت روز از زندگیمو جوری دارم میگذرونم که به مرگ راضی ام
بسه دیگه من میخوام حس قشنگ مادر شدنو تجربه کنم.
بسه دیگه من میخوام حس قشنگ مادر شدنو تجربه کنم.
من از اون دسته آدماییم که نیه خالی لیوان و میبینه و تو نیمه پرش خاکستر سیگارشو خالی میکنه
یه روزی بالاخره یکی رو پیدا میکنی که داستان زندگیتو درک میکنه و ازت مراقبت میکنه. چون نمیخواد دوباره اون دردا رو تجربه کنی.
نمیدونم چجور و چطور هیچوقت ذوق گل وگل گرفتنو نداشتم شاید بخاطر اینه که هیچوقت بابام به مامانم گل نداد شاید بخاطر اینه که تو اوج بلوغ وقتی دوستام واسه هر قرار گل رز قرمز میگرفتن من تمام سعی و تلاشمو میکردم واسه دوست داشته شدن و گل نمیگرفتم وقتیم بزرگ شدم و رفتم تو رابطه نه ذوقشو داشتم نه اون طرف شعور گرفتنشو شاید اگه برام میخرید من زنده میشدم باورم میشد دوست داشتنیم باورم میشد من لایق یه شاخه گل هستم
