﮼‌مبینافراهانی
1.94K subscribers
380 photos
60 videos
2 files
139 links
میریم دریا🦕🤍

آیدی اینستاگرام:
moob1na
Download Telegram
@mobina_farahanii
خداحافظی کنی باهاش و بغلش نکرده باشی و بدونی دیگه بغل کردنیم در کار نیست
#مبينافراهانى
در دست نگارش
بهش نگاه کردمو گفتم
چایت سرد شد عوض کنم؟
بهم نگاه نکردو گفت
نه دل کندم
زیر لب گفتم
دل بندم پس کی میخواد بکنه چایتو عوض... عوض.ی
@mobina_farahanii
اخه میدونی
ما قرار بود حتی پیچ هرجاده ی شمال چای بخوریم و تو روی پات بریزیو من نگران سوختگی پات بشم توم به روی خودت نیاریو هیچ اعتراضی نکنی
میدونی
غم زدگي نه تقصيرِ تو بود و نه انتخابِ من،
خدا سال ها پيش من رو مجازات كرد و جهنم همين ادمهای سنگنمای جواهر پسندن .
میدونی غم زدگی
همين لحظه هاست كه دستام مي لرزه و صدام ميگيره، كه ميفهمم ترسيدم بغض کردم و فقط یک مشت ادم بی تفاوت اطرافم هستن که براشون چای گرم و سرد فرقی نمیکند
و لحظه اي بعد خودمو ميون اسفالت پایین پنجره پیدا میکنم
میدونی
خودکشی هم کار سختیه  ولی زندگی کردن تو جهنم این ادمها سختر از جهنم خداست...
میدونی
تو بهشتِ من بودی كه آوازِ هر گوشه از اين دوزخِ سرسبز، تو رو به خاطرم مي یوورد.
كه ديگه اسمش جهنم نميشد،
كه حتي غم زدگي لذت بخش ميشد! حتی چای سرد هم لذت بخش میشد
اما میدونی
یه دختر به کسی که نمیخوادش نیاز نداره...
اون دختر اون طوریه که میتونه خیلی ضربه دیده باشه ولی هنوز به تو نگاه کنه و بخنده و دوستت داشته باشه و بخواد چای سردتو عوض کنه
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
غم زدگی
👍1
قرار بود بیای باهم بپریم توی دریا و هیچوقت نپرسی اگه غرق شدیم چی؟
@mobina_farahanii
ما میخواستیم خیلی شجاع باشیم اونقدر که از رفتن هم نترسیم ولی تو یه روز پات لیز خورد و همین شد که من دیگه نتونستم نترسم
نتونستم چشامو ببندم و بپرم تو اب چون فکر میکردم اگه غرق شم چی؟؟
من حتی نمیخوام این نوشته رو کامل کنم چون میترسم اخر قصه تو رفته باشی میترسم همه چیز همین جا تموم شه...
میترسم
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
1
لزوما اون ستاره ای که از همه پر نور تره فقط مال تو نیست به همه چشمک میزنه
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
همه باغچه های دنیا واسه تو
همه پشت بومای دنیا واسه من
تو درخت بکار من سقوط کنم...
#مبینافراهانی
گریه:
 سازکار دفاعی که در اون فرد از اونچه یاد اوره موارد ناگوار باشه دوری میکنه
#مبینافراهانی
2
دیالوگ:من مطمعنم تو یه بار منو لخت تصور کردی
.
.
برگرفته شده از یکی از نمایشنامه‌های شکسپیر
#Heath_Ledge
میدونی تو مجبور نیستی همیشه اون چیزی باشی که اونا میخوان😊
"پنج شنبه ساعت دو ربع"

ببخشید عزیزم
چند لحظه مزاحم بشم؟
میشه مزاحم بشم؟
نمیدانم شاید حالا باید تورا ببخشید عزیزم صدا کنم؟
خواستم فقط بگویم تولدت مبارک
 میخواستم بگویم چند سالگیه جدیدت را فقط بخند و هیچ وقت به ادمها اعتماد نکن، گور پدر بدی های ادمها ،بعدش میخواستم بگویم این زندگی را اصلا جدی نگیر جز من..
عزیزم شهر کثیف تر از دماغه توعه از بالا نگاهش نکن اگر بری توی عمقش غرق شی می بینی که حتی پسر بچه ی کنار چهار راه لنگ هزارتومنه
نمیخواستم نصیحت کنم فقط خواستم بگویم مبارک
راستی مبارک اسم پسره کنار چهار راه هم هست که ازش مدام فال میخرم که حافظ یک بار معجزه کند و از آمدنت حرف بزند اما حتی حافظ هم حفظ ابرو نمیکند
ولی تو برگرد من مبارک را گل فروش میکنم تا هروقت دیدمت از او گل بخرم
تو برگرد من به مبارک میگویم دمبک و ساز و اره اوره شمسی کوره راه بندازد
راستی ستاره خواهره کوچک تر ترش من را یاده تو میندازد اینقدر غد و مغرور و یک دنده هست که فقط به ماشین های دنده اتوماتیک فال میفروشد
عزیزم نکند واقعا شبیه شی؟
راستی ارزوهامو وصل کردم به ستاره ها که وقتی شب میشود زنگ بزنم و بگم برو پشت پنجره تا ببینی همه ی آسمون پر شده از اسم تو
راستی...
راستی...
هیچی بگذار بگذریم حرفی راجب این بحث نگویم...
عزیزم اگر برای انتخاب لباس جشن تولدت به مشکل برخوردی بنظرم لباس سبز کمرنگ ات که به لباس سبز پر رنگه ی من می اید
 و زیبا میشویم
دلبند جانم بیا و نگذریم
خواستم بگویم دوستم داشته باش
جان هرکس که دوستش داری دوستم داشته باش
دوستش داری؟
جان من؟؟
واقعا دوستش داری؟
عزیزم ببخشید که تورا اینگونه صدا میکنم
فقط خواستم بگویم مبارک
میخواستم بگویم پنج شنبه ی همین هفته ساعت دو و ربع بیا کنار ایستگاهِ اتوبوس سر چهار راه تا من ببینمت. تا شنبه ی این هفته قد پنج، شنبه نگذرد
میخواستم بگویم اینقدر دیوونه ات شده ام که زیر بارون میدوم
میخواستم بگم همه چیز اینقدر با تو شیرین هست که من چاییمو تلخ میخورم میخواستم بگم قرار نبود پنج شنبه هامون غروب جمعه باشه، ابری باشه عزیزم یه بغض سنگین تو گلومه که اگر بغلت کنم توش غرق میشیمو اب هردومونو میبره، بازی این طرفا ممنوعه ،خطر غرق شدن هست
اما بعد فکر کردم وقتی موندنم به لجن میشینه و بودنم کپک میزنه رفتن منطقی ترین توجیهه
داشتم همینجور با فکر  دلتنگی توعه غاصب القلب آشنا میشدم که فال این دفعه
فال این دفعه.... از امدنت گفت

#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
"پنج شنبه ساعت دو ربع"
نوشته مبینافراهانی
@mobina_farahanii
با صدای مسعودصادقی
معاشقه:
تصادف تن هایِ تنهایِ تب دار!
هر روز
هر شب
هر طلوع
هر غروب
بدون ترمز
بدون فکر کردن به خسارت
هم جانی هم مالی
#مبینافراهانی
نفرین کهکشان ستاره ی بختش را قورت داده بود
با این که هنوز بلد نبود پرتقالش را خودش پوست بکند بدجور زمین پوستش را کنده بود، هرکه از راه رسید  گفت چشمت را روی اشتباهات دیگران ببند تا درد نکشی
هرکه از راه نرسید گفت چشمانت را از کاسه در بیار تا اشتباهات خودت را نبینی، ابله باش و خیال بباف
انگار نه انگار که آن سمت آسمان کسی در گوش خدا ارزوهایش را زودتر از تو میگوید انگار نه انگار که به هیولاها وعده ی ضیافت شاهانه میدهند پرتقالت را هم بده خودشان پوست بگیرند بگذار فکر کنند با یک احمق طرفند
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
"خدا زن هارا ساخت تا خود عشق هم شرمنده شود"
و دلم میشکند با دیدن هر زن که پشت معشوق میگرید
ای زیبا
درد هایت را میان موهایت بباف
بانوی ماه
شب ها برای توست ببار میدانم که ابر نیستی، اما هرشب تصویرت را در حوض خانه میبینم و میدانم گریه به روی ماهت میاید
چه شد که شب گردی، صفت هزیان گویان شد و ما شدیم سرگردان غبار صبح گاهی؟
شب برای ما بود من هنوز آرامش نفس هایت را به یاد دارم که میگفتی مست یک بوسه از لبانم هستی.... من مرده هنوز شب زنده دارم با شکسته ترین حالت نور
دردناک ترین قسمت شب که تمام زنان این شهر یک صدا تا صبح مینالند
#مبینافراهانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوزده سالم بود
هیچوقت چیزی به این زیبایی ندیده بودم
"تو"
دست
به دیوار غار می کشید و
راز اشک را نمی دانست
و دوستت دارم
در گلویش می مرد،
مردی
که پیش از پیدایش زبان
دلباخته ی زنی
از کوهستان مجاور می شد


#احمد_ندایی
Indila - Love Story
فرانسوی
من با این اهنگ به عزما رفتم
اونقدر دلم برات تنگ شده که حاضرم چشام اون جایی که نیستی رو نبینه

#مبینافراهانی
1
چند روزی آسمان نزدیک است....
#یاعلی🙏