اشعار مجتبی سپید
1.6K subscribers
61 photos
3 videos
1 file
6 links
Download Telegram
ترانه ی سپید


مثل تک درختی که بالای تپه س
دلم تُی بارون و میشناسه و بس
مث جاده هایی که متروکه موندن
چشام انتظارو تا اینجا کشوندن

منم پمپ بنزین بی استفاده
یه روزی میگفتن بهم ماهِ جاده
حالا حتی قده دو تا بوق و چشمک
به یادم نبودن سوارو پیاده

مث عابرایی که مقصد گریزن
توی جاده هایی که دیوونه خیزن
شدم مثل رودا که دنبال سدن
نمیخوان برن تا به دریا بریزن

یه مش خاک و وا کن رو در روی توفان
نگا کن به اون ذره گردی که میره
من اون گرد ریزم که حل شد توی باد
همونجوری گم میشه مردی که میره

مث تابلوهای تو جاده نبینم
همونم که بودم هنوزم همینم
یه جا بند نمیشم تا روزی بمیرم
دلم راه نمیره درک من که میرم


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانى
#جاى_شاعر_زندان_نيست
19👍5👏5🔥2👎1👌1
برای تک تک دیر آمدن ها عذر میخواهم
عزیزم ، چشم ، در راهم عزیزِ چشم بر راهم!

جوابی نیست تا وقتی تمام آنچه من هستی
اگر گهگاه میپرسی چرا اینقدر خودخواهم؟

به اقیانوس میماند اگر دریاچه ی عشقت
چون افزودی چون افزودم نه میکاهی نه میکاهم

غزل پشت در است اما حسادت مشت میکوبد
خبر دارد تو باشی هیچ مهمانی نمیخواهم

به تعداد تمام واژگان افسوس خواهم خورد
که با شیرین کلامت از شمار بوسه میکاهم

به عاشق بوسه پیش آید تعلل میکند آیا؟!
تعلل کار عاقل هاست تا دیوانگان ، ما هم...

نمایشگاه اعضای تنی سر تا به پا سیمین!
نگهبان تورا من حامل صد بارک اللهم

من از یادت نمیکاهم به قول شهره ی نیما
نباشی هرکجا باشم "تورا من چشم در راهم"


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانى
#جاى_شاعر_زندان_نيست
16👍14👎1👌1
حمله کردند قشونی که مسلح به غم اند
این قشون بی تو چه بسیار ولی با تو کم اند!

چیده ام پاره کنم عکس تورا دستانم...
دلشان نیست پشیمان شدگان محترم اند!

ده قدم رسم دوئل نیست مگر؟ این غم ها
طبق معمول پی طی شدن نه قدم اند!

ارتشِ یاد تو آرایش جنگی دارند
محض دق مرگی ام این خاطره ها همقسم اند!

کل غم های مرا یک غم تنها زایید
بیشماران همه از نسل همان ذره غم اند!

صرف تشخیص شد اوقاتم و بی حاصل بود
آه هایی که کشیدم همه مانند هم اند!

بیش کشتار ترین لشکر تاریخ! ای غم!
آفرین! مثل سپاه تو وفادار کم اند


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
20👍13👏4👎1
دلم مثال بلا در بلاست لامصب
خودش به درد خودش مبتلاست لامصب!

چگونه است که میسوزد و نمیریزد؟!
دلم به باورِ آتش طلاست لامصب!

غم این غریبه ناخوانده از تمام شهر
به چشم خانه ی من آشناست لامصب!

کسی ندیده دلم را؟ کسی خبر دارد؟
یکی به من برساند کجاست لامصب؟!

نشد بگیرمش عاجز شدم بگیریدش
دلم مهار ندارد ؛ رهاست لامصب!

آهای چرخ کلک! این خمیده ی خاموش
شکوه شعر جهان؛ مشتباست لامصب!

"هنوز باغِ تو باور نکرده باران را"
که سالهاست زمین در کماست لامصب!

به گوشِ مادر گیتی بلند باید گفت
که این وفای تو عین جفاست لامصب!


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
29👍2👏2👎1🔥1
سفره ای وا نکرده غارت شد
بعد "ب" قبل ختم اسمِ الله!
قصه ی سفره حاکی از این است
غصه ی سفره سهممان شد، آه!

خوک همسایه خاکمان را خورد
زنده زنده به سبک کفتاری
چشممان خیره خیره میسوزد
چشمِ ما زندگانِ چون ارواح!

صبح اعدام خالو گل ممد
شیرعلی را شغال ها بردند...
قوچ علی سربدارِ طباخی ست
طبق دستور شخص گرگ الله!

کسی از غیب علی خبر دارد؟
بعد گونی چه بر سرش آمد؟
ریزعلی تاکسیدرمی شد یعنی
پُر شده پوست تنش از کاه!

عشقعلی شد جناب سرجوخه
وقتِ تیرِ خلاص میخندید
به زوایای نعش همخونان
مردکِ عمِه مادرِ گمراه!

گربه ی کورِ جانعلی میگفت:
استجاب دعای کرکس هاست
قدِ ظالم نمیشود کوتاه
عمرِ ظلمش کشید تا پنجاه!

قندعلی شیره میخورد ناکس
لقوه دارد صدای وافورش
منقلش برده تا لبِ گورش
مرده ای زنده میشود گهگاه!

قصه ی سفره ننگ سنگین است
کار فتوای وحشی الدین است
که سرانجام جنگلم این است
مرجعِ بی رساله ی اشباح!

نه به گوش گراز راهی شد
نه به هوش الاغ قد میداد
پشت این میله ها سگی میگفت
جورِ سگ را نمیکشد روباه!


#مجتبی_سپید
26👍15👏6👎3
چاره ام چیست به جز فاصله از کیش شما ؟
نمی ارزید به زجرش عسل و نیش شما !

پای منبر پیِ بزغاله یِ گیج آمده ام
ذوقِ باطل نکند شیخِ کج اندیش شما !

در سَرم حل شده ، آنی که پی اش میگردید
آخر این آدمِ عریان چه به تفتیش شما؟!

قصه ی تیغ و گلو بعدِ تراشیدن نیست؟
سیرتِ صافِ من و صورتِ خوش ریش شما!

من که تسلیمِ صَلاحم به سِلاحم سوگند
پس چه غم چیست حسابات کم و بیش شما !

مانده ام خرمن خود راببرم یا نبرم
گاو اگر گاو منو خیش اگر خیش شما!

عِلم غیرت به من آموخت تنِ رنجورم
تا تکدی نکند شاعرِ درویش شما

بعداز این جانِ شما و غزلیاتی چند
باشد این تحفه ی ناقابلِ من پیش شما ..‌


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
29👍6🔥5👏4👎1
من آنقدر که تو دیوانه ای نبودم خب!
جنون نبود به قدر تو در وجودم خب !

نگفتمت نرو آنجا که اهل توصیف اند؟
نگفتی ام که چرا ؟ گفتمت حسودم خب!

مجال بوسه در این سازه احتراما نیست؟
اجازه خواه تو از لحظه ی ورودم خب!

اگر تویی که تو را مصلحت نشستن نیست
اگر منم که من آغوش خود گشودم خب!

برای دادن القابِ تازه فکری کن
مریض ومُغرض و دیوانه ات که بودم خب !

نگفته ای و شنیدم دلت غزل میخواست
اگرچه خود نشنیدی ولی سرودم خب!

نظر به طعمِ گلویم که نوش لبهایت
کمی ملاحظه کن، میکنی کبودم خب!

میانِ خاطره ها شرط مان که یادت هست
قرار بود نبازی دل و ربودم خب!



#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
28👍10🥰2👏2👎1
گفتی دلت را میبرد یک آشنا، کی ؟ کِی ؟ کجا؟!
هی دسته گل می آورد اینروزها ، کی؟ کِی؟ کجا؟!

باخلق و خویی نیک تر درظاهر از من شیک تر
از من به تو نزدیکتر ازمجتبا؟ کی؟ کی؟ کجا؟!

گفتی که راهت را گرفت اخم نگاهت راگرفت
دست گناهت را گرفت ای بی وفا !کی؟ کی ؟کجا؟

گفتی تو را بوسیده پس، نادیده ها را دیده پس
گفتی به من خندیده پس بعداز چرا؟کی؟کی؟ کجا؟

گفتی غزلبازی قَدَر با شعرهای تند و تر
دل برده از من بیشتر ای مرحبا! کی؟ کی؟ کجا؟!

کی مثل من سازش کند؟همراهی فاحش کند؟
اول تو را خواهش کند وقت دعا؟ کی؟ کی؟ کجا؟

بازار گرمی کن بلا! اما طلا یعنی طلا
مانند من تا انتها کی مانده، ها؟! کی؟ کی؟ کجا؟



#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
49👏12👍7👎2
چون صفایِ مقدمت بر سرسرای مشتری
هرچه داری عرضه کن ، ای گل برای مشتری

چشمهایت چند ؟ لطفا خرج را سنگین نکن
کاش بگذاری خودت را گاه جای مشتری

بعدِ چشمت فکرِ تعیین بهای سینه باش
بحث قیمت کن! چکارت بر حیای مشتری؟!

قاشقی از گوشه ی لبها برای امتحان
هدیه کن تا جذبه ای باشد برای مشتری!

یک بغل لبخند میخواهم به دور از کاسبی ست
اخمِ بی مورد به تصمیمِ بجای مشتری

محض درمان میخرم،  ارزانتر از تخفیف باش
شاملِ حالِ خودت کن از دعای مشتری!

خوردنیهایت زیادند از قضا،  امانترس
عرضه کن ای بی خبر از اشتهای مشتری!

کاش باقی بردنی بود از تمام خوردنی
التیامِ ناگزیرِ دردهای مشتری!

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانى
#جاى_شاعر_زندان_نيست
16👍5🥰2👎1
ای پشت به من کرده! به دیوار نگو نه
رد است در آداب تو این کار نگونه

درجنگ دلم فلسفه را سفسطه برده ست
ای بی خبر از لذت اصرار !   نگو نه

گفتند که تمجید غزل میکنی از من
انکار نکن  ، میرسد اخبار نگو نه

هنگامه ی تاراجِ روانم که نبودی
داروی شفا بخش!  به بیمار نگو نه

آری چه بدی داشت که بسیار نگفتی؟
یک مرتبه یک مرتبه یک بار نگو نه

برباد  حجابی که پس از بوسه بیاید
بردار   پریشان شده بردار نگو نه

دیوار تو را لمس کند عیب ندارد؟!
من کمترم از آجر دیوار؟  نگو نه

میکوشم و مینوشم اگر راه ببندی
بر تشنه،  لبِ چشمه ی اجبار،  نگو نه

می آیی و می مانی و میخندی و من نیز
دلخوش به همین مختصر اصرار نگو نه

راضی نشو این چرخِ کبود از سر تفریح
هربار شود بر سرم آوار نگو نه


#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#زندان_جای_شاعر_نیست
23👍8👏3👎1
خوابتان برده و بختک ... به جهنم به درک!
اشبه الناس به دلقک! به جهنم به درک

باغتان سوخت به اخبار ذغالی که نشست
سرِ قلیان مترسک به جهنم به درک

غیرت از دست شما مرد ، شما میگردید
پی قاتل ؟ پی مدرک؟ به جهنم به درک

ننگ صبرید در آتش ، به تحمل سوگند!
همگی با هم و تک تک به جهنم به درک

دیگر از دامن عفت که شرف نقشش بود
چه به جا مانده به جز لک؟  به جهنم به درک

اشک ناخواسته! این خواسته ی رعیت بود
اجنبی میزندش چک  به جهنم به درک

جمع مستان که رسیدند فراری دادند
اندک و اندک و اندک به جهنم به درک

اگر این مَشتی مشکوک به آدمها را
میکشد آفت این شک،  به جهنم به درک

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانى
#جاى_شاعر_زندان_نيست
👍3021👏18👎3👌2
از قرمزی خطوطمان رد کرده ست
اعلام تعرض مجدد کرده ست
این دشمن مشترک فنا خواهد شد
بااینکه نظاممان به ما بد کرده ست


#مجتبی_سپید
👍348👎8👏7
سوگند که عمرتان به دنیا فانی ست
سوگند که انتهایتان ویرانی ست

تاریخ اراده کرده تا بنویسد
مامور هلاکت شما ایرانی ست

#مجتبی_سپید
33👍10👏7👎5👌5
هنگامه ی وعده ی خدا نزدیک است
پایان رژیم ادعا نزدیک است

امروز به حول قوه ی ایرانی
بمب از رگ گردن به شما نزدیک است

#مجتبی_سپید
46👎10👏8👍5👌5🔥4🥰2
وقت رفتن رسیده باید رفت
وطنم پاره ی تنش را کشت
(قُتِلت) پس نگو (بِاَی ذنبِ)؟
هر که سمت خدا بگیرد مشت…

دهنش را ملات میگیرند
دست معمار را نباید خواند!!!
این ستون های پوچ میگویند
در فضایی چنین نباید ماند.

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
👍33👏73👎3
بالا نشین برج های واژگونیم
حاشا رسد تا سینه ی ما نردبان ها..!

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
👍22👏74👎2
صبحت بخیر ای نفس ای رنگ زندگی
دنیا اگر نداشت تورا لذتی نداشت..!🤍

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
27👍4👎2🥰2👏2🔥1
ای کهنه گان تاریخ در حسرت چه مُردید؟!
ما نسل تازه دیریست در سوگ خود نشستیم…

#مجتبی_سپید
#شاعر_زندانی
#جای_شاعر_زندان_نیست
29👌7👏3👎2🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.


#شعر_و_آوا : #مجتبی_سپید 🎤

#جای_شاعر_زندان_نیست!
همسفر قصه ی من قصه ی شیرینی نیست....


@mojtabasepid
30👌3🔥2👏1
هزاران چشم زیبا در نگاهم تیر باران شد!
در آن شبهای تصویری صدا هم تیرباران شد!

جنونِ گاز خردل بود و قربانگاهِ اکسیژن
زمین جای خودش، آنشب هوا هم تیرباران شد!

خدا پشت و پناهم بود تا آنجا که خونم ریخت
خدا هم آسمانی شد خدا هم تیرباران شد!

دلم با مرد جنگی رفت در ارابه ای خونین
نه تنها پای معلولش عصا هم تیرباران شد!

تحمل جای مرهم را میان زخمها پر کرد
نمانده چاره ای دارالشفا هم تیر باران شد!

شهادت رمز پیروزی ست می‌گفتند و میکشتند
چه بی‌رحمانه قانون بقا هم تیرباران شد

قساوت واژه ای درخور برای این شقاوت نیست
تنِ بی جانِ در خوابِ کما هم تیرباران شد!

به جرم مرگ اجباری درآن هنگامه ی تاری
پس از یک اربعین زاری عزا هم تیرباران شد....

#مجتبی_سپید
41👏13👍6👎4👌4🔥3