This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ دوزخیان از هما
@mohammadalisami
@mohammadalisami
در نیمههای شب از خواب پرید. سر در یقه فرو داد و نشست. سرش تیر کشید. طعم گس روی زبان خشکشدهاش دوید. پاهای خشک نیقلیانیاش را در بغل فشرد. نتوانست شانههای کرخشدهاش را تکان دهد. موهای پریشانش روی پیشانیاش ولو بود. قیِ گوشۀ پلک چپش را با سرانگشت دست گرفت. خمیازهای سست لبهای تناسبستهاش را تلخ کرد. از فرط پریشانخوابی خواست نعره بکشد. وحشت سرتاپایش را میلرزاند. صدای گلولۀ گزمهها که در خواب، قلب دوست دانشجوی دخترش را نشانه رفته بود، هنوز در گوشش میپیچید و هر دم تپش قلبش را تندتر میکرد. ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
@mohammadalisami
شعرخوانی محمود دولت آبادی.ts
2.7 MB
محمود دولتآبادی ـ همهجا شب است.
ملیگرایی
در برخی از کشورها افراد، سازمانها و دولتمردان برای ادامۀ سلطه و کسب حاکمیت به هر نوع ابزاری توسل میجویند. یکی از ابزارهایی که از آن سوءاستفاده میکنند تا حقانیت خود را اثبات کنند وطن و ملیگرایی است.
اعتقاد به ملیگرایی و وطندوستی هنگامی معنا پیدا میکند که دفاع از وطن در اولویت سیاستهای حاکمیتی قرار گیرد. روابط دیپلماتیک حول و حوش منافع ملی تفسیر گردد. ایدئولوژی بر ملیگرایی مقدم دانسته نشود. تمام آحاد مردم صاحبان کشور قلمداد شوند. افراد آن سرزمین به درجه یک و درجه دو تقسیم نگردند. عقاید و اندیشههای اعتقادی ملی و دینی همۀ مردم به رسمیت شناخته شود.
اگر دولتمردان و حاکمان کشوری تمامی مردم را صاحب کشور خودشان ندانند و آنان را بر اساس اعتقادات ایدئولوژی و عقاید مذهبی یا هر نوع باورهای اعتقادی دیگر ارزیابی و امتیازبندی کنند، در صورتی که ادعای ملیگرایی و وطندوستی سر دهند، قصدشان ترفندی برای ادامۀ حاکمیت و حکمرانی است و در صدد سوءاستفاده از ملیگرایی هستند ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
در برخی از کشورها افراد، سازمانها و دولتمردان برای ادامۀ سلطه و کسب حاکمیت به هر نوع ابزاری توسل میجویند. یکی از ابزارهایی که از آن سوءاستفاده میکنند تا حقانیت خود را اثبات کنند وطن و ملیگرایی است.
اعتقاد به ملیگرایی و وطندوستی هنگامی معنا پیدا میکند که دفاع از وطن در اولویت سیاستهای حاکمیتی قرار گیرد. روابط دیپلماتیک حول و حوش منافع ملی تفسیر گردد. ایدئولوژی بر ملیگرایی مقدم دانسته نشود. تمام آحاد مردم صاحبان کشور قلمداد شوند. افراد آن سرزمین به درجه یک و درجه دو تقسیم نگردند. عقاید و اندیشههای اعتقادی ملی و دینی همۀ مردم به رسمیت شناخته شود.
اگر دولتمردان و حاکمان کشوری تمامی مردم را صاحب کشور خودشان ندانند و آنان را بر اساس اعتقادات ایدئولوژی و عقاید مذهبی یا هر نوع باورهای اعتقادی دیگر ارزیابی و امتیازبندی کنند، در صورتی که ادعای ملیگرایی و وطندوستی سر دهند، قصدشان ترفندی برای ادامۀ حاکمیت و حکمرانی است و در صدد سوءاستفاده از ملیگرایی هستند ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساقی بده یک جرعه می، مست و خرابم
@mohammadalisami
@mohammadalisami
روز قلم
بر اساس اعتقاد برخی از مورخین، در ایران باستان، روز سیزده تیرماه که جشنتیرگان بوده، هوشنگ، پادشاه پیشدادی، نویسندگان را مورد توجه و عنایت قرار میداده و این روز را روز قلم نامیده است. اما در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، به پیشنهاد انجمن قلم ایران، روز چهارده تیرماه، روز قلم نامگذاری شد.
قلم یادآور مطلب و موضوعی است که نوشته میشود. ابزاری است که قدرت تخیل و خلاقیت ذهنی را به روی صفحۀ کاغذ انتقال میدهد. از هنگامی که بشرِ ابتدایی توانست با ابزار قلم خط را اختراع کند، قلم، تمدنهای کهن را به نسلهای آینده انتقال داد؛ کتیبههای گلین که با قلم منقّش به خطوط مختلف شدند، در زمرۀ اسناد باستانشناسی قرار گرفتند. قلم سبب شد منشور کورش کبیر ثبت شود؛ کلک عزلهای حافظ شیرازی گردد و نسلهای متوالی را یکی بعد از دیگر به هم پیوند دهد.
قلم در طول زمان عاملی برای پیشرفت بشریت گردید. بیرویه نیست که دکترعلی شریعتی قلم را توتم خود میداند و با صدای رسا میگوید «قلم، توتم من است». روز قلم بر تمام دوستداران قلم مبارک باد ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
بر اساس اعتقاد برخی از مورخین، در ایران باستان، روز سیزده تیرماه که جشنتیرگان بوده، هوشنگ، پادشاه پیشدادی، نویسندگان را مورد توجه و عنایت قرار میداده و این روز را روز قلم نامیده است. اما در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، به پیشنهاد انجمن قلم ایران، روز چهارده تیرماه، روز قلم نامگذاری شد.
قلم یادآور مطلب و موضوعی است که نوشته میشود. ابزاری است که قدرت تخیل و خلاقیت ذهنی را به روی صفحۀ کاغذ انتقال میدهد. از هنگامی که بشرِ ابتدایی توانست با ابزار قلم خط را اختراع کند، قلم، تمدنهای کهن را به نسلهای آینده انتقال داد؛ کتیبههای گلین که با قلم منقّش به خطوط مختلف شدند، در زمرۀ اسناد باستانشناسی قرار گرفتند. قلم سبب شد منشور کورش کبیر ثبت شود؛ کلک عزلهای حافظ شیرازی گردد و نسلهای متوالی را یکی بعد از دیگر به هم پیوند دهد.
قلم در طول زمان عاملی برای پیشرفت بشریت گردید. بیرویه نیست که دکترعلی شریعتی قلم را توتم خود میداند و با صدای رسا میگوید «قلم، توتم من است». روز قلم بر تمام دوستداران قلم مبارک باد ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
خیرالله
اغلب اوقات ساکت بود. نگاهی به روشنایی شبنم صبحگاهی داشت. نشاط نوجوانی روی چهرهاش نوسان میگرفت. گو اینکه مدام نسیمی ملایم از سبزهزارهای روستا بر گونههایش میوزید. گاه پلکهای شبقیرنگش ضربانی تند میگرفت و گاه، نگاه نافذش برجسته میشد.
خیرالله هرروزه کتاب و دفتر مشق، در دست میگرفت. از کوچههای تنگ و باریک روستای خفر میگذشت. برای رفتن به دبیرستان، از کورهراه شرقی ـ غربیِ نشسته بر سینهکش کوه نساء، پیش میرفت تا به دبیرستان برسد.
خیرالله اگرچه دانشآموز کلاس من نبود اما در طول روز، ساعاتی در منزلم، در نشستهایی که در حد توان، به مباحث سیاسی و تیبین مواضع گروهها و سازمانهای شناسنامهدار، پرداخته میشد، شرکت میکرد. او در سیری تدریجی، یکی از منتقدین برخی از عملکردهای حاکمیتی شد. عواقب چنین مواضعی، گریبانش را رها نکرد و مدتها دچار هزینههای سرسامآوری شد.
حوادث و تلاطمهای فضای سیاسی سال 1360 خورشیدی به گونهای رقم خورد که سالها، هم من در تنگنا و محبس بودم و هم از خیرالله خبری نبود. بعد از پیدایش اینترنت و گشودهشدن کانالهای مجازی، برایم پیام گذاشت. کارمند بانک ملی شده بود. شیدایی و احساسات دانشآموزی، هنوز در وجودش تلاطم داشت. خیلی مشعوف بود که از حوادثی که برای من پیش آمده بود، در نهایت زنده ماندهام.
خیرالله اگرچه در یاسوج زندگی میکرد اما هرازگاهی با تلفن یا کانالهای مجازی تماس میگرفت. اما از حدود دو سال قبل، گو اینکه غیبش زد. وقتی متوجه شدم در گیرودار مشکلات روزمرگی، روح به جانآفرین تسلیم کرده، یاد روزهایی که آموزگار بودم و او دفتر و کتاب در دست میگرفت و تبسمکنان سراغم میآمد و میگفت: «آقامدیر، مواظب خودت باش، خبرهای بدی شنیدم»؛ ذهنم را به تلاطم میاندازد و تصویرش در حافظهام موج میگیرد ـــ محمدعلی سامی
https://t.me/mohammadalisami
اغلب اوقات ساکت بود. نگاهی به روشنایی شبنم صبحگاهی داشت. نشاط نوجوانی روی چهرهاش نوسان میگرفت. گو اینکه مدام نسیمی ملایم از سبزهزارهای روستا بر گونههایش میوزید. گاه پلکهای شبقیرنگش ضربانی تند میگرفت و گاه، نگاه نافذش برجسته میشد.
خیرالله هرروزه کتاب و دفتر مشق، در دست میگرفت. از کوچههای تنگ و باریک روستای خفر میگذشت. برای رفتن به دبیرستان، از کورهراه شرقی ـ غربیِ نشسته بر سینهکش کوه نساء، پیش میرفت تا به دبیرستان برسد.
خیرالله اگرچه دانشآموز کلاس من نبود اما در طول روز، ساعاتی در منزلم، در نشستهایی که در حد توان، به مباحث سیاسی و تیبین مواضع گروهها و سازمانهای شناسنامهدار، پرداخته میشد، شرکت میکرد. او در سیری تدریجی، یکی از منتقدین برخی از عملکردهای حاکمیتی شد. عواقب چنین مواضعی، گریبانش را رها نکرد و مدتها دچار هزینههای سرسامآوری شد.
حوادث و تلاطمهای فضای سیاسی سال 1360 خورشیدی به گونهای رقم خورد که سالها، هم من در تنگنا و محبس بودم و هم از خیرالله خبری نبود. بعد از پیدایش اینترنت و گشودهشدن کانالهای مجازی، برایم پیام گذاشت. کارمند بانک ملی شده بود. شیدایی و احساسات دانشآموزی، هنوز در وجودش تلاطم داشت. خیلی مشعوف بود که از حوادثی که برای من پیش آمده بود، در نهایت زنده ماندهام.
خیرالله اگرچه در یاسوج زندگی میکرد اما هرازگاهی با تلفن یا کانالهای مجازی تماس میگرفت. اما از حدود دو سال قبل، گو اینکه غیبش زد. وقتی متوجه شدم در گیرودار مشکلات روزمرگی، روح به جانآفرین تسلیم کرده، یاد روزهایی که آموزگار بودم و او دفتر و کتاب در دست میگرفت و تبسمکنان سراغم میآمد و میگفت: «آقامدیر، مواظب خودت باش، خبرهای بدی شنیدم»؛ ذهنم را به تلاطم میاندازد و تصویرش در حافظهام موج میگیرد ـــ محمدعلی سامی
https://t.me/mohammadalisami
Telegram
محمدعلی سامی (mohammadali sami)
محمدعلی سامی
تلگرام: mohammadali-sami@
شماره تماس: 09132758711
تلگرام: mohammadali-sami@
شماره تماس: 09132758711
https://uploadkon.ir/uploads/6c4f18_26c.jpg
رقابت جایگزینی برای حسادت
یکی از عارضههایی که در تمام شئونات اجتماعی موجب اختلال و فرسایندگی پیشرفتها میشود حسادت است. فرد حسود تصور میکند شخص مورد نظرش، در زمینههایی از قبیل عشق، مقام، موقعیت شغلی، جایگاه اجتماعی یا ثروت اقتصادی چنان موقعیتی به دست آورده که برای او تهدیدی بالفعل شده است.
حسادت بر اثر یکی از عواملی از قبیل خودخواهی، نادیدهانگاری دیگران، بزرگبینی، کمبود برخی از ویژگیهای معرفتی، قومگرایی، دگماندیشی، برتریطلبی قومی یا مذهبی، ممانعت از رشد و ترقی افراد غریبهتر و دهها مورد دیگر پدید میآید. چنین احساسی منجر به اضطراب، پریشانروانی، سردرگمی، افسردگی، رفتارهای ناهنجار، بدبینی، اغتشاش ذهنی، اختلال روانی و ناکامی در کارهای روزمره میشود.
برای مقابله با حسادت میتوان از رقابت استفاده کرد. اگر سعی شود در تلاشهای روزمره، کسب دانش، توسل به فضیلتهای اخلاقی، ایجاد روابط عمومی، دوستداشتن دیگران، ارزش قایلشدن برای سایر افراد، رعایت قانون، دوری از هر گونه رفتار ناهنجار و هدایت دیگران رقابت داشته باشیم، علاوه بر دستیابی و متعالیترشدن در زندگی، میتوان از میزان حسادت کاست و رقابت را جایگزینی مناسب برای حسادت نمود ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
رقابت جایگزینی برای حسادت
یکی از عارضههایی که در تمام شئونات اجتماعی موجب اختلال و فرسایندگی پیشرفتها میشود حسادت است. فرد حسود تصور میکند شخص مورد نظرش، در زمینههایی از قبیل عشق، مقام، موقعیت شغلی، جایگاه اجتماعی یا ثروت اقتصادی چنان موقعیتی به دست آورده که برای او تهدیدی بالفعل شده است.
حسادت بر اثر یکی از عواملی از قبیل خودخواهی، نادیدهانگاری دیگران، بزرگبینی، کمبود برخی از ویژگیهای معرفتی، قومگرایی، دگماندیشی، برتریطلبی قومی یا مذهبی، ممانعت از رشد و ترقی افراد غریبهتر و دهها مورد دیگر پدید میآید. چنین احساسی منجر به اضطراب، پریشانروانی، سردرگمی، افسردگی، رفتارهای ناهنجار، بدبینی، اغتشاش ذهنی، اختلال روانی و ناکامی در کارهای روزمره میشود.
برای مقابله با حسادت میتوان از رقابت استفاده کرد. اگر سعی شود در تلاشهای روزمره، کسب دانش، توسل به فضیلتهای اخلاقی، ایجاد روابط عمومی، دوستداشتن دیگران، ارزش قایلشدن برای سایر افراد، رعایت قانون، دوری از هر گونه رفتار ناهنجار و هدایت دیگران رقابت داشته باشیم، علاوه بر دستیابی و متعالیترشدن در زندگی، میتوان از میزان حسادت کاست و رقابت را جایگزینی مناسب برای حسادت نمود ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهارمضراب ـ اصفهان ـ جلیل شهناز ـ اجرا فرزانه مهدیزاده.
@mohammadalisami
@mohammadalisami
https://uploadkon.ir/uploads/89e123_261.png
کلبۀ عموتُم
در هر کشور و منطقهای که قوانین یکجانبه و ظالمانه وضع شود رفتارهای قبیح، عملکردهای ناهنجار، ارتکابهای جنحه و جنایت، تضییع حقوق دیگران و سایر تخلفات، با استناد به قوانین موجود، مشروع و قانونی جلوه داده میشوند. در چنین فضایی، هرچند افراد، شخصیتها، سازمانها و دیگر نهادها قصد خدمت داشته باشند اما اکثر آنان به تبع چنین فضایی ناکارآمد، بیتعهد و متخلف میگردند.
نمونۀ چنین فضایی که قوانین ظالمانه دست شهروندان و بهخصوص مقامات دولتی را برای ارتکاب جرم و جنایت آزاد میگذاشت، قوانین بردهداری در آمریکای شمالی، تا سال 1865 میلادی که نظام بردهداری توسط رییسجمهور آبراهام لینکلن لغو شد، ادامه داشت.
در کتاب رمان کلبۀ عموتُم، نوشتۀ هریت بیچراستو، جلد اول، ترجمۀ منیر جزنی، انتشارات نی، چاپ سال 1346 خورشیدی، در صفحۀ 206، با توجه به حاکمیت قوانین ظالمانه و یکجانبه، در باره یکی از بازرگانان سنگدل و بیرحم به نام هالی که در تجارت برده به هر گونه رفتار بیرحمانهای دست میزد و صدها برده را به کام مرگ سوق میداد، آمده است:
«چه کسی این بازرگان را به وجود آورد؟ چه کسی بیشتر، قابل سرزنش است؟ مردِ باهوش و تربیتشدهای که مدافع قوانینی است که بازرگان، لازمۀ آن شده یا خودِ این بازرگان بیچاره؟ [یقیناً] شما [حاکمان وضع قوانین بردهداری] که افکار عمومی را به وجود میآوردهاید [مقصر هستید]. [شما شکلدهندۀ] افکار عمومی که شریک جرم بردهفروشی است [میباشید]. شما هستید که این مرد را منحرف و پست ساختهاید. شما هستید که او را چنین فاسد کردهاید که دیگر از کارهای زشتش شرم نمیکند. از چه رو گمان میکنید شما بهتر از او هستید؟ آیا برای اینکه عالمید و او جاهل؟ برای اینکه شما در رأس نردبان اجتماع قرار دارید و او در انتهای آن؟ آیا برای اینکه شما محصول یک تمدن لطیف هستید و او مرد خشنی، بیش نیست؟ برای اینکه شما هنر و قریحه دارید و او از اینها بیبهره است؟!» ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
کلبۀ عموتُم
در هر کشور و منطقهای که قوانین یکجانبه و ظالمانه وضع شود رفتارهای قبیح، عملکردهای ناهنجار، ارتکابهای جنحه و جنایت، تضییع حقوق دیگران و سایر تخلفات، با استناد به قوانین موجود، مشروع و قانونی جلوه داده میشوند. در چنین فضایی، هرچند افراد، شخصیتها، سازمانها و دیگر نهادها قصد خدمت داشته باشند اما اکثر آنان به تبع چنین فضایی ناکارآمد، بیتعهد و متخلف میگردند.
نمونۀ چنین فضایی که قوانین ظالمانه دست شهروندان و بهخصوص مقامات دولتی را برای ارتکاب جرم و جنایت آزاد میگذاشت، قوانین بردهداری در آمریکای شمالی، تا سال 1865 میلادی که نظام بردهداری توسط رییسجمهور آبراهام لینکلن لغو شد، ادامه داشت.
در کتاب رمان کلبۀ عموتُم، نوشتۀ هریت بیچراستو، جلد اول، ترجمۀ منیر جزنی، انتشارات نی، چاپ سال 1346 خورشیدی، در صفحۀ 206، با توجه به حاکمیت قوانین ظالمانه و یکجانبه، در باره یکی از بازرگانان سنگدل و بیرحم به نام هالی که در تجارت برده به هر گونه رفتار بیرحمانهای دست میزد و صدها برده را به کام مرگ سوق میداد، آمده است:
«چه کسی این بازرگان را به وجود آورد؟ چه کسی بیشتر، قابل سرزنش است؟ مردِ باهوش و تربیتشدهای که مدافع قوانینی است که بازرگان، لازمۀ آن شده یا خودِ این بازرگان بیچاره؟ [یقیناً] شما [حاکمان وضع قوانین بردهداری] که افکار عمومی را به وجود میآوردهاید [مقصر هستید]. [شما شکلدهندۀ] افکار عمومی که شریک جرم بردهفروشی است [میباشید]. شما هستید که این مرد را منحرف و پست ساختهاید. شما هستید که او را چنین فاسد کردهاید که دیگر از کارهای زشتش شرم نمیکند. از چه رو گمان میکنید شما بهتر از او هستید؟ آیا برای اینکه عالمید و او جاهل؟ برای اینکه شما در رأس نردبان اجتماع قرار دارید و او در انتهای آن؟ آیا برای اینکه شما محصول یک تمدن لطیف هستید و او مرد خشنی، بیش نیست؟ برای اینکه شما هنر و قریحه دارید و او از اینها بیبهره است؟!» ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
مرگ برای همه پیش خواهد آمد. اما کسانی هستند که مرگ، بَدَل به سرآغازی مجدد برای تولدشان میگردد. از جمله طیفی که مرگ حتی در گذر زمان، قادر به پاشیدن غبار فراموشی بر آنان نخواهد شد، هنرمندان هستند. شاید اکبر عبدی را بشناسید ـــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
@mohammadalisami
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقت کردید ببینید.
ضرورت احزاب
یکی از ضروریات جامعۀ مدنی وجود احزاب است. احزاب و تشکلها هنگامی قادر به فعالیتهای مسالمتآمیز هستند که از آزادیهای مصرع در قانون اساسی همان کشور برخوردار باشند. تشکلها، سازمانها و احزاب با پیچوخم و کموکاستیهای جامعه آشنا هستند. عوامل بازدارندۀ رشد و جهشهای سیاسی و اقتصادی را پییابی میکنند. طبیعی است که از تواناییِ دادن راهکارهای اساسی برخوردار میباشند و قادر هستند بازوان گرهگشایی برای مسئولین باشند.
یکی از عواملی که نظام شاهنشاهی از آن غافل ماند و در شیب سقوط قرار گرفت، میدانندادن به احزاب سیاسی و ملیگرایی بود. اگر فضای کنش سیاسی برای منتقدین ملیگرا و سکولار فراهم میشد چه بسا که نظام با سرعت باورنکردنی سقوط نمیکرد. امید که دستاندرکاران کشورهای مختلف به گونهای فضای آزادی را برای فعالیتهای مسالمتآمیز فراهم کنند که جوامع مختلف روزبهروز در روند پیشرفت و سازندگی قرار گیرند ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
یکی از ضروریات جامعۀ مدنی وجود احزاب است. احزاب و تشکلها هنگامی قادر به فعالیتهای مسالمتآمیز هستند که از آزادیهای مصرع در قانون اساسی همان کشور برخوردار باشند. تشکلها، سازمانها و احزاب با پیچوخم و کموکاستیهای جامعه آشنا هستند. عوامل بازدارندۀ رشد و جهشهای سیاسی و اقتصادی را پییابی میکنند. طبیعی است که از تواناییِ دادن راهکارهای اساسی برخوردار میباشند و قادر هستند بازوان گرهگشایی برای مسئولین باشند.
یکی از عواملی که نظام شاهنشاهی از آن غافل ماند و در شیب سقوط قرار گرفت، میدانندادن به احزاب سیاسی و ملیگرایی بود. اگر فضای کنش سیاسی برای منتقدین ملیگرا و سکولار فراهم میشد چه بسا که نظام با سرعت باورنکردنی سقوط نمیکرد. امید که دستاندرکاران کشورهای مختلف به گونهای فضای آزادی را برای فعالیتهای مسالمتآمیز فراهم کنند که جوامع مختلف روزبهروز در روند پیشرفت و سازندگی قرار گیرند ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
مولوی: پیر پیرِ عقل باشد ای پسر / نه سپیدیِ موی اندر ریش و سر
@mohammadalisami
@mohammadalisami
https://uploadkon.ir/uploads/586818_26Untitled.png
خورشید تابان
او هم، یک انسان بود. تمام نیازهای جسمانی که دیگران دارند در او هم یافت میشد. اشتباه هم داشت. مسلم است که از ضعف هم تهی نبود. خودش هم اشراف داشت در امور سیاست و حکمرانی نباید نقش مطلقی داشته باشد. در اصل به گونهای میکوشید تا دیگران او را مطلق نپندارند. اگرچه قهرمان ملی لقب یافته بود اما در عمل نشان میداد مسیر قهرمانپروری را دوست ندارد.
این چهرۀ ملیگرا در مراودات و مبادلات سیاسی و حکمرانی، شیوۀ خوداندیشی و دیکتاتوری را بر نگزید. از تجارب ملل اروپایی آموخته بود، هر حکمرانی، نظام مدیریتی و هدایت جامعه را بر پایههای استبداد و عدم مشارکت دیگران سوق دهد، در نهایت با شکست مواجه خواهد شد. از سویی، تخصصگرایی را لازمه و موتور گردش جامعه میپنداشت. بارها با شیوهها و عملکردهای متنوعی نشان داده بود اگر ادارۀ جامعه بر پایههای ایدئولژیگرایانه سوق پیدا کند حاکمیت با مشکل و در نهایت به استیصال کشیده خواهد افتاد.
این سیاستمدار کهنهکار، هیچگاه از سازوکارهای غیرتخصصی در عالم حکمرانی و مملکتداری استفاده نمیکرد. برخلاف برخی سیاستمداران نیرنگباز، از قول و وعدههای ظاهرفریب استفاده نمینمود. در کارنامههای موقعیتی و پستهای مختلفی که داشت، از کارمندی تا نمایندگی مجلس تا وزارت تا نخستوزیری، کوچکترین سوءاستفاده مالی یا اختلاس اقتصادی یافت نمیشد.
بیرویه نیست که چنین انسانهایی در صورت مُردن یا کشتهشدن، اگرچه مدتها هم طول بکشد، ولی در نهایت، بسان خورشید تابان از پس ابرهای تیره و تار در سپهر تاریخ خواهند درخشید. همانگونه که دکترمحمد مصدق میدرخشد ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
خورشید تابان
او هم، یک انسان بود. تمام نیازهای جسمانی که دیگران دارند در او هم یافت میشد. اشتباه هم داشت. مسلم است که از ضعف هم تهی نبود. خودش هم اشراف داشت در امور سیاست و حکمرانی نباید نقش مطلقی داشته باشد. در اصل به گونهای میکوشید تا دیگران او را مطلق نپندارند. اگرچه قهرمان ملی لقب یافته بود اما در عمل نشان میداد مسیر قهرمانپروری را دوست ندارد.
این چهرۀ ملیگرا در مراودات و مبادلات سیاسی و حکمرانی، شیوۀ خوداندیشی و دیکتاتوری را بر نگزید. از تجارب ملل اروپایی آموخته بود، هر حکمرانی، نظام مدیریتی و هدایت جامعه را بر پایههای استبداد و عدم مشارکت دیگران سوق دهد، در نهایت با شکست مواجه خواهد شد. از سویی، تخصصگرایی را لازمه و موتور گردش جامعه میپنداشت. بارها با شیوهها و عملکردهای متنوعی نشان داده بود اگر ادارۀ جامعه بر پایههای ایدئولژیگرایانه سوق پیدا کند حاکمیت با مشکل و در نهایت به استیصال کشیده خواهد افتاد.
این سیاستمدار کهنهکار، هیچگاه از سازوکارهای غیرتخصصی در عالم حکمرانی و مملکتداری استفاده نمیکرد. برخلاف برخی سیاستمداران نیرنگباز، از قول و وعدههای ظاهرفریب استفاده نمینمود. در کارنامههای موقعیتی و پستهای مختلفی که داشت، از کارمندی تا نمایندگی مجلس تا وزارت تا نخستوزیری، کوچکترین سوءاستفاده مالی یا اختلاس اقتصادی یافت نمیشد.
بیرویه نیست که چنین انسانهایی در صورت مُردن یا کشتهشدن، اگرچه مدتها هم طول بکشد، ولی در نهایت، بسان خورشید تابان از پس ابرهای تیره و تار در سپهر تاریخ خواهند درخشید. همانگونه که دکترمحمد مصدق میدرخشد ــ محمدعلی سامی
@mohammadalisami
