Mohammad Aleph
سوفی شُل و برادرش هانس شُل روز دستگیری در بازداشت گشتاپو. @mohammadaleph
«من کاری که میتوانستم برای ملتم انجام دهم را انجام دادم و بدون پشیمانی عواقبش را میپذیرم.» این آخرین حرف سوفی شل به قاضی بدنام خلق آلمان نازی رومن فرایسلر بود. زمانی که همه سکوت کرده بودند و هیتلر و حزب نازی به نام آلمان در حال ارتکاب آن جنایتهای عظیم بودند، یک دانشجوی ۲۱ ساله و چند دوست (از جمله برادرش هانس شُل) و یک استاد دانشگاه تصمیم گرفتند سکوت نکنند و علیه حکومت نازی قد علم کنند. آنها برای ۹ ماه ۶ جزوه نوشتند و در خیابان پخش کردند. از جنایتهای حکومت میگفتند و از شجاعت مقابله با آن، از آنکه آلمان نباید با جنایتهای حزب نازی به یادآورده شود.
یکی از دوستان و تنها عضو گروه مقاوت رز سفید (گروه سوفی شُل) که زنده ماند میگفت: «شبها من و سوفی از ترس مثل بید میلرزیدیم و گریه میکردیم، اما میدانستیم که راهمان درست است و فردا دوباره مقاومت را ادامه میدادیم...».
زمانی که سوفی و برادرش هانس دستگیر شدند حکومت نازی و شخص هیتلر چنان از دست آنان عصبانی و ترسیده بود که دو روز تمام در سلولهای گشتاپو شکنجه مخصوص دریافت کرده و در نهایت با گیوتین اعدام شدند. گروه رز سفید کلا ۹ ماه فعال بود و ۱۵ هزار کپی از ۶ جزوهاش را در خیابان پخش کرد. سوفی و هانس همهچیز را به امید نجات باقی اعضا گردن گرفتند اما فایدهای نداشت. آخرین جزوه آنها از آلمان خارج و به بریتانیا رسید. متفقین هزاران نسخه از آن را همان سال ۱۹۴۳ بر روی شهرهای آلمان ریختند.
در جزوه سوم آنها خطاب به آلمانیها نوشته بودند: «وضعیت کنونی ما دیکتاتوری شر است. اگر این را میدانید چرا کاری نمیکنید؟ چرا این غارتگرانی را که یکی پس از دیگری در پیدا و پنهان ما را غارت میکنند تا روزی که از آلمان جز حکومت جنایتکارش هیچ نماند تحمل میکنید....»
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
یکی از دوستان و تنها عضو گروه مقاوت رز سفید (گروه سوفی شُل) که زنده ماند میگفت: «شبها من و سوفی از ترس مثل بید میلرزیدیم و گریه میکردیم، اما میدانستیم که راهمان درست است و فردا دوباره مقاومت را ادامه میدادیم...».
زمانی که سوفی و برادرش هانس دستگیر شدند حکومت نازی و شخص هیتلر چنان از دست آنان عصبانی و ترسیده بود که دو روز تمام در سلولهای گشتاپو شکنجه مخصوص دریافت کرده و در نهایت با گیوتین اعدام شدند. گروه رز سفید کلا ۹ ماه فعال بود و ۱۵ هزار کپی از ۶ جزوهاش را در خیابان پخش کرد. سوفی و هانس همهچیز را به امید نجات باقی اعضا گردن گرفتند اما فایدهای نداشت. آخرین جزوه آنها از آلمان خارج و به بریتانیا رسید. متفقین هزاران نسخه از آن را همان سال ۱۹۴۳ بر روی شهرهای آلمان ریختند.
در جزوه سوم آنها خطاب به آلمانیها نوشته بودند: «وضعیت کنونی ما دیکتاتوری شر است. اگر این را میدانید چرا کاری نمیکنید؟ چرا این غارتگرانی را که یکی پس از دیگری در پیدا و پنهان ما را غارت میکنند تا روزی که از آلمان جز حکومت جنایتکارش هیچ نماند تحمل میکنید....»
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
وضعیت فعلی: مردی در شوروی دوران استالین هر روز روزنامه میخرید و صفحه اول را نگاه میکرد و با عصبانیت آن را در سطل آشغال پرت میکرد.
روزنامهفروش میپرسد: فازت چیه؟
مرد: دنبال خبر مرگ یکی میگردم.
روزنامه فروش: ولی خبرهای مرگ رو صفحه اول نمیزنند!
مرد: اون خبر مرگی که من میخوام صفحه اوله.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
روزنامهفروش میپرسد: فازت چیه؟
مرد: دنبال خبر مرگ یکی میگردم.
روزنامه فروش: ولی خبرهای مرگ رو صفحه اول نمیزنند!
مرد: اون خبر مرگی که من میخوام صفحه اوله.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پسر حقیقتا بعضی چیزها واقعا قابل هضم نیست. معاون وزیر ورزش و جوانان سومالی برداشته خواهرزاده خودش رو به جای ورزشکاری که چندسال برای مسابقات جهانی تلاش کرده به عنوان نماینده سومالی فرستاده مسابقات جهانی دوومیدانی چین، اون دختر هم "ضعیفترین رکورد دوی ۱۰۰ متر زنان تمام تاریخ" رو به ثبت رسونده. در ویدیویی که از این مسابقه پخش شده، کاملا مشخصه که دختر مذکور به اسم نسرا ابوبکرعلی Nasra Abubakar Ali اصلا حتی ایستادن در خط شروع مسابقه رو هم بلد نیست و در حین مسابقه چنان عقب میافته که از کادر دوربین بیرون میره. عجیب آنکه کشورهای شرق آفریقا شامل کنیا، اتیوپی و سومالی برای سالهای طولانی است که جمعی از بهترین دوندههای کلاس جهانی رو در تمام مسابقات جهانی داشتهاند. اما سطح فساد و فامیلبازی درون دولتها میتونه چنین مضحکهبازاری رو خلق کنه.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
پسر حقیقتا بعضی چیزها واقعا قابل هضم نیست. معاون وزیر ورزش و جوانان سومالی برداشته خواهرزاده خودش رو به جای ورزشکاری که چندسال برای مسابقات جهانی تلاش کرده به عنوان نماینده سومالی فرستاده مسابقات جهانی دوومیدانی چین، اون دختر هم "ضعیفترین رکورد دوی ۱۰۰ متر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سودابه قیصری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آقا در کشور خودش، کوبا، پروفسور علوم کامپیوتر بوده و هرگز نتوانسته با حقوق خود یک لپتاپ شخصی بخرد. حالا در امریکا زندگی میکند و بالاخره موفق شد برای اولین بار "زندگی نرمال" را تجربه کند.
در آرمانشهر کمونیستی کوبا، شهروندان از حداقلهای زندگی هم محرومند و آرمانفروشان رویای زندگی در آرمانشهر کمونیستی، مارکسیستی را به جوانان جهان میفروشند.
هر جا کسی به شما "وعده"ی عدالت اجتماعی، برابری، مساوات و... در جامعهای "سوسیالیستی!" را داد، با حداکثر سرعت فرار کنید. البته پس از تحقق اون آرمان، پیش و بیش از هر کسی، خود کمونیستها به کشورهای کاپیتالیستی و امپریالیستی فرار میکنند.
@Soudabeh_Qaisari
در آرمانشهر کمونیستی کوبا، شهروندان از حداقلهای زندگی هم محرومند و آرمانفروشان رویای زندگی در آرمانشهر کمونیستی، مارکسیستی را به جوانان جهان میفروشند.
هر جا کسی به شما "وعده"ی عدالت اجتماعی، برابری، مساوات و... در جامعهای "سوسیالیستی!" را داد، با حداکثر سرعت فرار کنید. البته پس از تحقق اون آرمان، پیش و بیش از هر کسی، خود کمونیستها به کشورهای کاپیتالیستی و امپریالیستی فرار میکنند.
@Soudabeh_Qaisari
لی (نخستوزیر سنگاپور) میگوید: "هرگز اسیر هیچ نظریهای نبودم. آنچه مرا راهنمایی کرد عقل و واقعیت بود. اسیدی که من برای محک زدن هر نظریه با دانشی به کار میبردم این بود که آیا جواب میدهد؟"
*به نقل از کتاب رهبری نوشته هنری کیسینجر ترجمه امیرحسین مهدیزاده
Kostoglotov1989
اگر توییتر دارید این جناب کاربر ورقپاره را از دست ندهید.
@mohammadaleph
*به نقل از کتاب رهبری نوشته هنری کیسینجر ترجمه امیرحسین مهدیزاده
Kostoglotov1989
اگر توییتر دارید این جناب کاربر ورقپاره را از دست ندهید.
@mohammadaleph
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال خبرنگار: "آیا زنان حق پوشیدن بیکینی را دارند یا نه! نظر شما چیست".
قسمتی از یک برنامه استرالیایی، سال ۱۹۶۱. ممنوعیت بیکینی برای زنان بحث داغ آن سالهای کشورهای زیادی بود و در این میان گروههای کمونیستی نیز آن را "نماد انحطاط سرمایهداری" مینامیدند.
نسخه کاملتر این ویدیو در یوتیوب که نظرات همدلانهتر با زنان بیکینیپوش را هم نشان میدهد. و البته در صحتهای از این مصاحبه با دخالت یک مرد در میان صحبتهای یک زن با خبرنگار کار به درگیری فیزیکی کشیده میشود.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
قسمتی از یک برنامه استرالیایی، سال ۱۹۶۱. ممنوعیت بیکینی برای زنان بحث داغ آن سالهای کشورهای زیادی بود و در این میان گروههای کمونیستی نیز آن را "نماد انحطاط سرمایهداری" مینامیدند.
نسخه کاملتر این ویدیو در یوتیوب که نظرات همدلانهتر با زنان بیکینیپوش را هم نشان میدهد. و البته در صحتهای از این مصاحبه با دخالت یک مرد در میان صحبتهای یک زن با خبرنگار کار به درگیری فیزیکی کشیده میشود.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
هلموت هوبنر، آلمان؛ تاریخ تصویر نامشخص. احتمالا همان ابتدای دهه ۴۰ میلادی. @mohammadaleph
وقتی که تنها ۱۷ سال داشت روبه قاضی دادگاه ویژه خلق آلمان نازی که او را به مرگ محکوم کرد گفت: «من را بدون هیچ گناهی اعدام میکنی، اما نفر بعدی خود تویی». هلموت هوبنر شخصیت عجیبی بود. زمانی که فقط ۱۶ سال داشت یک گروه ۴ نفره به رهبری خود را ساخته بود که علیه حزب نازی و هیتلر بیانیه و جزوه مینوشت و در خیابانها پخش میکرد. او به مدت ۱۰ ماه آن هم در آن روزگاری که بسیاری از روشنفکران در مقابل فاشیسم حاکم سکوت کرده بودند زیر گوش پلیس گشتاپو به کار خود ادامه داد. در سال ۱۹۴۱-۱۹۴۲ او شبها مخفیانه به رادیوهای بریتانیایی (خصوصا BBC بریتانیا) گوش میداد اخبار و اتفاقاتی که حزب نازی سانسور میکرد یا در پروپاگاندای حکومت بالعکس پخش میشد را یادداشت و همراه با بیانیهها و دیدگاههای سیاسی خود در جزواتی مینوشت و آنها را در خیابانهای شلوغ، ایستگاههای اتوبوس، صندوقهای پستی و جیب عابران قرار میداد.
دقت کنید او هنگام نوشتن این کلمات فقط ۱۶ سال داشته است. در یکی از جزواتش او خطاب به مردم آلمان نوشته بود: «مردم آلمان آیا کشوری که در آن آزادی جرم است را میشناسید؟ کشور ستم و وحشت. مطمئنا خوب میشناسید. اما میترسید. آنها شما را چنان ترساندهاند که جرات حرف زدن در مورد آن را ندارید. این است آلمان، آلمان هیتلر...».
او همچنین یک مسیحی مورمن معتقد و عضوی از کلیسای مرکزی مورمنهای آلمان هم بود. میگویند آخرین کلماتش این بود: «میدانم که خدایی وجود دارد و او تنها قاضی من خواهد بود. امیدوارم در دنیای بهتری همهتان را ملاقات کنم».
هلموت و دوستانش (همه هم سن و سال و هممدرسهای یکدیگر بودند) با هم قرار گذاشته بودند که هرکس زودتر گیر گشتاپو افتاد همه تقصیرها را به امید نجات بقیه گردن بگیرد. بعد از دستگیری هلموت، او را برای روزهای طولانی به باد شکنجه گرفته و اسامی دوستانش را از زبانش بیرون کشیدند. او همه تقصیرها را گردن گرفت و به طرز غریبی کارساز هم بود. دوستانش به حبس در اردوگاههای کار اجباری محکوم شدند، اما خود او در تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۴۲ در ساعت ۰۸:۱۳ شب در زندان با گیوتین گردن زده شد. بعد از مرگش کلیسای مورمنها او را مطرود اعلام کرد و عضویتش در کلیسا لغو شد...
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
دقت کنید او هنگام نوشتن این کلمات فقط ۱۶ سال داشته است. در یکی از جزواتش او خطاب به مردم آلمان نوشته بود: «مردم آلمان آیا کشوری که در آن آزادی جرم است را میشناسید؟ کشور ستم و وحشت. مطمئنا خوب میشناسید. اما میترسید. آنها شما را چنان ترساندهاند که جرات حرف زدن در مورد آن را ندارید. این است آلمان، آلمان هیتلر...».
او همچنین یک مسیحی مورمن معتقد و عضوی از کلیسای مرکزی مورمنهای آلمان هم بود. میگویند آخرین کلماتش این بود: «میدانم که خدایی وجود دارد و او تنها قاضی من خواهد بود. امیدوارم در دنیای بهتری همهتان را ملاقات کنم».
هلموت و دوستانش (همه هم سن و سال و هممدرسهای یکدیگر بودند) با هم قرار گذاشته بودند که هرکس زودتر گیر گشتاپو افتاد همه تقصیرها را به امید نجات بقیه گردن بگیرد. بعد از دستگیری هلموت، او را برای روزهای طولانی به باد شکنجه گرفته و اسامی دوستانش را از زبانش بیرون کشیدند. او همه تقصیرها را گردن گرفت و به طرز غریبی کارساز هم بود. دوستانش به حبس در اردوگاههای کار اجباری محکوم شدند، اما خود او در تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۴۲ در ساعت ۰۸:۱۳ شب در زندان با گیوتین گردن زده شد. بعد از مرگش کلیسای مورمنها او را مطرود اعلام کرد و عضویتش در کلیسا لغو شد...
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Forwarded from Toos Tahmasebi
این تصویر امیر عباس هویدا را در حال کار با نخستین کامپیوتری که در اواسط دهه چهل وارد ایران شد، نشان میدهد. هویدا موفقترین دولت تاریخ ایران از لحاظ اقتصاد و توسعه را رهبری کرد. در تاریخ ایران دورانی را نمیتوان یافت که از دهه میان سالهای چهل و سه تا پنجاه و سه درخشانتر بوده باشد. حالا که ابرهای عقده و توهم کنار رفته و تازیانه جانکاه واقعیت، چشمها را باز کرده، مشخص شده که برخی از بینشها و سیاستهای هویدا تا چه میزان نبوغ آمیز و فراتر از زمان بوده است.
هویدا درک عمیقی از اهمیت راهبردی مسئله آب در ایران داشت. او معتقد بود که منابع محدود آبهای زیرزمینی ایران را به هر قیمت باید حفظ کرد. هویدا از خطر گسترش بیش از اندازه کشاورزی برای منابع آب ایران آگاه بود و مصرانه بر این سیاست پافشاری میکرد که پایه اصلی اقتصاد ایران نباید کشاورزی باشد. از نظر او باید بخشی از محصولات کشاورزی و مواد خوراکی از خارج وارد میشد تا امکان حفظ و تجدید منابع زیرزمینی آب فراهم شود.
این دیدگاه هویدا از نگاه انقلابیون پنجاه و هفتی، گناهی نابخشودنی بود. آنها فکر میکردند که این نخست وزیر "غرب زده" و "سرسپرده" سفره گشوده خداوند را از بندگانش دریغ میکند و به دستور امپریالیستها مانع از خودکفایی کشور در کشاورزی میشود! محدودیتهای دولت هویدا در زمینه حفر چاه مطلقا برای انقلابیون پنجاه و هفتی قابل درک نبود. از نظر آنان منابع طبیعی بیکران و نامحدود بود و محروم کردن بندگان مستضعف خدا از آن جز خباثت نمیتوانست معنایی داشته باشد.
هویدا و محمدرضا شاه معتقد بودند که وقتی پایه اصلی اقتصاد ایران بر صنعت، توریسم و سرمایهگذاری در خارج از کشور بنا شود، قاعده عقلانی مزیت نسبی رعایت شده و عایدات چنان سرشار خواهد بود که هیچگاه مشکلی برای وارد کردن بخشی از محصولات کشاورزی وجود نخواهد داشت. این تقریبا همان سیاستی است که در سالهای اخیر محمد بن سلمان در عربستان در پیش گرفته و نتایج درخشانش آشکار شده است.
پس از انقلاب پنجاه و هفت که تمام محدودیتهای دولت هویدا در زمینه منابع آب لغو گردید و آمار حفر چاه به شکلی انفجاری صعودی شد، زمینه برای بحران امروز فراهم گردید. در دهه شصت تولید محصولات کشاورزی ایران از رشد نسبی برخوردار شد اما همانطور که هویدا پیش بینی کرده بود کشاورزی نتوانست اقتصاد ایران را بالا بکشد، چرا که علیرغم رشد تولید کشاورزی، تولید ناخالص سرانه نسبت به پیش از انقلاب تقریبا نصف شده بود
هویدا درک عمیقی از اهمیت راهبردی مسئله آب در ایران داشت. او معتقد بود که منابع محدود آبهای زیرزمینی ایران را به هر قیمت باید حفظ کرد. هویدا از خطر گسترش بیش از اندازه کشاورزی برای منابع آب ایران آگاه بود و مصرانه بر این سیاست پافشاری میکرد که پایه اصلی اقتصاد ایران نباید کشاورزی باشد. از نظر او باید بخشی از محصولات کشاورزی و مواد خوراکی از خارج وارد میشد تا امکان حفظ و تجدید منابع زیرزمینی آب فراهم شود.
این دیدگاه هویدا از نگاه انقلابیون پنجاه و هفتی، گناهی نابخشودنی بود. آنها فکر میکردند که این نخست وزیر "غرب زده" و "سرسپرده" سفره گشوده خداوند را از بندگانش دریغ میکند و به دستور امپریالیستها مانع از خودکفایی کشور در کشاورزی میشود! محدودیتهای دولت هویدا در زمینه حفر چاه مطلقا برای انقلابیون پنجاه و هفتی قابل درک نبود. از نظر آنان منابع طبیعی بیکران و نامحدود بود و محروم کردن بندگان مستضعف خدا از آن جز خباثت نمیتوانست معنایی داشته باشد.
هویدا و محمدرضا شاه معتقد بودند که وقتی پایه اصلی اقتصاد ایران بر صنعت، توریسم و سرمایهگذاری در خارج از کشور بنا شود، قاعده عقلانی مزیت نسبی رعایت شده و عایدات چنان سرشار خواهد بود که هیچگاه مشکلی برای وارد کردن بخشی از محصولات کشاورزی وجود نخواهد داشت. این تقریبا همان سیاستی است که در سالهای اخیر محمد بن سلمان در عربستان در پیش گرفته و نتایج درخشانش آشکار شده است.
پس از انقلاب پنجاه و هفت که تمام محدودیتهای دولت هویدا در زمینه منابع آب لغو گردید و آمار حفر چاه به شکلی انفجاری صعودی شد، زمینه برای بحران امروز فراهم گردید. در دهه شصت تولید محصولات کشاورزی ایران از رشد نسبی برخوردار شد اما همانطور که هویدا پیش بینی کرده بود کشاورزی نتوانست اقتصاد ایران را بالا بکشد، چرا که علیرغم رشد تولید کشاورزی، تولید ناخالص سرانه نسبت به پیش از انقلاب تقریبا نصف شده بود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از جنگ دوم جهانی، آلمانها کلاههای فولادی سربازان را به قابلمه، آبکش و کاسههای مورد نیاز در آشپزخانه مردم تبدیل میکنند. شهر Fulda آلمان، فوریه ۱۹۴۶ بعد از شکست در جنگ جهانی. این کارخانه در زمان جنگ حدودا ۱۴۰ نیروی کار اجباری زندانی داشت. این ویدیو قسمتی از یک مستند به نام «Küchengeräte aus Stahlhelmen» است که توسط نیروهای آمریکایی-بریتانیایی ساخته شد. این کارخانه در ابتدا یک تجارت خانوادگی بود که کارش تولید وسایل لعابدار، گلدان و وسایل میناکاری شده بود اما در جنگ جهانی دوم برای تولید کلاههای ایمنی سربازان آلمانی در جبهههای نبرد تغییر کاربری داده شد. کارخانه بارها و بارها توسط نیروهای متفقین در طول جنگ هدف بمباران قرار گرفت. بعد از جنگ کارخانه Fuldaer Stanz- und Emaillierwerke دوباره به تولید وسایل آشپزخانه تغییر کاربری داد اما در سال ۱۹۶۹ به طور کامل تعطیل شد.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
کورِچیکا آنامی Korechika Anami وزیر جنگ امپراتوری ژاپن در سال پایانی جنگ دوم جهانی و از امضا کنندگان بیانیه تسلیم بی قید و شرط ژاپن در مقابل متفقین. او از مخالفان سرسخت تسلیم ژاپن بود اما در پیروی از امپراتور هیروهیتو حاضر به تسلیم ژاپن شد و روز بعد از امضای سند تسلیم دست به خودکشی هاراکیری زد.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
کورِچیکا آنامی Korechika Anami وزیر جنگ امپراتوری ژاپن در سال پایانی جنگ دوم جهانی و از امضا کنندگان بیانیه تسلیم بی قید و شرط ژاپن در مقابل متفقین. او از مخالفان سرسخت تسلیم ژاپن بود اما در پیروی از امپراتور هیروهیتو حاضر به تسلیم ژاپن شد و روز بعد از امضای…
«بنده کاملا مطمئن شدهام که آمریکاییها فقط یک بمب اتم داشتند و آن را هم روی هیروشیما انداختند.» ژنرال کورِچیکا آنامی وزیر جنگ ژاپن یک روز بعد از بمباران هیروشیما ۷ آگوست ۱۹۴۵. تسلیم در نگاه بسیاری از ژاپنیها ننگی قابل پاک شدن نبود. این روزها که ژاپن نمایش فیلم اوپنهایمر را دلیل یادآوری خاطره بمباران اتمی ژاپن ممنوع کرده است و این روزها که در سالگرد بمباران اتمی ژاپن در ۷۸ سال پیش به سر میبریم کمتر کسی خارج از ژستهای انساندوستانه و روشنفکرانهی "نه به جنگ"ی جواب قانعکنندهای برای این سوال دارد که "چه راه دیگری بود؟".
سه ماه بعد از سقوط برلین و پایان جنگ در اروپا، ژاپن همچنان تصمیمی برای تسلیم نداشت. تسلیم برای بسیاری از افراد در سطوح بالای تصمیمگیری ژاپن حتی بعد از بمباران نخست اتمی بر هیروشیما گزینه منتخب نبود. نقشه جایگزین کشاندن جنگ زمینی به سرزمین اصلی ژاپن به قصد "چنان طولانی و پرهزینه کردن جنگ برای متفقین" بود به نحوی که آنها به طوری با ژاپنیها بدون پذیرش تسلیم آنها کنار بیایند. پیشبینیها حکایت از تلفات میلیونی سربازان از سمت متفقین و بیشک میلیون نفری غیرنظامی از سمت ژاپنیها بود.
اما همچنان که همین ژنرال Korechika Anami ژاپنی گفته بود: «چقدر باشکوه است که ملت ژاپن مانند گُلی زیبا نابود شود» اما تسلیم نشود! آنچه که هیتلر در اروپا کرد چنان تکاندهنده بود که تقریبا آنچه ژاپنیها در طول جنگ کردند را به حاشیه برده بود، گرنه ژاپن واقعا جنایتهای غریبی کرد. از طرفی ژاپن با فرمان بسیج عمومی حاضر به فدا کردن تا آخرین قطره خون ژاپنیها به جای تسلیم بود. در ۱۴ آگوست، ۵ روز بعد از دومین بمباران اتمی ژاپن در ناکازاگی همین جناب وزیر جنگ به اطلاع امپراتور میرساند که: «یکی از خلبانان آمریکایی زیر شکنجه به ما گفته است که آمریکا ۱۰۰ بمب دیگر هم دارد که حاضر است همه را روی ژاپن بریزد». گرچه که او همچنان مخالف تسلیم است.
در همان روز ۱۴ آگوست در «واقعه کیوجو» گروهی از افسران ژاپنی بعد از اطلاع از تصمیم پادشاه هیروهیتو برای پذیرش تسلیم کودتایی علیه او را به قصد وادار کردگ او به ادامه جنگ کلید زدند که البته موفقیتآمیز نبود. روز ۱۴ آگوست کورِچیکا آنامی وزیر جنگ به همراهی باقی کابینه جنگ ژاپن در پیروی از دستور امپراتور سند تسلیم ژاپن را امضا کرده و صبح روز بعد اقدام به سپوکو (هاراکیری-خودکشی شرافتمندانه) کرد. در یادداشت خودکشیاش نوشته است: "از امپراتور بابت گناه بزرگم طلب بخشش میکنم".
در مارس ۱۹۴۵، فقط در طی ۱۰ روز بمباران ژاپن توسط B29های آمریکایی تقریبا ۱۵۰ هزار ژاپنی کشته شدند. باید پرسید کشیده شدن بیشتر جنگ با توجه به روحیه غریب ژاپنیها در جنگ تا حد مرگ و بسیج عمومی (حتی زنان و کودکان) برای مقابله با آمریکا در خاک ژاپن چند برابر آن دو بمب اتم کشته داشت.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
سه ماه بعد از سقوط برلین و پایان جنگ در اروپا، ژاپن همچنان تصمیمی برای تسلیم نداشت. تسلیم برای بسیاری از افراد در سطوح بالای تصمیمگیری ژاپن حتی بعد از بمباران نخست اتمی بر هیروشیما گزینه منتخب نبود. نقشه جایگزین کشاندن جنگ زمینی به سرزمین اصلی ژاپن به قصد "چنان طولانی و پرهزینه کردن جنگ برای متفقین" بود به نحوی که آنها به طوری با ژاپنیها بدون پذیرش تسلیم آنها کنار بیایند. پیشبینیها حکایت از تلفات میلیونی سربازان از سمت متفقین و بیشک میلیون نفری غیرنظامی از سمت ژاپنیها بود.
اما همچنان که همین ژنرال Korechika Anami ژاپنی گفته بود: «چقدر باشکوه است که ملت ژاپن مانند گُلی زیبا نابود شود» اما تسلیم نشود! آنچه که هیتلر در اروپا کرد چنان تکاندهنده بود که تقریبا آنچه ژاپنیها در طول جنگ کردند را به حاشیه برده بود، گرنه ژاپن واقعا جنایتهای غریبی کرد. از طرفی ژاپن با فرمان بسیج عمومی حاضر به فدا کردن تا آخرین قطره خون ژاپنیها به جای تسلیم بود. در ۱۴ آگوست، ۵ روز بعد از دومین بمباران اتمی ژاپن در ناکازاگی همین جناب وزیر جنگ به اطلاع امپراتور میرساند که: «یکی از خلبانان آمریکایی زیر شکنجه به ما گفته است که آمریکا ۱۰۰ بمب دیگر هم دارد که حاضر است همه را روی ژاپن بریزد». گرچه که او همچنان مخالف تسلیم است.
در همان روز ۱۴ آگوست در «واقعه کیوجو» گروهی از افسران ژاپنی بعد از اطلاع از تصمیم پادشاه هیروهیتو برای پذیرش تسلیم کودتایی علیه او را به قصد وادار کردگ او به ادامه جنگ کلید زدند که البته موفقیتآمیز نبود. روز ۱۴ آگوست کورِچیکا آنامی وزیر جنگ به همراهی باقی کابینه جنگ ژاپن در پیروی از دستور امپراتور سند تسلیم ژاپن را امضا کرده و صبح روز بعد اقدام به سپوکو (هاراکیری-خودکشی شرافتمندانه) کرد. در یادداشت خودکشیاش نوشته است: "از امپراتور بابت گناه بزرگم طلب بخشش میکنم".
در مارس ۱۹۴۵، فقط در طی ۱۰ روز بمباران ژاپن توسط B29های آمریکایی تقریبا ۱۵۰ هزار ژاپنی کشته شدند. باید پرسید کشیده شدن بیشتر جنگ با توجه به روحیه غریب ژاپنیها در جنگ تا حد مرگ و بسیج عمومی (حتی زنان و کودکان) برای مقابله با آمریکا در خاک ژاپن چند برابر آن دو بمب اتم کشته داشت.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
«بنده کاملا مطمئن شدهام که آمریکاییها فقط یک بمب اتم داشتند و آن را هم روی هیروشیما انداختند.» ژنرال کورِچیکا آنامی وزیر جنگ ژاپن یک روز بعد از بمباران هیروشیما ۷ آگوست ۱۹۴۵. تسلیم در نگاه بسیاری از ژاپنیها ننگی قابل پاک شدن نبود. این روزها که ژاپن نمایش…
ستوان نیروی دریایی آمریکا در حال تلاش برای ارتباط با دو کودک-سرباز ژاپنی اسیر شده در نبرد اوکیناوا، ژوئن ۱۹۴۵؛ سن و سالشان به ۱۲سال نمیرسد. ژنرال Takijiro Onishi معاون فرمانده نیروی دریایی ژاپن فرموده بودند: «اگر حاضر به فدا کردن جان ۲۰ میلیون ژاپنی شویم، پیروزی از آن ماست».
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
ستوان نیروی دریایی آمریکا در حال تلاش برای ارتباط با دو کودک-سرباز ژاپنی اسیر شده در نبرد اوکیناوا، ژوئن ۱۹۴۵؛ سن و سالشان به ۱۲سال نمیرسد. ژنرال Takijiro Onishi معاون فرمانده نیروی دریایی ژاپن فرموده بودند: «اگر حاضر به فدا کردن جان ۲۰ میلیون ژاپنی شویم،…
فرمان بسیج عمومی تمامی مردان ۱۵ تا ۶۰ ساله و زنان ۱۷ تا ۴۰ ساله را شامل میشد. ارتشی ۲۸ میلیون نفری که باید تا آخرین قطره خون در مقابل متجاوزان به سرزمین اصلی ژاپن مبارزه میکرد. سلاحهایشان؟ عموما همین چوب بامبوها. تعداد تلفات؟ هیچ معنایی نداشت.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
امروز ۱۵ آگوست در سال ۱۹۴۵، پادشاه خورشید هیروهیتو از طریق رادیو به مردم ژاپن اعلام میکند که ژاپن تسلیم شده است و جنگ دوم جهانی به پایان رسیده است. مردم روبهروی رادیو زانو زدهاند و با گریه به سخنان پادشاه گوش میدهند (تصویر ۱). تقریبا تمام یا بسیاری از مردم ژاپن برای اولین بار بود که صدای پادشاه که خداوند آنها بود را میشنیدند. کیفیت بد پخش بیانیه تسلیم ژاپن، صدای بسیار خفه و سخنرانی عمدا دوپهلوی هیروهیتو این تصور را در بسیاری از مردم ایجاد کرده بود که هنوز باید به جنگ ادامه بدهند. اما زمانی که پادشاه به آن دو قسمت معروف سخنرانیاش "جنگ دیگر لزوما به نفع ملت ما نیست" و "زمان تحمل کردن آن رنجی که غیرقابل تحمل است فرا رسیده است" همه فهمیدند که باید تسلیم شد.
تصویر ۲ و ۳: گروهی از مردم هنگام پخش بیانیه تسلیم ژاپن رو به کاخ سلطنتی توکیو تعظیم کرده و زانو زدهاند.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
تصویر ۲ و ۳: گروهی از مردم هنگام پخش بیانیه تسلیم ژاپن رو به کاخ سلطنتی توکیو تعظیم کرده و زانو زدهاند.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph