Mohammad Aleph
6.51K subscribers
833 photos
263 videos
4 files
718 links
Non bene pro toto libertas venditur auro.

On X (Twitter):
https://x.com/mohammadaleph?t=Ja80M6C7JbRAaFnGrpq9HQ&s=09
Download Telegram
می‌گویند مردی در میدان سرخ مسکو در حال پخش برگه‌های سفید بازداشت می‌شود‌. دلیلش را می‌پرسند و او می‌گوید: همه‌چیز مانند روز روشن است، نیاز به گفتن هیچ چیز نیست... در حکومتی که اسلحه‌ی نیروهای امنیتی نه ضامن حفظ حقوق و آزادی شهروندان که وسیله سرکوب آنان است و دادگاه‌ها نه مکان بسط عدل و قضاوت که محل ظلم و بی‌عدالتی است، دیگر هر واژه‌ای از معنا تهی است. امثال توماج صالحی نه تروریست‌ خیابانی که قهرمانانی هستند که تنها خواسته‌شان آزادی است. کسی که در چنین فضایی همچنان دلیل و سند می‌خواهد، وجدان، شرف و اندیشه خود را پیشاپیش به دیکتاتور تسلیم کرده است.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
هرچه بیشتر به انقلاب ۵۷ می‌نگرم، جهان بیشتر برایم غریب می‌شود. نگرش فرد به ۵۷ هنوز بعد از ۴ دهه مرزهای بین عقلانیت و شور آرمان‌گرایی احمقانه را مشخص می‌کند. پوستری تبلیغاتی از چریک‌های فدایی خلق در جریان انقلاب ۵۷، زنی را با اسلحه ژ۳ در دست و علامت پیروزی با دست دیگر نشان می‌دهد. بر بالای آن نوشته است: «بدون مشارکت واقعی زنان، هیچ انقلابی به پیروزی نمی‌رسد». در پایین پوستر نوشته‌ای دیگر به چشم می‌خورد که کاملا قابل خواندن نیست، اما از برابری حقوق اجتماعی زنان و مردان و این‌ها می‌گوید. بیماری آرمان‌گرایی و چریک‌بازی احمقانه گروهی با چنین جملات قصاری، فرد را به مرحله‌ای می‌رساند که در راه ساخت یوتوپیای موعودش دست در دست اسلامگرایان علیه حکومتی قیام مسلحانه انجام دهد که هنوز دو دهه از اعطای حق رای به زنان با به‌کارگیری قوای قهریه نظامی به دلیل مخالفت قاطبه‌ی همان اسلامگرایان با این امر نگذشته بود. در ذهن‌شان دقیقا چه می‌گذشت، نمی‌توان گفت. چنین شور احمقانه‌ای هر انسان عادی‌ای را به یک تروریست خیابانی تبدیل می‌کند که می‌پندارد در حال تغییر جهان است.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
بانوی اول بتی فورد در حال رقص با محمدرضا شاه پهلوی در مهمانی شام به افتخار محمدرضا شاه پهلوی و بانو فرح؛ آمریکا ۱۵ مه ۱۹۷۵. روزهایی که ایران یک کشور نرمال بود.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
‏چرا شاه رفت؟
جدی چرا رفت؟
اگه مونده بود چند تا از مشکلات الان رو اصلا نداشتیم؟
حتی به ذهنمون هم خطور نمی‌کرد که به این روز و روزگار بیفتیم
*سلطنت‌طلب نیستم در مورد گذشته صحبت می‌کنم که اگه مونده بود اوضاع به مراتب بهتر بود
Marziyeh Rajabi

مسئله ماندن یا نماندن شاه، چیزی فراتر از مسئله‌ی بهتر بودن یا نبودن امروز ماست. مسئله افراد، نخبگان و گروه‌هایی بود که می‌پنداشتند آن‌چه پهلوی‌ها بعد از قاجار کرده و آن را از آن ویرانی و اسارت قرون وسطایی به کشوری تبدیل کرده که داشتن پاسپورتش ارزش محسوب می‌شد، یک سیر طبیعی بود نه زاییده میهن‌دوستی و تلاش جان‌فرسای پهلوی‌ها. مسئله مردمی بودند که درکی درست از داشتن یک کشور نرمال نداشتند و گروهی الیت که از پهلوی فقط دیکتاتور بودن را می‌دیدند و بر آتش گروه‌هایی که تنها هدفشان برپایی یک آرمان‌شهر خیالی بود هیزم می‌انداختند. هرآن‌کس که با دیده انصاف به آن‌چه پهلوی‌ها از قاجار گرفته و به جمهوری اسلامی دادند نگاه کند، از عظمت و سختی ساخت یک کشور که می‌توانستید در آن زندگی کرده و آینده‌ای مطمئن را برای خود متصور شوید از دل یک مملکت هزارصاحب قاجاری انگشت بر دهان می‌ماند. همان‌ها امروز نه تنها فاجعه ۵۷ را با این نتایج آخرالزمانی همچنان می‌ستایند، بلکه گویی در یک جنگ ابدی با موجودیتی به نام ایران به سر می‌برند. توس طهماسبی -که هرجا هست به سلامت باشد- روزگاری نوشت: اگر شاه می‌ماند و از ۵۷ جلوگیری هم می‌کرد، امروز افرادی در حالی که با پاسپورت بدون نیاز به ویزایشان در حال سفر به کشورهای اروپایی بودند و از مزیت زندگی نرمال در کشوری که شاه ساخت استفاده می‌کردند به فرزندانشان می‌گفتند: "روزگاری کسی بود که نامش خمینی بود. از انسانیت و روح و معنویت حرف می‌زد. قرار بود این کشور را گلستان کند اما آن شاه دیکتاتور اجازه نداد".

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
🔸لهستانی‌ها در ایران

داستان و مجموعه عکسی که می‌خواهم برایتان تعریف کنم و به نمایش بگذارم؛ داستان مردم لهستان است. داستان ۱۱۶ هزار نفری که در کمتر از ۳ سال از زندگی در خانه و شهر خود تا قطارهای باری به سمت اردوگاه‌های اجباری شوروی در سیبری، بمباران کشورشان تا زندگی در بندرانزلی، تهران و اصفهان را به چشم دیدند. در سال ۱۹۳۹ بعد از قرارداد عدم تعرض مابین شوروی-آلمان کشور لهستان مابین این دو قدرت تقسیم شد. در سمت شورویایی لهستان اوضاع به مراتب بدتر هم بود...

@mohammadaleph
On Twitter
Forwarded from Toos Tahmasebi
سلام دوستان!
به مدت دو سال در فضای مجازی حضور نداشتم. در این دوران شرایط دشوار و غیر منتظره‌ای پیش آمد. بیماری سخت، مرگ نزدیکان و یک پرونده قضایی با اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی که به صدور حکم حبس تعلیقی انجامید.

حالا پس از دو سال وقفه تصمیم گرفته‌ام فعالیت نوشتاری خود در فضای مجازی را به شکلی محدودتر و کم رنگ‌تر از گذشته از سر بگیرم. نمی‌دانم همین مقدار هم تحمل می‌شود یا نه اما به هر حال تصمیم دارم تا زمانی که امکانش باشد به نوشتن ادامه دهم.

از تمام دوستان و خوانندگان ارجمندی که در این مدت جویای احوالم بوده‌اند، صمیمانه قدردانی می‌کنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخی چیزها را در گالری گوشی‌ام نگه‌داری می‌کنم، چیزهایی که نباید فراموش کنم، چیزهایی که به من می‌گویند: هیچ چیز هرگز عادی نمی‌شود. مثلا دختری بود که در ۱۹ سال زندگی‌اش به اندازه ۱۲ روز بازداشتش کتک نخورده بود، اما سینه را جلو داده و گفته بود: متهم اظهار پشیمانی نمی‌کند.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
تریاک‌کشان ایرانی در حال نشئگی، اواخر دوران قاجار.
عکاس آنتوان سریوگین Antoin Sevruguin.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
فرش اهدایی حزب توده ایران-آذربایجان با تصاویر سفرهای فضایی شوروی! طراحی جعفر مجیری سال ۱۹۶۵ (آذر ۱۳۴۳). در مرکز تصویر، مردی از مسکو به سوی فضا پرتاب شده است. فرش با تصویر لنین در بالای آن تزیین شده است و در حاشیه‌ی آن تصاویر یوری گاگارین و والنتینا ترشکووا نیز به چشم می‌خورد. این فرش را در بزرگداشت سالگرد غائله‌ی آذربایجان و تلاش نیروهای تجزیه‌طلب با پشتیبانی شوروی برای ایجاد حکومت خودمختار در آذربایجان ایران که با لشکرکشی شاه بی‌نتیجه ماند ساخته‌اند. در بالای تصویر نوشته‌ای با این مضمون وجود دارد: از طرف حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، تشکیلات حزب توده ایران شاخه آذربایجان و فرقه دموکرات آذربایجان به مناسبت ۲۱ آذر سالگرد نهضت ملی خلق آذربایجان.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
🔸زنان نپالی، قربانیان فرهنگ نجس بودن پریود چائوپادی.

وقتی صحبت از پریود زنان می‌شود، همیشه با رفتارهای عجیب و غریب در فرهنگ‌های مختلف روبه‌رو می‌شوید؛ اما این مسئله در کشور نپال در سطح دیگری است. آن‌چه در ادامه می‌خوانید داستان زنانی است که به دلیل یک باور سنتی مرتبط با هندوییسم به نام چائوپادی Chaupadi در فرهنگشان در زمان عادت ماهیانه مجبور به زندگی در کپرهایی بیرون از خانه، غارها و یا در اعماق جنگل دور از بقیه مردم می‌شوند.

@mohammadaleph
On Twitter
مجید توکلی گرامی در توییترش خبر داده است: امروز آخرین جلسه‌ی دادگاهم در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دفاع آخر گرفته شد و باید منتظر صدور حکم باشم.
وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و تکمیلی‌اند. در پرونده چیزی جز نوشته‌های این‌چندسال وجود ندارد. دو عنوان اتهامی "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" وجود دارد. البته با توجه به اینکه فعالیت جمعی‌ای در این سال‌ها نداشته‌ام، درباره اتهام اجتماع و تبانی به مجموعه‌ای از گزارش‌ها و عبارت‌های کلی بسنده شده و مدرکی ارائه نشده است. باوجوداین با همان عبارت‌های کلیِ ارتباط با افراد، گروه‌ها و دولت‌های متخاصم و با اشاره به دو دهه فعالیت درپیِ محکومیت سنگینند.
احتمالاً فشارها و آزارها ادامه می‌یابد. اما همچنان امیدواریم. نوشتن و اندیشیدن را حق خودم می‌دانم و امیدوارم روزی هیچ‌کس صرفاً به‌علت نوشتن محکوم نشود. از وکلا و همه‌ی دوستان و عزیزانی که پیگیرانه این‌روزها در کنار من و خانواده‌ام بودند، متشکرم. درباره‌ی جزئیات پرونده و آنچه که در این ۱۰ماه گذشته است، در آینده به تفصیل خواهم نوشت.

Majid Tavakoli
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
مجید توکلی گرامی در توییترش خبر داده است: امروز آخرین جلسه‌ی دادگاهم در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دفاع آخر گرفته شد و باید منتظر صدور حکم باشم. وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و…
نوشتن از مجید توکلی عزیز سخت است. عموما دوست دارم ایده‌ها و اندیشه‌ها بیش از افراد برایم ارزشمند باشد لیکن پایبندی و شجاعت او در این سال‌ها به آزادی، او را همراه با تنی چند از عزیزان در نقطه‌ای قرار داده است که شخص برایم ارزشمندتر از ایده می‌شود.

@mohammadaleph
Forwarded from Toos Tahmasebi
Forwarded from Toos Tahmasebi
تصویر انبوه تانک‌ها و نفربرهای منهدم شده روسی در دروازه‌های کیف از بزرگترین آوردگاه خیر و شر در چهار دهه اخیر حکایت می‌کند: بزرگترین پیروزی اردوگاه جهانی روشنایی و آزادی بر بلوک جهانی تاریکی و استبداد از هنگام فروریزی دیوار برلین.
مافیای خون‌ریز حاکم بر کرملین گمان می‌برد که ظرف چهار روز کیف را فتح کرده و با دستگیری زلینسکی حکومت دست‌ نشانده خود را بر اجساد بدن‌ها و آرزوهای یک ملت بی دفاع بنا خواهد کرد. غافل از آنکه با چنان شکست خرد کننده و ننگینی مواجه خواهد شد که جراحات درمان ناپذیرش تا چند سال دیگر نابودی امپراتوری جور و شرارتش را رقم خواهد زد.
جنگ آسان سوریه که بمب‌افکن های روسی با بمباران کور و وحشیانه غیرنظامیان و شبه نظامیان فاقد سلاح موثر غالب شدند به حاکمان کرملین توهم قدرت داد و فاجعه خروج آمریکا از افغانستان و پیروزی تروریست‌های خون‌آشام طالب این گمان را برایشان پدید آورد که جاده تجاوز برای سد کردن روند حرکت ملت‌های کوچک پیرامونی به سوی دنیای آزاد هموار است.
توجیه کرملین نشینان برای این تجاوز از یک انگاره منسوخ و بدوی ژئوپلتیک ریشه می‌گیرد: روسیه برای حفظ امنیتش باید نواری حائل از دولت‌های دست نشانده داشته باشد. قول شفاهی واشنگتن به گورباچف برای نپدیرفتن جمهوری‌های سابق به درون ناتو را نیز به بهانه‌هایشان سنجاق می‌کنند.
اما حقیقت چیست؟ این اصرار پیگیرانه ملت‌‌های پیرامونی روسیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو است که قدرت‌های غربی را وادار به پذیرفتن آنها کرده است. کافی است که یک هفته را در بلوروس و هفته بعد را در لهستان بگذرانید تا بدانید چرا اکثریت مردم این کشورها با شور و ولع می‌خواهند به اتحادیه اروپا و ناتو بپیوندند. کیست که نخواهد از شر حکومت نالایق و ورشکسته گماشتگان مافیایی کرملین خلاص شده و از استانداردهای اجتماعی و سیاسی اتحادیه اروپا برخوردار شود؟ کیست که نخواهد از شر حکومت‌هایی خلاص شود که مخالف سیاسی و روزنامه‌نگار را همانند آب خوردن و بدون دادگاه و مراحل رسمی به قتل می‌رسانند؟
من مصرانه معتقدم که اهمیت جنگ اوکراین آنگونه که باید در میان افکار عمومی ایرانیان درک نشده است. نتایج بزرگ و تاریخ‌ساز این جنگ دو تا چهار سال دیگر به بار می‌نشیند. دفاع قهرمانانه اوکراینی‌ها و حامیانشان جنگی برای آینده آزادی و کرامت انسان است. جنگی برای شکست دادن بردگی و بدویت سیاسی است. هر گلوله‌ای که سرباز اوکراینی شلیک می‌کند، آجر کوچکی است که بنای بزرگ و باشکوه دنیای آزادتر و انسانی‌تر دهه‌های آینده را می‌سازد. نبرد اوکراینی‌ها آرزوهای تمام ملل تحت ستم را در خون گرم خود پناه می‌دهد. جنگ اوکراین جنگ همه ما است.
یکی از کسانی که از اردوگاه‌های کار اجباری کره‌شمالی فرار کرده بود در کتاب خاطراتش نوشته بود: «بدبخت‌ترین برده‌ها کسی است که سرنوشت خود را پذیرفته و با آن کنار آمده است». کسی که پیشدستانه از قوانین اجباری حکومت شر اطاعت می‌کند‌، خود خشاب مامور سرکوبش را پر می‌کند. همه می‌ترسند، ترس واکنش ذاتی انسان برای زنده ماندن است. اما شجاعت به معنای نترسیدن نیست، شجاعت یعنی «می‌پذیرم و می‌دانم که می‌ترسم اما عقب نمی‌روم». می‌توان انقلابی را کشت، اما انقلاب را نه. می‌توان آزادی‌خواهان را کشت؛ اما آزادی را نه. هیچ‌گاه پیش‌دستانه بردگی خود را نپذیرید.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
مجید توکلی گرامی در توییترش خبر داده است: امروز آخرین جلسه‌ی دادگاهم در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دفاع آخر گرفته شد و باید منتظر صدور حکم باشم. وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و…
مجید توکلی: حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب امروز به وکیلم ابلاغ شد: ۵ سال زندان برای اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و ۱ سال زندان برای اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام.
علاوه‌براین محکومیت تکمیلی هم ۲ سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی، ۲ سال ممنوعیت اقامت در تهران و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور. این محکومیت صرفاً به‌خاطر نوشته‌ها و مطالب چندسال اخیر بوده است. به‌علت اصرارم بر فعالیت مستقل، هیچ سند و مدرکی از فعالیت جمعی یا ارتباط با دولت متخاصم و معاندین در پرونده وجود ندارد. با توجه به سبک نوشتاری حتی هیچ یک از جملات مصداق جرم دانسته نشده و فعالیت تبلیغی به‌طور کلی است.

Majid Tavakoli

@mohammadaleph
اسیران اردوگاه آشوویتس با یک شماره شناسایی که بر روی دستشان خالکوبی شده بود شناسایی می‌شدند. بعد از پایان نازی‌ها، آن‌هایی که زنده ماندند، جای آن شماره‌ها را پاک می‌کردند؛ اما پریمو لِوی دانشمند ایتالیایی هرگز این کار را نکرد او دوست داشت مردم آن را ببینند و بپرسند و بدانند که آن‌جا چه خبر بود و آن‌ها چه زجری کشیدند. او دوست داشت به هرکسی می‌رسد یادآوری کند که چه اتفاقی افتاده بود. مهم نیست چقدر بکشند، دیر یا زود دیکتاتور به زباله‌دان تاریخ می‌رود. اما دوست دارم روزی در آزادی هنرستان رقص و آوازی به نام نیکا شاکرمی باز شود، اندیشکده‌ای به نام سارینا، پیست موتورسواری به نام حمیدرضا روحی... دوست دارم مردم بدانند که محمد مرادی که بود، ندا آقاسلطان چرا مُرد، پویا بختیاری چه‌ها گفت، خدانور لجه‌ای چطور گلوله خورد. این روزها نباید از یاد این کشور و مردمش پاک شود. دوست دارم روزی دخترم بداند برای آزادی آن روز او چه روزهایی گدشته است.

Mohammadaleph2
@mohammadaleph
ستوان نیروی دریایی آمریکا در حال تلاش برای برقراری ارتباط با دو سرباز ژاپنی اسیر شده در نبرد اوکیناوا، ژوئن ۱۹۴۵. اواخر جنگ، ژاپن فرمان بسیج عمومی صادر کرده تا جایی که ژنرال Takijiro Onishi معاون نیروی دریایی ژاپن گفته بود: «اگر حاضر به فدا کردن جان ۲۰ میلیون ژاپنی شویم، پیروزی از آن ماست».

Mohammadaleph2
@mohammadaleph