تصویر نخست: کارتپستال چاپ شده در ترکیه در بزرگداشت دوستی ایران-ترکیه منقش به تصویر رضا شاه و آتاتورک، پرچم شیر و خورشید و پرچم ترکیه؛ اواسط دهه ۵۰ میلادی. در زیر تصویر عبارت "دوستی ایران و ترکیه" و شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" از سعدی به چشم میخورد.
«انجمن دوستی ایران-ترکیه» در سال ۱۹۵۲ در استانبول بنا نهاده شد و در نکوداشت دوستی دو ملت ایران و ترکیه و خصوصا روابط حسنه مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) و رضا شاه، کارتپستال، کتابچه و غیره را به چاپ میرساند. در تصویر دوم از یک کتابچه: تصویر و عنوان "اعلیحضرت شاهنشاه رضا شاه کبیر" و تصویر و عنوان "بانی جمهوری ترکیه کمال آتاتورک" به چشم میخورد.
تصویر سوم: همچنین «انجمن دوستی ایران-ترکیه» مسابقات ورزشی را در هر دو کشور در بزرگداشت این دوستی برگذار میکرد. در تصویر زیر از همین رویدادهای ورزشی همان عبارت "دوستی ایران-ترکیه" به چشم میخورد.
Mohammadaleph
@mohammadaleph
«انجمن دوستی ایران-ترکیه» در سال ۱۹۵۲ در استانبول بنا نهاده شد و در نکوداشت دوستی دو ملت ایران و ترکیه و خصوصا روابط حسنه مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) و رضا شاه، کارتپستال، کتابچه و غیره را به چاپ میرساند. در تصویر دوم از یک کتابچه: تصویر و عنوان "اعلیحضرت شاهنشاه رضا شاه کبیر" و تصویر و عنوان "بانی جمهوری ترکیه کمال آتاتورک" به چشم میخورد.
تصویر سوم: همچنین «انجمن دوستی ایران-ترکیه» مسابقات ورزشی را در هر دو کشور در بزرگداشت این دوستی برگذار میکرد. در تصویر زیر از همین رویدادهای ورزشی همان عبارت "دوستی ایران-ترکیه" به چشم میخورد.
Mohammadaleph
@mohammadaleph
«من زندگی خوبی دارم، اما این کار رو برای رسوندن صدای مردمم به جهان انجام میدم. این عمل من یک خودکشی نیست.»
@mohammadaleph
@mohammadaleph
جیسون ووکوویچ Jason Vukovich معروف به شکارچی پدوفیلها در حال لبخندزدن به برادر خود بعد از شنیدن حکم ۲۸ سال حبس خود. او با استفاده از دادههای دولتی محل زندگی چند پدوفیل را یافته بود و با یک پتک اقدام به ضرب و شتم آنها کرده بود. او و برادرش هردو در کودکی توسط پدرخواندهشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند.
Mohammadaleph
@mohammadaleph
Mohammadaleph
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
جیسون ووکوویچ Jason Vukovich معروف به شکارچی پدوفیلها در حال لبخندزدن به برادر خود بعد از شنیدن حکم ۲۸ سال حبس خود. او با استفاده از دادههای دولتی محل زندگی چند پدوفیل را یافته بود و با یک پتک اقدام به ضرب و شتم آنها کرده بود. او و برادرش هردو در کودکی…
جیسون و برادرش جوئل در ایالت آلاسکا از یک مادر مجرد به دنیا آمدند. در چهارسالگی او، مادرش با مردی به نام لری لی فولتون Larry Lee Fulton ازدواج کرده و به همراه فرزندانش به خانه او نقل مکان کردند. لری به سرعت آن روی شیطانی خود را نشان داده و شروع به سواستفاده جنسی مکرر و ضرب و شتم کودکان کرد. در سال ۱۹۸۹ او به دلیل همین جرمها توسط دادگاه محلی تنها به ۳ سال حبس محکوم شده و در نهایت با پایان دوره محکومیت به خانه برگشت و دوباره شروع به اذیت و آزار جیسون و برادرش کرد. در نهایت جیسون در ۱۶ سالگی از خانه فرار کرده و راهی واشنگتن شد. در سال ۲۰۰۸ او به آلاسکا برگشت و زندگی جدیدی را آغاز کرد. در سال ۲۰۱۶ طبق گفتههای خود او، یاد گذشته و آزارهایی که به عنوان یک قربانی توسط پدرخواندهاش دیده بود او را به نقطهای رساند که تصمیم به انتقام از دیگر کودکآزاران گرفت. در کمتر یک هفته در اواخر ژوئن ۲۰۱۶ او مرتکب ۳ جرم قضایی در حق ۳ مجرم مرتبط با کودکآزاری و پورن کودکان شد که البته هیچکدام به قتل منجر نشد. گرچه او طرفداران بسیاری دارد که بر طبق زندگی گذشتهاش او را نه یک مجرم که یک قهرمان میدانند و پتیشینهایی برای آزادی او راه انداختهاند و برایش لقبهایی چون انتقامجوی آلاسکا Alaskan avenger را انتخاب کردهاند اما رفتار او به هنگام ارتکاب این جرایم نیاز به واکاوی و دقت بیشتری برای مشخص شدن انگیزه دقیق او دارد. در نخستین مورد از شکارهایش، در سال ۲۰۱۶ او وارد خانه فردی به نام Charles Albee که در سال ۲۰۰۳ به جرم کودکآزاری درجه ۲ محکوم شده است شده و چندین بار او را مورد ضرب و شتم قرار داده با افتخار از اینکه چگونه آدرس خانه او را یافته صحبت کرده و سپس چندین وسیله شخصی او را به سرقت میبرد. دو روز بعد از مورد نخست، او این بار وارد خانه فردی به نام Andres Barbosa که در سال ۲۰۱۴ به دلیل پورن کودکان متهم بود شد. اینبار او دو همدست زن! نیز همراه خود داشت که یکی از آن زنان با تلفنهمراه از آنها فیلم تهیه میکرد. جیسون او را چندین بار مورد ضرب و شتم قرار داده، تعدادی از وسایل شخصی او و کامیونش را نیز سرقت میکند. در مورد سوم او وارد خانه فردی به نام Wesley Demarest مرتبط با کودکآزاری در سال ۲۰۰۴ شده که البته با مقاومت آن مرد، جیسون ضربهای به جمجمه او زده که منجر به شکستن کاسه سر او میشود. جیسون بالای سر او ایستاده و فریاد میزند: “I’m an avenging angel. I’m going to met out justice for the people you hurt.” "من فرشته انتقامی هستم که آمدهام تا عدالت را در حق کسانه که تو آزار دادهای به ارمغان آورم". در همان حال، او لپتاپ و چند وسیله دیگر مرد را دزدیده و از محل میگریزد. وِسلی خوابیده در خون خود برمیخیزد و با پلیس تماس میگیرد. یافتن او چندان سخت نیست زیرا که او چند خیابان پایینتر از محل جرم در خودروی خود با تمام وسایلی که نیاز به متهم کردن او دارند از جمله همان لپتاپ، چکش و دفترچه یادداشت او با نام و آدرس آن سه نفر دستگیر میشود. در سال ۲۰۱۸ او با قبول گناهکاری و معامله با دادگاه در نهایت در ۶ مورد از ۱۸ مورد جرم خود محکوم شده که یک محکومیت ۲۸ ساله شامل ۵ سال حبس تعلیقی و ۵ سال حبس مراقبتی محکوم میشود. او بعدها در زندان در نامهای به یک روزنامه مینویسد: "من به کودکیام و آزارهایی که دیدم میاندیشیدم و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم... اما اگر جوانیتان را مانند من به دلیل یک کودکآزار از دست دادهاید، دیگر زمان حال خود را با ارتکاب خشونت از خود نگیرید". او قهرمان بود یا فقط کسی که فکر میکرد چون مورد خشونت واقع شده است میتواند انتقام بگیرد؟ نکته جالب آنکه خود او چند اتهام قضایی از جمله خشونت علیه همسر در سال ۲۰۰۸ را در پرونده دارد.
Mohammadaleph
@mohammadaleph
Mohammadaleph
@mohammadaleph
یک جوری میگویند به اعتقادات نصف مردم دنیا توهین نکنید که گویی در مورد اعتقاد به قانون جاذبه حرف میزنند. اگر شما احتمالا همین ۶۰۰ سال در مزوآمریکا به دنیا میآمدید، یکی از آن میلیونها نفری بودید که به جای اعتقاد به گلستان شدن آتش ابراهیم، عمر هزارساله نوح یا باکرهزایی مریم با تمام وجودتان به این امر معتقد بودید که خدای خورشید Huitzilopochtli هیچلیلوپوتچلی سوار بر ماری در آسمان در جنگی ابدی با تاریکی و سیاهی به سر میبرد و وظیفه دینی شما این است که خوراک او که خون و قلب انسان است را هرساله در مراسمی به او پیشکش کنید. اگر خسوف و کسوفی شکل میگرفت بیشک نشانه آن بود که او از میزان قربانی شما ناراحت است و شما برای درامان ماندن از خشم او، همانگونه که پدران شما اعتقاد داشتند، قربانی بیشتری را به درگاه او پیشکش میکردید. میگویند در اواخر قرن ۱۵ میلادی، آزتکها که بزرگترین تمدن آن زمان مزوآمریکا را شکل داده بودند در شهر Tenochtitlan تنوچتیتلان در مراسمی ۴ روزه ۸۰ هزار نفر را به پای همین خدای ویتچلیلوپوتچلی قربانی کردند. قربانی کردن اما رسم خود را داشت و صرفا کشتن او نبود. راهب بزرگ بر بالای هرمی بزرگ میرفت، قربانی را که در رنگ آبی پوشیده شده بود، به تخته سنگی میبستند و راهب با تیغهای از جنس سنگ اوبسیدین سینه او را زنده زنده میشکافت و قلبش را که هنوز در حال تپیدن بود رو به آسمان به خداوند تقدیم میکرد. جنازه را سپس از همان بالا به پایین میانداختند. از خون او و آرد خمیری میساختند و نان مقدسی برای جشن آماده میشد. سپس بدن او را تکه تکه کرده و هرتکه را به یکی از بزرگان آزتک تقدیم میکردند و آنها در مراسمی این پیشکش ارزشمند را خوراک خود میکردند. تمام این مراسمات مذهبی به احتمال قریب به یقین برای شما پیش میآمد و شما با افتخار در این آیین جمعی که همگان به آن باور داشتند شرکت میکردید اگر فقط همین ۶ قرن پیش در آن گوشه دنیا متولد میشدید.
Mohammadaleph
@mohammadaleph
Mohammadaleph
@mohammadaleph
میگویند «دیکتاتورها تبلیغات نمیکنند تا شما چیزی را باور کنید، بلکه آنها تبلیغات میکنند تا شما دیگر هیچ چیزی را باور نکرده و در نتیجه هیچ کاری نکنید». بزرگترین پیروزی یک دیکتاتور آن روزی به دست میآید که شهروندانش از روی ناامیدی که او سعی در القای آن به جامعه دارد به این باور برسند که «ما قدرت تغییر او را نداریم» و حتی بدتر از آن به باور «بعد از او همهچیز بدتر خواهد شد» رسیده و دست از تلاش برای تغییر اوضاع بردارند. دیکتاتور با بازداشت، سرکوب و زندانی کردن تنها یک هدف را دنبال میکند: «تزریق ناامیدی و انفعال تا جای ممکن به جامعه».
در تاریخی که دیکتاتور سعی در القای آن به ما دارد، ما مشتی بازندهایم که یا باید مطیع بودن را انتخاب کنیم، یا سکوت و یا لوله سرد تفنگ. اما به قول هانا آرنت کبیر: هیچکس حق اطاعت کردن ندارد. درود بر تمام کسانی که در زمانهی ترس و سکوت فریاد میزنند: «آی مردم پادشاه لُخت است».
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
در تاریخی که دیکتاتور سعی در القای آن به ما دارد، ما مشتی بازندهایم که یا باید مطیع بودن را انتخاب کنیم، یا سکوت و یا لوله سرد تفنگ. اما به قول هانا آرنت کبیر: هیچکس حق اطاعت کردن ندارد. درود بر تمام کسانی که در زمانهی ترس و سکوت فریاد میزنند: «آی مردم پادشاه لُخت است».
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
میگویند مردی در میدان سرخ مسکو در حال پخش برگههای سفید بازداشت میشود. دلیلش را میپرسند و او میگوید: همهچیز مانند روز روشن است، نیاز به گفتن هیچ چیز نیست... در حکومتی که اسلحهی نیروهای امنیتی نه ضامن حفظ حقوق و آزادی شهروندان که وسیله سرکوب آنان است و دادگاهها نه مکان بسط عدل و قضاوت که محل ظلم و بیعدالتی است، دیگر هر واژهای از معنا تهی است. امثال توماج صالحی نه تروریست خیابانی که قهرمانانی هستند که تنها خواستهشان آزادی است. کسی که در چنین فضایی همچنان دلیل و سند میخواهد، وجدان، شرف و اندیشه خود را پیشاپیش به دیکتاتور تسلیم کرده است.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
هرچه بیشتر به انقلاب ۵۷ مینگرم، جهان بیشتر برایم غریب میشود. نگرش فرد به ۵۷ هنوز بعد از ۴ دهه مرزهای بین عقلانیت و شور آرمانگرایی احمقانه را مشخص میکند. پوستری تبلیغاتی از چریکهای فدایی خلق در جریان انقلاب ۵۷، زنی را با اسلحه ژ۳ در دست و علامت پیروزی با دست دیگر نشان میدهد. بر بالای آن نوشته است: «بدون مشارکت واقعی زنان، هیچ انقلابی به پیروزی نمیرسد». در پایین پوستر نوشتهای دیگر به چشم میخورد که کاملا قابل خواندن نیست، اما از برابری حقوق اجتماعی زنان و مردان و اینها میگوید. بیماری آرمانگرایی و چریکبازی احمقانه گروهی با چنین جملات قصاری، فرد را به مرحلهای میرساند که در راه ساخت یوتوپیای موعودش دست در دست اسلامگرایان علیه حکومتی قیام مسلحانه انجام دهد که هنوز دو دهه از اعطای حق رای به زنان با بهکارگیری قوای قهریه نظامی به دلیل مخالفت قاطبهی همان اسلامگرایان با این امر نگذشته بود. در ذهنشان دقیقا چه میگذشت، نمیتوان گفت. چنین شور احمقانهای هر انسان عادیای را به یک تروریست خیابانی تبدیل میکند که میپندارد در حال تغییر جهان است.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
بانوی اول بتی فورد در حال رقص با محمدرضا شاه پهلوی در مهمانی شام به افتخار محمدرضا شاه پهلوی و بانو فرح؛ آمریکا ۱۵ مه ۱۹۷۵. روزهایی که ایران یک کشور نرمال بود.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
چرا شاه رفت؟
جدی چرا رفت؟
اگه مونده بود چند تا از مشکلات الان رو اصلا نداشتیم؟
حتی به ذهنمون هم خطور نمیکرد که به این روز و روزگار بیفتیم
*سلطنتطلب نیستم در مورد گذشته صحبت میکنم که اگه مونده بود اوضاع به مراتب بهتر بود
Marziyeh Rajabi
مسئله ماندن یا نماندن شاه، چیزی فراتر از مسئلهی بهتر بودن یا نبودن امروز ماست. مسئله افراد، نخبگان و گروههایی بود که میپنداشتند آنچه پهلویها بعد از قاجار کرده و آن را از آن ویرانی و اسارت قرون وسطایی به کشوری تبدیل کرده که داشتن پاسپورتش ارزش محسوب میشد، یک سیر طبیعی بود نه زاییده میهندوستی و تلاش جانفرسای پهلویها. مسئله مردمی بودند که درکی درست از داشتن یک کشور نرمال نداشتند و گروهی الیت که از پهلوی فقط دیکتاتور بودن را میدیدند و بر آتش گروههایی که تنها هدفشان برپایی یک آرمانشهر خیالی بود هیزم میانداختند. هرآنکس که با دیده انصاف به آنچه پهلویها از قاجار گرفته و به جمهوری اسلامی دادند نگاه کند، از عظمت و سختی ساخت یک کشور که میتوانستید در آن زندگی کرده و آیندهای مطمئن را برای خود متصور شوید از دل یک مملکت هزارصاحب قاجاری انگشت بر دهان میماند. همانها امروز نه تنها فاجعه ۵۷ را با این نتایج آخرالزمانی همچنان میستایند، بلکه گویی در یک جنگ ابدی با موجودیتی به نام ایران به سر میبرند. توس طهماسبی -که هرجا هست به سلامت باشد- روزگاری نوشت: اگر شاه میماند و از ۵۷ جلوگیری هم میکرد، امروز افرادی در حالی که با پاسپورت بدون نیاز به ویزایشان در حال سفر به کشورهای اروپایی بودند و از مزیت زندگی نرمال در کشوری که شاه ساخت استفاده میکردند به فرزندانشان میگفتند: "روزگاری کسی بود که نامش خمینی بود. از انسانیت و روح و معنویت حرف میزد. قرار بود این کشور را گلستان کند اما آن شاه دیکتاتور اجازه نداد".
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
جدی چرا رفت؟
اگه مونده بود چند تا از مشکلات الان رو اصلا نداشتیم؟
حتی به ذهنمون هم خطور نمیکرد که به این روز و روزگار بیفتیم
*سلطنتطلب نیستم در مورد گذشته صحبت میکنم که اگه مونده بود اوضاع به مراتب بهتر بود
Marziyeh Rajabi
مسئله ماندن یا نماندن شاه، چیزی فراتر از مسئلهی بهتر بودن یا نبودن امروز ماست. مسئله افراد، نخبگان و گروههایی بود که میپنداشتند آنچه پهلویها بعد از قاجار کرده و آن را از آن ویرانی و اسارت قرون وسطایی به کشوری تبدیل کرده که داشتن پاسپورتش ارزش محسوب میشد، یک سیر طبیعی بود نه زاییده میهندوستی و تلاش جانفرسای پهلویها. مسئله مردمی بودند که درکی درست از داشتن یک کشور نرمال نداشتند و گروهی الیت که از پهلوی فقط دیکتاتور بودن را میدیدند و بر آتش گروههایی که تنها هدفشان برپایی یک آرمانشهر خیالی بود هیزم میانداختند. هرآنکس که با دیده انصاف به آنچه پهلویها از قاجار گرفته و به جمهوری اسلامی دادند نگاه کند، از عظمت و سختی ساخت یک کشور که میتوانستید در آن زندگی کرده و آیندهای مطمئن را برای خود متصور شوید از دل یک مملکت هزارصاحب قاجاری انگشت بر دهان میماند. همانها امروز نه تنها فاجعه ۵۷ را با این نتایج آخرالزمانی همچنان میستایند، بلکه گویی در یک جنگ ابدی با موجودیتی به نام ایران به سر میبرند. توس طهماسبی -که هرجا هست به سلامت باشد- روزگاری نوشت: اگر شاه میماند و از ۵۷ جلوگیری هم میکرد، امروز افرادی در حالی که با پاسپورت بدون نیاز به ویزایشان در حال سفر به کشورهای اروپایی بودند و از مزیت زندگی نرمال در کشوری که شاه ساخت استفاده میکردند به فرزندانشان میگفتند: "روزگاری کسی بود که نامش خمینی بود. از انسانیت و روح و معنویت حرف میزد. قرار بود این کشور را گلستان کند اما آن شاه دیکتاتور اجازه نداد".
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
🔸لهستانیها در ایران
داستان و مجموعه عکسی که میخواهم برایتان تعریف کنم و به نمایش بگذارم؛ داستان مردم لهستان است. داستان ۱۱۶ هزار نفری که در کمتر از ۳ سال از زندگی در خانه و شهر خود تا قطارهای باری به سمت اردوگاههای اجباری شوروی در سیبری، بمباران کشورشان تا زندگی در بندرانزلی، تهران و اصفهان را به چشم دیدند. در سال ۱۹۳۹ بعد از قرارداد عدم تعرض مابین شوروی-آلمان کشور لهستان مابین این دو قدرت تقسیم شد. در سمت شورویایی لهستان اوضاع به مراتب بدتر هم بود...
@mohammadaleph
On Twitter
داستان و مجموعه عکسی که میخواهم برایتان تعریف کنم و به نمایش بگذارم؛ داستان مردم لهستان است. داستان ۱۱۶ هزار نفری که در کمتر از ۳ سال از زندگی در خانه و شهر خود تا قطارهای باری به سمت اردوگاههای اجباری شوروی در سیبری، بمباران کشورشان تا زندگی در بندرانزلی، تهران و اصفهان را به چشم دیدند. در سال ۱۹۳۹ بعد از قرارداد عدم تعرض مابین شوروی-آلمان کشور لهستان مابین این دو قدرت تقسیم شد. در سمت شورویایی لهستان اوضاع به مراتب بدتر هم بود...
@mohammadaleph
On Twitter
Telegraph
لهستانیها در ایران.
*مادربزرگ پناهنده لهستانی دو نوه خود را در آغوش گرفته است. کمپ صلیب سرخ، ایران سال ۱۹۴۲ داستان و مجموعه عکسی که میخواهم برایتان تعریف کنم و به نمایش بگذارم؛ داستان مردم لهستان است. داستان ۱۱۶ هزار نفری که در کمتر از ۳ سال از زندگی در خانه و شهر خود تا قطارهای…
Forwarded from Toos Tahmasebi
سلام دوستان!
به مدت دو سال در فضای مجازی حضور نداشتم. در این دوران شرایط دشوار و غیر منتظرهای پیش آمد. بیماری سخت، مرگ نزدیکان و یک پرونده قضایی با اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی که به صدور حکم حبس تعلیقی انجامید.
حالا پس از دو سال وقفه تصمیم گرفتهام فعالیت نوشتاری خود در فضای مجازی را به شکلی محدودتر و کم رنگتر از گذشته از سر بگیرم. نمیدانم همین مقدار هم تحمل میشود یا نه اما به هر حال تصمیم دارم تا زمانی که امکانش باشد به نوشتن ادامه دهم.
از تمام دوستان و خوانندگان ارجمندی که در این مدت جویای احوالم بودهاند، صمیمانه قدردانی میکنم.
به مدت دو سال در فضای مجازی حضور نداشتم. در این دوران شرایط دشوار و غیر منتظرهای پیش آمد. بیماری سخت، مرگ نزدیکان و یک پرونده قضایی با اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی که به صدور حکم حبس تعلیقی انجامید.
حالا پس از دو سال وقفه تصمیم گرفتهام فعالیت نوشتاری خود در فضای مجازی را به شکلی محدودتر و کم رنگتر از گذشته از سر بگیرم. نمیدانم همین مقدار هم تحمل میشود یا نه اما به هر حال تصمیم دارم تا زمانی که امکانش باشد به نوشتن ادامه دهم.
از تمام دوستان و خوانندگان ارجمندی که در این مدت جویای احوالم بودهاند، صمیمانه قدردانی میکنم.
Toos Tahmasebi
سلام دوستان! به مدت دو سال در فضای مجازی حضور نداشتم. در این دوران شرایط دشوار و غیر منتظرهای پیش آمد. بیماری سخت، مرگ نزدیکان و یک پرونده قضایی با اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی که به صدور حکم حبس تعلیقی انجامید. حالا پس از دو سال وقفه تصمیم…
توس طهماسبی گرامی از آن افرادی است که از خواندنش سیر نمیشوید، مدتها بود که منتظر روز بازگشت و نوشتن او بودم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخی چیزها را در گالری گوشیام نگهداری میکنم، چیزهایی که نباید فراموش کنم، چیزهایی که به من میگویند: هیچ چیز هرگز عادی نمیشود. مثلا دختری بود که در ۱۹ سال زندگیاش به اندازه ۱۲ روز بازداشتش کتک نخورده بود، اما سینه را جلو داده و گفته بود: متهم اظهار پشیمانی نمیکند.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
تریاککشان ایرانی در حال نشئگی، اواخر دوران قاجار.
عکاس آنتوان سریوگین Antoin Sevruguin.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
عکاس آنتوان سریوگین Antoin Sevruguin.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
فرش اهدایی حزب توده ایران-آذربایجان با تصاویر سفرهای فضایی شوروی! طراحی جعفر مجیری سال ۱۹۶۵ (آذر ۱۳۴۳). در مرکز تصویر، مردی از مسکو به سوی فضا پرتاب شده است. فرش با تصویر لنین در بالای آن تزیین شده است و در حاشیهی آن تصاویر یوری گاگارین و والنتینا ترشکووا نیز به چشم میخورد. این فرش را در بزرگداشت سالگرد غائلهی آذربایجان و تلاش نیروهای تجزیهطلب با پشتیبانی شوروی برای ایجاد حکومت خودمختار در آذربایجان ایران که با لشکرکشی شاه بینتیجه ماند ساختهاند. در بالای تصویر نوشتهای با این مضمون وجود دارد: از طرف حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، تشکیلات حزب توده ایران شاخه آذربایجان و فرقه دموکرات آذربایجان به مناسبت ۲۱ آذر سالگرد نهضت ملی خلق آذربایجان.
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
Mohammadaleph2
@mohammadaleph
🔸زنان نپالی، قربانیان فرهنگ نجس بودن پریود چائوپادی.
وقتی صحبت از پریود زنان میشود، همیشه با رفتارهای عجیب و غریب در فرهنگهای مختلف روبهرو میشوید؛ اما این مسئله در کشور نپال در سطح دیگری است. آنچه در ادامه میخوانید داستان زنانی است که به دلیل یک باور سنتی مرتبط با هندوییسم به نام چائوپادی Chaupadi در فرهنگشان در زمان عادت ماهیانه مجبور به زندگی در کپرهایی بیرون از خانه، غارها و یا در اعماق جنگل دور از بقیه مردم میشوند.
@mohammadaleph
On Twitter
وقتی صحبت از پریود زنان میشود، همیشه با رفتارهای عجیب و غریب در فرهنگهای مختلف روبهرو میشوید؛ اما این مسئله در کشور نپال در سطح دیگری است. آنچه در ادامه میخوانید داستان زنانی است که به دلیل یک باور سنتی مرتبط با هندوییسم به نام چائوپادی Chaupadi در فرهنگشان در زمان عادت ماهیانه مجبور به زندگی در کپرهایی بیرون از خانه، غارها و یا در اعماق جنگل دور از بقیه مردم میشوند.
@mohammadaleph
On Twitter
Telegraph
زنان نپالی، قربانیان فرهنگ نجس بودن پریود چائوپادی.
وقتی صحبت از پریود زنان میشود، همیشه با رفتارهای عجیب و غریب در فرهنگهای مختلف روبهرو میشوید؛ اما این مسئله در کشور نپال در سطح دیگری است. آنچه در ادامه میخوانید داستان زنانی است که به دلیل یک باور سنتی مرتبط با هندوییسم به نام چائوپادی Chaupadi در…
مجید توکلی گرامی در توییترش خبر داده است: امروز آخرین جلسهی دادگاهم در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دفاع آخر گرفته شد و باید منتظر صدور حکم باشم.
وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و تکمیلیاند. در پرونده چیزی جز نوشتههای اینچندسال وجود ندارد. دو عنوان اتهامی "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" وجود دارد. البته با توجه به اینکه فعالیت جمعیای در این سالها نداشتهام، درباره اتهام اجتماع و تبانی به مجموعهای از گزارشها و عبارتهای کلی بسنده شده و مدرکی ارائه نشده است. باوجوداین با همان عبارتهای کلیِ ارتباط با افراد، گروهها و دولتهای متخاصم و با اشاره به دو دهه فعالیت درپیِ محکومیت سنگینند.
احتمالاً فشارها و آزارها ادامه مییابد. اما همچنان امیدواریم. نوشتن و اندیشیدن را حق خودم میدانم و امیدوارم روزی هیچکس صرفاً بهعلت نوشتن محکوم نشود. از وکلا و همهی دوستان و عزیزانی که پیگیرانه اینروزها در کنار من و خانوادهام بودند، متشکرم. دربارهی جزئیات پرونده و آنچه که در این ۱۰ماه گذشته است، در آینده به تفصیل خواهم نوشت.
Majid Tavakoli
@mohammadaleph
وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و تکمیلیاند. در پرونده چیزی جز نوشتههای اینچندسال وجود ندارد. دو عنوان اتهامی "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" وجود دارد. البته با توجه به اینکه فعالیت جمعیای در این سالها نداشتهام، درباره اتهام اجتماع و تبانی به مجموعهای از گزارشها و عبارتهای کلی بسنده شده و مدرکی ارائه نشده است. باوجوداین با همان عبارتهای کلیِ ارتباط با افراد، گروهها و دولتهای متخاصم و با اشاره به دو دهه فعالیت درپیِ محکومیت سنگینند.
احتمالاً فشارها و آزارها ادامه مییابد. اما همچنان امیدواریم. نوشتن و اندیشیدن را حق خودم میدانم و امیدوارم روزی هیچکس صرفاً بهعلت نوشتن محکوم نشود. از وکلا و همهی دوستان و عزیزانی که پیگیرانه اینروزها در کنار من و خانوادهام بودند، متشکرم. دربارهی جزئیات پرونده و آنچه که در این ۱۰ماه گذشته است، در آینده به تفصیل خواهم نوشت.
Majid Tavakoli
@mohammadaleph
Mohammad Aleph
مجید توکلی گرامی در توییترش خبر داده است: امروز آخرین جلسهی دادگاهم در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دفاع آخر گرفته شد و باید منتظر صدور حکم باشم. وزارت اطلاعات اصرار به حکم سنگین دارد. یعنی از آن بازداشتِ پیشگیرانه ۱۰ماه پیش درپیِ محکومیتِ بازدارنده و…
نوشتن از مجید توکلی عزیز سخت است. عموما دوست دارم ایدهها و اندیشهها بیش از افراد برایم ارزشمند باشد لیکن پایبندی و شجاعت او در این سالها به آزادی، او را همراه با تنی چند از عزیزان در نقطهای قرار داده است که شخص برایم ارزشمندتر از ایده میشود.
@mohammadaleph
@mohammadaleph