"سازمان کثرت گرا"
#چهره_های_سازمان
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#چهره_های_سازمان
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"سازمان کثرت گرا"
#چهره_های_سازمان
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
در سالهای اخیر کارتونی برای کودکان پخش میشد که داستان گربه ای را نمایش می داد که در موقعیت های مختلف و بنا به نیاز جمله ای را زمزمه می کرد و تبدیل به یک موجود یا شیء دیگر می شد، تا بتواند در آن لحظه به هدفی که مدنظر دارد، برسد.
در قرن ۲۱ ام سازمانها نیز بهمنظور پاسخگویی به نیازهای جدید و متنوع ذینفعان، و ارتباط هم زمان با عناصر درون و برون سازماني، چارهای جز کثرت گرایی ندارند. در حالی که در این قرن شرایط درونی، محیطی و ذینفعان سازمان توأم با پيچيدگي، تنش، و تناقض گونگي است، مسائل سازمان را نميتوان با استفاده از يک تئوري يا رويکرد منفرد، تجزيه و تحليل کرد. قرن بیست و یکم، قرني است متکثر و آکنده از تضاد سلائق و منافع، که بهطور هم زمان سادگی و پیچیدگی، انعطاف پذیری و ابهام را می طلبد. سازمان ها باید بتوانند همزمان با یگانگی، چهرههاي متکثر و متنوعی در رفتار، ساختار، اهداف، تکنولوژی و نمود محیطی از خود نمایش دهند. به عنوان مثال سازمان کثرت گرا بایستی در قبال نهادهای فرهنگی چهره ای فرهنگی، نهادهای مذهبی چهره ای مذهبی، در قبال سهامداران چهره ای سودگرا، کارکنان داخلی چهره ای انسان مدار، و در قبال دولت چهره ای حکومت گرا از خود بروز دهد. «سازمان کثرت گرا» راز موفقیت سازمان ها در شرایط متکثر قرن ۲۱ام را بر ملا می سازد.
تعاریف، ویژگی ها، ابعاد و مولفه ها، مفاهیم کلیدی، چالشها، فرآیند طراحی، و موضوعات پژوهشی مرتبط با "چهره سازمانی کثرت گرا" از www.modamnet.com قابل دریافت است.
دانش خود را به روز کنید:
@modamnet
#چهره_های_سازمان
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
در سالهای اخیر کارتونی برای کودکان پخش میشد که داستان گربه ای را نمایش می داد که در موقعیت های مختلف و بنا به نیاز جمله ای را زمزمه می کرد و تبدیل به یک موجود یا شیء دیگر می شد، تا بتواند در آن لحظه به هدفی که مدنظر دارد، برسد.
در قرن ۲۱ ام سازمانها نیز بهمنظور پاسخگویی به نیازهای جدید و متنوع ذینفعان، و ارتباط هم زمان با عناصر درون و برون سازماني، چارهای جز کثرت گرایی ندارند. در حالی که در این قرن شرایط درونی، محیطی و ذینفعان سازمان توأم با پيچيدگي، تنش، و تناقض گونگي است، مسائل سازمان را نميتوان با استفاده از يک تئوري يا رويکرد منفرد، تجزيه و تحليل کرد. قرن بیست و یکم، قرني است متکثر و آکنده از تضاد سلائق و منافع، که بهطور هم زمان سادگی و پیچیدگی، انعطاف پذیری و ابهام را می طلبد. سازمان ها باید بتوانند همزمان با یگانگی، چهرههاي متکثر و متنوعی در رفتار، ساختار، اهداف، تکنولوژی و نمود محیطی از خود نمایش دهند. به عنوان مثال سازمان کثرت گرا بایستی در قبال نهادهای فرهنگی چهره ای فرهنگی، نهادهای مذهبی چهره ای مذهبی، در قبال سهامداران چهره ای سودگرا، کارکنان داخلی چهره ای انسان مدار، و در قبال دولت چهره ای حکومت گرا از خود بروز دهد. «سازمان کثرت گرا» راز موفقیت سازمان ها در شرایط متکثر قرن ۲۱ام را بر ملا می سازد.
تعاریف، ویژگی ها، ابعاد و مولفه ها، مفاهیم کلیدی، چالشها، فرآیند طراحی، و موضوعات پژوهشی مرتبط با "چهره سازمانی کثرت گرا" از www.modamnet.com قابل دریافت است.
دانش خود را به روز کنید:
@modamnet
"نظریه كنش پس اندازي"
#رفتار_سازمانی
#نظریه_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#رفتار_سازمانی
#نظریه_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"نظریه كنش پس اندازي"
#رفتار_سازمانی
#نظریه_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
در برخی تعاملات اجتماعي، افراد در موقعیت هاي گوناگون به عرض ارادت، علاقه، و در حالت افراطي، تملق و چاپلوسي نسبت به افرادي می کنند كه احتمال کسب قدرت و يا امکان بهره مندي از پتانسيل ايشان در آینده وجود دارد. اين رفتار ها در چارچوب علم مديريت رفتار سازماني قابل تامل و تحليل است. با مداقه بر اين رفتارهاي حسابگرانه به نظر مي رسد افراد عامل به دنبال پس انداز يا سرمايه گذاري بر روابط دوستانه ای مي باشند، كه از اين طريق افراد هدف را وامدار خود ساخته و بستري براي درخواستهاي قانوني و غيرقانوني در آينده فراهم كنند.
بر اساس "نظريه كنش پس اندازي"، تك تك تعاملات سازماني با ساير ذي نفعان سازمانی به مثابه سكه هايي است كه در قلك سرمایه ارتباطاتي پس انداز مي شود، تا در مواقع نياز اين سرمايه مورد بهره برداري قرار گيرد. اين بهره مندي مي تواند به واسطه ارتقاء مخاطبان هدف در پست هاي سازماني و يا حتي استفاده از پشتوانه سرمايه اجتماعي ايشان براي اكتساب منافع سازماني محقق گردد. از ديگر مصاديق اين نظريه در مراودات اجتماعی، مي توان به حضور بیش از حد عرف در مجالس ترحيم، تبريك موفقيت های همگان از طرق مختلف، عرض تبریک و تهنیت در مناسبت های مختلف، درج لايك و كامنت در شبكه هاي اجتماعي براي اکثر مطالب افراد، اعلام توافق يا تاييد ديدگاه هاي افراد در جلسات گروهي و... اشاره كرد. شايان ذكر است كه اين نوع كنش با رفتار خيرخواهانه از لحاظ مبنایی كاملا متفاوت است.
@modamnet
از آنجا كه اغلب رفتارهاي ذي نفعان سازماني در چارچوب "نظريه کنش پس اندازی" قابل تحلیل است، پیشنهاد می شود مديران در تعاملات سازماني ديگران با خود، اين نظريه را مورد توجه قرار دهند؛ هر چند كه در اغلب موارد تعاملات مبتني بر اين نوع رفتار، بسيار پيچيده، چندوجهي و زنجيره وار است!
براي "نظريه ي كنش پس اندازي" اين فرضيه قابل طرح است كه: بين پايبندي افراد به ارزش هاي انساني و معنوي با كنش پس اندازي رابطه منفی وجود دارد.
"نظريه كنش پس اندازي" توسط نظريه بازي ها، نظريه انتخاب عمومي، و قانون كارما پشتيباني مي شود.
محققین علوم مدیریت می توانند طراحی مدل کنش پس اندازی، فرآیند، عوامل موثر، پیامدها، راهکارهای کاهش، و رابطه کنش پس اندازی با سایر متغیرهای سازمانی مورد پژوهش قرار دهند.
برای پیوستن به "شبکه دانش افزایی مدام" روى لينك كليك كرده و سپس join را بزنید:
@modamnet
#رفتار_سازمانی
#نظریه_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
در برخی تعاملات اجتماعي، افراد در موقعیت هاي گوناگون به عرض ارادت، علاقه، و در حالت افراطي، تملق و چاپلوسي نسبت به افرادي می کنند كه احتمال کسب قدرت و يا امکان بهره مندي از پتانسيل ايشان در آینده وجود دارد. اين رفتار ها در چارچوب علم مديريت رفتار سازماني قابل تامل و تحليل است. با مداقه بر اين رفتارهاي حسابگرانه به نظر مي رسد افراد عامل به دنبال پس انداز يا سرمايه گذاري بر روابط دوستانه ای مي باشند، كه از اين طريق افراد هدف را وامدار خود ساخته و بستري براي درخواستهاي قانوني و غيرقانوني در آينده فراهم كنند.
بر اساس "نظريه كنش پس اندازي"، تك تك تعاملات سازماني با ساير ذي نفعان سازمانی به مثابه سكه هايي است كه در قلك سرمایه ارتباطاتي پس انداز مي شود، تا در مواقع نياز اين سرمايه مورد بهره برداري قرار گيرد. اين بهره مندي مي تواند به واسطه ارتقاء مخاطبان هدف در پست هاي سازماني و يا حتي استفاده از پشتوانه سرمايه اجتماعي ايشان براي اكتساب منافع سازماني محقق گردد. از ديگر مصاديق اين نظريه در مراودات اجتماعی، مي توان به حضور بیش از حد عرف در مجالس ترحيم، تبريك موفقيت های همگان از طرق مختلف، عرض تبریک و تهنیت در مناسبت های مختلف، درج لايك و كامنت در شبكه هاي اجتماعي براي اکثر مطالب افراد، اعلام توافق يا تاييد ديدگاه هاي افراد در جلسات گروهي و... اشاره كرد. شايان ذكر است كه اين نوع كنش با رفتار خيرخواهانه از لحاظ مبنایی كاملا متفاوت است.
@modamnet
از آنجا كه اغلب رفتارهاي ذي نفعان سازماني در چارچوب "نظريه کنش پس اندازی" قابل تحلیل است، پیشنهاد می شود مديران در تعاملات سازماني ديگران با خود، اين نظريه را مورد توجه قرار دهند؛ هر چند كه در اغلب موارد تعاملات مبتني بر اين نوع رفتار، بسيار پيچيده، چندوجهي و زنجيره وار است!
براي "نظريه ي كنش پس اندازي" اين فرضيه قابل طرح است كه: بين پايبندي افراد به ارزش هاي انساني و معنوي با كنش پس اندازي رابطه منفی وجود دارد.
"نظريه كنش پس اندازي" توسط نظريه بازي ها، نظريه انتخاب عمومي، و قانون كارما پشتيباني مي شود.
محققین علوم مدیریت می توانند طراحی مدل کنش پس اندازی، فرآیند، عوامل موثر، پیامدها، راهکارهای کاهش، و رابطه کنش پس اندازی با سایر متغیرهای سازمانی مورد پژوهش قرار دهند.
برای پیوستن به "شبکه دانش افزایی مدام" روى لينك كليك كرده و سپس join را بزنید:
@modamnet
"بازاریابی شبکه های اجتماعی"
#بازاریابی
#پژوهشگر
#مسلم_ویسی
(دانشجوی دکتری)
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3N
#بازاریابی
#پژوهشگر
#مسلم_ویسی
(دانشجوی دکتری)
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3N
بازاریابی شبکه های اجتماعی
"بازاریابی شبکه های اجتماعی"
(دلایل ظهور، اوج گیری و افول شبکه های اجتماعی)
#بازاریابی
#پژوهشگر
#مسلم_ویسی
(دانشجوی دکتری)
گزارش کامل این پژوهش از www.modamnet.com قابل دریافت است.
@modamnet
(دلایل ظهور، اوج گیری و افول شبکه های اجتماعی)
#بازاریابی
#پژوهشگر
#مسلم_ویسی
(دانشجوی دکتری)
گزارش کامل این پژوهش از www.modamnet.com قابل دریافت است.
@modamnet
وارونگی جو سازمانی"
#مدیریت_دولتی
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#مدیریت_دولتی
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
وارونگی جو سازمانی - شبکه مدام.pdf
352.5 KB
وارونگی جو سازمانی"
#مدیریت_دولتی
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#مدیریت_دولتی
#نظریه_پرداز
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
به شبکه دانش افزایی مدام بپیوندید:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"سیاست های رفع تکلیفی"
#خط_مشی_گذاری_دولتی
#مفهوم_پرداز
#پروفسور_حسن_دانایی_فرد
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#خط_مشی_گذاری_دولتی
#مفهوم_پرداز
#پروفسور_حسن_دانایی_فرد
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"سیاست های رفع تکلیفی"
#خط_مشی_گذاری_دولتی
#مفهوم_پرداز
#پروفسور_حسن_دانایی_فرد
همهی حکومتها در سراسر جهان پیوسته درگیر تدوین، اجرا و خاتمهی خط مشیهای عمومی هستند.اما با این اوصاف اگر در تاروپود کشورها بهدقت نگاه کنید خواهید دید که برخی از این خط مشیها مبتنی بر نوعی نظریه نیستند، بر نوعی رژیم خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) واحد استوار نیستند، بهصورت موازی با سایر خط مشیها هزینههایی را مصرف میکنند، دچار انواعی از تناقضات در درون خود بوده و با دیگر خط مشیها هم بعضاً متعارضاند، از درون منسجم نیستند و در شبکهی منسجم خط مشیها جانمایی خوبی نشدهاند، در حد زیادی سیاست زدهاند، چارچوب منسجم و مشخصی برای پایش و ارزیابی ندارند، بر طرح خط مشی یکپارچه استوار نیستند، صرفاً واکنشی در برابر تهدید گروههای فشار و ذینفعان قدرتمند هستند، هدف واحدی را دنبال نمیکنند.
نویسنده مدعی است با تأمل در این ویژگیها نوعی پدیده ی سیاسی را شناسایی کرده است که میتوان از آن بهعنوان "خط مشی عمومی رفع تکلیفی" یاد کرد. از این پدیده در "گفتمان عمومی" و "محافل تخصصی" کشورها فراوان شنیده میشود. با فرض اینکه خط مشیهای عمومی "مجموعه اقدامات نسبتاً ثابت و هدفمند حکومتها برای حل مسائل عمومی فرارو هستند"، بعضاً سطوح مختلف حکومتها مجموعهای از چنین اقداماتی را در پیش میگیرند که گاهی اوقات ویژگی خط مشیهای فوقالذکر را ندارند. نویسنده تلاش دارد بهجای تعریف عملیاتی از این خط مشیها در وهله نخست صرفا آنها را توصیف کند. بهعبارتدیگر با ذکر مشخصاتی میتوان اینگونه خط مشیها را از سایر خط مشیهای اصیل و واقعی جدا کرد. نویسنده مدعی است چنین خط مشیهایی ویژگیهای ذیل را دارند:
🔹️دارای نظریه برنامه نیستند؛
🔹️دارای رژیم خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) نیستند؛
🔹️با خط مشیهای اصیل موازی هستند؛
🔹️دارای تناقض خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) هستند؛
🔹️انسجام خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) ندارند؛
🔹️صبغهی سیاست زدگی دارند؛
🔹️سیستم پایش و ارزیابی ندارند؛
🔹️درپی کاهش یا انتقال هزینهها هستند؛
🔹️واکنشی به گروههای فشار و ذینفوذ هستند؛
🔹️طرح تنسیق شدهای ندارند.
بیتردید شرایط ثابت و متغیر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بینالمللی بر ظهور و بروز این خطمشیها مؤثرند. ازاینرو همیشه اینگونه خطمشیها عامدانه تدوین نمیشوند، شرایطی خاص باعث افزایش یا کاهش آنها در سطح جامعه میشود. از جمله این پیشآیندها:
۱- فقر ظرفیت خطمشی سازی
۲-نزدیکبینی سیاسی
۳-تقلیدی بودن خطمشیها
۴-نظام ارزیابی عملکرد حزبی
۵-ظرفیت سیاست پذیری مجریان
۶-تناقضات خطمشیای سطوح بالا
۷-حسابداری خطمشیای
۸-ثبات سیاسی
۹-فرهنگ پاسخ گیری
۱۰-ردگمکنی خط مشی ای(سیاستی)
برخی از مهمترین آثار گفتاری، نگرشی و رفتاری خطمشیهای رفع تکلیفی بدین شرح است:
۱-شکلگیری فضای زبانی تخریب چهرههای خطمشیهای عمومی
۲-ایجاد فضای اتهام و انگ زنی
۳-بدبینی ملی نسبت به حکومت و دولت
۴-نا اطمینانی و بیاعتمادی به حکومت
۵-ناامیدی به اصلاح جامعه
۶-اثر پیگالمون رفتاری خطمشی های رفع تکلیفی
۷-کاهش ظرفیت روانشناختی جامعه
۸-ایجاد فضای رسانهای تخریبی علیه کشور
۹-ساخت نگرشهای منفی علیه حکومت
۱۰-در پیش گرفتن رفتارهای مرددانه نسبت به کشور
متن کامل مفهوم "سیاست های رفع تکلیفی" به زودی از وب سایت www.modamnet.com منتشر خواهد شد.
به شبکه مدام بپیوندید:
@modamnet
#خط_مشی_گذاری_دولتی
#مفهوم_پرداز
#پروفسور_حسن_دانایی_فرد
همهی حکومتها در سراسر جهان پیوسته درگیر تدوین، اجرا و خاتمهی خط مشیهای عمومی هستند.اما با این اوصاف اگر در تاروپود کشورها بهدقت نگاه کنید خواهید دید که برخی از این خط مشیها مبتنی بر نوعی نظریه نیستند، بر نوعی رژیم خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) واحد استوار نیستند، بهصورت موازی با سایر خط مشیها هزینههایی را مصرف میکنند، دچار انواعی از تناقضات در درون خود بوده و با دیگر خط مشیها هم بعضاً متعارضاند، از درون منسجم نیستند و در شبکهی منسجم خط مشیها جانمایی خوبی نشدهاند، در حد زیادی سیاست زدهاند، چارچوب منسجم و مشخصی برای پایش و ارزیابی ندارند، بر طرح خط مشی یکپارچه استوار نیستند، صرفاً واکنشی در برابر تهدید گروههای فشار و ذینفعان قدرتمند هستند، هدف واحدی را دنبال نمیکنند.
نویسنده مدعی است با تأمل در این ویژگیها نوعی پدیده ی سیاسی را شناسایی کرده است که میتوان از آن بهعنوان "خط مشی عمومی رفع تکلیفی" یاد کرد. از این پدیده در "گفتمان عمومی" و "محافل تخصصی" کشورها فراوان شنیده میشود. با فرض اینکه خط مشیهای عمومی "مجموعه اقدامات نسبتاً ثابت و هدفمند حکومتها برای حل مسائل عمومی فرارو هستند"، بعضاً سطوح مختلف حکومتها مجموعهای از چنین اقداماتی را در پیش میگیرند که گاهی اوقات ویژگی خط مشیهای فوقالذکر را ندارند. نویسنده تلاش دارد بهجای تعریف عملیاتی از این خط مشیها در وهله نخست صرفا آنها را توصیف کند. بهعبارتدیگر با ذکر مشخصاتی میتوان اینگونه خط مشیها را از سایر خط مشیهای اصیل و واقعی جدا کرد. نویسنده مدعی است چنین خط مشیهایی ویژگیهای ذیل را دارند:
🔹️دارای نظریه برنامه نیستند؛
🔹️دارای رژیم خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) نیستند؛
🔹️با خط مشیهای اصیل موازی هستند؛
🔹️دارای تناقض خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) هستند؛
🔹️انسجام خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) ندارند؛
🔹️صبغهی سیاست زدگی دارند؛
🔹️سیستم پایش و ارزیابی ندارند؛
🔹️درپی کاهش یا انتقال هزینهها هستند؛
🔹️واکنشی به گروههای فشار و ذینفوذ هستند؛
🔹️طرح تنسیق شدهای ندارند.
بیتردید شرایط ثابت و متغیر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بینالمللی بر ظهور و بروز این خطمشیها مؤثرند. ازاینرو همیشه اینگونه خطمشیها عامدانه تدوین نمیشوند، شرایطی خاص باعث افزایش یا کاهش آنها در سطح جامعه میشود. از جمله این پیشآیندها:
۱- فقر ظرفیت خطمشی سازی
۲-نزدیکبینی سیاسی
۳-تقلیدی بودن خطمشیها
۴-نظام ارزیابی عملکرد حزبی
۵-ظرفیت سیاست پذیری مجریان
۶-تناقضات خطمشیای سطوح بالا
۷-حسابداری خطمشیای
۸-ثبات سیاسی
۹-فرهنگ پاسخ گیری
۱۰-ردگمکنی خط مشی ای(سیاستی)
برخی از مهمترین آثار گفتاری، نگرشی و رفتاری خطمشیهای رفع تکلیفی بدین شرح است:
۱-شکلگیری فضای زبانی تخریب چهرههای خطمشیهای عمومی
۲-ایجاد فضای اتهام و انگ زنی
۳-بدبینی ملی نسبت به حکومت و دولت
۴-نا اطمینانی و بیاعتمادی به حکومت
۵-ناامیدی به اصلاح جامعه
۶-اثر پیگالمون رفتاری خطمشی های رفع تکلیفی
۷-کاهش ظرفیت روانشناختی جامعه
۸-ایجاد فضای رسانهای تخریبی علیه کشور
۹-ساخت نگرشهای منفی علیه حکومت
۱۰-در پیش گرفتن رفتارهای مرددانه نسبت به کشور
متن کامل مفهوم "سیاست های رفع تکلیفی" به زودی از وب سایت www.modamnet.com منتشر خواهد شد.
به شبکه مدام بپیوندید:
@modamnet
"رهبری در ارتفاع بالا"
#رهبری_سازمانی
تلخیص:
#تیم_تحقیق_و_توسعه_شبکه_مدام
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#رهبری_سازمانی
تلخیص:
#تیم_تحقیق_و_توسعه_شبکه_مدام
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"رهبری در ارتفاع بالا"
#رهبری_سازمانی
تلخیص:
#تیم_تحقیق_و_توسعه_شبکه_مدام
توان رهبری وجه تمایز اصلی مدیران موفق و ناموفق است. با اینکه قدرت مدیریت قائم بر پست سازمانی وی است، ولی قدرت رهبری قائم بر ویژگی های شخصی است. پژوهش های جدید نشان می دهد، مهارتهای های رهبری در سطوح بالای مدیریتی متفاوت از سطوح پایین است. از دلایل اصلی این تفاوت را می توان در تردید کارکنان به شایستگی مدیر در پست های بالا نسبت به پست های پایین جستجو کرد! همچنین خطرات و ریسک های رهبری در ارتفاع بالا با رهبری در ارتفاع پایین بسیار متفاوت است. تفاوت در نوع مسائل مورد مواجه و غیر منتظره بودن مشکلات از دیگر تفاوت هاست.
«رهبری در ارتفاع بالا» با استعاره از کوهنوردی و صعود به قله، بر مهارتهای رهبری در سطوح بالاتر مدیریتی و شرایط بسیار سخت محیطی و سازمانی متمرکز است. در کوه های بلند مرتبه، موفقیت یا شکست به راحتی قابل سنجش است و اشتباهات ساده می تواند افراد را به کشتن دهد. وقتی در ارتفاع بالا در دام مرگ بیافتید، نمی توانید کتابی را بردارید تا به دنبال نظریه های جدید بگردید، یا به مشاوری زنگ بزنید، حتی نمی توانید بخوبی فکر کنید و دنبال راه حل های مختلف بگردید، زیرا در ارتفاعات بالا، قدرتمندترین رهبران نفس کم می آورند! رهبران در ارتفاع بالا در مواقعی باید سریعا تصمیم بگیرند و اقدام کنند.
مفهوم «رهبری در ارتفاع بالا» به تبیین خطرات مختلف در راه صعود و پیشرفت برای زنده ماندن و بالا رفتن می پردازد و با ارائه راهکارهایی برای مقابله با این خطرات، مهارتهای خواننده را در سطوح مختلف توسعه می دهد. خطرات ارتفاع بالا شامل: ترس از مرگ، خودخواهی، تکیه بیش از حد بر ابزار، اتکاء به خود، راحتی، جاذبه و... می باشد، که ضمن تشریح هر یک، راهکارهای آن تبیین می گردد.
علاوه بر اینها محتوای آموزشی «رهبری در ارتفاع بالا» شامل مباحث ذیل است:
• هنگام رسیدن به ارتفاع های بالاتر در سازمان یا محیط کسب و کار با چه خطراتی روبرو می شوید.
• چرا این خطرها پدیدار می شوند.
• برای دوام آوردن در آنها چکار می توانید بکنید و چطور می¬توانید از آنها پیشگیری نمایید.
• گروه ها را چطور هدایت کنید تا عملکردشان در بدترین شرایط در اوج باشد.
• چطور مهارت های رهبری ایجاد کنید تا در بدترین شرایط سرآمد شوید.
مطالعه این محتوای آموزشی برای کلیه مدیران رده بالا و همچنین افرادی که می خواهند در عالی ترین سطوح رهبری کنند، اکیدا توصیه می شود. متن کامل از www.modamnet.com قابل دریافت است.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet
#رهبری_سازمانی
تلخیص:
#تیم_تحقیق_و_توسعه_شبکه_مدام
توان رهبری وجه تمایز اصلی مدیران موفق و ناموفق است. با اینکه قدرت مدیریت قائم بر پست سازمانی وی است، ولی قدرت رهبری قائم بر ویژگی های شخصی است. پژوهش های جدید نشان می دهد، مهارتهای های رهبری در سطوح بالای مدیریتی متفاوت از سطوح پایین است. از دلایل اصلی این تفاوت را می توان در تردید کارکنان به شایستگی مدیر در پست های بالا نسبت به پست های پایین جستجو کرد! همچنین خطرات و ریسک های رهبری در ارتفاع بالا با رهبری در ارتفاع پایین بسیار متفاوت است. تفاوت در نوع مسائل مورد مواجه و غیر منتظره بودن مشکلات از دیگر تفاوت هاست.
«رهبری در ارتفاع بالا» با استعاره از کوهنوردی و صعود به قله، بر مهارتهای رهبری در سطوح بالاتر مدیریتی و شرایط بسیار سخت محیطی و سازمانی متمرکز است. در کوه های بلند مرتبه، موفقیت یا شکست به راحتی قابل سنجش است و اشتباهات ساده می تواند افراد را به کشتن دهد. وقتی در ارتفاع بالا در دام مرگ بیافتید، نمی توانید کتابی را بردارید تا به دنبال نظریه های جدید بگردید، یا به مشاوری زنگ بزنید، حتی نمی توانید بخوبی فکر کنید و دنبال راه حل های مختلف بگردید، زیرا در ارتفاعات بالا، قدرتمندترین رهبران نفس کم می آورند! رهبران در ارتفاع بالا در مواقعی باید سریعا تصمیم بگیرند و اقدام کنند.
مفهوم «رهبری در ارتفاع بالا» به تبیین خطرات مختلف در راه صعود و پیشرفت برای زنده ماندن و بالا رفتن می پردازد و با ارائه راهکارهایی برای مقابله با این خطرات، مهارتهای خواننده را در سطوح مختلف توسعه می دهد. خطرات ارتفاع بالا شامل: ترس از مرگ، خودخواهی، تکیه بیش از حد بر ابزار، اتکاء به خود، راحتی، جاذبه و... می باشد، که ضمن تشریح هر یک، راهکارهای آن تبیین می گردد.
علاوه بر اینها محتوای آموزشی «رهبری در ارتفاع بالا» شامل مباحث ذیل است:
• هنگام رسیدن به ارتفاع های بالاتر در سازمان یا محیط کسب و کار با چه خطراتی روبرو می شوید.
• چرا این خطرها پدیدار می شوند.
• برای دوام آوردن در آنها چکار می توانید بکنید و چطور می¬توانید از آنها پیشگیری نمایید.
• گروه ها را چطور هدایت کنید تا عملکردشان در بدترین شرایط در اوج باشد.
• چطور مهارت های رهبری ایجاد کنید تا در بدترین شرایط سرآمد شوید.
مطالعه این محتوای آموزشی برای کلیه مدیران رده بالا و همچنین افرادی که می خواهند در عالی ترین سطوح رهبری کنند، اکیدا توصیه می شود. متن کامل از www.modamnet.com قابل دریافت است.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"شایسته هراسی"
#فرهنگ_سازمانی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_فرهنگ_محمدی
#دکتر_رضا_طالعی_فر
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#فرهنگ_سازمانی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_فرهنگ_محمدی
#دکتر_رضا_طالعی_فر
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
شایسته هراسی
دکتر رضا طالعی فر
"شایسته هراسی"
#فرهنگ_سازمانی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_فرهنگ_محمدی
#دکتر_رضا_طالعی_فر
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#فرهنگ_سازمانی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_فرهنگ_محمدی
#دکتر_رضا_طالعی_فر
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"قانون بالُن"
#مدیریت_عمومی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
💢 مسئله:
در نظام اداری مشاهده می شود برخی مدیران، بیش از حد نرمال در سازمان به سر می برند و دائما از مشغله و تلاش شبانه روزی برای سازمان گله مندند و البته این نحوه عملکرد را جزء افتخارات و نشان دلسوزی خود به سازمان می پندارند. این دسته از مدیران که مدام از ناتوانایی کارکنان در انجام کارها دم می زنند، اکثر کارها را مهم می پندارند و بدین ترتیب ضرورت تمرکز و دخالت مستقیم خود در تمامی امور را توجیه می کنند. چنین مدیرانی «سبک مدیریت ذره بینی» را به کار می برند و از بیماری «وسواس مدیریتی» رنج می برند.
از بارزترین علائم این بیماری یا سندرم در مدیر، می توان به رفت و برگشت و اصلاح مکرر پیش نویس نامه های تنظیمی زیردستان، درخواست تشریح جزئیات تمام امور از زیردستان، صدور بیش از حد دستور «جهت مذاکره با اینجانب» در پای نامه ها، حضور مدیر در سازمان بسیار بیش از زمان اداری، کنترل دقیق ورود و خروج کارکنان توسط شخص مدیر، پرخاش های مکرر بر سر کارکنان به علت عدم حضور در سازمان به اندازه مدیر و ... اشاره کرد. سبک مدیریت ذره بینی که از عوامل متعددی از جمله خود نخبه پنداری و درک ناصحیح از مدیریت نشات می گیرد، مانع مسئولیت پذیری، خودشکوفایی و خلاقیت و نوآوری در کارکنان می گردد و منجر به بهره وری پایین مدیر و سازمان، و تنزل کیفیت زندگی کاری کارکنان می شود. بیماری وسواس مدیریتی اگر به تنزل و افول سازمان منجر نشود، در بهترین حالت موجب رکود و جمود خواهد شد.
@bineshmodiriat
💢 راه حل:
«استعاره قانون بالُن» به این امر اشاره دارد که همچنان که برای بالا رفتن و ارتقاء بالن، بایستی برخی منابع کم اهمیت و مانع اوج گیری را رها کرد و پایین انداخت، و از منابع ارزشمند باقی مانده برای ترفیع و بالا رفتن بالُن بهره جُست؛ مدیریت نیز در سازمان می بایست امور کم اهمیت را به زیردستان تفویض کرده و صرفا خط مشی ها، چارچوب ها و خطوط قرمز را برای ایشان مشخص کند. بر اساس «استعاره قانون بالُن» مدیر بایستی از صرف بیش از حد زمان و منابع خود در امور روزمره اجتناب کند. در بسیاری از جلسات، برنامه ها، شوراها و مراسماتی که مدیران مدعو آن هستند، تصمیم گیرنده اصلی و صالح کارشناسان هستند! طبق این قانون وظیفه اصلی مدیر پرداختن به امور استراتژیک و ضروری است که به رشد و توسعه سازمان منجر می شود. شایان ذکر است توجه به قانون بالُن به معنی غفلت از ناکارآمدی های کوچک سازمان نیست، بلکه طراحی سیستم کنترل، بازخوردگیری دوره ای، و تعبیه سنسورهایی بر اطمینان از عملکرد صحیح امور جاری در سازمان ضروری است.
قانون بالن به وسیله نظريه های مديريت بر مبناي هدف، مديريت بر مبناي استثنا، قانون ۲۰/۸۰ پارتو، مدیریت زدایی، و تفكر استراتژيك پشتیبانی می شود.
به روز باشید!
شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#مدیریت_عمومی
#مفهوم_پرداز
#دکتر_علی_قربانی
💢 مسئله:
در نظام اداری مشاهده می شود برخی مدیران، بیش از حد نرمال در سازمان به سر می برند و دائما از مشغله و تلاش شبانه روزی برای سازمان گله مندند و البته این نحوه عملکرد را جزء افتخارات و نشان دلسوزی خود به سازمان می پندارند. این دسته از مدیران که مدام از ناتوانایی کارکنان در انجام کارها دم می زنند، اکثر کارها را مهم می پندارند و بدین ترتیب ضرورت تمرکز و دخالت مستقیم خود در تمامی امور را توجیه می کنند. چنین مدیرانی «سبک مدیریت ذره بینی» را به کار می برند و از بیماری «وسواس مدیریتی» رنج می برند.
از بارزترین علائم این بیماری یا سندرم در مدیر، می توان به رفت و برگشت و اصلاح مکرر پیش نویس نامه های تنظیمی زیردستان، درخواست تشریح جزئیات تمام امور از زیردستان، صدور بیش از حد دستور «جهت مذاکره با اینجانب» در پای نامه ها، حضور مدیر در سازمان بسیار بیش از زمان اداری، کنترل دقیق ورود و خروج کارکنان توسط شخص مدیر، پرخاش های مکرر بر سر کارکنان به علت عدم حضور در سازمان به اندازه مدیر و ... اشاره کرد. سبک مدیریت ذره بینی که از عوامل متعددی از جمله خود نخبه پنداری و درک ناصحیح از مدیریت نشات می گیرد، مانع مسئولیت پذیری، خودشکوفایی و خلاقیت و نوآوری در کارکنان می گردد و منجر به بهره وری پایین مدیر و سازمان، و تنزل کیفیت زندگی کاری کارکنان می شود. بیماری وسواس مدیریتی اگر به تنزل و افول سازمان منجر نشود، در بهترین حالت موجب رکود و جمود خواهد شد.
@bineshmodiriat
💢 راه حل:
«استعاره قانون بالُن» به این امر اشاره دارد که همچنان که برای بالا رفتن و ارتقاء بالن، بایستی برخی منابع کم اهمیت و مانع اوج گیری را رها کرد و پایین انداخت، و از منابع ارزشمند باقی مانده برای ترفیع و بالا رفتن بالُن بهره جُست؛ مدیریت نیز در سازمان می بایست امور کم اهمیت را به زیردستان تفویض کرده و صرفا خط مشی ها، چارچوب ها و خطوط قرمز را برای ایشان مشخص کند. بر اساس «استعاره قانون بالُن» مدیر بایستی از صرف بیش از حد زمان و منابع خود در امور روزمره اجتناب کند. در بسیاری از جلسات، برنامه ها، شوراها و مراسماتی که مدیران مدعو آن هستند، تصمیم گیرنده اصلی و صالح کارشناسان هستند! طبق این قانون وظیفه اصلی مدیر پرداختن به امور استراتژیک و ضروری است که به رشد و توسعه سازمان منجر می شود. شایان ذکر است توجه به قانون بالُن به معنی غفلت از ناکارآمدی های کوچک سازمان نیست، بلکه طراحی سیستم کنترل، بازخوردگیری دوره ای، و تعبیه سنسورهایی بر اطمینان از عملکرد صحیح امور جاری در سازمان ضروری است.
قانون بالن به وسیله نظريه های مديريت بر مبناي هدف، مديريت بر مبناي استثنا، قانون ۲۰/۸۰ پارتو، مدیریت زدایی، و تفكر استراتژيك پشتیبانی می شود.
به روز باشید!
شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"بازاریابی سیاسی رقیب محور "
#بازاریابی
پژوهشگر
#جعفر_فلاح
(دانشجوی دکتری)
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#بازاریابی
پژوهشگر
#جعفر_فلاح
(دانشجوی دکتری)
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
بازاریابی سیاسی رقیب محور
جعفر فلاح
"بازاریابی سیاسی رقیب محور "
#بازاریابی
پژوهشگر
#جعفر_فلاح
(دانشجوی دکتری)
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#بازاریابی
پژوهشگر
#جعفر_فلاح
(دانشجوی دکتری)
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"اثر بومرنگ" در مراوده دانشمند و بوروکرات
#خط_مشی_گذاری_دولتی
ارائه:
#پروفسور_علی_اصغر_پورعزت
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
#خط_مشی_گذاری_دولتی
ارائه:
#پروفسور_علی_اصغر_پورعزت
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"اثر بومرنگ" در مراوده دانشمند و بوروکرات
#خط_مشی_گذاری_دولتی
ارائه:
#پروفسور_علی_اصغر_پورعزت
واژه بومرنگ بهمعنای چوب خمیدهای است که پس از پرت شدن بهسوی پرتابکننده برمیگردد. اثر بومرنگی را میتوان تغییر گرایشی در جهت عکس آنچه که منظور فاعل بوده و یا بهزبانی دیگر، تأثیری که به جانب خود فاعل برمیگردد، بیان کرد. هنگامی که چوب بومرنگ را بهسوی هدف یا فردی پرتاب نماییم، به همان نسبت که ضربه بر دیگری سنگین بوده، بر ما نیز ضربهای سخت وارد میسازد. از همین ویژگی نیز در راه نشان دادن بازگشت اثر فرستنده بر خود او استفاده کردهاند.
فقدان سیستم پاسخگویی و پاسخ طلبی و حساب پس دهی صریح، بوروکرات (سیاسیون) ناتوان را برمیانگیزد که برای دوران کوتاه دستی از مقامات بوروکراتیک، کاری بکند، و تحفه ای ذخیره کند. گویا بهترین جایگاه دانشگاه ها هستند که به اقامتگاه ورشکستههای سیاسی تبدیل می شوند! رویآوری افراطی بورورکرات ها به اخذ مدرک دکتری و جذب در هیئتعلمی دانشگاه ها، در برخی از دانشکدههای مدیریت کشور، به اوج رسید.
روال دنیا این است که دانشمند، نظریه هاي گوناگون را میشناسد و آنها را ارزیابی میکند و بر اساس آنها، در مقام مشاور، ایده های گوناگون را در اختیار بوروکرات ها قرار میدهد و بوروکرات، با مسئولیت خود، ایده یا سناریوی علمی خاصی را برمی گزیند. اما هجمه بوروکرات ها یا سیاسیون ورشکسته، دانشگاه ها را محل بحثهای بیسروته از تجربههای نارس ساخته است؛ تجربه های این افراد نيز معمولاً روایت شکست است که هرچند سودمند است، ولی معمولاً تراژیک و بهانهساز جلوه می کند و بیشتر به درد توجیه عملکرد ضعیف ورشکسته های بعدی میخورد.
خطر بزرگ آن است که این تجربههای شکست، «تجربه اقدام» انگاشته شوند و این تجربه بر علم تفضل یابد! غافل از اینکه «تجربه فوق علم»، تجربه عالم و دانشمند است نه تجربه بوروکرات شبه دانشمند!
حاصل این دادوستد تجربه، شکل گیری «انگاره هوسانگیز» استاد مجرب است که تباهیهای ذهنی دانشجوی بیپناه را در پی دارد. بدین ترتیب، زندانی از ذهنیتهای خودساخته، دانشجوی دانشکده های های مدیریت را اسیر میسازد که بهجای نقد بیپروای بوروکرات، از او الگو بگیرد!
خطر این وضع، آن است که دانشجوی فعلی و استاد جوان دانشگاه، چنین میآموزد که طریق نخبگی عملی، درگذر بوروکراسی هموارتر است! زیرا اگر به خیل بوروکرات ها بپیوندد و در نقش «عالم درباری بسیار محترم»، توجیهگر ناشایستگیهای وزرای موجود یا نقاد عملکرد وزرای پیشین شود، به ثروت و قدرت بیشتری دست مییابد که میتواند خلأ کمدانشی را با استثمار یا استعمار یا فریب دانشجویان، جبران نماید و اینچنین است که مراوده بوروکرات و دانشمند، اثر بومرنگی مخرب خود را نشان میدهد.
بوروکرات کمدانش به کرسی دانشگاهی دست می یابد و بهاصطلاح تجربه فروشی می کند و دانشمند درباری اجیر بوروکرات می شود و بهاصطلاح علم فروش می شود. پس روایتي بومرنگ گونه شكل می گیرد:
الف) حکمران بوروکرات میخواهد دانشگاهی شود تا دوران بازنشستگی یا ورشکستگی سیاسی را با امنیت سپری کند.
ب) دانشگاهی درباری میخواهد با بوروکرات پیوند بخورد تا به میانبرهای اخذ نخبگی سیاسی دست یابد.
بدین ترتیب، رفتوبرگشت این مراوده، انگاره جهل مرکب را زینت میبخشد. بوروکرات دکتری میگیرد و دانشگاهی نیز مشاور او میشود و حکایت استادان بدون نظریه، ولی مدعی تجربه تکرار میشود و منابع مالی یا پستهای اداری بیتالمال نيز وجه المصالحه اين رفت و برگشتهاست.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet
#خط_مشی_گذاری_دولتی
ارائه:
#پروفسور_علی_اصغر_پورعزت
واژه بومرنگ بهمعنای چوب خمیدهای است که پس از پرت شدن بهسوی پرتابکننده برمیگردد. اثر بومرنگی را میتوان تغییر گرایشی در جهت عکس آنچه که منظور فاعل بوده و یا بهزبانی دیگر، تأثیری که به جانب خود فاعل برمیگردد، بیان کرد. هنگامی که چوب بومرنگ را بهسوی هدف یا فردی پرتاب نماییم، به همان نسبت که ضربه بر دیگری سنگین بوده، بر ما نیز ضربهای سخت وارد میسازد. از همین ویژگی نیز در راه نشان دادن بازگشت اثر فرستنده بر خود او استفاده کردهاند.
فقدان سیستم پاسخگویی و پاسخ طلبی و حساب پس دهی صریح، بوروکرات (سیاسیون) ناتوان را برمیانگیزد که برای دوران کوتاه دستی از مقامات بوروکراتیک، کاری بکند، و تحفه ای ذخیره کند. گویا بهترین جایگاه دانشگاه ها هستند که به اقامتگاه ورشکستههای سیاسی تبدیل می شوند! رویآوری افراطی بورورکرات ها به اخذ مدرک دکتری و جذب در هیئتعلمی دانشگاه ها، در برخی از دانشکدههای مدیریت کشور، به اوج رسید.
روال دنیا این است که دانشمند، نظریه هاي گوناگون را میشناسد و آنها را ارزیابی میکند و بر اساس آنها، در مقام مشاور، ایده های گوناگون را در اختیار بوروکرات ها قرار میدهد و بوروکرات، با مسئولیت خود، ایده یا سناریوی علمی خاصی را برمی گزیند. اما هجمه بوروکرات ها یا سیاسیون ورشکسته، دانشگاه ها را محل بحثهای بیسروته از تجربههای نارس ساخته است؛ تجربه های این افراد نيز معمولاً روایت شکست است که هرچند سودمند است، ولی معمولاً تراژیک و بهانهساز جلوه می کند و بیشتر به درد توجیه عملکرد ضعیف ورشکسته های بعدی میخورد.
خطر بزرگ آن است که این تجربههای شکست، «تجربه اقدام» انگاشته شوند و این تجربه بر علم تفضل یابد! غافل از اینکه «تجربه فوق علم»، تجربه عالم و دانشمند است نه تجربه بوروکرات شبه دانشمند!
حاصل این دادوستد تجربه، شکل گیری «انگاره هوسانگیز» استاد مجرب است که تباهیهای ذهنی دانشجوی بیپناه را در پی دارد. بدین ترتیب، زندانی از ذهنیتهای خودساخته، دانشجوی دانشکده های های مدیریت را اسیر میسازد که بهجای نقد بیپروای بوروکرات، از او الگو بگیرد!
خطر این وضع، آن است که دانشجوی فعلی و استاد جوان دانشگاه، چنین میآموزد که طریق نخبگی عملی، درگذر بوروکراسی هموارتر است! زیرا اگر به خیل بوروکرات ها بپیوندد و در نقش «عالم درباری بسیار محترم»، توجیهگر ناشایستگیهای وزرای موجود یا نقاد عملکرد وزرای پیشین شود، به ثروت و قدرت بیشتری دست مییابد که میتواند خلأ کمدانشی را با استثمار یا استعمار یا فریب دانشجویان، جبران نماید و اینچنین است که مراوده بوروکرات و دانشمند، اثر بومرنگی مخرب خود را نشان میدهد.
بوروکرات کمدانش به کرسی دانشگاهی دست می یابد و بهاصطلاح تجربه فروشی می کند و دانشمند درباری اجیر بوروکرات می شود و بهاصطلاح علم فروش می شود. پس روایتي بومرنگ گونه شكل می گیرد:
الف) حکمران بوروکرات میخواهد دانشگاهی شود تا دوران بازنشستگی یا ورشکستگی سیاسی را با امنیت سپری کند.
ب) دانشگاهی درباری میخواهد با بوروکرات پیوند بخورد تا به میانبرهای اخذ نخبگی سیاسی دست یابد.
بدین ترتیب، رفتوبرگشت این مراوده، انگاره جهل مرکب را زینت میبخشد. بوروکرات دکتری میگیرد و دانشگاهی نیز مشاور او میشود و حکایت استادان بدون نظریه، ولی مدعی تجربه تکرار میشود و منابع مالی یا پستهای اداری بیتالمال نيز وجه المصالحه اين رفت و برگشتهاست.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet
"چهره شناسی برند"
مفهوم پردازان:
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
#دکتر_علی_قربانی
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
مفهوم پردازان:
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
#دکتر_علی_قربانی
لینک پیوستن به شبکه دانش افزایی مدام:
https://t.me/joinchat/AAAAAENgypQsLJv3NJpBXg
"چهره شناسی برند"
مفهوم پردازان:
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
#دکتر_علی_قربانی
همانگونه که انسانها دارای شخصیت هستند، سازمانها و محصولات آنها نیز دارای شخصیت می باشند. در علم مدیریت شخصیت سازمان/محصول تحت عنوان «برند» اطلاق می شود. دردنیای بازاریابی، مشتریان و خریداران به هنگام خرید کالاها و خدمات، برندهای متمایز را انتخاب می نمایند و عاملی که باعث تمایز یک برند از برندهای مشابه می شود، «چهره برند» نامیده می شود. بر اساس نظریه سازمان کل گرا هر سازمان بایستی یک چهره برند مشخص و واحد از خود معرفی کند.
امروزه از منظر خریداران و مشتریان، برندهای سازمانی فاقد چهره، به عنوان برندهای بی هویت تلقی شده و شانس چندانی برای رقابت با رقبا و انتخاب شدن توسط مشتری ندارند. به عنوان مثال در بازار گوشی تلفن همراه برند اَپِل چهره ای پرستیژی، برند سامسونگ چهره ای کاربردگرا، و برند سونی چهره ای اصیل را ارائه می دهد. از دیگر چهره های برند سازمانی می توان به ارزش بنیان، خلاق، یادگیرنده، روایتگر، معنویت گرا، رابطه مند، و... اشاره کرد.
از سوی دیگر تفکیک بازارها به بخشهای بازار، لزوم تعیین چهره ی برند محصولات را متناسب با بازار های هدف، بیش از پیش ضروری می سازد. همچنان که یک انسان در یک دانشگاه سعی دارد چهره ای رسمی، در یک عروسی چهره ای شیک، در یک تفریح چهره ای راحت، و در یک مجلس ختم چهره ای غمگین از خود به نمایش بگذارد؛ بر اساس نظریه سازمان کثرت گرا هر سازمان نیز بایستی برای مواجهه با ذینعان متعدد برندهای مختلفی را ارائه کند، که هر برند با چهره ای مشخص و متمایز از سایر برندها بتواند بخش مشخصی از بازار را ارضا کند. به عنوان مثال در زیر مجموعه برندهای سازمانی ایران خودرو، برند پژو ۲۰۶ چهره ای جوان گرا، سمند چهره ای مقاوم، تندر ۹۰ چهره ای کیفیت گرا، و پژو ۴۰۵ چهره ای بهره ور را به نمایش می گذارد.
می توان بسته به برخی عوامل دو مفهوم «چهره برند سازمان» و «چهره برند محصول» را از هم تفکیک کرد؛ به عبارتی در عین حال که برند سازمان دارای چهره ای مشخص باشد، هر یک از برندهای محصولات شرکت نیز بسته ویژگی های بازار هدف هر برند محصول چهره ای متفاوت داشته باشد. بدین ترتیب مفهوم جدیدی تحت عنوان «مدیریت چهره برند» پردازش می شود این امر در قالب فرآیند چهره سنجی، چهره یابی، چهره سازی، چهره گرمی، چهره داری، چهره گرایی، و چهره گردانی تعریف می گردد. همچنین برای هر چهره برند شاخص هایی از جمله بازار هدف، ساختار، تکنولوژی، وجه تمایز، قیمت گذاری، نحوه توزیع، بسته بندی، لوگو برند، نام برند، شعار برند، نحوه تبلیغ، روابط عمومی، شیوه های فروش، و نحوه ارتباط با مشتری قابل طراحی و اجرا است. تاکنون بیش از ۶۰ چهره برند شناسایی شده است که سازمان ها برای تسلط بر بازارهای هدف، ایجاد تمایز، و افزایش سودآوری بایستی الزمات چهره های برند را مدنظر قرار دهند.
قابل تامل است که چهره سازی برند امری شهودی یا آرمانی نیست، بلکه امری تخصصی و بر اساس بررسی پتانسیل های داخلی و شرایط محیطی سازمان قابل طراحی و اجرا است. بدین ترتیب چهره های برند از 5 دسته عوامل اهداف، افراد، ساختار، تکنولوژی و محیط تاثیر می پذیرند و بر آنها تاثیر می گذارند.
از مفهوم چهره شناسی برند، نظریه ها و مفاهیم تصویر برند، هویت برند، ارزش ویژه برند، جایگاه برند، مدیریت برند، کثرت گرایی سازمانی و کل گرایی سازمانی پشتیبانی می کنند.
مفهوم پردازان آماده مشاوره به شرکت ها در خصوص «چهره شناسی برند» می باشند.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet
مفهوم پردازان:
#پروفسور_محمدعلی_سرلک
#دکتر_علی_قربانی
همانگونه که انسانها دارای شخصیت هستند، سازمانها و محصولات آنها نیز دارای شخصیت می باشند. در علم مدیریت شخصیت سازمان/محصول تحت عنوان «برند» اطلاق می شود. دردنیای بازاریابی، مشتریان و خریداران به هنگام خرید کالاها و خدمات، برندهای متمایز را انتخاب می نمایند و عاملی که باعث تمایز یک برند از برندهای مشابه می شود، «چهره برند» نامیده می شود. بر اساس نظریه سازمان کل گرا هر سازمان بایستی یک چهره برند مشخص و واحد از خود معرفی کند.
امروزه از منظر خریداران و مشتریان، برندهای سازمانی فاقد چهره، به عنوان برندهای بی هویت تلقی شده و شانس چندانی برای رقابت با رقبا و انتخاب شدن توسط مشتری ندارند. به عنوان مثال در بازار گوشی تلفن همراه برند اَپِل چهره ای پرستیژی، برند سامسونگ چهره ای کاربردگرا، و برند سونی چهره ای اصیل را ارائه می دهد. از دیگر چهره های برند سازمانی می توان به ارزش بنیان، خلاق، یادگیرنده، روایتگر، معنویت گرا، رابطه مند، و... اشاره کرد.
از سوی دیگر تفکیک بازارها به بخشهای بازار، لزوم تعیین چهره ی برند محصولات را متناسب با بازار های هدف، بیش از پیش ضروری می سازد. همچنان که یک انسان در یک دانشگاه سعی دارد چهره ای رسمی، در یک عروسی چهره ای شیک، در یک تفریح چهره ای راحت، و در یک مجلس ختم چهره ای غمگین از خود به نمایش بگذارد؛ بر اساس نظریه سازمان کثرت گرا هر سازمان نیز بایستی برای مواجهه با ذینعان متعدد برندهای مختلفی را ارائه کند، که هر برند با چهره ای مشخص و متمایز از سایر برندها بتواند بخش مشخصی از بازار را ارضا کند. به عنوان مثال در زیر مجموعه برندهای سازمانی ایران خودرو، برند پژو ۲۰۶ چهره ای جوان گرا، سمند چهره ای مقاوم، تندر ۹۰ چهره ای کیفیت گرا، و پژو ۴۰۵ چهره ای بهره ور را به نمایش می گذارد.
می توان بسته به برخی عوامل دو مفهوم «چهره برند سازمان» و «چهره برند محصول» را از هم تفکیک کرد؛ به عبارتی در عین حال که برند سازمان دارای چهره ای مشخص باشد، هر یک از برندهای محصولات شرکت نیز بسته ویژگی های بازار هدف هر برند محصول چهره ای متفاوت داشته باشد. بدین ترتیب مفهوم جدیدی تحت عنوان «مدیریت چهره برند» پردازش می شود این امر در قالب فرآیند چهره سنجی، چهره یابی، چهره سازی، چهره گرمی، چهره داری، چهره گرایی، و چهره گردانی تعریف می گردد. همچنین برای هر چهره برند شاخص هایی از جمله بازار هدف، ساختار، تکنولوژی، وجه تمایز، قیمت گذاری، نحوه توزیع، بسته بندی، لوگو برند، نام برند، شعار برند، نحوه تبلیغ، روابط عمومی، شیوه های فروش، و نحوه ارتباط با مشتری قابل طراحی و اجرا است. تاکنون بیش از ۶۰ چهره برند شناسایی شده است که سازمان ها برای تسلط بر بازارهای هدف، ایجاد تمایز، و افزایش سودآوری بایستی الزمات چهره های برند را مدنظر قرار دهند.
قابل تامل است که چهره سازی برند امری شهودی یا آرمانی نیست، بلکه امری تخصصی و بر اساس بررسی پتانسیل های داخلی و شرایط محیطی سازمان قابل طراحی و اجرا است. بدین ترتیب چهره های برند از 5 دسته عوامل اهداف، افراد، ساختار، تکنولوژی و محیط تاثیر می پذیرند و بر آنها تاثیر می گذارند.
از مفهوم چهره شناسی برند، نظریه ها و مفاهیم تصویر برند، هویت برند، ارزش ویژه برند، جایگاه برند، مدیریت برند، کثرت گرایی سازمانی و کل گرایی سازمانی پشتیبانی می کنند.
مفهوم پردازان آماده مشاوره به شرکت ها در خصوص «چهره شناسی برند» می باشند.
به روز باشید!
لینک شبکه دانش افزایی مدام:
@modamnet