رابطه جنسی بیان فیزیکی عشق است، اما عشق محدود به رابطه جنسی نیست. عشق واقعی فراتر از تجربه فیزیکی است؛ عشق حقیقت نهایی در قلب خلق است، عشق تجربه وحدت است.
این که برای خجالت زده نشدنِ
کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدی
یکی از عمیقترین و نادرترین درجاتِ شعوره
کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدی
یکی از عمیقترین و نادرترین درجاتِ شعوره
اگه حاضر نیستی بهای چیزی رو که دوست داری بپردازی لطفا رهاش کن.
اشتیاقی که منجر به عمل نشه مفتش گرونه..
اشتیاقی که منجر به عمل نشه مفتش گرونه..
دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.
سوءتفاهمِ صمیمیت
صمیمیت یعنی بتوانی خودت باشی؛
اما مشکل اینجاست که بیشتر آدمها خودِ واقعیِ تو را تاب نمیآورند.
تا وقتی جذابی، شنیده میشوی.
تا وقتی مفیدی، خواسته میشوی.
تا وقتی لبخند میزنی، دوستداشتنی به نظر میرسی.
اما کافیست پیچیدگیات را نشان بدهی؛
خستگیات را، تاریکیات را، تردیدت را.
آنوقت معلوم میشود چند نفر واقعاً آمده بودند برای خودِ تو.
یونگ میفهمید که انسان فقط با چهرهی روشنش ساخته نشده؛
هرکس سایهای دارد، و عشقِ بیظرفیت، فقط تا آستانهی این سایه دوام میآورد.
کسی که فقط نورِ تو را میخواهد،
در حقیقت تو را نمیخواهد؛
یک دکورِ آرامشبخش میخواهد...
صمیمیت یعنی بتوانی خودت باشی؛
اما مشکل اینجاست که بیشتر آدمها خودِ واقعیِ تو را تاب نمیآورند.
تا وقتی جذابی، شنیده میشوی.
تا وقتی مفیدی، خواسته میشوی.
تا وقتی لبخند میزنی، دوستداشتنی به نظر میرسی.
اما کافیست پیچیدگیات را نشان بدهی؛
خستگیات را، تاریکیات را، تردیدت را.
آنوقت معلوم میشود چند نفر واقعاً آمده بودند برای خودِ تو.
یونگ میفهمید که انسان فقط با چهرهی روشنش ساخته نشده؛
هرکس سایهای دارد، و عشقِ بیظرفیت، فقط تا آستانهی این سایه دوام میآورد.
کسی که فقط نورِ تو را میخواهد،
در حقیقت تو را نمیخواهد؛
یک دکورِ آرامشبخش میخواهد...
ديگه بزرگ شديم عزيزم نميشه فرار كنيم، بايد از پس غمها و تصميمات سخت، به تنهايى بر بیایم.
تمام وجودم پر از خشمه اما توی رفتار بینهایت آرومم، یه دنیا غم توی دلمه اما توی صورتم هیچی معلوم نیست، برای هیچ چیزی دیگه حتی ذرهای ذوق ندارم اما دائم دارم لبخند میزنم، دیگه حتی خودم هم نمیتونم بفهمم چمه.
بدترین کاری که میتونید با یه آدم بکنید اینه که آرزو کنه هیچوقت شمارو نمیشناخته. یعنی حاضره کل خاطرات خوبشم باهات بده بره، اما تو براش فقط به غریبه باشی؛ دیگه برو ببین چقدر باهاش کصشر بودی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابر بارنده به دریا میگفت : گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو هم از مایی!
در دلش خنده کنان دریا گفت: ابر بارنده تو هم از مایی!
«در ژرفای وجود تو، نوری هست که هیچ تاریکی توان خاموش کردنش را ندارد. شاید گاهی ابرها آن را از چشمانت پنهان کنند، اما خورشید هرگز خاموش نمیشود. به خودت ایمان داشته باش؛ زیرا روح انسان بسیار بزرگتر از رنجهایی است که بر او میگذرد.»
- جبران خلیل جبران
- جبران خلیل جبران
از خودم عذر میخوام برای توضیح دادن به تویی که لیاقت شنیدن یک کلمه از سمت من رو هم نداشتی، برای احترام به تویی که هیچی از شعور و ادب و شخصیت حالیت نمیشد، برای ارزش دادن به تویی که دوهزارم نمیارزیدی، برای توجه به تویی که لیاقتت نادیده گرفته شدن بود، برای بخشیدن و موندن کنار تویی که باید سر همون اشتباه بد اول ترک میشدی، برای راه درست رو نشون دادن به تویی که سزاوار گم شدن بودی،
از خودم معذرت میخوام برای مثل کوه پشتت وایسادن در صورتی که لایق یک دره و پرت شدن بودی.
از خودم عذر میخوام بابت تایم گذاشتن برای تویی که حتی لیاقت یه ثانیه کنار من موندن رو هم نداشتی.
از خودم معذرت میخوام برای مثل کوه پشتت وایسادن در صورتی که لایق یک دره و پرت شدن بودی.
از خودم عذر میخوام بابت تایم گذاشتن برای تویی که حتی لیاقت یه ثانیه کنار من موندن رو هم نداشتی.
اگر امروز همهچیز تاریک به نظر میرسد، یادت باشد که تاریکی، حقیقتِ تمام زندگی نیست؛ فقط بخشی از آن است. هیچ شبی برای همیشه نمانده و هیچ زخمی تا ابد همانقدر دردناک نخواهد ماند. شاید امروز هیچ دلیلی برای ادامه نبینی، اما زندگی بارها ثابت کرده که میتواند در یک روز، یک آدم، یک اتفاق یا حتی یک صبح معمولی، همهچیز را تغییر دهد. به خودت فرصت بده؛ شاید بهترین فصل زندگیات هنوز نرسیده باشد. دنیا به بودنِ تو، با تمام نقصها و رنجهایت، بیشتر از آنچه فکر میکنی نیاز دارد.