جمعی پیش مأمون از عاملی ظالم شکایت کردند. گفت: در میان عمال من به راستی و عدالت او کسی نیست؛ از فرق تا قدم، هر عضو او پر از عدل و انصاف است. ظریفی در آن جمع گفت: ای خلیفه! چون حال چنین است هر عضوی از اعضای او را به ولایتی فرست تا همهی قلمرو تو را عدل فراگیرد! مأمون را این لطیفه خوش آمد و آن عامل را معزول کرد.
لطایف الطوایف؛ به اختصار
@ml_rustami
لطایف الطوایف؛ به اختصار
@ml_rustami
😁6❤4👍4😢2👏1
چون خرندِ خشت، بیگِل روی همدیگر قطار
بافتهای دل بدون تو نمیگیرد قرار
زیر پایم را خبر دادند خالی کردهای
فرق چندانی ندارد رود با یک آبشار
با دل خون آدمی را در پی خود میکشد
گاه از دامان میان جوی میافتد انار
مرد عاشقپیشه فکر هر خطر را میکند
جای پنهان کردنی دارد که میدزدد منار
بحث سنگ و شیشه از اول مسیرش واضح است
دلشکستنهای تو خیلی ندارد افتخار
دست کم یک پشته هیزم میشود خشکیدنم
حال میخواهی ببار ای ابر میخواهی نبار
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
بافتهای دل بدون تو نمیگیرد قرار
زیر پایم را خبر دادند خالی کردهای
فرق چندانی ندارد رود با یک آبشار
با دل خون آدمی را در پی خود میکشد
گاه از دامان میان جوی میافتد انار
مرد عاشقپیشه فکر هر خطر را میکند
جای پنهان کردنی دارد که میدزدد منار
بحث سنگ و شیشه از اول مسیرش واضح است
دلشکستنهای تو خیلی ندارد افتخار
دست کم یک پشته هیزم میشود خشکیدنم
حال میخواهی ببار ای ابر میخواهی نبار
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤34🥰8👏4🔥1
در شعر خودم تفنگها را کشتم
با صلح، تمام جنگها را کشتم
تا آیینهها به خواب راحت باشند
هی دانه به دانه سنگها را کشتم
#محمدرفیع_قاضی_زاده
@ml_rustami
با صلح، تمام جنگها را کشتم
تا آیینهها به خواب راحت باشند
هی دانه به دانه سنگها را کشتم
#محمدرفیع_قاضی_زاده
@ml_rustami
❤26👍7
در کشور ما بین برخی یک برداشت نادرست از نام سه کشور تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان که همسایههای شمالی ما هستند، وجود دارد مبنی بر این که چون اقوامی به همین نام ( تاجیک، ازبِک، ترکمن) در افغانستان نیز زندگی میکنند پس این اقوام مهاجراند و باید به کشورهای خود برگردند. این برداشت آن قدر کودکانه است که نیازی به پاسخ ندارد اما برای زدودن غبار تعصب و خودبرتربینی از ضمیرشان شاید سودمند افتد.
چند نکته:
۱. وقتی آفرینندهی همگان یکی است و ما را چتر بزرگی به نام انسانیت زیر سایهی خود میتواند گرد بیاورد، پس چه مرگمان است که بر شیپور تفرقه میدمیم، آخر این انکرالاصوات را با گوش آدمی چه کار؟
۲. سنجیدن قضایای ریشهدار و گاه پیچیدهی تاریخ با عینک مرزهای امروز و ایدهی دولت_ملت کاری است بس اشتباه، کما این که هویت و گذشتهی اقوام را نمیشود از نامهای برآمده از منافع استعماری روس و انگلیس بدرآورد؛
۳. کشورهای شمال افغانستان در گذشتهی نه چندان دور نامهایی غیر از نامهای اکنونشان داشتند، تاجیکستان همان سُغد قدیم است، ازبکستان بخشی از سُغد است و بخشی از خوارزم، ترکمنستان بخشی از خراسان است و بخشی از خوارزم و اندکی از ناحیهی گرگان، همچنان که زبان تاجیکی همان فارسی دری است و ازبِکی همان ترکی چغتایی و ترکمنی همان ترکی؛
۴. خیلی دور نمیرویم، چنگیز را که حتما میشناسید، پیش از مرگش در سال ۶۲۴ هجری، تمام سرزمینهای مفتوحهاش را بین چهار پسرش ( چغتای، اوگتای، جوجی و تولی) تقسیم کرد، این سه کشور یا همان ماواءالنهر به چغتای رسید، آن زمان میگفتند اولوس چغتای، اولوس اوگتای، اولوس جوجی و اولوس تولی، اولوس همان ولس همان ولسوالی و ولسوال و ولسی جرگهی خودمان است؛
۵. سال ۷۳۶ هجری در کش سمرقند در اولوس چغتای کودکی به نام تیمور زاده شد که امپراتوری عظیم تیموری را بنیاد نهاد، سال ۸۰۷ هجری هم در همان سمرقند درگذشت؛
۶. بچههای تیمور خان آن کاریزمای او را نداشتند و سرزمینهای محروسهی پدر را از کف دادند، سال ۸۳۱ هجری شیبانیها شمال مملکت ما را از تیموریان گرفتند و خود حکومتی به پا کردند، البته شهرهایی چون خوقند و فرغانه همچنان تابع تیموریان بود ( تا اینجا هنوز نامی از تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان نیست؛ توجه که دارید؟)؛
۷. برادران شیبانی زحمت کشیدند و از آن سر ماواءالنهر در سال ۹۱۳ هجری به هرات آمدند و تیموریان را سرنگون کردند و خودشان هم با صفویان و شاهِ جوانشان که عبارت باشد از شاه اسماعیل صفوی( سال ۹۰۷ هجری در تبریز تاجگذاری کرده بود) به فحش و بزن و بخور پرداختند؛
۸. از سال ۱۰۰۷ هجری به بعد شیبانیها حکومتشان چند پارچه شد و خانات بخارا، خانات خیوه و خانات خوقند به عنوان سه امارت جدا از هم ظهور کردند؛
۹. سالها بعد سر و کلهی روسها پیدا شد، آنها ابتدا لاکپشتی پیش میآمدند اما در نیمهی دوم سدهی نوزدهم میلادی سادهتر از ۱۸۵۰ میلادی به بعد با زور و زر و تزویر خاک این امارتها را اشغال کردند و شدند همسایهی ما؛
۱۰. سال ۱۹۱۷ میلادی/ ۱۲۹۶ هجری خورشیدی، در روسیه انقلاب شد و بلشویکها به جای تزارها به امر و نهی پرداختند، رهبرشان که بود؟ ولادیمیر لینن، رفقای چپگرا از همان ابتدا شروع به تغییر آوردن در همه کارها کردند، مهمترین کار سیاست روسیسازی و یکپارچه کردن تمام قلمرو بود که نام خدا کم هم نبود، بیست و دو میلیون کیلومتر مربع؛
۱۱. سال ۱۹۲۴ میلادی/۱۳۰۳ هجری خورشیدی لینن مرد و مردی با دماغ عقابی و سبیلهای چخماقی به نام جوزف استالین شد رهبر، او سیاست روسیسازی را با شدت و حدت به پیش برد، دریاچهی خوارزم شد اورال، الفباء شد سیریلیک، نامها شد عزیزاف و نیازاف و باقی افها، استالینآباد هم آباد شد ( همان شهر دوشنبه)، مهمترین کاری که از سال ۱۹۲۲ میلادی/ ۱۳۰۱ هجری خورشیدی آغاز شده بود به پایان رسید، جمهوریهایی با نام قومی تشکیل شد، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان و پانزده تا دیگر؛
۱۲. سال ۱۹۵۳ میلادی/ ۱۳۳۲ هجری خورشیدی استالین مرد، گئورگی مالنکوف، نیکیتا خروشچف، لئونید برژنف، یوری آندروپوف، کنستانتین چرنینکو و میخائیل گورباچف یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. شوروی و نظام کمونیستیاش در ۱۹۹۱ میلادی/ ۱۳۷۰ هجری خورشیدی سقوط کرد و جمهوریهای همسایهی ما هم مستقل شدند، اما همچنان سایهی شوم سیاست استالینی بر سر شان باقی ماند.
پس چون کشوری به نام تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان داریم، دلیل نمیشود که تاجیکها از تاجیکستان، ازبِکها از ازبکستان و ترکمنها از ترکمنستان آمده باشند که بالفرض اگر چنین هم باشد که نیست عیبی نخواهد بود، چه میشود که ما هم در این دیر خرابآباد روزی به معنی واقعی کلمه ملت شویم؟
مولاداد رستمی
@ml_rustami
چند نکته:
۱. وقتی آفرینندهی همگان یکی است و ما را چتر بزرگی به نام انسانیت زیر سایهی خود میتواند گرد بیاورد، پس چه مرگمان است که بر شیپور تفرقه میدمیم، آخر این انکرالاصوات را با گوش آدمی چه کار؟
۲. سنجیدن قضایای ریشهدار و گاه پیچیدهی تاریخ با عینک مرزهای امروز و ایدهی دولت_ملت کاری است بس اشتباه، کما این که هویت و گذشتهی اقوام را نمیشود از نامهای برآمده از منافع استعماری روس و انگلیس بدرآورد؛
۳. کشورهای شمال افغانستان در گذشتهی نه چندان دور نامهایی غیر از نامهای اکنونشان داشتند، تاجیکستان همان سُغد قدیم است، ازبکستان بخشی از سُغد است و بخشی از خوارزم، ترکمنستان بخشی از خراسان است و بخشی از خوارزم و اندکی از ناحیهی گرگان، همچنان که زبان تاجیکی همان فارسی دری است و ازبِکی همان ترکی چغتایی و ترکمنی همان ترکی؛
۴. خیلی دور نمیرویم، چنگیز را که حتما میشناسید، پیش از مرگش در سال ۶۲۴ هجری، تمام سرزمینهای مفتوحهاش را بین چهار پسرش ( چغتای، اوگتای، جوجی و تولی) تقسیم کرد، این سه کشور یا همان ماواءالنهر به چغتای رسید، آن زمان میگفتند اولوس چغتای، اولوس اوگتای، اولوس جوجی و اولوس تولی، اولوس همان ولس همان ولسوالی و ولسوال و ولسی جرگهی خودمان است؛
۵. سال ۷۳۶ هجری در کش سمرقند در اولوس چغتای کودکی به نام تیمور زاده شد که امپراتوری عظیم تیموری را بنیاد نهاد، سال ۸۰۷ هجری هم در همان سمرقند درگذشت؛
۶. بچههای تیمور خان آن کاریزمای او را نداشتند و سرزمینهای محروسهی پدر را از کف دادند، سال ۸۳۱ هجری شیبانیها شمال مملکت ما را از تیموریان گرفتند و خود حکومتی به پا کردند، البته شهرهایی چون خوقند و فرغانه همچنان تابع تیموریان بود ( تا اینجا هنوز نامی از تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان نیست؛ توجه که دارید؟)؛
۷. برادران شیبانی زحمت کشیدند و از آن سر ماواءالنهر در سال ۹۱۳ هجری به هرات آمدند و تیموریان را سرنگون کردند و خودشان هم با صفویان و شاهِ جوانشان که عبارت باشد از شاه اسماعیل صفوی( سال ۹۰۷ هجری در تبریز تاجگذاری کرده بود) به فحش و بزن و بخور پرداختند؛
۸. از سال ۱۰۰۷ هجری به بعد شیبانیها حکومتشان چند پارچه شد و خانات بخارا، خانات خیوه و خانات خوقند به عنوان سه امارت جدا از هم ظهور کردند؛
۹. سالها بعد سر و کلهی روسها پیدا شد، آنها ابتدا لاکپشتی پیش میآمدند اما در نیمهی دوم سدهی نوزدهم میلادی سادهتر از ۱۸۵۰ میلادی به بعد با زور و زر و تزویر خاک این امارتها را اشغال کردند و شدند همسایهی ما؛
۱۰. سال ۱۹۱۷ میلادی/ ۱۲۹۶ هجری خورشیدی، در روسیه انقلاب شد و بلشویکها به جای تزارها به امر و نهی پرداختند، رهبرشان که بود؟ ولادیمیر لینن، رفقای چپگرا از همان ابتدا شروع به تغییر آوردن در همه کارها کردند، مهمترین کار سیاست روسیسازی و یکپارچه کردن تمام قلمرو بود که نام خدا کم هم نبود، بیست و دو میلیون کیلومتر مربع؛
۱۱. سال ۱۹۲۴ میلادی/۱۳۰۳ هجری خورشیدی لینن مرد و مردی با دماغ عقابی و سبیلهای چخماقی به نام جوزف استالین شد رهبر، او سیاست روسیسازی را با شدت و حدت به پیش برد، دریاچهی خوارزم شد اورال، الفباء شد سیریلیک، نامها شد عزیزاف و نیازاف و باقی افها، استالینآباد هم آباد شد ( همان شهر دوشنبه)، مهمترین کاری که از سال ۱۹۲۲ میلادی/ ۱۳۰۱ هجری خورشیدی آغاز شده بود به پایان رسید، جمهوریهایی با نام قومی تشکیل شد، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان و پانزده تا دیگر؛
۱۲. سال ۱۹۵۳ میلادی/ ۱۳۳۲ هجری خورشیدی استالین مرد، گئورگی مالنکوف، نیکیتا خروشچف، لئونید برژنف، یوری آندروپوف، کنستانتین چرنینکو و میخائیل گورباچف یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. شوروی و نظام کمونیستیاش در ۱۹۹۱ میلادی/ ۱۳۷۰ هجری خورشیدی سقوط کرد و جمهوریهای همسایهی ما هم مستقل شدند، اما همچنان سایهی شوم سیاست استالینی بر سر شان باقی ماند.
پس چون کشوری به نام تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان داریم، دلیل نمیشود که تاجیکها از تاجیکستان، ازبِکها از ازبکستان و ترکمنها از ترکمنستان آمده باشند که بالفرض اگر چنین هم باشد که نیست عیبی نخواهد بود، چه میشود که ما هم در این دیر خرابآباد روزی به معنی واقعی کلمه ملت شویم؟
مولاداد رستمی
@ml_rustami
❤41👍6🥰3
اول به این عکسها نگاهی بیندازید، تا ماجرایشان را بگویم!
.
.
.
خوب، نگاه کردید؟
این عکسها از باغ لودی است در دهلی کشور هند. این باغ ۹۰ هکتاری را مردم هند با نام باغ لودی ( لودهی گاردین) یا باغ پنج حس میشناسند. این باغ یادگار حکومت لودیهاست، لودیان پشتونمآب که اتفاقا سهمی در رشد و شکوفایی زبان فارسی دری در شبه قاره داشتند. آنان بین سالهای ۸۵۵ تا ۹۳۲ هجری در شمال هند حکومت کردند. پایتختشان دهلی و زمانی آگرا بود. بنیادگذار حکومت لودی بهلول خان لودی است، او در زمان حکومت سادات، فرماندار سرهند و لاهور بود. بهلول خان برای استحکام مسلمانان و قدرت آنها در هند با حاکمان جونپور ( حاکمان هندو بودند) جنگید و آنان را در ۸۸۱ هجری از قدرت بر افکند، پس از بهلول پسرش به نام اسکندر دوم به تخت دهلی تکیه زد. آخرین زمامدار لودی ابراهیم بود در منطقهی پانی پت در سال ۹۳۲ هجری با ظهیرالدین محمد بابر والی کابل جنگید و کشته شد. با مرگ او سلسلهی لودیها در هند به پایان رسید و جایش را بابریان/ مغولان هند گرفت.
باغ لودی مقبرهی محمدشاه چهارم، حاکم سلسلهی سادات و اسکندر لودی است.
@ml_rustami
.
.
.
خوب، نگاه کردید؟
این عکسها از باغ لودی است در دهلی کشور هند. این باغ ۹۰ هکتاری را مردم هند با نام باغ لودی ( لودهی گاردین) یا باغ پنج حس میشناسند. این باغ یادگار حکومت لودیهاست، لودیان پشتونمآب که اتفاقا سهمی در رشد و شکوفایی زبان فارسی دری در شبه قاره داشتند. آنان بین سالهای ۸۵۵ تا ۹۳۲ هجری در شمال هند حکومت کردند. پایتختشان دهلی و زمانی آگرا بود. بنیادگذار حکومت لودی بهلول خان لودی است، او در زمان حکومت سادات، فرماندار سرهند و لاهور بود. بهلول خان برای استحکام مسلمانان و قدرت آنها در هند با حاکمان جونپور ( حاکمان هندو بودند) جنگید و آنان را در ۸۸۱ هجری از قدرت بر افکند، پس از بهلول پسرش به نام اسکندر دوم به تخت دهلی تکیه زد. آخرین زمامدار لودی ابراهیم بود در منطقهی پانی پت در سال ۹۳۲ هجری با ظهیرالدین محمد بابر والی کابل جنگید و کشته شد. با مرگ او سلسلهی لودیها در هند به پایان رسید و جایش را بابریان/ مغولان هند گرفت.
باغ لودی مقبرهی محمدشاه چهارم، حاکم سلسلهی سادات و اسکندر لودی است.
@ml_rustami
❤25👏1
حمد خداوند متعال در بوستان سعدی | بوستان
https://youtube.com/watch?v=rhBd7RMTomQ&si=cA59TIUHVxu08cV6
https://youtube.com/watch?v=rhBd7RMTomQ&si=cA59TIUHVxu08cV6
YouTube
حمد خداوند متعال در بوستان سعدی | بوستان
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤6👍1