کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
فروغی بسطامی
@ml_rustami
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
فروغی بسطامی
@ml_rustami
❤9🥰1😢1
از بین تارهای زمان پا نمیشویم
تنها به این امید که پروانه میشویم
ما را بزرگ کرده غمی را که خوردهایم
در چشمهای تنگ جهان جا نمیشویم
افتاده است سرنخ شادی به دست کور
سوراخ سوزنیم که پیدا نمیشویم
درخواستنامهای که ملازم به زیر زد
خاقان ندیدهایم که طُغرا نمیشویم
مانند زلف از نظر شعر تا کسی
بر بادمان نداده که زیبا نمیشویم
ما گردهی کبود نماد نظامها
یا مال دست دزد که حاشا نمیشویم
چون یخ در آب دور و بر از آشنا پر است
ما مثل غزه این همه تنها نمیشویم
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
تنها به این امید که پروانه میشویم
ما را بزرگ کرده غمی را که خوردهایم
در چشمهای تنگ جهان جا نمیشویم
افتاده است سرنخ شادی به دست کور
سوراخ سوزنیم که پیدا نمیشویم
درخواستنامهای که ملازم به زیر زد
خاقان ندیدهایم که طُغرا نمیشویم
مانند زلف از نظر شعر تا کسی
بر بادمان نداده که زیبا نمیشویم
ما گردهی کبود نماد نظامها
یا مال دست دزد که حاشا نمیشویم
چون یخ در آب دور و بر از آشنا پر است
ما مثل غزه این همه تنها نمیشویم
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤24🥰1
بسیار سفر باید...
تا همین دو هفته پیش جز هرات و بادغیس من هیچ بخش دیگری از کشور را از نزدیک ندیده بودم؛ به لطف دوستان صاحبدل، طی نه روز، کشورگردیای کردیم که جهانی تجربه و درس و خاطره را برایمان به ارمغان داشت. از هرات به بادغیس، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان، پنجشیر، پروان، کابل، میدان وردک، غزنی، زابل، قندهار، نیمروز، فراه و باز هرات. سفری که خستهیمان کرد اما خوشآیند بود، بیخوابیمان داد اما آرامش داشت، ترساندمان اما هیجانانگیز بود. از دشت و کوه و دره و رود گذشتیم، از جادههای خاکی و کوتلهای پیچ و خم خورده و گاه خطرناک ( به ویژه از بادغیس تا فاریاب که پدرمان را درآورد)، از دل شهرهای پر جنب و جوش، جایی گرم و جایی سرد، جایی سرسبز و زیبا، جایی خشک و خشن ( چون قلات مرکز زابل) و جایی غمانگیز ( چون پنجشیر و غزنی). با آدمهای گوناگونی سرخوردیم، از تیرههای گوناگون از نواحی گوناگون و با لهجههای گوناگون، ویژهگی مشترک همهیشان مهربانی و مهماننوازی بود، میزبانمان در بالامرغاب بادغیس؛ در میمنه حاجی نعمت الله جوان عیار؛ جبار بای پیرمرد خوشطبع و خوشمشرب از روستای قُرُقسای در اطراف شهر میمنه، وقتی بعد از نماز شام دم مسجد با ما حرف میزد گفت که خانهای به هرات دارم، به شوخی گفتم: اتفاقا ما هم برای گرفتن مالیاتش آمدهایم، از ته دلش خندید خیلی هم خندید؛ رود مرغاب، قیصار، میمنه، خواجه سبز پوش، اندخوی، شبرغان، بلخ، مزارشریف، حیرتان، آمو، سمنگان، درهی تاشقرغان، پلخمری، خنجان، سالنگ، جبل السراج، رخه، عنابه، شتل، بازارک، چاریکار، کابل، قندهار، گرشک و حتی دشت سوزان بکوا و... بیش از تصور پیشین من زیبا بودند؛ در شبرغان در مسجد انقره/ امیر علیشیر نوایی نماز خواندیم، جوانی که هیچ نمیشناختیماش ما را به باغی برد و شب را میزبان ما بود، او از مهربانی مردم هرات میگفت، میگفت هفتهی پیش از ایران آمده و دیده که هراتیها چه میکنند و چه کردهاند. در بلخ به زادگاه مولانا رفتیم، حس و حال عجیبی داشت، همین که وارد بلخ شدم چهارراهی را یافتم که به نام شخص معلوم الحالی بود "محمد گل مومند" و شعرهای این آدم را بر نماد وسط چهارراهی نوشته بودند، حالا بماند در بلخی که هزاران شاعر دارد نماد محمد گل مومند چرا باشد؟ در سمنگان آقای نادری ما را به تخت رستم برد، با لهجهی زیبایش همهجاها را معرفی کرد و پیرامونش توضیح داد، چند گردشگر ژاپنی هم آمدند، یکی از همسفران ما که خوب بر زبان انگلیسی چیره است با یک مرد ژاپنی اندکی گپ زد. از جبل السراج که به سمت پنجشیر میرفتیم حس غریبی داشتم، پنجشیر را بدون مرد پکولپوشش خانهی عزا میدیدم، آخر من از کودکی عشقی توصیفناپذیر به مسعود داشتم و دارم، ابهت پنجشیر از خروش رود و بلندای کوههایش معلوم بود، صدای تکاتک تفنگ مسعود و یارانش را میشنیدم، خفت دشمنانش را قراضهتانگهای کنار راه فریاد میکشید، او اما چون شیری در بیشهاش بر بلندی سریچه، آرام خوابیده بود.
در دروازهی کابل آوای صائب تبریزی به گوش میرسید:
خوشا عشرتسرای کابل و دامان کهسارش
که ناخن بر رخ گل میزند مژگان هر خارش
در این سفر دو چیز مرا خیلی ناراحت کرد:
از کابل که به سمت غزنی میرفتیم، در ماشین فرصتی دست داد تا سری به صفحات مجازی بزنم، خبر درگذشت استاد صالح محمد خلیق را دیدم، نیمروزی که در مزار شریف بودیم به استاد و دوستان اهل فرهنگ و دیدنشان فکر میکردم اما نیمروز را مجال هماهنگی و دیدن نبود که کاش میبود؛ من فقط یکبار استاد خلیق را از نزدیک دیدم، زمستان پار در تهران، در یک همایش دو روزهی علمی با هم بودیم، اما از کارکردهای زرین استاد آگاه بودم،
و دیگری دیدن غزنی که اصلا آنگونه که باید میبود نبود، شکوه غزنهی تاریخی کجا و غزنی کنونی کجا؟
@ml_rustami
تا همین دو هفته پیش جز هرات و بادغیس من هیچ بخش دیگری از کشور را از نزدیک ندیده بودم؛ به لطف دوستان صاحبدل، طی نه روز، کشورگردیای کردیم که جهانی تجربه و درس و خاطره را برایمان به ارمغان داشت. از هرات به بادغیس، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان، پنجشیر، پروان، کابل، میدان وردک، غزنی، زابل، قندهار، نیمروز، فراه و باز هرات. سفری که خستهیمان کرد اما خوشآیند بود، بیخوابیمان داد اما آرامش داشت، ترساندمان اما هیجانانگیز بود. از دشت و کوه و دره و رود گذشتیم، از جادههای خاکی و کوتلهای پیچ و خم خورده و گاه خطرناک ( به ویژه از بادغیس تا فاریاب که پدرمان را درآورد)، از دل شهرهای پر جنب و جوش، جایی گرم و جایی سرد، جایی سرسبز و زیبا، جایی خشک و خشن ( چون قلات مرکز زابل) و جایی غمانگیز ( چون پنجشیر و غزنی). با آدمهای گوناگونی سرخوردیم، از تیرههای گوناگون از نواحی گوناگون و با لهجههای گوناگون، ویژهگی مشترک همهیشان مهربانی و مهماننوازی بود، میزبانمان در بالامرغاب بادغیس؛ در میمنه حاجی نعمت الله جوان عیار؛ جبار بای پیرمرد خوشطبع و خوشمشرب از روستای قُرُقسای در اطراف شهر میمنه، وقتی بعد از نماز شام دم مسجد با ما حرف میزد گفت که خانهای به هرات دارم، به شوخی گفتم: اتفاقا ما هم برای گرفتن مالیاتش آمدهایم، از ته دلش خندید خیلی هم خندید؛ رود مرغاب، قیصار، میمنه، خواجه سبز پوش، اندخوی، شبرغان، بلخ، مزارشریف، حیرتان، آمو، سمنگان، درهی تاشقرغان، پلخمری، خنجان، سالنگ، جبل السراج، رخه، عنابه، شتل، بازارک، چاریکار، کابل، قندهار، گرشک و حتی دشت سوزان بکوا و... بیش از تصور پیشین من زیبا بودند؛ در شبرغان در مسجد انقره/ امیر علیشیر نوایی نماز خواندیم، جوانی که هیچ نمیشناختیماش ما را به باغی برد و شب را میزبان ما بود، او از مهربانی مردم هرات میگفت، میگفت هفتهی پیش از ایران آمده و دیده که هراتیها چه میکنند و چه کردهاند. در بلخ به زادگاه مولانا رفتیم، حس و حال عجیبی داشت، همین که وارد بلخ شدم چهارراهی را یافتم که به نام شخص معلوم الحالی بود "محمد گل مومند" و شعرهای این آدم را بر نماد وسط چهارراهی نوشته بودند، حالا بماند در بلخی که هزاران شاعر دارد نماد محمد گل مومند چرا باشد؟ در سمنگان آقای نادری ما را به تخت رستم برد، با لهجهی زیبایش همهجاها را معرفی کرد و پیرامونش توضیح داد، چند گردشگر ژاپنی هم آمدند، یکی از همسفران ما که خوب بر زبان انگلیسی چیره است با یک مرد ژاپنی اندکی گپ زد. از جبل السراج که به سمت پنجشیر میرفتیم حس غریبی داشتم، پنجشیر را بدون مرد پکولپوشش خانهی عزا میدیدم، آخر من از کودکی عشقی توصیفناپذیر به مسعود داشتم و دارم، ابهت پنجشیر از خروش رود و بلندای کوههایش معلوم بود، صدای تکاتک تفنگ مسعود و یارانش را میشنیدم، خفت دشمنانش را قراضهتانگهای کنار راه فریاد میکشید، او اما چون شیری در بیشهاش بر بلندی سریچه، آرام خوابیده بود.
در دروازهی کابل آوای صائب تبریزی به گوش میرسید:
خوشا عشرتسرای کابل و دامان کهسارش
که ناخن بر رخ گل میزند مژگان هر خارش
در این سفر دو چیز مرا خیلی ناراحت کرد:
از کابل که به سمت غزنی میرفتیم، در ماشین فرصتی دست داد تا سری به صفحات مجازی بزنم، خبر درگذشت استاد صالح محمد خلیق را دیدم، نیمروزی که در مزار شریف بودیم به استاد و دوستان اهل فرهنگ و دیدنشان فکر میکردم اما نیمروز را مجال هماهنگی و دیدن نبود که کاش میبود؛ من فقط یکبار استاد خلیق را از نزدیک دیدم، زمستان پار در تهران، در یک همایش دو روزهی علمی با هم بودیم، اما از کارکردهای زرین استاد آگاه بودم،
و دیگری دیدن غزنی که اصلا آنگونه که باید میبود نبود، شکوه غزنهی تاریخی کجا و غزنی کنونی کجا؟
@ml_rustami
❤22🥰2👏2🤩2
هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
یا مه به صفای رخ زیبا که تو داری
گر شمع نباشد شب دلسوختگان را
روشن کند این غُرَّهی غَرّا که تو داری
حوران بهشتی که دل خلق ستادند
هرگز نستانند دل ما که تو داری
بسیار بود سرو روان و گل خندان
لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری
پیداست که سرپنجهی ما را چه بود زور
با ساعد سیمین توانا که تو داری
سحر سخنم در همه آفاق ببردند
لیکن چه زند با ید بیضا که تو داری
امثال تو از صحبت ما ننگ ندارند
جای مگساست این همه حلوا که تو داری
این روی به صحرا کند آن میل به بستان
من روی ندارم مگر آن جا که تو داری
سعدی تو نیارامی و کوته نکنی دست
تا سر نرود در سر سودا که تو داری
تا میل نباشد به وصال از طرف دوست
سودی نکند حرص و تمنا که تو داری
سعدی
@ml_rustami
یا مه به صفای رخ زیبا که تو داری
گر شمع نباشد شب دلسوختگان را
روشن کند این غُرَّهی غَرّا که تو داری
حوران بهشتی که دل خلق ستادند
هرگز نستانند دل ما که تو داری
بسیار بود سرو روان و گل خندان
لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری
پیداست که سرپنجهی ما را چه بود زور
با ساعد سیمین توانا که تو داری
سحر سخنم در همه آفاق ببردند
لیکن چه زند با ید بیضا که تو داری
امثال تو از صحبت ما ننگ ندارند
جای مگساست این همه حلوا که تو داری
این روی به صحرا کند آن میل به بستان
من روی ندارم مگر آن جا که تو داری
سعدی تو نیارامی و کوته نکنی دست
تا سر نرود در سر سودا که تو داری
تا میل نباشد به وصال از طرف دوست
سودی نکند حرص و تمنا که تو داری
سعدی
@ml_rustami
❤10🥰1👏1
شبیه رفتن تو اشکهای من جاریست
نپرس این همه بیچارگی به خاطر کیست
تو آفتاب حیاتآوری برای همه
اگر من آدمکی برفیام گناه تو چیست؟
شکست و ریخت به پایت جهان من حالا
برو برای همیشه خرابه جای تو نیست
شبیه باد اگر «بودنت» به رفتنات است
چگونه از تو بخواهم که چند لحظه بایست؟
زغالم و فقط از ظاهرم گریزانی
وگرنه باطن الماس و من که هر دو یکیست!
رامین عرب نژاد
@ml_rustami
نپرس این همه بیچارگی به خاطر کیست
تو آفتاب حیاتآوری برای همه
اگر من آدمکی برفیام گناه تو چیست؟
شکست و ریخت به پایت جهان من حالا
برو برای همیشه خرابه جای تو نیست
شبیه باد اگر «بودنت» به رفتنات است
چگونه از تو بخواهم که چند لحظه بایست؟
زغالم و فقط از ظاهرم گریزانی
وگرنه باطن الماس و من که هر دو یکیست!
رامین عرب نژاد
@ml_rustami
❤18👍1
پند حکیم به فرزندان | گلستان - باب هفتم
https://youtube.com/watch?v=TXia68xvAM0&si=GjzJVDVZmXhYU3XA
https://youtube.com/watch?v=TXia68xvAM0&si=GjzJVDVZmXhYU3XA
YouTube
پند حکیم به فرزندان | گلستان - باب هفتم
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤4
برخورد جالب معلم با ملکزاده | گلستان - باب هفتم
https://youtube.com/watch?v=ctCwSYr7VjE&si=-jhtOAH4y496oQS0
https://youtube.com/watch?v=ctCwSYr7VjE&si=-jhtOAH4y496oQS0
YouTube
برخورد جالب معلم با ملکزاده | گلستان - باب هفتم
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
👍1👏1
جدا از برخی موارد بهدردنخور، گاهی پشت سهچرخهها تکبیتهای خوبی نوشته میشود مثل این:
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
احسان هنری نیست به امید تلافی
@ml_rustami
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
احسان هنری نیست به امید تلافی
@ml_rustami
👍12❤6🔥2
دخترم! زمانی به دنیا آمدی که اگر انتخاب به دست خودت بود شاید ترجیح میدادی نیایی، اما خوشآمدی! چرا که به گفتهی خواجهی شیراز:
عیش بیدوست مُهَنّا نشود یار کجاست؟
نامت را مُهَنّا گذاشتم تا کامی که مردمان جهان تلخش کردند تو گوارا کنی.
@ml_rustami
عیش بیدوست مُهَنّا نشود یار کجاست؟
نامت را مُهَنّا گذاشتم تا کامی که مردمان جهان تلخش کردند تو گوارا کنی.
@ml_rustami
❤76🥰12🎉4👍2
نام زلزله را که میشنوی به یاد خاطرات تلخ ۱۴۰۲ میافتی، حالا فکرش را بکن که این خاطرات در گوشهای از میهن غمزدهات عملا تکرار هم بشود!
#کنر
@ml_rustami
#کنر
@ml_rustami
😢30❤7🤯2
خود کلاه خویش را قاضی کن آیا میشود
هر کسی را چون پکُل دارد به او مسعود گفت
#مولاداد_رستمی
#هجده_سنبله
@ml_rustami
هر کسی را چون پکُل دارد به او مسعود گفت
#مولاداد_رستمی
#هجده_سنبله
@ml_rustami
❤35👍4🔥2🤔1
حکایت معلم سختگیر در مقابل معلم آسانگیر | گلستان - باب هفتم
https://youtube.com/watch?v=6K5y7fhha3Y&si=hqBy7oVVEdx4cB2i
https://youtube.com/watch?v=6K5y7fhha3Y&si=hqBy7oVVEdx4cB2i
YouTube
حکایت معلم سختگیر در مقابل معلم آسانگیر | گلستان - باب هفتم
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤6
دیوارهی چاه، دستکن کن غزه!
یا چفیهی خویش را رسن کن غزه!
ما همتمان نهایتش دشنام است
تمرین نبرد تن به تن کن غزه!
#مولاداد_رستمی
یا چفیهی خویش را رسن کن غزه!
ما همتمان نهایتش دشنام است
تمرین نبرد تن به تن کن غزه!
#مولاداد_رستمی
😢40❤1
Forwarded from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۲۷۲ ماهنامه معرفت (سال بیستوسوم، شمارهٔ هشتم، میزان/مهر ۱۴۰۴ خورشیدی) از چاپ برآمد!
محتوای این شماره:
▫️سرمقاله: آزمون همدلی و همبستگی؛
▫️ صهیونیزم؛ فتنهای جهانی؛ نوشتهٔ خلیل احمد جامی؛
▫️شاهراه زنگزور؛ پل ارتباط یا گسست؟!؛ نوشتهٔ نصیراحمد نویدی؛
▫️ فلسطین، آزمون امت اسلامی؛ نوشتهٔ خانم مروه خنجانی؛
▫️ نادرههای عشق و دلدادگی؛ نوشتهٔ ادهم شرقاوی با ترجمهٔ عبدالقاهر فقیری؛
▫️ تاریخ و فرهنگ؛ سلجوقیان، در آیینهٔ تاریخ؛ نوشتهٔ مولاداد رستمی؛
▫️تازههای تکنولوژی؛ واحد تحقیق معرفت؛
▫️معرفی کتاب (۲۵ روش نادرست در تربیت کودکان، نوشتهٔ د. یاسر نصر با ترجمهٔ ایوب پوزش)؛
▫️اخبار جهان اسلام؛
▫️دلنوشتهها؛
▫️و فانوس ادب.
💌 شما نیز میتوانید برای ثبت نام به ماهنامه معرفت به شماره ۰۷۹۹۵۳۸۷۵۹ تماس گرفته و هر ماه این مجلهٔ وزین را به آدرس خویش دریافت نمایید.
#معرفت_نامه
#کتاب_خوب_بخوانیم
t.me/Alefba99 | الفباء
شماره ۲۷۲ ماهنامه معرفت (سال بیستوسوم، شمارهٔ هشتم، میزان/مهر ۱۴۰۴ خورشیدی) از چاپ برآمد!
محتوای این شماره:
▫️سرمقاله: آزمون همدلی و همبستگی؛
▫️ صهیونیزم؛ فتنهای جهانی؛ نوشتهٔ خلیل احمد جامی؛
▫️شاهراه زنگزور؛ پل ارتباط یا گسست؟!؛ نوشتهٔ نصیراحمد نویدی؛
▫️ فلسطین، آزمون امت اسلامی؛ نوشتهٔ خانم مروه خنجانی؛
▫️ نادرههای عشق و دلدادگی؛ نوشتهٔ ادهم شرقاوی با ترجمهٔ عبدالقاهر فقیری؛
▫️ تاریخ و فرهنگ؛ سلجوقیان، در آیینهٔ تاریخ؛ نوشتهٔ مولاداد رستمی؛
▫️تازههای تکنولوژی؛ واحد تحقیق معرفت؛
▫️معرفی کتاب (۲۵ روش نادرست در تربیت کودکان، نوشتهٔ د. یاسر نصر با ترجمهٔ ایوب پوزش)؛
▫️اخبار جهان اسلام؛
▫️دلنوشتهها؛
▫️و فانوس ادب.
💌 شما نیز میتوانید برای ثبت نام به ماهنامه معرفت به شماره ۰۷۹۹۵۳۸۷۵۹ تماس گرفته و هر ماه این مجلهٔ وزین را به آدرس خویش دریافت نمایید.
#معرفت_نامه
#کتاب_خوب_بخوانیم
t.me/Alefba99 | الفباء
❤6
زمستان سال ۱۳۹۱، در دورهی آمادگی برای امتحان کانکور با تنی چند مختلف الفکر و الرأی هماتاق بودیم، نقطهی اشتراک همه مجرد بودن بود؛ یکی از دوستان که دهان نسبتا لقی داشت باری زنِ نداشتهی دیگری را دشنام داد. دعوا و جنجال به مرز زد و خورد رسید، من به میانجیگری برخاستم به آن که زنِ نداشتهاش مورد هتک حرمت قرار گرفته بود گفتم: برار تور چهکاره؟ آخه تو که زن نداری
_ ندشته باشم، آخر که میگیرم، ما بیغیرت که نییم
حالا دعوای اقوام افغانستان هم سر پارهای از موضوعات چنین است!
@ml_rustami
_ ندشته باشم، آخر که میگیرم، ما بیغیرت که نییم
حالا دعوای اقوام افغانستان هم سر پارهای از موضوعات چنین است!
@ml_rustami
😁32❤12🤔1
چشمت که بیمبالغه دریاست دخترم
پلکی بزن که میل تماشاست دخترم
چون مشت آبِ خورده به دیوار کاهگل
با تو فضای خانه چه زیباست دخترم
از من برای خندهی خود دل گرفتهای
آخر عسل به قیمت بالاست دخترم
دلتنگم از زمانه ولی بیخیال باش
زیرا برای بودن تو جاست دخترم
سوزن بگیر! بیتو زمان دشت خار بود
حال دلم حکایت یک پاست دخترم
یک سرنوشت خوب در این عمرِ بعد از این
از خط دستهای تو پیداست دخترم
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
پلکی بزن که میل تماشاست دخترم
چون مشت آبِ خورده به دیوار کاهگل
با تو فضای خانه چه زیباست دخترم
از من برای خندهی خود دل گرفتهای
آخر عسل به قیمت بالاست دخترم
دلتنگم از زمانه ولی بیخیال باش
زیرا برای بودن تو جاست دخترم
سوزن بگیر! بیتو زمان دشت خار بود
حال دلم حکایت یک پاست دخترم
یک سرنوشت خوب در این عمرِ بعد از این
از خط دستهای تو پیداست دخترم
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤59🥰19
آهی و در آسمان نمیگنجی
جانی و در این جهان نمیگنجی
شعری که نمینویسمت هرگز
زیرا که تو در زبان نمیگنجی
ای شک عجیب چند صد ساله
در باور این و آن نمیگنجی
دردا، همه سینهام، درآ در من
در سینهی دیگران نمیگنجی
معصومیت محالی و حتی
بر صورت کودکان نمیگنجی
چون شعر همیشه در سرم هستی
هرچند که در مکان نمیگنجی
رامین عرب نژاد
@ml_rustami
جانی و در این جهان نمیگنجی
شعری که نمینویسمت هرگز
زیرا که تو در زبان نمیگنجی
ای شک عجیب چند صد ساله
در باور این و آن نمیگنجی
دردا، همه سینهام، درآ در من
در سینهی دیگران نمیگنجی
معصومیت محالی و حتی
بر صورت کودکان نمیگنجی
چون شعر همیشه در سرم هستی
هرچند که در مکان نمیگنجی
رامین عرب نژاد
@ml_rustami
❤13