❤19😢3👍2
چرا نباید با نادان بحث کرد؟ | حکایت گلستان
https://youtube.com/watch?v=Pxrzjw_O_kE&si=SfLcFjQoSaigPCHc
https://youtube.com/watch?v=Pxrzjw_O_kE&si=SfLcFjQoSaigPCHc
YouTube
چرا نباید با نادان بحث کرد؟ | حکایت گلستان
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤7👏3👍1🎉1
❤36👍3🔥1
اعترافی که نشانه عقل است | اقرار به نادانی در گلستان سعدی
https://youtube.com/watch?v=cFQZd5TkTVM&si=KaTISVjRpTSMijd3
https://youtube.com/watch?v=cFQZd5TkTVM&si=KaTISVjRpTSMijd3
YouTube
اعترافی که نشانه عقل است | اقرار به نادانی در گلستان سعدی
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤9
تلنگر به ریاست اطلاعات فرهنگ ولایت هرات و فرهنگیان، نویسندهگان و اهل فرهنگ.
با بیرون کردن کورههای خشتپزی از سطح شهر و انتقال آن به ولسوالیها در ولسوالی زنده جان یک قسمت تاریخی که کاوشی در آن صورت نگرفته است به انصار کورههای خشتپزی قرار گرفته است که هر روز اطراف این ناحیهی تاریخی خاکبرداری میشود و ممکن هر نوع اثری که نشان از سابقهی تاریخی و اهمیت آن داشته باشد نابود گردد و روزی شاهد نابودی مطلق آن کردیم.
جهت اطلاع و انجام وجیبهی اجتماعی، ملی و مسلکی خود دانسته مطلب را بازگو نمودم.
با احترام محمد مسلم مروی
زندهجان، مطبخ شداد
پیش از آنکه در غرب شهر هرات بناهای کاروانسراها و رباطهایی چون: رباط امیرشاه ملک، تومانآغا و کافرقلعه (اسلامقلعه) در کوسویه یا کهسان؛ کاروانسرای شبش، رباط چرخی در غوریان، رباط پریان و رباط سرخ در زندهجان ساخته شود، توسط اعراب بنایی جهت پذیرایی مسافران در قسمت غرب زندهجان ساخته شد که در تاریخ از آن به عنوان مطبخ یا مهمانخانهی شداد یاد میشود. به احتمال قدیمیترین بنایی که به منظور استراحت و سکان مسافران خسته از راه در هرات بنا یافته، بنای مطبخ یا مهمانخانهی شداد است.
از آنجاییکه تمدن اسلامی نخستین تمدن ملت عرب نبوده و پیش از تمدن اسلام مردم حمیر، کهلان و سباء، واسطهی تجارتی شرق و غرب بوده زیرا کشور یمن در آن موقع میان چند کشور متمدن واقع شده بود و چون خاک یمن حاصلخیز بوده عربهای قحطانی زودتر از عربهای عدنانی متمدن شدهاند. دولتهای حمیر، سباء و کهلان از میان اقوام قحطانی برخواستند و با فرعونهای مصر و پادشاهان بابلی و آشوری همزمان بودند و شهرهای نامیشان چون مارب، صنعاء و سباء میباشد. علاوه بر این دولتها، ملل و دول دیگری از میان اعراب پدیده آمده که فقط اسمشان باقی مانده است و مشهورترین آن قوم عاد، ثمود، طسم، جدیس و عمالقه میباشد.
عاد که خود کلان قوم خود بوده پس از وی پسرش بهنام شداّد نیز یکی از سلاطین قوم عاد بوده است. شداّد در احقاف شهری بنا کرد بهنام ارم، که مساحت آن ده فرسخ در ده فرسخ بوده و آن را بهشت شداد مینامیدند. ستونهای آن از سنگهای سیاه و سفید یمن و روپوش ستونها از لوحههای نقره از اندود ساخته بود. قومی که از آن در قرآن هم یاد شده است. «عادِ و ثمودٍ».
در فوشنج یک خرابهای اکنون نیز وجود دارد که بهنام (مطبخ شداّد) یاد میشود و گویا از بناهای شداّد پسر عاد میباشد. گویند از این مطبخ به خدایخانه رباطپی در جنوب زندهجان غذا میرساندند و از این مطبخ تا رباطپی نفر ایستاده و غذا را دست به دست بدانجا انتقال میدادند. همچنان گویند شداد از کوه رباطپی فوشنج تا این مطبخ لولهای سفالین بههم وصل کرده بود و چوپانان شیر گوسفندان و بزها را در کوه میدوشیدند و در لولهها جاری میساختند. تا به این طریق شیر به مطبخ شداد میرسید.
اکنون مطبخ شداّد در غرب زندهجان و شرق غوریان موقعیت دارد و جز ویرانهای بیصدا چیزی از آن باقی نمانده است و هر روز در حال خرابی است.
از طرفی، به داخل صحرا حوزههای امنیتی شهر فوشنج قرار داشته و یکی از این حوزهها بهنام کورکی (اورنک و کورنک) مسمی است. در این منطقه بازاری وجود داشته که اکنون نیز آثار کمی از آن هویدا است، این بازار مرواریدفروشی بوده که فعلاً به منطقهای از همین صحرا بهنام بیجه مروارید یا آیش مروارید گفته میشود که همین منطقهایست که اکنون مطبخ شدّاد در آن واقع شده است.
بخشی از این زمینهای اورنک و کورنک که در غرب فوشنج قرار دارد بهنام بازارک و منطقهای بهنام شیوان نیز یاد میشود و بازارک، یکی از بازارچههای شهر فوشنج بوده که در اینجا قرار داشته و شیوان گویا محل زیست یکی از شاهان قدیمی شهر فوشنج بوده است و منطقهی بازارک و شیوان که در جنوب مطبخ شدّاد واقع است دامنهی بسیار کلانی داشته که از جنوب خیابان زندهجان کنونی شروع الی کانال زندهجان و از طرف شرق از جوی بازارک شروع الی روتک (رودتک – رود کوچک) ادامه دارد.
برخی را عقیده بر آن است که عاد دو پسر داشته یکی شدّاد و دیگری زردّاد و هر دو برادر مدت زیادی در فوشنج بهسر برده و آبادیهایی انجام دادهاند. این گفتهها میتواند به حقیقت نزدیک باشد، زیرا در فوشنج کاریز یا قناتی است بهنام کاریز زرداد، که یکی از کاریزهای بسیار قدیمی فوشنج میباشد و گویند بانی آن زرّداد برادر شدّاد بوده است.
برخی بنای مطبخ شداد را به شاهداد هم نسبت میدهند. شاهداد از دامداران ثروتمند این ناحیه بوده که چند گله گوسفند داشته و شیران گوسفندان را در بین این مطبخ فرآوری مینموده و آن را به شهر هرات میفرستاده است. شاهداد بنا بر گفتهی بزرگان و زمینداران با سابقهی این مکانی که سلسلهی نسبشان به خودش میرسد، حدود پنج قرن پیش در این مکان میزیسته است.
با بیرون کردن کورههای خشتپزی از سطح شهر و انتقال آن به ولسوالیها در ولسوالی زنده جان یک قسمت تاریخی که کاوشی در آن صورت نگرفته است به انصار کورههای خشتپزی قرار گرفته است که هر روز اطراف این ناحیهی تاریخی خاکبرداری میشود و ممکن هر نوع اثری که نشان از سابقهی تاریخی و اهمیت آن داشته باشد نابود گردد و روزی شاهد نابودی مطلق آن کردیم.
جهت اطلاع و انجام وجیبهی اجتماعی، ملی و مسلکی خود دانسته مطلب را بازگو نمودم.
با احترام محمد مسلم مروی
زندهجان، مطبخ شداد
پیش از آنکه در غرب شهر هرات بناهای کاروانسراها و رباطهایی چون: رباط امیرشاه ملک، تومانآغا و کافرقلعه (اسلامقلعه) در کوسویه یا کهسان؛ کاروانسرای شبش، رباط چرخی در غوریان، رباط پریان و رباط سرخ در زندهجان ساخته شود، توسط اعراب بنایی جهت پذیرایی مسافران در قسمت غرب زندهجان ساخته شد که در تاریخ از آن به عنوان مطبخ یا مهمانخانهی شداد یاد میشود. به احتمال قدیمیترین بنایی که به منظور استراحت و سکان مسافران خسته از راه در هرات بنا یافته، بنای مطبخ یا مهمانخانهی شداد است.
از آنجاییکه تمدن اسلامی نخستین تمدن ملت عرب نبوده و پیش از تمدن اسلام مردم حمیر، کهلان و سباء، واسطهی تجارتی شرق و غرب بوده زیرا کشور یمن در آن موقع میان چند کشور متمدن واقع شده بود و چون خاک یمن حاصلخیز بوده عربهای قحطانی زودتر از عربهای عدنانی متمدن شدهاند. دولتهای حمیر، سباء و کهلان از میان اقوام قحطانی برخواستند و با فرعونهای مصر و پادشاهان بابلی و آشوری همزمان بودند و شهرهای نامیشان چون مارب، صنعاء و سباء میباشد. علاوه بر این دولتها، ملل و دول دیگری از میان اعراب پدیده آمده که فقط اسمشان باقی مانده است و مشهورترین آن قوم عاد، ثمود، طسم، جدیس و عمالقه میباشد.
عاد که خود کلان قوم خود بوده پس از وی پسرش بهنام شداّد نیز یکی از سلاطین قوم عاد بوده است. شداّد در احقاف شهری بنا کرد بهنام ارم، که مساحت آن ده فرسخ در ده فرسخ بوده و آن را بهشت شداد مینامیدند. ستونهای آن از سنگهای سیاه و سفید یمن و روپوش ستونها از لوحههای نقره از اندود ساخته بود. قومی که از آن در قرآن هم یاد شده است. «عادِ و ثمودٍ».
در فوشنج یک خرابهای اکنون نیز وجود دارد که بهنام (مطبخ شداّد) یاد میشود و گویا از بناهای شداّد پسر عاد میباشد. گویند از این مطبخ به خدایخانه رباطپی در جنوب زندهجان غذا میرساندند و از این مطبخ تا رباطپی نفر ایستاده و غذا را دست به دست بدانجا انتقال میدادند. همچنان گویند شداد از کوه رباطپی فوشنج تا این مطبخ لولهای سفالین بههم وصل کرده بود و چوپانان شیر گوسفندان و بزها را در کوه میدوشیدند و در لولهها جاری میساختند. تا به این طریق شیر به مطبخ شداد میرسید.
اکنون مطبخ شداّد در غرب زندهجان و شرق غوریان موقعیت دارد و جز ویرانهای بیصدا چیزی از آن باقی نمانده است و هر روز در حال خرابی است.
از طرفی، به داخل صحرا حوزههای امنیتی شهر فوشنج قرار داشته و یکی از این حوزهها بهنام کورکی (اورنک و کورنک) مسمی است. در این منطقه بازاری وجود داشته که اکنون نیز آثار کمی از آن هویدا است، این بازار مرواریدفروشی بوده که فعلاً به منطقهای از همین صحرا بهنام بیجه مروارید یا آیش مروارید گفته میشود که همین منطقهایست که اکنون مطبخ شدّاد در آن واقع شده است.
بخشی از این زمینهای اورنک و کورنک که در غرب فوشنج قرار دارد بهنام بازارک و منطقهای بهنام شیوان نیز یاد میشود و بازارک، یکی از بازارچههای شهر فوشنج بوده که در اینجا قرار داشته و شیوان گویا محل زیست یکی از شاهان قدیمی شهر فوشنج بوده است و منطقهی بازارک و شیوان که در جنوب مطبخ شدّاد واقع است دامنهی بسیار کلانی داشته که از جنوب خیابان زندهجان کنونی شروع الی کانال زندهجان و از طرف شرق از جوی بازارک شروع الی روتک (رودتک – رود کوچک) ادامه دارد.
برخی را عقیده بر آن است که عاد دو پسر داشته یکی شدّاد و دیگری زردّاد و هر دو برادر مدت زیادی در فوشنج بهسر برده و آبادیهایی انجام دادهاند. این گفتهها میتواند به حقیقت نزدیک باشد، زیرا در فوشنج کاریز یا قناتی است بهنام کاریز زرداد، که یکی از کاریزهای بسیار قدیمی فوشنج میباشد و گویند بانی آن زرّداد برادر شدّاد بوده است.
برخی بنای مطبخ شداد را به شاهداد هم نسبت میدهند. شاهداد از دامداران ثروتمند این ناحیه بوده که چند گله گوسفند داشته و شیران گوسفندان را در بین این مطبخ فرآوری مینموده و آن را به شهر هرات میفرستاده است. شاهداد بنا بر گفتهی بزرگان و زمینداران با سابقهی این مکانی که سلسلهی نسبشان به خودش میرسد، حدود پنج قرن پیش در این مکان میزیسته است.
❤3
همچنان بنا بر روایتی دیگر این بنا را شیده یکی از پسران افراسیاب ساخته است. امّا اهالی منطقه بهصورت عموم آن را نه مطبخ شاهداد و نه مطبخ شیده میگویند، آنها مطبخ شداد میخوانند. بههر حال جریان جنگهای داخلی، گذشت زمان، عدم حفظ و مراقبت صحیح و بعضاً کندنکاریهای غیرفانونی این بنای نفیس تاریخی به احتمال پیش از دورهی اسلامی را به ویرانی تبدیل کرده است.
این مطبخ در سه کیلومتری مرکز زندهجان، به سمت شمال خیابان زندهجان – غوریان، در میان آیشهای فوشنج موقعیت دارد. با هریرود نزدیک است. از آن دیوارهای شکستهی خشت خام به یادگار مانده است. دیوارها بین ۶ تا ۴ متر از زمین ارتفاع دارند. برای حراست از این بنای تاریخی لازم است به روی آن چتر حفاظتی ساخته شود تا دیوارهای کهن را از یورش باد و باران نگهداری کند. در جنوب مطبخ شداد آثار خندقی به نظر میرسد که بهنام خندق شداد و یا سادات مشهور است. این آبگیر خاکی در چند کیلومتری جنوب مطبع شداد در قلب محوطههای محلهی لنگر موقعیت دارد. پایین آب چند جوی به آن میریزد. وجود این سد نماهای خاکی که یادگار روزگاران قدیم است، ما را به خم و پیچ شبکهی آبیاری فوشنج کهن آشنا میسازد. نام شداد را شاید بعداً به سبب انگیزهی اسلامی به سادات تبدیل شده باشد.
منابع پژوهش:
۱- پویان، رسول، حاکم نشینان هرات، هرات: توانا، ۱۳۹۴ خورشیدی، ص ۱۴۷.
۲- خلیلی، خلیلالله، آثار هرات، هرات: مطبعه فخریه، ۱۳۰۹ خورشیدی، ج ۱، ص ۹۴.
۳- کامگار، حمیدالله، تاریخنامۀ فوشنج، هرات: نشر کامگار، ۱۴۰۰ خورشیدی، چاپ دوم، ص ۲۰۶ - ۲۰۸.
نویسنده: حمید کامگار
@ml_rustami
این مطبخ در سه کیلومتری مرکز زندهجان، به سمت شمال خیابان زندهجان – غوریان، در میان آیشهای فوشنج موقعیت دارد. با هریرود نزدیک است. از آن دیوارهای شکستهی خشت خام به یادگار مانده است. دیوارها بین ۶ تا ۴ متر از زمین ارتفاع دارند. برای حراست از این بنای تاریخی لازم است به روی آن چتر حفاظتی ساخته شود تا دیوارهای کهن را از یورش باد و باران نگهداری کند. در جنوب مطبخ شداد آثار خندقی به نظر میرسد که بهنام خندق شداد و یا سادات مشهور است. این آبگیر خاکی در چند کیلومتری جنوب مطبع شداد در قلب محوطههای محلهی لنگر موقعیت دارد. پایین آب چند جوی به آن میریزد. وجود این سد نماهای خاکی که یادگار روزگاران قدیم است، ما را به خم و پیچ شبکهی آبیاری فوشنج کهن آشنا میسازد. نام شداد را شاید بعداً به سبب انگیزهی اسلامی به سادات تبدیل شده باشد.
منابع پژوهش:
۱- پویان، رسول، حاکم نشینان هرات، هرات: توانا، ۱۳۹۴ خورشیدی، ص ۱۴۷.
۲- خلیلی، خلیلالله، آثار هرات، هرات: مطبعه فخریه، ۱۳۰۹ خورشیدی، ج ۱، ص ۹۴.
۳- کامگار، حمیدالله، تاریخنامۀ فوشنج، هرات: نشر کامگار، ۱۴۰۰ خورشیدی، چاپ دوم، ص ۲۰۶ - ۲۰۸.
نویسنده: حمید کامگار
@ml_rustami
❤16👍2
وقتی شاعر به امیر دزدان درس داد! | حکایت گلستان سعدی
https://youtube.com/watch?v=bQ8CRomW08g&si=f5wfvrHFJQkZqcHt
https://youtube.com/watch?v=bQ8CRomW08g&si=f5wfvrHFJQkZqcHt
YouTube
وقتی شاعر به امیر دزدان درس داد! | حکایت گلستان سعدی
در این ویدیو، یکی از شنیدنیترین و پرمعناترین حکایات گلستان سعدی را روایت میکنیم؛ جاییکه شاعری در میان راه به دستانی میافتد، اما با سخن و ادب چنان تأثیری میگذارد که حتی امیر دزدان نیز خاموش میشود!
🎙️ سعدی در این حکایت به ما میآموزد که زبان نرم و سخن…
🎙️ سعدی در این حکایت به ما میآموزد که زبان نرم و سخن…
❤4👏1
همزبانی خویشی و پیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
همدلی از همزبانی بهترست
غیر نطق و غیر ایما و سجل
صد هزاران ترجمان خیزد ز دل
مولانای بلخ
@ml_rustami
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
همدلی از همزبانی بهترست
غیر نطق و غیر ایما و سجل
صد هزاران ترجمان خیزد ز دل
مولانای بلخ
@ml_rustami
❤16
آغا (ترکی) بیبی، سیده، ستی، بانو، بیگم، خانم، زن.
آقا: خواجه، کیا، مهتر، سرکار، سر، سرور،
دهخدا
آغا( مغولی) خاتون، خانم، زن، زوجه.
آقا: برادر بزرگتر، برادر مهتر، امیر، ارباب، سرور.
معین
یاداشت: به محمد خان قاجار هم بدان دلیل آغا محمد خان قاجار میگفتند که در نوجوانی اخته شده و مردانگی از دست داده بود!
@ml_rustami
آقا: خواجه، کیا، مهتر، سرکار، سر، سرور،
دهخدا
آغا( مغولی) خاتون، خانم، زن، زوجه.
آقا: برادر بزرگتر، برادر مهتر، امیر، ارباب، سرور.
معین
یاداشت: به محمد خان قاجار هم بدان دلیل آغا محمد خان قاجار میگفتند که در نوجوانی اخته شده و مردانگی از دست داده بود!
@ml_rustami
🤔8👍4😁1
بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشهی جغرافیا دوید
اینسان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یکسو من ایستادم و گویی خدا شدم
یکسو تو ایستادی و دشمن درست شد
یکسو تو ایستادی و گویی خدا شدی
یکسو من ایستادم و دشمن درست شد
یکسو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یکسو همه دگرمن و تورَن درست شد
آن طاقهای گنبدی لاجوردگون
اینگونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضهای کاشی گلدار باستان
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حلههای بافته از تار و پود جان
بندی که مینشست به گردن درست شد
آن لوحهای گچبری رو به آفتاب
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد
سازی بزن که دیر زمانی است نغمهها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان
با کاروان حلّه بیاید به سیستان
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب میرسد از جوی مولیان
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»
ما شاخههای توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوضهای کاشی گلدار باستان
بر نقشههای کهنه، خطی تازه میکشیم
از کوچههای قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان
محمد کاظم کاظمی
@ml_rustami
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشهی جغرافیا دوید
اینسان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یکسو من ایستادم و گویی خدا شدم
یکسو تو ایستادی و دشمن درست شد
یکسو تو ایستادی و گویی خدا شدی
یکسو من ایستادم و دشمن درست شد
یکسو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یکسو همه دگرمن و تورَن درست شد
آن طاقهای گنبدی لاجوردگون
اینگونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضهای کاشی گلدار باستان
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حلههای بافته از تار و پود جان
بندی که مینشست به گردن درست شد
آن لوحهای گچبری رو به آفتاب
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد
سازی بزن که دیر زمانی است نغمهها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان
با کاروان حلّه بیاید به سیستان
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب میرسد از جوی مولیان
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»
ما شاخههای توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوضهای کاشی گلدار باستان
بر نقشههای کهنه، خطی تازه میکشیم
از کوچههای قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان
محمد کاظم کاظمی
@ml_rustami
👏7❤4😢2
"کم به چشم آمدگانیم" که شادید شما
ما زیادیم ولی ابنِ زیادید شما!
از صف نیزه به نیزار شبیهید ولی
بارها سوزنِ ما دید که بادید شما!
پدرم گفت: مبادا سر و کارت با سنگ...
سر به سنگ آمد و گفتم که "مبادید" شما!
"جهل" اگر صورتِ دیدار بگیرد به مَثَل
عقل فریاد برآرد که نمادید شما!
شیر از گاوِ نرِ مُرده بدانم دوشید!
وین ندانم: "رجُلِ اُمِّ فسادید" شما!
پشتِ چنگیز و سکندر همه خواندم به کتاب
کس نگفتهست هنوز از چه نژادید شما
حسین جنتی
@ml_rustami
ما زیادیم ولی ابنِ زیادید شما!
از صف نیزه به نیزار شبیهید ولی
بارها سوزنِ ما دید که بادید شما!
پدرم گفت: مبادا سر و کارت با سنگ...
سر به سنگ آمد و گفتم که "مبادید" شما!
"جهل" اگر صورتِ دیدار بگیرد به مَثَل
عقل فریاد برآرد که نمادید شما!
شیر از گاوِ نرِ مُرده بدانم دوشید!
وین ندانم: "رجُلِ اُمِّ فسادید" شما!
پشتِ چنگیز و سکندر همه خواندم به کتاب
کس نگفتهست هنوز از چه نژادید شما
حسین جنتی
@ml_rustami
👏3❤1
Forwarded from محمد رفیع « قاضی زاده» (M.Rafi Qazizadah)
#مژده_به_خواهران_زبان_دوست
شروع صنف صفری زبان ترکی استانبولی به صورت کاملا #رایگان برای خواهران عزیز در دو تایم مختلف به صورت حضوری 😍
تعداد این بورسیه محدود است
برای معلومات بیشتر به آیدی ذیل پیام بگذارید
@mrafi32
شروع صنف صفری زبان ترکی استانبولی به صورت کاملا #رایگان برای خواهران عزیز در دو تایم مختلف به صورت حضوری 😍
تعداد این بورسیه محدود است
برای معلومات بیشتر به آیدی ذیل پیام بگذارید
@mrafi32
❤7
Forwarded from فروغ اندیشه
در کارهای خیر از همدیگر پیشی بگیرید.
کمپاین تعاون و همیاری
فراخوان بسیج رضاکارانه برای کمک و همکاری با هموطنان برگشت کننده از ایران
به منظور تنظیم و تسهیل بهتر و ارائهٔ خدمات به موقع به هموطنان عزیز مهاجر مان در مرز اسلام قلعه؛ کانون علمی و فرهنگی فروغ بر آن است تا جوانان رضاکار و داوطلب را ثبت نموده و برای همدلی و همیاری در دو شیفت روز و شب، به نقطهٔ صفری مرز اسلام قلعه گسیل کند.
شیفت روز: از ساعت 5 صبح إلی 4 عصر
شیفت شب: از ساعت 4 عصر إلی 5 صبح
جوانان عزیز! برای یاری هموطنان عزیز مان بشتابید...
برای معلومات بیشتر، ثبت نام و تنظیم در کمپاین رضاکارانه، معلومات ذیل را به شماره تماس، تلگرام و یا واتساپ های ذیل ارسال نمایید:
(نام و تخلص، نام پدر، شمارهٔ تماس، شیفت و تاریخ وقت دهی)
عبدالقاهر فقیری 0796201028
علاءالدین مسرور 0797414845
محمد صابر صبور 0796075525
🌐در شبکه های اجتماعی و وبسایت همراه ما باشید:
⭐️Facebook⭐️Telegram⭐️ 🌐Web⭐️YouTube⭐️
کمپاین تعاون و همیاری
فراخوان بسیج رضاکارانه برای کمک و همکاری با هموطنان برگشت کننده از ایران
به منظور تنظیم و تسهیل بهتر و ارائهٔ خدمات به موقع به هموطنان عزیز مهاجر مان در مرز اسلام قلعه؛ کانون علمی و فرهنگی فروغ بر آن است تا جوانان رضاکار و داوطلب را ثبت نموده و برای همدلی و همیاری در دو شیفت روز و شب، به نقطهٔ صفری مرز اسلام قلعه گسیل کند.
شیفت روز: از ساعت 5 صبح إلی 4 عصر
شیفت شب: از ساعت 4 عصر إلی 5 صبح
جوانان عزیز! برای یاری هموطنان عزیز مان بشتابید...
برای معلومات بیشتر، ثبت نام و تنظیم در کمپاین رضاکارانه، معلومات ذیل را به شماره تماس، تلگرام و یا واتساپ های ذیل ارسال نمایید:
(نام و تخلص، نام پدر، شمارهٔ تماس، شیفت و تاریخ وقت دهی)
عبدالقاهر فقیری 0796201028
علاءالدین مسرور 0797414845
محمد صابر صبور 0796075525
برگزار کننده: کانون علمی و فرهنگی فروغ
🌐در شبکه های اجتماعی و وبسایت همراه ما باشید:
⭐️Facebook⭐️Telegram⭐️ 🌐Web⭐️YouTube⭐️
❤11
تیر بلا به جان شما نیز میرسد
نوبت به امتحان شما نیز میرسد
یک آشیان از آتشتان در امان نماند
آتش به آشیان شما نیز میرسد
آن داغها که روی دل ما گذاشتید
دودش به دودمان شما نیز میرسد
ای خیلِ راهزن که به دنیای ما زدید
رهزن به کاروان شما نیز میرسد
ما را به هفتخوانِ فلاکت کشاندهاید
نوبت به هفتخوان شما نیز میرسد
هان ای سپاهِ فیل! ابابیلِ بیشمار
دارد به آسمان شما نیز میرسد
سرنیزهای که سینهی ما را شکافته
تا مغزِ استخوان شما نیز میرسد
چیزی شبیهِ آنچه در آن جامِ زهر بود
کمکم به استکان شما نیز میرسد
ما سبز میشویم در این خاکدان ولی
آفت به بوستان شما نیز میرسد
ای وارثانِ قلعهی ضحاکِ ماردوش
پایان داستان شما نیز میرسد
"شروین سلیمانی"
@ml_rustami
نوبت به امتحان شما نیز میرسد
یک آشیان از آتشتان در امان نماند
آتش به آشیان شما نیز میرسد
آن داغها که روی دل ما گذاشتید
دودش به دودمان شما نیز میرسد
ای خیلِ راهزن که به دنیای ما زدید
رهزن به کاروان شما نیز میرسد
ما را به هفتخوانِ فلاکت کشاندهاید
نوبت به هفتخوان شما نیز میرسد
هان ای سپاهِ فیل! ابابیلِ بیشمار
دارد به آسمان شما نیز میرسد
سرنیزهای که سینهی ما را شکافته
تا مغزِ استخوان شما نیز میرسد
چیزی شبیهِ آنچه در آن جامِ زهر بود
کمکم به استکان شما نیز میرسد
ما سبز میشویم در این خاکدان ولی
آفت به بوستان شما نیز میرسد
ای وارثانِ قلعهی ضحاکِ ماردوش
پایان داستان شما نیز میرسد
"شروین سلیمانی"
@ml_rustami
❤31🥰5🔥1😢1
مهمان پیری در دیاربکر | گلستان - باب ششم
https://youtube.com/watch?v=6l2tAH5s3Co&si=AyCBIQMwfMmezYOr
https://youtube.com/watch?v=6l2tAH5s3Co&si=AyCBIQMwfMmezYOr
YouTube
مهمان پیری در دیاربکر | گلستان - باب ششم
#تلویزیون_اصلاح
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
#EslahTV
اینجا هر روز محتوای جدید، تولید تلویزیون جهانی اصلاح، بارگذاری میشود. با ما همراه باشید!
این برنامه و تمامی برنامه های تلویزیون جهانی اصلاح را در کانال یوتیوب ما تماشا کرده میتوانید.
برای تماشا و یا دانلود برنامههای تلویزیون…
❤4
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفرهای که تهی بود بسته خواهد شد
و در حوالی شبهای عید، همسایه!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلّک نداشت، خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت، خواهد رفت
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده در گذر دیده
منم که نانی اگر داشتم از آجر بود
و سفرهام -که نبود- از گرسنگی پُر بود
به هر چه آینه، تصویری از شکست من است
به سنگ سنگ بناها، نشان دست من است
اگر به لطف و اگر قهر، میشناسندم
تمام مردم این شهر میشناسندم
من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم اگر دهر ابن ملجم شد
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفرهام که تهی بود بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
چگونه باز نگردم که سنگرم آنجاست
چگونه؟ آه، مزار برادرم آنجاست
چگونه بازنگردم که مسجد و محراب
و تیغ، منتظر بوسه بر سرم آنجاست
اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود
قیام بستن و الله اکبرم آنجاست
شکسته بالیام اینجا شکست طاقت نیست
کرانهای که در آن خوب میپرم آنجاست
مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم
مگیر خرده که آن پای دیگرم آنجاست
شکسته میگذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بیشمار شما
من از سکوت شب سردتان خبر دارم
شهید دادهام از دردتان خبر دارم
تو هم به سان من از یک ستاره سر دیدی
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی
تویی که کوچهی غربت سپردهای با من
و نعش سوخته بر شانه بردهای با من
تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم
اگر چه مزرع ما دانههای جو هم داشت
و چند بتهی مستوجب درو هم داشت
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه تان
اگرچه متهم جرم مستند بودم
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم
دم سفر مپسندید نا امید مرا
و لو دروغ، عزیزان! بحل کنید مرا
تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
به این امام قسم چیز دیگری نبرم
به جز غبار حرم چیز دیگری نبرم
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان -هرکه هست- آجر باد
محمد کاظم کاظمی
@ml_rustami
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفرهای که تهی بود بسته خواهد شد
و در حوالی شبهای عید، همسایه!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلّک نداشت، خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت، خواهد رفت
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده در گذر دیده
منم که نانی اگر داشتم از آجر بود
و سفرهام -که نبود- از گرسنگی پُر بود
به هر چه آینه، تصویری از شکست من است
به سنگ سنگ بناها، نشان دست من است
اگر به لطف و اگر قهر، میشناسندم
تمام مردم این شهر میشناسندم
من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم اگر دهر ابن ملجم شد
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفرهام که تهی بود بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
چگونه باز نگردم که سنگرم آنجاست
چگونه؟ آه، مزار برادرم آنجاست
چگونه بازنگردم که مسجد و محراب
و تیغ، منتظر بوسه بر سرم آنجاست
اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود
قیام بستن و الله اکبرم آنجاست
شکسته بالیام اینجا شکست طاقت نیست
کرانهای که در آن خوب میپرم آنجاست
مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم
مگیر خرده که آن پای دیگرم آنجاست
شکسته میگذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بیشمار شما
من از سکوت شب سردتان خبر دارم
شهید دادهام از دردتان خبر دارم
تو هم به سان من از یک ستاره سر دیدی
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی
تویی که کوچهی غربت سپردهای با من
و نعش سوخته بر شانه بردهای با من
تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم
اگر چه مزرع ما دانههای جو هم داشت
و چند بتهی مستوجب درو هم داشت
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه تان
اگرچه متهم جرم مستند بودم
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم
دم سفر مپسندید نا امید مرا
و لو دروغ، عزیزان! بحل کنید مرا
تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
به این امام قسم چیز دیگری نبرم
به جز غبار حرم چیز دیگری نبرم
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان -هرکه هست- آجر باد
محمد کاظم کاظمی
@ml_rustami
❤17😢5
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
فروغی بسطامی
@ml_rustami
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
فروغی بسطامی
@ml_rustami
❤9🥰1😢1