مولاداد رستمی
1.08K subscribers
49 photos
3 videos
37 files
55 links
دریچه‌ی دل‌نوشته‌های من
https://t.me/ml_rustami
Download Telegram
پای لنگ‌ما که باشد سنگ بسیارست نیست؟
این خیابان زمان دیوانه آزارست نیست؟

کاروان‌ها چشم‌هاشان را به چاهی دوختند
برده‌داری صنعت خوبی به بازارست نیست؟

تیغ‌ها تنها برای مرد صیقل خورده‌اند
هر وجب خواجه بهاءالدین تخارست نیست؟

آرزو چون خانه‌ای بعد از وقوع زلزله
زندگی حالا شبیه کوه آوارست نیست؟

چند کشته...چند زخمی...انفجاری هولناک...
فعل مردن سر خط هر روز اخبارست نیست؟

باز هم تکرار تاریخ اتفاق افتاده‌است
خائنی در خوابگاه نادرافشارست نیست؟

حکم گرگ پیر را دارد وطن این روزها
در گذر از چله‌های سرد ناچارست نیست؟
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
21👍16😢4
آسمان نسبت به عرش آمد فرود
ورنه بس عالی‌ست سوی خاک‌تود

آدمیان در جایگاه‌های مختلف و از دید افراد متفاوت، دگرگون جلوه می‌نمایند، کسی برای کسی و از دید کسی باارزش است و از دید کسی دیگر بی‌ارزش. کتابی برای یکی زندگی است و برای بی‌دانشی مشتی کاغذ. شعری روان کسی را نوازش می‌دهد و برای دیگری هذیان به دید می‌آید.
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق من است آن‌که به نزدیک تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است
سعدی
چه می‌توان کرد و چه می‌توان گفت، شاید همین تفاوت‌ها و دگراندیشی‌ها باشد که ارزش‌ها را نشان می‌دهد، شاید اگر تاریکی نبودی قدر روشنی دانسته نمی‌شد وگر مخالفی نمی‌داشتیم عیب‌مان را نمی‌دیدیم. هر پدیده‌ای را حکمتی‌ست، نیازی نخواهد بود که ذهن‌مان را به اشغال دغدغه‌های بی‌جا بسپاریم، این‌که چرا قدر ما را نمی‌دانند؟ چرا از ما انتقاد می‌کنند؟ چرا بر کارهای ما مهر صحه نمی‌گذارند؟ و چرا و...
دور از حرف آنانی که الاشه می‌سایند بیهوده، زندگی باید کرد و گوش خود را در روبه‌رو شدن با سخنان دیگران به کری باید زد.
#سر_دلبران
#مثنوی_مولانا
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
13👍4
24👍3
Forwarded from ????????? (رامین)
افتاده بی‌جان گوشه‌ی متروک
من پیکرِ شور و شرم هستم
کارم کنار کس نبودن شد
"لبخند" در دور و برم هستم

هرتکه‌ام از یاد خواهد رفت
چون دود بی فریاد خواهد رفت
هر تکه‌ام بر باد خواهد رفت
من بال های پر پرم هستم

از خویش از کل جهان سیرم
در صحن قفل آلوده‌ای گیرم
در انتظار و گریه می‌میرم
من چشم‌های خواهرم هستم

با رخت شویِ خانه می‌پوسم
با ظرف شویِ خانه می‌پوسم
پوسیدم و همواره می پوسم
من دست های مادرم هستم

بومی ترین باشنده‌ام پائیز
ماضیِ استمراریم چنگیز
این سرنوشتم بوده "خون انگیز"
من خاک های کشورم هستم

این‌جا به غیر از خون که چیزی نیست
خون می‌خورم، راه گریزی نیست
من حرف های در دلم هستم
من درد های در سرم هستم
17👍5👏1
این جهان کوه‌ است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

انسان‌ها در قبال کارهایی که انجام می‌دهند دو گروه‌اند:
نخست آنان که به سرانجام کارهای‌شان می‌اندیشند، چه نیکو چه بد.
دوم آنان که چشم‌بسته تیر می‌اندازند و بی‌گدر به آب می‌زنند، سخن را مزه مزه نمی‌کنند و در استفاده از عقل صرفه‌جویی به خرج می‌دهند.
حرف‌ها، حرکت‌ها، کارها، نوشته‌ها، اشاره‌ها، برخوردها، رفتارها و... کنش‌اند و واکنشی در پی دارند، برابر با خود. مردمان جان را با جگر و مرگ را با خاک پاسخ می‌دهند، آدمیان انگشت را با مشت و مشت را با لگد برمی‌گردانند. بیازاری آزار می‌بینی، مسخره کنی مسخره می‌شوی و تحقیر کنی خُرد. پیش از گام گذاشتن به زمین نگاه کن. از سخنان تیری برای نشانه رفتن دل کسی نساز. چشم‌ را دوربین ثبت کاستی‌های دیگران نکن. گوش‌ را وسیله‌ی استراق سمع برای شنود عیب آدمیان قرار نده و فکر را حمام زنانه‌‌، برای گمان‌های بد.
به یاد داشته باش که کارهای تو پژواک‌اند پژواک!
#سر_دلبران
#مثنوی_مولانا
#مولاداد_رستمی
@ml_rustsmi
15
به ملک جم ندهم مصرع نظیری را
" کسی که کشته نشد از قبیله‌ی ما نیست"

اقبال لاهوری
مصرع دوم تضمین از نظیری نیشاپوری
@ml_rustami
25
گوش کنید صهیونیست‌های کودک‌کُش‌!

هر چه دارید از آن است که خاقان دارد
خطر مار زمانی‌ست که دندان دارد

موش بودید ولی شیر صداتان کردند
آخر این باد شدن نقطه‌ی پایان دارد

ای شما خط بر آبید نمی‌خوانَدِتان
هر که بر طاق‌چه‌اش مصحف قرآن دارد

ساده تعریف شده قاعده‌ی این بازی
کشته‌ای منتقمی نیز به میدان دارد

سینه‌بندی‌ست پر از تیر و تفنگی بر دوش
راه‌کاری به جز از این مگر امکان دارد؟

خوش نباشید که از اسب بیفتاد یکی
ایل ما شکر خدا مرد، فراوان دارد

سرتان مثل سر گرگ عَلَم خواهد شد *
تا بدانید که این گله نگهبان دارد

#مولاداد_رستمی
* پ.ن. بین چوپان‌ها رسمی‌ست که هرگاه چوپانی گرگی را که به رمه‌اش هجوم آورده، گیر اندازد و بکُشد، سرش را بر سر چوبی می‌کند و در ده می‌گرداند، این رسم را کله‌گرگی چرخ دادن می‌گویند.
@ml_rustami
33👍3😢2👏1
بینندگان! شمایل سنوار بنگرید
سنوار را به پرده پدیدار بنگرید
خود سوژه را به چشم خود این بار بنگرید
مرگی عجب به صحنه نمودار بنگرید
مرگی چنین میانه‌ی میدانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

مردید اگر به صحنه‌ی اِحیا نظر کنید
خیزید و در حماسه‌ی اَحیا نظر کنید
با ذکر «مَنْ یَمُوتُ وَ یَحْیَا» نظر کنید
ای مردگان! به حضرت یحیا نظر کنید
تعمید خون به خاک سلیمانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

بر لوح مرگ سوره‌ی مسطوره را ببین
این آیت بزرگ از آن سوره را ببین
پروانه‌ی دوآتشه در کوره را ببین
با چشم خود تحقّق اسطوره را ببین
پروانه‌ی ورود به بستانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

چیزی که از کسی نشنیدی ببین به چشم
نشنیده را ببین و بیاور یقین به چشم
زین پیش کس ندیده همانند این به چشم
از باغ غزّه میوه‌ی حیرت بچین به چشم
رقصان میان شعله گلستانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

سمت صعود کس نپریده‌ست اینچنین
راه وجود کس نبریده‌ست اینچنین
خون خلود کس نچشیده‌ست اینچنین
کس لپّ مرگ را نکشیده‌ست اینچنین
جانانه مردن از پی جانانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

راحت به مبل مرگ یکی پادشه به ارگ
از خاک و خون به معرکه آورده ساز و برگ
آتش گشوده بر سرش از شش جهت تگرگ
یک دست کلت خالی و یک دست زلف مرگ
عطر و سلاح و فندک و قرآنم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

تا خوان هشتم آمده از هفت گردنه
یکراست رفته در شکم مرگ یکتنه
چوبش به کف ز میسره کلتش به میمنه
پهپاد را پرانده به پرتاب چون کنه
بر بام مرگ شام غریبانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

چشمش به اینکه بشکفد از طور آن قبس
گوشش به افتتاح در و شیهه‌ی جرس
بیتاب آن نفس که پرد مرغ از قفس
تا آخرین گلوله و تا واپسین نفس
جنگ و گریز کوی و خیابانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

کوبند اَرگ را و نوازند ارگ را
بندند میش را و گشایند گرگ را
خندند استقامت صخره‌یْ سترگ را
کوچک چه داند ارزش کار بزرگ را
رستن از این جماعت کشخانم آرزوست
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

عطر و سلاح و فندک و قرآن خدای من
جنگ و گریز کوی و خیابان خدای من
مرگی چنین میانه‌ی میدان خدای من
رستن از این جماعت کشخان خدای من
«از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست»
سنواروار نقطه‌ی پایانم آرزوست

#سید‌حامد_احمدی
@ml_rustami
22👏11👍6
Forwarded from شعر و نوشته
درآید چشم بد چون چشم‌های مردم کرمان
بخند ای خنده‌هایت لشکر آغا محمد خان

بخند ای خنده‌ات یادآور  بار نخستی که
اذان گفتند ترکان در کلیساهای اَرزَنجان

بخند ای خنده‌هایت نادرِ پیروز در کرنال
به روی این منِ دهلی به روی شهر بی‌سلطان

منار جام و فوشنج و هراتی را بغل کردی
به ریگستان ما هم سر بزن ای رود سرگردان

برای ساده‌دل‌ها قصر اُرگنج است آبسکون
کنارت بودنِ  یک لحظه یعنی عمر یک انسان

بلندی مثل زلف دختران در خیوه و خوارزم
و زیبا چون تُرنجستان گیلانی پس از باران

تو کابل از قبالت صائبانی صِلّه می‌گیرند
شکوهت قلعه‌ی خَیسار ارگ بم دژ شِروان

تو شاهنشاه سلجوقی و بختت تخت نیشاپور
من و حال سپاه غزنه بعد از جنگ دندانقان

تو چون کاخ خَوَرنَق تخت جمشید ارگ افریدون
و من گردش‌گرم مات نگاهت می‌شوم هر آن

گرفتار توام با من مدارا کن کمی لطفاً
که خواهد کاست از تلخی زندان خُلق زندان‌بان

نفس‌هایی که بی‌تو می‌کشم بر سینه سنگین‌اند
دلم مثل نمد افتاده در دست نمدمالان

تو را در دل نشد پنهان کنم یک شهر بو برده
تو یعنی کاروان بار گلاب آورده از کاشان

شبیه بلخ‌ام از آن شوکت پیشین‌اش افتاده
نباشی گشنه را مانم کنار سفره‌ی بی‌نان

#مولاداد_رستمی
https://t.me/khat_khaty1
31👍6🔥2🤔1
ربیعی فوشنجی شاعر سده‌ی هفتم هجری در کَرت‌نامه، پیرامون تاریخ ساخت فوشنج چنین گفته:

شنیدم ز دانش‌پژوهی براز
که بُد موبد و بخرد و کارساز

که هوشنگ پوشنگ را ساخته‌ است
چو خرم بهشتش برآراسته است

همه باغ و راغش پر از بوی و رنگ
به آرایش او را ز فردوس ننگ

به هر گوشه کاخی و کاشانه‌ای
بهشت برین پیشش افسانه‌ای

در و دشت او سبز و آبِ روان
به هر سوی سرو و گل و ارغوان

چپ و راستش باغ و بستان و کشت
به صد پایه بهتر ز خرم بهشت

برِ خاک او مشک را ارز نی
به گیتی ازو خوب‌تر مرز نی
@ml_rustami
27👍2🥰1
ای یار جفا کرده‌ی پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده‌ی یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه‌ی مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل‌اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

گر پای به در می‌نهم از نقطه‌ی شیراز
ره نیست تو پیرامُن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده‌ی سعدی
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده


#سعدی
@ml_rustami
17👍4🥰2