چون شهیدی که به خونریز خودش مدیون است
رابطه بین من و عشق درست اینگونهست
منم آن تیغ که نو آمده از صحنهی جنگ
دلم از هر چه عملکرد که دارم خون است
مثل دیوانه که انداخته سنگی در چاه
چه کنم ترک تو از عهدهی من بیرون است
زندگی راه درازیست که من طی کردم
هیرمند اول و امروز همان هامون است
حس بیتو شدنم را به چه تشبیه کنم؟
مثل صبحانهی یک تُرک که بیزیتون است
دوستان یکسره احوال مرا میجویند
خشت خامی که ته برکه بیفتد چون است؟
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
رابطه بین من و عشق درست اینگونهست
منم آن تیغ که نو آمده از صحنهی جنگ
دلم از هر چه عملکرد که دارم خون است
مثل دیوانه که انداخته سنگی در چاه
چه کنم ترک تو از عهدهی من بیرون است
زندگی راه درازیست که من طی کردم
هیرمند اول و امروز همان هامون است
حس بیتو شدنم را به چه تشبیه کنم؟
مثل صبحانهی یک تُرک که بیزیتون است
دوستان یکسره احوال مرا میجویند
خشت خامی که ته برکه بیفتد چون است؟
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤29👍3
محمد❤️
دلی پرداغ دارم چون تن جنگآوران فیل
کنار طاقها افتاده مثل مصحف تنزیل
تو را حس میکنم هر جا و دلتنگ توام هردم
زمین تشنهای را فرض کن اطراف رود نیل
صدای پای تو در خاطرم شبها به آرامی
شبیه خواندن آیات قرآن است با ترتیل
چنان یک زخم بغرنجیست جای خالیات بر دل
که جای تیر برنو روی بازوهای مرد ایل
تو گویی یال اسب تکسوارم لرزه بر اندام
بدونت زندگی چون بستن سیلست با یک بیل
نجیبی را تصور کن که از هر خر لگد خورده
و کوری طعنه دارد میزند بر پرتو قندیل
عصاکشهای همدیگر شدند از بحث میگویند
متی و مَرقُس و لوقا و یوحَنّا سر انجیل
تو بودی گرگها در بیشهها سلطان نمیبودند
نمیرقصید اینک پرچم کفتار روی میل
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
دلی پرداغ دارم چون تن جنگآوران فیل
کنار طاقها افتاده مثل مصحف تنزیل
تو را حس میکنم هر جا و دلتنگ توام هردم
زمین تشنهای را فرض کن اطراف رود نیل
صدای پای تو در خاطرم شبها به آرامی
شبیه خواندن آیات قرآن است با ترتیل
چنان یک زخم بغرنجیست جای خالیات بر دل
که جای تیر برنو روی بازوهای مرد ایل
تو گویی یال اسب تکسوارم لرزه بر اندام
بدونت زندگی چون بستن سیلست با یک بیل
نجیبی را تصور کن که از هر خر لگد خورده
و کوری طعنه دارد میزند بر پرتو قندیل
عصاکشهای همدیگر شدند از بحث میگویند
متی و مَرقُس و لوقا و یوحَنّا سر انجیل
تو بودی گرگها در بیشهها سلطان نمیبودند
نمیرقصید اینک پرچم کفتار روی میل
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤28🥰2
مولاداد رستمی pinned «بنده هر از گاهی کانال تلگرامم را از سر تا ته ریز ریز نگاه میکنم. برخی از اشعار با اجتهاد خودم و نظر نیک دوستان نیاز به دستکاری و ویرایش دارد و این کار صورت میپذیرد؛ برخی هم کارشان از دستکاری گذشته و کاملا از کانال حذف میشود. این کار را میخواستم با صفحهی…»
همراهان همدل و یاران گرانمهر!
روز و روزگار بر شما خوش و چرخ گردون بر میل دلتان گردان باد. عید سعید قربان، نماد ایثار بر شما خجسته. از خدای دادگر میخواهم تا درفش سعادت را بر بام زندگیتان همواره برافراشته داشته باشد و همای نیکبختی را بر شانهی روزهایتان بنشاند.
@ml_rustami
روز و روزگار بر شما خوش و چرخ گردون بر میل دلتان گردان باد. عید سعید قربان، نماد ایثار بر شما خجسته. از خدای دادگر میخواهم تا درفش سعادت را بر بام زندگیتان همواره برافراشته داشته باشد و همای نیکبختی را بر شانهی روزهایتان بنشاند.
@ml_rustami
❤14👍1👏1🤯1
قلبی به یاد این منِ تنها نمانده است
بر روی سنگها اثر پا نمانده است
مانند بُست، دَیلَم و خوارزم و نهروان
دیگر برای بودن من جا نمانده است
افتادهام شبیه یخی در میان جام
در من امید دیدن فردا نمانده است
رنجی که بود لازمهی عمر دیدهام
چیزی جدید باب تماشا نمانده است
چون یک پیاله آب که وارونهاش کنند
در چشم من نگاهِ به دنیا نمانده است
حالم بیان حالت گرگ است و توبهاش
یعنی به غیر مرگ دری وا نمانده است
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
بر روی سنگها اثر پا نمانده است
مانند بُست، دَیلَم و خوارزم و نهروان
دیگر برای بودن من جا نمانده است
افتادهام شبیه یخی در میان جام
در من امید دیدن فردا نمانده است
رنجی که بود لازمهی عمر دیدهام
چیزی جدید باب تماشا نمانده است
چون یک پیاله آب که وارونهاش کنند
در چشم من نگاهِ به دنیا نمانده است
حالم بیان حالت گرگ است و توبهاش
یعنی به غیر مرگ دری وا نمانده است
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤27👍8🤔1
در فرهنگ ما مسلمانان قرآن مقدسترین کتاب است. ما هرگز پایمان را به سمت قرآن دراز نمیکنیم و بدون وضو دست به آن نمیزنیم. در وقت خواندنش دو زانو مینشینیم و با احترام کامل واژههایش را زمزمه میکنیم. اگر کسی در پیش ما بلند قرآن بخواند با توجه تمام و بیهیچ سخنی بدان گوش فرامیدهیم. این ارزشگزاری تا جاییست که به خریدن مصحف قرآن هدیه کردن میگوییم. در منابعدهی مقاله و کتابهایمان قرآن را بدون در نظر گرفتن حروف الفباء، نخست یاد میکنیم و... این ارزشگزاری برگرفته از عقیدهی ماست و هر عقیدهای میتواند مخالفانی داشته باشد. پارادوکس زمانیست که یک نفر به خود اجازه میدهد تا این کتاب را که برای ملیونها نفر چنین مقدس است، بسوزاند، زیر سایهی نظام لیبرال دموکراسی غربی که به فرد آزادی که نه بیبند و باری به ارمغان آورده است. حالا همین فرد اگر بگوید که احتمال دارد شش ملیون نفر در ماجرای هولوکاست نمرده باشند و کسی پیاز داغش را زیاده کرده، اینجا دیگر آزادی بیان محلی از اِعراب ندارد، هر چه فحش ناموسی بلد هستند نثارش میکنند. و یا اگر کودکی در دفتر نقاشیاش رنگهای رنگینکمان را جابهجا بکشد همه هیاهو به راه میاندازند که واویلا خواهر برادران همجنسباز مورد بیحرمتی قرار گرفتند. نمونههایی از این دست زیاد است به ویژه در بحث حجاب، شهادت مروه الشربینی را باید یادتان باشد. حرف ما این نیست که آنان مخالف ما نباشند، سکولار نباشند و یا لبیرال، بلکه به معنی واقعی کلمه سکولار باشند و لیبرال هم. اگر نظام سکولار و لائیک بنایش بر بیطرفی در قبال دین است پس شمشیر از رو بستنشان در برابر اسلام چیست؟ ولا یجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی
یک نکتهی دیگر هم باید یادآور شوم: بالفرض مثال و نعوذ بالله من ذالک اگر راه و عقیدهی ما اشتباه باشد، صد در صد باور دارم که راه آنان هم درست نیست، آنان انسانیت را به حضیض رذالت دارند میکشند، باز من مرده و شما زنده. اگر روزی به حرف من پی بردید بگویید: خدا تو را بیامرزد و اگر حرفم درست از آب درنیامد فحش حوالهام کنید!
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
یک نکتهی دیگر هم باید یادآور شوم: بالفرض مثال و نعوذ بالله من ذالک اگر راه و عقیدهی ما اشتباه باشد، صد در صد باور دارم که راه آنان هم درست نیست، آنان انسانیت را به حضیض رذالت دارند میکشند، باز من مرده و شما زنده. اگر روزی به حرف من پی بردید بگویید: خدا تو را بیامرزد و اگر حرفم درست از آب درنیامد فحش حوالهام کنید!
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤19👍6😁2
کوتاه در بارۀ زبان فارسی دری
نوشتۀ دوکتور فضل الرحمن فقیهی هروی
نام زبان مردم سرزمین ما که تاریخ طولانی دارد «فارسی» است و کلمۀ «دری» صفت آن است. زبان فارسی به دلیل رسمیت طولانی خود در دربارهای شاهان «خراسان اسلامی» یا «ایران قدیم»، که سرزمینهای افغانستان امروز (خراسان قدیم به معنای عام»، تاجکستان امروز (ماوراء النهر) و ایران امروز (فارس قدیم) را شامل بوده، به نام «فارسی دری» یاد شده است. بنابراین نام زبان ما «فارسی» است و کلمۀ «دری» صفت آن است.
اما اینکه چرا زبان ما «فارسی» نامیده شده، باید دانسته شود، که زبان فارسی یا پارسی، منسوب به سرزمین «فارس» یا «پارس» نیست. بلکه منسوب به قوم «پارت» است که نخست در شمال خراسان اسلامی زندگی میکردند و سپس به خراسان زیست داشتند و گروهی از اینان به سمت جنوب و غرب رهسپار شدند و بعدها نام آنجا را نخست «پارت» نامیدند که بعدها «فارس» نامیده شد. این مردم فارس، زبان شان تحول یافت که «پهلوی ساسانی» را ساخت و با آمدن اسلام، کم کم «پهلوی ساسانی» راه فنا و نابودی را پیمود و رگههایی از آن در سخنان فایز دشتستانی، ابیات محلی (نه غیر رسمی) سعدی و دیگر شاعران دیده میشود و قابل مطالعه و مشاهده است. از همین جهت آثار باقی ماندۀ نخستین زبان «فارسی دری» مربوط خراسان اسلامی میشود و در فارسی هیچ چیزی از اولینههای زبان فارسی وجود ندارد.
اما زبان قوم پارتهای خراسانی یا مرکزی، نخست «پارتی» نامیده شده که همان «پهلوی اشکانی» است و بر اساس شواهد تاریخی و تمدنی از زبان اوستا باز مانده بوده است. بعدها زبان «پارتی» براساس تغیرات زبان که امری طبیعی است، همانند سایر کلمات به «پارثی» و سپس به «پارسی» و سرانجام به «فارسی» تغییر یافته است. اما صفت «دری» به تدریج بعد از اینکه در طول قرنها به حیث زبان رسمی و زبان دربار خراسان اسلامی و دیگر قلمرو شاهان این حوزۀ جغرافیایی و اطراف آن رسمیت یافته بود، به حیث صفت به نام «فارسی» علاوه شده و فارسی دری گفته شد.
آری این زبان فارسی، زبان دربار بود و شاهان این حوزۀ جغرافیایی از هر قوم و نژادی که بودند، زبان رسمی و زبان دربار شان، فقط «زبان فارسی» بود. بدین اساس «فارسی دری» گفته شد.
در طول تاریخ، این خانوادهها در سرزمین ما حکومت راندند: صفاریان فارسی زبان و آریایی نژاد، سامانیان فارسی زبان و آریایی نژاد، غزنویان ترکتبار با زبان مادری ترکی، غوریهای فارسی زبان و آریایی نژاد، سلجوقیان ترک تبار با زبان مادری ترکی، تیموریان ترک تبار با زبان مادری ترکی، ابدالیان درانی پشتون تبار با زبان مادری پشتو، بارکزائیان پشتون تبار با زبان مادری پشتو.
در طول حاکمیت همه این شاهان، زبان فارسی به حیث زبان دربار و زبان رسمی حکومت شان مطرح بوده و رسمیت داشته و همه به آن به دیدۀ زبان رسمی و زبان دربار میدیدند. بیشتر شان برای این زبان خدمات ارزندهیی را انجام دادند.
پس نام زبان ما که امروز در کشور ما و کشور تاجکستان و ایران امروز رواج دارد «فارسی» است و «دری» صفت آن است. این زبان در هر سه کشور یک زبان است و مردمی در این حوزۀ جغرافیایی کلان و نیز شاید سایر مناطق جهان بدان تکلم میکنند.
@ml_rustami
نوشتۀ دوکتور فضل الرحمن فقیهی هروی
نام زبان مردم سرزمین ما که تاریخ طولانی دارد «فارسی» است و کلمۀ «دری» صفت آن است. زبان فارسی به دلیل رسمیت طولانی خود در دربارهای شاهان «خراسان اسلامی» یا «ایران قدیم»، که سرزمینهای افغانستان امروز (خراسان قدیم به معنای عام»، تاجکستان امروز (ماوراء النهر) و ایران امروز (فارس قدیم) را شامل بوده، به نام «فارسی دری» یاد شده است. بنابراین نام زبان ما «فارسی» است و کلمۀ «دری» صفت آن است.
اما اینکه چرا زبان ما «فارسی» نامیده شده، باید دانسته شود، که زبان فارسی یا پارسی، منسوب به سرزمین «فارس» یا «پارس» نیست. بلکه منسوب به قوم «پارت» است که نخست در شمال خراسان اسلامی زندگی میکردند و سپس به خراسان زیست داشتند و گروهی از اینان به سمت جنوب و غرب رهسپار شدند و بعدها نام آنجا را نخست «پارت» نامیدند که بعدها «فارس» نامیده شد. این مردم فارس، زبان شان تحول یافت که «پهلوی ساسانی» را ساخت و با آمدن اسلام، کم کم «پهلوی ساسانی» راه فنا و نابودی را پیمود و رگههایی از آن در سخنان فایز دشتستانی، ابیات محلی (نه غیر رسمی) سعدی و دیگر شاعران دیده میشود و قابل مطالعه و مشاهده است. از همین جهت آثار باقی ماندۀ نخستین زبان «فارسی دری» مربوط خراسان اسلامی میشود و در فارسی هیچ چیزی از اولینههای زبان فارسی وجود ندارد.
اما زبان قوم پارتهای خراسانی یا مرکزی، نخست «پارتی» نامیده شده که همان «پهلوی اشکانی» است و بر اساس شواهد تاریخی و تمدنی از زبان اوستا باز مانده بوده است. بعدها زبان «پارتی» براساس تغیرات زبان که امری طبیعی است، همانند سایر کلمات به «پارثی» و سپس به «پارسی» و سرانجام به «فارسی» تغییر یافته است. اما صفت «دری» به تدریج بعد از اینکه در طول قرنها به حیث زبان رسمی و زبان دربار خراسان اسلامی و دیگر قلمرو شاهان این حوزۀ جغرافیایی و اطراف آن رسمیت یافته بود، به حیث صفت به نام «فارسی» علاوه شده و فارسی دری گفته شد.
آری این زبان فارسی، زبان دربار بود و شاهان این حوزۀ جغرافیایی از هر قوم و نژادی که بودند، زبان رسمی و زبان دربار شان، فقط «زبان فارسی» بود. بدین اساس «فارسی دری» گفته شد.
در طول تاریخ، این خانوادهها در سرزمین ما حکومت راندند: صفاریان فارسی زبان و آریایی نژاد، سامانیان فارسی زبان و آریایی نژاد، غزنویان ترکتبار با زبان مادری ترکی، غوریهای فارسی زبان و آریایی نژاد، سلجوقیان ترک تبار با زبان مادری ترکی، تیموریان ترک تبار با زبان مادری ترکی، ابدالیان درانی پشتون تبار با زبان مادری پشتو، بارکزائیان پشتون تبار با زبان مادری پشتو.
در طول حاکمیت همه این شاهان، زبان فارسی به حیث زبان دربار و زبان رسمی حکومت شان مطرح بوده و رسمیت داشته و همه به آن به دیدۀ زبان رسمی و زبان دربار میدیدند. بیشتر شان برای این زبان خدمات ارزندهیی را انجام دادند.
پس نام زبان ما که امروز در کشور ما و کشور تاجکستان و ایران امروز رواج دارد «فارسی» است و «دری» صفت آن است. این زبان در هر سه کشور یک زبان است و مردمی در این حوزۀ جغرافیایی کلان و نیز شاید سایر مناطق جهان بدان تکلم میکنند.
@ml_rustami
❤16👍4🥰1😁1
من غریبم بین جمع دوستانی آشنا
یخ نباید سر کند اصلا کنار آبها
هستم اما دیگر از چشم جهان افتادهام
چون فلسطین ناپدید از نقشهی جغرافیا
مثل دشت سیستان قانون دنیا ساده است
تپهی ریگی پس از توفان نمیماند به جا
چون خُم رنگست گاهی عادت این روزگار
سنگها را مینمایاند به شکل کهربا
یخ زدم در ارتباط دوستان گرمی نبود
این قبا را تا سحر هر قدر کردم لا به لا
خستهام دلتنگم و دلگیر چیز واضحیست
مثل قالین خوردهام یک عمر تنها پشت پا
بیقرارم مثل سیر و سرکه بین کوزه، کاش
گربهای از روی رف پایین بیندازد مرا
#مولاداد_رستمی
@ml_ruatami
یخ نباید سر کند اصلا کنار آبها
هستم اما دیگر از چشم جهان افتادهام
چون فلسطین ناپدید از نقشهی جغرافیا
مثل دشت سیستان قانون دنیا ساده است
تپهی ریگی پس از توفان نمیماند به جا
چون خُم رنگست گاهی عادت این روزگار
سنگها را مینمایاند به شکل کهربا
یخ زدم در ارتباط دوستان گرمی نبود
این قبا را تا سحر هر قدر کردم لا به لا
خستهام دلتنگم و دلگیر چیز واضحیست
مثل قالین خوردهام یک عمر تنها پشت پا
بیقرارم مثل سیر و سرکه بین کوزه، کاش
گربهای از روی رف پایین بیندازد مرا
#مولاداد_رستمی
@ml_ruatami
❤44👍6👏4
میدانید درین روز، چه رویدادی در تاریخ به وقوع پیوسته است، برای دانستن واقعهی امروز و هر روز، کانال تلگرامی #تقویم_و_تاریخ را به شما تقدیم میکنیم؛ کانالی که روزانه ضمن بیان تقویم و تاریخ، قصهای پر غصه یا سور و شوری نیز از پستوبلند تاریخ این امت تقدیممان خواهد کرد.
باز نگید نگفتی و بیخبر ماندیم!
لینک ورود به کانال👇
@taqwimtarikh
@taqwimtarikh
@taqwimtarikh
#تقویم_تاریخ
@Alefba99
باز نگید نگفتی و بیخبر ماندیم!
لینک ورود به کانال👇
@taqwimtarikh
@taqwimtarikh
@taqwimtarikh
#تقویم_تاریخ
@Alefba99
👍8👏3❤1
خاطرم با خواندن خیام میگیرد رفیق!
گور، اینجا همچنان بهرام میگیرد رفیق!
دست مییابد به مفهوم بلند زندگی
هر که از مرد خسیسی وام میگیرد رفیق!
در میان جیغ و داد ناامیدی عاقبت
آرزو در ذهن من سرسام میگیرد رفیق!
مثل ظرف شیشهای در جو خشمآلودهام
بر زمینم هر که زد آرام میگیرد رفیق!
زیر بار غم کمر خم کرده تنها آب رود
دست بر پشت منار جام میگیرد رفیق!
وضع دنیا حرفهای یَرمَلونی بیش نیست
حال نون از این همه ادغام میگیرد رفیق!
نوعروسانش میان حِجلهها چشم انتظار
روزگار از روسپیها کام میگیرد رفیق!
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
گور، اینجا همچنان بهرام میگیرد رفیق!
دست مییابد به مفهوم بلند زندگی
هر که از مرد خسیسی وام میگیرد رفیق!
در میان جیغ و داد ناامیدی عاقبت
آرزو در ذهن من سرسام میگیرد رفیق!
مثل ظرف شیشهای در جو خشمآلودهام
بر زمینم هر که زد آرام میگیرد رفیق!
زیر بار غم کمر خم کرده تنها آب رود
دست بر پشت منار جام میگیرد رفیق!
وضع دنیا حرفهای یَرمَلونی بیش نیست
حال نون از این همه ادغام میگیرد رفیق!
نوعروسانش میان حِجلهها چشم انتظار
روزگار از روسپیها کام میگیرد رفیق!
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤22👏4👍3
به قید قرعه!
پنج کتاب برای پنج تازه وارد به کانال جدید!
کانال قبلی غیر فعال میگردد.
۱/ دختران مهتاب از جوخه الحارثی
۲/ پنج قدم فاصله از ریچل، میکی، تویپاس
۳/ شیر سیاه از الیف شافاک
۴/ بنویس تا اتفاق بیفتد از هنریت کلاوسر
۵/ قلعه حیوانات از جورج اورول
اگر همراه همیشگی ما باشی خط و کتاب همراه تو خواهد بود.
لینک کانال جدید
👇👇👇
https://t.me/+i8VCGmn3CcNlMGZl
پنج کتاب برای پنج تازه وارد به کانال جدید!
کانال قبلی غیر فعال میگردد.
۱/ دختران مهتاب از جوخه الحارثی
۲/ پنج قدم فاصله از ریچل، میکی، تویپاس
۳/ شیر سیاه از الیف شافاک
۴/ بنویس تا اتفاق بیفتد از هنریت کلاوسر
۵/ قلعه حیوانات از جورج اورول
اگر همراه همیشگی ما باشی خط و کتاب همراه تو خواهد بود.
لینک کانال جدید
👇👇👇
https://t.me/+i8VCGmn3CcNlMGZl
👍9❤1
نه! نمیگردند گنج شایگان پیدا کنند
یا در این آوارها یک لقمه نان پیدا کنند
خوردنی اینجا فراوان است میگردند که-
در دل این خاک بلکه یک دهان پیدا کنند
درد دارد گشتن مخروبهای با این امید
که در آن مرد و زن و پیر و جوان پیدا کنند
نیمه جانی چیست؟ آری، نیمه جان! ما قانعیم
جای مرده کاش که میشد همان پیدا کنند
حجم ویرانی زیاد است و نفس بسیار کم
ای خدایا کاش این مردم زمان پیدا کنند
های مردم زیر پای من کسی زندهست! کاش
خاکها میشد همینگونه زبان پیدا کنند
دیدهام که خشت ها را یک به یک پس میکنند
تا مگر یک زنده جان در « زنده جان» پیدا کنند
مهران پوپل
@ml_rustami
یا در این آوارها یک لقمه نان پیدا کنند
خوردنی اینجا فراوان است میگردند که-
در دل این خاک بلکه یک دهان پیدا کنند
درد دارد گشتن مخروبهای با این امید
که در آن مرد و زن و پیر و جوان پیدا کنند
نیمه جانی چیست؟ آری، نیمه جان! ما قانعیم
جای مرده کاش که میشد همان پیدا کنند
حجم ویرانی زیاد است و نفس بسیار کم
ای خدایا کاش این مردم زمان پیدا کنند
های مردم زیر پای من کسی زندهست! کاش
خاکها میشد همینگونه زبان پیدا کنند
دیدهام که خشت ها را یک به یک پس میکنند
تا مگر یک زنده جان در « زنده جان» پیدا کنند
مهران پوپل
@ml_rustami
😢21❤4👍1😁1
من “زندهجان”ی زیر آوارم
که بخت من روی گسل خفته
راهی ندارم غیر جان دادن
دنیا به من آش بدی پخته
دنیا که سازش سخت ناکوک است
هر تار او فریاد غم دارد
بازیگران صحنهٔ مرگیم
دنیای ما سر زنده کم دارد
من زندهجان مرده ای هستم
در زیر سقفی که سرم خورده
در انتظار آن”گدویی” که
سودای من را از سرش …برده
در انتظار آن طلوعی که
این مردهجان را زنده میسازد
در این نمایش نامهٔ غمگین
ختم قشنگی را میآغازد
گر چه که بستر بر گُسل دارم
من زندهجانم زنده میمانم
من خو به ویرانی ندارم نه
میسازم و سازنده میمانم
افسانه واحدیار
پ.ن. زنده جان: ولسوالی در ولایت هرات که زلزله ویرانگری را دو روز پیش تجربه کرد.
پ.ن. گدو: شخصیتی در نمایش نامهٔ «در انتظار گدو» اثر ساموئل بکت.
@ml_rustami
که بخت من روی گسل خفته
راهی ندارم غیر جان دادن
دنیا به من آش بدی پخته
دنیا که سازش سخت ناکوک است
هر تار او فریاد غم دارد
بازیگران صحنهٔ مرگیم
دنیای ما سر زنده کم دارد
من زندهجان مرده ای هستم
در زیر سقفی که سرم خورده
در انتظار آن”گدویی” که
سودای من را از سرش …برده
در انتظار آن طلوعی که
این مردهجان را زنده میسازد
در این نمایش نامهٔ غمگین
ختم قشنگی را میآغازد
گر چه که بستر بر گُسل دارم
من زندهجانم زنده میمانم
من خو به ویرانی ندارم نه
میسازم و سازنده میمانم
افسانه واحدیار
پ.ن. زنده جان: ولسوالی در ولایت هرات که زلزله ویرانگری را دو روز پیش تجربه کرد.
پ.ن. گدو: شخصیتی در نمایش نامهٔ «در انتظار گدو» اثر ساموئل بکت.
@ml_rustami
👍7🥰1
به زیر خاک تو جز نو جوان نمیبینم
به جز جنازه و دست و دهان نمیبینم
به هر کجا بروم کوچه کوچه میلرزی
درون خانه خود هم امان نمیبینم
پدری گفت:«در آن خانه دخترم بوده
که غیر فاجعه چیزی در آن نمیبینم
ازین قضیه دلم درد می کشد امروز
که مرده شور برای زنان نمیبینم
شکوه نام تو هی واژه واژه میلرزد
تو را به صورت یک قهرمان نمیبینم
چه شد که یک دل بیغم و خانهای آباد
به روی خاک تو ای «زنده جان» نمیبینم؟
#محمدرفیع_قاضی_زاده
#هرات
#افغانستان
@ml_rustami
به جز جنازه و دست و دهان نمیبینم
به هر کجا بروم کوچه کوچه میلرزی
درون خانه خود هم امان نمیبینم
پدری گفت:«در آن خانه دخترم بوده
که غیر فاجعه چیزی در آن نمیبینم
ازین قضیه دلم درد می کشد امروز
که مرده شور برای زنان نمیبینم
شکوه نام تو هی واژه واژه میلرزد
تو را به صورت یک قهرمان نمیبینم
چه شد که یک دل بیغم و خانهای آباد
به روی خاک تو ای «زنده جان» نمیبینم؟
#محمدرفیع_قاضی_زاده
#هرات
#افغانستان
@ml_rustami
😢26❤1
مثل یعقوبی که میتازد به سمت سیستان
مرگ عیارست و چابُک زندگانی ناتوان
غم برای خوردن یک مملکت دارد به کتف
بینیازش میکند از احتیاج آب و نان
خشت خشت جان ما را از خرندش میکَند
بحث دستاسست و گندم بحث مور و رهروان
مرگ میآید جدامان میکند از همدگر
از فلسطین مثل حیفا و جنین و عسقلان
مرگ هم این روزها احساس وحشت میکند
جغدواری مانده در ویرانهها بی" زندهجان"
سر به خود باشد تمام عمر ابری میشود
آنچه را او کرده میخواهد نبیند آسمان
#مولاداد_رستمی
پ.ن. یعقوب ابن لیث صفار، عیارمردی از سیستان که در سال ۲۴۷ هجری، قمری با سرکوب خوارج که سیستان و خراسان را مورد تاخت و تاز خود قرار میدادند، حکومت صفاریان را تأسيس كرد.
@ml_rustami
مرگ عیارست و چابُک زندگانی ناتوان
غم برای خوردن یک مملکت دارد به کتف
بینیازش میکند از احتیاج آب و نان
خشت خشت جان ما را از خرندش میکَند
بحث دستاسست و گندم بحث مور و رهروان
مرگ میآید جدامان میکند از همدگر
از فلسطین مثل حیفا و جنین و عسقلان
مرگ هم این روزها احساس وحشت میکند
جغدواری مانده در ویرانهها بی" زندهجان"
سر به خود باشد تمام عمر ابری میشود
آنچه را او کرده میخواهد نبیند آسمان
#مولاداد_رستمی
پ.ن. یعقوب ابن لیث صفار، عیارمردی از سیستان که در سال ۲۴۷ هجری، قمری با سرکوب خوارج که سیستان و خراسان را مورد تاخت و تاز خود قرار میدادند، حکومت صفاریان را تأسيس كرد.
@ml_rustami
❤15👍8👏2🔥1
یک اتفاق ساده مرا بیقرار کرد
باید نشست و یک غزل تازه کار کرد
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد
از ذهن من گذشت که با سنگ میشود
آیا چه کارها که در این روزگار کرد:
با سنگ می شود جلوی سیل را گرفت
طغیان رودهای روان را مهار کرد
یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت
بی سرپناهها همه را خانهدار کرد
یا میشود که نام کسی را بر آن نوشت
با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد
یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت
زد شیشهیی شکست و دوید و فرار کرد
با سنگ مفت می شود اصلا به لطف بخت
گنجشکهای مفت زیادی شکار کرد
یا میشود که سنگ کسی را به سینه زد
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد
یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را
در پیش چشم ناکس و کس شرمسار کرد
ناگاه بیمقدمه آمد به حرف سنگ
اینگونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد:
تنها به یک جوان فلسطینیام بده
با من ببین که میشود آنگه چهکار کرد!
علی فردوسی
#طوفان_الأقصى
@ml_rustami
باید نشست و یک غزل تازه کار کرد
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد
از ذهن من گذشت که با سنگ میشود
آیا چه کارها که در این روزگار کرد:
با سنگ می شود جلوی سیل را گرفت
طغیان رودهای روان را مهار کرد
یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت
بی سرپناهها همه را خانهدار کرد
یا میشود که نام کسی را بر آن نوشت
با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد
یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت
زد شیشهیی شکست و دوید و فرار کرد
با سنگ مفت می شود اصلا به لطف بخت
گنجشکهای مفت زیادی شکار کرد
یا میشود که سنگ کسی را به سینه زد
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد
یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را
در پیش چشم ناکس و کس شرمسار کرد
ناگاه بیمقدمه آمد به حرف سنگ
اینگونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد:
تنها به یک جوان فلسطینیام بده
با من ببین که میشود آنگه چهکار کرد!
علی فردوسی
#طوفان_الأقصى
@ml_rustami
❤17😢7🔥3👍2👏1
با توام صهیونیست!
از جان گذشته مانده که از مرز بگذریم
در انتظار واشدن آخرین دریم
دیگر به ما به دید حقارت نظر نکن
ما چون یخیم حیثیت از سنگ میبریم
فیلی اگر تو فوج ابابیل میشویم
کمتر به خود بناز که ما صاحب پریم
گیرم که مثل صخره شدی در مصاف ما
ما مثل موج از تو ولی کلهشقتریم
ما را برای دادن جان آفریدهاند
ای تیغ از این بترس که ما برهی نریم
چون شاخهها بریدن ماها به خیرماست
یعنی بدون واهمه از دادن سریم
اصلا بعید نیست که با سیل خون خود
از زیر پات مسجدمان را درآوریم
#مولاداد_رستمی
#طوفان_الأقصى
@ml_rustami
از جان گذشته مانده که از مرز بگذریم
در انتظار واشدن آخرین دریم
دیگر به ما به دید حقارت نظر نکن
ما چون یخیم حیثیت از سنگ میبریم
فیلی اگر تو فوج ابابیل میشویم
کمتر به خود بناز که ما صاحب پریم
گیرم که مثل صخره شدی در مصاف ما
ما مثل موج از تو ولی کلهشقتریم
ما را برای دادن جان آفریدهاند
ای تیغ از این بترس که ما برهی نریم
چون شاخهها بریدن ماها به خیرماست
یعنی بدون واهمه از دادن سریم
اصلا بعید نیست که با سیل خون خود
از زیر پات مسجدمان را درآوریم
#مولاداد_رستمی
#طوفان_الأقصى
@ml_rustami
❤35👍10😁3😢3🔥2
گوش کنید صهیونیستهای کودککُش!
هر چه دارید از آن است که خاقان دارد
خطر مار زمانیست که دندان دارد
موش بودید ولی شیر صداتان کردند
آخر این باد شدن نقطهی پایان دارد
ای شما خط بر آبید نمیخوانَدِتان
هر که بر طاقچهاش مصحف قرآن دارد
ساده تعریف شده قاعدهی این بازی
کشتهای منتقمی نیز به میدان دارد
سینهبندیست پر از تیر و تفنگی بر دوش
راهکاری به جز از این مگر امکان دارد؟
خوش نباشید که از اسب بیفتاد یکی
ایل ما شکر خدا مرد، فراوان دارد
سرتان مثل سر گرگ عَلَم خواهد شد *
تا بدانید که این گله نگهبان دارد
#مولاداد_رستمی
* پ.ن. بین چوپانها رسمیست که هرگاه چوپانی گرگی را که به رمهاش هجوم آورده، گیر اندازد و بکُشد، سرش را بر سر چوبی میکند و در ده میگرداند، این رسم را کلهگرگی چرخ دادن میگویند.
@ml_rustami
هر چه دارید از آن است که خاقان دارد
خطر مار زمانیست که دندان دارد
موش بودید ولی شیر صداتان کردند
آخر این باد شدن نقطهی پایان دارد
ای شما خط بر آبید نمیخوانَدِتان
هر که بر طاقچهاش مصحف قرآن دارد
ساده تعریف شده قاعدهی این بازی
کشتهای منتقمی نیز به میدان دارد
سینهبندیست پر از تیر و تفنگی بر دوش
راهکاری به جز از این مگر امکان دارد؟
خوش نباشید که از اسب بیفتاد یکی
ایل ما شکر خدا مرد، فراوان دارد
سرتان مثل سر گرگ عَلَم خواهد شد *
تا بدانید که این گله نگهبان دارد
#مولاداد_رستمی
* پ.ن. بین چوپانها رسمیست که هرگاه چوپانی گرگی را که به رمهاش هجوم آورده، گیر اندازد و بکُشد، سرش را بر سر چوبی میکند و در ده میگرداند، این رسم را کلهگرگی چرخ دادن میگویند.
@ml_rustami
❤22👍5🔥4
شکسته، زیر پا، چون کوزهای افتاده از ایوان
هراتم بین خان ازبِک و خیل قِزِلباشان
کسی مانند من حالش که پرسیدن نمیخواهد
چه خواهد بود احوال کتابی مانده در باران
زمین افتادنم گاهی برای عدهای خوبست
بد خاتون نمیآید زیاد از مردن سلطان
لبی خندان میان یک دل خوش ریشه میگیرد
کسی دیدهست روی طاق هندو مصحف قرآن؟
قشونِ پشت سر خنجر به دستاند و جلو دریا
جلال الدین خوارزمی شدم انگار در میدان
دل من هم میان بافتهایش قصهها دارد
شبیه خشتهای گنبد قابوس در گرگان
غم اول میهمانی بود و صاحبخانه شد آخر
اتابِکها زمانی باج میگیرند از خاقان
به نام آرزو سرگرم کردم لحظههایم را
و حالا مانده باری روی دوش و راه گورستان
جهان با آن همه بیچارگی بیچاره آزرده
فلک کرده رعیتزادهای را نوکر یک خان
برای دلخوشی گاهی خیالی خام هم کافیست
مرا ایکاش مثل زیره میبردند تا کرمان
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
هراتم بین خان ازبِک و خیل قِزِلباشان
کسی مانند من حالش که پرسیدن نمیخواهد
چه خواهد بود احوال کتابی مانده در باران
زمین افتادنم گاهی برای عدهای خوبست
بد خاتون نمیآید زیاد از مردن سلطان
لبی خندان میان یک دل خوش ریشه میگیرد
کسی دیدهست روی طاق هندو مصحف قرآن؟
قشونِ پشت سر خنجر به دستاند و جلو دریا
جلال الدین خوارزمی شدم انگار در میدان
دل من هم میان بافتهایش قصهها دارد
شبیه خشتهای گنبد قابوس در گرگان
غم اول میهمانی بود و صاحبخانه شد آخر
اتابِکها زمانی باج میگیرند از خاقان
به نام آرزو سرگرم کردم لحظههایم را
و حالا مانده باری روی دوش و راه گورستان
جهان با آن همه بیچارگی بیچاره آزرده
فلک کرده رعیتزادهای را نوکر یک خان
برای دلخوشی گاهی خیالی خام هم کافیست
مرا ایکاش مثل زیره میبردند تا کرمان
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
❤26👍13👏2
(کشتار صبرا و شتیلا)
کشتار صبرا و شَتیلا به وقایعی اطلاق میشود که در ۱۶ سپتامبر تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در طول جنگ داخلی لبنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان به وقوع پیوست و در آن شبهنظامیان فالانژ لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ (معروف به کتائب)، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را به قتل رساندند. تعداد کشتهشدگان این کشتار از ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر برآورد شدهاست.
این کشتار در محدوده تحت کنترل نیروهای دفاعی اسرائیل به وقوع پیوست.
دولت اسرائیل با محکوم کردن حادثه کشتار، دستور تشکیل کمیته تحقیقاتی کاهان را در فوریهٔ ۱۹۸۲ میلادی صادر کرد. این کمیته مستقل در نتایج تحقیقاتش آریل شارون را که فرمانده محلی نیروهای دفاعی اسرائیل در منطقه بود، به دلیل سهلانگاری و دست کم گرفتن واکنش فالانژهای مارونی لبنان، مقصر اعلام کرد.
در ۱۶ دسامبر ۱۹۸۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با محکوم کردن کشتار آن را نسلکشی نامید.
این قطعنامه با ۹۸ رأی موافق در مقابل ۱۹ رأی مخالف و ۲۳ رأی ممتنع تصویب شد. تمامی دموکراسیهای غربی به این قطعنامه رأی ممتنع دادند.
انتشار اخبار کشتار صبرا و شتیلا در اروپا، باعث واکنش شدید مردم نسبت به اسرائیل شد. در ایتالیا کارکنان فرودگاه شرکت خطوط هوایی اسرائیل ال عال را تحریم کردند، نشانهایی با آرم ستاره داوود و صلیب شکسته پخش شد و مردم شعار «نازیسرائیل» (ادغام شده لغات نازی و اسرائیل) سر دادند.
پس از انتخاب آریل شارون به نخستوزیری اسرائیل خانوادهٔ قربانیان کشتار با استناد به قانونی که برای اولین بار در سال ۱۹۹۳ در مورد نسلکشی روآندا اعمال شد اقامه دعوی کردند. در ۱۲ فوریهٔ ۲۰۰۳ میلادی دادگاه عالی بلژیک حکم به قابل پیگرد بودن نخستوزیر اسرائیل بدین جرم را داد. در حالی که اسرائیل آن را سیاسی خواند. در نهایت در ۲۴ سپتامبر۲۰۰۳ میلادی بخاطر تغییراتی که در قوانین بلژیک از آغاز این حادثه ایجاد شده بود، دادگاه عالی بلژیک قرار منع تعقیب آریل شارون را برای اتهام جنایت جنگی صادر کرد و دلیل آن نداشتن تبعیت بلژیکی شاکیان در زمان وقوع حادثه اعلام شد.
رو برداشت از تلگرام شعر و متون عربی معاصر!
@ml_rustami
(کشتار صبرا و شتیلا)
کشتار صبرا و شَتیلا به وقایعی اطلاق میشود که در ۱۶ سپتامبر تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در طول جنگ داخلی لبنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان به وقوع پیوست و در آن شبهنظامیان فالانژ لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ (معروف به کتائب)، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را به قتل رساندند. تعداد کشتهشدگان این کشتار از ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر برآورد شدهاست.
این کشتار در محدوده تحت کنترل نیروهای دفاعی اسرائیل به وقوع پیوست.
دولت اسرائیل با محکوم کردن حادثه کشتار، دستور تشکیل کمیته تحقیقاتی کاهان را در فوریهٔ ۱۹۸۲ میلادی صادر کرد. این کمیته مستقل در نتایج تحقیقاتش آریل شارون را که فرمانده محلی نیروهای دفاعی اسرائیل در منطقه بود، به دلیل سهلانگاری و دست کم گرفتن واکنش فالانژهای مارونی لبنان، مقصر اعلام کرد.
در ۱۶ دسامبر ۱۹۸۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با محکوم کردن کشتار آن را نسلکشی نامید.
این قطعنامه با ۹۸ رأی موافق در مقابل ۱۹ رأی مخالف و ۲۳ رأی ممتنع تصویب شد. تمامی دموکراسیهای غربی به این قطعنامه رأی ممتنع دادند.
انتشار اخبار کشتار صبرا و شتیلا در اروپا، باعث واکنش شدید مردم نسبت به اسرائیل شد. در ایتالیا کارکنان فرودگاه شرکت خطوط هوایی اسرائیل ال عال را تحریم کردند، نشانهایی با آرم ستاره داوود و صلیب شکسته پخش شد و مردم شعار «نازیسرائیل» (ادغام شده لغات نازی و اسرائیل) سر دادند.
پس از انتخاب آریل شارون به نخستوزیری اسرائیل خانوادهٔ قربانیان کشتار با استناد به قانونی که برای اولین بار در سال ۱۹۹۳ در مورد نسلکشی روآندا اعمال شد اقامه دعوی کردند. در ۱۲ فوریهٔ ۲۰۰۳ میلادی دادگاه عالی بلژیک حکم به قابل پیگرد بودن نخستوزیر اسرائیل بدین جرم را داد. در حالی که اسرائیل آن را سیاسی خواند. در نهایت در ۲۴ سپتامبر۲۰۰۳ میلادی بخاطر تغییراتی که در قوانین بلژیک از آغاز این حادثه ایجاد شده بود، دادگاه عالی بلژیک قرار منع تعقیب آریل شارون را برای اتهام جنایت جنگی صادر کرد و دلیل آن نداشتن تبعیت بلژیکی شاکیان در زمان وقوع حادثه اعلام شد.
رو برداشت از تلگرام شعر و متون عربی معاصر!
@ml_rustami
Telegram
❤6👍2😢1