مولاداد رستمی
1.08K subscribers
49 photos
3 videos
37 files
55 links
دریچه‌ی دل‌نوشته‌های من
https://t.me/ml_rustami
Download Telegram
سه عدد رباعی پس از خیلی وقت‌ها:

بگذار دمی سرم به کارم باشد
یک مشت غزل دار و ندارم باشد 
خو کرده‌ام آن‌قدر به تنهایی که
می‌ترسم اگر کسی کنارم باشد

تا کی بِنَشست و آب در هاون کوفت؟
سنگی به سر از حسرت این میهن کوفت
این مرد کهن گاو نری می‌خواهد
با ماچه‌خران نمی‌توان خرمن کوفت

در وضع خودم  شبیه سابق شده‌ام
مشغول شمردن دقایق شده‌ام
بی هیچ بهانه‌ای دلم می‌گیرد
یارب نکند دوباره عاشق شده‌ام
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
غزلی مال دو سال پیش که البته با چکش‌کاری شد این:

شب ابری تو را از چشم‌های برکه پنهان کرد
هلاکویی شد و بغداد را این‌گونه ویران کرد

غرورم را شکست از رونقم انداخت دوریت
شبیه آن‌چه با لات و هُبَل آیات قرآن کرد

تماشای تو و نارنج و چاقو دست خون‌آلود
مرا در خانه‌اش دنیا بدین منظور مهمان کرد

همیشه اخم کردی ورنه با لبخند تو می‌شد
که صدها اسقف و مرتاض و موبد را مسلمان کرد
 
دلی با رفتن‌ات پاشیده از هم زندگی‌واری
دقیقا آن‌چه را با خشت‌های خام باران کرد

من از این شعرها طوطی برای خویش می‌سازم
همان کاری که داش‌آکُل به پای عشق مرجان کرد

بیا برگرد وقتی پشت سر یک پل به جا مانده
بیا! زخم ‌زبان را می‌شود با بوسه جبران کرد
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
من به آن پروانه از دل اعتمادی داشتم
زود فهمیدم که شمع رو به بادی داشتم

یک نفر از هر کسی دیگر برایم فرق داشت
آن زمان‌ها حس تبعیض نژادی داشتم

هرچه را می‌خواست دادم حسرت یک عمر داد
کاشکی یک ذره فکر اقتصادی داشتم

شاه مخلوعم اگر چه سرگذشتم قصه‌هاست 
روزگاری دور من هم شهرزادی داشتم

مارها در این میان چندان مقصر نیستند
یادم آمد آستین‌های گشادی داشتم

دشمنان از ریز ریز کارهایم واقفند
دور و پیشم مدتی یار زیادی داشتم

درد دل‌ هی می‌نوشتم گریه اما سررسید
نم کشید آری اگر قدر سوادی داشتم
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
👍1
Channel photo removed
Channel photo updated
سیّدِ قطب‌گونه می‌خندم من به ترفندهای تقدیرم
ثبت نام جریده‌ام بانو! پس به این سادگی نمی‌میرم

می‌شناسی مرا که دیوانه‌م روسری را کمی مرتب کن
بلبشویی به راه می‌افتد شُل شود وای اگر که زنجیرم

تو برایم شبیه تبریزی لشکری هم محافظت باشد
من قزلباش شاه اسماعیل گفته باشم به فکر تسخیرم

با دُمم هر کسی به هر راهی گرچه بازی نموده تا حالا
اندکی احتیاط آهوجان! روی کاغذ هنوز یک شیرم

در مرامم عقب‌نشینی نیست گرچه وضعم شده‌ست مانندِ
آخرین روزهای قذافی به ته دیگ خورده کفگیرم

مانده‌ام بین آبرو و عشق جرأت باختن ندارم نه!
من پیاده میان دو اسبم من همان سرزمین کشمیرم 
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
 
شهادت استاد محمد عاطف رئیس شورای مرکزی جمعیت اصلاح افغانستان بر همه‌ی راهیان دعوت اسلامی تسلیت باد!
😢2
مسلمان‌اند گاهی عده‌ای از روی بی‌کاری
چه کمیابند این دوران ابوذرهای غفاری

همین اول اگر مرد تحمل نیستی برگرد
ندارد هیچ کوهی تا به قله راه همواری

تمام بچه‌های نهضت ما سیّد قطبند
تو هم باید بخندی گرچه پای چوبه‌ی داری

ملاک برتری در بستن عمامه این‌جا نیست
سر ما داعیان بر شانه‌های ماست سرباری

پکُل‌پوش جدیدی می‌رود هر روزه از شهری
شده این مملکت خواجه بهاءالدین تخاری

کماکان ملتی زانوی غم را در بغل دارد
چه برمی‌آید از دنیا سوای مردم‌آزاری؟

خدا قهرست با ما تا دوباره آشتی کردن
برایش تحفه باید داد "عاطف"های بسیاری
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
😢3
بس بلندست‌ که از کله کلاه اندازد
حسرت دید پلنگی که به ماه اندازد

بدرآوردنش از عهده‌ی دل بیرون‌ست
عشق سنگی‌ست که دیوانه به چاه اندازد

من خودم تجربه دارم اثرش می‌ماند
روی آیینه لب سرخ که آه اندازد

مثل یک میز قمارست خطر باید کرد
آدمی خوب به دنیا که نگاه اندازد

بین جمعی که به دست همگی نارنج‌ست
عشق دعوت شده تا فتنه به راه اندازد

مثَل دادن دل چیست جز از این که کسی
سوزنی را وسط خرمن کاه اندازد

آخر عشق اگر طبق روایات شماست
یک نفر کاش مرا نیز به چاه اندازد
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
دشمن او به هر اندازه اگر بد بشود
دل، سمیه‌ست محال‌ست مردد بشود

شده تا حال که افتادن سنگی از کوه
جلو سیلِ خروشان‌شده‌ای سد بشود؟

خوب فهمیده ابوجهل که دیگر باید
با سر خم‌شده از کوچه‌ی او رد بشود

کاخ بر گرده‌سواران جهان با صورش
وقت آن‌ست که تبدیل به مرقد بشود

ناز او می‌خرد آن‌جا که خدا می‌گوید:
خواب پیروزی‌ خود دیده و باید بشود*

فکر می‌کرد کسی؟ عاقبت آن طفل یتیم
شرق تا غرب در آفاق زبان‌زد بشود

بین آحاد ملل تا به قیامت حتی
یک نفر نیست که هم‌پای محمدبشود
#مولاداد_رستمی
*اشاره به آیه‌ی ۲۷ از سوره‌ی مبارکه‌ی فتح:
َّلَقَدْ صَدَقَ الله رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ ۖ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاءَ الله آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا_بى‌گمان خداوند به حقّ رؤياى رسولش را راست گرداند: اگر خدا بخواهد ايمن[و] در حالى كه موى سرتان را تراشيده و كوتاه كرده‌ايد، بى‌آن‌كه بيم‌ناک باشيد وارد مسجدالحرام خواهيد شد. و آن‌چه را كه نمى‌دانستيد مى‌دانست، كه پيش از اين فتحى نزدیک را مقرر داشت
درگذشت شاعر نام‌آشنای کشور یحیی جواهری بر تمامی ادب‌دوستان تسلیت باد!
مهربان و نرم‌خوی و صادق و حاضرجواب
دختری را مثل تو هرگز نمی‌دیدم به خواب

اولین بارت که دیدم با خودم گفتم: " اَنی!
یارِ لالا! مقبولیِ اِی که تیره از حساب"

پیش من باشی سراپا هی نگاهت می‌کنم
تا مبادا بشکنی با اشتباهی ای حباب!

گل که می‌خندی لبانت ساقیِ مستی‌ست که -
لرز دارد می‌خورد در دست او جام شراب

هیچ‌ توفیری ندارد فتنه بر پا می‌کند
گیسوان در روسری یا احتمالا بی‌حجاب

بعدِ مدت‌ها که ره گم کرده‌ای از دل به چشم
خیر باشد حضرت بانو! کجا با این شتاب؟

سال‌ها نالیدم و از من بخاری برنخاست
ای فدای مادرم با این چنین یک انتخاب
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
1
بیدارم و هی بوسه‌...تو گویی که شبی نیست
شیرین‌تر از این لب به خدا هیچ لبی‌ نیست

حسرت‌کش یک عمرم و معذور بدارید
رک‌گفتن من دالِّ بر بی‌ادبی نیست

گیسوی به‌هم‌ریخته تا حال بلندست
معشوقه‌ی من اهل تجددطلبی نیست

لبخندزنان عشق دوانیده به رگ‌هام
چیزی که در اعجاز مسیحای نبی نیست 

موها شب و رخ ماه و دوتا پلک ستاره
آیا خود این معنی نیکونسبی نیست؟

تنها به من افتاده چنین قرعه‌ی فالی
هر اسب که از نسل اصیل عربی نیست

خورده‌ست به هم سنت خط‌های موازی
بین من و او فاصله اکنون وجبی نیست

#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
1
پای لنگ‌ما که باشد سنگ بسیارست نیست؟
این خیابان زمان دیوانه آزارست نیست؟

کاروان‌ها چشم‌هاشان را به چاهی دوختند
برده‌داری صنعت خوبی به بازارست نیست؟

تیغ‌ها تنها برای مرد صیقل خورده‌اند
هر وجب خواجه بهاءالدین تخارست نیست؟

آرزو چون خانه‌ای بعد از وقوع زلزله
زندگی حالا شبیه کوه آوارست نیست؟

چند کشته...چند زخمی...انفجاری هولناک...
فعل مردن سر خط هر روز اخبارست نیست؟

باز هم تکرار تاریخ اتفاق افتاده‌است
خائنی در خوابگاه نادرافشارست نیست؟

حکم گرگ پیر را دارد وطن این روزها
در گذر از چله‌های سرد ناچارست نیست؟
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
اوراد شب و دعای روزم باشی
یک مشت هجا منم عروضم باشی

می‌میرم و شعرست فقط میراثم
ای کاش تو هم ذَوِی الفروضم باشی
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
تا کی بِنَشست و آب در هاون کوفت؟
سنگی به سر از حسرت این میهن کوفت
این مرد کهن گاو نری می‌خواهد
با ماچه‌خران نمی‌توان خرمن کوفت
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
👍3
پس از پیمودن رمضانی که سفره‌ی افطار و سحری‌اش بوی باروت و خون می‌داد اینک به عیدی رسیدیم که به نظر می‌رسد آرامشی نسبی خواهد داشت. با آرزوی صلحی دایمی و سراسری و خفتن صدای منحوس تفنگی که جز سینه‌ی برادر را نشانه نمی‌گیرد؛ عید را بر شما هم‌راهان گران‌ارج تبریک باد گفته و روزهای شادی را برای‌تان خواهانم.
با عرض حرمت و درود
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
بس بلندست‌ که از کله کلاه اندازد
حسرت دید پلنگی که به ماه اندازد

بدرآوردنش از عهده‌ی دل بیرون‌ست
عشق سنگی‌ست که دیوانه به چاه اندازد

من خودم تجربه دارم اثرش می‌ماند
روی آیینه لب سرخ که آه اندازد

مثل یک میز قمارست خطر باید کرد
آدمی خوب به دنیا که نگاه اندازد

بین جمعی که به دست همگی نارنج‌ست
عشق دعوت شده تا فتنه به راه اندازد

مثَل دادن دل چیست جز از این که کسی
سوزنی را وسط خرمن کاه اندازد

آخر عشق اگر طبق روایات شماست
یک نفر کاش مرا نیز به چاه اندازد
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
1
در آستانه‌ی یک‌سالگی نبودنش:
جویا شوم از هر نفرت می‌گرید
شهری به خدا پشت سرت می‌گرید

هر جمعه چنان تکیه‌ی حنّانه
در سوگ فراق، منبرت می‌گرید
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
بر هر وجبش ببین فشنگ افتاده
امضای پلشت یک تفنگ افتاده
دریا نشدی حد اقل سطل که باش
در کشور تو آتش جنگ افتاده
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami