چرا به خودم افتخار نكنم؟
من هميشه مشغول بودم
نه مشغول ديگران
مشغول به خودم، زندگيم و ايندم...
من هميشه مشغول بودم
نه مشغول ديگران
مشغول به خودم، زندگيم و ايندم...
انقدر دلم برات تنگ شده که پتانسیل این رو دارم وقتی دیدمت اندازه یک سال باهات حرف بزنم، یه ماه فقط بوت کنم، یک هفته فقط نگاهت کنم، یک روز تمام بوست کنم و بعدش برای بقیه عمرم از تو بغلت تکون نخورم.
دوست ندارم حتی ازت متنفر نیستم، راستش رو بخوای دیگه بهت هیچ حسی ندارم و فکر کنم این با مرگ نباید برات هیچ فرقی داشته باشه.
راستش، من برای نجات پیدا کردن خیلی وقتها به اتفاق بزرگی احتیاج نداره. گاهی یه آسمون ابری، بوی خاک خیس و صدای بارون روی پنجره کافیه تا چیزی که زیر خستگیها کمرنگ شده بود، دوباره توی وجودم روشن بشه.
ممکنه یه روز به عقب نگاه کنیم و ببینیم توی تمام اون مدت که منتظر بودیم شرایط بهتر بشه، روزهایی هم وجود داشتن که میتونستیم توشون خوشحال باشیم؛ نه خوشحالیهای بزرگ و فراموشنشدنی، بلکه همین خوشحالیهای کوچولو که شاید حتی کسی جز خودمون متوجهشون نشه.
🅘'🅜 🅑🅐🅓
ʙᴜᴛ ɪᴛ sᴇᴇᴍs ʏᴏᴜ sᴛɪʟʟ
ᴛʜɪɴᴋ ᴀʙᴏᴜᴛ ᴍᴇ
منبد ولیخوبدرگیرهمایی...!
🅘'🅜 🅑🅐🅓
ʙᴜᴛ ɪᴛ sᴇᴇᴍs ʏᴏᴜ sᴛɪʟʟ
ᴛʜɪɴᴋ ᴀʙᴏᴜᴛ ᴍᴇ
منبد ولیخوبدرگیرهمایی...!
• زیبایِ بی چون و چرا، هرگز نفهمیدی
تنها دلیلِ خوب این دنیایِ بد بودی!♥️
• زیبایِ بی چون و چرا، هرگز نفهمیدی
تنها دلیلِ خوب این دنیایِ بد بودی!♥️
واقعا بدترین کاری که میتونید با من بکنید اینه که ناامیدم کنید، عصبانی و ناراحت نه، ناامید، وقتی از کسی ناامید میشم یه چراغی که تو دلم واسهاش روشن کردم خاموش میشه و یه بخشی از قلب منم تاریک میشه.
واقعا دوست دارم یکی رو عمیقا دوست داشته باشم، باهاش راحت باشم، هر چی اذیتم میکنه بهش بگم، پیشش آروم بگیرم و قلقم رو بلد باشه، خودم رو پیشش سانسور نکنم، هر چقدر خواستم و تونستم بهش ابراز علاقه کنم و نگران هیچی هم نباشم.
PEOPLE FUCK YOUR FEELINGS
AND COMPLAIN ABOUT UR
𝗛𝗘𝗔𝗥𝗧𝗟𝗘𝗦𝗦𝗡𝗘𝗦𝗦
آدَما احساستو میکُشن
و بعد ناله میکنن از
سَنگدلیت ..!
PEOPLE FUCK YOUR FEELINGS
AND COMPLAIN ABOUT UR
𝗛𝗘𝗔𝗥𝗧𝗟𝗘𝗦𝗦𝗡𝗘𝗦𝗦
آدَما احساستو میکُشن
و بعد ناله میکنن از
سَنگدلیت ..!
از آدمهایی که اگه متوجه بشن ذهنت درگیره، پیگیری میکنن تا گرههای ذهنت رو باز کنن واقعا خوشم میاد.
اینهایی که میگن انقدر فکر و خیال نکن، خودت رو داغون میکنی نمیدونن اگه دست خودم بود و میتونستم کنترلش کنم هیچوقت به هیچی فکر نمیکردم، کاش میفهمیدن اورثینک عمدی نیست.
دیگه جونم قد نمیده برای غصههای آدمهای دنیا، حتی غصههای کوچیک خودم هم برام سنگین شدن، چه برسه به غمهای بزرگ و دور، بعضی وقتها ما بیاحساس نمیشیم، فقط دیگه ظرفیت قلبمون تموم میشه.