قطعات پازل فکر
5 subscribers
8 photos
1 video
شخصیت ما مثل یک پازله که هر تکه از اون رو یک تجربه میسازه
Download Telegram
یه زمانی یه رییسی داشتیم که چند وقت یکبار هوس میکرد به زیردستانش یه گوشمالی بده و به نحوی اذیتشون کنه.... اون ایام من خیلی تحت فشار و استرس مسیر خونه تا سرکار رو طی میکردم و توی راه خدا خدا میکردم که امروز برایم مشکلی پیش نیاد..... اینطوری بود که متوجه شدم دیگه از شروع شدن یک روز تازه لذت نمیبرم..... یه بار یکی بهم گفت چرا خودت به استقبال ناراحتی میری؟ صبح که از خواب بیدار میشی به اون رییس فکر نکن.... این جوری شد که دیگه صبح ها با خوشحالی بیدار میشدم و بابت شروع یک روز تازه خدا رو شکر میکردم، تا محل کار خندان و سرحال میرفتم..... به طرز عجیبی دیگه رییس کاری به کار من نداشت....


اگر مدتیه از شروع یک روز تازه لذت نمیبرید، با خودتون فکر کنید که نباید به استقبال غصه رفت..... حیف روزهای قشنگ زندگی نیست؟!......

صبح رو با لبخند به دنیای قشنگ شروع کنید☀️🌈

صبح بخیر💐

@mind_puzzle_pieces
تاحالا شده متهم بشید به داشتن نگاه منفی گرایانه یا بدبین بودن نسبت به اطرافیان؟!
چقدر خودتون قبولش دارید؟
اصلا چی میشه که آدم به دنیا و آدمهاش بدبین میشه؟
آیا این طرز نگاه یه مشکل روحیه یا یک واکنش طبیعی به رفتارهای ناراحت کننده ی آدمها؟!

@mind_puzzle_pieces
جامعه ما شامل این 4 دسته می باشد:

اول: آن عده که همیشه راه را خودشان پیدا میکنند و دنباله روی کسی نیستند و همیشه سوار بر سرنوشت خود هستند و همواره اوضاع و احوال کار و زندگیشان تحت کنترل خودشان است، مصداق آن: “آنکس که بداند و بداند که بداند // اسب خرد از گنبد گردان بجهاند”

دوم: آن دسته از آدمهایی که همیشه منتظر یک تلنگر هستند، ولی به محض اینکه متوجه شدند بقیه راه را میتوانند خودشان پیدا و آنرا طی کنند که: “آنکس که بداند و نداند که بداند // بیدارش نمایید که بس خفته نماند”

سوم: عده دیگر کسانی هستند که احتیاج به راهنمایی دارند، انتقادپذیر هستند و هیچگونه ادعایی هم نسبت به کاری یا کسی یا چیزی ندارند و به آرام آرام کارشان را پیش برده اند که این بیت از شعر در مورد آنها صدق میکند: “آنکس که نداند و بداند که نداند // لنگان خرک خویش به منزل برساند”

چهارم: کسانی هستند که انتقادپذیر نیستند و همواره حرف، حرف خودشان است و خود را عقل کل میدانند و هیچگاه به پوچی و توخالی بودن خود پی نخواهند برد. این افراد معمولاً در مقابل هر تغییری مقاومت میکنند. و آخرین بیت از شعر هم شامل این دسته میشود: “آنکس که نداند و نداند که نداند // در جهل مرکب ابد الدهر بماند”

کسی که خواب است را میشود بیدار کرد، کسی که خودش را به خواب زده را نمیشود بیدار کرد. حال دوستان، ما جزو کدام دسته قرار داریم؟
#نوشته_های_دیگران
یک زن از مردش چه میخواهد؟!
دادن حس امنیت بزرگترین هدیه ایست که مرد میتواند به همسرش بدهد....
حس پشتیبان داشتن در هر موقعیتی, آرامشی به زن تزریق میکند که سود اون به خود مرد میرسد....
@mind_puzzle_pieces
به نظر من، زندگی ما هر از چند گاهی دچار مواجهه با مسائلی می شود که اون مسائل نقاط عطف زندگی ما رو تشکیل می دهند و عموما باعث می شوند تغییرات قابل ملاحظه ای در شخصیت، طرز فکر، طرز برخورد، مسیر زندگی و حالات روحی ما رخ بدهد....

مثلا آشنایی با یک دوست جدید یا استادی که شخصیت و طرز فکرش ما رو تحت تاثیر قرار میدهد و ما احساس میکنیم آدم سابق نیستیم..... حتی شاید برای یادآوری افکار قبلیمون به خودمان فشار بیاوریم..... مثال معروفی از این نوع آشنایی، ملاقات شمس با مولاناست...... حتما ما هم با شمس هایی در زندگیمون مواجه شدیم که توی بعضی زمینه ها در ما انقلابی به راه انداخته اند......
اما برعکس این قضیه هم میتواند به وقوع بپیوندد....... اصطلاح دوست ناباب برای همین وقت هاست...... گاهی منفی نگری یکی از تازه واردها همه ی تمرکز و مثبت اندیشی ما رو تحت شعاع قرار میده.....

وقایع تاثیر گذار دیگری هم وجود دارند...... گاهی دلی از ما شکسته می شود که دیگه با هیچ چسبی نمی چسبد...... گاهی یک جمله یا یک تعریف محبت آمیز اعتماد به نفس و پالس مثبتی ساطع می کند که انرژی اش تا سالیان سال با ما همراه است.....

موفقیت ها و شکست ها هم معمولا نقطه عطف های ما هستند و بسته به اهمیت اون ها دامنه ی حالت های روحی و شخصیتی ما تغییر میکند.....
مثلا پاس نکردن یک درس در دانشگاه می تواند بر حسب مورد روی انسان ها تاثیر مثبت و یا منفی بگذارد..... شاید یکی روحیه اش را از دست بدهد و تا آخر اون مقطع انگیزه اش را از دست بدهد و فرد دیگری انگیزه مضاعفی به دست بیاورد تا بقیه دروس را با نمرات بالایی بگذراند تا به خودش ثابت کند که آن یک اتفاق نادر بوده و در صدد جبران آن برآید......

پس شاید این ماییم که تصمیم میگیریم از هر رویداد چه بهره ای ببریم.....
@mind_puzzle_pieces
تا حالا به این فکر کردید که نقاط عطف زندگی شما کجا بوده؟!

تا حالا نقطه عطف زندگی کسی بوده اید؟! در جهت مثبت یا منفی؟

و در پایان.....
چه خوب است که همواره تلاشمان بر این باشد که با تعریف و تمجید و حمایت معنوی از دیگران سبب تغییر مسیر زندگی آنها در جهت مثبت بشویم.....
@mind_puzzle_pieces
وقتی یک نفر به ناحق توی کار ما اختلال ایجاد میکنه و با ما دشمنی میکنه، باید توی ذهن ما جرقه ای زده بشه.....
اون فرد نقطه قوت ما رو زودتر و بهتر از خودمون پیدا کرده.....
اون میخواد مسیر موفقیت ما رو از ابتدا ببنده، چون میدونه ما اونقدر توانایی های بالقوه داریم که اگر بهمون مجالی داده بشه، پله های موفقیت رو چندتا چندتا طی میکنیم....
@mind_puzzle_pieces
این مخالف و اذیت اونها نشون میده که ما راه رو درست انتخاب کردیم.....
برو که بریم.....

@mind_puzzle_pieces
نمیدونم اگر پای اعتقاداتم ایستادگی نکنم، چطور میتونم با وجدان خودم کنار بیام.....
#ستیغ_هکسا

هیچی بدتر از این نیست که خط قرمز یا اعتقاداتت رو حتی فقط برای یک بار زیر پا بذاری.... بعدش آدم می مونه و عذاب وجدانش که مثل خوره میفته به جونش و از این به بعد هر وقت بخواد منم منم کنه و از چارچوب زندگیش بگه، خودش از درون میدونه که این ها بُلُفی بیش نیست و خود اون با این همه ادعا توی همون زمینه ضعیف عمل کرده.....
بیاید هیچ وقت خط قرمزمون رو رد نکنیم....

@mind_puzzle_pieces
برای خودمون ارزش و احترام قائل باشیم....
@mind_puzzle_pieces
دوست خوب کیه؟!
اصلا آیا ما دوست خوبی هستیم که انتظار داریم دیگران دوست خوبی برای ما باشند؟
پیدا کردن دوست خوب و همیشگی خیلی کار سختیه....
افرادی که در اطرافمون هستند هر کدوم به دلیلی اون آدمی نیستند که ما دنبالش هستیم....
اختلافِ سلیقه، اختلافِ سنی، اختلافِ عقیده و بسیاری اختلافات اینچنینی باعث میشه نتونیم ارتباط دائمیِ لازم رو برقرار کنیم....
گاهی هم دل به یک دوست میبندیم و ناگهان با چیزی روبرو میشویم که مطلوب ما نیست و اینجوریه که دلزده میشویم....
البته آدم ها هم مثل سابق توی دوستی هاشون یک رنگ و صادق نیستند....
همین میشه که توی دنیای مدرن امروز با وجود خیلِ عظیمی از فرندهای اینستاگرامی و تلگرامی، فقدان یک دوستِ مطلوب که حرف هم رو بفهمیم و از مُصاحبت طولانی مدت با هم لذت ببریم، شدیداََ احساس میشه....
@mind_puzzle_pieces
به شهر می نگرم....
چراغ ها، ساختمان ها، کوچه ها، محله ها و سرانجام انسان ها و داستان ها....
شهر پر است از انسانهایی که هر کدامشان عزیزانی دارند، دلبستگی هایی دارند، مشکلاتی دارند، بغض هایی دارند، دلخوشی هایی دارند، و من...... من هم یکی از آن ها هستم.....
ما، همه با هم، در کنار هم، ولی بی توجه به هم در شهر زندگی می کنیم.....

@mind_puzzle_pieces
یه روزی میاد که.....


دیدی گاهی با یه آدم توی یه مسیر قرار میگیری و اوضاع جوری که میخوای پیش نمیره؟

از کجا معلوم.....

شاید یه روزی اومد که شما دوتا توی یه موقعیت دیگه، یه جای دیگه، یه جور دیگه دوباره در کنار هم قرار گرفتید.....

یه جور بهتری.....
@mind_puzzle_pieces
یه روز صبحِ پنجشنبه ی پاییزی چشمم رو که باز کردم، بهش گفتم بیا بریم محله دوران کودکیم.....
نمیدونم چرا دلم یهو برای اونجا تنگ شده بود..... حدودا" ۴ بعدازظهر رسیدیم اون حوالی..... سراغ چندتا از دوستای قدیمیمو گرفتم و ملاقاتشون کردم...... خیابون های اون اطراف رو گز کردم..... هوا داشت تاریک میشد که به خونه دوران کودکیم رسیدیم.... جلو درِ اون خونه که ایستادم انقلابی در درون من رخ داد..... اتفاقی که باعث شده الان بعد از گذشت چندین ماه بارها و بارها اون خونه و محله رو توی خواب ببینم..... خونه ی سه طبقه ی ما به ۱.۵ طبقه کاهش پیدا کرده بود..... نصف ساختمان رو تخریب کرده بودند و مشخص بود که به زودی ساختمان جدیدی جایگزین اون خواهد شد.... جلوی ساختمون خشکم زد.... انگار همیشه خیالم راحت بود که خونه کودکی من سرجاشه.....ولی حالا میدیدم که اون جا بخشی از روح منه که تخریب شده.....

خانه ها مقدسند ..... ساختمان ها مقدسند..... زمان ها مقدسند..... اونها بخشی از وجود ما هستند.... اونها بخشی از #قطعات_پازل_فکر ما رو میسازند....

@mind_puzzle_pieces
در دوران دانشجویی یکی از دوستانم که دختری بسیار خوش ذات و مثبت اندیش بود، مدتی توسط تعدادی از دوستان دیگر دست انداخته میشد و من از این موضوع ناراحت بودم..... روزی دوستم رو تنها گیر آوردم و برایش توضیح دادم که نیت سایرین از شوخی و مصاحبه با تو خیر نیست و بیشتر تمایل دارند تا تو را مضحکه خود کنند..... این دوستم که با همان سن کمش برای من بمانند فیلسوف می ماند جوابی داد که هنوز هم نتوانسته ام کاملا هضمش کنم..... دوستم گفت: میدونم اونها نیتشون خیر نیست ولی اصلا و عمدا" نمیخواهم این موضوع رو متوجه بشوم......




راست میگفت...... چرا ما اصرار داریم از همه چیز سر دربیاوریم..... چرا اصرار داریم بدانیم پشت سرمان چه حرفی زده می شود....... چرا باید هدف پشت همه ی حرفای دیگران را کشف کنیم..... چرا باید بدجنسی دیگران رو درک کنیم....... چرا با این کارها آرامش خودمان را بر هم بزنیم؟!.........


ادامه دارد.....
@mind_puzzle_pieces
داشتم میگفتم که اصلا چرا باید دنبال این باشیم که با توجه کردن به خصوصیاتِ شخصیتیِ منفیِ اطرافیانمون خودمون رو ناراحت کنیم.....
حالا از یک جنبه ی دیگه به قضیه نگاه میکنم.....
اصلا چرا باید با اشاره کردن به رفتارهای غلط دیگران، نزدیکانمون رو ناراحت کنیم؟!...... گاهی "با قصد خیرخواهی یا با نیت آگاه کردن نزدیکانمون از مسائل منفی پشت پرده و یا حتی با یادآوری حقوق تضییع شده شون" به اونها رنج و استرس وارد میکنیم...... همه ی اینها هم به خاطر اینه که فکر میکنیم این راهیه که باید اونها رو به اون هدایت کنیم...... در حالی که گاهی "آگاهی" چیزی جز غم و اندوه و حسرت نصیب آدم نمیکنه..... خیلی وقت ها "بی اطلاعی" سبب آرامش روحی بیشتره.....
@mind_puzzle_pieces
این متن رو دو سال پیش در چنین ایامی نوشتم:
@mind_puzzle_pieces

این روزها که ایام تاسوعا و عاشوراست تمرکزم رو روی عزاداری های مردم و اعتقاداتشون معطوف کردم.... بررسی میکنم ببینم چی توی فکرشون میگذره.... این ایام روشون چه تاثیری میذاره..... خودمو جاشون میذارم.... گاهی انتقاد میکنم.... گاهی تحسین....

به نظر من اگر این سوگواری ها باعث بشه معرفتمون نسبت به خدا و بشریت بیشتر بشه، خوبه.....

مثلا خیلی از مردم توی این ایام برای جلب توجه توی فامیل و آشنا در دسته ها و حسینیه ها فعالیت میکنند...

بعضی ها میخوان ارادتشون رو به امام حسین نشون بدهند و بعد با غرور یک سال زندگی کنند که "من از مقربین درگاه امام حسینم" و بعد دست به هر گناهی که زدند بگن که خدا میبخشه......

بعضیا از سر عادت توی این مراسم هستندـ اینها از بچگی عادت داشتند که توی همچین برنامه هایی باشن و اگر حضور پیدا نکنند، عذاب وجدان میگیرن یا احساس میکنند ترک عادت کرده اند، یا اینکه میترسند عذابی گردنشونو بگیره......

یه عده کثیری هم هستند که صرفا این ایام براشون مثل یه کارناواله و به عنوان یه مراسم هیجان انگیز که همه شهر رو درگیر خودش کرده بهش نگاه می کنند و برای این ایام ذوق و شوق خاص خودشونو دارند....

دسته ای هم هستند که هیچ علاقه ای به این جور مراسم ندارند و به نظرشون کار مسخره ای میاد و هیچ درکی از این ایام ندارند و حتی حرص میخورن که چقدر سر و صدا، چقدر ترافیک، چقدر اسراف و غیره....

یه بخشی از مردم هم ارادت و علاقه خاصی به امام حسین و یارانش و این سوگواری ها دارند و برای تهذیب نفس ازش استفاده می کنند و تلاش میکنند که شناختشون رو نسبت به خصوصیات امام حسین بیشتر کنند و با آگاهی جلو میرن....

یه گروهی از مردم هم با عزاداری بیشتر در تلاشن که غم ها و غصه های خودشونو فراموش کنند.... یا دنبال این هستند که حاجت هاشون رو بگیرن، مریض دارند، بی کار دارند، مشکل دارند......


همه این آدم ها رو توی این چند روز به نحوی باهاشون روبرو شدم.... بهشون نگاه کردم..... خود من تا به حال بر حسب روحیاتم توی گروه های مختلف دسته بندی فوق قرار گرفته ام.....

در نهایت با وجود انتقادهای فراوانی که به این مراسم دارم در خصوص نحوه برگزاری این مراسم، سر و صدای زیادش، نرسیدن نذری ها به دست نیازمندان، خالصانه نبودن نذری ها، بستن خیابان ها، مداحی های غیرخالصانه، معضلاتی فراوانی که ناشی از بی فرهنگی مردم هستش مثل ریختن زباله ها روی زمین، حرص زدن مردم برای گرفتن نذری بیشتر، عدم رعایت حقوق دیگران و صف و غیره و غیره، فکر میکنم این مراسم می تونه فرصت خوبی برای پاک سازی روح باشه..... بین این همه انسان که به دلایل مختلف درگیر این مراسم هستند، حتما تعدادی هم تحت تاثیر معرفت افراد خاصی مثل امام حسین و یارانش که با ظلم و منفعت طلبی مبارزه کردند می روند و آدم بهتری میشن..... شاید اگر روی مفاهیم فلسفی این موضوع و البته فرهنگ مردم کار بشه، اگر روی مفاهیمی مثل دوری از ریا، دروغ و خودنمایی، رعایت کردن حق دیگران، حمایت از مظلوم و محروم، دوری جستن از خرافه، نظافت شهری و سایر موارد ارزشمند دیگه هم در کنار مفاهیم همکاری، بخشش و شهادت تاکید بشه و آموزش داده بشه، به مرور جامعه بهتری خواهیم داشت و میشه از این ایام بهره بیشتری برد.....

امسال نگاهم به آدم ها جوری بود که از دستشون حرص نمیخوردم، بیشتر تلاش میکردم درکشون کنم و براشون دعا کنم تا از سختی هایی که باهاش مواجه هستند رها بشن.... حس خوبی داشتم که میدیدم این همه آدم درگیر این مراسمن.... همش فکر میکردم ببینم کیا احتمالا بعد از این مراسم آدم های بهتری شده اند.... حتی اگر همین چند روز هم دست از اعمال نامناسبشون برداشتند، هم بازم ارزشمنده، چه برسه به اینکه خوششون بیاد و واقعا اون اعمال رو ترک هم بکنند..... شاید همین عذاب وجدان ناشی از این روزها خیلی ها رو دچار تحول مثبتی بکنه.....

در این حین شاید من هم آدم بهتری بشم.....

@mind_puzzle_pieces
شما وقتی میخواهید "در غیاب کسی" او را برای دیگران توصیف کنید معمولا چه میگویید؟
بیشتر خصوصیات مثبت اون فرد رو برای دیگران تعریف میکنید یا ویژگی های منفی یا ترکیبی از هر دو؟!
دیده ام افرادی رو که صرفا از خوبی ها و صفات مثبت فرد غایب صحبت میکنند.....مثلا میگن دوستم فوق العاده خوشتیپه.... مدرک کارشناسی ارشد داره..... خانواده اش سطح مالی بالایی دارند.... پدرش رئیس فلان سازمانه..... این افراد در توصیفشان اصلا به اینکه مثلا برادرش معتاده یا از همسرش طلاق گرفته اشاره ای نمیکنند.....
چه کار خوبی میکنند..... ذهنیت نمی سازند..... خودشون رو درگیر نکات منفی فرد مورد نظر نمیکنند


کاش بتونیم فقط خوبی های دیگران رو ببینیم

@mind_puzzle_pieces
یادمه یه بار یه کارشناس فوتبال میگفت که هرگز وقتی بازی ای ۱-۱ تموم میشه، به معنی رضایت و تساوی طرفین نیست..... استدلالش هم این بود که وقتی یک تیم خودش رو برنده بازی میبینه و گل میخوره، داشته هاش رو از دست داده و طبیعتا غمگینه.....‌ ولی تیمی که بازی باخته رو به تساوی کشونده خوشحاله که از باخت فرار کرده..... پس اولی ناراحت و دومی خوشحاله.....ولی ظاهرا بازی مساویه...‌‌

هیچ وقت ۱-۱ معادل ۰-۰ نیست......
@mind_puzzle_pieces

چند بار تاحالا بازی رو ۱-۱ تموم کردید؟!
جزو گروه اول بودید یا گروه دوم؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میپسندم پاییز را....
که معافم می‌کند از پنهان کردن
دردی که در صدایم می‌پیچد
و اشکی که در نگاهم می‌چرخد ...
و به همه می‌گویم:
سرما خورده‌ام ...
@mind_puzzle_pieces

حس نویسنده متن فوق برایم بسیار ملموس است.... چرا که این روزها دلتنگم.... امان از روزهایی نمیتوانی جمله ای در وصف علت غصه دار بودنت به دیگران ارائه کنی..... آدمی چه رازها در دل دارد.....
 جویای احوالم شدی؟!.....
من پریشان‌تر از آنم که تو می‌پنداری.....
همدردی با عزاداران در ایام کرونا:

در این روزگار تلخ که تا این لحظه نزدیک صدهزار نفر از هموطنانمون به خاطر کرونا از پیش خانواده هاشون رفتند و برگزاری مراسم عزاداری امکان پذیر و معقول نیست، سوگواری و همدردی با خانواده صاحب عزا متفاوت از همیشه ست.

میخوام تجربه خودمو به عنوان یک عزادار بنویسم، شاید برای کسی که با افراد عزادار مواجه میشه مفید واقع بشه!

درگذشته رسم بوده که مراسم تدفین،سوم، هفتم، چهلم و سالگرد برگزار بشه و مسجدی برای مراجعه ی افراد جهت عرض تسلیت انتخاب بشه.

اما الان ارتباطات اغلب مجازیه و خانواده عزادار عمدتا در فضای مجازی غمشون رو بروز میدند.

اطرافیان و خانواده و دوستان به دو دسته ی دور و نزدیک تقسیم میشن:

فامیل و دوستان دور: اینها همین که لایکی کنند یا "تسلیت میگم عزیزم" بگن کفایت میکنه و ازشون انتظار بیشتری نمیره.

@mind_puzzle_pieces
اما فامیل های نسبی، سببی و دوستان نزدیک که باهاشون قاعدتا ارتباط بیشتری داریم:

این آدم ها هر چقدر از نظر خونی یا ارتباط نزدیکترن، رفتارشون روی خانواده عزادار تاثیر گذارتره..

یه سری از این افراد در سکوت محض هستند و انگار نه انگار که وجود خارجی دارند! حتی زحمت پیام دادن رو هم به خودشون ندادند!

یه سریا لطف کردند یه پیام تسلیت در اینستاگرام کامنت گذاشتند! و دیگه در افق محو شدند!

یه سریا هیچ کاری نکردند، وقتی هم جایی باهات روبرو شدند، به روی خودشون نیاوردند که تو عزیزی رو از دست دادی!که چرا؟! که مثلا چون تحمل دیدن اشکاتو ندارم!

یه سریا تماس گرفتند و حتی پیام هم دادند ولی وقتی احیانا جای دیگه ای اونها رو حضوری دیدی، دیگه باهات همدردی جدیدی نکردند! چرا؟ چون نمیخوان نبودن عزیزت رو برات یادآوری کنن!

یه سریا موقع "به اصطلاح" همدردی میگفتند: کلی جَوون مردند! باز خوبه مادرت ۵۶ سالش بوده! یا اینکه باز خوش به حال مادرت که عروسی تو رو دید! من اگر بمیرم عروسی دخترم رو نمیبینم! یا مثلا اگر گریه میکردی، میگفتند گریه نکن! بالاخره همه میمیرن!

یه سریا حضوری باهات همدردی کردند ولی چطوری؟ از دور وایساده، حتی با لبخند: "راستی تسلیت میگم فلانی جون"

جالب اینجاست که توجیه همه این افراد اینه که کروناست و داریم پروتکل رعایت میکنیم! ولی همینا مهمونیشونو میرن، سفرشونو میرن، رستوران گردی میکنند، نوزاد کوچولو رو بارها از لپش میبوسند....ولییییی خدایی نکرده لمست نمیکنند! چرا؟ چون کرونا یه بیماری پوستیه!! که اگر دستتو فشار بدن یا بازوتو لمس کنند احتمالا به همدیگه سرایت میکنه!!! یا خدایی نکرده خونه ات برای تسلیت گفتن سرنمیزنن، چون کرونا خطرناکه، باید رعایت کنیم!

یه سریا ولی متفاوتن! اینا به موقعش بهت زنگ زدند، پیام دادن، همدردی کردند، پا به پات گریه کردند، اگر تو رو دیدت بغلت کردند، تا چند وقت پیگیر احوالت بودند.....اینا خیلی کمن....خیلی

البته یه سریا هم برای عزیزت ختم مجازی گرفتند، پول به خیریه کمک کردند، پارچه نوشته فرستادند، در روزهای اول غذا درست کردند و فرستادند و نظایر اون که بر حسب رفتارشون توی دسته بندی های قبلی قرار میگیرن...

شاید بگید رفتن به بهشت زهرا سخت یا خطرناکه! دم در خونه عزادار که میتونید برید! نکنه توی خونه خودتونو حبس کردید!
یه جا نوشته بود کرونا خوب بهونه ای دست مردم داده! هرجا نمیخوان برن یا هرکیو نمیخوان ببینن، کرونا و پروتکل هاش نقششون پررنگ میشه!

حالا قبل از کرونا، همین پدر و مادر من بارها به خاطر فوت مثلا شوهر دخترعمه ی فلانی که حتی اسم طرف رو نمیدونستند، مرخصی میگرفتند و تا شهرستان های دور و نزدیک میرفتند! ولی الان از همون آشنایان هیچ خبری نیست!
@mind_puzzle_pieces

دوست و فامیل عزیز، به عنوان یک "تا ابد داغدارِ مادر" میگم که تسلیت گفتن یا نگفتن شما مادرم رو برنمیگردونه و غم ما رو سبک نمیکنه....ولی بی احترامی یا احترام شما رو نشون میده.... لیاقت شما رو برای حفظ این رابطه فامیلی یا دوستی نشون میده...

خودتونو بذارید جای اون کسانی که عزیزشون رو ناگهانی و بدون ملاقات لحظات آخر، با این مریضی سخت، بدون مراسم همدردی، بدون لمس مهربانانه ی اطرافیان، غریبانه و پر از ترس و وحشت از کرونا از دست دادند....

مرگ شتریه که در خونه همه میخوابه.....دیر یا زود.‌‌.نوبت همه میشه....

جوری رفتار کنیم که دوست داریم در زمان مقرر با ما به عنوان عزادار یا با عزیزانمون به عنوان صاحب عزا رفتار بشه...
@mind_puzzle_pieces
🌺خدايا مرا به آنچه برايم مقدر نموده اي، دل خوش بدار
@mind_puzzle_pieces

این دعا خیلی عجیبه.... دلخوش بودن به آنچه که داریم مهمترین اصل آرامشه....
 خیلی چیزها میتونن باشن ولی اونجوری نباشن که دلمون میخواد.... پول، کار، همسر، خانواده، محل زندگی، شهر، کشور، جامعه..... همه ی اینا می تونن طبق میل ما نباشن.....
کاش یا اصلا "جور دیگه ای بودن" به ذهنمون نرسه که نارضایتی از وضع فعلی اذیتمون کنه.... یا اگه به ذهنمون رسید، به همون ایده آلمون برسیم....
@mind_puzzle_pieces