حلقهٔ ادبی میم
170 subscribers
109 photos
2 videos
1 file
129 links
هنرگاه مشتاقان کلمه

اینستاگرام حلقه👇

https://www.instagram.com/mimadabi403

کانال یوتیوب حلقه 👇🏼

https://youtube.com/@halgheadabimim?si=Ui5pAf7bzeojz_Pv

راه ارتباطی 👇🏻
@marziyekhajemahmood
@MaryamKashfi
Download Telegram
آداب بازخورددادن درباره‌ی نوشته

یکی از راه‌هایی که می‌توان تأثیرگذارتر نوشت، بازخوردگرفتن و بازخورد‌دادن است. از خوشبختی ماست اگر هم‌نویسی داشته باشیم که درباره‌ی نوشته‌هامان به ما بازخورد دهد، بدون اعمال سلیقه و نگاه سطحی.
بازخورددادن آدابی دارد و نمی‌توان خیلی دم‌دستی انجامش داد. در ادامه به چند موردش اشاره می‌کنم.

۱. نقاط قوت نوشته را ببینیم. کسی که تصمیم به نوشتن می‌گیرد به‌خاطر مواجهه با کاغذ سفید اضطراب زیادی را تحمل کرده و این بسیار ارزشمند است.

۲. واضح و مشخص و با جزئیات نظر دهیم. کدام قسمت نوشته را دوست داشتیم، چرا و کدام قسمت را دوست نداشتیم و چرا؟

۳. درباره‌ی نوشته نظر دهیم و نه درباره‌ی نویسنده. نوشته از نویسنده جداست.

۴. از نویسنده درباره‌ی نوشته‌اش سوال بپرسیم تا اگر نکته‌ای را مبهم یا اشتباه نوشته، به آن آگاه‌تر شود.

✍🏼 مرضیه خواجه‌محمود


🎞ویدئوی جلسه‌ی چهاردهم وبینار واژه‌های هیپنوتیزمی

🎤صوت جلسه‌ی چهاردهم وبینار واژه‌های هیپنوتیزمی

@marziyekhajehmahmod
➡️ @mimadabi

#واژه‌های_هیپنوتیزمی
8
تغییر مرگ است.

🎬 زن و شوهرها ۱۹۹۲ | وودی آلن


➡️ @mimadabi
8👍1
حلقهٔ ادبی میم
تغییر مرگ است. 🎬 زن و شوهرها ۱۹۹۲ | وودی آلن ➡️ @mimadabi
🎊

به سلامتی ۹۰ سالگی سلطان وودی آلن و با آرزوی مرگ‌های شکوهمند و زندگی‌بخش برای او و طرفدارانش.

✌🏼🍻
4😁1🍾1
حلقهٔ ادبی میم
تغییر مرگ است. 🎬 زن و شوهرها ۱۹۹۲ | وودی آلن ➡️ @mimadabi
دیالوگ قصار می‌شود اما قصار دیالوگ نمی‌شود

گزین‌گویه فشردن مفهومی در یک جمله است که هر چه ساده‌تر و عمیق‌تر باشد ارزشمندتر است. گاهی از میان دیالوگ‌های فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها و داستان‌هایی که هوشمندانه و مطابق هدف صحنه نوشته شده‌اند گزین‌گویه‌ استخراج می‌شود. شاید این گزین‌گویه‌ها بدون جمله‌های پس و پیششان معنایی فارغ از آن چه در متن اصلی دارند بیابند و وقتی جمله را تنهایی مرور می‌کنیم آن را عمیق‌تر ببینیم.

مثلن جمله‌ی «تغییر مرگ است.» وودی آلن در فیلم «زن و شوهرها» پاسخی با این مضمون می‌گیرد که اتفاقن تغییر لازمه‌ی زنده ماندن است ولی خود جمله به تنهایی با فرم منطقی و کوتاهش، گویی اصلن در ستایش تغییر گفته شده است؛ با این مفهوم که تغییر به دشواریِ مرگ است و همه‌ی چیزهای ارزشمند حاصل تحمل دشواری‌اند. و آن قدر دور و غیر ممکن می‌نماید که تحققش تصور نمی‌شود ولی واقعی‌ترین واقعیت‌هاست. و چه کسی می‌تواند ادعا کند که هدف این استاد ساده‌نویس زیرمتن‌های پیچیده از چنین دیالوگ کوبنده‌ای فقط انتقال مفهوم اولیه‌اش در آن سکانس بوده باشد؟

فیلمنامه‌نویس دیالوگ می‌نویسد نه جمله قصار ولی همیشه تعداد محدودی از دیالوگ‌ها گزین‌گویه می‌شوند. گزینش سه کلمه از میان هزاران کلمه‌ی یک اثر از طرف مخاطب رخ می‌دهد نه نویسنده. مخاطب ناخودآگاه جمله‌ای را برمی‌دارد که ویژگی قصار را داشته باشد. یعنی فشرده و عمیق باشد. تأمل‌برانگیز و فکرشده باشد. فقط جمله‌های اصیل یک متن طولانی گزین‌گویه می‌شوند؛ یعنی جمله‌هایی که در اصل برای همان متن باشند. حاصل اندیشه‌ی نویسنده در همان متن باشند، یا به عبارتی در همان متن زاده شده باشند. به قصد اندیشیدن نوشته شده باشند نه به قصد قصار شدن. حاصل شناخت شخصیت قصه توسط نویسنده و برای خود شخصیت باشند نه حاصل تلاش نویسنده برای آذین‌بندی و سنگین کردن متن به طرزی که دیالوگ در متن مثل بادام در ظرف کشمش شود یا به اصطلاح از آن بیرون بزند.

به تفکر واداشتن مخاطب و همه‌ چیز را در سینی تقدیمش نکردن ویژگی همه‌ی آثاری است که روح پرسشگرانه‌ی فلسفه در آن‌ها دمیده است. نویسنده لازم نیست به همه چیز پاسخ دهد بلکه کار اصلی‌اش کاشتن علامت سؤال در سر مخاطب و دعوتش به اندیشیدن است. گاهی یک جمله‌ می‌تواند همه‌ی باور یا مسئله‌ی اثر را در خود بگنجاند. سپس وقتی چراغ‌های سینما روشن شد، چراغ‌های صحنه‌ی تئاتر خاموش شد یا صفحه‌ی آخر کتاب ورق خورد، مشتمان را می‌گشاییم و می‌بینیم وقتی حواسمان به اثر بوده نویسنده مروارید کف اقیانوسش را در دستمان گذاشته و تازه این‌جا کارمان با اثر می‌آغازد. این گونه برعکس آثاری که تا همیشه دغدغه‌شان در فکرمان می‌ماند ولی منشأ دغدغه را می‌فراموشیم، مسئله‌ی این آثار با شناسنامه خودشان را یادآورمان می‌شوند.

«تغییر مرگ است.» گزینه‌گویه‌ی مورعلاقه‌ام و در نگرم غایت فشردن مفهوم در واژه‌هاست. آن هم چنین باور سازنده‌ای که آن را تکامل‌یافته‌ی جمله‌ی مایکل کرایتون در کتاب «پارک ژوراسیک» می‌دانم:

«همه‌ی تغییرات بزرگ مثل مرگ هستند. تا وقتی در آن نباشی نمی‌توانی آن طرفش را ببینی.» و چرا زیباتر نه؟ «تغییر مرگ است.»

شما هم اگر مرواریدی دارید رو کنید.


✍🏻 مریم نانکلی


➡️@mimadabi
5
خوش‌باوری، شاید! آسانگیری، شاید. امید گمانی، شاید. امید فزون از اندازه. امیدی که بس هلاک‌کننده‌تر است از نومیدی.


📚 کلیدر | محمود دولت‌آبادی

📸 آلن شالر

➡️@mimadabi
8
شباهت یا تناقض؟

داستان «من دختر نیستم*» قصه‌ی دو زن است. زنی روشنفکر در حال نوشتن متن سخنرانی و کلثوم، کارگری که در خانه‌اش کار می‌کند.

کلثوم مثل اغلب زن‌های قدیمی و سنتی در کودکی به اجبار با مردی غریبه ازدواج کرده. وقتی به ازدواج اعتراض می‌کند او را از انگ دختر نبودن می‌ترسانند و به سکوت دعوتش می‌کنند.

زن روشنفکر از مردی که به سلیقه‌ی مادرش با او ازدواج کرده جدا شده و مستقل زندگی می‌کند. مادر از زندگی او راضی نیست و می‌خاهد دخترش عاقلانه رفتار کند. زن همچنان پس از طلاقْ خود را از نگاه مادرش می‌نگرد و به باورهای خود مشکوک است. او هم به نوعی دیگر از دختر نبودن خود می‌هراسد و گاهی می‌پندارد دختر بودن یعنی همان که مادرش انتظار دارد.

زن جوان برعکس کلثوم توانسته در فضای مدرن خود را از اشتباهش برهاند و جوانی‌اش را نجات دهد.

دو شخصیت با این همه فاصله چنین شباهت مهمی با هم دارند و هیچ‌کدام نتوانسته‌اند آزادانه مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی‌شان را بگیرند. همچنین هر دو مادرند. پایبند و مسئولیت‌پذیر.

آن‌ها جدا از تفاوت‌های ظاهری و فرهنگی تفاوت‌های اخلاقی با هم دارند‌. این تفاوت‌ها از مرز ظاهر عبور می‌کند و درون شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. مثلن اول تصویری ناآشنا می‌بینیم که زنی روستایی ماهرانه قهوه درست می‌کند و در ادامه زن روشنفکر از او درخاست فال قهوه می‌کند و معلوم می‌شود او دچار استیصال است و به خاطرش به خرافات متوسل می‌شود؛ ولی در مقابل آرامش درونی کلثوم را می‌بینیم که می‌گوید به فال بی‌اعتقاد است.

در این داستان قصه‌ی زندگی این دو زن به صورت موازی روایت شده که مخاطب در ظاهر دو شخصیت کاملن متفاوت می‌بیند؛ ولی با شخصیت‌پردازی دقیق نویسنده با نمایش اعمال ریز و درشت‌ شخصیت‌ها به تفاوت‌ها و شباهت‌هایشان پی می‌بریم. نویسنده با این روش توانسته به خوبی اجبارهای درونی و بیرونی فرهنگی و تأثیر منفی آن‌ها در زندگی سنتی و مدرن بشر را نشان دهد.


✍🏼 مریم نانکلی


* داستان «من دختر نیستم». شیوا ارسطویی.



🎞️ ویدیوی جلسه‌ی پانزدهم وبینار قصه‌نویسی

🎤 صوت جلسه‌ی پانزدهم وبینار قصه‌نویسی



@maryamnankali1
➡️ @mimadabi

#قصه_نویسی
10
گزاره‌ای اصلاً نا‌تمام
و تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامَش نمی‌کند
در التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوند
کتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شوند
دست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانند
و سارهایی که از درخت‌ها می‌پرند
درخت‌هایی که دار می‌شوند
دهان‌هایی که کج می‌شوند
زبان‌هایی که لال‌مانی می‌گیرند
صدای گُنگ و چشم‌انداز گُنگ و خواب گُنگ
و همهمه
که می‌انبوهد
می‌ترکد
رؤیا که تکه‌تکه می‌پراکند
دانشگاهی که حل می‌شود در زندانی و چشم‌اندازی که از هم می‌پاشد
خوابی که می‌شِکَند در چشم و
چشم که میخ می‌شود در نقطه‌ای و نقطه
که می‌ماند مَنگ در گوشه‌ای از کاسهٔ سَر که همچنان غلت می‌خورد
غلت می‌خورد
غلت می‌خورد

📚 بی‌خوابی | مجموعه شعر وزن دنیا | محمد مختاری

📸 آذر شریعت‌رضوی، مصطفا بزرگ‌نیا، احمد قندچی – ۱۶ آذر ۱۳۳۲ – دانشکده‌ٔ فنی، دانشگاه تهران، تهران | مجموعه عکس«به روایت یک شاهد عینی» | اثرِ آزاده اخلاقی


➡️ @mimadabi

#روز_دانشجو
8
می‌دونستی سوسک‌ها از آدم‌ها خوشبخت‌ترند؟
نه مریض می‌شوند، نه پاهایشان را باندپیچی می‌کنند، نه مدرسه دارند، نه صف شیر و نان تافتون دارند، نه برای عروسی باید «آقا» از محضر بیاورند، نه پول خرج خونه بدهند، و نه برای مرده‌هایشان مراسم...

کشته‌ی عشق | اسماعیل فصیح

➡️ @mimadabi

#اسماعیل_فصیح
5😁4
نکات کلیدی برای رشد حرفه‌ای فریلنسرها

تخصص + ارتباطات: نقشه راه یک صفحه‌ای رشد فریلنسرها


۱. گواهینامه‌ها و مدارک تخصصی
بازار فریلنسری امروز بر پایه‌ی تخصص و اعتبار می‌چرخد.
کسب گواهینامه‌های معتبر در زمینه‌هایی مثل سئو، تولید محتوا یا نویسندگی فنی باعث «اعتماد مشتری، افزایش نرخ پروژه و تمایز از رقبا» می‌شود.

سه اصل در انتخاب دوره‌ها:
- تحقیق درباره نیاز بازار
- انتخاب مدارک معتبر و کاربردی
- تعهد به تکمیل و به‌روزرسانی مهارت‌ها

---

۲. کنفرانس‌ها و رویدادهای تخصصی
حضور در رویدادها فرصتی است برای «شبکه‌سازی، یادگیری از منبع اصلی و الهام حرفه‌ای».

برای نتیجه بهتر:
- رویداد را هوشمند انتخاب کن
- هدف و ابزار معرفی حرفه‌ای داشته باش
- فعالانه تعامل کن و پس از پایان ارتباط را حفظ کن


ترکیب «مدارک تخصصی» و «شبکه‌سازی هدفمند» مسیر دید‌پذیری و رشد پایدار فریلنسر را می‌سازد.

✍🏼 هما احمدی طباطبائی


🎞️ ویدئوی جلسه‌ی پانزدهم وبینار از صفر تا فریلنسر

🎤 صوت جلسه‌ی پانزدهم وبینار از صفر تا فریلنسر

@homaatabatabaei
➡️ @mimadabi

#از_صفر_تا_فریلنسر
6
حقیقت همان جاییست که شما پیدایش می‌کنید.
صندلی‌ها | اوژن یونسکو

➡️ @mimadabi

#اوژن_یونسکو
8
در دی ۴۰۴ چه می‌خوانیم؟
چه می‌بینیم؟
چه می‌شنویم؟

ما حلقوی‌ها قصد داریم سراغ این‌ها برویم:

📖برای شاخص‌خوانی: آثار اسماعیل فصیح

🎭در نمایشنامه: با هارولد پینتر همراه می‌شویم.

🎬و به تماشای سینمای: وودی آلن می‌نشینیم.

در دو بخش تکمیلی هم می‌رویم سراغ:
-توسعه فردی: راس هریس
-موسیقی کلاسیک: چایکوفسکی

🔔اگر در طول این ماه سراغ هرکدام از این‌ها رفتید، می‌توانید تجربه‌ی خودتان را در پاتوق ما 👇به اشتراک بگذارید.

@mimpatogh

شما چه پیشنهادهایی برای خواندن و دیدن و شنیدن دارید؟

➡️ @mimadabi

#پیشنهاد_ماه
9
چه وقت ما از گذشته رها می‌شویم؟ تا کی زخم‌های خود را با خود به هر جا می‌بریم؟ چه سالی در کدام شهر تابوت عقده و زخمه‌های دیروز از دوشمان برداشته خواهد شد؟

شراب خام | اسماعیل فصیح


➡️ @mimadabi

#اسماعیل_فصیح
💔6
ما در کنترل همه چیز در این دنیا نیستیم. چیزها اتفاق می‌افتند. همیشه افتاده‌اند. در آینده هم خواهند افتاد. این زندگی است.


ثریا در اغما | اسماعیل فصیح


➡️ @mimadabi

#اسماعیل_فصیح
6
مزخرفات فارسی
نگاهی صمیمی به آشفتگی‌های زبان ما



کتاب مزخرفات فارسی از رضا شکراللهی با نگاهی ریزبین و صمیمی، آشفتگی‌های ریز و درشتِ زبان روزمره‌ی ما را نشان می‌دهد؛ چیزهایی که شاید هر روز از کنارشان رد می‌شویم اما آرام‌آرام شکل فارسیِ امروز را به‌هم می‌زنند.

در بخش‌هایی مثل «گردن نازک زبان مادری» رابطه‌ی عجیب ما با فارسی دیده می‌شود؛ این‌که چطور زبان مادری را دوست داریم، اما هم‌زمان با بی‌دقتی و شتاب با آن رفتار می‌کنیم. گاهی برای «زیباتر شدن» نوشته، سراغ کلمه‌های سنگین و بی‌مصرف می‌رویم و اصلِ معنا را فراموش می‌کنیم.

بحث هکسره و غلط‌های کوچک اما تاثیرگذار هم از نکته‌های مهم کتاب است؛ اشتباهاتی که اگرچه ساده‌اند، اما جمله را شلخته می‌کنند و خواندن را سخت.
به‌همین اندازه، زبان اداری و واژه‌های خشک و بی‌روحی که در متن‌های رسمی زیاد دیده می‌شوند، بخشی دیگر از همین آشفتگی‌اند: کلمه‌هایی طولانی و بی‌جان که معنا را پشت خود پنهان می‌کنند.

یکی دیگر از موضوع‌های مهم، استفاده‌ی بی‌دلیل از کلمات انگلیسی است؛ جایی که واژه‌ی فارسی کامل و دقیق وجود دارد، اما از سر عادت یا برای «شیک‌بودن»، معادل خارجی را وسط جمله می‌گذاریم و متن را بی‌هویت می‌کنیم.

مزخرفات فارسی یادآوری می‌کند که فارسیِ زیبا، فارسیِ ساده و روشن است؛ زبانی که بی‌پیرایه نوشته می‌شود، دقیق انتخاب می‌شود و هوای معنا را دارد.
هر کلمه‌ای که آگاهانه انتخاب شود، جمله‌ای می‌سازد که راحت‌تر خوانده می‌شود و صمیمی‌تر ارتباط برقرار می‌کند.

این کتاب ما را به یک چیز دعوت می‌کند:
با زبان مادری مهربان‌تر باشیم، نه سخت‌گیر و نه بی‌تفاوت—فقط دقیق، صادق و روشن.


✍️زهرا صلحدار


🎞ویدئوی جلسه‌ی پانزدهم وبینار جادوی زبان و واژگان

🎤صوت جلسه‌ی پانزدهم وبینار جادوی زبان و واژگان

@zahra_solhdar
➡️@mimadabi

#جادوی_زبان_و_واژگان
4
در دنیا چه نیرویی می‌تواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند مگر اراده درونی خودش.
زن‌ها، مخصوصاً زن‌هایی که زیاد سختی کشیده‌اند، حرف هیچ‌کس را باور نمی‌کنند.
حتی چیزهایی که با چشم خودشان می‌بینند، تمامش را باور نمی‌کنند. فقط وقتی غریزه درونی آن‌ها چیزی به آن‌ها بگوید، قبول دارند.
فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.

شراب خام | اسماعیل فصیح


➡️ @mimadabi

#اسماعیل_فصیح
👏53❤‍🔥1
اگه این واقعه یک جای دیگه اتفاق افتاده بود مثلا تو یک مملکت دیگه، و ما خبرشو توی روزنامه‌ها می‌خوندیم اون‌وقت آدم می‌تونست با خیال راحت راجع بهش بحث کنه. می‌تونست مسئله رو از تمام زوایاش بررسی کنه و نتیجه‌ی منطقی‌شو بیرون بکشه. می‌شد جلسات بحث و انتقاد دانشگاهی راه انداخت، دانشمندها رو خبر کرد، نویسنده‌ها رو، حقوق‌دان‌ها رو. اون‌وقت خیلی جالب می‌شد.... ولی وقتی خودت تو واقعه گیر کردی، وقتی خودت ناگهان در مقابل حقیقت خشن وقایع قرار گرفتی، اون‌وقت نمی‌تونی خودت رو مستقیما سهیم حس نکنی. آدم سخت‌تر از اون غافلگیر شده که بتونه خونسردی خودشو حفظ کنه.

کرگدن | اوژن یونسکو

➡️ @mimadabi

#اوژن_یونسکو
7
اگر واقعاً بخواهید رنج نمی‌برید. تا وقتی رنج می‌کشید که از رنج کشیدن خوشتان می‌آید. همین که خواستید خودتان می‌توانید آن را قطع کنید. بگذارید بقایای یک تربیت غلط از وجودتان پاک شود. آه که افکار اکتسابی چه‌قدر سرسخت و لجوج‌اند. وقتی از پیش‌داوری‌های زشت خود خلاص شدید، تقریبا آزاد خواهید بود یا بهتر بگویم برای آزادی آماده خواهید بود.

تشنگی و گرسنگی | اوژن یونسکو

➡️ @mimadabi

#اوژن_یونسکو
6🔥1🕊1
چگونه از درام برای تأثیرگذارتر نوشتن استفاده کنیم؟

یکی از روش‌هایی که می‌توان متن تأثیرگذاری نوشت، ساخت یک موقعیت دراماتیک است. برای نوشتن یک متن دراماتیک لازم است جوری بنویسیم که تعادل خواننده به هم بخورد. می‌توانیم با یک سوال عجیب شروع کنیم یا از یک داستان متفاوت برای ایجاد عدم تعادل در خواننده استفاده کنیم.

عدم تعادل دقیقاً همان نقطه‌ای‌ست که خواننده به تکاپو می‌افتد تا دوباره به ذهنش انسجام دهد و همین تلاش انگیزه‌ای می‌سازد برای خواندن بیشتر متن و رهانکردنش. 

در کتاب‌هایی که خوانده‌اید حتماً به مواردی برخورده‌اید که آنقدر دور از ذهن و جالب بوده که شما را از نصفه‌ رهاکردن کتاب دور کرده و باعث شده تا انتهای کتاب بی‌وقفه بخوانید. آرتور کریستال در کتاب «فقط روزهایی که می‌نویسم» از این تکنیک استفاده کرده و نویسندگی و روسپی‌گری را به هم شبیه کرده. برای یافتن دلیل این تشبیه پیشنهاد می‌دهم که سراغ خود کتاب بروید، نکته‌های جذابی برایتان خواهد داشت. 

✍🏼 مرضیه خواجه‌محمود


🎞ویدئوی جلسه‌ی پانزدهم وبینار واژه‌های هیپنوتیزمی

🎤صوت جلسه‌ی پانزدهم وبینار واژه‌های هیپنوتیزمی

@marziyekhajehmahmood
➡️ @mimadabi

#واژه‌های_هیپنوتیزمی
4👏3