نخواستنیبودن؛
پروسهی عجیبی از زندگیه که نمیدونی چجوری ثابت کنی چه حسی دریافت میکنی
همه چی خوبه
تا اینکه به خودت میای میبینی که ای بابا!
و دلیلش همیشه پنهونه، شاید پنهونه که با شنیدنش قلبت تسلیم حسی که داشتی نشه
اگر قلب بکشنه ترمیم شدنش سالها زمان میبره
حسی که نخواستنیبودنت رو فریاد میزد و مدام میگفت: ببین گفتم، دیدی حرفم درست بود
و تو وارد بُعد عجیبی از ناکامی فرو میری
خودت و توی آینه نگاه میکنی
رفتارهات و مرور میکنی
کجا بد بودم که نخواستنی شدم؟!
چرا تاحالا کسی برای من نخواستنی نبود؟
چرا همیشه این حس و سرکوب میکردم تا دلم نشکنه؟
بازم بیجوابی میاد سراغمون
شاید یه روزی این پروسه تموم بشه
شاید یه رفتار نقض کنه این حسهارو
شاید یه جایی ورق برگرده
اصلا شاید با گریه سبک بشیم
خودمون و بزنیم به بیخیالی
ولی میدونی مشکل کجاست؛
یه گوشهی قلبمون همیشه یادش میمونه...
@miich_ka | میچکآ
پروسهی عجیبی از زندگیه که نمیدونی چجوری ثابت کنی چه حسی دریافت میکنی
همه چی خوبه
تا اینکه به خودت میای میبینی که ای بابا!
و دلیلش همیشه پنهونه، شاید پنهونه که با شنیدنش قلبت تسلیم حسی که داشتی نشه
اگر قلب بکشنه ترمیم شدنش سالها زمان میبره
حسی که نخواستنیبودنت رو فریاد میزد و مدام میگفت: ببین گفتم، دیدی حرفم درست بود
و تو وارد بُعد عجیبی از ناکامی فرو میری
خودت و توی آینه نگاه میکنی
رفتارهات و مرور میکنی
کجا بد بودم که نخواستنی شدم؟!
چرا تاحالا کسی برای من نخواستنی نبود؟
چرا همیشه این حس و سرکوب میکردم تا دلم نشکنه؟
بازم بیجوابی میاد سراغمون
شاید یه روزی این پروسه تموم بشه
شاید یه رفتار نقض کنه این حسهارو
شاید یه جایی ورق برگرده
اصلا شاید با گریه سبک بشیم
خودمون و بزنیم به بیخیالی
ولی میدونی مشکل کجاست؛
یه گوشهی قلبمون همیشه یادش میمونه...
@miich_ka | میچکآ
👍13💔4❤3
شانههات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمهی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت
وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد
-حامدعسکری
@miich_ka | میچکآ
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمهی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت
وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد
-حامدعسکری
@miich_ka | میچکآ
❤18💔1
میچکآ
اگر یه روزی میچکآ نباشه با چی به یادش میوفتی؟
بودنتون>>>
-شعر هاش
-من دوست دارم میچکا باشه
-اول اینکه میچکآ باید همیشه باشه
دوم اینکه دلم برا تکست هات تنگ میشه
-وقتی غروب پاییز بارون بیاد
-من همیشه یاد وایب خوبش می افتم
و البته همه چیزش رو دوست دارم.
-با خود میچکا
-میشه با تک تک جمله ها و متن های میچکا سوخت ، خاکستر شد و زندگی کرد ؛ میچکا باید باشه تا با عمیق ترین متن ها حسمون رو به تصویر بکشه :)
-با کتاب، کافه های خلوت، نم نم بارون و... میچکا!
@miich_ka | میچکآ
-شعر هاش
-من دوست دارم میچکا باشه
-اول اینکه میچکآ باید همیشه باشه
دوم اینکه دلم برا تکست هات تنگ میشه
-وقتی غروب پاییز بارون بیاد
-من همیشه یاد وایب خوبش می افتم
و البته همه چیزش رو دوست دارم.
-با خود میچکا
-میشه با تک تک جمله ها و متن های میچکا سوخت ، خاکستر شد و زندگی کرد ؛ میچکا باید باشه تا با عمیق ترین متن ها حسمون رو به تصویر بکشه :)
-با کتاب، کافه های خلوت، نم نم بارون و... میچکا!
@miich_ka | میچکآ
❤13🔥3
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟
تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصه و ویرانه شدن را بلدی؟
آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟
مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟
می نویسم من عاشق فقط از قصه ی تو
در غزل های من افسانه شدن را بلدی؟
اشک شب های سحر سوختهام پیش کشت
تلخی گریه ی مردانه شدن را بلدی؟
هر کسی دیده مرا شاعر "مجنون" خوانده
تو بگو "لیلی" دیوانه شدن را بلدی؟
این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
-علی نیاکوئی لنگرودی
@miich_ka | میچکآ
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟
تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصه و ویرانه شدن را بلدی؟
آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟
مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟
می نویسم من عاشق فقط از قصه ی تو
در غزل های من افسانه شدن را بلدی؟
اشک شب های سحر سوختهام پیش کشت
تلخی گریه ی مردانه شدن را بلدی؟
هر کسی دیده مرا شاعر "مجنون" خوانده
تو بگو "لیلی" دیوانه شدن را بلدی؟
این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
-علی نیاکوئی لنگرودی
@miich_ka | میچکآ
❤13🔥2
آرام باش ماهِ من درست می شود؛
نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست
آفتاب می تابد
شاخه ها جوانه می زنند
و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمیایستد
و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمی مانَد
که حصار جای ماه، آسمان جای سیاهی
و باغ بسترِ شاخه های خشک و سرما زده نیست
نور سپاه سیاهی را می دَرَد
حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد
و بهار هزار هزار زمستان را سبز می کند
روزهای سخت رو به پایان است ماهِ من
آرام باش
-نرگس صرافیان طوفان
@miich_ka | میچکآ
نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست
آفتاب می تابد
شاخه ها جوانه می زنند
و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمیایستد
و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمی مانَد
که حصار جای ماه، آسمان جای سیاهی
و باغ بسترِ شاخه های خشک و سرما زده نیست
نور سپاه سیاهی را می دَرَد
حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد
و بهار هزار هزار زمستان را سبز می کند
روزهای سخت رو به پایان است ماهِ من
آرام باش
-نرگس صرافیان طوفان
@miich_ka | میچکآ
❤15👍3