[ I.M.F Channel ]
1.79K subscribers
195 photos
49 videos
25 files
279 links
🇮🇷#IranianMetaphysicsForum(I.M.F)🎓

انجمن متافیزیک ایران

💻 •Site: MetaPhysics.ir

🅰️ •Admin @Metaphysics_ir
Download Telegram
بخش دوم

نگاهی به چند آیه از تورات در مورد بلعم باعورا (بلعام پسر باعور):

بالاق پادشاه موآب پیامی به بَلعام پسر بِعور در فتور که در کنار رود فرات در سرزمین آماو است، فرستاده گفت: «جمعیّت بزرگی از سرزمین مصر آمده‌ در همه‌جا پخش شده‌اند و در برابر ما ساکن شده‌اند.

حالا ما از تو خواهش می‌کنیم که بیایی و این قوم را لعنت کنی، زیرا آن‌ها از ما قوی‌تر هستند.

شاید به‌این‌ترتیب، من بتوانم آن‌ها را شکست بدهم و از این سرزمین بیرون برانم. ما می‌دانیم هرکه را که تو برکت بدهی، برکت می‌بیند و هرکه را تو لعنت کنی، لعنت می‌شود.»

بلعام سرپیچی کرد چون خدا بهش اجازه نداد این کار رو بکنه. دوباره سراغش فرستادند:

بَلعام به آن‌ها گفت: «حتّی اگر بالاق کاخ خود را پُر از طلا و نقره کند و به من ببخشد، به هیچ‌وجه از فرمان یَهْوه، خدای خود چه کم، چه زیاد، تجاوز نخواهم کرد.

از امر یَهْوه، خدای خود به هیچ‌وجه سرپیچی نمی‌کنم. به هرحال، امشب نیز اینجا بمانید تا دریابم که خداوند دیگر چه به من خواهد گفت.»

امّا خدا از رفتن بَلعام خشمگین شد و فرشتۀ خود را سر راه او فرستاد تا در راه برای مقابله با او بایستد. بَلعام در‌حالی‌که بر الاغ خود سوار بود، دو نوکرش همراه او می‌رفتند.

الاغ سرپیچی میکنه و بلعام سه بار کتکش می‌زنه.

آنگاه خداوند، قدرت بیان به الاغ داد و او به بَلعام گفت: «من به تو چه کرده‌ام که مرا تا حالا سه بار زده‌ای؟» بَلعام به الاغ گفت: «تو مرا مسخره کردی. ای‌کاش یک شمشیر داشتم و تو را در همین‌جا می‌کُشتم.»

الاغ به بَلعام گفت: «آیا من همان الاغی نیستم که تمام عمرت بر آن سوار شده‌ای؟ آیا هرگز چنین کاری کرده‌ام؟» بَلعام جواب داد: «نه!»

آن‌وقت خداوند چشمان بَلعام را باز کرد و بَلعام فرشتۀ خداوند را دید که شمشیر به دست، سر راه ایستاده است. پس بَلعام نزد او به خاک افتاد.

فرشته به او گفت: «چرا الاغت را سه مرتبه زدی؟ من آمده‌ام تا تو را از رفتن باز دارم، زیرا این سفر تو غلط است.

این الاغ سه مرتبه مرا دید و از سر راه من دور شد. اگر این الاغ این کار را نمی‌کرد تو را می‌کُشتم و این الاغ را زنده می‌گذاشتم

در نهایت، ماجرا اینطور پیش میره که بجای نفرین، بلعم سه بار، در سه قربانگاه، برای قوم بنی‌اسرائیل دعای برکت می‌کنه.

و پیام خود را چنین شروع کرد: «بالاق مرا از سوریه آورد، پادشاه موآب مرا از کوه‌های مشرق آورد. به من گفت، 'بیا و نسل یعقوب را به‌خاطر من لعنت کن؛ بیا و به قوم اسرائیل لعنت بفرست.'

چگونه می‌توانم لعنت کنم قومی را که خداوند لعنت نکرده است؟ چگونه مردمی را لعنت کنم که یَهْوه، لعنت نکرده است؟

از فراز صخره‌ها آن‌ها را می‌بینم؛ از بالای کوه‌ها آن‌ها را تماشا می‌کنم. آن‌ها قومی هستند که جدا از دیگران زندگی می‌کنند و خود را جزو قوم‌های دیگر بشمار نمی‌آورند.

نسل یعقوب مانند غبار بی‌شمارند، کیست که بتواند حتّی یک‌چهارم بنی‌اسرائیل را بشمارد؟ ای‌کاش، مانند نیکان می‌مُردم! ای‌کاش عاقبت من مانند عاقبت آن‌ها باشد!»

دعای عاقبت‌بخیری در کلام بلعم باعورا هم وجود داره! اما چی شد که اجابت نشد؟

در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام داریم:


در میان چهار پایان فقط سه رأس از آنها وارد بهشت می‌شوند: الاغ بلعم باعورا، سگ اصحاب کهف و آن گرگی که به دلیل ظلم بیش از اندازۀ یک پاسبان، فرزند او را که بسیار برایش محبوب بود خورد.
فکر کن الاغت بره بهشت اما خودت جهنمی بشی! باب ۲۵ اینطور آغاز میشه:

در زمانی‌‌که قوم اسرائیل در درّۀ اقاقیا اردو زده بودند، مردان آن‌ها با دختران موآب به زناکاری پرداختند..

این دخترها آن‌ها را دعوت می‌کردند تا در مراسم قربانی که برای بُت‌های ایشان برگزار می‌شد، شرکت کنند، و مردان اسرائیلی گوشتِ قربانی را می‌خوردند و بُت‌های ایشان را پرستش می‌کردند.

به‌این‌ترتیب، قوم اسرائیل به پرستش بُت بَعَل‌فِعور پرداختند. پس خشم خداوند بر قوم اسرائیل افروخته شد...

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
و در باب ۳۱ می‌خوانیم:

خداوند به موسی گفت:
«انتقام قوم اسرائیل را از مِدیانیان بگیر. بعد از انجام این کار، تو خواهی مرد.»

آنگاه موسی به قوم گفت: «از میان خود عدّه‌ای را برای جنگ مسلّح سازید تا به جنگ مِدیانیان بروند و انتقام خداوند را از آن‌ها بگیرند. باید از هر طایفه، یک هزار نفر را برای جنگ بفرستید.»

پس آن‌ها از هر طایفه، یک هزار نفر، جمعاً به دوازده هزار نفر می‌رسید، برای جنگ آماده و مسلّح ساختند و موسی آن‌ها را تحت فرماندهی فینِحاس، پسر اِلعازار کاهن، همراه با اشیای مقدّس و شیپور برای نواختن اعلام جنگ، به جنگ فرستاد.

سپاهیان اسرائیل طبق فرمان خداوند به موسی، با مِدیانیان جنگیدند و همۀ مردان مِدیانی را کشتند.

در میان کشته‌شدگان، پنج پادشاه مِدیان به نام‌های اِوی، راقِم، صور، حور و ربَع بودند. همچنین بَلعام پسر بِعور را نیز کشتند!


و نهایتاً گفتار حضرت موسی علیه‌السلام در مورد بلعم باعورا:

موسی، اِلعازار کاهن و همهٔ رهبران قوم به پیشواز ارتش اسرائیل در خارج اردوگاه رفتند. موسی بر فرماندهان گروه‌های مختلف نظامی که از جنگ برگشته بودند، خشمگین شد و از آن‌ها پرسید: «چرا همهٔ زن‌ها را زنده گذاشتید؟ همین زن‌ها بودند که به نصیحت بَلعام گوش دادند و قوم ما را در فعور به بُت‌پرستی تشویق کردند و درنتیجه، قوم خداوند دچار بلا شد.

پس حالا تمام پسران و زن‌های شوهردار را بکُشید، امّا دختران جوانی را که با کسی هم‌بستر نشده‌اند، برای خود زنده نگه دارید.

اما چرا بلعم عاقبت بخیر نشد؟

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
بخش سوم

دلیل شقاوت بلعم رو میشه در قرآن جستجو کرد:
«آیا مردم گمان کرده‌اند همین که بگویند ایمان آوردیم، رها می‌شوند و مورد آزمایش و امتحان قرار نمی‌گیرند؟» (عنکبوت/۲)


امام على عليه‌السلام فرمودند:

إنَّ الشَّقِيَّ مَن حُرِمَ نَفعَ ما اُوتِيَ مِنَ العَقلِ و التَّجرِبَةِ.

بدبخت كسى است كه از عقل و تجربه خود بهره نگيرد.
و همچنین، امام صادق علیه‌السلام در نامه‌ای به یکی از یارانش می‌فرماید:

إنْ أرَدْتَ أنْ يُخْتَمَ بخَيرٍ عَمَلُكُ حتّى تُقْبَضَ و أنتَ في أفْضَلِ الأعْمالِ فعَظِّمْ للّه ِ حَقَّهُ أن تَبْذُلَ نَعْماءَهُ في مَعاصيهِ ، و أنْ تَغْتَرَّ بحِلْمِهِ عَنكَ ، و أكْرِمْ كُلَّ مَن وَجَدْتَهُ يُذْكَرُ مِنّا أو يَنْتَحِلُ مَوَدّتَنا

اگر میخواهى كه عملت ختم بخير شود و هنگام مردن با بهترين اعمال بميرى:

۱. حقّ خدا را پاس بدار و نعمتهايش را در راه معصيت صرف نكن.

۲. به سبب بردباری‌ای كه خدا نسبت به تو نشان میدهد، دچار غرور و غفلت نشو.

۳. هر كس را كه دیدی که از ما به نيكی ياد میكند، يا از محبت ما دم میزند، گرامی بدار.
چند مورد از این سه تا رو در بلعم باعورا سراغ دارید؟

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
2
نهایتاً، از خواص سوره‌های قرآن در عاقبت‌بخیری:

امام صادق (علیه السلام):

هرکه در نمازی از نمازهای واجب خود قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ و قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را بخواند، خداوند، او و پدر و مادر و فرزندانش را می‌آمرزد و اگر نگون بخت باشد، نامش از دفتر نگون‌بختان پاک میشود و در دفتر نیک‌بختان ثبت میشود و خداوند متعال او را خوشبخت زنده میگرداند و شهید میمیراند و شهید بر می‌انگیزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۸، ص۴۲۸
 ثواب الأعمال، ص۱۲۷/ البرهان/ نورالثقلین

و باز از امام صادق علیه‌السلام:

هرکس سوره‌ی مؤمنون را قرائت کند، خداوند او را عاقبت بخیر می‌گرداند. اگر در هر جمعه بر خواندن این سوره، مداومت کند، جایگاه او در بهشت برین و در جوار پیامبران و فرستادگان الهی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۰، ص۸ وسایل الشیعه، ج۷، ص۴۱۱ / نورالثقلین/ البرهان

امام على عليه السلام:

سه چيز است كه هر كس رعايت كند خوشبخت شود :
۱. هرگاه نعمتى به تو رسيد خدا را سپاس گوى
۲. هرگاه روزيت دير رسيد از خدا آمرزش بخواه
۳. و هرگاه سختى به تو رسيد ذكر «لا حول و لا قوة الاّ باللّه » را زياد بگو.

علاّمه مجلسی در «مقباس المصابیح»: به سندهای معتبر از حضرت صادق(علیه‌السلام) روایت شده: حق‌تعالی در سه ساعت شب و سه ساعت روز خود را به مجد و بزرگواری یاد می‌کند:

سه ساعت روز از وقت بالا آمدن خورشید تا آغاز ظهر است و سه ساعت شب ثلث آخر شب تا صبح است، پس هر بنده مؤمن این تمجید را بخواند و دلش با خدا باشد البته حق‌تعالی حاجت او را برآورد و اگر شقی بدعاقبت باشد، امیدوارم سعادتمند و نیکو عاقبت گردد. (اسم این دعا، دعای تمجید است)

نویسنده گوید: اگر در این ساعت‌های روز و شب این دعا را بخواند مناسب‌تر خواهد بود:

أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ رَبُّ الْعالَمِينَ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الرَّحْمانُ الرَّحِيمُ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ مَلِكُ يَوْمِ الدِّينِ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ مِنْكَ بَدْءُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ كُلُّ شَيْءٍ، أَنْتَ اللّٰهُ الَّذِي لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ لَمْ تَزَلْ وَلَا تَزالُ، أَنْتَ اللّٰهُ الَّذِي لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ خالِقُ الْخَيْرِ وَالشَّرِّ؛

أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ خالِقُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ، سُبْحانَ اللّٰه عَمَّا يُشْرِكُونَ، أَنْتَ اللّٰهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمصَوِّرُ لَكَ الْأَسْماءُ الْحُسْنَىٰ يُسَبِّحُ لَكَ مَا فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ، وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ وَالْكِبْرِياءُ رِدَاؤُكَ.

شیخ طبرسی و کفعمی و دیگران از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت کرده‌اند که به یاران خود فرمود:
آیا ناتوانید از این که هر صبح و شام نزد خدای جهانیان عهدی بگیرید؟ گفتند: چگونه عهد بگیریم؟

فرمود: این دعا را بخوانید، هرکه این دعا را بخواند بر آن مُهری می‌زنند و زیر عرش الهی می‌گذارند، چون روز قیامت شود منادی ندا سر می‌دهد که کجایند آنان‌که نزد خدای رحمان عهدی دارند؟ پس آن عهد را به ایشان دهند و با آن عهد وارد بهشت شوند. شیخ طوسی این دعا را در تعقیب نماز صبح آورده است:

اللّٰهُمَّ فاطِرَ السَّمَواتِ وَالْأَرْضِ، عالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ، الرَّحْمانَ الرَّحِيمَ، أَعْهَدُ إِلَيْكَ فِي هٰذِهِ الدُّنْيَا أَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَاشَرِيكَ لَكَ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ . اللّٰهُمَّ فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَلَا تَكِلْنِي إِلَىٰ نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَلَا إِلىٰ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ،

فَإِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَيْها تُباعِدْنِي مِنَ الْخَيْرِ، وَتُقَرِّبْنِي مِنَ الشَّرِّ، أَيْ رَبِّ لَاأَثِقُ إِلّا بِرَحْمَتِكَ، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَيِّبينَ وَاجْعَلْ لِي عِنْدَكَ عَهْداً تُؤَدِّيهِ إِلَيَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لَاتُخْلِفُ الْمِيعادَ.

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
3
کلینی و ابن‌بابویه و دیگران به سندهای معتبر از حضرت امام محمد‌باقر(علیه‌السلام) روایت کرده‌اند:

شیبه هذلی به محضر حضرت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آمد و عرضه داشت:

یا رسول الله من پیر شده‌ام و به اعمالی که پیش از این خود را به آن عادت داده بودم ـ همچون نماز و روزه و حج و جهاد ـ قدرتم وفا نمی‌کند، بنابراین گفتاری به من بیاموز که خداوند مرا به آن سود بخشد و انجامش برایم سبک و آسان باشد.

حضرت فرمودند: سخنت را بار دیگر بگو، شیبه سه مرتبه سخنش را تکرار کرد.

حضرت فرمودند: درخت و کلوخی در اطراف تو نماند مگر اینکه از باب ترحّم بر تو گریست،

هرگاه از نماز صبح فارغ شوی ده مرتبه بگو:

سُبْحانَ اللّٰه العَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ


تا خدا به برکت این دعا تو را از کوری و دیوانگی و خوره و پیسی و پریشانی و تباهی عقل عافیت دهد.

شیبه گفت: یا رسول الله این برای دنیای من است، برای آخرت من چیزی بفرما، فرمودند:

بعد از هر نماز بگو:

اللّٰهُمَّ اهْدِنِي مِنْ عِنْدِكَ، وَأَفِضْ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ، وَانْشُرْ عَلَيَّ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَأَنْزِلْ عَلَيَّ مِنْ بَرَكاتِكَ.


آنگاه حضرت فرمودند:اگر بنده بر این عمل مواظبت کند و آن را عمداً تا وقت مردن ترک نکند چون به صحرای محشر درآید هشت در بهشت برای او گشوده می‌شود که از هر دری که بخواهد وارد شود.

این دعای آخر به سندهای معتبر دیگر نیز وارد شده است.

ذکر لا اله الا الله حقا حقا

در كتاب هاى «ثواب الاعمال» و «محاسن» و «كافى» از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ‏اند: حضرت رسول اللّه عليه و آله فرمود:

هركه هر روز پانزده مرتبه بگويد:

لا اِلهَ اِلا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً لا اِلهَ اِلا اللَّهُ ايماناً وَ تَصْديقاً لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَرِقّاً


حق تعالى روى رحمت خود را از او نگرداند، تا وارد بهشتش كند.


اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد ومماتی ممات محمد وآل محمد🖤

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
10👍1
یوگانیدرا و اثر روی ذهن نیمه‌آگاه و ناخودآگاه

سوامی ساتیاناندا ساراسواتی، مبدع روش مراقبۀ «یوگانیدرا»، داستان تولد یوگانیدرا رو اینطور تعریف می‌کنه:

«زمانی که با استاد خود «سوامی شیواناندا» در «ریشی‌کش» زندگی می‌کردم، تجارب مهم و ارزنده‌ای کسب کردم که اشتياق مرا به تکمیل و توسعه‌ی یوگا‌نیدرا برانگیخت. لذا نظارت مدرسه‌ی «ساتیاناندا یوگا» که کودکان در آن به آموزش علوم و تعالیم «وداها» مشغول بودند را به عهده گرفتم. برای حفاظت از مدرسه ناگزیر بودم شب‌ها بیدار بمانم. هر شب ساعت سه بامداد خوابی سنگین مرا فرامی‌گرفت و تا ساعت شش که به «آشرام» برمی‌گشتم، به خوابی عمیق فرو می‌رفتم. برنامه‌ی مدرسه از این قرار بود که کودکان ساعت چهار بیدار می‌شدند و به انجام مراسم سرود مذهبی می‌پرداختند. این زمانی بود که من در خواب بودم و هرگز صدای آن‌ها را نشنیدم. گه‌گاه آشرام برنامه‌ای تنظیم می‌کرد که کودکان همان مدرسه به محل ما می‌آمدند و سرودهای مذهبی خود را اجرا می‌کردند. در یک جلسه که ناظر بر اجرای مراسم بودم، حس کردم مانتراهایی که کودکان اجرا می‌کنند را قبلاً شنیده‌ام، اما نمی‌دانستم چگونه و کجا! ضمناً واقف بودم که من هرگز آن‌ها را نه خوانده و نه نوشته‌ام. پس چگونه آن‌ها به نظرم آشنا می‌آمدند!

نهایتاً تصمیم گرفتم از سر کرده‌ی کودکان سرودخوان که نزدیک من نشسته بود سؤال کنم. از چه سبب سرودها برایم آشنا هستند،علی‌رغم آن‌که مطمئن بودم قبلاً آن‌ها را نشنیده‌ام. جواب او دیدگاه کلی مرا نسبت به زندگی تغییر داد. او گفت مسأله‌ی آشنایی شما با سرودها غیرعادی نیست، زیرا بدن ظریف شما به کرات این سرودها را زمانی که کودکان آن‌ها را در مدرسه اجرا می‌کردند و شما در خواب بودید، شنیده است. این رخداد برایم حادثه‌ی بزرگی بود.


نتیجه‌ای که می‌گیره اینه:

می‌دانستم علم مستقیماً از طریق حواس منتقل می‌شود. اما از این تجربه دریافتم بدون استفاده از حواس هم می‌توان علم و دانش کسب کرد. من این تجربه را تولد یوگانیدرا نامیدم. سپس افکار تازه‌ای به ذهنم خطور کرد و دریافتم خواب در واقع یک حالت ناآگاهی نیست. زمانی که فرد به خواب می‌رود، قسمتی از نیروهای ذهنی او نسبت به موقعیت‌های بیرونی بدون بدن هوشیار و بیدار باقی می‌ماند. سپس دریافتم با آموزش ذهن می‌توان از این حالت بهره‌برداری کرد.

این موضوع از جهاتی شبیهه به تفکیک علم حصولی/حضوری در فلسفۀ اسلامی که البته موضوع بحثمون نیست. اما خواستم اشاره کنم که یادگیری بدون استفاده از حواس، یه امر کاملاً ممکنه.

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
🔥41
بخش دوم

سوامی ساتیاناندا حتی بین تجربیاتش اشاره میکنه که چطور به یه سگ استونیایی یوگانیدرا رو آموزش داده:) و بعضی دروس رو حین خواب به شاگردانش آموزش میده:

«یکی از بهترین تجربه‌های من با پسربچه‌ای بود که بعنوان کارآموز به آشرام آمده بود. قصد داشتم او را به مدرسه بفرستم، ولی امتناع می‌کرد، بسیار بازیگوش و شلوغ بود. تمام طول روز مشغول اذیت و آزار و ایجاد مزاحمت برای بازدیدکنندگان آشرام و خراب کردن وسایل بود. از این رو بر آن شدم که یوگانیدرا را با او امتحان کنم.

روش از این قرار بود که سه دقیقه بعد از آن‌که کودک به خواب می‌رفت، فصل پانزدهم «گیتا» را برای او می‌خواندم. صبح که کودک از خواب بیدار می‌شد، از او می‌خواستم همان فصل را که در خواب برایش خوانده بودم، بخواند. ابتدا او با بی‌فکری این کار را می‌کرد، اما بعد از یک هفته قادر شده بود که تمام فصل را از حفظ بخواند. پس از این موفقیت، آزمایش بعدی را شروع کردم.

سرانجام موفق شدم که علاوه بر آموزش کتب مقدس ودایی، زبان‌های انگلیسی، هندی، سانسکریت و خلاصه آن‌چه را که می‌دانستم به او بیاموزم.

در حال حاضر آن کودک شیطان و فراری از مدرسه، بیست‌ساله است و به یازده زبان تسلط دارد. او را به آمریکا فرستادم او به زبان انگلیسی می‌نویسد و سخنرانی می‌کند. حتی بهتر از من از عهده‌ی این امور برآمد. او هیچ‌گاه به مدرسه نرفت، بلکه تنها طی دو سال توانست از طریق یوگانیدرا به کسب دانش‌های متفاوت نایل آید. او در این مدت حتی نیازی به حفظ کردن مطالب پیدا نکرد.
یادگیری و تلقین حین خواب یا یوگانیدرا، تکنیکیه که توی خیلی از تجربیات مثبت سابلیمینال هم دیده میشه. خیلی از کاربرانی که نتیجه می‌گیرند حین خوابیدن فایل رو پلی می‌کنند.

حتی تو یه مورد، پدرِ اون بنده خدایی که فایل رو گوش میداده هم از اثرات سابلیمینال بهره‌مند شده، چون ذهن ناخودآگاهش حین خوابیدن، جملات تأکیدی سابلیمینال رو دریافت کرده.

اما همچنان اثرات یوگانیدرا خیلی پایدارتر و زودبازده‌تر هستن. چون توی مراقبه‌ش به بخشی هست به اسم «سنگل‌پا» یا «خواسته»، که با استمرار بهش به هرچیزی میشه رسید. از ترک عادات مضر یا ایجاد عادتهای جدید، تغییر ویژگیهای جسمی، خواسته‌های مادی، معنوی و احساسی

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
🔥42
بخش سوم

سوامی ساتیاناندا تا اونجا پیش میره که برخی اکتشافات علمی رو هم به حالت یوگانیدرا نسبت میده.

مثالش معروفش که همه‌مون می‌شناسیم کشف ساختار مولکول بنزن توسط شیمیدان آلمانی، ککوله است. ککوله، ماجراش رو اینطور روایت میکنه:

«طی اقامتم در لندن، در خیابان کِلافام زندگی می‌کردم. اغلب شب‌ها را با دوستم هوگو مولر می‌گذراندم و درباره‌ی موضوعات زیادی حرف می‌زدیم، اما بیش از همه درباره‌ی شیمیِ محبوب‌مان.

شبی اواخر تابستان، در حالی که با آخرین دلیجان به خانه برمی‌گشتم، در رویا فرو رفتم. در آن حالت، اتم‌ها را جلوی چشمانم دیدم که پیچ‌وتاب می‌خوردند. تا آن زمان هر بار که این ذرات کوچک برایم ظاهر می‌شدند، همیشه در حرکت بودند؛ اما این بار می‌دیدم که اغلب دو اتم کوچک‌تر به هم می‌پیوستند و یک زوج می‌ساختند؛ زوج بزرگ‌تر دو زوج کوچک‌تر را در آغوش می‌گرفت و حتی برخی زوج‌های بزرگ‌تر، سه یا حتی چهار زوج کوچک‌تر را در بر می‌گرفتند و همه‌چیز در رقصی سرگیجه‌آور به چرخش ادامه می‌داد. ناگهان فریاد درشکه‌چی که می‌گفت «جاده‌ی کِلافام!» مرا از خواب بیدار کرد.

همان شب بخشی از وقت را صرف کشیدن اولین طرح‌ها از همان اشکالی کردم که در رویا دیده بودم.

بار دوم در شهر خِنت بلژیک، در سال ۱۸۶۵، حین چرت کوتاهی مقابل شومینه رخ داد. در این رویای تازه، دوباره اتم‌ها جلوی چشمانم بازی می‌کردند. این بار چشم ذهنی‌ام (که با این مشاهدات مکرر تیزتر شده بود) قادر به تشخیص ساختارهای بزرگ‌تر و چندوجهی بود: ردیف‌های بلند، گاهی فشرده‌تر به هم چسبیده، همه به‌صورت سینوسی و منحنی، درست مثل چنبره‌ی مار. اما ناگهان نگاه کن! یکی از مارها دُم خودش را با دهانش گرفته بود و آن شکل به‌طرز تمسخرآمیزی جلوی چشمانم می‌چرخید.
انگار برق به من زد؛ از خواب پریدم و بقیه‌ی آن شب را صرف بسط و توسعه‌ی فرضیه‌ام کردم.»

ککوله سال‌ها بعد، در سال ۱۸۹۰، در مراسم بزرگداشت کشف ساختار بنزن، برای همکارانش تعریف کرد:

«قصدم نوشتن کتاب بود، اما کار پیش نمی‌رفت؛ افکارم جای دیگری سیر می‌کرد. صندلی‌ام را به سمت شومینه چرخاندم و در چرت فرو رفتم. دوباره اتم‌ها جلوی چشمانم رقصیدند… اما نگاه کنید! یکی از مارها دُم خودش را گرفته بود و شکلش به‌صورت حلقه‌ای مسخره جلوی چشمم می‌چرخید. گویی صاعقه‌ای به من خورد؛ بیدار شدم و تمام آن شب را صرف تکمیل نتایج این فرضیه کردم.»

یکی از نکات جالب توجه اون سخنرانی، این جملاته که متن رو باهاش به پایان می‌بریم:

«آقایان، بیاموزیم که رویا ببینیم! شاید به حقیقت دست پیدا کنیم. اما مواظب باشیم که رویاهایمان را وقتی منتشر کنیم که آگاهی بیداری آنها را آزموده باشد.»

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
🔥51
شباهت‌های خواب و سامادهی

از منظر علم اعصاب، توی خواب یه سری قسمتهای مغز مثل قشر پیش‌پیشانی فعالیتشون کم میشه. منطق، قضاوت، کنترل رفتار و تصمیم‌گیری آگاهانه از جمله وظایفی هستن که توی خواب تقریباً وجود ندارن.

بخاطر همینه که اتفاقای عجیب و پرش‌های زمانی رو توی خواب اینقدر راحت قبول می‌کنیم و می‌پذیریم. چون فیلتر مغزمون خاموشه. بعبارتی، تلقین‌پذیری بسیار بالاست که باز اشاره داره هم به هیپنوتیزم (خواب مصنوعی) و هم به یوگانیدرا (که معنیش میشه خوابِ یوگی)..

اعمالی که در خواب خاموش می‌شن از جمله فعالیت‌های نفس ما هستن. در سامادهی (فنا) هم همینطور، اما حالت کاملترش: وقتی نفس بطور کامل غایب بشه، هیچ آگاهی‌ای از زمان، فضا و اجسام نخواهیم داشت.

به عبارت بهتر، پس از رسیدن به آناندامایاکوشا یا بدن سعادت که پنجمین و آخرین لایۀ بدنی ماست، به سامادهی یا فناء فی الله می‌رسیم:
در اون سطح از آگاهی دیگه تجربه وجود نداره. چون ابزار تجربه به ماورای جهان مادی صعود کرده است.

در خواب نفس برای لحظه‌ای رها میشه. اما در سامادهی، نفس در آتما ذوب میشه و پس از پایدار شدن در سامادهی، دیگه نفس برنمی‌گرده.

نکتۀ انتهایی اینه که، پس از مرگ هم این پرده کنار خواهد رفت، اما کسی که به مراقبه و تزکیۀ نفسش نپرداخته باشه قاعدتاً آگاهی رو به شکل خالص و پاکیزه‌ای تجربه نخواهد کرد، بلکه اونجا با سامسکارا و کارماهای خودش مواجه خواهد شد..


النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا

مردم در خوابند، چون بمیرند بیدار می‌شوند.

منقول از حضرت رسول اکرم (ص) و همچنین مولا علی علیه‌السلام

حضرت على عليه السلام:

در شگفتم از كسى كه در پى يافتن گمشده خويش مى گردد، در حالى كه «خود» را گم كرده و در پى يافتن «خويش» نيست!

ميزان الحكمه، ج 7، ص 141


از حضرت جواد عليه‌السلام سؤال شد: مرگ چيست؟ در پاسخ فرمود: مرگ همان خواب است كه هرشب سراغ شما مى‌آيد جز آنكه مـدت خـواب مـرگ طـولانى اسـت وآدمى از آن خواب بيدار نمى شود، جز روز قيامت.

بحارالانوار، ج 3، ص 134

امام على عليه‌السلام:

به حساب اعمال نفْس خود رسيدگى كنيد و از آن بخواهيد كه وظايف خود را انجام دهد و از آن جايى كه رفتنى است براى آن جايى كه ماندنى است، بهره برگيرد. پيش از آن كه [بميريد و ]بر انگيخته شويد، توشه برداريد و خود را آماده كنيد.

غرر الحكم : 4934


🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
8👍1
آیا یوگا شیطان پرستی است؟

اولین اصول یوگای پتنجلی، که هشت مرحله است، یاما و نیاما هستن؛ و از زیرشاخه‌هایی مثل بی‌آزاری و ترک شهوات و صداقت تشکیل میشن. این اصول رو با مرام شیطان ‌پرستی مقایسه کنید. از هر نوعش. شباهتی می‌بینید؟

در مورد نمادهای یوگا، مانتراها و نمادهای ناخودآگاهی که شخص می‌بینه هم همچین صحبت‌هایی میشه. اما توی این پست فقط به اصول زیربنایی یوگا می‌پردازیم.

یوگای پتنجلی از «سامکهیا» اثر گرفته که یکی از مکاتب فلسفی هنده. سامکهیا تعابیر منظم و منسجمی هستن که از «اوپانیشادها» الگو گرفتن؛ سامکهیا به زبان تحلیلی و فلسفی نوشته شده و اوپانیشادها به زبان شعر و شهود. پس اوپانیشاد هسته‌ی اصلی فلسفه‌ی یوگاست.

محمد داراشکوه، فرزند شاه‌جهان پادشاه مغول، که اوپانیشادها رو از سانسکریت به فارسی ترجمه کرده معتقد بود که این کتاب همون «کتاب مکنون» هست که توی قرآن ازش اسم برده شده. اسم کتابش هست «سرّ اکبر».

به صحت نظرش در مورد قرآن کاری نداریم، اما شما شباهت‌های فلسفی و الهیاتی رو نگاه کنید که باعث شده داراشکوه چنین نتیجه‌ای بگیره. بنظر شما اگه وداها شیطان پرستی بودند، میشد چنین نتیجه‌ای گرفت؟

داراشکوه رو نهایتاً برادرش، اورنگ‌زیب، به اتهام ارتداد اعدام کرد. اما کتابش، سرّ اکبر، از فارسی به لاتین ترجمه شد و در اروپا توسط شوپنهاور خوانده شد..

شوپنهاور اوپانیشادها رو «محصول بالاترین قلۀ خرد بشری» خوانده و در این مورد گفته:

اوپانیشاد آرامش زندگی‌ام بوده است و آرامش مرگم نیز خواهد بود.


از شباهت‌های فلسفۀ افلاطون به اوپانیشادها که بگذریم، تأثیرات اوپانیشادها بر فلسفۀ غرب به شوپنهاور خلاصه نمیشه، و تأثیرات شوپنهاور بر نیچه و فروید هم بماند.

با این اوصاف، پس قسمت عظیمی از فلسفۀ غرب و روانشناسی مدرن باید متأثر از شیطان پرستی باشه! :)

در نهایت، این آیات از اوپانیشادها رو با هم می‌خوانیم:

آنان که به نادانی دل می‌بندند،
به تاریکیِ کور فرو می‌روند؛
و آنان که تنها به دانایی دل‌خوشند،
به تاریکی‌ای بس ژرف‌تر فرو می‌افتند.

حکیمان می‌گویند:
از دانایی، چیزی به دست می‌آید،
و از نادانی، چیزی دیگر
چنین شنیده‌ایم از خردمندانی که این معنا را برای ما آشکار کرده‌اند.

آن‌کس که دانایی و نادانی را
هر دو، با هم، بشناسد و درک کند،

به‌واسطهٔ ندانستن از مرگ می‌گذرد،
و به‌واسطهٔ دانایی به جاودانگی دست می‌یابد.

ایشا اوپانیشاد، آیات ۹ تا ۱۱

حالا شباهتش رو با این کلام امیرالمومنین نگاه کنید:

بدانيد! شما هرگز راه حق را نخواهيد يافت، مگر اين که ترک کنندگان آن را بشناسيد، و هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود مگر اين که از کسى که آن پيمان را شکسته است آگاه شويد، و هرگز به قرآن تمسّک نخواهيد جست، مگر اين که به کسانى که آن را دور افکنده اند پى ببريد.

اين را از اهلش بياموزيد، چرا که آنها حيات علم و مرگ جهلند.. آنها هستند که حکمشان، شما را از علمشان آگاه مى سازد، و سکوتشان از منطقشان، و ظاهرشان از باطنشان. آنها نه با دين خدا مخالفت مى‌کنند و نه در آن اختلاف دارند. قرآن در ميان آنها شاهدى صادق است و خاموشى سخنگو.

نهج‌البلاغه، بخشی از خطبه ۱۴۷

امام على عليه‌السلام: «حكمت، گمشده مؤمن است؛ پس آن را بجوييد گر چه نزد مشرک باشد [زيرا كه] شما بدان سزاوارتر و شايسته تريد.

الأمالي للطوسي: 625/1290

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دانش را فرا گيريد، گرچه درچين باشد؛ زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است.

كنز العمّال : 28697 ، 28698

امام على عليه‌السلام : بهترين دانشها، دانشى است كه تو را اصلاح كند.

غرر الحكم : 4962


🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
10
سردرگمی
بی عدالتی
فروپاشی اخلاق
معیارهای وارونه
ترس و دلهره
غم و اندوه
حقیقتِ گم شده
آینده ی مبهم
دنیای بدونِ حاکمیت امام این شکلیه عزیزم...
شب نیمه شعبان مضطرانه برای فرج دعا کنیم...
17😱4
حد والای رشد، اونجاست که توانایی داشتن یه ظرفیت بالا - حتی در حد خطرناک - رو داشته باشی، اما خم به ابرو هم نیاری.

🇮🇷 Metaphysics.ir
@Iran_Metaphysics
@Metaphysics_iran
❤️🔥
8👍4🔥2