چه برسرم آوردند که بجای پایان اندوهم به پایان خودم اندیشیدم:)🖤
💔4
تیکه گاه نبودی؛پرتگاه بودی:)
بی خبر از این نبودم!اما مهرت به دلم آنچنان افتاده بود که بخاطرت حتی خودم را نابود کردم هناس 🥲🖤
بی خبر از این نبودم!اما مهرت به دلم آنچنان افتاده بود که بخاطرت حتی خودم را نابود کردم هناس 🥲🖤
💔4
من فکر میکردم
نشد،
فکر میکردم
شرایط اجازه نداد،
اما حقیقت این بود؛
تو نخواستی
و من نمیخواستم
حقیقت رو ببینم :)
نشد،
فکر میکردم
شرایط اجازه نداد،
اما حقیقت این بود؛
تو نخواستی
و من نمیخواستم
حقیقت رو ببینم :)
💔4
حسرت ها تبديل ميشود به نفس عميق سكوت و نگاه سرد...!🙂❤️🩹️
🤝4
تا نوبت ما شد زندگی رو اینقدر سختش کردن که توی جوانی پیر شدیم...!😄💔️
💔4
یه جایی از زندگی میفهمی که قرار نیست کسی تو رو بفهمه، ببیننه، درک کنه، بهت اهمیت بده و یا نجاتت بده. و همونجا، کمی غمگینتر و کمی آزادتر میشی.️
😢4
از يه جايى به بعد ديگه هيچی رو مثل قبل جدى نمیگیری؛ حرفا، اومدنا، رفتنا، آدما.
🆒4
حالِ من حالِ اسيرىست ك هنگامِ فرار، يادش اُفتاد كسى منتظرش نيست، نرفت!️
😢3
تنهایی
آدم رو بزرگ میکنه
اونقدر بزرگ که
شاید دیگه هیچوقت تو زندگی
هیچکس جا نشی...!🙂❤️🩹
آدم رو بزرگ میکنه
اونقدر بزرگ که
شاید دیگه هیچوقت تو زندگی
هیچکس جا نشی...!🙂❤️🩹
🤝3
آدما میتونن سلامت روانتو ازت بگیرن بعد توقع داشته باشن که باهاشون دوباره خوب رفتار کنی💔🫠
💔3