مِنبَر دل(سلمان سلیمانی دوگاهه)
193 subscribers
4 photos
10 videos
64 links
سلمان سلیمانی دوگاهه
در این کانال دل نوشته‌های یک طلبه، روزمرگی‌ها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته می‌شود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
Download Telegram
حاج احمد با خنده‌های عجیب و شوخ‌طبعی خاصی همراه بود، همیشه لوتی‌وار صحبت می‌کرد. به خانم‌ها می‌گفت "آبجی"، به آقایان "داداش"، و به من "پسرم" می‌گفت. او یک شخصیت جذاب و دوست‌داشتنی بود که همه در کاروان از بودن با او لذت می‌بردند. یک روز حاج احمد تصمیم گرفت این دو مأمور عراقی را به چالش بکشد. آن‌ها را به جمع ایرانی‌ها دعوت کرد و بعد شروع به تعریف‌کردن جک و شوخی کرد. همه با صدای بلند می‌خندیدند، حتی آن دو مأمور عراقی که ادعا می‌کردند فارسی بلد نیستند، نمی‌توانستند خنده‌شان را کنترل کنند. حاج احمد با زیرکی خاصی موفق شده بود که حتی آن‌ها را به خنده بیندازد، و همین موضوع نشان از نبوغ و شوخ‌طبعی ایرانی داشت. از همان ابتدای سفر، حاج احمد اصرار داشت که این مأموران عراقی فارسی بلد هستند و با خنده و اخم‌های مرموزش می‌گفت: «حواستون باشه، جلوشون به صدام فحش ندید!» اما اغلب افراد کاروان حرفش را جدی نمی‌گرفتند و با بی‌تفاوتی از کنار این هشدار رد می‌شدند. او آن‌قدر شوخ‌طبع و خنده‌رو بود که کمتر کسی فکر می‌کرد پشت این خنده‌ها هشدار جدی‌ای نهفته باشد.
.
.
#قصه_های_مدرسه
https://t.me/menbaredel
11👍2
برخورد صحیح با اختلافات میان دانش‌آموزان


یکی از مسائل رایج در مدرسه، بروز اختلافات میان دانش‌آموزان است. اخیراً با موضوعی روبه‌رو شدم که سه دانش‌آموز مدرسه پسرانه به دلیل مشاجره و تمسخر یکی از آنها، از سوی مدیر به من ارجاع داده شدند. یکی از دانش‌آموزان به دلیل ویژگی‌های ظاهری‌اش مورد تمسخر قرار گرفته بود. در این شرایط، مهم‌ترین نکته آن است که با آرامش به حل مشکل بپردازیم و به دانش‌آموزان کمک کنیم تا مسئولیت رفتارهایشان را بپذیرند.

در جلسه‌ای که با آنها داشتم، از هر کدام خواستم که به اشتباهات خود فکر کنند و به صراحت از اشتباهاتشان سخن بگویند. نتیجه این بود که خودشان به رفتارهای نادرست‌شان اشاره کردند: تمسخر کردن، زود قضاوت کردن، پرخاشگری و از کوره در رفتن. قرار شد به این رفتارها فکر کنند و راه‌هایی برای بهبود ارتباطشان پیدا کنند.

در ادامه، ما می‌توانیم با کمک به دانش‌آموزان:

تأثیر رفتارهایشان بر خود و دیگران را درک کنند.
مهارت‌های همدلی و نگاه از دیدگاه دیگری را تمرین کنند.
با تقویت ارتباطات سالم، از تمسخر و پرخاشگری دور شوند.
تعهدی عملی برای بهبود رابطه‌هایشان ایجاد کنند.
حل اختلافات میان دانش‌آموزان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های اجتماعی، همدلی و مسئولیت‌پذیری است. این مسیر نیازمند صبر، آموزش و همراهی مداوم است.
#مشاوره
https://t.me/menbaredel
👍183
"غضب آتشی که ایمان را می سوزاند"
غضب یکی از صفات خطرناکی است که می‌تواند انسان را از مسیر انسانیت دور کند و او را به رفتارهایی سوق دهد که با سرشت انسانی‌اش در تضاد است. غضب نه تنها بر عقل و اراده فرد تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند او را به اعمالی هدایت کند که جبران‌ناپذیر هستند. صدماتی که سال ها از بین نخواهد رفت و آثارش در زندگی فردی و اجتماعی خواهد بود.

در احادیث و روایات اسلامی، غضب به عنوان یکی از صفات مذموم و ناپسند شناخته شده است. امام علی (علیه‌السلام) در روایتی، سگ را دارای چندین صفت خوب معرفی می‌کند، اما به این نکته اشاره می‌کند که یک صفت بد سگ، یعنی غضب و خشم، باعث شده تا دیگر صفات مثبت او دیده نشود. همین نکته نشان می‌دهد که غضب می‌تواند تمام خوبی‌ها و فضایل فرد را در چشم دیگران ناپدید کند.

در حدیثی دیگر، غضب به عنوان دشمن ایمان معرفی شده است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «غضب ایمان را از بین می‌برد همان طور که سرکه عسل را». این تعبیر به خوبی نشان می‌دهد که چگونه خشم و غضب می‌تواند ایمان و تقوا را نابود کرده و انسان را از مسیر معنوی‌اش منحرف کند.
لذا لزوم مهارت های کاربردی مانند کنترل خشم در نظام آموزشی کاملا احساس می شود تا آسیب ها در جامعه کمتر شده و به سوی جامعه متعالی پیش برویم.
https://t.me/menbaredel
👍123👏3
قرار بر وداع با امام اول شیعیان شد؛ لحظه خداحافظی فرارسیده بود. باید با امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) وداع کرده و به سمت کربلا حرکت می‌کردیم. نمی‌دانستم چه باید بگویم. به چهره دیگران نگاه می‌کردم؛ هرکسی در حالتی از غم و اشک بود، انگار که چیزی گران‌بها را از دست می‌دادند. گریه‌ها و آه‌های عمیق به گوش می‌رسید. این وداع، وداعی بود که همه با تمام دلشان آن را حس می‌کردند.
اما حاج مصطفی متفاوت بود. او هیچ اثری از اشک یا غم در چهره نداشت. سکوتی آرام و چهره‌ای مطمئن از او دیده می‌شد. با کنجکاوی به سمتش رفتم و پرسیدم: "حاجی، چرا گریه نمی‌کنید؟ داریم از علی (ع) جدا میشیم."
با همان آرامش همیشگی به من نگاهی کرد و گفت: "جدا که نمی‌شیم، داریم خداحافظی می‌کنیم. اما یاد ایشان همیشه در دل ماست. هر شیعه‌ای که به یاد حضرات باشد، دلش حرم آنهاست."
#قصه_های_مدرسه

https://t.me/menbaredel
👍142
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عاشق آن است که یا دیده به گل وا نکند!
👈مناجاتی کوتاه با امام عصر عج الله
#عصر_دل_تنگی

https://t.me/menbaredel
18👍2
🌀 تعادل؛ راز ماندگاری صفات نیک

هر صفت خوبی اگر از حد تعادل خارج شود، به ضد خودش تبدیل می‌شود.

🔸 شجاعت اگر بیش از حد شود، به بی‌پروا بودن و خطرپذیری بی‌مورد می‌انجامد.
🔸 تواضع اگر از تعادل بگذرد، به تحقیر خود و کاهش اعتماد به نفس منجر می‌شود.
🔸 عشق و محبت اگر بدون مدیریت باشد، تبدیل به وابستگی و کنترل‌گری می‌شود.

🔹 تعادل در اخلاق و رفتار، راه رسیدن به کمال است.
https://t.me/menbaredel
13👍4
"طلوع و غروب: لحظاتی برای پیوند با خالق یکتا"

طلوع و غروب آفتاب دو لحظه مهم در روز هستند که فرصت مناسبی برای تأمل و یادآوری عظمت الهی به انسان می‌دهند. طلوع، نویدبخش آغازی تازه و نمادی از امید و زندگی است و غروب، یادآور گذرا بودن دنیا و اهمیت بازگشت به پروردگار. این دو لحظه، بهترین زمان برای ارتباط قلبی با خداوند و بازگشت به خالق یکتاست.

در روایات معتبر از امام صادق (ع) آمده است که هر مسلمان باید این دعا را ده مرتبه پیش از طلوع آفتاب و ده مرتبه پیش از غروب آن بخواند:

«لا إِلَهَ إلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

و در برخی از روایات آمده که اگر این دعا ترک شد، قضا کردن آن لازم است.

https://t.me/menbaredel
👍144🥰1
به سمت هتل به راه افتادیم، جمعیت انبوه بود و هر قدمی که برمی‌داشتیم، توقفی داشت. برای پیدا کردن راه هتل، یک نشانه گذاشته بودم: مغازه‌ای کوچک که در آن سهله یا همان پرنده می‌فروختند، درست در سر کوچه‌ای که هتل در آن قرار داشت. از کودکی عاشق کفترها بودم و همیشه دوست داشتم یکی در خانه داشته باشم. همین‌طور که به مغازه نزدیک می‌شدیم، در ذهنم تصور می‌کردم که کاش می‌توانستم یک جفت از این کفترها را به تهران ببرم؛ اما خودم هم می‌دانستم که امکانش نیست، شاید هم حیوانات در این راه اذیت می‌شدند.

وقتی مغازه را دیدم، خیالم راحت شد که راه را درست آمده‌ام؛ اما از کاروان خبری نبود. در این ازدحام، چند جوان عراقی که هیکل درشتی داشتند به سمت من نزدیک شدند. حس ترس وجودم را گرفت؛ نمی‌دانستم چه می‌خواهند. با لحنی جدی از من پرسیدند: «ایرانی؟» در آن لحظه هزار فکر به ذهنم هجوم آورد که اگر بخواهند اذیتم کنند، چکار کنم؟ و اگر فرار کنم، حاج یعقوب را چطور تنها بگذارم؟ درست همان لحظه، ناگهان ابوحیدر با مشت به سینه یکی از آن‌ها کوبید و بلند فریاد زد: «روح!»

در عمرم هیچ وقت از دیدن کسی این‌قدر خوشحال نشده بودم. ابوحیدر خنده‌ای کرد و به من اشاره کرد که بریم. خدایا، اگر ابوحیدر نمی‌رسید، چه می‌شد؟
#قصه_های_مدرسه
https://t.me/menbaredel
😍101👍1🤔1🤬1
Audio
بنده عاشق چگونه بنده ایی است؟
✔️بر گرفته از تفسیر آیه ۳۱ سوره مبارکه آل عمران


https://t.me/menbaredel
11❤‍🔥2👍2
"پاسخ به سوالات کودکان درباره خدا با زبان ساده و تمثیل"



شاید با سوالات مختلفی از سوی کودکان و نوجوانان در مورد هستی و خدا روبه‌رو شویم، مانند اینکه "خدا کیست؟" و "خدا چه می‌کند؟" برای پاسخ به این پرسش‌ها می‌توان از منابع دینی بهره برد، اما لازم است نوع بیان آن با زبانی ساده و در قالب تمثیل‌های کودکانه باشد تا برای آن‌ها قابل درک شود.

در آیه ۳۵ سوره نور آمده است: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»؛ یعنی «خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.» این آیه اشاره دارد به اینکه خداوند، به عنوان خالق و نورِ هستی، علت اساسی جهان و زندگی است.

همچنین، در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است که خداوند در پاسخ به سوالی درباره خودش فرمود: «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف»؛ یعنی «من گنجی پنهان بودم و دوست داشتم شناخته شوم، پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.»

این آیات و احادیث می‌توانند به زبانی شیرین و تمثیلی، شناخت کودکان را نسبت به خدا و خلقت تقویت کنند.
https://t.me/menbaredel
❤‍🔥8🥰3👍21
Audio
اهمیت حسن خُلق
https://t.me/menbaredel
🔥9👏4👌3❤‍🔥1
Audio
صبر بر داشته ها
صبر بر نداشته ها
8👍4
پنج‌شنبه بود؛ صبح زود که از خواب بیدار شدم، اولین روزی بود که بعد از سفر به مدرسه می‌رفتم. با حس عجیبی از خانه بیرون آمدم. هنوز پارچه‌های «زیارت قبول» و «خیر مقدم» جلوی در خانه نصب بود و چند ریسه رنگی هم، با باد ملایمی که می‌وزید، آرام تکان می‌خوردند. نوعی حس احترام و آرامش در فضا بود که باعث می‌شد بیشتر از همیشه به خودم افتخار کنم. همسایه‌ها که رد می‌شدم، نگاهم می‌کردند؛ نگاه‌هایی پر از حسرت و احترام، انگار با فرد دیگری روبه‌رو شده‌اند. برخی از آن‌ها آهسته لبخند می‌زدند و با سری تکان دادن، زیر لب زمزمه می‌کردند: «خوشا به سعادتت.»
اما وقتی سوار سرویس شدم، همه چیز عوض شد. نگاه بچه‌ها با نگاه همسایه‌ها زمین تا آسمان فرق داشت. بعضی‌ها فقط از گوشه چشم با کنجکاوی نگاهم می‌کردند، انگار می‌خواستند بپرسند کجا رفته بودی و چرا این چند روز در مدرسه نبودی حسرت اینکه این فرصت نصیب انها نشده بود تا مدرسه را بپیچونن در نگاه هایشان پیدا بود؛ شاید حتی کمی حسودی می‌کردند که چنین فرصتی نصیبم شده و مدرسه نرفته ام. بعضی دیگر که انگار بی‌اهمیتی در نگاهشان بود، بی‌اعتنا سرشان را برگرداندند و به حرف‌های روزمره خودشان ادامه دادند.
دوستان نزدیک‌ترم اما با لبخند و مهربانی خاصی گفتند: «زیارت قبول!» و این جمله‌شان در دلم چیزی را روشن کرد. انگار یکی از بزرگ‌ترین تجربه‌های زندگیم را با من شریک شدند.
.
.
#قصه_های_مدرسه
https://t.me/menbaredel
14👍4
چگونه فرزندانمان را کتاب 📚 خوان کنیم؟

1. الگوی کتاب‌خوانی باشید:
کودکان وقتی می‌بینند والدینشان اهل کتاب هستند، احتمال بیشتری دارد که به کتاب علاقه‌مند شوند.


2. محیط مناسب فراهم کنید:
کتابخانه کوچکی در خانه داشته باشید و کتاب‌ها را در دسترس قرار دهید.


3. کتاب‌های جذاب و متناسب با سن انتخاب کنید:
کتاب‌هایی که محتوای جذاب و تصاویر جالب دارند، می‌توانند توجه کودک را جلب کنند.


4. زمانی را برای کتاب‌خوانی دسته‌جمعی تعیین کنید:
خواندن کتاب به‌صورت خانوادگی می‌تواند حس خوبی به کودک بدهد و کتاب‌خوانی را برای او لذت‌بخش کند.


5. به علایق کودک توجه کنید:
کتاب‌هایی با موضوعات مورد علاقه فرزندتان انتخاب کنید تا او بیشتر جذب خواندن شود.


6. انگیزه برایش ایجاد کنید:
از انسان های موفق که کتاب خوان بوده‌اند برایشان بگویید.


7. داستان‌گویی و استفاده از تمثیل‌ها:
با خواندن داستان‌ها برای کودکان و استفاده از تمثیل‌ها، علاقه آنها به کتاب و تخیل تقویت می‌شود.

8.به کتاب فروشی رفتن را در برنامه خانواده قرار دهید

9.به دیگران کتاب هدیه بدهید.


https://t.me/menbaredel
12❤‍🔥2👍1
Audio
چه کسانی می توانند الگو باشند؟
#ویژگی‌های_مومن
https://t.me/menbaredel
👍7🔥1
🔸استغفار کن!

❖ محمد بن ریّان گوید:
نامه‌ای به حضرت امام هادی (علیه‌السلام) نوشتم و از آن حضرت خواستم برای رهایی از سختی‌ها و بلاهایی که نازل می‌گردد و برای امور مهم و برآورده شدن درخواست‌های دنیایی و آخرتی، دعایی به من بیاموزند. و همان‌گونه که پدران گرامی‌شان مطالب خاصّی را به پیروانشان می‌آموختند، به من نیز دستور ویژه‌ای بیاموزند.
آن حضرت در جواب مرقوم فرمودند:
«اِلْزَمِ الِاسْتِغْفَار؛
همیشه و در همه حال، مغفرت و آمرزش را طلب کن»

[عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ‏ كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه‌السلام أَسْأَلُهُ أَنْ يُعَلِّمَنِي دُعَاءً لِلشَّدَائِدِ وَ النَّوَازِلِ‏ وَ الْمُهِمَّاتِ‏ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يَخُصَّنِي كَمَا خَصَّ آبَاؤُهُ مَوَالِيَهُمْ فَكَتَبَ إِلَيَّ الْزَمِ الِاسْتِغْفَار]

📘سلوة الحزين، ص: 49
به نقل از کانال حضرت آقای شبیری زنجانی
https://t.me/menbaredel
👏13🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقام صدیقه شهیده از زبان علامه سید کمال حیدری حفظه الله
هر چه کردم از خودم بنویسم دیدم زبان حضرت آقا رساتر و واضح تر است.
به نقل از کانال معظم له
https://t.me/sayyedalhaydari
.
.

https://t.me/menbaredel
👍6
تأثیر این تیپ کارها را چه طور می بینید؟
Anonymous Poll
83%
موثره!
17%
تأثیر خاصی نداره!
0%
پیشنهاد دیگری دارم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آشنایی با حکمت در سایه طنز و ادبیات کهن

ادبیات کهن ما، گنجینه‌ای از حکمت‌ها و درس‌های زندگی است که با زبان دلنشین و شیوایی خاصی همراه شده است. در روزگاری که مکتب‌خانه‌ها محل تربیت نسل‌های آینده بودند، این ادبیات جایگاهی ویژه داشت. آموزگاران، با استفاده از اشعار و حکایات، شیوه زندگی و نگرش به جامعه را به بچه‌ها منتقل می‌کردند؛ چرا که شعر و داستان ابزارهایی نافذ برای تعلیم و تربیت بودند.

اما در میان این ادبیات، طنز جایگاهی یگانه دارد؛ هنری که مفاهیم عمیق را با بیانی شیرین و گاهی تلخ به تصویر می‌کشد و تأثیری ماندگار بر ذهن مخاطب می‌گذارد. یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این عرصه، عبید زاکانی است. او با ظرافتی شگفت‌انگیز، حکمت‌ها و نکته‌های زندگی را در قالب طنز بیان می‌کند. طنزی که نه‌تنها لبخند بر لب می‌آورد، بلکه ذهن را به تفکر وامی‌دارد و مفاهیمی والا را منتقل می‌کند.
یادم نمی رود زمانیکه معلم ادبیات کلاس سوم راهنمایی منظومه موش و گربه را برای ما خواند شیرینی آن را تا الان در وجودم احساس می کنم.

خواندن حکایات عبید، فرصتی بی‌نظیر است تا از این نگاه طنزآلود و آموزنده بهره‌مند شویم و درس‌هایی برای زندگی امروزمان بگیریم. بیایید با هم، این حکایات را مرور کنیم و از این گنجینه پربار لذت ببریم.
.
.
#معرفی_کتاب
#نوجوان
https://t.me/menbaredel
6👍1👏1