چرا ما از مرگ میترسیم؟
روزی مردی نزد اباذر آمد و پرسید:
ای اباذر، چرا ما از مرگ بیزاریم و آن را ناخوشایند میدانیم؟
اباذر پاسخ داد:
زیرا شما دنیای خود را آباد کردهاید و آخرت خود را ویران. هیچکس دوست ندارد از خانهای آباد به خانهای ویران کوچ کند.
آن مرد باز پرسید:
ای اباذر، ورود ما به نزد خداوند چگونه خواهد بود؟
اباذر فرمود:
برای نیکوکاران شما، این مانند بازگشت یک مسافر به خانه و خانوادهاش است، اما برای بدکاران شما، همانند بازگرداندن بندۀ فراری بهسوی اربابش.
آن مرد دوباره پرسید:
حال ما نزد خداوند چگونه خواهد بود؟
اباذر فرمود:
کردارتان را با قرآن بسنجید! خداوند میفرماید: «بیتردید نیکان در نعمتها هستند، و بدکاران در دوزخ» (سوره انفطار، آیات ۱۳-۱۴).
مرد با نگرانی پرسید:
پس رحمت خدا کجاست؟
اباذر پاسخ داد:
رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است، یعنی باید شایستۀ رحمت باشی تا به تو برسد.
https://t.me/menbaredel
👍15❤7
رزق و روزی
شکستن اراده ها
شب قبل، تماسی از طرف یکی از دوستانم داشتم که مرا برای منبر دعوت کرد. با تاکید زیاد گفت که حتما زود برسم تا مجلس دچار خللی نشود. چندین بار مسیر را چک کردم و برنامهریزی کردم تا به موقع برسم.
حتی شام هم نخوردم که وقت را از دست ندهم.
رفتم و در مسیر چندین بار متن منبر را مرور کردم.
با خودم گفتم امشب باید چنان صحبت کنم که همه بفهمند منبر یعنی چه! ماشین را پارک کردم، لباسم را مرتب کردم، و با غروری در دل وارد مجلس شدم؛ به خودم گفتم "حالا ببینید منبر یعنی چه!"
گوشهای نشستم و منتظر شدم. گاهی هم خودم را متواضع نشان میدادم که بگویند: "عجب شیخ متواضعی!"
زیارت عاشورا و قرآن را که خواندند، ناگهان یک سید معمم وارد شد و مستقیم رفت روی منبر!
من هاج و واج مانده بودم، خدایا چه اتفاقی افتاده؟
دوستم قاسم چیزی زیر گوش سید گفت. سید بلند شد و گفت: "من در جریان نبودم." بعد شروع به صحبت کرد و عذرخواهی کرد.
موقع خداحافظی هم گفت: "یه منبر طلب شما!"
بله، گفتن، شنیدن، و نوشتن کلام اهل بیت (ع) باید رزق و روزی باشد. اگر نباشد،نمی شود!
https://t.me/menbaredel
شکستن اراده ها
شب قبل، تماسی از طرف یکی از دوستانم داشتم که مرا برای منبر دعوت کرد. با تاکید زیاد گفت که حتما زود برسم تا مجلس دچار خللی نشود. چندین بار مسیر را چک کردم و برنامهریزی کردم تا به موقع برسم.
حتی شام هم نخوردم که وقت را از دست ندهم.
رفتم و در مسیر چندین بار متن منبر را مرور کردم.
با خودم گفتم امشب باید چنان صحبت کنم که همه بفهمند منبر یعنی چه! ماشین را پارک کردم، لباسم را مرتب کردم، و با غروری در دل وارد مجلس شدم؛ به خودم گفتم "حالا ببینید منبر یعنی چه!"
گوشهای نشستم و منتظر شدم. گاهی هم خودم را متواضع نشان میدادم که بگویند: "عجب شیخ متواضعی!"
زیارت عاشورا و قرآن را که خواندند، ناگهان یک سید معمم وارد شد و مستقیم رفت روی منبر!
من هاج و واج مانده بودم، خدایا چه اتفاقی افتاده؟
دوستم قاسم چیزی زیر گوش سید گفت. سید بلند شد و گفت: "من در جریان نبودم." بعد شروع به صحبت کرد و عذرخواهی کرد.
موقع خداحافظی هم گفت: "یه منبر طلب شما!"
بله، گفتن، شنیدن، و نوشتن کلام اهل بیت (ع) باید رزق و روزی باشد. اگر نباشد،نمی شود!
https://t.me/menbaredel
❤16👍11😢1
انصاف حلقه گم شده جامعه!
انصاف یکی از ارزشهای اخلاقی مهم است که در بسیاری از جوامع به عنوان یکی از اصول پایهای عدالت و رفتار انسانی شناخته میشود. انصاف به معنای توانایی قضاوت بیطرفانه و عادلانه درباره خود و دیگران است. فردی که با انصاف عمل میکند، در موقعیتهایی که ممکن است منفعت شخصی او تحت تأثیر قرار بگیرد، میتواند به شکلی بیطرفانه تصمیم بگیرد و حتی اگر به ضرر خود باشد، حق را به دیگری بدهد.
شهید مطهری در توصیف انصاف میگوید: "آدم باانصاف کسی است که بتواند در مسائل مربوط به خود بیطرفانه قضاوت کند و در جایی که خود مقصر است، حکم علیه خودش صادر کند." این بیان، نشاندهندهی اهمیت انصاف در شناخت درست از خود و پذیرش حقیقت است.
متاسفانه، در بسیاری از مواقع، ما به جای رعایت انصاف، دیگران را نادیده میگیریم و حقوق آنها را زیر پا میگذاریم. به تعبیری، "مرغ همسایه را غاز میبینیم" و بر این باوریم که فقط منافع شخصی ما مهم است. اما اگر بتوانیم روزی در موقعیتی قرار بگیریم که بر علیه خود حکم کنیم و حق را به دیگری بدهیم، آن روز انصاف واقعی را رعایت کردهایم.
انصاف، حلقه گمشدهای است که اگر در رفتارهای روزمره ما بازگردد، میتواند بسیاری از مشکلات و تضادها را حل کند و باعث ایجاد روابط سالمتر و عدالت بیشتر در جامعه شود.
https://t.me/menbaredel
انصاف یکی از ارزشهای اخلاقی مهم است که در بسیاری از جوامع به عنوان یکی از اصول پایهای عدالت و رفتار انسانی شناخته میشود. انصاف به معنای توانایی قضاوت بیطرفانه و عادلانه درباره خود و دیگران است. فردی که با انصاف عمل میکند، در موقعیتهایی که ممکن است منفعت شخصی او تحت تأثیر قرار بگیرد، میتواند به شکلی بیطرفانه تصمیم بگیرد و حتی اگر به ضرر خود باشد، حق را به دیگری بدهد.
شهید مطهری در توصیف انصاف میگوید: "آدم باانصاف کسی است که بتواند در مسائل مربوط به خود بیطرفانه قضاوت کند و در جایی که خود مقصر است، حکم علیه خودش صادر کند." این بیان، نشاندهندهی اهمیت انصاف در شناخت درست از خود و پذیرش حقیقت است.
متاسفانه، در بسیاری از مواقع، ما به جای رعایت انصاف، دیگران را نادیده میگیریم و حقوق آنها را زیر پا میگذاریم. به تعبیری، "مرغ همسایه را غاز میبینیم" و بر این باوریم که فقط منافع شخصی ما مهم است. اما اگر بتوانیم روزی در موقعیتی قرار بگیریم که بر علیه خود حکم کنیم و حق را به دیگری بدهیم، آن روز انصاف واقعی را رعایت کردهایم.
انصاف، حلقه گمشدهای است که اگر در رفتارهای روزمره ما بازگردد، میتواند بسیاری از مشکلات و تضادها را حل کند و باعث ایجاد روابط سالمتر و عدالت بیشتر در جامعه شود.
https://t.me/menbaredel
👍23❤1🕊1
چگونه صادق باشیم؟
صداقت یکی از ویژگیهای بسیار مهمی است که باعث شد امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در نزد پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به جایگاه ویژهای برسد.
امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی به این موضوع اشاره کردهاند.
"روای می گوید به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم که عبداللَّه بن یعفور از دوستان شما، سلام رسانده است." امام پاسخ دادند: "سلام بر تو و بر عبداللَّه بن یعفور باد. وقتی پیش او رفتی، سلام مرا به او برسان و به او بگو که جعفر بن محمد (امام صادق) میگوید: نگاه کن ببین چه چیزی علی (علیهالسلام) را در نزد پیامبر به این مقام رساند؟ و به آن الزام داشته باش"
سپس امام صادق (علیهالسلام) ادامه دادند: "علی (علیهالسلام) به آنچه باید برسد، رسید(به آن مقام و جایگاه نزد رسول خدا). دلیلش این بود که او همیشه راستگو و امانتدار بود."
حالا این سوال پیش میآید که چگونه میتوان صادق بود؟
چگونه صادق باشیم؟
برای اینکه همیشه صادق بمانیم، نیاز به یک ناظر و انگیزه درونی داریم تا بتوانیم به عهد و پیمان خود پایبند باشیم و هیچگاه از مسیر درست و صداقت خارج نشویم. اولین گام برای صادق بودن، ایمان به خداست.
شخصی نزد امام صادق (علیهالسلام) آمد و پرسید: "یا ابن رسولالله، چگونه میتوانم به صداقت و راستگویی پایبند باشم؟"
امام صادق (علیهالسلام) پاسخ دادند: "ایمان به خدا و روز آخرت را در دل خود تقویت کن، زیرا ایمان به خدا و آخرت، انسان را از دروغگویی و خیانت باز میدارد."
پس اولین قدم در راستای صادق بودن، تقویت ایمان به خداست. این ایمان باعث میشود تا انسان خود را همیشه در حضور خدا ببیند و با درک عظمت او، هیچگاه به سمت دروغ و نادرستی نرود.
https://t.me/menbaredel
صداقت یکی از ویژگیهای بسیار مهمی است که باعث شد امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در نزد پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به جایگاه ویژهای برسد.
امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی به این موضوع اشاره کردهاند.
"روای می گوید به امام صادق (علیهالسلام) عرض کردم که عبداللَّه بن یعفور از دوستان شما، سلام رسانده است." امام پاسخ دادند: "سلام بر تو و بر عبداللَّه بن یعفور باد. وقتی پیش او رفتی، سلام مرا به او برسان و به او بگو که جعفر بن محمد (امام صادق) میگوید: نگاه کن ببین چه چیزی علی (علیهالسلام) را در نزد پیامبر به این مقام رساند؟ و به آن الزام داشته باش"
سپس امام صادق (علیهالسلام) ادامه دادند: "علی (علیهالسلام) به آنچه باید برسد، رسید(به آن مقام و جایگاه نزد رسول خدا). دلیلش این بود که او همیشه راستگو و امانتدار بود."
حالا این سوال پیش میآید که چگونه میتوان صادق بود؟
چگونه صادق باشیم؟
برای اینکه همیشه صادق بمانیم، نیاز به یک ناظر و انگیزه درونی داریم تا بتوانیم به عهد و پیمان خود پایبند باشیم و هیچگاه از مسیر درست و صداقت خارج نشویم. اولین گام برای صادق بودن، ایمان به خداست.
شخصی نزد امام صادق (علیهالسلام) آمد و پرسید: "یا ابن رسولالله، چگونه میتوانم به صداقت و راستگویی پایبند باشم؟"
امام صادق (علیهالسلام) پاسخ دادند: "ایمان به خدا و روز آخرت را در دل خود تقویت کن، زیرا ایمان به خدا و آخرت، انسان را از دروغگویی و خیانت باز میدارد."
پس اولین قدم در راستای صادق بودن، تقویت ایمان به خداست. این ایمان باعث میشود تا انسان خود را همیشه در حضور خدا ببیند و با درک عظمت او، هیچگاه به سمت دروغ و نادرستی نرود.
https://t.me/menbaredel
Telegram
مِنبَر دل(سلمان سلیمانی دوگاهه)
سلمان سلیمانی دوگاهه
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
❤11👍6🏆1
تأثیر راستگویی در زندگی و جامعه
اگر شما به یک پزشک مراجعه کنید و او برایتان نسخهای تجویز کند، انتظار دارید که بعد از مدتی تأثیر آن را ببینید. اگر این نسخه تأثیری نداشته باشد، احتمالاً دیگر از دارو استفاده نخواهید کرد. در دین و اخلاق هم این موضوع مشابه است. توصیههای اخلاقی باید تأثیر خاصی در زندگی ما و جامعه داشته باشند؛ در غیر این صورت، تأثیر و فایدهای نخواهند داشت.
اما چرا راستگویی اینقدر در دین توصیه شده است؟ زیرا راستگویی و صداقت انسان را به سمت نیکی هدایت میکند. کسی که راستگو باشد و در کلام و رفتار خود صداقت داشته باشد، به سوی اعمال نیک هدایت میشود. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: "بر شما باد به راستگویی، چرا که صداقت به سوی نیکی هدایت میکند و نیکی به سوی بهشت."
حتی در این دنیا نیز میتوان وجود بهشت را متصور شد. به خانوادهای نگاه کنید که در آن صداقت وجود دارد، به جامعهای بنگرید که در آن هیچگونه دروغ و خلاف واقع وجود ندارد؛ این جامعه و خانواده، مصداقی از بهشت در این دنیا هستند.
در جامعهای که صداقت حکمفرما باشد، افراد به یکدیگر اعتماد میکنند و با هم راحتی و صداقت دارند. این است تأثیر صداقت در جامعه. و البته، بهشت در آخرت نیز جایگاه راستگویان و موحدان است.
https://t.me/menbaredel
اگر شما به یک پزشک مراجعه کنید و او برایتان نسخهای تجویز کند، انتظار دارید که بعد از مدتی تأثیر آن را ببینید. اگر این نسخه تأثیری نداشته باشد، احتمالاً دیگر از دارو استفاده نخواهید کرد. در دین و اخلاق هم این موضوع مشابه است. توصیههای اخلاقی باید تأثیر خاصی در زندگی ما و جامعه داشته باشند؛ در غیر این صورت، تأثیر و فایدهای نخواهند داشت.
اما چرا راستگویی اینقدر در دین توصیه شده است؟ زیرا راستگویی و صداقت انسان را به سمت نیکی هدایت میکند. کسی که راستگو باشد و در کلام و رفتار خود صداقت داشته باشد، به سوی اعمال نیک هدایت میشود. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: "بر شما باد به راستگویی، چرا که صداقت به سوی نیکی هدایت میکند و نیکی به سوی بهشت."
حتی در این دنیا نیز میتوان وجود بهشت را متصور شد. به خانوادهای نگاه کنید که در آن صداقت وجود دارد، به جامعهای بنگرید که در آن هیچگونه دروغ و خلاف واقع وجود ندارد؛ این جامعه و خانواده، مصداقی از بهشت در این دنیا هستند.
در جامعهای که صداقت حکمفرما باشد، افراد به یکدیگر اعتماد میکنند و با هم راحتی و صداقت دارند. این است تأثیر صداقت در جامعه. و البته، بهشت در آخرت نیز جایگاه راستگویان و موحدان است.
https://t.me/menbaredel
Telegram
مِنبَر دل(سلمان سلیمانی دوگاهه)
سلمان سلیمانی دوگاهه
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
👍13🏆2
مسئولیت فردی در اسلام
در جامعهای که زندگی میکنیم، هر فرد مسئولیتهایی دارد؛ در برابر خدا، در برابر خود، و در برابر دیگران. یکی از ویژگیهای دین اسلام این است که هر کسی در برابر اعمال خودش مسئول است و این مسئولیت به هیچکس دیگری منتقل نمیشود. در قرآن کریم آمده است: "كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ" (هر کسی در گرو اعمال خویش است) و نمیتواند از اعمال خود جدا شود.
اولین مسئولیت ما در برابر اعضای بدن ماست. امیرالمؤمنین (ع) در وصیت خود به جناب محمد حنفیه، درباره این حقوق بهصورت عام و برای هر عضو بهصورت خاص صحبت میکنند. ایشان در ضرورت این حقوق میفرمایند: "إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فَرَائِضَ عَلَى جَوَارِحِكَ يُحَاجُّكَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ" (خداوند بر اعضای بدن فرائضی را واجب کرده که در روز قیامت بهواسطه آنها از تو حجت میطلبد و از تو سؤال میکند).
اولین حق واجب بر تمامی اعضای بدن این است که انسان چیزی را که نمیداند، نگوید. حضرت علی (ع) میفرمایند: "لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ" (چیزی که نمیدانی، نگو) و بالاتر از آن، میفرمایند: "لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ" (بلکه هر آنچه را که میدانی نیز نگو).
چرا حضرت به این مسائل توصیه میکنند؟ در ادامه با اشاره به آیه مبارکه "إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا" (اسراء: 36) (بهراستی که گوش و چشم و دل، همگی مورد سوال و مسئولیت قرار میگیرند) انسان را مسئول در برابر اعضای بدن خود میداند که هیچگاه از او سلب مسئولیت نمیشود.
در جامعهای که زندگی میکنیم، هر فرد مسئولیتهایی دارد؛ در برابر خدا، در برابر خود، و در برابر دیگران. یکی از ویژگیهای دین اسلام این است که هر کسی در برابر اعمال خودش مسئول است و این مسئولیت به هیچکس دیگری منتقل نمیشود. در قرآن کریم آمده است: "كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ" (هر کسی در گرو اعمال خویش است) و نمیتواند از اعمال خود جدا شود.
اولین مسئولیت ما در برابر اعضای بدن ماست. امیرالمؤمنین (ع) در وصیت خود به جناب محمد حنفیه، درباره این حقوق بهصورت عام و برای هر عضو بهصورت خاص صحبت میکنند. ایشان در ضرورت این حقوق میفرمایند: "إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فَرَائِضَ عَلَى جَوَارِحِكَ يُحَاجُّكَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ" (خداوند بر اعضای بدن فرائضی را واجب کرده که در روز قیامت بهواسطه آنها از تو حجت میطلبد و از تو سؤال میکند).
اولین حق واجب بر تمامی اعضای بدن این است که انسان چیزی را که نمیداند، نگوید. حضرت علی (ع) میفرمایند: "لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ" (چیزی که نمیدانی، نگو) و بالاتر از آن، میفرمایند: "لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ" (بلکه هر آنچه را که میدانی نیز نگو).
چرا حضرت به این مسائل توصیه میکنند؟ در ادامه با اشاره به آیه مبارکه "إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا" (اسراء: 36) (بهراستی که گوش و چشم و دل، همگی مورد سوال و مسئولیت قرار میگیرند) انسان را مسئول در برابر اعضای بدن خود میداند که هیچگاه از او سلب مسئولیت نمیشود.
❤10👍6👌1
چگونه شکر گزار نعمت های خداوند باشیم؟
شکرگزاری یکی از ارکان مهم زندگی دینی و اخلاقی انسان است که در قرآن و احادیث اهلبیت (علیهمالسلام) بر آن تأکید فراوانی شده است. شکر نعمتهای الهی نهتنها موجب افزایش آن نعمتها میشود، بلکه انسان را به خداوند نزدیکتر میکند و او را از نافرمانیها بازمیدارد.
پیامبر اکرم (ص) در یکی از سفرهای خود، هنگامی که بشارتی از جبرئیل (ع) دریافت میکند، بلافاصله از شتر خود پیاده میشود و پنج بار سجده شکر بهجای میآورد. این رفتار پیامبر نشان میدهد که شکرگزاری باید در هر لحظه از زندگی انجام شود و نباید منتظر زمان یا مکان خاصی برای آن بود.
البته موردی از طرف امام صادق (ع)استثنا شده است و آن زمانی است که انسان بیم شهرت دارد در غیر این صورت اگر نعمتی به انسان رسید باید چهره بر خاک بگذارد.
امام صادق (ع) نیز در مورد شکر نعمتهای الهی میفرمایند: "إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ..." یعنی اگر نعمتی از خداوند به یاد آوردید، با افتادگی و تواضع آن را شکر کنید. این حدیث نشاندهنده اهمیت عملی شکر است که نباید به لفظ و زبان محدود شود، بلکه باید با عمل و رفتاری نشان داده شود که خلوص نیت و تقدیر از الطاف الهی را به نمایش بگذارد.
امام کاظم (ع) نیز در روایتی دیگر وقتی نعمتی را به یاد میآورند، فوراً از مرکب خود پیاده میشوند و سجدهای طولانی به جا میآورند. این رفتار امام (ع) به ما میآموزد که شکرگزاری باید به شکلی انجام شود که بتواند تأثیر عمیق در روح و روان ما داشته باشد و ما را به یاد نعمتهای خداوند بیندازد.
در نهایت، شکر نعمتهای الهی تنها به گفتن "الحمدلله" خلاصه نمیشود هر چند در روایت به گفتن الحمدلله تاکید شده است، بلکه باید با عمل، نیت و رفتاری باشد که نشان دهد واقعاً به ارزش آن نعمتها پی بردهایم و قدردان آنها هستیم. شکر واقعی آن است که نعمت را در راهی استفاده کنیم که خداوند از آن راضی باشد و این، اوج بندگی و اخلاص است.
https://t.me/menbaredel
شکرگزاری یکی از ارکان مهم زندگی دینی و اخلاقی انسان است که در قرآن و احادیث اهلبیت (علیهمالسلام) بر آن تأکید فراوانی شده است. شکر نعمتهای الهی نهتنها موجب افزایش آن نعمتها میشود، بلکه انسان را به خداوند نزدیکتر میکند و او را از نافرمانیها بازمیدارد.
پیامبر اکرم (ص) در یکی از سفرهای خود، هنگامی که بشارتی از جبرئیل (ع) دریافت میکند، بلافاصله از شتر خود پیاده میشود و پنج بار سجده شکر بهجای میآورد. این رفتار پیامبر نشان میدهد که شکرگزاری باید در هر لحظه از زندگی انجام شود و نباید منتظر زمان یا مکان خاصی برای آن بود.
البته موردی از طرف امام صادق (ع)استثنا شده است و آن زمانی است که انسان بیم شهرت دارد در غیر این صورت اگر نعمتی به انسان رسید باید چهره بر خاک بگذارد.
امام صادق (ع) نیز در مورد شکر نعمتهای الهی میفرمایند: "إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ..." یعنی اگر نعمتی از خداوند به یاد آوردید، با افتادگی و تواضع آن را شکر کنید. این حدیث نشاندهنده اهمیت عملی شکر است که نباید به لفظ و زبان محدود شود، بلکه باید با عمل و رفتاری نشان داده شود که خلوص نیت و تقدیر از الطاف الهی را به نمایش بگذارد.
امام کاظم (ع) نیز در روایتی دیگر وقتی نعمتی را به یاد میآورند، فوراً از مرکب خود پیاده میشوند و سجدهای طولانی به جا میآورند. این رفتار امام (ع) به ما میآموزد که شکرگزاری باید به شکلی انجام شود که بتواند تأثیر عمیق در روح و روان ما داشته باشد و ما را به یاد نعمتهای خداوند بیندازد.
در نهایت، شکر نعمتهای الهی تنها به گفتن "الحمدلله" خلاصه نمیشود هر چند در روایت به گفتن الحمدلله تاکید شده است، بلکه باید با عمل، نیت و رفتاری باشد که نشان دهد واقعاً به ارزش آن نعمتها پی بردهایم و قدردان آنها هستیم. شکر واقعی آن است که نعمت را در راهی استفاده کنیم که خداوند از آن راضی باشد و این، اوج بندگی و اخلاص است.
https://t.me/menbaredel
Telegram
مِنبَر دل(سلمان سلیمانی دوگاهه)
سلمان سلیمانی دوگاهه
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
در این کانال دل نوشتههای یک طلبه، روزمرگیها، تأملات و مطالعاتش در مسیر زندگی معنوی و مشاوره اسلامی با شما به اشتراک گذاشته میشود. "
ارتباط با من
@Kssd6691
❤12👍1🏆1
