رویاهات میکشنت جلو ، خاطراتت میکشنت عقت ، چی میمونه ازت ؟ یچیزی میشی به عمق افکارتو به طول زندگی !
Forwarded from کبریت مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤔تا حالا حساب کردی تو چه سنی میتونی خونه بخری؟
😳مردم با ماشین حساب سن خونهدار شدنشون رو حساب کردن و به عددای جالبی رسیدن!
❌میدونستی طبق اصل 31 قانون اساسی:
داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانیه!
➕ http://t.me/joinchat/AAAAAEFrvDmJve-zUeZg4w
😳مردم با ماشین حساب سن خونهدار شدنشون رو حساب کردن و به عددای جالبی رسیدن!
❌میدونستی طبق اصل 31 قانون اساسی:
داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانیه!
➕ http://t.me/joinchat/AAAAAEFrvDmJve-zUeZg4w
اصاً بعد هر سربالایی سرازیری در کار نبود
از اول فقط درد فقط خواب بد و غم
ما رو از خواب پروند
همش غر تنفر همش بهت
همش بغض؛ زیر چشمام کبود
همش بیدار تا صبح مثل جغد
ولی خب ...
مهم نیست
از اول فقط درد فقط خواب بد و غم
ما رو از خواب پروند
همش غر تنفر همش بهت
همش بغض؛ زیر چشمام کبود
همش بیدار تا صبح مثل جغد
ولی خب ...
مهم نیست
تقویم روی میخ دیوار نیست
فقط یه نور کوچولو ته زیر سیگاری
داره میسوزونه میفهمونه شب سیاه نیست
ما پای هم تا صبح بیداریم :)
فقط یه نور کوچولو ته زیر سیگاری
داره میسوزونه میفهمونه شب سیاه نیست
ما پای هم تا صبح بیداریم :)
وضعیت اگه هزار برابر از این سخت تر هم بشه بهش فکر نمیکنم
من مسیح نیستم و بارها خودمو از روی صلیب زنده میکنم
وقتی داشتن شناسناممو میگرفتن چند تا فرشته دورم بود
اما هر روز گذشت، سیاه تر شد و بهشت دورم سوخت
از سقف بدهی بابا رفت توو هروئین
مجبور بودیم کل شهرو بدوییم
درگیر باشیم و دردو بجوییم
واسه قلب، برگ مرگ رو ببُریم
این جنگل تاریک و داغون
بارون به رنگ مشکیه جادو
مثل تحمل زشتی طاعون
چوب های تو لجن کشتی ما بود
خونه منو روی دریا ساختن
بدون انتخاب توی سرما باختم
اما از همینو فردا ساختم و
زندگیمو ندادم به چند تا راهزن
نمیخواستم تو دریا وایستم
اما تصمیم گرفتم دریا باشم
حالا ساخته میشن ابرها با من
من میتونم هر جا باشم
من مسیح نیستم و بارها خودمو از روی صلیب زنده میکنم
وقتی داشتن شناسناممو میگرفتن چند تا فرشته دورم بود
اما هر روز گذشت، سیاه تر شد و بهشت دورم سوخت
از سقف بدهی بابا رفت توو هروئین
مجبور بودیم کل شهرو بدوییم
درگیر باشیم و دردو بجوییم
واسه قلب، برگ مرگ رو ببُریم
این جنگل تاریک و داغون
بارون به رنگ مشکیه جادو
مثل تحمل زشتی طاعون
چوب های تو لجن کشتی ما بود
خونه منو روی دریا ساختن
بدون انتخاب توی سرما باختم
اما از همینو فردا ساختم و
زندگیمو ندادم به چند تا راهزن
نمیخواستم تو دریا وایستم
اما تصمیم گرفتم دریا باشم
حالا ساخته میشن ابرها با من
من میتونم هر جا باشم
خسته از هرچی که بود
خسته از هرچی که هست
راه میوفتم که برم
مثل هرشب مستِ مستِ
باز دلم مثل همیشه خالیه
باز دلم، گریهی تنهایی میخاد
برمیگردم تا ببینم کسی نیست
میبینم غم داره دنبالم میاد
میبینم غم داره دنبالم میاد
مستی هم درد منو دوا نمیکنه
غم با من زاده شده، منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه
خسته از هرچی که هست
راه میوفتم که برم
مثل هرشب مستِ مستِ
باز دلم مثل همیشه خالیه
باز دلم، گریهی تنهایی میخاد
برمیگردم تا ببینم کسی نیست
میبینم غم داره دنبالم میاد
میبینم غم داره دنبالم میاد
مستی هم درد منو دوا نمیکنه
غم با من زاده شده، منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه