‌Maybe، رادیو دلم
558 subscribers
2 photos
2 videos
2 links
life closed, no more life -metii
Download Telegram
خنده هام گم شدن
آرزوهام کمرنگ
و من تبدیل شدم به کسی که قرار نبود باشم
بیشتر فهمیدن دلیل بر بهتر فهمیدن نیست
دسته گل بر مزار من نهادن چه سود؟
در زمان بودنم یه شاخه گل دستم بده
мєтıı (Professor)
دسته گل بر مزار من نهادن چه سود؟ در زمان بودنم یه شاخه گل دستم بده
٫شاید اکنون در قبر باشم، خابیده باشم به پهلوی راست، گوش چسبانده به خاک، منتظر شنیدن گام هایت، فاتحه بهانه است، من حتی بعد از مرگ هم دوستت دارم ٫.
زندگیم یه جاده شلوغ و من تنها افتادم انتهای جاده
واسه کسی که از ارتفاع میترسه، بالا اومدن یه اشتباه محضه
دلم واسه روزایی که کصخل بودم ولی خوش میگذروندم تنگ شده، هنوزم کصخلم ولی دیگه خوش نمیگذره
میترسی نکن
کردی نترس
حس میکنم تاحالا فرصت نشده زندگی کنم
هرچی تا الان بوده دوام اوردن بوده
تنها سیگار واسم میسوخت
اونم با پول میخریدم
امشب حس کردم وسط اقیانوسی بی انتها سقوط کرده‌ام؛ جایی که نه نوری هست، نه راهی برای رسیدن به سطح.

نفسی که مدت‌ها در سینه حبس کرده بودم، به آخرین لحظه‌هایش رسیده بود. آرام آرام از درونم بیرون می‌رفت و همراهش انگار تک ‌ای از جانم را هم با خود می‌برد.

حباب ها را می‌دیدم که بی‌صدا از کنارم عبور می‌کنند و به سمت روشنایی سطح آب بالا می‌روند؛ اما من، همان لحظه، سنگین تر از همیشه در تاریکی سقوط میکردم...
خسته شدم من بخدا قسم
همین بغل منو پیاده کن
خداشاهده هیچ وقت برای منفعت کنار آدما نبودم، خودم همه چی داشتم، اگه بودم دلی دوستون داشتم...
باختمو باس خواب ببینن
بها دادم، بهاش رو پس دادم
دورم شلوغه
ولی تنهای تنهام
ولی پاک موندم، دزد نشدم، گفتم مگه نداری چشه؟
دود شدم، ولی دم نزدم، کم اوردم ولی کم نشدم
خورد شدم، غرق شدم، ولی خب خَم نشدم — سَر بالا
دیوار پشتت نداشته باشی
حتی دست هم بهت نمیدن