𝗩𝗸𝗩_ 𝗠𝗮𝘅 via @chToolsBot
" دارم میگم که من... دوستت دارم!" 『 ↳𝖭𝖺𝗆𝖾 : #Kalisfer _ #Verse 𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖬𝖸𝖲𝖳𝖤𝖱𝖸, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖥𝖺𝗄𝖾 𝖼𝗁𝖺𝗍 Up : Tuesday&Friday 𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : @Mizuki_f برای خوندنِ پارت چهارم کلیک کنید.❗️
❗️بالاخره سایت تلگراف باز شد و قراره که فردا آپ داشته باشیم اما به یک شرط!
به غیر از پارت پنج که فردا آپ میشه، یک پارت تا پایان این فیکچت مونده به علاوهی یک یا بالای دو پارت افتر استوری؛ پس لطف کنید حداقل الان کمی نظر بدین و ریاکت ها رو بیشتر کنید!
#Kalisfer
به غیر از پارت پنج که فردا آپ میشه، یک پارت تا پایان این فیکچت مونده به علاوهی یک یا بالای دو پارت افتر استوری؛ پس لطف کنید حداقل الان کمی نظر بدین و ریاکت ها رو بیشتر کنید!
#Kalisfer
❤4
𝗩𝗸𝗩_ 𝗠𝗮𝘅 via @chToolsBot
"_ اینبار...به جای کلمهی "سکس"، میتونم "عشقبازی" رو جایگزین کنم؟ "
『 ↳𝖭𝖺𝗆𝖾 : #Kalisfer _ #Verse
𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖬𝖸𝖲𝖳𝖤𝖱𝖸, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖥𝖺𝗄𝖾 𝖼𝗁𝖺𝗍
Up : Tuesday&Friday
𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : @Mizuki_f
برای خوندنِ پارت پنجم کلیک کنید.❗️
『 ↳𝖭𝖺𝗆𝖾 : #Kalisfer _ #Verse
𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖬𝖸𝖲𝖳𝖤𝖱𝖸, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖥𝖺𝗄𝖾 𝖼𝗁𝖺𝗍
Up : Tuesday&Friday
𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : @Mizuki_f
برای خوندنِ پارت پنجم کلیک کنید.❗️
❤20🔥2👎1🍓1
همونطور که از شدت خنده دلش درد گرفته بود، اشک گوشه چشمش رو پاک کرد و با ته مونده خندش گفت
-آخه با کدوم عقلی این کارو انجام دادی
پسر بزرگتر گفت
-چیه مگه حالا..فقط خونه ی کوچولو، خیلی کوچولو یخ زده!
هیونگ!ی کوچولو؟واقعا ی کوچولو؟الان به معنای واقعی کلمه میتونیم توی خونه اسکیت کنیم.
و باز هم شروع به خندیدن کرد. نمیدونست باید بخنده یا از وضع پیش اومده عصبی باشه.
-پایه ی بازی هیجانی داخل خونه یخ زدمون هستی؟
-نمیتونی به پام برسی ژپتو. دیگه پیر شدی
و شروع به دویدن کرد. اما چون کف خونه به دلیل یخ زدگی و سرمای هوا سر و لیز شده بود، پاهاش لیز خورد و بوم!!روی زمین یخی فرود اومد .
حالا فقط صدای خنده هایی که باز از ته دلشون بود کل کوچه رو پر کرده بود و همسایگانی که بخاطر صدای خنده زوج دوست داشتنی محلشون لبخند به لب داشتند.
#Ren #Scenario #icyhome
@mearmade
Channel VKV_Max---☆
-آخه با کدوم عقلی این کارو انجام دادی
پسر بزرگتر گفت
-چیه مگه حالا..فقط خونه ی کوچولو، خیلی کوچولو یخ زده!
هیونگ!ی کوچولو؟واقعا ی کوچولو؟الان به معنای واقعی کلمه میتونیم توی خونه اسکیت کنیم.
و باز هم شروع به خندیدن کرد. نمیدونست باید بخنده یا از وضع پیش اومده عصبی باشه.
-پایه ی بازی هیجانی داخل خونه یخ زدمون هستی؟
-نمیتونی به پام برسی ژپتو. دیگه پیر شدی
و شروع به دویدن کرد. اما چون کف خونه به دلیل یخ زدگی و سرمای هوا سر و لیز شده بود، پاهاش لیز خورد و بوم!!روی زمین یخی فرود اومد .
حالا فقط صدای خنده هایی که باز از ته دلشون بود کل کوچه رو پر کرده بود و همسایگانی که بخاطر صدای خنده زوج دوست داشتنی محلشون لبخند به لب داشتند.
#Ren #Scenario #icyhome
@mearmade
Channel VKV_Max---☆
❤1🐳1
تهیونگ، با آرزوی دیدن آکوامن، فرمانروای شهر گمشده اتلانتیس و اقیانوس های کره زمین،؟ هر روز و شبش رو در کنار دریا سپری میکرد.
اون یک ماجراجو نبود،یک جغرافی دان نبود، عاشق و مجنونی بود که فقط با دیدن برق نگاه های مرد دریایی، بهش دل باخته بود.
یک شب، وقتی در کنار دریا زانوی غم بغل گرفته بود و عهد بسته بود اگر مرد دریایی اش رو نبینه، برای همیشه ازش دل میکنه، اون رو دید.
پسر مو آبی درست وسط آب ایستاده بود و بهش اشاره میکرد تا به سمتش بره. دل به دریا زد. با پاهای برهنه قدم هاش رو به سمت معشوقه اش کشید و بدون فکر اون رو بوسید.
لب های مرد دریایی سرد، اما نرم بود.
جونگکوک عقب کشید و با ترس به چهره ی اون خیره شد.
"چ..چکار کردی"؟ الان تو تبدیل به یک انسان دریایی میشی.!
اون نمیدونست پسر چی داره میگه،سرش تیر میکشید و عجیب بود که رنگدانه های سر پسر رو به روش به رنگ خودش درمیومد.
"م..موهات!"
با ترس چرخید. پسر از پشت اسیرش کرد.
"تو طلسم من رو باطل کردی و حالا خودت.."
"من حاظرم برات جون بدم، مرد دریایی من."
#APONI #Scenario
@mearmade
Channel VKV_Max----☆
اون یک ماجراجو نبود،یک جغرافی دان نبود، عاشق و مجنونی بود که فقط با دیدن برق نگاه های مرد دریایی، بهش دل باخته بود.
یک شب، وقتی در کنار دریا زانوی غم بغل گرفته بود و عهد بسته بود اگر مرد دریایی اش رو نبینه، برای همیشه ازش دل میکنه، اون رو دید.
پسر مو آبی درست وسط آب ایستاده بود و بهش اشاره میکرد تا به سمتش بره. دل به دریا زد. با پاهای برهنه قدم هاش رو به سمت معشوقه اش کشید و بدون فکر اون رو بوسید.
لب های مرد دریایی سرد، اما نرم بود.
جونگکوک عقب کشید و با ترس به چهره ی اون خیره شد.
"چ..چکار کردی"؟ الان تو تبدیل به یک انسان دریایی میشی.!
اون نمیدونست پسر چی داره میگه،سرش تیر میکشید و عجیب بود که رنگدانه های سر پسر رو به روش به رنگ خودش درمیومد.
"م..موهات!"
با ترس چرخید. پسر از پشت اسیرش کرد.
"تو طلسم من رو باطل کردی و حالا خودت.."
"من حاظرم برات جون بدم، مرد دریایی من."
#APONI #Scenario
@mearmade
Channel VKV_Max----☆
❤1🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آپدیت تیکتاک بیتیاس با تیکهای از برنامهی I AM STILL جونگکوک
#Acha --#video
@mearmade
Channel VKV_Max-----☆
#Acha --#video
@mearmade
Channel VKV_Max-----☆
👍3