اگر شما هم در شبکههای اجتماعی فعال هستین پیشنهاد میکنم حتما با مفهوم Astroturfing آشنا بشین!
کلمهی Astroturfing به معنای ایجاد توهم حمایت مردمی از یک فرد یا کالا یا یک جریان سیاسیه! مثلا کلی کاربر در شبکههای اجتماعی از یک موضوع حمایت میکنن (که این کاربرها جعلیاند) و این تصور ایجاد میشه که چقدر فلان موضوع حامی داره و همین باعث میشه حمایت عدهای از مردم هم به خودش جذب کنه! عموما ایجاد کنندگان این پدیده حامیان مالی غیر مشخص دارن و جوری عمل میکنن که ساده شناسایی نشن. مثلا حدود ۲۰ درصد از ترندیگ در توییتر جعلیه. در واقع astroturfing با کامنت و لایک و حمایت کاربران جعلی تقویت میشه.
این کلمه کمتر از ۱۵ ساله که رایج شده. مثلا شرکتهای دخانیات آمریکا میخواستن از وضع قوانین منع کننده مصرف دخانیات جلوگیری کنن، کلی نامه جعلی به نمایندگان آمریکا میفرستن که نمایندهها فکر کنن جمعیت زیادی از مردم با این قوانین مخالفاند. یا مثلا موقع خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا کلی کاربر رفتن و در فیس بوک از بوریس جانسون حمایت کردن که اغلب جعلی بودن (عوضش در صفحه خانم May کاربرهای واقعی نظر دادن)
در واقع خیلی از آدمها در شبکههای اجتماعی نگاه میکنن ببینن چه چیزی بیشتر طرفدار داره و اونها هم طرفدار همون میشن و به نوعی فریب میخورن! در خیلی از کشورهای دنیا مثل آمریکا و انگلستان و استرالیا و... اگر بفهمن کسی یا سازمانی یا جریانی astroturfing ایجاد کرده اون رو مجرم میدونن و جریمه مالی یا حتی زندان داره.
مقالات مهمی در مجلات بسیار معتبر چاپ شدن که راه شناسایی و چگونگی برخورد با این پدیده رو ارائه بدن. از نظر خیلی از کارشناسان آسیب این پدیده خیلی بیش از انتشار اخبار جعلیه و احتمالا با گسترش شبکه اجتماعی، این آسیب بیشتر هم میشه. خلاصه که مراقب باشین گول این پدیده رو نخورین. همیشه دقیق بررسی کنین.
مجید میرزایی✍🏻
@ketabdooni
@me_mind
کلمهی Astroturfing به معنای ایجاد توهم حمایت مردمی از یک فرد یا کالا یا یک جریان سیاسیه! مثلا کلی کاربر در شبکههای اجتماعی از یک موضوع حمایت میکنن (که این کاربرها جعلیاند) و این تصور ایجاد میشه که چقدر فلان موضوع حامی داره و همین باعث میشه حمایت عدهای از مردم هم به خودش جذب کنه! عموما ایجاد کنندگان این پدیده حامیان مالی غیر مشخص دارن و جوری عمل میکنن که ساده شناسایی نشن. مثلا حدود ۲۰ درصد از ترندیگ در توییتر جعلیه. در واقع astroturfing با کامنت و لایک و حمایت کاربران جعلی تقویت میشه.
این کلمه کمتر از ۱۵ ساله که رایج شده. مثلا شرکتهای دخانیات آمریکا میخواستن از وضع قوانین منع کننده مصرف دخانیات جلوگیری کنن، کلی نامه جعلی به نمایندگان آمریکا میفرستن که نمایندهها فکر کنن جمعیت زیادی از مردم با این قوانین مخالفاند. یا مثلا موقع خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا کلی کاربر رفتن و در فیس بوک از بوریس جانسون حمایت کردن که اغلب جعلی بودن (عوضش در صفحه خانم May کاربرهای واقعی نظر دادن)
در واقع خیلی از آدمها در شبکههای اجتماعی نگاه میکنن ببینن چه چیزی بیشتر طرفدار داره و اونها هم طرفدار همون میشن و به نوعی فریب میخورن! در خیلی از کشورهای دنیا مثل آمریکا و انگلستان و استرالیا و... اگر بفهمن کسی یا سازمانی یا جریانی astroturfing ایجاد کرده اون رو مجرم میدونن و جریمه مالی یا حتی زندان داره.
مقالات مهمی در مجلات بسیار معتبر چاپ شدن که راه شناسایی و چگونگی برخورد با این پدیده رو ارائه بدن. از نظر خیلی از کارشناسان آسیب این پدیده خیلی بیش از انتشار اخبار جعلیه و احتمالا با گسترش شبکه اجتماعی، این آسیب بیشتر هم میشه. خلاصه که مراقب باشین گول این پدیده رو نخورین. همیشه دقیق بررسی کنین.
مجید میرزایی✍🏻
@ketabdooni
@me_mind
Ⓜ️ اثر فورِر
🔻در سال ۱۹۴۸ یک روانشناس بنام پروفسور برترام فورر یک تست شخصیتشناسی به شاگردانش داد که مشتمل بر سوالاتی متفاوت بود و خواست تا به سوالات پاسخ دهند و به آنها گفت که با خواندن پاسخ آنها، شخصیت آنها را آنالیز کرده به هرکدام آنها خواهد گفت که چه شخصیت و ویژگیهایی دارند. پروفسور چند روز بعد به هر یک از دانشجویان برگهای شامل توضیحات در مورد ویژگیهای شخصی آنها داد و این بار خواست تا بر اساس اینکه چقدر توضیحاتش به واقعیت نزدیک است به او نمره دهند. نمره صفر یعنی توضیحات هیچ ربطی به آنها ندارد و نمره ۵ یعنی توضیحات کاملاً منطبق بر شخصیت آنهاست. نمرهای که پرفسور فورر از شاگردانش کسب کرد برابر با ۴.۲۶ بود. چیزی نزدیک به عالی. بعد از اعلام نتایج پروفسور فاش کرد که به همه آنها یه پاسخ ثابت و یکسان را داده که از یک کتاب فالگیری روی دکه روزنامهفروشی کپی کرده بوده است. تنها برگهای که داده بود شامل یک مشت چرندیات کلی و مبهم بود که میتواند شامل حال افراد بسیاری بشود.
🔻در آزمایش دیگری از دانشجویان تست استاندارد MMPI گرفته شد. (تست فوق استاندارد است و نتایج آن تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است. البته گرفتن آزمون و تفسیر نتایج این تست فقط و فقط باید توسط متخصصان انجام شود) سپس به هر دانشجو هم پاسخ صحیح بر اساس تست داده شد و هم یک برگه کپی شده از مجله فالگیری و ستارهبینی. از دانشجویان خواسته شد تا تشخیص دهند کدام پاسخ مربوط به آنهاست. حدود ۶۰ درصد دانشجویان پاسخ تقلبی را واقعی میدانستند.
🔻«اثر فورر» میگوید «وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان میشنوید یا میخوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان میگردید و اگر متن به اندازه کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. مهمترین اثرگذاری، استفاده از کلماتی مانند “بعضی وقتها” است. مثلاً جمله “بعضی وقتها اعتماد به نفس دارید، اما بعضی وقتها نه” میتواند برای همه صادق باشد»
📌تحقیقات اخیر نشان داده که دو عامل اساسی در گول خوردن عوام اثر اساسی دارد؛
➖۱.باور و اعتقاد به ماوراءالطبیعه: افرادی که به ماوراءالطبیعه باور دارند همیشه معتقدند که سرنوشت آنها جایی نوشته شده است و یا کسی یا کسانی از آن خبر دارند. این افراد خیلی راحتتر درگیر تستهای غیرعلمی شخصیتشناسی، فالگیری و طالعبینی ماهانه میشوند.
➖۲.علاقه به خود: افراد معمولاً چیزهای مثبت در مورد خود را راحتتر باور میکنند تا موارد منفی. مثلاً اگر به آنها گفته شود که «تو خیلی سختکوشی اما کسانی نمیخواهند و نمیگذارند به نتیجه برسی» میپذیرند. اما اگر گفته شود «مسیری که میروی احمقانه است و تلاشی بیهوده و بیارزش میکنی» با آن کنار نخواهند آمد. بنابراین فالگیر ان کلاهبردار از جمله اول استفاده میکنند.
🍥 «اثر فورر» عملاً بیشترین کاربری را در شخصیتشناسی غیرعلمی، فالگیری، فال حافظ، طالعبینی روزانه و امثالهم دارد.
🛄 @zistboommedia
@me_mind
🔻در سال ۱۹۴۸ یک روانشناس بنام پروفسور برترام فورر یک تست شخصیتشناسی به شاگردانش داد که مشتمل بر سوالاتی متفاوت بود و خواست تا به سوالات پاسخ دهند و به آنها گفت که با خواندن پاسخ آنها، شخصیت آنها را آنالیز کرده به هرکدام آنها خواهد گفت که چه شخصیت و ویژگیهایی دارند. پروفسور چند روز بعد به هر یک از دانشجویان برگهای شامل توضیحات در مورد ویژگیهای شخصی آنها داد و این بار خواست تا بر اساس اینکه چقدر توضیحاتش به واقعیت نزدیک است به او نمره دهند. نمره صفر یعنی توضیحات هیچ ربطی به آنها ندارد و نمره ۵ یعنی توضیحات کاملاً منطبق بر شخصیت آنهاست. نمرهای که پرفسور فورر از شاگردانش کسب کرد برابر با ۴.۲۶ بود. چیزی نزدیک به عالی. بعد از اعلام نتایج پروفسور فاش کرد که به همه آنها یه پاسخ ثابت و یکسان را داده که از یک کتاب فالگیری روی دکه روزنامهفروشی کپی کرده بوده است. تنها برگهای که داده بود شامل یک مشت چرندیات کلی و مبهم بود که میتواند شامل حال افراد بسیاری بشود.
🔻در آزمایش دیگری از دانشجویان تست استاندارد MMPI گرفته شد. (تست فوق استاندارد است و نتایج آن تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است. البته گرفتن آزمون و تفسیر نتایج این تست فقط و فقط باید توسط متخصصان انجام شود) سپس به هر دانشجو هم پاسخ صحیح بر اساس تست داده شد و هم یک برگه کپی شده از مجله فالگیری و ستارهبینی. از دانشجویان خواسته شد تا تشخیص دهند کدام پاسخ مربوط به آنهاست. حدود ۶۰ درصد دانشجویان پاسخ تقلبی را واقعی میدانستند.
🔻«اثر فورر» میگوید «وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان میشنوید یا میخوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان میگردید و اگر متن به اندازه کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. مهمترین اثرگذاری، استفاده از کلماتی مانند “بعضی وقتها” است. مثلاً جمله “بعضی وقتها اعتماد به نفس دارید، اما بعضی وقتها نه” میتواند برای همه صادق باشد»
📌تحقیقات اخیر نشان داده که دو عامل اساسی در گول خوردن عوام اثر اساسی دارد؛
➖۱.باور و اعتقاد به ماوراءالطبیعه: افرادی که به ماوراءالطبیعه باور دارند همیشه معتقدند که سرنوشت آنها جایی نوشته شده است و یا کسی یا کسانی از آن خبر دارند. این افراد خیلی راحتتر درگیر تستهای غیرعلمی شخصیتشناسی، فالگیری و طالعبینی ماهانه میشوند.
➖۲.علاقه به خود: افراد معمولاً چیزهای مثبت در مورد خود را راحتتر باور میکنند تا موارد منفی. مثلاً اگر به آنها گفته شود که «تو خیلی سختکوشی اما کسانی نمیخواهند و نمیگذارند به نتیجه برسی» میپذیرند. اما اگر گفته شود «مسیری که میروی احمقانه است و تلاشی بیهوده و بیارزش میکنی» با آن کنار نخواهند آمد. بنابراین فالگیر ان کلاهبردار از جمله اول استفاده میکنند.
🍥 «اثر فورر» عملاً بیشترین کاربری را در شخصیتشناسی غیرعلمی، فالگیری، فال حافظ، طالعبینی روزانه و امثالهم دارد.
🛄 @zistboommedia
@me_mind
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
اریک برن، روانشناس برجسته میگوید:
اگر انسانها نوازش نشوند، مغزشان متلاشی میشود و این کنایهایست از اهمیت نوازش بهعنوان غذای روح برای مغز .
نوازشها میتوانند مثبت و منفی باشند.
لبخند زدن، جملات مهرآمیز گفتن و ... نمونههایی از نوازش مثبت.
و اخم کردن، مشاجره، انتقاد، نیش و کنایه زدن مواردی از نوازشهای منفی هستند.
نیاز به نوازش یا دیده شدن به اندازهای قوی است که بشر همه تلاش خود را به کار میگیرد تا دیگران او را ببینند، تایید کنند، دوست بدارند و تحسین کنند و اگر چنین چیزی اتفاق نیفتد به نوازشهای منفی نیز بسنده میکند، به عبارتی، ما حاضریم انتقاد شویم، بازخوردهای منفی بگیریم، زیر سوال برویم و... تا به خودمان ثابت کنیم که دیگران ما را میبینند و بههمین دلیل مهم هستیم.
نوازشها میتوانند کلامی و غیرکلامی باشند.
کلمات مهرآمیز نمونههایی از نوازشهای کلامی هستند.
@me_mind
اگر انسانها نوازش نشوند، مغزشان متلاشی میشود و این کنایهایست از اهمیت نوازش بهعنوان غذای روح برای مغز .
نوازشها میتوانند مثبت و منفی باشند.
لبخند زدن، جملات مهرآمیز گفتن و ... نمونههایی از نوازش مثبت.
و اخم کردن، مشاجره، انتقاد، نیش و کنایه زدن مواردی از نوازشهای منفی هستند.
نیاز به نوازش یا دیده شدن به اندازهای قوی است که بشر همه تلاش خود را به کار میگیرد تا دیگران او را ببینند، تایید کنند، دوست بدارند و تحسین کنند و اگر چنین چیزی اتفاق نیفتد به نوازشهای منفی نیز بسنده میکند، به عبارتی، ما حاضریم انتقاد شویم، بازخوردهای منفی بگیریم، زیر سوال برویم و... تا به خودمان ثابت کنیم که دیگران ما را میبینند و بههمین دلیل مهم هستیم.
نوازشها میتوانند کلامی و غیرکلامی باشند.
کلمات مهرآمیز نمونههایی از نوازشهای کلامی هستند.
@me_mind
دارم یک تحقیق میخوانم در مورد سرطان.
نوشته: استرس و دورههای مزمنِ غم و اندوه می تواند به تولید و فعال شدن سلولهای سرطانی منجر شود.
نوشته: در محیطهای پر استرس نرخ ابتلا به سرطان بیشتر است.
دارم به هر تکغمی که از دل گذشته و شده یک سلول سرطانی فکر میکنم. دارم به اتحادیهی غمها که شدهاند غدههای سرطانی فکر می کنم.
دارم به حافظهی هر سلول سرطانی فکر می کنم. به تاریخچه سلولهایی که از حرفهای تلخ، از کنایهها، از نادیده گرفته شدنها، از رها شدنها، از تحت فشار قرار گرفتنها، تهمتها، توهینها، نشنیدهشدنها، گریههای شبانه، سکوتهای روزانه، خستگیها، تنهاییها، زخمهای بیمرهم، دردهای بیدرمان، غمهای کهنه، غصههای زیرپوستیو دشمنیهای در قالب دوستی زاده شدهاند.
اگر می شد هسته سلولهای سرطانی را شکافت و علت را بیرون کشید، هر سرطان را میشد با یک تراژدی برابر دانست.
حالا؛
یک نگاه به اطرافیان سالمتان بکنید و ببینید اگر خدایی نکرده روزی سرطان بگیرد چند تا سلول سهم شماست؟ چند تایش را شما کاشتهاید، آب دادهاید، بارور کردهاید؟ آیا اطمینان این را دارید که سلول را بشکافند و حافظه اش را از وجود شما خالی ببینند؟
سرطان هم نشویم. غم نشویم به دل هم؛ درد نشویم به جان هم؛ خواسته و ناخواسته.
دنیا خودش به قدر خودش کوفت هست. سلولهای سرطانی خفتهی تن هم را بخشکانیم؛ هر طور میتوانیم، هرطور بلدیم. ما بد نیستیم، فقط گاهی بلد نیستیم. فقط گاهی حواسمان نیست، فقط گاهی زیادی حواسمان به خودمان است. نشویم؛ سرطانِ هم نشویم.
همین♥️
👤سودابه فرضی پور
@me_mind
نوشته: استرس و دورههای مزمنِ غم و اندوه می تواند به تولید و فعال شدن سلولهای سرطانی منجر شود.
نوشته: در محیطهای پر استرس نرخ ابتلا به سرطان بیشتر است.
دارم به هر تکغمی که از دل گذشته و شده یک سلول سرطانی فکر میکنم. دارم به اتحادیهی غمها که شدهاند غدههای سرطانی فکر می کنم.
دارم به حافظهی هر سلول سرطانی فکر می کنم. به تاریخچه سلولهایی که از حرفهای تلخ، از کنایهها، از نادیده گرفته شدنها، از رها شدنها، از تحت فشار قرار گرفتنها، تهمتها، توهینها، نشنیدهشدنها، گریههای شبانه، سکوتهای روزانه، خستگیها، تنهاییها، زخمهای بیمرهم، دردهای بیدرمان، غمهای کهنه، غصههای زیرپوستیو دشمنیهای در قالب دوستی زاده شدهاند.
اگر می شد هسته سلولهای سرطانی را شکافت و علت را بیرون کشید، هر سرطان را میشد با یک تراژدی برابر دانست.
حالا؛
یک نگاه به اطرافیان سالمتان بکنید و ببینید اگر خدایی نکرده روزی سرطان بگیرد چند تا سلول سهم شماست؟ چند تایش را شما کاشتهاید، آب دادهاید، بارور کردهاید؟ آیا اطمینان این را دارید که سلول را بشکافند و حافظه اش را از وجود شما خالی ببینند؟
سرطان هم نشویم. غم نشویم به دل هم؛ درد نشویم به جان هم؛ خواسته و ناخواسته.
دنیا خودش به قدر خودش کوفت هست. سلولهای سرطانی خفتهی تن هم را بخشکانیم؛ هر طور میتوانیم، هرطور بلدیم. ما بد نیستیم، فقط گاهی بلد نیستیم. فقط گاهی حواسمان نیست، فقط گاهی زیادی حواسمان به خودمان است. نشویم؛ سرطانِ هم نشویم.
همین♥️
👤سودابه فرضی پور
@me_mind
سال نو مبارک🌸🪻
در آغاز این سال جدید، آرزو میکنم که ذهنها آرام، دلها شاد و روحها سرشار از امید باشند. امیدوارم که امسال، هر روزتان با آرامش درون همراه شود، چالشها به فرصتی برای رشد تبدیل شوند و لبخندهای بیشتری بر لبانتان جاری گردد.
برای همه، سالی پر از تعادل، خودشناسی و روابطی سالم و پرمحبت آرزو دارم. باشد که در مسیر زندگی، مهربانی را به خود و دیگران هدیه دهیم و با گامهایی استوار به سوی روزهای روشنتر حرکت کنیم.
“بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است” —خیام
سال نو، فصل نو، زندگی نو—بهترینها در انتظار شماست🌹
#ملیکاقهرمانزاده
@me_mind
در آغاز این سال جدید، آرزو میکنم که ذهنها آرام، دلها شاد و روحها سرشار از امید باشند. امیدوارم که امسال، هر روزتان با آرامش درون همراه شود، چالشها به فرصتی برای رشد تبدیل شوند و لبخندهای بیشتری بر لبانتان جاری گردد.
برای همه، سالی پر از تعادل، خودشناسی و روابطی سالم و پرمحبت آرزو دارم. باشد که در مسیر زندگی، مهربانی را به خود و دیگران هدیه دهیم و با گامهایی استوار به سوی روزهای روشنتر حرکت کنیم.
“بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است” —خیام
سال نو، فصل نو، زندگی نو—بهترینها در انتظار شماست🌹
#ملیکاقهرمانزاده
@me_mind
Ⓜ️ ضریب شرافت و اهمیت آن در محیط اجتماعی و کاری
(Decency Quotient - DQ)
➕در دنیای امروز، علاوه بر ضریب هوشی (IQ) و ضریب هوش هیجانی (EQ)، مفهومی جدید به نام ضریب شرافت یا Decency Quotient (DQ) مطرح شده است. این مفهوم به میزان صداقت، انصاف، احترام و مسئولیتپذیری فرد در تعاملات اجتماعی و حرفهای اشاره دارد.
➕ دی کیو ( DQ )(Decency Quotient)چیست و چرا اهمیت دارد؟
🔻ضریب شرافت به توانایی فرد در رفتار محترمانه، منصفانه و اخلاقی در جامعه اشاره دارد. این مفهوم توسط راجیو سیریواستاوا (Rajeev Dubey) و برخی از اندیشمندان مدیریت و منابع انسانی مطرح شده است و امروزه در محیطهای کاری و اجتماعی به عنوان یک معیار کلیدی برای سنجش شخصیت افراد شناخته میشود.
🔖مولفههای اصلی ضریب شرافت (DQ)
🏷 1. احترام به دیگران
رفتار مودبانه و رعایت حقوق دیگران
🏷 2. صداقت و راستگویی
پرهیز از دروغ و فریبکاری
🏷 3. مسئولیتپذیری اجتماعی
توجه به رفاه و منافع عمومی
🏷 4. همدلی و درک احساسات دیگران
توجه به نیازهای عاطفی افراد
🏷 5. عدالت و انصاف
برخورد منصفانه با دیگران در تمامی شرایط
📌نقش DQ در محیط کاری و اجتماعی
🍥 افزایش اعتماد و همکاری:
افرادی که ضریب شرافت بالایی دارند، بیشتر مورد اعتماد همکاران و مدیران قرار میگیرند.
🍥 بهبود فرهنگ سازمانی:
شرکتهایی که به DQ توجه دارند، محیط کاری سالمتری ایجاد میکنند.
🍥 کاهش تعارضات:
رفتارهای شرافتمندانه باعث کاهش درگیریهای اجتماعی و سازمانی میشود.
🍥 افزایش حس رضایت و انگیزه:
کارمندان در محیطی که عدالت و احترام رعایت شود، انگیزه بیشتری خواهند داشت.
📌چگونه DQ خود را تقویت کنیم؟
➖ تمرین گوش دادن فعال و احترام به نظرات دیگران
➖ رعایت صداقت و شفافیت در گفتار و رفتار
➖ مهربانی و همدلی با همکاران و اطرافیان
➖ پذیرش اشتباهات و تلاش برای تصحیح رفتارهای نادرست
📌نتیجهگیری:
ضریب شرافت (DQ) نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفهای دارد. در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارتهای فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکلگیری یک جامعه و سازمان سالم است.
@me_mind
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
(Decency Quotient - DQ)
➕در دنیای امروز، علاوه بر ضریب هوشی (IQ) و ضریب هوش هیجانی (EQ)، مفهومی جدید به نام ضریب شرافت یا Decency Quotient (DQ) مطرح شده است. این مفهوم به میزان صداقت، انصاف، احترام و مسئولیتپذیری فرد در تعاملات اجتماعی و حرفهای اشاره دارد.
➕ دی کیو ( DQ )(Decency Quotient)چیست و چرا اهمیت دارد؟
🔻ضریب شرافت به توانایی فرد در رفتار محترمانه، منصفانه و اخلاقی در جامعه اشاره دارد. این مفهوم توسط راجیو سیریواستاوا (Rajeev Dubey) و برخی از اندیشمندان مدیریت و منابع انسانی مطرح شده است و امروزه در محیطهای کاری و اجتماعی به عنوان یک معیار کلیدی برای سنجش شخصیت افراد شناخته میشود.
🔖مولفههای اصلی ضریب شرافت (DQ)
🏷 1. احترام به دیگران
رفتار مودبانه و رعایت حقوق دیگران
🏷 2. صداقت و راستگویی
پرهیز از دروغ و فریبکاری
🏷 3. مسئولیتپذیری اجتماعی
توجه به رفاه و منافع عمومی
🏷 4. همدلی و درک احساسات دیگران
توجه به نیازهای عاطفی افراد
🏷 5. عدالت و انصاف
برخورد منصفانه با دیگران در تمامی شرایط
📌نقش DQ در محیط کاری و اجتماعی
🍥 افزایش اعتماد و همکاری:
افرادی که ضریب شرافت بالایی دارند، بیشتر مورد اعتماد همکاران و مدیران قرار میگیرند.
🍥 بهبود فرهنگ سازمانی:
شرکتهایی که به DQ توجه دارند، محیط کاری سالمتری ایجاد میکنند.
🍥 کاهش تعارضات:
رفتارهای شرافتمندانه باعث کاهش درگیریهای اجتماعی و سازمانی میشود.
🍥 افزایش حس رضایت و انگیزه:
کارمندان در محیطی که عدالت و احترام رعایت شود، انگیزه بیشتری خواهند داشت.
📌چگونه DQ خود را تقویت کنیم؟
➖ تمرین گوش دادن فعال و احترام به نظرات دیگران
➖ رعایت صداقت و شفافیت در گفتار و رفتار
➖ مهربانی و همدلی با همکاران و اطرافیان
➖ پذیرش اشتباهات و تلاش برای تصحیح رفتارهای نادرست
📌نتیجهگیری:
ضریب شرافت (DQ) نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفهای دارد. در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارتهای فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکلگیری یک جامعه و سازمان سالم است.
@me_mind
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
چرا قضاوت میکنیم؟ چه چیزی ما را بر آن میدارد که گاهی اوقات به دنبال منفینگری و ایرادگیری باشیم؟
در اینجا، به برخی از دلایل قضاوتگری اشاره میشود. در مورد هر یک از آنها کمی فکر کنید و ببینید شما به کدام دلیل قضاوت میکنید؟
✔️پيشبینی مشکل یا چارهاندیشیها (مفیدترین نوع قضاوت)
✔️محافظت از خودمان در برابر ناکامی
✔️اثبات برتری خودمان نسبت به دیگران (آنها ایرادهایی دارند که ما نداریم)
✔️تلاش برای اصلاح یا کاملتر کردن خودمان و دیگران
✔️اثبات این نکته که به اندازهای که خودمان فکر میکنیم یا دیگران فکر میکنند (معمولاً والدینمان)، بد هستیم.
✔️تنبيه خودمان به خاطر اشتباهات و خطاهایمان
✔️خلاص شدن از شرّ رنجشها و شرمندگیها (با قضاوت کردن راجع به کسانی که ما را رنجیدهخاطر یا خجالتزده کردهاند).
📚با استفاده از كتاب"رهايي از زندان ذهن"
✏️نويسندگان: "ماتيو مك كي" و "كاترين سوتكر"
https://telegram.me/me_mind
در اینجا، به برخی از دلایل قضاوتگری اشاره میشود. در مورد هر یک از آنها کمی فکر کنید و ببینید شما به کدام دلیل قضاوت میکنید؟
✔️پيشبینی مشکل یا چارهاندیشیها (مفیدترین نوع قضاوت)
✔️محافظت از خودمان در برابر ناکامی
✔️اثبات برتری خودمان نسبت به دیگران (آنها ایرادهایی دارند که ما نداریم)
✔️تلاش برای اصلاح یا کاملتر کردن خودمان و دیگران
✔️اثبات این نکته که به اندازهای که خودمان فکر میکنیم یا دیگران فکر میکنند (معمولاً والدینمان)، بد هستیم.
✔️تنبيه خودمان به خاطر اشتباهات و خطاهایمان
✔️خلاص شدن از شرّ رنجشها و شرمندگیها (با قضاوت کردن راجع به کسانی که ما را رنجیدهخاطر یا خجالتزده کردهاند).
📚با استفاده از كتاب"رهايي از زندان ذهن"
✏️نويسندگان: "ماتيو مك كي" و "كاترين سوتكر"
https://telegram.me/me_mind
Telegram
Me Mind
در اين كانال مطالبى منتخب در مورد روان شناسى، شعر، ادب، فرهنگ و تمرین هایی برای خودشناسى خواهيد داشت.
مطالب از تجربيات، ديدگاه ها، اطلاعات و يا انتخاب هاى من مى باشد.
مليكا قهرمان زاده - روان شناس
مطالب از تجربيات، ديدگاه ها، اطلاعات و يا انتخاب هاى من مى باشد.
مليكا قهرمان زاده - روان شناس
من و شماهایی که در ایران هستیم احتمالا همین الان زندگی روزمره داریم. چای یا قهوه مان رو خورده ایم ،اخبار جنگ را دنبال کرده ایم و فارغ ازینکه دیشب را چه طور گذرانده ایم، یه گوشه ی ذهنمان این است که مثلا برای شام چه درست کنیم یا لباس های کثیف را کی بشوریم ... زندگی روزمره ادامه دارد حتی زیر بمباران!
اما" زندگی روزمره "این روزها به نظرم الان ارزشی به مراتب بیشتر از زنده ماندن دارد .مخصوصا هم اگر قرار است این دراما ادامه دار باشد ( که پیش بینی من این است) کسانی از نظر روانی قسر در می روند که بتوانند بیشتر به روزمرگی چنگ بزنند .خالد حسینی در رمان بادبادک باز از قدرت ایجاد حس امنیت روزمرگی میگوید: «پدرم همیشه چای را توی قوری مسی درست میکرد. صدای قلقل آب، صبحها در کابل، حس امنیت میداد. حتی وقتی بمبها صدا میکردند، باز هم آن صدا بود.»
کورت ونه گات در سلاخ خانه ی شماره ی پنج زمانی را توصیف میکند که بعد از بمباران درسدن از پناهگاه بیرون آمده اند و شهر را با خاک یکسان شده میبینند اما سربازی که کنارش بوده به دنبال دگمه ی پیراهن گمشده اش می گشته!
برای داشتن سلامت روان در این روزها احتمالا ما هم نیاز داریم دنبال آن دگمه ی گمشده باشیم ،یا به آوای قوری چای گوش بسپاریم .
برای ما انسان های معمولی این که در زیر بمباران و اخبار جنگ دنبال آب و نان باشیم، عاشق باشیم،ترسیده باشیم حتی عشق ابدی ببینیم یا جک بگوییم کاملا طبیعی و عادی است، ما میخواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم نه این که قهرمان باشیم !
درامای ایران ما متاسفانه پیش آمده و ممکن است ادامه داشته باشد.اما بهتر است مثل آنچه واسیلی گروسمن در کتاب زندگی و سرنوشت توصیف میکند، به شکست دادن جنگ فکر نکنیم ، چایی مان را دم کنیم و از آرامشی که ممکن است کوتاه ، موقت،ناپایدار و حتی دودشدنی باشد ولی در لحظه داریم ، لذت ببریم.
«زنی در آشپزخانهای تاریک، با دو شمع، سوپ چغندر میپزد. او جنگ را شکست نمیدهد، فقط با آن سازگار میشود.»
@me_mind
@Vaajpub
اما" زندگی روزمره "این روزها به نظرم الان ارزشی به مراتب بیشتر از زنده ماندن دارد .مخصوصا هم اگر قرار است این دراما ادامه دار باشد ( که پیش بینی من این است) کسانی از نظر روانی قسر در می روند که بتوانند بیشتر به روزمرگی چنگ بزنند .خالد حسینی در رمان بادبادک باز از قدرت ایجاد حس امنیت روزمرگی میگوید: «پدرم همیشه چای را توی قوری مسی درست میکرد. صدای قلقل آب، صبحها در کابل، حس امنیت میداد. حتی وقتی بمبها صدا میکردند، باز هم آن صدا بود.»
کورت ونه گات در سلاخ خانه ی شماره ی پنج زمانی را توصیف میکند که بعد از بمباران درسدن از پناهگاه بیرون آمده اند و شهر را با خاک یکسان شده میبینند اما سربازی که کنارش بوده به دنبال دگمه ی پیراهن گمشده اش می گشته!
برای داشتن سلامت روان در این روزها احتمالا ما هم نیاز داریم دنبال آن دگمه ی گمشده باشیم ،یا به آوای قوری چای گوش بسپاریم .
برای ما انسان های معمولی این که در زیر بمباران و اخبار جنگ دنبال آب و نان باشیم، عاشق باشیم،ترسیده باشیم حتی عشق ابدی ببینیم یا جک بگوییم کاملا طبیعی و عادی است، ما میخواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم نه این که قهرمان باشیم !
درامای ایران ما متاسفانه پیش آمده و ممکن است ادامه داشته باشد.اما بهتر است مثل آنچه واسیلی گروسمن در کتاب زندگی و سرنوشت توصیف میکند، به شکست دادن جنگ فکر نکنیم ، چایی مان را دم کنیم و از آرامشی که ممکن است کوتاه ، موقت،ناپایدار و حتی دودشدنی باشد ولی در لحظه داریم ، لذت ببریم.
«زنی در آشپزخانهای تاریک، با دو شمع، سوپ چغندر میپزد. او جنگ را شکست نمیدهد، فقط با آن سازگار میشود.»
@me_mind
@Vaajpub
امرداد (مرداد)
اَمُرداد (مُرداد)، نام هفتمین روز هر ماه و همچنین نام پنجمین ماه، در گاه شماری ایران باستان است. این نام در اوستا به ریخت " اَمُرتات"، در پهلوی به ریخت " اَمُردات" و در زبان پارسی امروزی به ریخت " اَمُرداد" یا " مُرداد" نامیده میشود.
واژه اوستایی "اَمُرتات" از سه بخش( اَ + مُر + تات) درست شده است. بخش نخست یعنی " اَ "در زبان های باستانی، پیشوند منفی ساز است و در زبان پارسی امروزی به معنی "نا"، " بی" و... می باشد و در بخش نخست بسیاری از واژگان باستانی همچون اَنیران ( نا ایرانی) ، اَنوشه ( بی مرگ)، اَکرانه ( بی کنار) و... به کار رفته است.
بخش دوم " مُر" به معنی مُردن و مرگ و اما بخش سوم یعنی "تات" به طور جداگانه به کار نمیرود بلکه پسوندی است، که دلالت بر اسم مجرد مونث مینماید، چنانچه در واژههایی همچون ارشتات (= راستی و درستی)، وَتات(= درستی)، اُوپَرَتات(= برتری) نیز به کار رفته است.
در مجموع این واژه به معنی " بی مرگی" یا " جاودانی" یا " نا میرایی"میباشد. امروزه این واژه بیشتر به ریخت مُرداد به معنی مرگ و مُردن به کار میرود در صورتی که ریخت درست آن اَمُرداد به معنی جاودانی و بیمرگی است.
امرداد در گاتها، کهنترین بخش اوستا، که سرودههایی نیایشی منسوب به خود زرتشت هستند، یکی از صفتها و جلوههای والایِ اهورامزداست و نمادِ جاودانی و بیمرگی اهورامزداست.
اما در روزگاران پس از زرتشت یعنی در اوستای نوین و نوشتههای پهلوی، امرداد نام یکی از بزرگترین فرشتگان آیین زرتشت است و فرشته نگهبان گیاهان نامیده شده است.
بنابراین در اوستا امرداد گاهی به معنی جاودانی و بیمرگی آمده است و گاهی منظور از آن فرشته نگهبان گیاهان است.
با توجه به این که امرداد نماد جاودانگی و بیمرگی و جوانی همیشگی است،
مسعود سعد میگوید:
روز مرداد [اَمرداد] مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان!
امرداد در اوستای نوین به ریخت امشاسپند بانویی نمود یافته که نام وی همیشه همراه با نام امشاسپند بانو "خرداد" میآید.امرداد در جهان مادی فرشته نگهبان گیاهان و خوردنی هاست و خرداد در جهان مادی فرشته نگهبان آب است.
این دو امشاسپند بانو با آب و گیاه پیوند دارند و هدایای آنان ثروت و رمه چهار پایان است و به شکلی این دو امشاسپند بانو نمود آرمانهای توانمندی، خاستگاه زندگی و رویش هستند.
نقش خرداد و امرداد در جهان مینوی و جهان مادی بسیار حساس و انگیزنده است. در اینجا، حساسترین بن مایههای جهان هستی مطرح است: آب و گیاه و به یاری این دو، ادامهٔ زندگی را برای انسان ممکن میسازند و حرکت بیوقفه به سوی کمال.
دیوهای تَئورو ( دیو تشنگی) و زَئیریک ( دیو گرسنگی ) که در نوشته پهلوی بندهش تاریچ و زاریچ نامیده میشوند از دشمنان سر سخت فرشتگان امرداد و خرداد هستند، که توسط اهریمن آفریده شدهاند،
این دو دیو نیز مانند دو ایزد رقیب خود همیشه یکجا نامیده میشوند. ایزدان رشن، اشتاد و زامیاد از یاران و همکاران امرداد شمرده میشوند.
امرداد در نوشته پهلوی بندهش سرور همه گیاهان روی زمین است و در اسطوره آفرینش نقشی پر رنگ دارد؛ در نوشته پهلوی بندهش آمده است که در آغاز هزاره سوم آفرینش هنگامی که اهریمن به گیاه نخستین میتازد و آن را خشک و پژمرده میسازد.
امشاسپند امرداد، آن گیاه خشک را بر میگیرد و میساید و شیره آن را با یاری ایزد تیشتر( ایزد باران ) توسط باران بر زمین میپراکند و بدین گونه رستنیها و گیاهان گوناگون را پدید میآورد.
در نوشته پهلوی بندهش، آنجا که «دربارهٔ چگونگی گیاهان سخن به میان میآید، از میان گلها، چمبک گل ویژه امرداد معرفی شده است. که در ایران، نام این گل با نام زنبق زرد شناخته میشود. چمبک گلی است زرد رنگ و خوش بو و تند. در تحفهالمومنین آمده است که گل زنبق را به هندی چمبک گویند.
بن مایهها
- دانشنامه مزدیسنا، جهانگیر اوشیدری
- دانشنامه ایران باستان؛ جلد نخست ؛ هاشم رضی
- اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه
- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی، دکتر رحیم عفیفی
- یشت ها، شادروان ابراهیم پور داوود
- جشنهای ایرانی؛ دکتر پرویز رجبی
- بندهش؛ برگردان: شادروان دکتر مهرداد بهار
- تاریخ کیش زرتشت؛ جلد نخست؛ مری بویس؛ برگردان: همایون صنعتی زاده
- تاریخ اساطیری ایران؛ دکتر ژاله آموزگار
- اساطیر ایران؛ جان هینلز؛ برگردان: باجلان فرخی
گردآورنده: حسین کوهی
@me_mind
اَمُرداد (مُرداد)، نام هفتمین روز هر ماه و همچنین نام پنجمین ماه، در گاه شماری ایران باستان است. این نام در اوستا به ریخت " اَمُرتات"، در پهلوی به ریخت " اَمُردات" و در زبان پارسی امروزی به ریخت " اَمُرداد" یا " مُرداد" نامیده میشود.
واژه اوستایی "اَمُرتات" از سه بخش( اَ + مُر + تات) درست شده است. بخش نخست یعنی " اَ "در زبان های باستانی، پیشوند منفی ساز است و در زبان پارسی امروزی به معنی "نا"، " بی" و... می باشد و در بخش نخست بسیاری از واژگان باستانی همچون اَنیران ( نا ایرانی) ، اَنوشه ( بی مرگ)، اَکرانه ( بی کنار) و... به کار رفته است.
بخش دوم " مُر" به معنی مُردن و مرگ و اما بخش سوم یعنی "تات" به طور جداگانه به کار نمیرود بلکه پسوندی است، که دلالت بر اسم مجرد مونث مینماید، چنانچه در واژههایی همچون ارشتات (= راستی و درستی)، وَتات(= درستی)، اُوپَرَتات(= برتری) نیز به کار رفته است.
در مجموع این واژه به معنی " بی مرگی" یا " جاودانی" یا " نا میرایی"میباشد. امروزه این واژه بیشتر به ریخت مُرداد به معنی مرگ و مُردن به کار میرود در صورتی که ریخت درست آن اَمُرداد به معنی جاودانی و بیمرگی است.
امرداد در گاتها، کهنترین بخش اوستا، که سرودههایی نیایشی منسوب به خود زرتشت هستند، یکی از صفتها و جلوههای والایِ اهورامزداست و نمادِ جاودانی و بیمرگی اهورامزداست.
اما در روزگاران پس از زرتشت یعنی در اوستای نوین و نوشتههای پهلوی، امرداد نام یکی از بزرگترین فرشتگان آیین زرتشت است و فرشته نگهبان گیاهان نامیده شده است.
بنابراین در اوستا امرداد گاهی به معنی جاودانی و بیمرگی آمده است و گاهی منظور از آن فرشته نگهبان گیاهان است.
با توجه به این که امرداد نماد جاودانگی و بیمرگی و جوانی همیشگی است،
مسعود سعد میگوید:
روز مرداد [اَمرداد] مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان!
امرداد در اوستای نوین به ریخت امشاسپند بانویی نمود یافته که نام وی همیشه همراه با نام امشاسپند بانو "خرداد" میآید.امرداد در جهان مادی فرشته نگهبان گیاهان و خوردنی هاست و خرداد در جهان مادی فرشته نگهبان آب است.
این دو امشاسپند بانو با آب و گیاه پیوند دارند و هدایای آنان ثروت و رمه چهار پایان است و به شکلی این دو امشاسپند بانو نمود آرمانهای توانمندی، خاستگاه زندگی و رویش هستند.
نقش خرداد و امرداد در جهان مینوی و جهان مادی بسیار حساس و انگیزنده است. در اینجا، حساسترین بن مایههای جهان هستی مطرح است: آب و گیاه و به یاری این دو، ادامهٔ زندگی را برای انسان ممکن میسازند و حرکت بیوقفه به سوی کمال.
دیوهای تَئورو ( دیو تشنگی) و زَئیریک ( دیو گرسنگی ) که در نوشته پهلوی بندهش تاریچ و زاریچ نامیده میشوند از دشمنان سر سخت فرشتگان امرداد و خرداد هستند، که توسط اهریمن آفریده شدهاند،
این دو دیو نیز مانند دو ایزد رقیب خود همیشه یکجا نامیده میشوند. ایزدان رشن، اشتاد و زامیاد از یاران و همکاران امرداد شمرده میشوند.
امرداد در نوشته پهلوی بندهش سرور همه گیاهان روی زمین است و در اسطوره آفرینش نقشی پر رنگ دارد؛ در نوشته پهلوی بندهش آمده است که در آغاز هزاره سوم آفرینش هنگامی که اهریمن به گیاه نخستین میتازد و آن را خشک و پژمرده میسازد.
امشاسپند امرداد، آن گیاه خشک را بر میگیرد و میساید و شیره آن را با یاری ایزد تیشتر( ایزد باران ) توسط باران بر زمین میپراکند و بدین گونه رستنیها و گیاهان گوناگون را پدید میآورد.
در نوشته پهلوی بندهش، آنجا که «دربارهٔ چگونگی گیاهان سخن به میان میآید، از میان گلها، چمبک گل ویژه امرداد معرفی شده است. که در ایران، نام این گل با نام زنبق زرد شناخته میشود. چمبک گلی است زرد رنگ و خوش بو و تند. در تحفهالمومنین آمده است که گل زنبق را به هندی چمبک گویند.
بن مایهها
- دانشنامه مزدیسنا، جهانگیر اوشیدری
- دانشنامه ایران باستان؛ جلد نخست ؛ هاشم رضی
- اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه
- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی، دکتر رحیم عفیفی
- یشت ها، شادروان ابراهیم پور داوود
- جشنهای ایرانی؛ دکتر پرویز رجبی
- بندهش؛ برگردان: شادروان دکتر مهرداد بهار
- تاریخ کیش زرتشت؛ جلد نخست؛ مری بویس؛ برگردان: همایون صنعتی زاده
- تاریخ اساطیری ایران؛ دکتر ژاله آموزگار
- اساطیر ایران؛ جان هینلز؛ برگردان: باجلان فرخی
گردآورنده: حسین کوهی
@me_mind
زوال عقل (دمانس)
اگر دچار زوال عقل شدم، دوست دارم خانوادهام این فهرست آرزوها را جایی که زندگی میکنم روی دیوار نصب کنند. میخواهم این موارد را به خاطر بسپارند:
۱. هر بار که وارد اتاق میشوید، خودتان را معرفی کنید. مثلاً بگویید: «سلام پدر، من کامران هستم.»
هرگز نپرسید: «منو میشناسی؟» چون باعث اضطراب میشود.
۲. اگر دچار زوال عقل شدم، میخواهم دوستان و خانوادهام واقعیت من را بپذیرند.
۳. اگر فکر کردم همسرم هنوز مرا دوست دارد، یا فکر کردم برای شام به خانه ی پسرم میروم، بگذارید به این باورهایم ادامه دهم. با این کار شادتر خواهم بود.
۴. اگر دچار زوال عقل شدم، در مورد حقیقت از نگاه من و شما با من بحث نکنید.
۵. اگر دچار زوال عقل شدم و شما را نشناختم، شخصی نگیرید. خط زمانی ذهنم برای خودم هم گیجکننده است.
۶. اگر دیگر نتوانستم از قاشق و چنگال استفاده کنم، به جای اینکه خودتان به من غذا بدهید، از غذای انگشتی (که با دست خورده میشود) استفاده کنید و ببینید آیا هنوز میتوانم خودم غذا بخورم یا نه.
۷. اگر دچار زوال عقل شدم و غمگین یا مضطرب بودم، دستم را بگیرید و به حرفهایم گوش دهید. به من نگویید احساساتم بیدلیل است.
۸. اگر دچار زوال عقل شدم، نمیخواهم با من مثل یک کودک رفتار شود. با من مثل بزرگسالی که هستم صحبت کنید.
۹. اگر دچار زوال عقل شدم، هنوز دوست دارم از چیزهایی که همیشه لذت میبردم، لذت ببرم. کمکم کنید راهی برای ورزش، مطالعه و دیدار با دوستان پیدا کنم.
۱۰. اگر دچار زوال عقل شدم، از من بخواهید داستانی از گذشتهام برایتان تعریف کنم.
۱۱. اگر دچار زوال عقل شدم و بیقرار شدم، وقت بگذارید و بفهمید چه چیزی باعث ناراحتی من شده است.
۱۲. اگر دچار زوال عقل شدم، با من همانگونه رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند.
۱۳. اگر دچار زوال عقل شدم، مطمئن شوید در خانه همیشه خوراکیهای متنوعی در دسترس من باشد. حتی حالا اگر غذا نخورم عصبانی میشوم و اگر دمانس داشته باشم، ممکن است نتوانم نیازم را به درستی بیان کنم.
۱۴. اگر دچار زوال عقل شدم، در حضور من دربارهام طوری صحبت نکنید که انگار در اتاق نیستم.
۱۵. اگر دچار زوال عقل شدم، عذاب وجدان نداشته باشید اگر نتوانستید ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته از من مراقبت کنید. این تقصیر شما نیست و شما بهترین کارتان را انجام دادهاید. فردی را پیدا کنید که کمکتان کند یا جای مناسبی برای زندگی من انتخاب کنید.
۱۶. اگر دچار زوال عقل شدم و در یک مرکز مراقبت از بیماران زوال عقل زندگی کردم، لطفاً مرتب به ملاقاتم بیایید.
۱۷. اگر دچار زوال عقل شدم، اگر اسمها، رویدادها یا مکانها را قاطی کردم، از من دلخور نشوید. نفس عمیق بکشید. تقصیر من نیست.
۱۸. اگر دچار زوال عقل شدم، مطمئن شوید موسیقی مورد علاقهام همیشه در نزدیکیام پخش میشود.
۱۹. اگر دچار زوال عقل شدم و دوست دارم اشیایی را بردارم و این طرف و آن طرف ببرم، کمکم کنید آنها را به جای اصلیشان برگردانم.
۲۰. اگر دچار زوال عقل شدم، مرا از جشنها و دورهمیهای خانوادگی کنار نگذارید.
۲۱. اگر دچار زوال عقل شدم، بدانید که هنوز دوست دارم در آغوش گرفته شوم یا دست کسی را بفشارم.
۲۲. اگر دچار زوال عقل شدم، به یاد داشته باشید که من هنوز همان کسی هستم که میشناسید و دوستش دارید.
(ترجمه و اقتباس)
Dementia= زوال عقل
@me_mind
اگر دچار زوال عقل شدم، دوست دارم خانوادهام این فهرست آرزوها را جایی که زندگی میکنم روی دیوار نصب کنند. میخواهم این موارد را به خاطر بسپارند:
۱. هر بار که وارد اتاق میشوید، خودتان را معرفی کنید. مثلاً بگویید: «سلام پدر، من کامران هستم.»
هرگز نپرسید: «منو میشناسی؟» چون باعث اضطراب میشود.
۲. اگر دچار زوال عقل شدم، میخواهم دوستان و خانوادهام واقعیت من را بپذیرند.
۳. اگر فکر کردم همسرم هنوز مرا دوست دارد، یا فکر کردم برای شام به خانه ی پسرم میروم، بگذارید به این باورهایم ادامه دهم. با این کار شادتر خواهم بود.
۴. اگر دچار زوال عقل شدم، در مورد حقیقت از نگاه من و شما با من بحث نکنید.
۵. اگر دچار زوال عقل شدم و شما را نشناختم، شخصی نگیرید. خط زمانی ذهنم برای خودم هم گیجکننده است.
۶. اگر دیگر نتوانستم از قاشق و چنگال استفاده کنم، به جای اینکه خودتان به من غذا بدهید، از غذای انگشتی (که با دست خورده میشود) استفاده کنید و ببینید آیا هنوز میتوانم خودم غذا بخورم یا نه.
۷. اگر دچار زوال عقل شدم و غمگین یا مضطرب بودم، دستم را بگیرید و به حرفهایم گوش دهید. به من نگویید احساساتم بیدلیل است.
۸. اگر دچار زوال عقل شدم، نمیخواهم با من مثل یک کودک رفتار شود. با من مثل بزرگسالی که هستم صحبت کنید.
۹. اگر دچار زوال عقل شدم، هنوز دوست دارم از چیزهایی که همیشه لذت میبردم، لذت ببرم. کمکم کنید راهی برای ورزش، مطالعه و دیدار با دوستان پیدا کنم.
۱۰. اگر دچار زوال عقل شدم، از من بخواهید داستانی از گذشتهام برایتان تعریف کنم.
۱۱. اگر دچار زوال عقل شدم و بیقرار شدم، وقت بگذارید و بفهمید چه چیزی باعث ناراحتی من شده است.
۱۲. اگر دچار زوال عقل شدم، با من همانگونه رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند.
۱۳. اگر دچار زوال عقل شدم، مطمئن شوید در خانه همیشه خوراکیهای متنوعی در دسترس من باشد. حتی حالا اگر غذا نخورم عصبانی میشوم و اگر دمانس داشته باشم، ممکن است نتوانم نیازم را به درستی بیان کنم.
۱۴. اگر دچار زوال عقل شدم، در حضور من دربارهام طوری صحبت نکنید که انگار در اتاق نیستم.
۱۵. اگر دچار زوال عقل شدم، عذاب وجدان نداشته باشید اگر نتوانستید ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته از من مراقبت کنید. این تقصیر شما نیست و شما بهترین کارتان را انجام دادهاید. فردی را پیدا کنید که کمکتان کند یا جای مناسبی برای زندگی من انتخاب کنید.
۱۶. اگر دچار زوال عقل شدم و در یک مرکز مراقبت از بیماران زوال عقل زندگی کردم، لطفاً مرتب به ملاقاتم بیایید.
۱۷. اگر دچار زوال عقل شدم، اگر اسمها، رویدادها یا مکانها را قاطی کردم، از من دلخور نشوید. نفس عمیق بکشید. تقصیر من نیست.
۱۸. اگر دچار زوال عقل شدم، مطمئن شوید موسیقی مورد علاقهام همیشه در نزدیکیام پخش میشود.
۱۹. اگر دچار زوال عقل شدم و دوست دارم اشیایی را بردارم و این طرف و آن طرف ببرم، کمکم کنید آنها را به جای اصلیشان برگردانم.
۲۰. اگر دچار زوال عقل شدم، مرا از جشنها و دورهمیهای خانوادگی کنار نگذارید.
۲۱. اگر دچار زوال عقل شدم، بدانید که هنوز دوست دارم در آغوش گرفته شوم یا دست کسی را بفشارم.
۲۲. اگر دچار زوال عقل شدم، به یاد داشته باشید که من هنوز همان کسی هستم که میشناسید و دوستش دارید.
(ترجمه و اقتباس)
Dementia= زوال عقل
@me_mind
🟥مفهوم "اثر کوکی مانستر" چیست؟
اثر کوکی مانستر
(Cookie Monster Effect)
به حالتی گفته میشود که آدمها وقتی حس قدرت پیدا میکنند، خودکنترلی و فروتنیشان را از دست میدهند؛ درست مثل هیولای کلوچه که وقتی کلوچه میبیند، نمیتواند جلوی خودش را بگیرد!
داچر کلتنر (Dacher Keltner) و همکارانش در سال ۱۹۹۰ آزمایشی طراحی کردند که در آن گروهی سهنفره دور یک میز مینشستند تا دربارهی مسئلهای همکاری کنند.
یکی از افراد بهصورت تصادفی (با تاس انداختن) بهعنوان "رهبر" گروه یا "فرد قدرتمند" انتخاب میشد. وسط میز، ظرفی از کوکیها (کلوچهها) گذاشته میشد؛ چهار عدد برای سه نفر.
در پایان جلسه، آنها مشاهده کردند که افراد عادی معمولا مؤدبانه از آخرین کوکی صرفنظر میکردند. ولی فردی که در موقعیت قدرت یا رهبری قرار داشت، خیلی بیشتر از بقیه کوکی خورد و معمولا هم با سر و صدا، دهان باز یا پخش کردن خردهها؛ یعنی نوعی بیتوجهی به هنجارهای اجتماعی.
این رفتار ظاهرا ساده نشان داد که وقتی انسان احساس قدرت میکند، حتی در رفتارهای کوچک مثل غذا خوردن هم خودکنترلی، ادب و ملاحظهاش نسبت به دیگران کاهش پیدا میکند.
به تعبیر کلتنر "قدرت باعث میشود ما مثل کوکی مانستر بشویم؛ در لحظه، بدون کنترل و بیتوجه به اطراف."
قدرت باعث کاهش فعالیت بخشهایی از مغز میشود که با همدلی و درک احساسات دیگران در ارتباطند (بهویژه قشر پیشپیشانی میانی). در نتیجه، فرد قدرتمند دیگران را کمتر بهعنوان انسانهای مستقل با نیازها و احساسات واقعی میبیند و بیشتر بهعنوان وسیله یا ابزار هدف خودش میبیند.
قدرت باعث میشود فرد احساس کند که سزاوار امتیازهاست. او به خودش میگوید من زحمت کشیدم، من تصمیمگیرندهام، پس من حق دارم. این حس استحقاق باعث میشود قانون را برای خود استثنا بداند، منابع را به نفع خود خرج کند و رفتارهایی را که برای دیگران غلط میداند، برای خودش موجه بداند.
قدرت حس کنترل را افزایش و ترس از پیامد را کاهش میدهد. در زندگی روزمره، اخلاق معمولا با "ترس از پیامد" (قانون، قضاوت، از دست دادن اعتبار) محافظت میشود. اما افراد قدرتمند معمولا دسترسی بیشتری به منابع دارند، کمتر پاسخگو هستند و احتمال مجازاتشان کمتر است. بنابراین، "ترمز اخلاقی" آنها ضعیفتر عمل میکند چون فرد احساس میکند میتواند بدون هزینه تخطی کند.
هرچه فرد در سلسلهمراتب بالاتر میرود، اطرافیانش کمتر جرات مخالفت دارند و بیشتر برای خوشآیند او رفتار میکنند. در نتیجه بازخورد واقعی از بین میرود، واقعیت تحریف میشود و فرد تصور میکند همیشه حق دارد. این "حباب قدرت" زمینهساز سقوط اخلاقی است.
قدرت ذاتاً بد نیست. اما اگر بدون خودآگاهی، نظارت و مسئولیتپذیری باشد، تبدیل به ابزار خودخواهی میشود. افرادی که آگاهانه بازخورد میگیرند، فروتنی را تمرین میکنند و محیط خود را شفاف نگه میدارند، میتوانند قدرت را اخلاقی بهکار ببرند.
سازوکار تبدیل قدرت به فساد اخلاقی
- کاهش همدلی و درک دیگران
- تکانهگرایی (رفتارهای سریع و بدون فکر قبلی) و رفتارهای خودمحور
- بیادبی و کاهش احترام به دیگران
- روایت استثناپذیری؛ "من منم و فراتر از قوانینم"
چگونه از پارادوکس قدرت عبور کنیم؟
- آگاهی از احساس قدرت؛ وقتی حس میکنید در موقعیتی قدرتمند هستید، به خودتان یادآوری کنید که ممکن است تغییراتی در ادراک و رفتار شما شروع شده باشد.
- تمرین فروتنی و بازخورد گرفتن؛ باید فعالانه بازخورد منفی بپذیرید و مانند گذشته به دیگران گوش بدهید.
- تمرکز بر دیگران و بهبود این تمرکز؛ یکی از راههای کلیدی ماندگاری قدرت، استفاده از آن در خدمت به دیگران است، نه صرفا برا تأمین منافع شخصی.
- اعطاء قدرت؛ دادن فرصت، تشویق، گوش دادن و ایجاد شرایط مشارکت برای دیگران، به پایداری نفوذ کمک میکند.
- شکرگزاری و روایتگری وحدتبخش؛ بیان سپاس و تعریف داستانهایی که افراد را به هم پیوند میدهند، میتواند به بازسازی ارتباطات و کاهش اثرات منفی قدرت کمک کند.
(از کتاب "پارادوکس قدرت"، اثر داچر کلتنر)
@me_mind
@JameahiBehtarBesazim
@Renaissancetranslate
اثر کوکی مانستر
(Cookie Monster Effect)
به حالتی گفته میشود که آدمها وقتی حس قدرت پیدا میکنند، خودکنترلی و فروتنیشان را از دست میدهند؛ درست مثل هیولای کلوچه که وقتی کلوچه میبیند، نمیتواند جلوی خودش را بگیرد!
داچر کلتنر (Dacher Keltner) و همکارانش در سال ۱۹۹۰ آزمایشی طراحی کردند که در آن گروهی سهنفره دور یک میز مینشستند تا دربارهی مسئلهای همکاری کنند.
یکی از افراد بهصورت تصادفی (با تاس انداختن) بهعنوان "رهبر" گروه یا "فرد قدرتمند" انتخاب میشد. وسط میز، ظرفی از کوکیها (کلوچهها) گذاشته میشد؛ چهار عدد برای سه نفر.
در پایان جلسه، آنها مشاهده کردند که افراد عادی معمولا مؤدبانه از آخرین کوکی صرفنظر میکردند. ولی فردی که در موقعیت قدرت یا رهبری قرار داشت، خیلی بیشتر از بقیه کوکی خورد و معمولا هم با سر و صدا، دهان باز یا پخش کردن خردهها؛ یعنی نوعی بیتوجهی به هنجارهای اجتماعی.
این رفتار ظاهرا ساده نشان داد که وقتی انسان احساس قدرت میکند، حتی در رفتارهای کوچک مثل غذا خوردن هم خودکنترلی، ادب و ملاحظهاش نسبت به دیگران کاهش پیدا میکند.
به تعبیر کلتنر "قدرت باعث میشود ما مثل کوکی مانستر بشویم؛ در لحظه، بدون کنترل و بیتوجه به اطراف."
قدرت باعث کاهش فعالیت بخشهایی از مغز میشود که با همدلی و درک احساسات دیگران در ارتباطند (بهویژه قشر پیشپیشانی میانی). در نتیجه، فرد قدرتمند دیگران را کمتر بهعنوان انسانهای مستقل با نیازها و احساسات واقعی میبیند و بیشتر بهعنوان وسیله یا ابزار هدف خودش میبیند.
قدرت باعث میشود فرد احساس کند که سزاوار امتیازهاست. او به خودش میگوید من زحمت کشیدم، من تصمیمگیرندهام، پس من حق دارم. این حس استحقاق باعث میشود قانون را برای خود استثنا بداند، منابع را به نفع خود خرج کند و رفتارهایی را که برای دیگران غلط میداند، برای خودش موجه بداند.
قدرت حس کنترل را افزایش و ترس از پیامد را کاهش میدهد. در زندگی روزمره، اخلاق معمولا با "ترس از پیامد" (قانون، قضاوت، از دست دادن اعتبار) محافظت میشود. اما افراد قدرتمند معمولا دسترسی بیشتری به منابع دارند، کمتر پاسخگو هستند و احتمال مجازاتشان کمتر است. بنابراین، "ترمز اخلاقی" آنها ضعیفتر عمل میکند چون فرد احساس میکند میتواند بدون هزینه تخطی کند.
هرچه فرد در سلسلهمراتب بالاتر میرود، اطرافیانش کمتر جرات مخالفت دارند و بیشتر برای خوشآیند او رفتار میکنند. در نتیجه بازخورد واقعی از بین میرود، واقعیت تحریف میشود و فرد تصور میکند همیشه حق دارد. این "حباب قدرت" زمینهساز سقوط اخلاقی است.
قدرت ذاتاً بد نیست. اما اگر بدون خودآگاهی، نظارت و مسئولیتپذیری باشد، تبدیل به ابزار خودخواهی میشود. افرادی که آگاهانه بازخورد میگیرند، فروتنی را تمرین میکنند و محیط خود را شفاف نگه میدارند، میتوانند قدرت را اخلاقی بهکار ببرند.
سازوکار تبدیل قدرت به فساد اخلاقی
- کاهش همدلی و درک دیگران
- تکانهگرایی (رفتارهای سریع و بدون فکر قبلی) و رفتارهای خودمحور
- بیادبی و کاهش احترام به دیگران
- روایت استثناپذیری؛ "من منم و فراتر از قوانینم"
چگونه از پارادوکس قدرت عبور کنیم؟
- آگاهی از احساس قدرت؛ وقتی حس میکنید در موقعیتی قدرتمند هستید، به خودتان یادآوری کنید که ممکن است تغییراتی در ادراک و رفتار شما شروع شده باشد.
- تمرین فروتنی و بازخورد گرفتن؛ باید فعالانه بازخورد منفی بپذیرید و مانند گذشته به دیگران گوش بدهید.
- تمرکز بر دیگران و بهبود این تمرکز؛ یکی از راههای کلیدی ماندگاری قدرت، استفاده از آن در خدمت به دیگران است، نه صرفا برا تأمین منافع شخصی.
- اعطاء قدرت؛ دادن فرصت، تشویق، گوش دادن و ایجاد شرایط مشارکت برای دیگران، به پایداری نفوذ کمک میکند.
- شکرگزاری و روایتگری وحدتبخش؛ بیان سپاس و تعریف داستانهایی که افراد را به هم پیوند میدهند، میتواند به بازسازی ارتباطات و کاهش اثرات منفی قدرت کمک کند.
(از کتاب "پارادوکس قدرت"، اثر داچر کلتنر)
@me_mind
@JameahiBehtarBesazim
@Renaissancetranslate
🌧🌧🌧
سلام به دوستان عزیز،
لطفآکوچکترهارااز مناسبات،
ومراسمهای ایرانی آگاه نماییم،
باتشکر
*کمتر کسی از ما داستان 《"۱۲ بر ادر" و "ننه سرما" و "چله بزرگ" و "چله کوچیک"》 رو برای بچهها و نوه هایش تعریف میکنه.*
🌧🌧🌧️
*این داستانها در کتاب فارسی دوران ابتدایی دهههای ۴۰ و ۵۰ وجود داشت . . . که متاسفانه از کتابها حذف شد . . . ؟؟!!!!!*
🌧🌧🌧
*متن زیر را بخوانید و به اشتراک بگذارید تا نسل امروز هم اینارو یاد بگیرند.*👌
🌧🌧🌧
*چلهی بزرگ . . .*
*چلهی کوچک . . .*
*چارچار . . .*
*سِدِه . . .*
*اَهمَن و بهمن . . .*
*سیاه بهار . . .*
*و سرما پیرزن . . .*
🌧🌧🌧
*زمستان به دو بخش تقسیم میشه:*
*چله بزرگ (چله کلان)*
*چله کوچک (چله خُرد)*
🌧🌧🌧
*-چله بزرگ از*
*(اول دی ماه تا دهم بهمن ماه) و ۴۰ روز کامل میباشد.*
🌧🌧🌧
*-چله کوچک از*
*(یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و ۲۰ روز کامل می باشد.*
🌧🌧🌧
*👌و به همین دلیل چون ۲۰ روز کمتر است چله کوچک نامیده شده است.*
🌧🌧🌧
*غروب آخرین روز چله بزرگ (جشن سِدِه) برگزار میشده و مردم دورهم جمع میشدند و از این جشن لذت میبردند و در نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سِدِه را جشن میگرفتند.*
🌧🌧🌧
*این دو برادر*
*(چله بزرگ و چله کوچک)*
*در ۸ روزی که در کنار همدیگر هستند آن ۸ روز را (چارچار) مینامند.*
*👌به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک «چارچار» میگویند.*
🌧🌧🌧
*پس از چارچار نوبت به*
*«اَهمَن و بهمن» پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند.*
🌧🌧🌧
*۱۰ روز اول اسفند را (اَهمَن)*
*۱۰ روز دوم اسفند را (بهمن)*
*میگویند.*
🌧🌧🌧
*و این ۲۰ روز ممکن است آنقدر بارندگی باشد که این ۲ برادر به ۲ چله طعنه بزنند.*
🌧🌧🌧
*با توجه به شعری که قدیمی های نازنین میخواندند:*
*(اَهمَن و بهمن،*
*آرد كن صد من،*
*روغن بیار ده من،*
*هیزم بِکَن خَرمَن، عهده همه با من)*
🌧🌧🌧
*تا اینجا ۲۰ روز از اسفند به نام اَهمَن و بهمن نامگذاری شدهاند.*
🌧🌧🌧️
*میماند ۱۰ روز آخر اسفند ماه که:*
*۵ روز اول (سیاه بهار) نام گرفته و شعری هم که قدیمیها میخوانند:*
🌧🌧🌧
*سیاه بهار شب ببار و روز بکار*
*از این شعر هم مشخص میشود*
*در این ایام شبها بارندگی فراوان بوده و روزها کشاورزان مشغول کشت و زراعت بوده اند.*
🌧🌧🌧
*۵ روز آخر هم (سرما پیرزن کُش) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری و گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد هست و اکثر اوقات از آسمان تگرگ میبارد، که قدیمیهای دل پاک، بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و مُهرههای آن به زمین میریزد.*
🌧🌧🌧
*........................................*
🍁💎🍁💎🍁💎🍁💎🍁
*البته ۵ روز پایانی را جشن پنجه هم میگویند . . .*
*چون در روزنگار زرتشتی . . . تمامی ماها ۳۰ روز میباشد . . . و ۵ روز آخر سال را تعطیل اعلام میکردند تا در آن ۵ روز مردم با شستشو و رُفت و روب . . . و خرید اقلام و لباس و پوشاک نو به استقبال جشن زیبای نوروز با پایکوبی و دل شاد میرفتند که این فرهنگ زیبا هنوز هم با قدرت و به زیبائی هرچه تمامتر به بقای خود و ماندگاری فرهنگ کهن و پُرافتخار این سرزمین و مردمان نیک اندیشش جان دوباره را میدمد . . .*
*حیف است نسلهای آینده این قصه ها را نشنوند!*
*زنده و سرفراز باد ایران و ایرانی
@me_mind
سلام به دوستان عزیز،
لطفآکوچکترهارااز مناسبات،
ومراسمهای ایرانی آگاه نماییم،
باتشکر
*کمتر کسی از ما داستان 《"۱۲ بر ادر" و "ننه سرما" و "چله بزرگ" و "چله کوچیک"》 رو برای بچهها و نوه هایش تعریف میکنه.*
🌧🌧🌧️
*این داستانها در کتاب فارسی دوران ابتدایی دهههای ۴۰ و ۵۰ وجود داشت . . . که متاسفانه از کتابها حذف شد . . . ؟؟!!!!!*
🌧🌧🌧
*متن زیر را بخوانید و به اشتراک بگذارید تا نسل امروز هم اینارو یاد بگیرند.*👌
🌧🌧🌧
*چلهی بزرگ . . .*
*چلهی کوچک . . .*
*چارچار . . .*
*سِدِه . . .*
*اَهمَن و بهمن . . .*
*سیاه بهار . . .*
*و سرما پیرزن . . .*
🌧🌧🌧
*زمستان به دو بخش تقسیم میشه:*
*چله بزرگ (چله کلان)*
*چله کوچک (چله خُرد)*
🌧🌧🌧
*-چله بزرگ از*
*(اول دی ماه تا دهم بهمن ماه) و ۴۰ روز کامل میباشد.*
🌧🌧🌧
*-چله کوچک از*
*(یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و ۲۰ روز کامل می باشد.*
🌧🌧🌧
*👌و به همین دلیل چون ۲۰ روز کمتر است چله کوچک نامیده شده است.*
🌧🌧🌧
*غروب آخرین روز چله بزرگ (جشن سِدِه) برگزار میشده و مردم دورهم جمع میشدند و از این جشن لذت میبردند و در نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سِدِه را جشن میگرفتند.*
🌧🌧🌧
*این دو برادر*
*(چله بزرگ و چله کوچک)*
*در ۸ روزی که در کنار همدیگر هستند آن ۸ روز را (چارچار) مینامند.*
*👌به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک «چارچار» میگویند.*
🌧🌧🌧
*پس از چارچار نوبت به*
*«اَهمَن و بهمن» پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند.*
🌧🌧🌧
*۱۰ روز اول اسفند را (اَهمَن)*
*۱۰ روز دوم اسفند را (بهمن)*
*میگویند.*
🌧🌧🌧
*و این ۲۰ روز ممکن است آنقدر بارندگی باشد که این ۲ برادر به ۲ چله طعنه بزنند.*
🌧🌧🌧
*با توجه به شعری که قدیمی های نازنین میخواندند:*
*(اَهمَن و بهمن،*
*آرد كن صد من،*
*روغن بیار ده من،*
*هیزم بِکَن خَرمَن، عهده همه با من)*
🌧🌧🌧
*تا اینجا ۲۰ روز از اسفند به نام اَهمَن و بهمن نامگذاری شدهاند.*
🌧🌧🌧️
*میماند ۱۰ روز آخر اسفند ماه که:*
*۵ روز اول (سیاه بهار) نام گرفته و شعری هم که قدیمیها میخوانند:*
🌧🌧🌧
*سیاه بهار شب ببار و روز بکار*
*از این شعر هم مشخص میشود*
*در این ایام شبها بارندگی فراوان بوده و روزها کشاورزان مشغول کشت و زراعت بوده اند.*
🌧🌧🌧
*۵ روز آخر هم (سرما پیرزن کُش) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری و گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد هست و اکثر اوقات از آسمان تگرگ میبارد، که قدیمیهای دل پاک، بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و مُهرههای آن به زمین میریزد.*
🌧🌧🌧
*........................................*
🍁💎🍁💎🍁💎🍁💎🍁
*البته ۵ روز پایانی را جشن پنجه هم میگویند . . .*
*چون در روزنگار زرتشتی . . . تمامی ماها ۳۰ روز میباشد . . . و ۵ روز آخر سال را تعطیل اعلام میکردند تا در آن ۵ روز مردم با شستشو و رُفت و روب . . . و خرید اقلام و لباس و پوشاک نو به استقبال جشن زیبای نوروز با پایکوبی و دل شاد میرفتند که این فرهنگ زیبا هنوز هم با قدرت و به زیبائی هرچه تمامتر به بقای خود و ماندگاری فرهنگ کهن و پُرافتخار این سرزمین و مردمان نیک اندیشش جان دوباره را میدمد . . .*
*حیف است نسلهای آینده این قصه ها را نشنوند!*
*زنده و سرفراز باد ایران و ایرانی
@me_mind
زندگی در دوران عود سرطان مثل بازی فوتبال در وقت اضافه است .هرچقدر خسته باشی ولی باید طاقت بیاری تا بتونی نتیجه بازی را عوض کنی. از طرفی این وقت اضافه یک موهبته ...خیلیها بعد از دو نیمه باختند و به وقت اضافه نکشید تا اشتباهاتشان را مرور کنند و
برنامه بهتری اجرا کنند .
@me_mind
برنامه بهتری اجرا کنند .
@me_mind