🦋
من از همان پاییز فهمیدم ؛
خشکیدن هر برگ اجباری ست
این رفت و آمدهای بی تردید
در فصل های تلخ ، تکراری ست
روزی که با تو ماه آذر را
خیره شدم با چشمِ بارانی
فهمیدم از چشمانِ گریانت
بر عهدِ خود دیگر نِمیمانی
دنیای من بودی و خیلی زود
دنیای من را ساده دزدیدی
آتش زدی بر هر چه در من بود
از آهِ این دل هم نترسیدی ؟
قفلی زدی بر قلبِ چون سنگت
دیوار و درها را به من بستی !
دردی به جانِ من نشاندی و
غایب شدی از صحنه ی هستی
زندان و میله شد نصیب من
داغی چپِ سینه هویدا شد
سردر گریبان و خموش و سرد
بیگانه دل ، با اهل دنیا شد
#_سیاوش_
.........................................
╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳
╰𖧷──┈➤
..........................................✉️
من از همان پاییز فهمیدم ؛
خشکیدن هر برگ اجباری ست
این رفت و آمدهای بی تردید
در فصل های تلخ ، تکراری ست
روزی که با تو ماه آذر را
خیره شدم با چشمِ بارانی
فهمیدم از چشمانِ گریانت
بر عهدِ خود دیگر نِمیمانی
دنیای من بودی و خیلی زود
دنیای من را ساده دزدیدی
آتش زدی بر هر چه در من بود
از آهِ این دل هم نترسیدی ؟
قفلی زدی بر قلبِ چون سنگت
دیوار و درها را به من بستی !
دردی به جانِ من نشاندی و
غایب شدی از صحنه ی هستی
زندان و میله شد نصیب من
داغی چپِ سینه هویدا شد
سردر گریبان و خموش و سرد
بیگانه دل ، با اهل دنیا شد
#_سیاوش_
.........................................
╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳
╰𖧷──┈➤
..........................................✉️
🦋
با دیگران حال و هوایت فرق دارد
موسیقی و لحن صدایت فرق دارد
زیر قدم هایت بهشتی بی بدیل است
تو کیستی که ردِ پایت فرق دارد؟!
با هر چه زیبایی که پنهان است و پیدا
چادر نمازت بینهایت فرق دارد
تو مستجاب الدعوه ای،اعجاز داری
پیغمبری ،جنس دعایت فرق دارد
راز و نیازت را ملائک می شناسند
ذکر قنوت و ربنایت فرق دارد
قلب تو با کعبه مراعات نظیر است
قدیسه ای ،سعی و صفایت فرق دارد
مادر تو یک اسطوره ی عشقی که حتی
در عاشقی هم ماجرایت فرق دارد
#سیاوش
.........................................
╭┈────... ➳
چ
╰𖧷──┈➤
..........................................✉️
با دیگران حال و هوایت فرق دارد
موسیقی و لحن صدایت فرق دارد
زیر قدم هایت بهشتی بی بدیل است
تو کیستی که ردِ پایت فرق دارد؟!
با هر چه زیبایی که پنهان است و پیدا
چادر نمازت بینهایت فرق دارد
تو مستجاب الدعوه ای،اعجاز داری
پیغمبری ،جنس دعایت فرق دارد
راز و نیازت را ملائک می شناسند
ذکر قنوت و ربنایت فرق دارد
قلب تو با کعبه مراعات نظیر است
قدیسه ای ،سعی و صفایت فرق دارد
مادر تو یک اسطوره ی عشقی که حتی
در عاشقی هم ماجرایت فرق دارد
#سیاوش
.........................................
╭┈────... ➳
چ
╰𖧷──┈➤
..........................................✉️
بـگــذار بـگــویـنـد
مـا بـدیـم بـا حـرف
حـرام ݫادگــان
هـیـڇـڪـس ڂـراب
نـڂـواهـد ݜـد...
#کانال@Mazari55
مـا بـدیـم بـا حـرف
حـرام ݫادگــان
هـیـڇـڪـس ڂـراب
نـڂـواهـد ݜـد...
#کانال@Mazari55
بـگــذار بـگــویـنـد
مـا بـدیـم بـا حـرف
حـرام ݫادگــان
هـیـڇـڪـس ڂـراب
نـڂـواهـد ݜـد...
مـا بـدیـم بـا حـرف
حـرام ݫادگــان
هـیـڇـڪـس ڂـراب
نـڂـواهـد ݜـد...
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𓆩♡𓆪 𝓒𝓪𝓯é 𝓭𝓮𝓼 Â𝓶𝓮𝓼 ☕ ✨ (DAMKAY)
عـقل و دل روزی ز هم دلخور شدند
هردو از احساس نـــفرت پر شدند
دل به چشمان کسی,وابسته بود
عقل از این بچه بازی خــسته بود
حرف حق با عقل بود اما چه سود
پیش دل حقانیت مـــطرح نبود
دل به فکر چشم مشکی فام بود
عقل آگاه از خیال خــام بود
عقل با او منطقی رفتار کرد
هرچه دل اصرار,عقل انــکار کرد
کشمکش ها بینشان شد بیشتر
اختلافی بیشتر از پیــشتر
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مــشکی را ندید
تا به خود آمد بیابانــــگرد بود..
خنده بر لب از غــــم این درد بود...
هردو از احساس نـــفرت پر شدند
دل به چشمان کسی,وابسته بود
عقل از این بچه بازی خــسته بود
حرف حق با عقل بود اما چه سود
پیش دل حقانیت مـــطرح نبود
دل به فکر چشم مشکی فام بود
عقل آگاه از خیال خــام بود
عقل با او منطقی رفتار کرد
هرچه دل اصرار,عقل انــکار کرد
کشمکش ها بینشان شد بیشتر
اختلافی بیشتر از پیــشتر
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مــشکی را ندید
تا به خود آمد بیابانــــگرد بود..
خنده بر لب از غــــم این درد بود...