یهو یادم اومد امروز از جایی برگشتنی دیدم تو جاده به یه جوجه تیغی زده بودن و له شده بود:)
و بعد از کمی راه اومدن یه گوربا سیاه دیدم و سعی کردم نازش کنم ولی قایم شد زیر سطل آشغال
ولی دستمو بردم سمتش و گذاشت سرشو ناز کنم:(
ولی دستمو بردم سمتش و گذاشت سرشو ناز کنم:(
خب تمام
مولی عزیز دلمو هم بالاخره تموم کردم و چقد دوسش داشتم:)
دلم برای این کاپل و کمیستری بینشون تنگ میشه و امیدوارم یه روزی توی یه سریال مدرن و خیلی جذاب ببینمشونㅠㅠ💓
مولی عزیز دلمو هم بالاخره تموم کردم و چقد دوسش داشتم:)
دلم برای این کاپل و کمیستری بینشون تنگ میشه و امیدوارم یه روزی توی یه سریال مدرن و خیلی جذاب ببینمشونㅠㅠ💓
تو جمعی که متعلق به من نبود یکهو پیدا شدی
میخواستم بیام سمتت ولی از چشمم قایم شدی
نشستم اونجا و فکر و نگاهم سمتت بود
اما برای دیدنم حاضر نشدی :)
میخواستم بیام سمتت ولی از چشمم قایم شدی
نشستم اونجا و فکر و نگاهم سمتت بود
اما برای دیدنم حاضر نشدی :)