یادداشت های قبلِ خودکشی؛
Jerzy Kozinski:
اکنون میخواهم کمی بیشتر بخوابم،
نام آن را ابدیت بگذارید.
Jerzy Kozinski:
اکنون میخواهم کمی بیشتر بخوابم،
نام آن را ابدیت بگذارید.
𝖲𝗁𝖾
منو میبینی پسر؟ هنوزم دارم برات مینویسم. تو چی؟ هنوزم نمیخوای برگردی؟ نامهایازطرفیکعاشقِاحمق -H-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از تو ذهنم شده بَرده ی خاطراتت
خواستم فرار کنم، ولی انگار این ادم محتاجِ اینه که تو اسیرش کنی.
نامهایازطرفیکعاشقِاحمق
H;
خواستم فرار کنم، ولی انگار این ادم محتاجِ اینه که تو اسیرش کنی.
نامهایازطرفیکعاشقِاحمق
H;
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من خودم رو به اسم اون زدم،
و اون خودشو به اسم سنگِ سردی که مخاطب بوسه هام میشه.
H;
و اون خودشو به اسم سنگِ سردی که مخاطب بوسه هام میشه.
H;
تو فکر میکنی با گذشت زمان عوض میشی اچ؛
ولی خودتم خوب میدونی که تو همون ماری، فقط پوست اندازی میکنی!
H;
ولی خودتم خوب میدونی که تو همون ماری، فقط پوست اندازی میکنی!
H;
یادداشت های قبلِ خودکشی؛
Nicolas Sebastian Chamfort:
ترجیح میدهم مثل یک انسان آزاد بمیرم، تا اینکه مثل یک برده در قفس، به زندگی کردن ادامه دهم.
Nicolas Sebastian Chamfort:
ترجیح میدهم مثل یک انسان آزاد بمیرم، تا اینکه مثل یک برده در قفس، به زندگی کردن ادامه دهم.
یادداشت های قبلِ خودکشی؛
George Sanders:
دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام.
گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانی هایت در این فاضلاب شیرین تنها میگذارم. خوش بگذرد.
George Sanders:
دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام.
گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانی هایت در این فاضلاب شیرین تنها میگذارم. خوش بگذرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا چیمیشد بدون من نمیرفتی؟
من میتونستم لایه موهات
تویِ گودی ترقوهت
پشت مژه هات
بین ترک های لبت
گوشه ی چین لبخندت
سیاهیه چشمهات، برای همیشه قایم شم فرشته ی بیرحم من.
H;
من میتونستم لایه موهات
تویِ گودی ترقوهت
پشت مژه هات
بین ترک های لبت
گوشه ی چین لبخندت
سیاهیه چشمهات، برای همیشه قایم شم فرشته ی بیرحم من.
H;
توی خاکستریترین ورژن از خودش غرق شده، همهچی بیرنگه بجز کابوسهاش، تنهاتر از گلدونِ بیجون اتاق خاکستریشه، نمیتونه چیزی حس کنه جز سوزش عمیقِ قلب و گلوش؛ تو بهم بگو، این آدم چقدر دووم میاره؟
حافظه انسان را از درون گرم می کند و در عین حال او را از هم می پاشد.
هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی