Man Be To Bakhtaam
Fazel Deriss
چقــــدر قشنــگہ آهنـــگ
تقدیم تموم دوستان گل همہ ساعتهایے زندگیتون زیبا و پراز سلامتے
تقدیم تموم دوستان گل همہ ساعتهایے زندگیتون زیبا و پراز سلامتے
تمامِ این تابستان را
صرف گردآوری کلمه خواهم کرد،
که وقتی پاییز رسید،
طولانیترین قصیدهی عاشقانه را برایت بنویسم
#شیرکو_بیکس
صرف گردآوری کلمه خواهم کرد،
که وقتی پاییز رسید،
طولانیترین قصیدهی عاشقانه را برایت بنویسم
#شیرکو_بیکس
🎼
وقتی که می خواهم بیخیال نبودنت شوم...
دوباره شب می آید...
با سکوت و رویا پردازیهایش...
و عطر یادت در تمام
کوچه پس کوچه های قلبم، می پیچد...
و مرا هوایی خواستنت می کند...
خودت بگو چگونه
سر قرار عاشقانه خیالت
کشیده نشوم؟!
ما رشد میکنیم اما نه با سن و سال،
بلکه با نبردهایی که در سکوت با آنها می جنگیم...!
متن؛ #باران_مقدم
#محمود_اسدی 🎙
#عابر_شبهای_خیالی
وقتی که می خواهم بیخیال نبودنت شوم...
دوباره شب می آید...
با سکوت و رویا پردازیهایش...
و عطر یادت در تمام
کوچه پس کوچه های قلبم، می پیچد...
و مرا هوایی خواستنت می کند...
خودت بگو چگونه
سر قرار عاشقانه خیالت
کشیده نشوم؟!
ما رشد میکنیم اما نه با سن و سال،
بلکه با نبردهایی که در سکوت با آنها می جنگیم...!
متن؛ #باران_مقدم
#محمود_اسدی 🎙
#عابر_شبهای_خیالی
برقص با من ای معشوقِ ممنوع
برقص!
رقص تو از حدود قانون خارج است
برقص و قانون را طوری بشکن
که گویی از ابتدا نبوده است
قوانین را گاهی فقط با شکستن
می توان نجات داد
گاهی تصور کن که قانون
فقط نام یک کتابِ معمولیست...
#مری_الیور
.
برقص!
رقص تو از حدود قانون خارج است
برقص و قانون را طوری بشکن
که گویی از ابتدا نبوده است
قوانین را گاهی فقط با شکستن
می توان نجات داد
گاهی تصور کن که قانون
فقط نام یک کتابِ معمولیست...
#مری_الیور
.
تو را دوست دارم،
در سادهترین شکلِ ممکن؛
مثل قهوهای که
تلخیاش دوستداشتنیست،
مثل موسیقیِ آرامِ شب،
مثل خیالی که
بیاجازه میآید
و دلم را گرم میکند.
💋❤️❤️
#مهسا_میرزاده
در سادهترین شکلِ ممکن؛
مثل قهوهای که
تلخیاش دوستداشتنیست،
مثل موسیقیِ آرامِ شب،
مثل خیالی که
بیاجازه میآید
و دلم را گرم میکند.
💋❤️❤️
#مهسا_میرزاده
به تو فکر میکنم
و تو همیشه در عجیب ترین زمان
و غریب ترین مکان ها
در قلب منی
چه احساس زیبایی است
که ناگهان
با فکر زیبای تو
غافلگیر شوم
#چیستا_یثربی
و تو همیشه در عجیب ترین زمان
و غریب ترین مکان ها
در قلب منی
چه احساس زیبایی است
که ناگهان
با فکر زیبای تو
غافلگیر شوم
#چیستا_یثربی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخیالم مستم از آغوش ِ دلداری که نیست
میگذارم سـر بـروی شانـه ی یاری که نیست
تـا سحـر میسوزم و در پیچ و تـاب بیـکسی
میسپـارم دل بـه آن یـار وفـاداری که نیست
حـرفـهای مـانـده در سینـه بـه قـد صد کتاب
عقده ی دل میگشایم پیش ِغمخواری که نیست
بـا خـودم لـج میـکنـم ، تنـها بـرای دلـخـوشی
میفروشم ناز بی حد بر خریداری که نیست
بـاز هـم امشب پـریشان بـا طنابِ خاطـرات
میروم با پای خود بر چوبه ی داری که نیست
صد گله دارم به دل از دست تو چرخ و فلک
دلخوشی دارم طلب از آن بدهکاری که نیست
مثل هـر شب زخمهـای سینـه ی سنگ صبـور
میشود درمان به دست آن پرستاری که نیست
#جواد_الماسی
درخیالم مستم از آغوش ِ دلداری که نیست
میگذارم سـر بـروی شانـه ی یاری که نیست
تـا سحـر میسوزم و در پیچ و تـاب بیـکسی
میسپـارم دل بـه آن یـار وفـاداری که نیست
حـرفـهای مـانـده در سینـه بـه قـد صد کتاب
عقده ی دل میگشایم پیش ِغمخواری که نیست
بـا خـودم لـج میـکنـم ، تنـها بـرای دلـخـوشی
میفروشم ناز بی حد بر خریداری که نیست
بـاز هـم امشب پـریشان بـا طنابِ خاطـرات
میروم با پای خود بر چوبه ی داری که نیست
صد گله دارم به دل از دست تو چرخ و فلک
دلخوشی دارم طلب از آن بدهکاری که نیست
مثل هـر شب زخمهـای سینـه ی سنگ صبـور
میشود درمان به دست آن پرستاری که نیست
#جواد_الماسی
Azize Dalami
Mansour
❤️
بعضی از آدمها
دوستداشتنشـان
ڪہ میڪَیرد...
محـال است
بنـد بیاید
ما بہ این بعضیها
میڪَوییـم زن
#ناشناس❤️❤️
بعضی از آدمها
دوستداشتنشـان
ڪہ میڪَیرد...
محـال است
بنـد بیاید
ما بہ این بعضیها
میڪَوییـم زن
#ناشناس❤️❤️
ایوان بند به نام گل اندام - Evan Band New Song Gol Andam
یہ آهنگ خوب و دلنشین تقدیم شما😍
💔
دلت که شکست ...
لازم نیس داد بزنی،گریه کنی
هق هق کنی،بغض کنی..
یه لبخند بزن ...
سرتــو بگــــیر بالا
دل شِکستَه ام یه خدایی داره ...
دلت که شکست ...
لازم نیس داد بزنی،گریه کنی
هق هق کنی،بغض کنی..
یه لبخند بزن ...
سرتــو بگــــیر بالا
دل شِکستَه ام یه خدایی داره ...
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
ناگهان دشنه به پشت آمد و تا بیخ نشست
ماه من روی گرفت و سر مریخ نشست
آس ِ در مشتِ مرا لاشخوران قاپ زدند
کرکسان قاعده را از همه بهتر بلدند
چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم،از دهنت افتادم
#علیرضا_آذر
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
ناگهان دشنه به پشت آمد و تا بیخ نشست
ماه من روی گرفت و سر مریخ نشست
آس ِ در مشتِ مرا لاشخوران قاپ زدند
کرکسان قاعده را از همه بهتر بلدند
چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم،از دهنت افتادم
#علیرضا_آذر
دیگر هیچ آدمِ تازهای
مرا زیبا نمیڪند
پوستِ تو را میپوشم
تا دهانم
خورشیدِ ڪوچڪی شود
و بوسههایت
مثل بارانِ نور
از لبهایم چڪه ڪند
#الماسی_سابع
مرا زیبا نمیڪند
پوستِ تو را میپوشم
تا دهانم
خورشیدِ ڪوچڪی شود
و بوسههایت
مثل بارانِ نور
از لبهایم چڪه ڪند
#الماسی_سابع
... ✍
آن پـــری پــابـستِ گیـسوی گـره گیرم نمـود
عـاقـبت دیـوانـه ام کـرد و بـه زنجیرم نمـود
این همه چین برجبین و چهره از پیری مبین
درجـوانی عشـق روی او چنیـن پیــرم نمـود
بلند اقبال
آن پـــری پــابـستِ گیـسوی گـره گیرم نمـود
عـاقـبت دیـوانـه ام کـرد و بـه زنجیرم نمـود
این همه چین برجبین و چهره از پیری مبین
درجـوانی عشـق روی او چنیـن پیــرم نمـود
بلند اقبال
⭐️🌙
📕_داستان_کوتاه_شب
غلامی کنار پادشاهی نشسته بود.
پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.
مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:
«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟»
غلام گفت:
«خداوند مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»
📕_داستان_کوتاه_شب
غلامی کنار پادشاهی نشسته بود.
پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.
مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:
«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟»
غلام گفت:
«خداوند مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»
به شهرم بیا عزیز !
فردا بیا ...
همه چیز را رها کن
بگو کسی مرا منتظر است،
بیا ...
بیا که این شهر با قدمهای تو معنا پیدا کند،
بیا که دیگر از این شهر بیزار نباشم ،
بیا که نفس بکشم
بیا ...
فردا بیا ...
همه چیز را رها کن
بگو کسی مرا منتظر است،
بیا ...
بیا که این شهر با قدمهای تو معنا پیدا کند،
بیا که دیگر از این شهر بیزار نباشم ،
بیا که نفس بکشم
بیا ...
چهارشنبهها در غرب سینهام
تپندهتراز همیشہ ...
حضورت سیال مےشود
و حس نجواے لبهایم با حلاوت
نام تو شیرین
گاهے تو نیز یاد مرا ...
لابلاے ظرافت گلبرگهاے گلایل بپیچ ...
و بر مزار گوشهایش ذڪرے شبیہ
دوستت دارم بخوان ...
#الناز_عباسے
تپندهتراز همیشہ ...
حضورت سیال مےشود
و حس نجواے لبهایم با حلاوت
نام تو شیرین
گاهے تو نیز یاد مرا ...
لابلاے ظرافت گلبرگهاے گلایل بپیچ ...
و بر مزار گوشهایش ذڪرے شبیہ
دوستت دارم بخوان ...
#الناز_عباسے