محمد مهران
178 subscribers
2.69K photos
1.14K videos
413 files
1.16K links
(دبیر و علاقمند به آموزش ریاضی)
ارتباط:
۰۹۱۲۷۶۶۸۶۸۲
Download Telegram
Forwarded from آزاد | Azad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سازش و مقاومت
از ۲۸ مرداد تا ایران امروز

🔶 گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان و عباس امانت - قسمت دوم

🔻یرواند آبراهامیان: مسئول اصلی جنگ کنونی ایران نیست. وضعیت فعلی از جهاتی شبیه به دوران مصدق است؛ تصمیم‌هایی که بیرون از ایران گرفته می‌شود، سرنوشت کشور را رقم می‌زند. شعارهای ایدئولوژیک علیه آمریکا و اسرائیل را نباید سیاست واقعی ایران تلقی کرد؛ حتی به‌اصطلاح تندروهای ایران حاضر بوده‌اند به توافق با آمریکا برسند، به شرط آنکه حق غنی‌سازی ایران پذیرفته شود. به‌غیر از اوباما، همیشه آمریکایی‌ها بوده‌اند که سرسختی کرده‌اند. جنگ کنونی ممکن است به حکومت مشروعیتی دوباره بدهد؛ همان‌طور که تهاجم نازی‌ها به حکومت شوروی زندگی دوباره داد.

🔺عباس امانت: تصویر تاریکی پیش‌روی ایران است؛ بحرانی که امروز گرفتارش هستیم، حتی از دوران مصدق بزرگ‌تر است. مشکلات داخلی و خارجی ایران محصول یک تفکر ایدئولوژیک است و این دو را نباید از یکدیگر تفکیک کرد، همان‌طور که جنگ نیز بلافاصله پس از حوادث دی‌ماه آمد. حکومت اکنون به‌سختی می‌تواند راه سازش را در پیش بگیرد، اما سیاست هنر ممکنات است؛ امکان را باید به‌وجود آورد. روابط بین‌الملل دوجانبه است و حتی قدرت ضعیف‌تر در برابر قدرت قوی‌تر می‌تواند عاملیت داشته باشد. حکومت ایران پایداری کرده، ولی از پایداری تا سازش راه بسیار طولانی است و این راه بدون پشتیبانی مردم طی نمی‌شود.

🔹دوبله‌شده با AI

🎞 فیلم کامل
این گفت‌وگو در یوتوب آزاد:
https://youtu.be/p7ExJ4w6xqg

✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد

🆔@AzadSocial
🔹محمدرضا تهمک در نشست بازخوانی آثار و آرای جواد صفی‌نژاد مطرح کرد؛

🔵 علوم اجتماعی ایران باید با زبان مردم سخن بگوید/ صفی‌نژاد از دل واقعیت جامعه نظریه می‌ساخت


▫️محمدرضا تهمک، پژوهشگر و دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، با انتقاد از غلبه نظریه‌های انتزاعی بر بخشی از مطالعات اجتماعی ایران، گفت: جواد صفی‌نژاد برخلاف تصور کسانی که آثار او را فاقد پشتوانه نظری می‌دانند، از طریق مشاهده مستقیم، شناخت مناسبات اجتماعی و بهره‌گیری از مفاهیم و زبان مردم، به تبیین نظام‌های اجتماعی می‌رسید. به اعتقاد او، شکل‌گیری جامعه‌شناسی ایرانی در گرو شناخت دقیق واقعیت‌های جامعه و سخن گفتن درباره ایران با زبان اجتماعی خود ایرانیان است.

⭕️ ادامه مطلب:
atna.atu.ac.ir/fa/news/22733

⭕️ عطنا رسانه همه دانشگاه
«مسیر جهنم با نیت‌های خیر سنگ‌فرش شده است»


▪️مقدمه
این یه ضرب‌المثل قدیمی انگلیسیه ــ چرا مسیر جهنم باید با نیت‌های خیر سنگ‌فرش شده باشه؟ مگه نیت‌های خیر قرار نبوده مسیر بهشت باشه؟ ــ چه بهشت زمینی و چه آسمانی.

اما تاریخ پر از نمونه‌های کسانیه که خیر خواستند و شر کردند؛ خواستند یکی رو شفا بدن، دسته‌دسته کشتند. در تاریخ جهان، این هزارتوی وحشت و حیرت، فرشتگان خودخوانده‌ای رو می‌بینیم که ابلیس رو درس می‌دادند. کسانی که با ادعای برپایی آرمانشهر پا به عرصۀ تاریخ گذاشتند، ویرانشهر ساختند؛ زندان‌هایی ساختند به وسعت قلمرو حکومتشان و در کشتار و شکنجه روی همۀ جنایتکارانِ پیشامدرن رو سفید کردند. اینها وعدۀ بهشت روی زمین داده بودند، اما پیمانکاران دوزخ شدند و با نیت‌های خیر خود مسیر جهنم رو سنگ‌فرش کردند.

در اینجا سردرگمی بزرگ بشر پدید می‌آد. اگر حتی به «نیکی» نتونیم دل خودش کنیم، پس این دنیا چه جنگل ترسناکیه؛ بی‌پناهیم در آروارۀ درندگان. بله، هیچ بعید نیست مردمانی انقدر بداقبال باشند که از قضا گرفتار یکی از این نیک‌خواهان بدکردار شن ــ البته در موارد زیادی هم حکایت چیزی نیست جز همون موردِ دردناکِ «خودکرده را تدبیر نیست» ــ با این تبصرۀ امیدبخش که خودکرده را هم تدبیری هست.

▪️اخلاقیات گروه‌های کوچک
اما برگردیم به اینکه چی می‌شه که نیک‌خواهی به بدکرداری منجر می‌شه. احتمالاً این معضل ریشه‌های عمیقی داره و نمی‌شه در این نوشته همۀ دلایل رو بررسی کرد. چون در این نوشته می‌خوام به نقطۀ مشخصی برسم و حرف مشخصی بزنم، به یکی از مهم‌ترین ریشه‌های این بدکرداریِ خیرخواهانه اشاره می‌کنم. ریشۀ قضیه «تعمیمِ اخلاقِ یک گروه کوچک به جامعه است». بیایید در همین جمله تأمل کنیم:

گروه‌های کوچک، به ویژه گروه‌های خانوادگی و خویشاوندی، اخلاق ویژۀ خودشون رو دارند. این اخلاق فقط برای حفظ و بقای این گروه کوچکه. پدر و مادر، اخلاق پدرانه و مادرانه دارند. در یک جمع کوچک که هدف مشخصی داره، اخلاق ویژه‌ای حکمفرماست. در یک تیم ورزشی اخلاقی حاکمه که با اخلاق درون خانواده فرق می‌کنه، اما با اخلاقی هم که در نظم اجتماعی وجود داره فرق داره. شما اگر هم‌تیمی‌تون رو در موقعیتِ گل زدن ببینید، اخلاق تیمی حکم می‌کنه بهش پاس بدید و اگر این کار رو نکنید، آشکارا اخلاق تیمی رو زیر پا گذاشتید ــ دقت کنید: نمی‌گیم «اخلاق عمومی»، می‌گیم «اخلاق تیمی».

اگر فرزند خردسال همسایۀ شما بیمار باشه، هیچ اثری روی زندگی شما نمی‌ذاره، اما اگر این کودک عضو خانوادۀ شما باشه، کل خانواده یا دست‌کم یکی دو نفر در خانواده بسیج می‌شن تا ازش مراقبت کنند. کسی بابت عدم‌رسیدگی به کودک همسایه شما رو ملامت نمی‌کنه، اما اگر در رسیدگی به کودک خانوادۀ خودتون کوتاهی کنید، از نظر همه شما رفتاری غیرمسئولانه داشتید و اخلاق خانوادگی رو زیر پا گذاشتید.

انسان با کمک همین اخلاقِ خاص گروه‌های کوچک تونست خودش رو در دنیای وحشی حفظ و تکثیر کنه. اما تمدن و پیشرفت در قالب چنین گروه‌هایی و با چنین عادات اخلاقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. هر چه نظمی که ما در اون زندگی می‌کنیم بزرگ‌تر بشه، اخلاق حاکم بر این نظم هم عوض می‌شه و رفته‌رفته چیزهای دیگه‌ای جایگزین اخلاقِ ویژۀ گروه کوچک می‌شه: «سنت»، «رسوم»، «قواعد» و در نهایت «قوانین».

هر چه واحد اجتماعی کوچک‌تر باشه، خودخواهی کمرنگ‌تر و دیگرخواهی پررنگ‌تر می‌شه. حتی خودخواهانه‌ترین رفتارها درون خانواده همچنان در مقایسه با دنیای بیرون از خانواده «دیگرخواهانه»ست. حتی کم‌حق‌ترین عضو طایفه، اگر گیر طایفۀ دیگه‌ای می‌افتاد، کشته یا برده می‌شد. اما هر چه گروهی که انسان در اون زندگی می‌کنه بزرگ‌تر بشه و تبدیل به یک نظم گسترده بشه، اخلاقیات خانوادگی‌ـ‌قبیله‌ای رنگ می‌بازه. اصلاً انتظار ندارید رانندۀ تاکسی ــ مثل پدر یا برادرتون ــ شما رو مجانی به جایی برسونه (یعنی دیگرخواهانه رفتار کنه)، اما ازش انتظار دارید در قبال کرایه شما رو به مقصد برسونه (یعنی انگیزه‌ش در اصل خدمت به شما نیست، بلکه می‌خواد پول دربیاره؛ یعنی خودخواهانه‌ست).

▪️نظم گسترده
یکی از اشتباهات بزرگی که اون نیک‌خواهانِ بدکردار مرتکب می‌شن اینه که می‌خوان اخلاق گروه‌های کوچک رو به اخلاق اجتماعی بدل کنند. یعنی تصور می‌کنند همه ــ یعنی کل جامعۀ چندمیلیون‌نفری ــ باید مثل یک خانوادۀ بزرگ رفتار کنند. یعنی اخلاقی که بر یک قبیله یا عشیره حاکم بوده، حالا قراره در یک جامعۀ مدرن در عصر صنعتی حکمفرما بشه. تعبیرِ «رفیق» که مارکسیست‌ها برای خطاب قرار دادن همدیگه به کار می‌بردند، تداعی‌کنندۀ همینه: رفیق یعنی عضوِ یک گروه کوچک. چطور ممکنه یک شهروند در یک کشور ده‌هامیلیون‌نفری «رفیقِ» آدم باشه؟ اگر نظمِ «کمونی» ــ یعنی اجتماعِ اولی و بدون مالکیت خصوصی ــ وجود داشته باشه، لابد شهروندان هم دیگه هم‌قبیله و هم‌طایفه‌اند و می‌شه بهشون گفت «رفیق».

در اینجا باز به یکی از ریشه‌های معرفت‌شناختی و اخلاقیِ کاپیتالیسم‌ستیزی می‌رسیم. یکی از دلایل کاپیتالیسم‌ستیزی اینه‌که افراد الگوی اجتماعی ایدئالشون نظم‌های کوچک خانوادگی و قبیله‌ایه. در این نظم‌ها همه‎چیز «جمع‌گرایانه» برنامه‌ریزی و هدایت می‌شه. «فرد» کمترین دامنۀ اختیارات و آزادی رو داره و باید تابع اهداف جمع باشه. اما از قضا تمدن با متلاشی شدن این نظم‌های فروبستۀ جمع‌گرایانه شروع به پیدایش و شکوفایی کرد. یعنی چی؟

یعنی زمانی بود که همۀ ابزارهای تولید متعلق به کل جمع بود. اما رفته‌رفته مالکیت‌های مجزا (several property) شکل گرفت که سرآغاز مالکیت خصوصی (private property) بود. یعنی افرادی از جمع اجازه یافتند بخشی از اموال عمومی رو اون‌طور که خودشون شخصاً ــ نه جمع یا رئیس قبیله ــ صلاح می‌دونند به کار ببرند. با سست شدن قیدوبندهای اخلاق و زیست جمع‌گرایانه، فرد رفته‌رفته دامنۀ عمل گسترده‌تری یافت.

با گسترش مالکیت خصوصی و تخصصی شدن حرفه‌ها هر کس دیگه فقط یک چیز تولید می‌کرد (و نه همۀ مایحتاجش رو). یک چیز تولید می‌کرد و با عرضۀ تولیدش سایر مایحتاجش رو تأمین می‌کرد. دیگه خبری از «آشنایی» نبود؛ خبری از رفتار دیگرخواهانه نبود. کسی آشنای کسی نبود. چیزی که فرد می‌ساخت، در شهری دور به کسی فروخته می‌شد که اصلاً سازنده رو نمی‌شناخت. گندمی که تولید می‌شد به سفرۀ کسانی می‌رسید که اصلاً کشاورز رو نمی‌شناختند. در اینجا خودخواهی انگیزۀ عمل بود، اما نوعی دیگرخواهی ناخواسته درونش نهفته بود: هر کس برای تأمین نیازهای خودش، باید نیازهای دیگران رو تأمین می‌کرد (مثل همون رانندۀ تاکسی).

در نظم بازار آزاد و کاپیتالیسم، این اصل به غایت و کمال خودش رسید: هر کس می‌تونست هر قدر که می‌خواد با انگیزه‌های خودخواهانه سود کنه، منتها اصل دیرینه عوض نشده بود: این سود رو فقط از طریق تأمین نیازهای دیگران می‌تونست به دست بیاره. اصل دیگرخواهی، به معنای خانوادگی و قبیله‌ایِ خودش، کاملاً به تاریخ پیوسته بود. اما در عوض، رهاییِ فرد از زنجیرِ اخلاقِ جمع‌گرایانه اجازه می‌داد انسان بتونه هزاران برابر بیش از قبل تولید کنه و جمعیتی هزاران برابر گذشته رو خوراک بده ــ و بعد نیازهای لوکس‌تر رو هم تأمین کنه.

▪️اخلاق‌گرایان بداخلاق
در اینجا بود که اخلاق‌گرایان ــ یعنی همون خیرخواهان بدکردار ــ وارد عرصه شدند. نابرابریِ ایجادشده از رهگذر این فرایند براشون قابل‌فهم، قابل‌توضیح و قابل‌قبول نبود. به حدی از نابرابریِ موجود خشمگین و منزجر بودند که حاضر نبودند بپذیرند این نابرابری زایاست و تاروپود توسعه و پیشرفت بشر رو می‌سازه. اینها به چه چیزی حمله کردند: دقیقاً به اون چیزی حمله کردند که سرآغاز این تحول در تاریخ بشر بود: مالکیت خصوصی. از نظر اینها ریشۀ این شر در اینجا نهفته بود که مالکیت از حالت جمعی دراومد.

البته دشمنان مالکیت فقط سوسیالیست نبودند و نیستند، اما قطعاً حملۀ مارکسیستی و سوسیالیستی، با اتکا به اخلاق‌گرایی کمونی، بزرگ‌ترین حمله‌ای بود (و هست) که به تمدن و توسعۀ بشر صورت گرفته. اینها همون اخلاق‌گرانی‌اند (یعنی نیک‌خواهانی‌اند) که با تعمیم اخلاقیات قبیله‌ای به جامعۀ مدرن مسیر جهنم رو سنگ‌فرش کردند. این اخلاق‌گرایانِ شرور یک بار یک قرن رو به تباهی کشیدند ــ اما از میدان به در نرفتند و نخواهند رفت، زیرا «چپ» یک امر ابدیه؛ یعنی چپ جاودانه. تا وقتی تاریخ هست، چپ هم هست. نولته، متفکر آلمانی، به این مفهوم می‌گه: چپ ابدی.

#کاپیتالیسم #سوسیالیسم #مارکسیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
تغییر بازی کشورهای عربی بعد از جنگ در منطقه (۲)

در ادامهٔ بخش قبل:

آیا کشورهایی که قصد داشتن با شرکت‌های پیشتاز آمریکایی در حوزهٔ ساخت دیتاسنترها شریک بشن، متضرر شده‌ان؟

جواب این سوال ساده نیست و نظرات هم در موردش متفاوته.
من (بر اساس مفروضاتی که گفتم و در ادامه می‌گم) معتقدم که اصلاً. و حتی برنده شده‌ان.

علتش اینه که واقعاً قلب صنعت AI پردازش نیست. پردازش یه کار خیلی پیش‌پا‌افتاده محسوب می‌شه. شبیه این‌که شما ببینید دارن طلا جابه‌جا می‌کنن، بگید شترش رو من می‌دم.
قطعاً از جابه‌‌جایی طلا شما هم یه سودی می‌برید. اما سود اصلی در کرایه دادن شتر نیست.

به‌نظرم کشورهایی که از دریچهٔ دیتاسنتر و ظرفیت محاسبه (computational capacity) وارد AI بشن، عملاً بخش سیاه و پرزحمت و پرریسک کار رو در اختیار می‌گیرن.

چرا؟ چون:

👈 محاسبه از جنس کامودیتی حساب میشه. چیز ارزشمندی نیست. مثل نفت. نفت فروختن افتخار داره؟ قطعاً نه. نشونهٔ عقب‌افتادگیه. کشورهای منطقهٔ ما که درآمدشون از نفته، اگر قراره اقتصاد رو تنوع بدن، باید سراغ چیزهایی برن که دوباره از جنس کامودیتی نباشه. وجه تمایز داشته باشه. مزیت نسبی ایجاد کنه و ...

👈 این کار رو به زبان بسیار ساده (و با بی‌دقتی) می‌شه به این تشبیه کرد که چند دهه قبل، یه عده متوجه بشن آینده در اختیار کامپیوترها و الگوریتم‌هاست. برن کاغذ پانچ آماده کنن یا دستگاه پانچ‌خوان بگیرن. اگر کسی پنجاه سال پیش می‌گفت «آینده در اختیار الگوریتم‌هاست» حرف درستی زده بود. اما اگر می‌رفت دنبال کاغذ و پانچ کاغذ، حماقت کرده بود.
الان هم قطعاً می‌شه گفت (بیست سال پیش هم می‌شد قطعاً گفت) که آینده در اختیار علومی مثل هوش مصنوعی، سیستم‌های پیچیده، طراحی و توسعهٔ سیستم‌های شناختی و ... هست. اما این‌که کشورها برن سراغ این‌که ضرب و تقسیم این کار رو انجام بدن، اون‌ها رو پیشتاز نمی‌کنه.

👈 من فکر می‌کنم با جنگی که شکل گرفت، این‌جور پروژه‌ها در منطقه عقب میفته. با عقب افتادنش، و دیدن مخالفت‌هایی که با راه‌اندازی دیتاسنترها بین خود مردم آمریکا داره شکل می‌گیره، و همین‌طور احتمالاً با کمی فروکش کردن تب AI در ماه‌ها و یکی دو سال پیش رو، خود کشورهای عربی منطقه هم کم‌کم متوجه می‌شن که اگر «دیتاسنتر» قلب هوش مصنوعی بود، کسانی مثل ایلان ماسک، جنسن هوانگ و آلکس کارپ و پیتر تیل حاضر نمی‌شدن دیتاسنترها این‌طوری توی دنیا پخش بشه.

بنابراین (حدس من اینه که) احتمالاً این کشورها کم‌کم در ماه‌های پیش رو و شاید یکی دو سال پیش رو، کمی شوق و انرژی خودشون رو برای شرکت در این بازی‌ها از دست بدن و سراغ همون روش قبلی سرمایه‌گذاری‌شون برن (سهامدار شدن در شرکت‌ها و کسب‌و‌کارهای بزرگ دنیا).

هم ریسک استراتژیک کمتر داره. هم سود مطمئن‌تر داره، هم در سطح دنیا پخشه و تهدید نظامی نمی‌شه (دیتاسنتر رو میشه با پهپاد زد. اما نمیشه تک‌تک کسانی که فیلم‌های HBO رو دارن توی خونه میبینن با پهپاد زد. پس بهتره سهام HBO رو داشته باشی!)


اگر شرکت‌های پیشتاز AI دارن این‌طوری با شور و شوق از راه‌اندازی دیتاسنتر در کشورهای عربی (و بسیاری کشورهای دیگه) می‌گن، یکی از علت‌هاش اینه که می‌خوان برای بخش پرریسک ماجرا شریک پیدا کنن.

و بالاخره ممکنه توی این ماه‌ها، کشورهای عربی این رو کم‌کم بفهمن.

بنابراین، من فکر می‌کنم این تأخیرچند ماهه یا شاید یک ساله که به‌علت جنگ در شروع پروژه‌های دیتاسنتر به‌ وجود اومده، عملاً باعث می‌شه این کشورها در یک چاه استراتژیک پونصد تا هزار میلیارد دلاری نیفتن.
حرف‌هام زیاد شد. بقیه‌اش رو می‌ذارم فردا شب.
Forwarded from کانال کافه سینما🎬
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند «سمفونی حمید»


▪️کارگردان: جعفر صادقی


باحضور: ترانه ‌علیدوستی، پیمان ‌معادی، عادل فردوسی‌پور، علی پروین، پژمان ‌جمشیدی، امیر حاج رضایی، بهتاش فریبا، ناصر محمدخانی، ناصر ابراهیمی و...

▫️خلاصه داستان: حمید علیدوستی ستاره اسبق فوتبال ایران و پدر ترانه، بازیگر مشهور سینمای ایران است، هیچ‌گاه به تیم‌های پرطرفدار نرفت و تصاویر زیادی از او نمانده، ولی از نظر هواداران، فوتبالیست‌ها و حتی هنرمندان یک چهره محبوب به شمار می‌رود.

➖کیفیت: 480p
❤1
.
چقدر از آدم‌ها را واقعاً می‌شناسیم، پیش از آنکه درباره‌شان حکم صادر کنیم؟

گاهی یک گرایش سیاسی، یک باور دینی یا حتی یک ویژگی ظاهری را به تمام هویت یک انسان تعمیم می‌دهیم. با یک شاقول اندازه می‌گیریم و خیال می‌کنیم همه‌چیز را فهمیده‌ایم.

#آیزایا_برلین با چنین نگاهی مخالف بود. او یادآوری می‌کرد که جهان انسانی از ارزش‌ها، تجربه‌ها و انتخاب‌های متکثری ساخته شده که همیشه در یک چارچوب واحد جا نمی‌گیرند. شاید به همین دلیل است که در تمثیل «روباه و خارپشت»، به تفاوت دو شیوه فهم جهان اشاره می‌کند: یکی در جست‌وجوی یک ایده فراگیر و دیگری حساس به پیچیدگی و چندگانگی واقعیت.

این به معنای کنار گذاشتن داوری یا برابر دانستن همه عقاید نیست؛ بلکه دعوتی است به اینکه آدم‌ها را به یک باور، برچسب یا ویژگی فرو نکاهیم.

شاید پیش از قضاوت درباره دیگری، بد نباشد از خودمان بپرسیم: چه چیزهایی از او را هنوز نمی‌دانم؟
همه‌چیز را نمی‌توان با یک شاقول سنجید؛ به‌خصوص انسان را.

✅ صدانت را در اینستاگرام هم دنبال کنید:
instagram.com/3danet
Forwarded from سخنرانی‌ها
🖊 بومی‌گرایی و هنرِ با هم باختن!

✍️ مرتضی درخشان

@sokhanranihaa
✅ در ورزشگاهی همه نشسته‌اند و بازی را می‌بینند. چند نفر برای بهتر دیدن بلند می‌شوند. پشت‌سری‌ها هم ناچار می‌ایستند و این موج تا آخر سکوها پیش می‌رود. حالا همه ایستاده‌اند؛ تقریباً هیچ‌کس بهتر از قبل نمی‌بیند، اما همه خسته‌تر شده‌اند! این یک هنر است! هنر با هم باختن.

✅ ما در روابط بین الملل، بازی‌های خود را به باخت – باخت تبدیل کرده‌ایم. در حالیکه کشورهای بسیاری در تلاشند تا با کاهش هزینه‌های مبادلاتی که به هم تحمیل می‌کنند، از شکست‌های همکاری فاصله بگیرند. با این حال ما علاقه زیادی داریم که علاوه بر فضای بین المللی، حتی در داخل کشور و بین استان های مختلف نیز بازی‌ها را باخت‌-باخت کنیم.

✅ بومی‌گرایی در اقتصاد ایران همین مسیر را می‌رود. ابتدا گفته می‌شود «اولویت با همشهری‌های خودمان است». جمله‌ای مهربان که ظاهراً بوی حمایت می‌دهد. اما استان همسایه هم همین جمله را خواهد گفت و کم‌کم کشور به مجموعه‌ای از بازارهای محصور تبدیل می‌شود.

✅ مثلاً اگر در تخصیص بار، راننده غیربومی کنار گذاشته شود و اولویت به رانندگان بومی همان استان داده می‌شود. استان دیگر هم مقابله‌به‌مثل می‌کند. در بلند‌مدت حاصل این نوع تعامل، کامیون‌هایی هستند که از استان خود بار می‌برند و بیشتر خالی برمی‌گردند؛ سوخت و وقت و لاستیک مصرف می‌شود، بی‌آنکه باری جابه‌جا شود. حاصل آن افزایش هزینه حمل و نقل به دلیل «حمایت از همشهریان» و افزایش قیمت نهایی کالاها خواهد بود؛ حتی کالایی که همان راننده بومی می‌خرد!

✅ همین منطق را در خرید و استخدام تصور کنید. هر شهر قراردادهایش را فقط به پیمانکاران خودش بدهد؛ هر بنگاه نیروی متخصص را پشت مرز زادگاه متوقف کند. «حمایت از همشهریان» در تمام شئون اقتصادی جاری شود. آن‌وقت شرکت توانمند در شهر کناری بیکار می‌ماند و پروژه این شهر گران‌تر تمام می‌شود. متخصص اینجا فرصت کار در آنجا را از دست می‌دهد و بنگاه آنجا از مهارت او محروم می‌شود. همه از سهم خود دفاع کرده‌اند، اما در مجموع فرصت‌ها کوچک‌تر شده است.

✅ این همان خطای خطرناک است: گمان کنیم منفعت دیگران حتماً از جیب ما پرداخت می‌شود. درحالی‌که بخش بزرگی از ثروت، از وصل‌شدن توانایی‌های متفاوت ساخته می‌شود. با بومی‌گرایی و بریدن این اتصال‌ها، فقط سهم دیگران را کم نمی‌کنیم؛ چیزی را که قرار بود تقسیم کنیم، کوچک‌تر می‌کنیم.

✅ اقتصاددانان این وضعیت را با مفاهیمی مانند «شکست هماهنگی و همکاری» توضیح می‌دهند: تصمیم‌هایی که جداگانه قابل‌فهم‌اند، می‌توانند در کنار هم نتیجه‌ای زیان‌بار بسازند. اما گرفتاری بزرگ‌تر آنجاست که دیگر هیچ‌کس به‌تنهایی جرئت عقب‌نشینی ندارد؛ چون می‌ترسد بنشیند و پشت سر دیگران چیزی نبیند! خروج از چنین وضعیتی حتما مداخله‌ای بیرونی نیاز خواهد داشت.

✅ البته نزدیکی جغرافیایی گاهی منفعت واقعی دارد؛ پذیرش کودک در مهد نزدیک خانه، رفت‌وآمد را کم می‌کند. معیار روشن است: آیا اولویت محلی و بومی هزینه‌ای را کاهش می‌دهد و خدمتی را بهتر می‌کند و کارآمدی را افزایش می‌دهد، و یا فقط رقیبی را کنار می‌زند؟

✅ حمایت از مردم یک منطقه می‌تواند با آموزش، زیرساخت و افزایش توان رقابتشان انجام شود. وقتی حمایت به بستن درها تبدیل شود، به‌جای توانمندسازی، وابستگی به امتیاز می‌سازد. برای خروج از این چرخه، موعظه کافی نیست؛ قاعده مشترک و اجرای هم‌زمان لازم است تا هیچ‌کس بابت همکاری تنبیه نشود.

توسعه یعنی بتوانیم با هم بنشینیم و بهتر ببینیم. با ایستادن روی پای یکدیگر، قدِ هیچ ملتی بلند نمی‌شود.


.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @pooyeshfekri
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹
یک قانون مهم در مذاکره

(تکراری؛ از گفته‌ها و نوشته‌های قدیمی)

در مذاکره حتماً حتماً حتماً خط قرمز داشته باشید

و ضمناً هرگز هرگز هرگز خط قرمزتون رو اعلام نکنید.




علت:

خط قرمز برای تصمیم‌گیری شخصی (یا داخلی و درون‌تیمی) مفید و لازمه و کمک می‌کنه در "شیب لغزندهٔ امتیازدهی" سر نخورید و به ته دره سقوط نکنید.


اگر طرف مقابل خط قرمز شما رو بدونه فقط دو آینده پیش روی شماست:


👈 یا می‌بازید: طرف تا خود خط قرمز جلو میاد.

👈 یا بیشتر می‌بازید: طرف از خط قرمز رد می‌شه و اگر به هر دلیل تصمیم بگیرید یا نیاز داشته باشید مذاکره رو ادامه بدید، برای طرف مقابل مشخص میشه که خط قرمزهای شما شکستنیه.
پس هیچ انگیزه‌ای برای به‌رسمیت شناختن خط قرمزهای جدیدی که در ادامه مشخص می‌کنید نخواهد داشت.

#مذاکره