محمد مهران
178 subscribers
2.69K photos
1.14K videos
413 files
1.16K links
(دبیر و علاقمند به آموزش ریاضی)
ارتباط:
۰۹۱۲۷۶۶۸۶۸۲
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دربارۀ «بمب‌اتم‌گرایان»

در طول چند سال اخیر، به ویژه از زمان جنگ دوازده‌روزه در رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی جمعی از به اصطلاح کارشناسان و سیاستمداران دربارۀ فایده یا ضرورت سلاح هسته‌ای صحبت می‌کنند. برخی صریح از سلاح هسته‌ای دفاع می‌کنند. برخی هم کار رو به جایی رسوندند که با لحنی همزمان همه‌چیزدان، ملامت‌‌گرانه و نصیحت‌گرانه می‌گن «من سال‌ها پیش گفته بودم ما بمب اتم می‌خوایم». الان هم که کشور درگیر دو جنگ شده و به زعم همین کارشناسان در آستانۀ جنگ سوم هستیم، ادعای این بمب‌اتم‌گرایان جدی‌تر مطرح و شنیده می‌شه.

اما استدلال‌هایی که این طرفداران سلاح هسته‌ای مطرح می‌کنند یک ایراد ماهوی داره؛ یعنی اصلاً استدلال نیست و به مشکلی که قراره حلش کنه نمی‌پردازه. بلکه فقط یک رویای مجانی و بی‌توضیح رو می‌فروشه.

ببینید ابتدا ما یک مشکل داریم، بعد برای اون مشکل دنبال راه‌حل می‌گردیم. اگر راه‌حلی ارائه بدیم که ربطی به مشکل نداشته باشه، عملاً راه‌حلی ندادیم، بلکه صورت‌مسئله رو پاک کردیم، ادعایی بی‌ربط رو مطرح کردیم و گفتیم این راه‌حل همون مشکله (در حالی که بین این راه‌حل ادعایی و اون مشکل هیچ ربطی وجود نداره)

حالا مشکل کجاست؟ اینجاست:

مدعیانِ صلح و بازدارندگی از طریق سلاح هسته‌ای هیچ توضیحی نمی‌دن که این سلاح هسته‌ای قراره چه‌جوری ساخته بشه و در مسیر ساختش چه مشکلاتی می‌تونه پیش بیاد و برای پیش‌گیری از این مشکلات احتمالی در این مسیر چه راه‌حلی وجود داره تا کل پروژه نابود نشه. بلکه فقط به «بعد از ساخت سلاح هسته‌ای» می‌پردازند. می‌گن اگر ما سلاح هسته‌ای داشته باشیم، دیگه کسی جرئت نمی‌کنه به ما حمله کنه. حالا بگذریم که خود این ادعا هم دقیق نیست، چون روسیه و خود اسرائیل و آمریکا هر سه سلاح هسته‌ای دارند، کشورهایی بدون سلاح هسته‌ای ــ که اسمشون ایران و اوکراینه ــ دارند با این قدرت‌های هسته‌ای می‌جنگند (تأسیساتشون رو می‌زنند، پایگاه‌هاشون رو می‌زنند و از جنگ با یک قدرت هسته‌ای ترسی ندارند ــ چون جنگ در سطح سلاح متعارفه). ولی اینجا مسئله اصلاً این نیست! از این نکته بگذریم.

سوال اینجاست: هر کس صحبت از ساخت سلاح هسته‌ای می‌کنه، باید مسیر ساخت سلاح هسته‌ای رو هم دقیقاً ترسیم کنه و تضمین کنه ایران بدون اینکه در این مسیر گرفتار جنگ (جنگی بدتر از دو جنگ اخیر)، هزینه‌های سنگین و در نهایت شکست پروژه بشه، می‌تونه به هدفش برسه. چوب جادویی وجود نداره که تکون بدیم و سلاح هسته‌ای ساخته بشه. در شرایطی که آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در تمام گزارش‌ها نشانه‌هایی از تلاش ایران برای آزمایش هسته‌ای پیدا نکرده (و در واقع مشکل فقط افزایش غنی‌سازی تا نزدیکی کاربرد نظامی بوده)، می‌بینیم که کار به چنین وضعیتی رسیده: آژانس رسماً طرفِ آمریکا و اسرائیل و اروپاست، علیه ایران قطعنامه صادر می‌کنه، کشور درگیر دو جنگ شده، تأسیسات هسته‌ای ایران که با پول ملت ساخته شده، هدف حمله قرار گرفته و هزینه‌های جانی و مالی فراوان دیگه به بار اومده. پس مسیری که فقط کمی شبیهِ مسیر مورد ادعای این بمب‌اتم‌گرایان بوده، این‌همه هزینه داشته.

هر کس مدعیه سلاح هسته‌ای باید بسازیم یا قبلاً باید می‌ساختیم، باید توضیح بده این سلاح از چه مسیری باید ساخته می‌شد و احیاناً چرا این مسیر طلایی به ذهن هیچ‌کدوم از کسانی که در ایران تصمیم‌گیرنده بودند نرسیده بوده یا اگر هم رسیده بوده چرا اجرا نشده. اتفاقاتی که در سال‌های اخیر افتاد، از جمله دو جنگ و وضعیتِ نه‌جنگ‌ نه‌صلحِ کنونی در آستانۀ جنگ احتمالی دیگه با آینده‌ای نامعلوم، در حالتی که جمهوری اسلامی به شکل واضحی به سمت سلاح هسته‌ای حرکت می‌کرد، رخ نمی‌داد یا در سطح شدیدتری رخ می‌داد؟ جواب عقل سلیم، روشنه.

به همین دلیله که پیش‌تر گفتم، ایدۀ ساخت سلاح هسته‌ای اصلاً استدلال نیست، چون راه‌حلی ارائه می‌ده که ربطی به مشکل نداره. بمب وقتی ساخته شد، صرفاً «بازدارنگی هسته‌ای» ایجاد می‌کنه، نه بازدارندگیِ عمومی. بگذریم از اینکه می‌تونه ایران رو از اینی هم که هست منزوی‌تر کنه، چون قطعاً چین و روسیه هم از هسته‌ای شدن ایران استقبال نمی‌کنند ــ کشورهای همسایه هم که به رغم آسیب‌های شدید از جنگ اخیر همچنان دنبال راه‌حلی مسالمت‌آمیز می‌گردند، اصلاً تمایلی به این ندارند که ایران بمب اتم داشته باشه. بنابراین، بمب اتم فقط بازدارندگی «هسته‌ای» ایجاد می‌کنه، ولی در سایر زمینه‌ها بن‌بست‌ها رو تعمیق می‌بخشه.

اما مسئلۀ مهم‌تر باز هم این نیست! مسئله اینه که پرسش در اینجا اصلاً «داشتنِ» سلاح هسته‌ای نیست، بلکه «چگونگی» دستیابی به سلاح هسته‌ایه، به نحوی که بدون هزینه‌هایی که الان به صرف غنی‌سازی متحمل شدیم، امکان‌پذیر باشه و به انواع جنگ‌های منطقه‌ای و جهانی منجر نشه و بعد هم در نیمۀ راه شکست نخوره.


@Garajetadayoni | گاراژ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخورد پلیس روسیه با برگزاری جشن هالووین. دنیایی شده... عربستان سعودی جشن هالووین برگزار می‌کنه، روسیه گشت ارشاد گذاشته کسی جشن هالووین نگیره.

والا منم شخصاً از جشن هالووین خوشم نمیاد. ولی فرهنگ و ملتی که ریشه داره و انواع جشن‌ها رو داره، از یک بازی یک‌شبه که جنبۀ سرگرمی داره نباید هراسی داشته باشه. فقط کافیه آدم با این مشکل نداشته باشه که «هر روز توی این مملکت مهمونی» باشه، اون وقت هم سنت‌های دیرینۀ خودش رو به بهترین نحو حفظ و شکوفا می‌کنه و هم اجازه می‌ده اگر کسی خواست، جشن و رسم دیگران رو هم برای سرگرمی انجام بده.

ما در ایران انقدر تاریخ و رسوم دیرینه داریم که اگر احیا کنیم، تقریباً هر هفته یه برنامه داریم. وقتی روی این سنت‌های کهن کار نمی‌شه، طبعاً بدیل‌های خیلی کم‌پیشینه‌تر که خودشون کپی سنت‌های ما بوده، از خارج دوباره برمی‌گرده.

منتها خیلی از کسانی هم که مثلاً به دلیل خارجی بودن هالووین رو رد می‌کنند، با سنت‌های دیرین خودمون هم مشکل دارن.


@Garajetadayoni | گاراژ
Forwarded from Maryam Firouzi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا علم و محیط‌زیست برای شما هم دغدغه است؟ شرکت در این پژوهش تخصصی درباره «شهروندی علمی» و چالش‌های زیست‌محیطی ایران (بررسی آگاهی، اعتماد، نهادها و کنش‌های شهروندی) تنها چند دقیقه از وقت شما را می‌گیرد؛ برای مشارکت لطفاً به لینک زیر مراجعه کنید:
https://survey.porsline.ir/s/uIHO47pp
#شهروندی_علمی #محیط_زیست #پژوهش
Forwarded from سخنرانی‌ها
✍️شاگرد:
انسان چه چیزی را‌ دیر مى فهمد؟

استاد:
اينكه روز هاى معمولى،
همان روزهاى خوشبختی بودند،
كه گذشت.


#روجین
🌹
چند نکته درباره سقوط ارزش بازار شرکت‌های مرتبط با AI
بخش سوم

در ادامهٔ بخش‌های اول و دوم حرفم:

شرکت‌هایی که در زمینهٔ AI فعال هستند (چه در لایه‌های بالاتر در زمینهٔ توسعهٔ مدل‌ها و چه لایه‌های عملیاتی و زیرساختی پایین‌تر در زمینهٔ دیتاسنترها) برای این‌که مقیاس رو افزایش بدن (که به خیال خودشون، حلّال همهٔ مشکلات و تنها راه پیش رو به سمت آینده است) قاعدتاً چند راه دارن که روی کاغذ شامل موارد زیر می‌شه (اسم‌ها و اصطلاحات رو با وسواس به‌کار نمی‌برم):

💵 از نقدینگی حاصل از عملیات فعلی پول بردارن و صرف توسعه کنن.


💵 وام بگیرن (یا هر روش تأمین سرمایهٔ دیگه‌ای که از جنس قرض باشه)


💵 اگر در بورس نیستن، از افراد و شرکت‌های VC که اهل سرمایه‌گذاری ریسکی هستن پول بیشتری بگیرن.

💵 اگر در بورس هستن، سود ندن و پول‌ها رو تزریق کنن به پروژه‌های AI و اگر در بورس نیستن، وارد پروسهٔ IPO بشن و سهام‌شون رو به بورس عرضه کنن و سرمایه رو از دست مردم (و نهادهای سرمایه‌گذاری سنتی که ریسک‌پذیری متعارف دارن) بگیرن و وارد کارشون بکنن.


💵 با کشورهای ثروتمند خارجی یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری ملی در نقاط مختلف جهان (مشخصاً کشورهای عربی مثل عربستان و امارات) صحبت کنن و اون‌ها رو شریک کنن

نقدینگی حاصل از عملیات تقریباً بی‌معنیه

روی نقدینگی حاصل از عملیات که اصلاً نمی‌شه حساب کرد. شرکت‌هایی مثل Meta و Alphbet که کارهای دیگه دارن، همین الان هم هر چی دم دست‌شون بوده ریخته‌ان توی کارهای AI. شرکت‌هایی مثل Anthropic و OpenAI هم که درآمد عملیاتی بسیار ناچیزی دارن.

آمارها خیلی پراکنده است. اما درصد کسانی که اکانت پولی و پریمیوم می‌گیرن، واقعاً کمه. اگر همهٔ یوزرها هم بگیرن، با قیمت‌های فعلی همچنان برای افزایش مقیاس کافی نیست.

وام دادن هم منطق نداره

موسسات و نهادهای مالی که وام می‌دن، ریسک رو در سطح حساب‌شده‌ای تحمل می‌کنن. منطقی نیست وارد چنین بازی سنگینی بشن (يا اگر هم بشن، با پول زیاد وارد نمی‌شن).

پول‌های VC و سرمایه‌گذاری شخصی هم که تا همین الان تخصیص داده شده و خرج شده.

دیگه نمی‌شه برای ادامهٔ مسیر روی این‌جور پول‌ها حساب کرد. اونم وقتی مسئله‌ی افزایش مقیاس مطرحه.

می‌مونه دو تا راه: کشورهای ثروتمند (بخونید: عربستان و امارات و قطر) و عرضه به بازار بورس (برای شرکت‌هایی که الان توی بورس نیستن).

این دو مورد آخر رو در ادامه می‌گم.
حمید علیدوستی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران و از چهره‌های شناخته‌شدهٔ جامعه ورزش، عصر یکشنبه ۱۰ آبان‌ماه درگذشت. او طی ماه‌های اخیر با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کرد و مراحل درمان را پشت سر می‌گذاشت.

علیدوستی متولد ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در تهران بود و فوتبال حرفه‌ای خود را از باشگاه تهران‌جوان آغاز کرد. او سپس با پیراهن تیم هما به شهرت رسید و به‌عنوان مهاجمی تکنیکی و گلزن در فوتبال ایران شناخته شد.

او در دو دوره جام ملت‌های آسیا در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و همچنین بازی‌های آسیایی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ عضو تیم ملی ایران بود. علیدوستی در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند.

این بازیکن سابقه حضور در تیم زالمروهر آلمان در بوندس‌لیگای ۲ را نیز داشت و در ادامه دوران بازیگری خود برای تیم‌های دارایی، کشاورز و سایپا به میدان رفت. او همراه با سایپا دو بار قهرمانی لیگ ایران را تجربه کرد.
حمید علیدوستی پدر ترانه علیدوستی، بازیگر سینمای ایران، و همسر نادره حکیم‌الهی، هنرمند و مجسمه‌ساز، بود. او در سال ۱۳۸۳ فرزند ۱۶ ساله‌اش، پویان، را در حوادث چهارشنبه‌سوری از دست داده بود.
@VahidOOnLine

📡 @VahidOnline
تغییر بازی کشورهای عربی بعد از جنگ در منطقه (۱)

بخش بزرگی از امید و آرزوی ترامپ (و شرکت‌های پیشرو AI) این بود که پول مقیاس‌پذیری رو از کشورهای GCC و مشخصاً عربستان، امارات و قطر بگیرن.

این سه کشور صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگی دارن و علاقهٔ خاصی هم دارن که درآمدشون رو متنوع کنن. و در این سال‌ها هم دستاوردهای خوبی در این زمینه داشته‌ان

عکس‌هایی که از جنسن هوانگ، سم آلتمن، و ایلان ماسک با مسئولان کشورهای GCC و مشخصاً‌ عربستان دیدیم یادمون نرفته.

ایده این بود که حالا که این کشورها این‌قدر علاقه‌مند هستن با لبهٔ تکنولوژی همراه بشن، بیان سرمایه‌گذاری مشترک کنن. دیتاسنترهامون رو اون‌جا بسازیم و شریک بشن.

در واقع با سرمایهٔ این کشورها (و بیشتر در داخل خود این کشورها) پروژهٔ مقیاس‌پذیری رو جلو ببریم

بعد از جنگ‌ در منطقهٔ ما، به سه علت این پروژه کمرنگ شده و احتمالاً کمرنگ می‌مونه

اول این‌که فعلاً این کشورها نقدینگی آزاد به شکل قبل ندارن که بتونن اون بازی رو جلو ببرن

دوم این‌که راه‌اندازی چنین پروژه‌هایی توی منطقهٔ ما ریسک داره (مگر این‌که امنیت‌شون رو چین تضمین کنه که بعیده چون چین رقیبه).

علت سوم رو جدا می‌گم
Forwarded from جامعه‌شناسی گروه‌های اجتماعی (فریبا نظری)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جادوی_موسیقی
#یاد_مفاخر


قطعه « زمزمه»
خواننده: #سپیده_رئیس_سادات
آهنگساز: #رضا_قاسمی
شاعر: استاد #شفیعی_کدکنی

«چه بهاری‌ست، خدا را! که درین دشت ملال
لاله‌ها آینه‌ی خون سیاووشان‌اند…»
قطعه «زمزمه» دیدار شعر استاد محمد رضا شفیعی‌کدکنی است با نغمه رضا قاسمی و صدای سپیده رئیس‌سادات...
روایتی از
سوگ
بیداری
و طنین روح باغ
در افق‌های کبود.


@moosighi_sonati
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Forwarded from جامعه‌شناسی گروه‌های اجتماعی (فریبا نظری)
⚪️⚪جامعه‌شناسی سوگ فعال
وقتی رنج، نماد دادخواهی زیست روزمره می‌شود



✏️ سوگ اغلب به‌عنوان فرآیندی روانی و فردی شناخته می‌شود که طی آن فرد داغ‌دیده از مرحله‌ی انکار تا پذیرش ازدست‌دادن را طی می‌کند و در نهایت با کم‌رنگ کردن خاطره، به چرخه‌ی عادی زندگی بازمی‌گردد. #سوگ_فعال نقطه‌ی مقابل این انفعال است. در این چشم‌انداز، سوگ نه پایان رابطه، که آغاز شکل‌گیری یک پیوند احساسی و عاشقانه در قامت کنشی مدنی و اجتماعی با قربانیان است.

وقتی ساختارهای رسمی و حقوقی دادخواهی مسدود می‌شوند و  نهادهای قدرت با فراموشی سازمان‌یافته، انکار حقیقت و تحریف آن، تلاش می‌کنند اثر فاجعه را از حافظه‌ی جمعی پاک کنند؛ #سوگ از چهاردیواری خانه بیرون زده و به حوزه‌ی عمومی کوچ می‌کند. سوگ فعال، دقیقاً در همین نقطه متولد می‌شود.
من جامعه‌شناسی سوگ فعال را زیرشاخه‌ای از حوزه‌ جامعه‌شناسی احساسات و جنبش‌های اجتماعی می‌دانم. در این نوع از تبیین جامعه‌شناختی بررسی می‌کنیم چگونه رنج ناشی از سوگ از حوزه‌ی خلوت و شخصی سوگ‌واران خارج شده و با اتکا به آیین‌ها، نمادها و رفتارهای روزمره، به سوژه‌گی یک #کنش آگاهانه و مدنی با هدف مقاومت در برابر #فراموشی_سازمان‌یافته تبدیل می‌شود.

در جوامع تحت سرکوب، تلاش می‌شود سوگ در حریم خصوصی پنهان بماند تا صدایی به بیرون نرود؛ سوگ فعال این مرز را می‌شکند. وقتی پدری در بسته‌بندی محصولاتش تصویر و داستان فرزند جان‌باخته‌اش را قرار می‌دهد، مادری عکس فرزند کشته‌شده‌اش را بر لباسش سنجاق می‌کند، فضای شخصی خانواده دادخواه به قلب زیست عمومی تزریق می‌شود. رنج سوگ و ازدست‌دادن، از دایره‌ی احساسات شخصی خارج می‌شود و به نماد رنج ساختاری جامعه تبدیل می‌شود. دیگر فقط یک خانواده برای ازدست دادن عزیزشان سوگواری نمی‌کنند، بلکه جامعه‌ای در حال بازخوانی روایت یک زخم مشترک است.
قدرت‌های سیاسی مایلند روایت رسمی خود را از رویدادها در حافظه‌ی جمعی بنشانند، مانند تقلیل دادن قربانیان به اعداد و معرفی آن‌ها به‌عنوان دیگری غیرخودی و دشمن.

در نبود تریبون‌های آزاد، سوگ فعال از ابزار در دسترس و روزمره مانند بدن فرد دادخواه یا اشیاء به‌جامانده از فرد قربانی‌ برای بیان بهره می‌برد.
جامعه‌شناسی سوگ فعال به ما می‌آموزد که دادخواهی در چنین جوامع و بسترهایی، یک پرونده‌ی حقوقی مکتوب در دادگاه نیست؛ بلکه یک #شیوه_زیستن است. بازماندگان و جامعه‌ی مدنی با خلق نوآورانه و مداوم آیین‌ها، از کاشت نهال و پرواز کبوتران سپید گرفته تا اهدای غذای یادمان، به زندگی ادامه می‌دهند اما نه با فراموش کردن، بلکه با به دوش کشیدن آگاهانه‌ی یاد. این شیوه از دادخواهی، #بدون_خشونت و #صلح‌طلبانه، کاربرد خلاقانه‌‌ی ابزارها، نمادها و آیین‌هایی است که رنج را به #حافظه_جمعی پیوند می‌زند و اجازه نمی‌دهد حقیقت زیر روایت انکار و تحریف، مدفون شود.

▫️جلوه‌های جهانی؛ ردپای دادخواهی نمادین

پیوستگی رفتارهای دادخواهانه جوامع نشان می‌دهد که زیست دادخواهانه در سراسر جهان، الگوهای ساختاری و انسانی مشابهی آفریده است:

۱- مادران میدان مایو (آرژانتین): مادرانی که با روسری‌های سفید ساخته‌شده از قنداق فرزندان ناپدیدشده‌شان، هر هفته در میدان اصلی شهر راه می‌رفتند تا جویای سرنوشت ناپدیدشدگان حکومت نظامی شوند.

۲- مادران شنبه (ترکیه): تجمع‌های آرام در استانبول با در دست داشتن عکس فرزندان ناپدیدشده امنیتی در دهه ۹۰ میلادی.

۳- رقص با یار غایب (شیلی): اجرا و بازآفرینی رقصی سنتی توسط زنان قربانیان پینوشه به صورت تک‌نفره و با عکس‌های چسبانده‌شده بر سینه، برای به رخ کشیدن غیاب اجباری عزیزانشان.

۴- سنگ‌های لغزش (آلمان و اروپا): نصب پلاک‌های برنجی کوچک در پیاده‌روها در برابر آخرین محل سکونت قربانیان سرکوب سیاسی و ایدئولوژیک، تا عابران در قدم‌زدن‌های روزمره با نام آن‌ها روبرو شوند.

۵- بافتن گل سربرنیتسا (بوسنی): دوختن و بافتن گلی با گلبرگ‌های سفید و سبز توسط مادران قربانیان، به عنوان نمادی زنده از بی‌گناهی، امید و دادخواهی مدنی در برابر سرکوب و جنایت.

۶- مادران پارک لاله (ایران): گروهی از زنان که همسر یا فرزندشان در اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کشته شدند. دیگر مادران عزادار، از جمله قربانیان اعدام‌های دسته‌جمعی دهه‌ی ۶۰ نیز به این گروه پیوستند.

۷- کاشت درخت افرای قرمز به یاد قربانیان پرواز ۷۵۲ اوکراین: اقدام خانواده‌های دادخواه در ایران و جهان برای نشاندن زندگی و یاد در برابر مرگ و فراموشی.

۸- مادران آبان: در ادامه‌ زنجیره‌ مادران دادخواه ایران (مادران خاوران دهه ۶۰ و مادران پارک لاله سال ۸۸ ) پس از اعتراضات آبان ۹۸ شکل گرفت.

✍️فریبا نظری
   ۱۰ آبان ۱۴۰۵

🕊️🕊️🕊️

#جامعه‌شناسی_سوگ_فعال
#زیست_دادخواهانه
#دادخواهی_نمادین
#جامعه‌شناسی_احساسات


https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Forwarded from جامعه‌شناسی گروه‌های اجتماعی (فریبا نظری)
🔴بازنشستگان در جنگ مداوم برای یک زندگی معمولی!



✏️به جرئت می‌توان گفت کمتر گروهی مانند بازنشستگان اینچنین در کنش‌گری و مطالبه گری مدنی و صنفی در اعتراض به #نابرابری، #فساد، #تورم، #تبعیض و دوری از یک زندگی معمولی و محترمانه؛ مصمم نبوده و نیستند.
این واقعیت، دو نتیجه را به ذهنم متبادر می‌کند:

۱- وضعیت زیست بازنشستگان چه آن‌ها که چند دهه جوانی، انرژی و دانش سازمانی خود را در اختیار دستگاه‌ها و وزارتخانه ها قراردادند و چه آنان که مستمری بگیر هستند؛ در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد. و در این دوران سالمندی از زندگی که باید در آرامش و رفاه و آسایش باشند، در اضطراب مداوم و جنگیدن هر لحظه با فقر و بی‌مسئولیتی سیاستگذاران این کشورند.

۲- تشکل مدنی و صنفی بازنشستگان در قامت شبکه‌های خرد، میانی و کلان؛ به خوبی شکل گرفته و معنای کنشگری برای مطالبه‌‌ی حقوق شهروندی را در خود نهادینه نموده‌اند.

🔹وضعیت امروز بازنشستگان، جدا از بی‌مهری‌هایی که در حق این قشر محترم روا داشته می‌شود، زنگ خطری جدی و تصویری شفاف از آینده‌ی نسل‌های شاغل امروزی است؛ اگر ساختارهای اقتصادی و صندوق‌های بازنشستگی اصلاح نشوند.

صدای بازنشستگان، صدای بخش بزرگی از جامعه است که سال‌ها سرمایه عمر و دانش خود را صرف کشور کرده‌اند، اما اکنون به جای بهره‌مندی از ثمره آن، مجبورند انرژی دوران سالمندی را صرف نبردی مداوم برای حداقل‌های معیشتی کنند.

بی‌توجهی و تأخیر در پرداخت مطالبات قانونی، نه تنها آسیب‌های جدی به امنیت روانی و جسمانی سالمندان وارد می‌کند، بلکه ناکارآمدی ساختاری در شیوه حکمرانی رفاهی و صندوق‌های بازنشستگی کشور را به نمایش می‌گذارد.

✍️ فریبا نظری
۱۰ آبان ۱۴۰۵



🗨️پ.ن: معوقه اردیبهشت ماه بازنشستگان تأمین اجتماعی را هنوز بسیاری از ما دریافت نکرده‌ایم. بگذریم که پرداخت آن پس از پنج ماه تورم روزافزون، بی ارزشی پول ملی و نوسانات اقتصادی؛ به هیچ کاری نمی‌آید و نوش‌دارویی است پس از مرگ سهراب!


#بازنشستگان
#کنشگری
#مطالبه‌گری
#زندگی_معمولی
#جنگ_مداوم_برای_زندگی_معمولی
#جامعه‌شناسی_زیست_روزمره



https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Forwarded from خاص
در من بسیاری چیزها از بین رفتند
که گمان می‌کردم تا ابد ماندگارند.

• مارسل پروست




-آن-
Forwarded from آزاد | Azad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سازش و مقاومت
از ۲۸ مرداد تا ایران امروز

🔶 گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان و عباس امانت - قسمت دوم

🔻یرواند آبراهامیان: مسئول اصلی جنگ کنونی ایران نیست. وضعیت فعلی از جهاتی شبیه به دوران مصدق است؛ تصمیم‌هایی که بیرون از ایران گرفته می‌شود، سرنوشت کشور را رقم می‌زند. شعارهای ایدئولوژیک علیه آمریکا و اسرائیل را نباید سیاست واقعی ایران تلقی کرد؛ حتی به‌اصطلاح تندروهای ایران حاضر بوده‌اند به توافق با آمریکا برسند، به شرط آنکه حق غنی‌سازی ایران پذیرفته شود. به‌غیر از اوباما، همیشه آمریکایی‌ها بوده‌اند که سرسختی کرده‌اند. جنگ کنونی ممکن است به حکومت مشروعیتی دوباره بدهد؛ همان‌طور که تهاجم نازی‌ها به حکومت شوروی زندگی دوباره داد.

🔺عباس امانت: تصویر تاریکی پیش‌روی ایران است؛ بحرانی که امروز گرفتارش هستیم، حتی از دوران مصدق بزرگ‌تر است. مشکلات داخلی و خارجی ایران محصول یک تفکر ایدئولوژیک است و این دو را نباید از یکدیگر تفکیک کرد، همان‌طور که جنگ نیز بلافاصله پس از حوادث دی‌ماه آمد. حکومت اکنون به‌سختی می‌تواند راه سازش را در پیش بگیرد، اما سیاست هنر ممکنات است؛ امکان را باید به‌وجود آورد. روابط بین‌الملل دوجانبه است و حتی قدرت ضعیف‌تر در برابر قدرت قوی‌تر می‌تواند عاملیت داشته باشد. حکومت ایران پایداری کرده، ولی از پایداری تا سازش راه بسیار طولانی است و این راه بدون پشتیبانی مردم طی نمی‌شود.

🔹دوبله‌شده با AI

🎞 فیلم کامل
این گفت‌وگو در یوتوب آزاد:
https://youtu.be/p7ExJ4w6xqg

✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد

🆔@AzadSocial
🔹محمدرضا تهمک در نشست بازخوانی آثار و آرای جواد صفی‌نژاد مطرح کرد؛

🔵 علوم اجتماعی ایران باید با زبان مردم سخن بگوید/ صفی‌نژاد از دل واقعیت جامعه نظریه می‌ساخت


▫️محمدرضا تهمک، پژوهشگر و دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، با انتقاد از غلبه نظریه‌های انتزاعی بر بخشی از مطالعات اجتماعی ایران، گفت: جواد صفی‌نژاد برخلاف تصور کسانی که آثار او را فاقد پشتوانه نظری می‌دانند، از طریق مشاهده مستقیم، شناخت مناسبات اجتماعی و بهره‌گیری از مفاهیم و زبان مردم، به تبیین نظام‌های اجتماعی می‌رسید. به اعتقاد او، شکل‌گیری جامعه‌شناسی ایرانی در گرو شناخت دقیق واقعیت‌های جامعه و سخن گفتن درباره ایران با زبان اجتماعی خود ایرانیان است.

⭕️ ادامه مطلب:
atna.atu.ac.ir/fa/news/22733

⭕️ عطنا رسانه همه دانشگاه
«مسیر جهنم با نیت‌های خیر سنگ‌فرش شده است»


▪️مقدمه
این یه ضرب‌المثل قدیمی انگلیسیه ــ چرا مسیر جهنم باید با نیت‌های خیر سنگ‌فرش شده باشه؟ مگه نیت‌های خیر قرار نبوده مسیر بهشت باشه؟ ــ چه بهشت زمینی و چه آسمانی.

اما تاریخ پر از نمونه‌های کسانیه که خیر خواستند و شر کردند؛ خواستند یکی رو شفا بدن، دسته‌دسته کشتند. در تاریخ جهان، این هزارتوی وحشت و حیرت، فرشتگان خودخوانده‌ای رو می‌بینیم که ابلیس رو درس می‌دادند. کسانی که با ادعای برپایی آرمانشهر پا به عرصۀ تاریخ گذاشتند، ویرانشهر ساختند؛ زندان‌هایی ساختند به وسعت قلمرو حکومتشان و در کشتار و شکنجه روی همۀ جنایتکارانِ پیشامدرن رو سفید کردند. اینها وعدۀ بهشت روی زمین داده بودند، اما پیمانکاران دوزخ شدند و با نیت‌های خیر خود مسیر جهنم رو سنگ‌فرش کردند.

در اینجا سردرگمی بزرگ بشر پدید می‌آد. اگر حتی به «نیکی» نتونیم دل خودش کنیم، پس این دنیا چه جنگل ترسناکیه؛ بی‌پناهیم در آروارۀ درندگان. بله، هیچ بعید نیست مردمانی انقدر بداقبال باشند که از قضا گرفتار یکی از این نیک‌خواهان بدکردار شن ــ البته در موارد زیادی هم حکایت چیزی نیست جز همون موردِ دردناکِ «خودکرده را تدبیر نیست» ــ با این تبصرۀ امیدبخش که خودکرده را هم تدبیری هست.

▪️اخلاقیات گروه‌های کوچک
اما برگردیم به اینکه چی می‌شه که نیک‌خواهی به بدکرداری منجر می‌شه. احتمالاً این معضل ریشه‌های عمیقی داره و نمی‌شه در این نوشته همۀ دلایل رو بررسی کرد. چون در این نوشته می‌خوام به نقطۀ مشخصی برسم و حرف مشخصی بزنم، به یکی از مهم‌ترین ریشه‌های این بدکرداریِ خیرخواهانه اشاره می‌کنم. ریشۀ قضیه «تعمیمِ اخلاقِ یک گروه کوچک به جامعه است». بیایید در همین جمله تأمل کنیم:

گروه‌های کوچک، به ویژه گروه‌های خانوادگی و خویشاوندی، اخلاق ویژۀ خودشون رو دارند. این اخلاق فقط برای حفظ و بقای این گروه کوچکه. پدر و مادر، اخلاق پدرانه و مادرانه دارند. در یک جمع کوچک که هدف مشخصی داره، اخلاق ویژه‌ای حکمفرماست. در یک تیم ورزشی اخلاقی حاکمه که با اخلاق درون خانواده فرق می‌کنه، اما با اخلاقی هم که در نظم اجتماعی وجود داره فرق داره. شما اگر هم‌تیمی‌تون رو در موقعیتِ گل زدن ببینید، اخلاق تیمی حکم می‌کنه بهش پاس بدید و اگر این کار رو نکنید، آشکارا اخلاق تیمی رو زیر پا گذاشتید ــ دقت کنید: نمی‌گیم «اخلاق عمومی»، می‌گیم «اخلاق تیمی».

اگر فرزند خردسال همسایۀ شما بیمار باشه، هیچ اثری روی زندگی شما نمی‌ذاره، اما اگر این کودک عضو خانوادۀ شما باشه، کل خانواده یا دست‌کم یکی دو نفر در خانواده بسیج می‌شن تا ازش مراقبت کنند. کسی بابت عدم‌رسیدگی به کودک همسایه شما رو ملامت نمی‌کنه، اما اگر در رسیدگی به کودک خانوادۀ خودتون کوتاهی کنید، از نظر همه شما رفتاری غیرمسئولانه داشتید و اخلاق خانوادگی رو زیر پا گذاشتید.

انسان با کمک همین اخلاقِ خاص گروه‌های کوچک تونست خودش رو در دنیای وحشی حفظ و تکثیر کنه. اما تمدن و پیشرفت در قالب چنین گروه‌هایی و با چنین عادات اخلاقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. هر چه نظمی که ما در اون زندگی می‌کنیم بزرگ‌تر بشه، اخلاق حاکم بر این نظم هم عوض می‌شه و رفته‌رفته چیزهای دیگه‌ای جایگزین اخلاقِ ویژۀ گروه کوچک می‌شه: «سنت»، «رسوم»، «قواعد» و در نهایت «قوانین».

هر چه واحد اجتماعی کوچک‌تر باشه، خودخواهی کمرنگ‌تر و دیگرخواهی پررنگ‌تر می‌شه. حتی خودخواهانه‌ترین رفتارها درون خانواده همچنان در مقایسه با دنیای بیرون از خانواده «دیگرخواهانه»ست. حتی کم‌حق‌ترین عضو طایفه، اگر گیر طایفۀ دیگه‌ای می‌افتاد، کشته یا برده می‌شد. اما هر چه گروهی که انسان در اون زندگی می‌کنه بزرگ‌تر بشه و تبدیل به یک نظم گسترده بشه، اخلاقیات خانوادگی‌ـ‌قبیله‌ای رنگ می‌بازه. اصلاً انتظار ندارید رانندۀ تاکسی ــ مثل پدر یا برادرتون ــ شما رو مجانی به جایی برسونه (یعنی دیگرخواهانه رفتار کنه)، اما ازش انتظار دارید در قبال کرایه شما رو به مقصد برسونه (یعنی انگیزه‌ش در اصل خدمت به شما نیست، بلکه می‌خواد پول دربیاره؛ یعنی خودخواهانه‌ست).

▪️نظم گسترده
یکی از اشتباهات بزرگی که اون نیک‌خواهانِ بدکردار مرتکب می‌شن اینه که می‌خوان اخلاق گروه‌های کوچک رو به اخلاق اجتماعی بدل کنند. یعنی تصور می‌کنند همه ــ یعنی کل جامعۀ چندمیلیون‌نفری ــ باید مثل یک خانوادۀ بزرگ رفتار کنند. یعنی اخلاقی که بر یک قبیله یا عشیره حاکم بوده، حالا قراره در یک جامعۀ مدرن در عصر صنعتی حکمفرما بشه. تعبیرِ «رفیق» که مارکسیست‌ها برای خطاب قرار دادن همدیگه به کار می‌بردند، تداعی‌کنندۀ همینه: رفیق یعنی عضوِ یک گروه کوچک. چطور ممکنه یک شهروند در یک کشور ده‌هامیلیون‌نفری «رفیقِ» آدم باشه؟ اگر نظمِ «کمونی» ــ یعنی اجتماعِ اولی و بدون مالکیت خصوصی ــ وجود داشته باشه، لابد شهروندان هم دیگه هم‌قبیله و هم‌طایفه‌اند و می‌شه بهشون گفت «رفیق».

در اینجا باز به یکی از ریشه‌های معرفت‌شناختی و اخلاقیِ کاپیتالیسم‌ستیزی می‌رسیم. یکی از دلایل کاپیتالیسم‌ستیزی اینه‌که افراد الگوی اجتماعی ایدئالشون نظم‌های کوچک خانوادگی و قبیله‌ایه. در این نظم‌ها همه‎چیز «جمع‌گرایانه» برنامه‌ریزی و هدایت می‌شه. «فرد» کمترین دامنۀ اختیارات و آزادی رو داره و باید تابع اهداف جمع باشه. اما از قضا تمدن با متلاشی شدن این نظم‌های فروبستۀ جمع‌گرایانه شروع به پیدایش و شکوفایی کرد. یعنی چی؟

یعنی زمانی بود که همۀ ابزارهای تولید متعلق به کل جمع بود. اما رفته‌رفته مالکیت‌های مجزا (several property) شکل گرفت که سرآغاز مالکیت خصوصی (private property) بود. یعنی افرادی از جمع اجازه یافتند بخشی از اموال عمومی رو اون‌طور که خودشون شخصاً ــ نه جمع یا رئیس قبیله ــ صلاح می‌دونند به کار ببرند. با سست شدن قیدوبندهای اخلاق و زیست جمع‌گرایانه، فرد رفته‌رفته دامنۀ عمل گسترده‌تری یافت.

با گسترش مالکیت خصوصی و تخصصی شدن حرفه‌ها هر کس دیگه فقط یک چیز تولید می‌کرد (و نه همۀ مایحتاجش رو). یک چیز تولید می‌کرد و با عرضۀ تولیدش سایر مایحتاجش رو تأمین می‌کرد. دیگه خبری از «آشنایی» نبود؛ خبری از رفتار دیگرخواهانه نبود. کسی آشنای کسی نبود. چیزی که فرد می‌ساخت، در شهری دور به کسی فروخته می‌شد که اصلاً سازنده رو نمی‌شناخت. گندمی که تولید می‌شد به سفرۀ کسانی می‌رسید که اصلاً کشاورز رو نمی‌شناختند. در اینجا خودخواهی انگیزۀ عمل بود، اما نوعی دیگرخواهی ناخواسته درونش نهفته بود: هر کس برای تأمین نیازهای خودش، باید نیازهای دیگران رو تأمین می‌کرد (مثل همون رانندۀ تاکسی).

در نظم بازار آزاد و کاپیتالیسم، این اصل به غایت و کمال خودش رسید: هر کس می‌تونست هر قدر که می‌خواد با انگیزه‌های خودخواهانه سود کنه، منتها اصل دیرینه عوض نشده بود: این سود رو فقط از طریق تأمین نیازهای دیگران می‌تونست به دست بیاره. اصل دیگرخواهی، به معنای خانوادگی و قبیله‌ایِ خودش، کاملاً به تاریخ پیوسته بود. اما در عوض، رهاییِ فرد از زنجیرِ اخلاقِ جمع‌گرایانه اجازه می‌داد انسان بتونه هزاران برابر بیش از قبل تولید کنه و جمعیتی هزاران برابر گذشته رو خوراک بده ــ و بعد نیازهای لوکس‌تر رو هم تأمین کنه.

▪️اخلاق‌گرایان بداخلاق
در اینجا بود که اخلاق‌گرایان ــ یعنی همون خیرخواهان بدکردار ــ وارد عرصه شدند. نابرابریِ ایجادشده از رهگذر این فرایند براشون قابل‌فهم، قابل‌توضیح و قابل‌قبول نبود. به حدی از نابرابریِ موجود خشمگین و منزجر بودند که حاضر نبودند بپذیرند این نابرابری زایاست و تاروپود توسعه و پیشرفت بشر رو می‌سازه. اینها به چه چیزی حمله کردند: دقیقاً به اون چیزی حمله کردند که سرآغاز این تحول در تاریخ بشر بود: مالکیت خصوصی. از نظر اینها ریشۀ این شر در اینجا نهفته بود که مالکیت از حالت جمعی دراومد.

البته دشمنان مالکیت فقط سوسیالیست نبودند و نیستند، اما قطعاً حملۀ مارکسیستی و سوسیالیستی، با اتکا به اخلاق‌گرایی کمونی، بزرگ‌ترین حمله‌ای بود (و هست) که به تمدن و توسعۀ بشر صورت گرفته. اینها همون اخلاق‌گرانی‌اند (یعنی نیک‌خواهانی‌اند) که با تعمیم اخلاقیات قبیله‌ای به جامعۀ مدرن مسیر جهنم رو سنگ‌فرش کردند. این اخلاق‌گرایانِ شرور یک بار یک قرن رو به تباهی کشیدند ــ اما از میدان به در نرفتند و نخواهند رفت، زیرا «چپ» یک امر ابدیه؛ یعنی چپ جاودانه. تا وقتی تاریخ هست، چپ هم هست. نولته، متفکر آلمانی، به این مفهوم می‌گه: چپ ابدی.

#کاپیتالیسم #سوسیالیسم #مارکسیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
تغییر بازی کشورهای عربی بعد از جنگ در منطقه (۲)

در ادامهٔ بخش قبل:

آیا کشورهایی که قصد داشتن با شرکت‌های پیشتاز آمریکایی در حوزهٔ ساخت دیتاسنترها شریک بشن، متضرر شده‌ان؟

جواب این سوال ساده نیست و نظرات هم در موردش متفاوته.
من (بر اساس مفروضاتی که گفتم و در ادامه می‌گم) معتقدم که اصلاً. و حتی برنده شده‌ان.

علتش اینه که واقعاً قلب صنعت AI پردازش نیست. پردازش یه کار خیلی پیش‌پا‌افتاده محسوب می‌شه. شبیه این‌که شما ببینید دارن طلا جابه‌جا می‌کنن، بگید شترش رو من می‌دم.
قطعاً از جابه‌‌جایی طلا شما هم یه سودی می‌برید. اما سود اصلی در کرایه دادن شتر نیست.

به‌نظرم کشورهایی که از دریچهٔ دیتاسنتر و ظرفیت محاسبه (computational capacity) وارد AI بشن، عملاً بخش سیاه و پرزحمت و پرریسک کار رو در اختیار می‌گیرن.

چرا؟ چون:

👈 محاسبه از جنس کامودیتی حساب میشه. چیز ارزشمندی نیست. مثل نفت. نفت فروختن افتخار داره؟ قطعاً نه. نشونهٔ عقب‌افتادگیه. کشورهای منطقهٔ ما که درآمدشون از نفته، اگر قراره اقتصاد رو تنوع بدن، باید سراغ چیزهایی برن که دوباره از جنس کامودیتی نباشه. وجه تمایز داشته باشه. مزیت نسبی ایجاد کنه و ...

👈 این کار رو به زبان بسیار ساده (و با بی‌دقتی) می‌شه به این تشبیه کرد که چند دهه قبل، یه عده متوجه بشن آینده در اختیار کامپیوترها و الگوریتم‌هاست. برن کاغذ پانچ آماده کنن یا دستگاه پانچ‌خوان بگیرن. اگر کسی پنجاه سال پیش می‌گفت «آینده در اختیار الگوریتم‌هاست» حرف درستی زده بود. اما اگر می‌رفت دنبال کاغذ و پانچ کاغذ، حماقت کرده بود.
الان هم قطعاً می‌شه گفت (بیست سال پیش هم می‌شد قطعاً گفت) که آینده در اختیار علومی مثل هوش مصنوعی، سیستم‌های پیچیده، طراحی و توسعهٔ سیستم‌های شناختی و ... هست. اما این‌که کشورها برن سراغ این‌که ضرب و تقسیم این کار رو انجام بدن، اون‌ها رو پیشتاز نمی‌کنه.

👈 من فکر می‌کنم با جنگی که شکل گرفت، این‌جور پروژه‌ها در منطقه عقب میفته. با عقب افتادنش، و دیدن مخالفت‌هایی که با راه‌اندازی دیتاسنترها بین خود مردم آمریکا داره شکل می‌گیره، و همین‌طور احتمالاً با کمی فروکش کردن تب AI در ماه‌ها و یکی دو سال پیش رو، خود کشورهای عربی منطقه هم کم‌کم متوجه می‌شن که اگر «دیتاسنتر» قلب هوش مصنوعی بود، کسانی مثل ایلان ماسک، جنسن هوانگ و آلکس کارپ و پیتر تیل حاضر نمی‌شدن دیتاسنترها این‌طوری توی دنیا پخش بشه.

بنابراین (حدس من اینه که) احتمالاً این کشورها کم‌کم در ماه‌های پیش رو و شاید یکی دو سال پیش رو، کمی شوق و انرژی خودشون رو برای شرکت در این بازی‌ها از دست بدن و سراغ همون روش قبلی سرمایه‌گذاری‌شون برن (سهامدار شدن در شرکت‌ها و کسب‌و‌کارهای بزرگ دنیا).

هم ریسک استراتژیک کمتر داره. هم سود مطمئن‌تر داره، هم در سطح دنیا پخشه و تهدید نظامی نمی‌شه (دیتاسنتر رو میشه با پهپاد زد. اما نمیشه تک‌تک کسانی که فیلم‌های HBO رو دارن توی خونه میبینن با پهپاد زد. پس بهتره سهام HBO رو داشته باشی!)


اگر شرکت‌های پیشتاز AI دارن این‌طوری با شور و شوق از راه‌اندازی دیتاسنتر در کشورهای عربی (و بسیاری کشورهای دیگه) می‌گن، یکی از علت‌هاش اینه که می‌خوان برای بخش پرریسک ماجرا شریک پیدا کنن.

و بالاخره ممکنه توی این ماه‌ها، کشورهای عربی این رو کم‌کم بفهمن.

بنابراین، من فکر می‌کنم این تأخیرچند ماهه یا شاید یک ساله که به‌علت جنگ در شروع پروژه‌های دیتاسنتر به‌ وجود اومده، عملاً باعث می‌شه این کشورها در یک چاه استراتژیک پونصد تا هزار میلیارد دلاری نیفتن.
حرف‌هام زیاد شد. بقیه‌اش رو می‌ذارم فردا شب.