Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
انتشار یادداشت صوتی در درس تفکر سیستمی
(برای اعضای ویژهٔ متمم)
بعد از چند هفته، بالاخره فرصت شد و در یک یادداشت صوتی ۴۰ دقیقهای دربارهٔ اینکه چه چیزهایی مصداق سیستم محسوب «نمیشوند» و چه جاهایی بهتره از تعبیرها و اصطلاحات تفکر سیستمی استفاده «نکنیم» ضبط کردم.
هر زمان فرصت کردید، به این یادداشت صوتی گوش بدید:
چه چیزهایی سیستم نیستند؟ کجا سراغ نگاه سیستمی نرویم؟
دوستانی که عضو ویژه نیستند:
فایل صوتی بالا برای دوستانیه که مشغول مطالعهٔ درس تفکر سیستمی هستن یا قبلاً این درسها رو خوندهان. اگر با تفکر سیستمی آشنا نیستید، این فایل فایدهٔ چندانی براتون نداره و برخلاف اسمش، فایل مقدماتی نیست.
برای آشنایی اولیه با تفکر سیستمی (اگر اصرار داشته باشید به فایل صوتی گوش بدید و متن نخونید) همون دوره صوتی ۶ ساعتهٔ تفکر سیستمی که روی متمم هست منطقیتر و مفیدتره.
یادداشتهای صوتی حاشیههایی بر درسهای متمم هستن. خودشون درس آموزشی مستقل نیستن.
(برای اعضای ویژهٔ متمم)
بعد از چند هفته، بالاخره فرصت شد و در یک یادداشت صوتی ۴۰ دقیقهای دربارهٔ اینکه چه چیزهایی مصداق سیستم محسوب «نمیشوند» و چه جاهایی بهتره از تعبیرها و اصطلاحات تفکر سیستمی استفاده «نکنیم» ضبط کردم.
هر زمان فرصت کردید، به این یادداشت صوتی گوش بدید:
چه چیزهایی سیستم نیستند؟ کجا سراغ نگاه سیستمی نرویم؟
دوستانی که عضو ویژه نیستند:
فایل صوتی بالا برای دوستانیه که مشغول مطالعهٔ درس تفکر سیستمی هستن یا قبلاً این درسها رو خوندهان. اگر با تفکر سیستمی آشنا نیستید، این فایل فایدهٔ چندانی براتون نداره و برخلاف اسمش، فایل مقدماتی نیست.
برای آشنایی اولیه با تفکر سیستمی (اگر اصرار داشته باشید به فایل صوتی گوش بدید و متن نخونید) همون دوره صوتی ۶ ساعتهٔ تفکر سیستمی که روی متمم هست منطقیتر و مفیدتره.
یادداشتهای صوتی حاشیههایی بر درسهای متمم هستن. خودشون درس آموزشی مستقل نیستن.
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
با توجه به اینکه تقریباً دو ساله من مدام منتظر ترکیدن حباب AI هستم و در این باره مینویسم، قاعدتاً این سقوط، در عین اینکه نسبتاً بزرگه، اما غیرمنتظره نیست. مصداق ترکیدن حباب هم نیست (در مقایسه با سقوطی که ما باید توی ماهها یا سالهای پیش رو ببینیم).
برای اینکه بهتر عدد میلیارد دلار (bn) رو تصور کنیم، یادمون باشه که این پول ما که دست کره بود و رفت قطر و همهٔ مسئولین (دقیقاً همه) سالها با همهٔ مسئولین کشورهای دیگه در موردش حرف زدن (و دستمون نیومد) کلاً ۶ یا ۷ میلیارد دلاره.
و باز برای مقایسه، اینکه الان توی رسانهها میبینیم میگن بودجهٔ جنگ آمریکا فراتر از مقدار اعلامی در تیر ماه بوده، دعواشون سر ۱۰ میلیارد دلاره (تیر ماه گفته بودن ۳۷ و الان شده ۴۷).
اینطوری بهتر میتونیم تصور کنیم که سقوط ۲۳۰ میلیارد دلاری ارزش بازار Nvidia یا ۷۴۷ میلیارد دلاری آلفابت در چند روز یعنی چی.
با این حال، بهنسبت کل اقتصاد آمریکا، اینا عددهای چندان بزرگی نیستن و منم کاری به ارقامش ندارم.
فقط میخوام چند تا از حرفهای تکراریم رو در ادامه در یک پست بنویسم.
توضیح: نمودارها و جدولها رو با AI در آوردم و کار خودم نیست.
برای اینکه بهتر عدد میلیارد دلار (bn) رو تصور کنیم، یادمون باشه که این پول ما که دست کره بود و رفت قطر و همهٔ مسئولین (دقیقاً همه) سالها با همهٔ مسئولین کشورهای دیگه در موردش حرف زدن (و دستمون نیومد) کلاً ۶ یا ۷ میلیارد دلاره.
و باز برای مقایسه، اینکه الان توی رسانهها میبینیم میگن بودجهٔ جنگ آمریکا فراتر از مقدار اعلامی در تیر ماه بوده، دعواشون سر ۱۰ میلیارد دلاره (تیر ماه گفته بودن ۳۷ و الان شده ۴۷).
اینطوری بهتر میتونیم تصور کنیم که سقوط ۲۳۰ میلیارد دلاری ارزش بازار Nvidia یا ۷۴۷ میلیارد دلاری آلفابت در چند روز یعنی چی.
با این حال، بهنسبت کل اقتصاد آمریکا، اینا عددهای چندان بزرگی نیستن و منم کاری به ارقامش ندارم.
فقط میخوام چند تا از حرفهای تکراریم رو در ادامه در یک پست بنویسم.
توضیح: نمودارها و جدولها رو با AI در آوردم و کار خودم نیست.
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
عددهای سقوط ارزش بازار AI رو میتونید با ۱ میلیارد دلاری که ایلان ماسک و ۱۰ میلیارد دلاری که عربستان در صنعت سرگرمی سرمایهگذاری کردن هم مقایسه کنید.
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
چند نکته درباره سقوط ارزش بازار شرکتهای مرتبط با AI
بخش اول
در ادامهٔ نمودارها و توضیحهای قبلی:
🖌️ این سقوط، بزرگترین سقوط یک سال اخیر نیست. از ژانویه تا مارس همین امسال، ارزش بازار ۹ شرکت اصلی از شرکتهای فعال در AI حدود ۲۳۶۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد و بعد دوباره آروم آروم رفت بالا.
🖌️ اگر سقوط جدید به چشم اومده، بهخاطر اینه که در مدت کوتاهتر و ظرف چند روز بوده و نه چند ماه.
🖌️ به اینجور سقوطها نمیشه گفت ترکیدن حباب. ترکیدن حباب قطعاً بزرگتر از این حرفهاست و باید در ماهها یا سالهای آینده منتظرش باشیم.
🖌️ حباب در تکنولوژی اصلاً به معنای این نیست که اون تکنولوژی بیارزشه یا راه غلطی رفته. یا قراره شکست بخوره و جمع بشه. حباب به این معنیه که بازار، انتظاراتی بسیار بیشتر از ظرفیتهای واقعی تکنولوژی داشته، یا افق انتظارات بازار، کوتاهتر بوده.
مثال: تکنولوژی قرار بوده بعد از ۵ سال تحول ایجاد کنه. بازار فکر میکرده بعد از ۲ سال تحول ایجاد میشه. یا تکنولوژی بعد از ۱۰ سال سودده میشده. بازار فکر میکرده بعد از ۲ سال میشه.
🖌️ معمولاً وقتی از حبابهای تکنولوژی حرف میزنن، خیلیها یاد حباب دات کام میفتن (سال ۲۰۰۰). اما حبابهای قدیمیتری وجود دارن که جالبتر و قشنگترن. دو تا از حبابها دقیقاً متعلق به خود هوش مصنوعی هستن که قبلاً براتون در زمستان هوش مصنوعی گفتهام.
یه حباب دیگه هم که داستانش خیلی زیباست، حباب راهآهن بریتانیا در نیمهٔ قرن نوزده هست. اگر از من بپرسید، اتفاقاً آشنایی با حباب راهآهن خیلی میتونه برای درک حباب فعلی هوش مصنوعی (و سرنوشتش) مفیدتر باشه تا حبابهای قبلی در تاریخچهٔ اینترنت و هوش مصنوعی.
من بهخاطر علاقه و حوزهٔ کاری خودم، با اون حباب و تبعات بلندمدتش خیلی خوب آشنا هستم و حتماً بعداً در متمم براتون در موردش مینویسم.
توضیحاتم ادامه داره...
بخش اول
در ادامهٔ نمودارها و توضیحهای قبلی:
🖌️ این سقوط، بزرگترین سقوط یک سال اخیر نیست. از ژانویه تا مارس همین امسال، ارزش بازار ۹ شرکت اصلی از شرکتهای فعال در AI حدود ۲۳۶۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد و بعد دوباره آروم آروم رفت بالا.
🖌️ اگر سقوط جدید به چشم اومده، بهخاطر اینه که در مدت کوتاهتر و ظرف چند روز بوده و نه چند ماه.
🖌️ به اینجور سقوطها نمیشه گفت ترکیدن حباب. ترکیدن حباب قطعاً بزرگتر از این حرفهاست و باید در ماهها یا سالهای آینده منتظرش باشیم.
🖌️ حباب در تکنولوژی اصلاً به معنای این نیست که اون تکنولوژی بیارزشه یا راه غلطی رفته. یا قراره شکست بخوره و جمع بشه. حباب به این معنیه که بازار، انتظاراتی بسیار بیشتر از ظرفیتهای واقعی تکنولوژی داشته، یا افق انتظارات بازار، کوتاهتر بوده.
مثال: تکنولوژی قرار بوده بعد از ۵ سال تحول ایجاد کنه. بازار فکر میکرده بعد از ۲ سال تحول ایجاد میشه. یا تکنولوژی بعد از ۱۰ سال سودده میشده. بازار فکر میکرده بعد از ۲ سال میشه.
🖌️ معمولاً وقتی از حبابهای تکنولوژی حرف میزنن، خیلیها یاد حباب دات کام میفتن (سال ۲۰۰۰). اما حبابهای قدیمیتری وجود دارن که جالبتر و قشنگترن. دو تا از حبابها دقیقاً متعلق به خود هوش مصنوعی هستن که قبلاً براتون در زمستان هوش مصنوعی گفتهام.
یه حباب دیگه هم که داستانش خیلی زیباست، حباب راهآهن بریتانیا در نیمهٔ قرن نوزده هست. اگر از من بپرسید، اتفاقاً آشنایی با حباب راهآهن خیلی میتونه برای درک حباب فعلی هوش مصنوعی (و سرنوشتش) مفیدتر باشه تا حبابهای قبلی در تاریخچهٔ اینترنت و هوش مصنوعی.
من بهخاطر علاقه و حوزهٔ کاری خودم، با اون حباب و تبعات بلندمدتش خیلی خوب آشنا هستم و حتماً بعداً در متمم براتون در موردش مینویسم.
توضیحاتم ادامه داره...
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
چند نکته درباره سقوط ارزش بازار شرکتهای مرتبط با AI
بخش دوم
در ادامهٔ بخش اول:
یه باوری در مورد تکنولوژی فعلی هوش مصنوعی مولد وجود داره و و اون اینه که همهٔ ضعفها و ایرادها و ناتوانیهای این تکنولوژی «صرفاً» با بزرگ شدن مقیاسش حل میشه (توی نوشتههای قبلیم در متمم و روزنوشته و کامنتهام هزار بار وقتتون رو گرفتهام و توضیح دادهام که به نظرم این حرف بسیار نادرسته).
مدیران چند شرکت اصلی در حوزهٔ هوش مصنوعی (OpenAI و Meta و Alphabet و Anthropic و ...) همهشون این باورِ (بهنظر من غلط) رو دارن.
بر اساس این باور، مهمترین چیزی که الان تکنولوژی هوش مصنوعی لازم داره، ایده، خلاقیت، نوآوری و ... نیست. فقط پوله. پول برای اینکه دیتاسنترهای بیشتری درست بشه.
این که اخیراً سم آلتمن هم نق میزد که آخه شماها توی لپتاپهای خونهتون RAM لازم ندارید، این RAM باید دست ما باشه توی دیتاسنترهامون، به همین تصور مربوطه.
حالا باز شانس آوردیم. ایران بود دور میدونها قلک میذاشتن میگفتن ملت عزیز. بیاید RAMهاتون رو بدید به ما. یا کلاً RAMها رو نمیدادن میگفتن ملت عزیز RAMها رو برداشتیم لازم داشتیم.
اگرچه، همین الان هم توی دو سال اخیر، قیمت ۳۲ گیگ رم DDR5 از حدود ۱۰۰ دلار رسیده به حدود ۵۰۰.
یعنی عملاً یه نفر که یه لپتاپ با ماژول رم ۳۲ میخره، به نسبت دو سال قبل، همین الان داره ۴۰۰ دلار خسارت میده بهخاطر تقاضای سنگین RAM شرکتهای AI.
خلاصه اینکه: الان از نظر مدیران اصلی در حوزهٔ AI همهچی فقط پوله. یعنی معتقدن اگر پول کافی دستشون بود، زمین و جای مناسب هم برای درست کردن دیتاسنتر داشتن (که اینها هم یه سری موانع عملیاتی داره)، الان دیگه هیچ مانعی برای رسیدن هوش مصنوعی به آخرین قلهٔ قابلتصور وجود نداشت و صرفاً با افزایش مقیاس میشد به همهچی برسن.
اما حالا این نیاز مالی یه پارادوکس جالب درست کرده و چند تا گره بزرگ هم (سر جنگ خاورمیانه) بهش خورده که در ادامه براتون میگم.
بخش دوم
در ادامهٔ بخش اول:
یه باوری در مورد تکنولوژی فعلی هوش مصنوعی مولد وجود داره و و اون اینه که همهٔ ضعفها و ایرادها و ناتوانیهای این تکنولوژی «صرفاً» با بزرگ شدن مقیاسش حل میشه (توی نوشتههای قبلیم در متمم و روزنوشته و کامنتهام هزار بار وقتتون رو گرفتهام و توضیح دادهام که به نظرم این حرف بسیار نادرسته).
مدیران چند شرکت اصلی در حوزهٔ هوش مصنوعی (OpenAI و Meta و Alphabet و Anthropic و ...) همهشون این باورِ (بهنظر من غلط) رو دارن.
بر اساس این باور، مهمترین چیزی که الان تکنولوژی هوش مصنوعی لازم داره، ایده، خلاقیت، نوآوری و ... نیست. فقط پوله. پول برای اینکه دیتاسنترهای بیشتری درست بشه.
این که اخیراً سم آلتمن هم نق میزد که آخه شماها توی لپتاپهای خونهتون RAM لازم ندارید، این RAM باید دست ما باشه توی دیتاسنترهامون، به همین تصور مربوطه.
حالا باز شانس آوردیم. ایران بود دور میدونها قلک میذاشتن میگفتن ملت عزیز. بیاید RAMهاتون رو بدید به ما. یا کلاً RAMها رو نمیدادن میگفتن ملت عزیز RAMها رو برداشتیم لازم داشتیم.
اگرچه، همین الان هم توی دو سال اخیر، قیمت ۳۲ گیگ رم DDR5 از حدود ۱۰۰ دلار رسیده به حدود ۵۰۰.
یعنی عملاً یه نفر که یه لپتاپ با ماژول رم ۳۲ میخره، به نسبت دو سال قبل، همین الان داره ۴۰۰ دلار خسارت میده بهخاطر تقاضای سنگین RAM شرکتهای AI.
خلاصه اینکه: الان از نظر مدیران اصلی در حوزهٔ AI همهچی فقط پوله. یعنی معتقدن اگر پول کافی دستشون بود، زمین و جای مناسب هم برای درست کردن دیتاسنتر داشتن (که اینها هم یه سری موانع عملیاتی داره)، الان دیگه هیچ مانعی برای رسیدن هوش مصنوعی به آخرین قلهٔ قابلتصور وجود نداشت و صرفاً با افزایش مقیاس میشد به همهچی برسن.
اما حالا این نیاز مالی یه پارادوکس جالب درست کرده و چند تا گره بزرگ هم (سر جنگ خاورمیانه) بهش خورده که در ادامه براتون میگم.
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
بقیهاش رو فردا مینویسم. حساب کردم دیدم سه چهار تا پست با همین حجم میشه. حوصلهتون سر میره. فحشم میدید.
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دربارۀ «بمباتمگرایان»
در طول چند سال اخیر، به ویژه از زمان جنگ دوازدهروزه در رسانههای رسمی و نیمهرسمی جمعی از به اصطلاح کارشناسان و سیاستمداران دربارۀ فایده یا ضرورت سلاح هستهای صحبت میکنند. برخی صریح از سلاح هستهای دفاع میکنند. برخی هم کار رو به جایی رسوندند که با لحنی همزمان همهچیزدان، ملامتگرانه و نصیحتگرانه میگن «من سالها پیش گفته بودم ما بمب اتم میخوایم». الان هم که کشور درگیر دو جنگ شده و به زعم همین کارشناسان در آستانۀ جنگ سوم هستیم، ادعای این بمباتمگرایان جدیتر مطرح و شنیده میشه.
اما استدلالهایی که این طرفداران سلاح هستهای مطرح میکنند یک ایراد ماهوی داره؛ یعنی اصلاً استدلال نیست و به مشکلی که قراره حلش کنه نمیپردازه. بلکه فقط یک رویای مجانی و بیتوضیح رو میفروشه.
ببینید ابتدا ما یک مشکل داریم، بعد برای اون مشکل دنبال راهحل میگردیم. اگر راهحلی ارائه بدیم که ربطی به مشکل نداشته باشه، عملاً راهحلی ندادیم، بلکه صورتمسئله رو پاک کردیم، ادعایی بیربط رو مطرح کردیم و گفتیم این راهحل همون مشکله (در حالی که بین این راهحل ادعایی و اون مشکل هیچ ربطی وجود نداره)
حالا مشکل کجاست؟ اینجاست:
مدعیانِ صلح و بازدارندگی از طریق سلاح هستهای هیچ توضیحی نمیدن که این سلاح هستهای قراره چهجوری ساخته بشه و در مسیر ساختش چه مشکلاتی میتونه پیش بیاد و برای پیشگیری از این مشکلات احتمالی در این مسیر چه راهحلی وجود داره تا کل پروژه نابود نشه. بلکه فقط به «بعد از ساخت سلاح هستهای» میپردازند. میگن اگر ما سلاح هستهای داشته باشیم، دیگه کسی جرئت نمیکنه به ما حمله کنه. حالا بگذریم که خود این ادعا هم دقیق نیست، چون روسیه و خود اسرائیل و آمریکا هر سه سلاح هستهای دارند، کشورهایی بدون سلاح هستهای ــ که اسمشون ایران و اوکراینه ــ دارند با این قدرتهای هستهای میجنگند (تأسیساتشون رو میزنند، پایگاههاشون رو میزنند و از جنگ با یک قدرت هستهای ترسی ندارند ــ چون جنگ در سطح سلاح متعارفه). ولی اینجا مسئله اصلاً این نیست! از این نکته بگذریم.
سوال اینجاست: هر کس صحبت از ساخت سلاح هستهای میکنه، باید مسیر ساخت سلاح هستهای رو هم دقیقاً ترسیم کنه و تضمین کنه ایران بدون اینکه در این مسیر گرفتار جنگ (جنگی بدتر از دو جنگ اخیر)، هزینههای سنگین و در نهایت شکست پروژه بشه، میتونه به هدفش برسه. چوب جادویی وجود نداره که تکون بدیم و سلاح هستهای ساخته بشه. در شرایطی که آژانس بینالمللی انرژی هستهای در تمام گزارشها نشانههایی از تلاش ایران برای آزمایش هستهای پیدا نکرده (و در واقع مشکل فقط افزایش غنیسازی تا نزدیکی کاربرد نظامی بوده)، میبینیم که کار به چنین وضعیتی رسیده: آژانس رسماً طرفِ آمریکا و اسرائیل و اروپاست، علیه ایران قطعنامه صادر میکنه، کشور درگیر دو جنگ شده، تأسیسات هستهای ایران که با پول ملت ساخته شده، هدف حمله قرار گرفته و هزینههای جانی و مالی فراوان دیگه به بار اومده. پس مسیری که فقط کمی شبیهِ مسیر مورد ادعای این بمباتمگرایان بوده، اینهمه هزینه داشته.
هر کس مدعیه سلاح هستهای باید بسازیم یا قبلاً باید میساختیم، باید توضیح بده این سلاح از چه مسیری باید ساخته میشد و احیاناً چرا این مسیر طلایی به ذهن هیچکدوم از کسانی که در ایران تصمیمگیرنده بودند نرسیده بوده یا اگر هم رسیده بوده چرا اجرا نشده. اتفاقاتی که در سالهای اخیر افتاد، از جمله دو جنگ و وضعیتِ نهجنگ نهصلحِ کنونی در آستانۀ جنگ احتمالی دیگه با آیندهای نامعلوم، در حالتی که جمهوری اسلامی به شکل واضحی به سمت سلاح هستهای حرکت میکرد، رخ نمیداد یا در سطح شدیدتری رخ میداد؟ جواب عقل سلیم، روشنه.
به همین دلیله که پیشتر گفتم، ایدۀ ساخت سلاح هستهای اصلاً استدلال نیست، چون راهحلی ارائه میده که ربطی به مشکل نداره. بمب وقتی ساخته شد، صرفاً «بازدارنگی هستهای» ایجاد میکنه، نه بازدارندگیِ عمومی. بگذریم از اینکه میتونه ایران رو از اینی هم که هست منزویتر کنه، چون قطعاً چین و روسیه هم از هستهای شدن ایران استقبال نمیکنند ــ کشورهای همسایه هم که به رغم آسیبهای شدید از جنگ اخیر همچنان دنبال راهحلی مسالمتآمیز میگردند، اصلاً تمایلی به این ندارند که ایران بمب اتم داشته باشه. بنابراین، بمب اتم فقط بازدارندگی «هستهای» ایجاد میکنه، ولی در سایر زمینهها بنبستها رو تعمیق میبخشه.
اما مسئلۀ مهمتر باز هم این نیست! مسئله اینه که پرسش در اینجا اصلاً «داشتنِ» سلاح هستهای نیست، بلکه «چگونگی» دستیابی به سلاح هستهایه، به نحوی که بدون هزینههایی که الان به صرف غنیسازی متحمل شدیم، امکانپذیر باشه و به انواع جنگهای منطقهای و جهانی منجر نشه و بعد هم در نیمۀ راه شکست نخوره.
@Garajetadayoni | گاراژ
در طول چند سال اخیر، به ویژه از زمان جنگ دوازدهروزه در رسانههای رسمی و نیمهرسمی جمعی از به اصطلاح کارشناسان و سیاستمداران دربارۀ فایده یا ضرورت سلاح هستهای صحبت میکنند. برخی صریح از سلاح هستهای دفاع میکنند. برخی هم کار رو به جایی رسوندند که با لحنی همزمان همهچیزدان، ملامتگرانه و نصیحتگرانه میگن «من سالها پیش گفته بودم ما بمب اتم میخوایم». الان هم که کشور درگیر دو جنگ شده و به زعم همین کارشناسان در آستانۀ جنگ سوم هستیم، ادعای این بمباتمگرایان جدیتر مطرح و شنیده میشه.
اما استدلالهایی که این طرفداران سلاح هستهای مطرح میکنند یک ایراد ماهوی داره؛ یعنی اصلاً استدلال نیست و به مشکلی که قراره حلش کنه نمیپردازه. بلکه فقط یک رویای مجانی و بیتوضیح رو میفروشه.
ببینید ابتدا ما یک مشکل داریم، بعد برای اون مشکل دنبال راهحل میگردیم. اگر راهحلی ارائه بدیم که ربطی به مشکل نداشته باشه، عملاً راهحلی ندادیم، بلکه صورتمسئله رو پاک کردیم، ادعایی بیربط رو مطرح کردیم و گفتیم این راهحل همون مشکله (در حالی که بین این راهحل ادعایی و اون مشکل هیچ ربطی وجود نداره)
حالا مشکل کجاست؟ اینجاست:
مدعیانِ صلح و بازدارندگی از طریق سلاح هستهای هیچ توضیحی نمیدن که این سلاح هستهای قراره چهجوری ساخته بشه و در مسیر ساختش چه مشکلاتی میتونه پیش بیاد و برای پیشگیری از این مشکلات احتمالی در این مسیر چه راهحلی وجود داره تا کل پروژه نابود نشه. بلکه فقط به «بعد از ساخت سلاح هستهای» میپردازند. میگن اگر ما سلاح هستهای داشته باشیم، دیگه کسی جرئت نمیکنه به ما حمله کنه. حالا بگذریم که خود این ادعا هم دقیق نیست، چون روسیه و خود اسرائیل و آمریکا هر سه سلاح هستهای دارند، کشورهایی بدون سلاح هستهای ــ که اسمشون ایران و اوکراینه ــ دارند با این قدرتهای هستهای میجنگند (تأسیساتشون رو میزنند، پایگاههاشون رو میزنند و از جنگ با یک قدرت هستهای ترسی ندارند ــ چون جنگ در سطح سلاح متعارفه). ولی اینجا مسئله اصلاً این نیست! از این نکته بگذریم.
سوال اینجاست: هر کس صحبت از ساخت سلاح هستهای میکنه، باید مسیر ساخت سلاح هستهای رو هم دقیقاً ترسیم کنه و تضمین کنه ایران بدون اینکه در این مسیر گرفتار جنگ (جنگی بدتر از دو جنگ اخیر)، هزینههای سنگین و در نهایت شکست پروژه بشه، میتونه به هدفش برسه. چوب جادویی وجود نداره که تکون بدیم و سلاح هستهای ساخته بشه. در شرایطی که آژانس بینالمللی انرژی هستهای در تمام گزارشها نشانههایی از تلاش ایران برای آزمایش هستهای پیدا نکرده (و در واقع مشکل فقط افزایش غنیسازی تا نزدیکی کاربرد نظامی بوده)، میبینیم که کار به چنین وضعیتی رسیده: آژانس رسماً طرفِ آمریکا و اسرائیل و اروپاست، علیه ایران قطعنامه صادر میکنه، کشور درگیر دو جنگ شده، تأسیسات هستهای ایران که با پول ملت ساخته شده، هدف حمله قرار گرفته و هزینههای جانی و مالی فراوان دیگه به بار اومده. پس مسیری که فقط کمی شبیهِ مسیر مورد ادعای این بمباتمگرایان بوده، اینهمه هزینه داشته.
هر کس مدعیه سلاح هستهای باید بسازیم یا قبلاً باید میساختیم، باید توضیح بده این سلاح از چه مسیری باید ساخته میشد و احیاناً چرا این مسیر طلایی به ذهن هیچکدوم از کسانی که در ایران تصمیمگیرنده بودند نرسیده بوده یا اگر هم رسیده بوده چرا اجرا نشده. اتفاقاتی که در سالهای اخیر افتاد، از جمله دو جنگ و وضعیتِ نهجنگ نهصلحِ کنونی در آستانۀ جنگ احتمالی دیگه با آیندهای نامعلوم، در حالتی که جمهوری اسلامی به شکل واضحی به سمت سلاح هستهای حرکت میکرد، رخ نمیداد یا در سطح شدیدتری رخ میداد؟ جواب عقل سلیم، روشنه.
به همین دلیله که پیشتر گفتم، ایدۀ ساخت سلاح هستهای اصلاً استدلال نیست، چون راهحلی ارائه میده که ربطی به مشکل نداره. بمب وقتی ساخته شد، صرفاً «بازدارنگی هستهای» ایجاد میکنه، نه بازدارندگیِ عمومی. بگذریم از اینکه میتونه ایران رو از اینی هم که هست منزویتر کنه، چون قطعاً چین و روسیه هم از هستهای شدن ایران استقبال نمیکنند ــ کشورهای همسایه هم که به رغم آسیبهای شدید از جنگ اخیر همچنان دنبال راهحلی مسالمتآمیز میگردند، اصلاً تمایلی به این ندارند که ایران بمب اتم داشته باشه. بنابراین، بمب اتم فقط بازدارندگی «هستهای» ایجاد میکنه، ولی در سایر زمینهها بنبستها رو تعمیق میبخشه.
اما مسئلۀ مهمتر باز هم این نیست! مسئله اینه که پرسش در اینجا اصلاً «داشتنِ» سلاح هستهای نیست، بلکه «چگونگی» دستیابی به سلاح هستهایه، به نحوی که بدون هزینههایی که الان به صرف غنیسازی متحمل شدیم، امکانپذیر باشه و به انواع جنگهای منطقهای و جهانی منجر نشه و بعد هم در نیمۀ راه شکست نخوره.
@Garajetadayoni | گاراژ
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخورد پلیس روسیه با برگزاری جشن هالووین. دنیایی شده... عربستان سعودی جشن هالووین برگزار میکنه، روسیه گشت ارشاد گذاشته کسی جشن هالووین نگیره.
والا منم شخصاً از جشن هالووین خوشم نمیاد. ولی فرهنگ و ملتی که ریشه داره و انواع جشنها رو داره، از یک بازی یکشبه که جنبۀ سرگرمی داره نباید هراسی داشته باشه. فقط کافیه آدم با این مشکل نداشته باشه که «هر روز توی این مملکت مهمونی» باشه، اون وقت هم سنتهای دیرینۀ خودش رو به بهترین نحو حفظ و شکوفا میکنه و هم اجازه میده اگر کسی خواست، جشن و رسم دیگران رو هم برای سرگرمی انجام بده.
ما در ایران انقدر تاریخ و رسوم دیرینه داریم که اگر احیا کنیم، تقریباً هر هفته یه برنامه داریم. وقتی روی این سنتهای کهن کار نمیشه، طبعاً بدیلهای خیلی کمپیشینهتر که خودشون کپی سنتهای ما بوده، از خارج دوباره برمیگرده.
منتها خیلی از کسانی هم که مثلاً به دلیل خارجی بودن هالووین رو رد میکنند، با سنتهای دیرین خودمون هم مشکل دارن.
@Garajetadayoni | گاراژ
والا منم شخصاً از جشن هالووین خوشم نمیاد. ولی فرهنگ و ملتی که ریشه داره و انواع جشنها رو داره، از یک بازی یکشبه که جنبۀ سرگرمی داره نباید هراسی داشته باشه. فقط کافیه آدم با این مشکل نداشته باشه که «هر روز توی این مملکت مهمونی» باشه، اون وقت هم سنتهای دیرینۀ خودش رو به بهترین نحو حفظ و شکوفا میکنه و هم اجازه میده اگر کسی خواست، جشن و رسم دیگران رو هم برای سرگرمی انجام بده.
ما در ایران انقدر تاریخ و رسوم دیرینه داریم که اگر احیا کنیم، تقریباً هر هفته یه برنامه داریم. وقتی روی این سنتهای کهن کار نمیشه، طبعاً بدیلهای خیلی کمپیشینهتر که خودشون کپی سنتهای ما بوده، از خارج دوباره برمیگرده.
منتها خیلی از کسانی هم که مثلاً به دلیل خارجی بودن هالووین رو رد میکنند، با سنتهای دیرین خودمون هم مشکل دارن.
@Garajetadayoni | گاراژ
Forwarded from Maryam Firouzi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا علم و محیطزیست برای شما هم دغدغه است؟ شرکت در این پژوهش تخصصی درباره «شهروندی علمی» و چالشهای زیستمحیطی ایران (بررسی آگاهی، اعتماد، نهادها و کنشهای شهروندی) تنها چند دقیقه از وقت شما را میگیرد؛ برای مشارکت لطفاً به لینک زیر مراجعه کنید:
https://survey.porsline.ir/s/uIHO47pp
#شهروندی_علمی #محیط_زیست #پژوهش
https://survey.porsline.ir/s/uIHO47pp
#شهروندی_علمی #محیط_زیست #پژوهش
Forwarded from سخنرانیها
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
چند نکته درباره سقوط ارزش بازار شرکتهای مرتبط با AI
بخش سوم
در ادامهٔ بخشهای اول و دوم حرفم:
شرکتهایی که در زمینهٔ AI فعال هستند (چه در لایههای بالاتر در زمینهٔ توسعهٔ مدلها و چه لایههای عملیاتی و زیرساختی پایینتر در زمینهٔ دیتاسنترها) برای اینکه مقیاس رو افزایش بدن (که به خیال خودشون، حلّال همهٔ مشکلات و تنها راه پیش رو به سمت آینده است) قاعدتاً چند راه دارن که روی کاغذ شامل موارد زیر میشه (اسمها و اصطلاحات رو با وسواس بهکار نمیبرم):
💵 از نقدینگی حاصل از عملیات فعلی پول بردارن و صرف توسعه کنن.
💵 وام بگیرن (یا هر روش تأمین سرمایهٔ دیگهای که از جنس قرض باشه)
💵 اگر در بورس نیستن، از افراد و شرکتهای VC که اهل سرمایهگذاری ریسکی هستن پول بیشتری بگیرن.
💵 اگر در بورس هستن، سود ندن و پولها رو تزریق کنن به پروژههای AI و اگر در بورس نیستن، وارد پروسهٔ IPO بشن و سهامشون رو به بورس عرضه کنن و سرمایه رو از دست مردم (و نهادهای سرمایهگذاری سنتی که ریسکپذیری متعارف دارن) بگیرن و وارد کارشون بکنن.
💵 با کشورهای ثروتمند خارجی یا صندوقهای سرمایهگذاری ملی در نقاط مختلف جهان (مشخصاً کشورهای عربی مثل عربستان و امارات) صحبت کنن و اونها رو شریک کنن
نقدینگی حاصل از عملیات تقریباً بیمعنیه
روی نقدینگی حاصل از عملیات که اصلاً نمیشه حساب کرد. شرکتهایی مثل Meta و Alphbet که کارهای دیگه دارن، همین الان هم هر چی دم دستشون بوده ریختهان توی کارهای AI. شرکتهایی مثل Anthropic و OpenAI هم که درآمد عملیاتی بسیار ناچیزی دارن.
آمارها خیلی پراکنده است. اما درصد کسانی که اکانت پولی و پریمیوم میگیرن، واقعاً کمه. اگر همهٔ یوزرها هم بگیرن، با قیمتهای فعلی همچنان برای افزایش مقیاس کافی نیست.
وام دادن هم منطق نداره
موسسات و نهادهای مالی که وام میدن، ریسک رو در سطح حسابشدهای تحمل میکنن. منطقی نیست وارد چنین بازی سنگینی بشن (يا اگر هم بشن، با پول زیاد وارد نمیشن).
پولهای VC و سرمایهگذاری شخصی هم که تا همین الان تخصیص داده شده و خرج شده.
دیگه نمیشه برای ادامهٔ مسیر روی اینجور پولها حساب کرد. اونم وقتی مسئلهی افزایش مقیاس مطرحه.
میمونه دو تا راه: کشورهای ثروتمند (بخونید: عربستان و امارات و قطر) و عرضه به بازار بورس (برای شرکتهایی که الان توی بورس نیستن).
این دو مورد آخر رو در ادامه میگم.
بخش سوم
در ادامهٔ بخشهای اول و دوم حرفم:
شرکتهایی که در زمینهٔ AI فعال هستند (چه در لایههای بالاتر در زمینهٔ توسعهٔ مدلها و چه لایههای عملیاتی و زیرساختی پایینتر در زمینهٔ دیتاسنترها) برای اینکه مقیاس رو افزایش بدن (که به خیال خودشون، حلّال همهٔ مشکلات و تنها راه پیش رو به سمت آینده است) قاعدتاً چند راه دارن که روی کاغذ شامل موارد زیر میشه (اسمها و اصطلاحات رو با وسواس بهکار نمیبرم):
💵 از نقدینگی حاصل از عملیات فعلی پول بردارن و صرف توسعه کنن.
💵 وام بگیرن (یا هر روش تأمین سرمایهٔ دیگهای که از جنس قرض باشه)
💵 اگر در بورس نیستن، از افراد و شرکتهای VC که اهل سرمایهگذاری ریسکی هستن پول بیشتری بگیرن.
💵 اگر در بورس هستن، سود ندن و پولها رو تزریق کنن به پروژههای AI و اگر در بورس نیستن، وارد پروسهٔ IPO بشن و سهامشون رو به بورس عرضه کنن و سرمایه رو از دست مردم (و نهادهای سرمایهگذاری سنتی که ریسکپذیری متعارف دارن) بگیرن و وارد کارشون بکنن.
💵 با کشورهای ثروتمند خارجی یا صندوقهای سرمایهگذاری ملی در نقاط مختلف جهان (مشخصاً کشورهای عربی مثل عربستان و امارات) صحبت کنن و اونها رو شریک کنن
نقدینگی حاصل از عملیات تقریباً بیمعنیه
روی نقدینگی حاصل از عملیات که اصلاً نمیشه حساب کرد. شرکتهایی مثل Meta و Alphbet که کارهای دیگه دارن، همین الان هم هر چی دم دستشون بوده ریختهان توی کارهای AI. شرکتهایی مثل Anthropic و OpenAI هم که درآمد عملیاتی بسیار ناچیزی دارن.
آمارها خیلی پراکنده است. اما درصد کسانی که اکانت پولی و پریمیوم میگیرن، واقعاً کمه. اگر همهٔ یوزرها هم بگیرن، با قیمتهای فعلی همچنان برای افزایش مقیاس کافی نیست.
وام دادن هم منطق نداره
موسسات و نهادهای مالی که وام میدن، ریسک رو در سطح حسابشدهای تحمل میکنن. منطقی نیست وارد چنین بازی سنگینی بشن (يا اگر هم بشن، با پول زیاد وارد نمیشن).
پولهای VC و سرمایهگذاری شخصی هم که تا همین الان تخصیص داده شده و خرج شده.
دیگه نمیشه برای ادامهٔ مسیر روی اینجور پولها حساب کرد. اونم وقتی مسئلهی افزایش مقیاس مطرحه.
میمونه دو تا راه: کشورهای ثروتمند (بخونید: عربستان و امارات و قطر) و عرضه به بازار بورس (برای شرکتهایی که الان توی بورس نیستن).
این دو مورد آخر رو در ادامه میگم.
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
حمید علیدوستی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران و از چهرههای شناختهشدهٔ جامعه ورزش، عصر یکشنبه ۱۰ آبانماه درگذشت. او طی ماههای اخیر با بیماری دستوپنجه نرم میکرد و مراحل درمان را پشت سر میگذاشت.
علیدوستی متولد ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در تهران بود و فوتبال حرفهای خود را از باشگاه تهرانجوان آغاز کرد. او سپس با پیراهن تیم هما به شهرت رسید و بهعنوان مهاجمی تکنیکی و گلزن در فوتبال ایران شناخته شد.
او در دو دوره جام ملتهای آسیا در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و همچنین بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ عضو تیم ملی ایران بود. علیدوستی در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند.
این بازیکن سابقه حضور در تیم زالمروهر آلمان در بوندسلیگای ۲ را نیز داشت و در ادامه دوران بازیگری خود برای تیمهای دارایی، کشاورز و سایپا به میدان رفت. او همراه با سایپا دو بار قهرمانی لیگ ایران را تجربه کرد.
حمید علیدوستی پدر ترانه علیدوستی، بازیگر سینمای ایران، و همسر نادره حکیمالهی، هنرمند و مجسمهساز، بود. او در سال ۱۳۸۳ فرزند ۱۶ سالهاش، پویان، را در حوادث چهارشنبهسوری از دست داده بود.
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
علیدوستی متولد ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در تهران بود و فوتبال حرفهای خود را از باشگاه تهرانجوان آغاز کرد. او سپس با پیراهن تیم هما به شهرت رسید و بهعنوان مهاجمی تکنیکی و گلزن در فوتبال ایران شناخته شد.
او در دو دوره جام ملتهای آسیا در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و همچنین بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ عضو تیم ملی ایران بود. علیدوستی در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند.
این بازیکن سابقه حضور در تیم زالمروهر آلمان در بوندسلیگای ۲ را نیز داشت و در ادامه دوران بازیگری خود برای تیمهای دارایی، کشاورز و سایپا به میدان رفت. او همراه با سایپا دو بار قهرمانی لیگ ایران را تجربه کرد.
حمید علیدوستی پدر ترانه علیدوستی، بازیگر سینمای ایران، و همسر نادره حکیمالهی، هنرمند و مجسمهساز، بود. او در سال ۱۳۸۳ فرزند ۱۶ سالهاش، پویان، را در حوادث چهارشنبهسوری از دست داده بود.
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
تغییر بازی کشورهای عربی بعد از جنگ در منطقه (۱)
بخش بزرگی از امید و آرزوی ترامپ (و شرکتهای پیشرو AI) این بود که پول مقیاسپذیری رو از کشورهای GCC و مشخصاً عربستان، امارات و قطر بگیرن.
این سه کشور صندوقهای سرمایهگذاری بزرگی دارن و علاقهٔ خاصی هم دارن که درآمدشون رو متنوع کنن. و در این سالها هم دستاوردهای خوبی در این زمینه داشتهان
عکسهایی که از جنسن هوانگ، سم آلتمن، و ایلان ماسک با مسئولان کشورهای GCC و مشخصاً عربستان دیدیم یادمون نرفته.
ایده این بود که حالا که این کشورها اینقدر علاقهمند هستن با لبهٔ تکنولوژی همراه بشن، بیان سرمایهگذاری مشترک کنن. دیتاسنترهامون رو اونجا بسازیم و شریک بشن.
در واقع با سرمایهٔ این کشورها (و بیشتر در داخل خود این کشورها) پروژهٔ مقیاسپذیری رو جلو ببریم
بعد از جنگ در منطقهٔ ما، به سه علت این پروژه کمرنگ شده و احتمالاً کمرنگ میمونه
اول اینکه فعلاً این کشورها نقدینگی آزاد به شکل قبل ندارن که بتونن اون بازی رو جلو ببرن
دوم اینکه راهاندازی چنین پروژههایی توی منطقهٔ ما ریسک داره (مگر اینکه امنیتشون رو چین تضمین کنه که بعیده چون چین رقیبه).
علت سوم رو جدا میگم
بخش بزرگی از امید و آرزوی ترامپ (و شرکتهای پیشرو AI) این بود که پول مقیاسپذیری رو از کشورهای GCC و مشخصاً عربستان، امارات و قطر بگیرن.
این سه کشور صندوقهای سرمایهگذاری بزرگی دارن و علاقهٔ خاصی هم دارن که درآمدشون رو متنوع کنن. و در این سالها هم دستاوردهای خوبی در این زمینه داشتهان
عکسهایی که از جنسن هوانگ، سم آلتمن، و ایلان ماسک با مسئولان کشورهای GCC و مشخصاً عربستان دیدیم یادمون نرفته.
ایده این بود که حالا که این کشورها اینقدر علاقهمند هستن با لبهٔ تکنولوژی همراه بشن، بیان سرمایهگذاری مشترک کنن. دیتاسنترهامون رو اونجا بسازیم و شریک بشن.
در واقع با سرمایهٔ این کشورها (و بیشتر در داخل خود این کشورها) پروژهٔ مقیاسپذیری رو جلو ببریم
بعد از جنگ در منطقهٔ ما، به سه علت این پروژه کمرنگ شده و احتمالاً کمرنگ میمونه
اول اینکه فعلاً این کشورها نقدینگی آزاد به شکل قبل ندارن که بتونن اون بازی رو جلو ببرن
دوم اینکه راهاندازی چنین پروژههایی توی منطقهٔ ما ریسک داره (مگر اینکه امنیتشون رو چین تضمین کنه که بعیده چون چین رقیبه).
علت سوم رو جدا میگم
Forwarded from جامعهشناسی گروههای اجتماعی (فریبا نظری)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جادوی_موسیقی
#یاد_مفاخر
قطعه « زمزمه»
خواننده: #سپیده_رئیس_سادات
آهنگساز: #رضا_قاسمی
شاعر: استاد #شفیعی_کدکنی
«چه بهاریست، خدا را! که درین دشت ملال
لالهها آینهی خون سیاووشاناند…»
قطعه «زمزمه» دیدار شعر استاد محمد رضا شفیعیکدکنی است با نغمه رضا قاسمی و صدای سپیده رئیسسادات...
روایتی از
سوگ
بیداری
و طنین روح باغ
در افقهای کبود.
@moosighi_sonati
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
#یاد_مفاخر
قطعه « زمزمه»
خواننده: #سپیده_رئیس_سادات
آهنگساز: #رضا_قاسمی
شاعر: استاد #شفیعی_کدکنی
«چه بهاریست، خدا را! که درین دشت ملال
لالهها آینهی خون سیاووشاناند…»
قطعه «زمزمه» دیدار شعر استاد محمد رضا شفیعیکدکنی است با نغمه رضا قاسمی و صدای سپیده رئیسسادات...
روایتی از
سوگ
بیداری
و طنین روح باغ
در افقهای کبود.
@moosighi_sonati
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Forwarded from جامعهشناسی گروههای اجتماعی (فریبا نظری)
⚪️⚪جامعهشناسی سوگ فعال
وقتی رنج، نماد دادخواهی زیست روزمره میشود
✏️ سوگ اغلب بهعنوان فرآیندی روانی و فردی شناخته میشود که طی آن فرد داغدیده از مرحلهی انکار تا پذیرش ازدستدادن را طی میکند و در نهایت با کمرنگ کردن خاطره، به چرخهی عادی زندگی بازمیگردد. #سوگ_فعال نقطهی مقابل این انفعال است. در این چشمانداز، سوگ نه پایان رابطه، که آغاز شکلگیری یک پیوند احساسی و عاشقانه در قامت کنشی مدنی و اجتماعی با قربانیان است.
وقتی ساختارهای رسمی و حقوقی دادخواهی مسدود میشوند و نهادهای قدرت با فراموشی سازمانیافته، انکار حقیقت و تحریف آن، تلاش میکنند اثر فاجعه را از حافظهی جمعی پاک کنند؛ #سوگ از چهاردیواری خانه بیرون زده و به حوزهی عمومی کوچ میکند. سوگ فعال، دقیقاً در همین نقطه متولد میشود.
من جامعهشناسی سوگ فعال را زیرشاخهای از حوزه جامعهشناسی احساسات و جنبشهای اجتماعی میدانم. در این نوع از تبیین جامعهشناختی بررسی میکنیم چگونه رنج ناشی از سوگ از حوزهی خلوت و شخصی سوگواران خارج شده و با اتکا به آیینها، نمادها و رفتارهای روزمره، به سوژهگی یک #کنش آگاهانه و مدنی با هدف مقاومت در برابر #فراموشی_سازمانیافته تبدیل میشود.
در جوامع تحت سرکوب، تلاش میشود سوگ در حریم خصوصی پنهان بماند تا صدایی به بیرون نرود؛ سوگ فعال این مرز را میشکند. وقتی پدری در بستهبندی محصولاتش تصویر و داستان فرزند جانباختهاش را قرار میدهد، مادری عکس فرزند کشتهشدهاش را بر لباسش سنجاق میکند، فضای شخصی خانواده دادخواه به قلب زیست عمومی تزریق میشود. رنج سوگ و ازدستدادن، از دایرهی احساسات شخصی خارج میشود و به نماد رنج ساختاری جامعه تبدیل میشود. دیگر فقط یک خانواده برای ازدست دادن عزیزشان سوگواری نمیکنند، بلکه جامعهای در حال بازخوانی روایت یک زخم مشترک است.
قدرتهای سیاسی مایلند روایت رسمی خود را از رویدادها در حافظهی جمعی بنشانند، مانند تقلیل دادن قربانیان به اعداد و معرفی آنها بهعنوان دیگری غیرخودی و دشمن.
در نبود تریبونهای آزاد، سوگ فعال از ابزار در دسترس و روزمره مانند بدن فرد دادخواه یا اشیاء بهجامانده از فرد قربانی برای بیان بهره میبرد.
جامعهشناسی سوگ فعال به ما میآموزد که دادخواهی در چنین جوامع و بسترهایی، یک پروندهی حقوقی مکتوب در دادگاه نیست؛ بلکه یک #شیوه_زیستن است. بازماندگان و جامعهی مدنی با خلق نوآورانه و مداوم آیینها، از کاشت نهال و پرواز کبوتران سپید گرفته تا اهدای غذای یادمان، به زندگی ادامه میدهند اما نه با فراموش کردن، بلکه با به دوش کشیدن آگاهانهی یاد. این شیوه از دادخواهی، #بدون_خشونت و #صلحطلبانه، کاربرد خلاقانهی ابزارها، نمادها و آیینهایی است که رنج را به #حافظه_جمعی پیوند میزند و اجازه نمیدهد حقیقت زیر روایت انکار و تحریف، مدفون شود.
▫️جلوههای جهانی؛ ردپای دادخواهی نمادین
پیوستگی رفتارهای دادخواهانه جوامع نشان میدهد که زیست دادخواهانه در سراسر جهان، الگوهای ساختاری و انسانی مشابهی آفریده است:
۱- مادران میدان مایو (آرژانتین): مادرانی که با روسریهای سفید ساختهشده از قنداق فرزندان ناپدیدشدهشان، هر هفته در میدان اصلی شهر راه میرفتند تا جویای سرنوشت ناپدیدشدگان حکومت نظامی شوند.
۲- مادران شنبه (ترکیه): تجمعهای آرام در استانبول با در دست داشتن عکس فرزندان ناپدیدشده امنیتی در دهه ۹۰ میلادی.
۳- رقص با یار غایب (شیلی): اجرا و بازآفرینی رقصی سنتی توسط زنان قربانیان پینوشه به صورت تکنفره و با عکسهای چسباندهشده بر سینه، برای به رخ کشیدن غیاب اجباری عزیزانشان.
۴- سنگهای لغزش (آلمان و اروپا): نصب پلاکهای برنجی کوچک در پیادهروها در برابر آخرین محل سکونت قربانیان سرکوب سیاسی و ایدئولوژیک، تا عابران در قدمزدنهای روزمره با نام آنها روبرو شوند.
۵- بافتن گل سربرنیتسا (بوسنی): دوختن و بافتن گلی با گلبرگهای سفید و سبز توسط مادران قربانیان، به عنوان نمادی زنده از بیگناهی، امید و دادخواهی مدنی در برابر سرکوب و جنایت.
۶- مادران پارک لاله (ایران): گروهی از زنان که همسر یا فرزندشان در اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کشته شدند. دیگر مادران عزادار، از جمله قربانیان اعدامهای دستهجمعی دههی ۶۰ نیز به این گروه پیوستند.
۷- کاشت درخت افرای قرمز به یاد قربانیان پرواز ۷۵۲ اوکراین: اقدام خانوادههای دادخواه در ایران و جهان برای نشاندن زندگی و یاد در برابر مرگ و فراموشی.
۸- مادران آبان: در ادامه زنجیره مادران دادخواه ایران (مادران خاوران دهه ۶۰ و مادران پارک لاله سال ۸۸ ) پس از اعتراضات آبان ۹۸ شکل گرفت.
✍️فریبا نظری
۱۰ آبان ۱۴۰۵
🕊️🕊️🕊️
#جامعهشناسی_سوگ_فعال
#زیست_دادخواهانه
#دادخواهی_نمادین
#جامعهشناسی_احساسات
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
وقتی رنج، نماد دادخواهی زیست روزمره میشود
✏️ سوگ اغلب بهعنوان فرآیندی روانی و فردی شناخته میشود که طی آن فرد داغدیده از مرحلهی انکار تا پذیرش ازدستدادن را طی میکند و در نهایت با کمرنگ کردن خاطره، به چرخهی عادی زندگی بازمیگردد. #سوگ_فعال نقطهی مقابل این انفعال است. در این چشمانداز، سوگ نه پایان رابطه، که آغاز شکلگیری یک پیوند احساسی و عاشقانه در قامت کنشی مدنی و اجتماعی با قربانیان است.
وقتی ساختارهای رسمی و حقوقی دادخواهی مسدود میشوند و نهادهای قدرت با فراموشی سازمانیافته، انکار حقیقت و تحریف آن، تلاش میکنند اثر فاجعه را از حافظهی جمعی پاک کنند؛ #سوگ از چهاردیواری خانه بیرون زده و به حوزهی عمومی کوچ میکند. سوگ فعال، دقیقاً در همین نقطه متولد میشود.
من جامعهشناسی سوگ فعال را زیرشاخهای از حوزه جامعهشناسی احساسات و جنبشهای اجتماعی میدانم. در این نوع از تبیین جامعهشناختی بررسی میکنیم چگونه رنج ناشی از سوگ از حوزهی خلوت و شخصی سوگواران خارج شده و با اتکا به آیینها، نمادها و رفتارهای روزمره، به سوژهگی یک #کنش آگاهانه و مدنی با هدف مقاومت در برابر #فراموشی_سازمانیافته تبدیل میشود.
در جوامع تحت سرکوب، تلاش میشود سوگ در حریم خصوصی پنهان بماند تا صدایی به بیرون نرود؛ سوگ فعال این مرز را میشکند. وقتی پدری در بستهبندی محصولاتش تصویر و داستان فرزند جانباختهاش را قرار میدهد، مادری عکس فرزند کشتهشدهاش را بر لباسش سنجاق میکند، فضای شخصی خانواده دادخواه به قلب زیست عمومی تزریق میشود. رنج سوگ و ازدستدادن، از دایرهی احساسات شخصی خارج میشود و به نماد رنج ساختاری جامعه تبدیل میشود. دیگر فقط یک خانواده برای ازدست دادن عزیزشان سوگواری نمیکنند، بلکه جامعهای در حال بازخوانی روایت یک زخم مشترک است.
قدرتهای سیاسی مایلند روایت رسمی خود را از رویدادها در حافظهی جمعی بنشانند، مانند تقلیل دادن قربانیان به اعداد و معرفی آنها بهعنوان دیگری غیرخودی و دشمن.
در نبود تریبونهای آزاد، سوگ فعال از ابزار در دسترس و روزمره مانند بدن فرد دادخواه یا اشیاء بهجامانده از فرد قربانی برای بیان بهره میبرد.
جامعهشناسی سوگ فعال به ما میآموزد که دادخواهی در چنین جوامع و بسترهایی، یک پروندهی حقوقی مکتوب در دادگاه نیست؛ بلکه یک #شیوه_زیستن است. بازماندگان و جامعهی مدنی با خلق نوآورانه و مداوم آیینها، از کاشت نهال و پرواز کبوتران سپید گرفته تا اهدای غذای یادمان، به زندگی ادامه میدهند اما نه با فراموش کردن، بلکه با به دوش کشیدن آگاهانهی یاد. این شیوه از دادخواهی، #بدون_خشونت و #صلحطلبانه، کاربرد خلاقانهی ابزارها، نمادها و آیینهایی است که رنج را به #حافظه_جمعی پیوند میزند و اجازه نمیدهد حقیقت زیر روایت انکار و تحریف، مدفون شود.
▫️جلوههای جهانی؛ ردپای دادخواهی نمادین
پیوستگی رفتارهای دادخواهانه جوامع نشان میدهد که زیست دادخواهانه در سراسر جهان، الگوهای ساختاری و انسانی مشابهی آفریده است:
۱- مادران میدان مایو (آرژانتین): مادرانی که با روسریهای سفید ساختهشده از قنداق فرزندان ناپدیدشدهشان، هر هفته در میدان اصلی شهر راه میرفتند تا جویای سرنوشت ناپدیدشدگان حکومت نظامی شوند.
۲- مادران شنبه (ترکیه): تجمعهای آرام در استانبول با در دست داشتن عکس فرزندان ناپدیدشده امنیتی در دهه ۹۰ میلادی.
۳- رقص با یار غایب (شیلی): اجرا و بازآفرینی رقصی سنتی توسط زنان قربانیان پینوشه به صورت تکنفره و با عکسهای چسباندهشده بر سینه، برای به رخ کشیدن غیاب اجباری عزیزانشان.
۴- سنگهای لغزش (آلمان و اروپا): نصب پلاکهای برنجی کوچک در پیادهروها در برابر آخرین محل سکونت قربانیان سرکوب سیاسی و ایدئولوژیک، تا عابران در قدمزدنهای روزمره با نام آنها روبرو شوند.
۵- بافتن گل سربرنیتسا (بوسنی): دوختن و بافتن گلی با گلبرگهای سفید و سبز توسط مادران قربانیان، به عنوان نمادی زنده از بیگناهی، امید و دادخواهی مدنی در برابر سرکوب و جنایت.
۶- مادران پارک لاله (ایران): گروهی از زنان که همسر یا فرزندشان در اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کشته شدند. دیگر مادران عزادار، از جمله قربانیان اعدامهای دستهجمعی دههی ۶۰ نیز به این گروه پیوستند.
۷- کاشت درخت افرای قرمز به یاد قربانیان پرواز ۷۵۲ اوکراین: اقدام خانوادههای دادخواه در ایران و جهان برای نشاندن زندگی و یاد در برابر مرگ و فراموشی.
۸- مادران آبان: در ادامه زنجیره مادران دادخواه ایران (مادران خاوران دهه ۶۰ و مادران پارک لاله سال ۸۸ ) پس از اعتراضات آبان ۹۸ شکل گرفت.
✍️فریبا نظری
۱۰ آبان ۱۴۰۵
🕊️🕊️🕊️
#جامعهشناسی_سوگ_فعال
#زیست_دادخواهانه
#دادخواهی_نمادین
#جامعهشناسی_احساسات
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Telegram
جامعهشناسی گروههای اجتماعی
👈تحلیل، نقد، معرفی کتاب
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا، شهر
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا، شهر
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
Forwarded from جامعهشناسی گروههای اجتماعی (فریبا نظری)
🔴بازنشستگان در جنگ مداوم برای یک زندگی معمولی!
✏️به جرئت میتوان گفت کمتر گروهی مانند بازنشستگان اینچنین در کنشگری و مطالبه گری مدنی و صنفی در اعتراض به #نابرابری، #فساد، #تورم، #تبعیض و دوری از یک زندگی معمولی و محترمانه؛ مصمم نبوده و نیستند.
این واقعیت، دو نتیجه را به ذهنم متبادر میکند:
۱- وضعیت زیست بازنشستگان چه آنها که چند دهه جوانی، انرژی و دانش سازمانی خود را در اختیار دستگاهها و وزارتخانه ها قراردادند و چه آنان که مستمری بگیر هستند؛ در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد. و در این دوران سالمندی از زندگی که باید در آرامش و رفاه و آسایش باشند، در اضطراب مداوم و جنگیدن هر لحظه با فقر و بیمسئولیتی سیاستگذاران این کشورند.
۲- تشکل مدنی و صنفی بازنشستگان در قامت شبکههای خرد، میانی و کلان؛ به خوبی شکل گرفته و معنای کنشگری برای مطالبهی حقوق شهروندی را در خود نهادینه نمودهاند.
🔹وضعیت امروز بازنشستگان، جدا از بیمهریهایی که در حق این قشر محترم روا داشته میشود، زنگ خطری جدی و تصویری شفاف از آیندهی نسلهای شاغل امروزی است؛ اگر ساختارهای اقتصادی و صندوقهای بازنشستگی اصلاح نشوند.
صدای بازنشستگان، صدای بخش بزرگی از جامعه است که سالها سرمایه عمر و دانش خود را صرف کشور کردهاند، اما اکنون به جای بهرهمندی از ثمره آن، مجبورند انرژی دوران سالمندی را صرف نبردی مداوم برای حداقلهای معیشتی کنند.
بیتوجهی و تأخیر در پرداخت مطالبات قانونی، نه تنها آسیبهای جدی به امنیت روانی و جسمانی سالمندان وارد میکند، بلکه ناکارآمدی ساختاری در شیوه حکمرانی رفاهی و صندوقهای بازنشستگی کشور را به نمایش میگذارد.
✍️ فریبا نظری
۱۰ آبان ۱۴۰۵
🗨️پ.ن: معوقه اردیبهشت ماه بازنشستگان تأمین اجتماعی را هنوز بسیاری از ما دریافت نکردهایم. بگذریم که پرداخت آن پس از پنج ماه تورم روزافزون، بی ارزشی پول ملی و نوسانات اقتصادی؛ به هیچ کاری نمیآید و نوشدارویی است پس از مرگ سهراب!
#بازنشستگان
#کنشگری
#مطالبهگری
#زندگی_معمولی
#جنگ_مداوم_برای_زندگی_معمولی
#جامعهشناسی_زیست_روزمره
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
✏️به جرئت میتوان گفت کمتر گروهی مانند بازنشستگان اینچنین در کنشگری و مطالبه گری مدنی و صنفی در اعتراض به #نابرابری، #فساد، #تورم، #تبعیض و دوری از یک زندگی معمولی و محترمانه؛ مصمم نبوده و نیستند.
این واقعیت، دو نتیجه را به ذهنم متبادر میکند:
۱- وضعیت زیست بازنشستگان چه آنها که چند دهه جوانی، انرژی و دانش سازمانی خود را در اختیار دستگاهها و وزارتخانه ها قراردادند و چه آنان که مستمری بگیر هستند؛ در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد. و در این دوران سالمندی از زندگی که باید در آرامش و رفاه و آسایش باشند، در اضطراب مداوم و جنگیدن هر لحظه با فقر و بیمسئولیتی سیاستگذاران این کشورند.
۲- تشکل مدنی و صنفی بازنشستگان در قامت شبکههای خرد، میانی و کلان؛ به خوبی شکل گرفته و معنای کنشگری برای مطالبهی حقوق شهروندی را در خود نهادینه نمودهاند.
🔹وضعیت امروز بازنشستگان، جدا از بیمهریهایی که در حق این قشر محترم روا داشته میشود، زنگ خطری جدی و تصویری شفاف از آیندهی نسلهای شاغل امروزی است؛ اگر ساختارهای اقتصادی و صندوقهای بازنشستگی اصلاح نشوند.
صدای بازنشستگان، صدای بخش بزرگی از جامعه است که سالها سرمایه عمر و دانش خود را صرف کشور کردهاند، اما اکنون به جای بهرهمندی از ثمره آن، مجبورند انرژی دوران سالمندی را صرف نبردی مداوم برای حداقلهای معیشتی کنند.
بیتوجهی و تأخیر در پرداخت مطالبات قانونی، نه تنها آسیبهای جدی به امنیت روانی و جسمانی سالمندان وارد میکند، بلکه ناکارآمدی ساختاری در شیوه حکمرانی رفاهی و صندوقهای بازنشستگی کشور را به نمایش میگذارد.
✍️ فریبا نظری
۱۰ آبان ۱۴۰۵
🗨️پ.ن: معوقه اردیبهشت ماه بازنشستگان تأمین اجتماعی را هنوز بسیاری از ما دریافت نکردهایم. بگذریم که پرداخت آن پس از پنج ماه تورم روزافزون، بی ارزشی پول ملی و نوسانات اقتصادی؛ به هیچ کاری نمیآید و نوشدارویی است پس از مرگ سهراب!
#بازنشستگان
#کنشگری
#مطالبهگری
#زندگی_معمولی
#جنگ_مداوم_برای_زندگی_معمولی
#جامعهشناسی_زیست_روزمره
https://t.me/Sociologyofsocialgroups
Telegram
جامعهشناسی گروههای اجتماعی
👈تحلیل، نقد، معرفی کتاب
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا، شهر
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا، شهر
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
Forwarded from خاص
در من بسیاری چیزها از بین رفتند
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند.
• مارسل پروست
-آن-
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند.
• مارسل پروست
-آن-