مسیر بینش
139 subscribers
42 photos
10 videos
19 files
39 links
گامی به‌سوی فهم عمیق‌تر .
Download Telegram
بستر راحت چه اندازیم بهر خواب و خوش
چون دل¹ دشمنی داریم در پهلوی خویش

1_ نَفْس
شرمساری از ارتکاب گناه.

شرمساری پس از گناه، نشانه‌ای است از بیداری و زنده‌بودن دل و آگاه‌بودن نفس از عواقب گناه. این حس، اگرچه تلخ و سنگین است، اما در عین حال اندوهی گرامی است و در عمق خود نشانه‌ای از بازگشت را به همراه دارد.
اما اگر این شرمساری بهانه‌ای شود برای دوری‌ گزیدن از خداوند و انسان، خود را بنده‌ای عاصی و نابخشودنی بداند در حالت ایستایی و عدم رجوع قرار می‌گیرد. پشیمانی بسیار هم خوب است اما اگر پشیمانی، به امید و بازگشت نرسد، می‌تواند به ناامیدی مبدل شود؛ و ناامیدی عواقب تاریکی خواهد داشت.
نباید گذاشت این احساس شرمساری بعد از لغزش، آدمی را از رحمت و بخشش خداوند دورتر کند انسان به سبب گناه رو به افول می‌رود باید مراقب بود این حس او را به عقب‌تر از عقب برنگرداند. شرمساری، اگر حقیقی باشد، آن‌وقت پلی است برای بازگشت، نه یک دیوار برای در خود ماندن. از دل خطا، راه برون‌رفت و بازگشت را پیدا کن و از پس هر لغزشی، دوان دوان‌تر به سوی خداوند بشتاب.

#مجاهده_سین
🔥1
تزکیه معرفت نیست، عمل است

تمام این کتاب‌هایی که در باب تزکیه و اصلاح درون نوشته شده‌اند، برای معرفتِ راه و روشِ تزکیه و تشویق و انگیزهٔ سیر و سلوک است، نه خود تزکیه و شست‌وشوی معنوی.

تزکیه و پاک‌سازی دل و درون از آلودگی‌های معصیت و انحراف، همان عمل به معرفت‌های موجود در این کتاب‌ها است.

حلقه‌ها و دورهمی‌های تزکیه، لازم و ضروری است تا انسان روش صحیح تخلیهٔ دل از آلودگی‌ها و پُر کردن آن از ایمانیات و معنویات را بیاموزد و برای این کارها انگیزه بگیرد؛ اما آن‌چه ما را به مطلوب اساسی (خالی‌شدن و پُرشدن) می‌رساند، عمل و عمل و عمل است.

• صبغت الله عاکف
ترس تو از سخنرانی، ریشه در کم‌تمرینی دارد، نه در ناتوانی.

منهجیات


✓ @addorossamin ▎الدر الثمین
😱1
گفت: نمی‌توانم به نماز صبح بیدار شوم.
گفتم: شب ساعت چند می‌خوابی؟
گفت: نیم ساعت قبل از نماز صبح!
گفتم: امید که به نماز ظهر بیدار شوی 😊

• مسیر بینش
این از معدود متن‌های قشنگی بود که خواندم:


«مشرکان از پیامبران معجزه می‌خواستند، در حالی که از بت‌هایی که می‌پرستیدند حتی یک دلیل هم نمی‌خواستند؛ به باطل، بی‌هیچ برهانی ایمان آوردند، اما از حق، برهان طلب کردند.

برخی از پیروان باطل نیز همین‌گونه‌اند؛ از اهل حق بسیار دلیل می‌خواهند، اما از کسانی که از آنان پیروی می‌کنند، حتی یک دلیل هم نمی‌خواهند.

پس هر کس که برهان می‌طلبد، لزوماً حقیقت‌جو نیست؛ برخی دلیل را برای هدایت‌شدن نمی‌خواهند، بلکه می‌خواهند راه گریزی از حقیقت پیدا کنند.»

عادل مصطفی

#منقول
👌1
مسیر بینش
گفت: نمی‌توانم به نماز صبح بیدار شوم. گفتم: شب ساعت چند می‌خوابی؟ گفت: نیم ساعت قبل از نماز صبح! گفتم: امید که به نماز ظهر بیدار شوی 😊 • مسیر بینش
از عوامل نخواندن نماز صبح:

اینکه فرد، شب بدون کدام تصمیم و اراده‌ای بر ادای نماز صبح داشته باشد خواب کند، بدون اینکه نیتش را داشته باشد و زنگ موبایلش را کوک بکند، بی خیال خواب می‌کند؛ اینگونه آدما نمی‌توانند بر ادای نماز بیدار شوند.
دوم اینکه هرچقدر محبت و ارتباط انسان با الله متعال قوی باشد به همان اندازه پایبند عبادات است، مثلاً خیلی‌ها را می‌بینی صبح وقت برای ورزش و تمرین بیدار می‌شوند، دلیلش اینست که برای ورزش علاقه و محبت خاص دارند همین محبت باعث می‌شود که تا بیدار شوند قطع نظر از دیگر اهداف که از انجام ورزش دارند؛ سپس همی اشخاص را می‌بینی صبحی که تمرین و ورزش نداشتند نمی توانند صبح بیدار شوند؛ چون هیچ محرک و علتی برای بیدار شدن ندارند.
الله متعال می‌فرماید: « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ »
برخی از مردم معبودانی غیر از الله بر می‌گزینند که آنها را همانند الله دوست می‌دارند.
این یک حالت خطرناکی است الله متعال نجات مان دهد، حقیقتاً او چگونه محبتِ است که نتواند تو را بر ادای نماز صبح بیدار کند، محبت و ایمانِ که نتواند انسان را به طرف عبادات ببرد، چگونه می‌تواند او را از آتش جهنم نجات دهد.

الله متعال بر حالت مان رحم کند و بر انجام عبادات توفیق و استقامت نصیب مان نماید.

• مسیر بینش
👏1
ما ذئبان جائعان.pdf
8.4 MB
📔عنوان:  دو گرگ گرسنه

🔹سخنرانی : شیخ خالد بن عثمان السبت

  📜تعداد صفحات: ٦٠
{ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ حُسْنَ الْخَاتِمَةِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ الْخَاتِمَةِ }

🌱🌸
💔1
امور والا و اهداف بزرگ در راه علم و آموزش و تالیف و اصلاح و تغییر و نهضت امت هیچگاه روی خود را به تو نشان نخواهند داد مگر هنگامی که با دستانی لرزان از تلاش و زحمت، عرق پیشانی ات را پاک کنی.

• ابراهیم سکران
🔥1
چه ناامیدکننده و تأسف‌بار است که انسان پس از سال‌ها، متوجه شود نمازی که می‌خوانده، شبیه نماز منافقان بوده است!
آن نماز، «نماز نوک‌زدن» است؛ یعنی نمازی که شخص در آن، رکوع و سجود را با شتاب انجام می‌دهد و به‌درستی و با آرامش به ارکان نماز نمی‌پردازد.
در صحیح مسلم آمده است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند:
«این، نماز منافق است؛ می‌نشیند و منتظر می‌ماند تا خورشید به میان دو شاخ شیطان برسد؛ آن‌گاه برمی‌خیزد و به سرعت چهار رکعت نماز می‌خواند و در آن، جز اندکی الله را یاد نمی‌کند.»

منبع: صحیح مسلم، حدیث ۶۲۲.

• ابراهیم سکران
Forwarded from محمد بهرامی
🌸 بیکاری و بی‌برنامگی؛ آفت زندگی 🌸

🌿 عبدالله بن مسعود رضی‌الله‌عنه می‌گوید:
💬 «من از آدم‌های بی‌کار و بی‌برنامه متنفرم؛ کسی که نه به کاری از کارهای دنیا مشغول باشد و نه به کاری از کارهای آخرت.»

🌷 زندگی مؤمن باید هدفمند باشد؛ یا برای دنیای خود کاری سودمند انجام دهد، یا برای آخرت خویش توشه‌ای فراهم کند.

📚 منبع: تخريج أحاديث الكشاف، تألیف جمال‌الدین زَیلعی، جلد ۲، صفحهٔ ۳۵۳.

https://t.me/MohammadBahramih
از همین امروز آموختن مهارتی را شروع کنید. تمرین نوشتن، تمرین ترجمه، آموختن زبان عربی یا انگلیسی، آموختن دیزاین، یاد گرفتن ادیت فیلم و کلی کار دیگر. زندگی همین است؛ عقیده و تلاش! و زندگی تلاشگران واقعا زیباست.

• عبدالله محمد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرامشِ برای قلب های شکسته💔❤️‍🩹
شرط‌بندی و مال حرام!

▪️ روی صندلی آرایشگاه نشسته بودم و آرایشگر با حوصله موهایم را کوتاه می‌کرد. جوانی با خوشحالی وارد شد و صفحه نمایشگر گوشی‌اش را به آرایشگر نشان داد...
من آن‌ها را در آینه روبرو می‌دیدم.

▪️ آن جوان با خنده گفت: «ببین چقدر سود کردم.»
دقیقاً بالای سرم ایستاده بود و چند سانتی‌متر با آرایشگر فاصله داشت...
آنقدر هیجان از خود نشان داد که حس کنجکاوی بنده را برانگیخت و پرسیدم: کجا سود کردی؟
گفت: «شرط‌بندی مسابقات فوتبال است...»

🔹 گفتم: می‌دانی این کار قمار است و حرام؟

▪️ گفت: «هه حرام! آن خانه آن‌ور خیابان را دیده‌ای؟ این با مال حرام درست شده...»
گفتم: خوب ارتباطش به من و شما چیست برادر عزیزم؟ مگر خطای دیگران خطای ما را توجیه می‌کند؟

🔹 وقتی این حرف‌ها را زدم، دوست آرایشگر هم حرف‌هایم را تأیید کرد و گفت: والا مال حرام هیچ ارزشی ندارد.

▪️ وقتی احساس کرد حرف‌هایمان منطقی است
با خنده و دهان باز گفت: «حق با شماست، ولی پول هم لذت‌بخشه دیگه...»

🔹 گفتم: این‌گونه با خنده به مرزهای الهی نگاه نکن دوست عزیزم، می‌توانی یک فندک اتمی بیاوری و ۵ ثانیه آن را زیر دستت روشن کنی؟ آیا می‌توانی ۵ ثانیه دستت را زیر آب جوش سماور قرار دهی؟

▪️ شما که تحمل یک آب جوش ساده و یک فندکِ دست‌ساز بشر را ندارید، چطور در برابر آتش خشم الهی مقاومت می‌کنید؟
چطور می‌توانید آن‌قدر ساده به این موضوعات نگاه کنید و به مال حرام بخندید و بگویید لذت‌بخشه دیگه...

🔺 من کارم تمام شد و رفتم
و نمی‌دانم آن جوان به کارش ادامه داد یا توبه کرد.

(ظاهرا پسر خوبی بود، ولی به نصیحت نیاز داشت و شاید تا به امروز کسی به او نگفته بود این کار حرام است)

الله متعال جوانان عزیزمان را از مال حرام محفوظ بدارد.

• مراد یوسفی
ارزش و مقام انسان در گِروی عقیده است، کسانی که زندگی شان سراسر توحید است و در مسیر این عقیده خود را قربانی می‌کنند، اینگونه افراد نزد الله متعال خیلی‌ها جایگاه شان بلند است. معیار برتری و ارزش انسان را همین عقیده توحید تعیین می‌کند.
می‌بینی که به مرگ سعد ابن معاذ رضی الله عنه عرش الرحمن به لرزه آمد و ملائکه ها به جنازه‌اش اشتراک کردند، حتی از بس که زیاد پایین شده بودند پیامبر صلی‌الله علیه وسلم با نوک پای راه می‌رفتند.
اما در مقابل به مرگ فرعون و لشکرش کسی غمگین نشد و اشکی نریخت، حتی آسمان و زمین برایش غمگین نشدند و‌ اشکی نریختند، چنانکه الله متعال می فرماید: { فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ } پس آسمان و زمین بر آنها نگریست.

واقعاً اگر ارزش انسان بر مال و ثروت و قدرت بود، می‌باید بر مرگ فرعون همه‌ی عالم اشک می‌ریخت و برایش غمگین می‌‌شدند،
و به مرگ سعد کسی غمگین نمی‌شد؛ اما نه، ارزش انسان را عقیده و باور های آن تعیین می‌کند.

گاهی می‌نویسم
صبح، هنگام بیدار شدن از خواب، انسان چنان سنگینی را سر شانه های خود حس می‌کند که گویا تمام وزنه‌های یک باشگاه جیم را بالای شانه‌هایت گذاشته‌اند، همین وقت است که باید بدون فکر کردن به خواب دوباره، پتو را از سرت کنار بزنی و چشمانت را با دستانت بمالی و دعای بیدار شدن از خواب را بخوانی، باور کن همین‌که ما بیدار شدیم دوباره به فکر خواب هستیم خواندن دعا هم تأثیری ندارد، اگر همان‌جا پیروز شوی، نخستین و مهم‌ترین نبرد روزت را برده‌ای.

گاهی می‌نویسم
Forwarded from وَأُنثَىٰ | زنانگـی (𝐅𝐚𝐫𝐢𝐛𝐚 𝐊𝐚𝐫𝐢𝐦𝐧𝐞𝐣𝐚𝐝)
اختلاطِ حرام، فقط یک «رفتار اجتماعی گذرا» نیست؛

بلکه یکی از بزرگ‌ترین دروازه‌های فتنه است که در این عصر بر امت گشوده شده؛ به‌خاطر آن آبروها ریخته شد، خانه‌ها ویران شد، و پاکی نسل‌هایی کامل از بین رفت.

اختلاطِ حرام همان چیزی است که:

- حاجزِ حیا را شکست و فرهنگ «عادی‌سازی رابطه میان دو جنس» را رواج داد.
- روابط در مدارس، دانشگاه‌ها و محیط کار را به رنگ‌هایی درآورد که شرع آن را نمی‌پسندد.
- علت مستقیم پدیده‌هایی چون خیانت زناشویی، آزار جنسی، و طلاق عاطفی است که امروز شاهد آن هستیم.

به همین دلیل، علما آن را «وبا» نامیده‌اند؛ چون سریع منتشر می‌شود و آرام‌آرام ویران می‌کند تا دل‌ها را از خشیت خدا خالی سازد و اسیر شهوت و لذت زودگذر کند.

اما شرع، با تمام عظمت و حکمتش، نیامده تا زندگی را سخت کند یا جلوی هر ملاقاتی را بگیرد؛ بلکه مرزهای روشن میان حرام و مباح قرار داده است:

حرام شامل:
- خلوت
- نرمی و صمیمیت در گفتار
- خنده و شوخی، نازک‌کردن صدا
- آرایش و تبرج
- نشستن بی‌نیاز و بی‌حاجت و مانند آن.

اما امور مباح با ضوابط:
- خرید و فروش
- درمان نزد پزشک مورد اعتماد هنگام ضرورت
- پرسش علمی
- سلام گذرا میان خویشاوندان در جمع‌ با رعایت پوشش و وقار.

شرع نه «سدّ ذرایع مطلق» آورده که همه‌ی درها را ببندد، و نه «فتح ذرایع مطلق» که همه چیز را مباح کند؛ بلکه قاعده‌ای میانه؛ در جایی که فتنه غالب است، در را می‌بندد؛ و در هنگام نیاز، با ضوابط، اجازه می‌دهد.

اگر قلب کسی ضعیف و زودمتأثر است بهتر است از مکان‌های مشکوک دوری کند و خود را در موقعیت‌هایی که توان کنترل ندارد قرار ندهد.

اما درعین‌حال، حق ندارد تمایلات شخصی خود را دین عمومی کند؛ نه چیزی را که خدا حلال کرده حرام سازد، و نه مباح را «وبا» بنامد و در آن مبالغه کند.

بنابراین اختلاطِ حرام، وبای عصر و یکی از بزرگ‌ترین دروازه‌های شیطان است، اما برخورد با آن باید طبق منهج شریعت باشد:

- تفکیک، نه تعمیم
- ضابطه‌گذاری، نه رهاسازی کامل و نه منع مطلق

شریعت است که برای ما تعیین می‌کند:
کجا باید از فتنه دوری کرد، و کجا باید برای نیاز، با وقار و حیا، در را نیمه‌گشوده گذاشت.

❀ محمد سعد الأزهری

@VaOntha | وَأُنثَىٰ
موشی شتری را دید و دل‌بسته‌اش شد، پس افسارش را کشید و شتر به دنبال او راه افتاد، چون به درِ خانۀ موش رسیدند، شتر ایستاد و به زبان حال گفت: «یا خانه‌ای درخورِ محبوبت برگزین، یا محبوبی درخورِ خانه‌ات!»

از این حکایت پند بگیر: یا نمازی بخوانید که شایسته معبودتان باشد، یا معبودی را انتخاب کنید که شایسته نمازهایتان باشد.»

ابن جوزی، المدهش، چاپ دارالکتب العلمیه، ص ۴۵۶.


✓ @addorossamin ▎الدر الثمین
مطالعه، ارزشمندترین چیز در زندگی انسان است؛ زیرا مطالعه یک علاقه نیست که هرکس علاقه داشت مطالعه کند و کسی هم که علاقه نداشت مطالعه نکند. نه، بلکه مطالعه یکی از ضروریاتی زندگی است همانگونه که انسان روزانه بخاطر تقویت جسمی خود بر چند وعدۀ غذایی ضرورت دارد بر مطالعه نیز همچنان... کمی فکر کنیم درک خواهیم کرد که مسیر تحقیق و خِرد از راه مطالعه می‌گذرد، و بدون مطالعه و تحقیق نمی‌توان به خِرد و دانایی رسید.

گاهی می‌نویسم