ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
21K subscribers
4.4K photos
293 videos
2 files
865 links
ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭا اﺯ اﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ اﻳﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﺬاﺭﻡ.
Iranian cartoonist and comic artist.
Download Telegram
Koodakaneh
Farhad
#نوستالژی
📺بوی عیدی بوی توپ
بوی کاغذ رنگی...💜

🎼 ‌کودکانه
🎤 فرهاد

#Farhad #نوروز_ناب
🆔 @video_music_persian
ده فیلم از سال گذشته پیشنهاد می‌کنم برای دیدن:
۱- مرد ایرلندی
The Irishman
اثر حماسی و سه ساعت و نیمه اسکورسیزی که ماحصل تجربه چند دهه فعالیت و نبوغ فیلمسازی این کارگردان است، قصه‌ای را در چند خط زمانی مختلف جلو می‌برد، در هم می‌تند و به سرانجام می‌رساند بدون آن که اثر انسجام را از دست بدهد. مثل گاو خشمگین ، فیلم درباره چرخ‌دنده‌کوچک و بی‌اراده‌ای از یک مکانیزم بزرگ بیمار است، درباره آدم‌های بی‌مغز و فرمانبرداری که ظاهرا سهمی بسیار کوچک در سیستمی خراب دارند، به مرور هم می‌پوسند و محو و جایگزین می‌شوند اما چرخ بر همان مدار می‌چرخد، آن چه که از دست می‌رود روح انسانی و تمام پایگاه‌های عاطفی فرد است. اسکورسیزی حکایت یک دوره تاریخی و اجتماعی را با درام فردی شخصیت اصلیش پیوند می‌زند. مرد ایرلندی اثر تلخ و به یادماندنی است درباره رفاقت، خیانت و تاوان این خیانت، بی نعمتِ رستگاری.
۲ جوکر
Joker
خوانشی جدی‌تر ، متفاوت تر و موفق از دنیای کامیک‌بوک‌های دی‌سی. همیشه در قصه‌های بتمن، گاتهام‌سیتی آشوب‌زده‌ای می‌دیدیم در تسخیر بدخواهان و قهرمان سیاه‌پوشی که برای پاکسازی شهر در برابرشان می‌ایستاد، ایضا مدام می‌گفتند «جوکر، روی دیگر سکه بتمن است» بدون این که دلیل این ادعا را بفهمیم. فیلم، با دقت و‌ هوشمندی دورباطلی می‌سازد که در آن، سیستم، خودش جوکر و گاتهام را به سمتی می‌برد که بعدها برای رفع و رجوع، یک منجی چون بتمن بخواهد. جوکر فقط یک اجرای خیره‌کننده از واکین فنیکس نیست، مجموعه‌ای از کارگردانی و تدوین درخشان است ( فصل قتل سه تاجر وال استریت، فصل نفسگیر قتل یک‌نفر در آپارتمان و تلاش نفر دیگر برای فرار و چند فصل درخشان دیگر ) استفاده عالی از لوکیشن مثل پلکان خیابانی و فضای مترو برای نمایش روند تحول شخصیت، همراه با موسیقی متن عالی، مهمتر از همه موفقیت کارگردان است در ساختن نوعی سبک و لحن مختص به همین اثر که همزمان رد پای سینمای خوب دهه هفتاد امریکا را هم دارد
۳ داستان ازدواج
Marriage Story
شاید بهترین فیلم نواه بامبک بعد از هشت پا و نهنگ، با فیلمنامه ای ریزبافت که پر از جزییات در شخصیت پردازی‌ها و تشریح رابطه‌ای پایان یافته است. «داستان ازدواج» رنج و درد این پایان را به خوبی تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد چطور وقتی عشق دو آدم در سطحی اجتماعی و رسمی بصورت «قانون ازدواج» تبیین می‌شود، پایان یافتنش هم دیگر یک درام شخصی دونفره نخواهد بود، اجتماع در قالب قانون طلاق و کارگزارانش که وکلا باشند وارد می‌شود و موقعیت غم‌انگیز را تبدیل به فاجعه می‌کند. قوانین که برای حمایت از بخش‌های ضعیف‌تر و آسیب‌پذیر وضع شده‌اند وقتی به مرحله اجرا می‌رسند انگار خود بی عدالتی دیگری می‌سازند و هزارتوی اداری و رسمی ماجرا، اندوه و حسرت را به دشمنی و نفرت تبدیل می‌کند. فیلم، بازی‌های عالی از اسکارلت جوهانسن و آدام درایور و البته لورا درن دارد و از حیث تلخی یادآور «صحنه هایی از یک ازدواج» برگمان است.
۴ یک روز بارانی در نیویورک
A Rainy Day in New York

بازگشت موفق وودی آلن به نیویورک، شهری که می‌شناسد و عاشقش است. انگار شخصیت‌های وودی الن در فیلم‌های ده پانزده سال اخیرش آواره شهرها و کشورهای دیگر دنیا شده‌ و منطق و معناشان کمرنگ شده بود، اینجا باز در جای خود نشسته‌اند. فیلم خیلی روان و طبیعی با ریتمی خوب تعریف می‌شود که یک امتیاز است نسبت به کارهای اخیر کارگردان، پر از شوخی‌های بانمک خصوصا با اهالی سینما و بازی‌های خیلی خوب از هنرپیشه‌های اصلی و فرعی مثل تیموتی شالامه، لیو شرایبر، جود لا اما بی‌گمان غافلگیری بزرگ، ال فنینگ است در اولین نقش‌آفرینی کمدی‌ش که بسیار ظریف و دیدنی درآمده و یاد دایان کیتن را زنده می‌کند حیف که در سایه حواشی سال‌های اخیر وودی‌آلن آن هم نادیده گرفته می‌شود. شگفتی دیگر فیلم، حس و حال باطراوت و روحیه واقعا جوانانه اثر است که انگار نه انگار از ذهن و روح مردی هشتادواندی ساله تراوش کرده باشد.
👍1
۵- درد و افتخار
Pain and Glory

اثر شخصی و تاثیر گذار آلمادووار ، درباره کارگردانی میانسال و رومانتیک که منابع تغذیه عاطفیش، عشق‌هایش و در مرحله آخر، مادرش را از دست داده و در نتیجه مثل گوییدو در «هشت و نیم» فللینی دچار بحران خلاقیت شده و دنبال مخدری است تا بتواند او را در اقیانوس خاطرات ‌و عواطف جاری در هوای گذشته غرق کند. مثل اکثر فیلمهای آلمادووار ، فیلم رنگ‌امیزی درخشانی دارد و قصه‌اش جوری روایت می‌شود انگار که بادی ملایم شخصیت و به تبع مای بیننده را نرم به سویی می‌برد و با تغییر جهت ، به سمت دیگر سرازیر می‌کند اما پیوستگی عاطفی اثر آن را منسجم نگه می‌دارد
۶ افسر و جاسوس (متهم می‌کنم)
An Officer And A Spy

فیلم به شکل متواضعانه‌ای خوب و ماهرانه کارگردانی شده، پولانسکی تکنیک‌فروشی نمی‌کند، خودنمایی نمیکند، به شیوه فیلمهای تاریخی عظمت‌گرایی نمیکند، مهارتش را در فضاسازی و استفاده از کوچکترین جزییات صحنه برای روایت قصه به کار می‌گیرد. اگر مرد ایرلندی درباره آدم‌هایی بود که فکر و وجدانشان را تعطیل می‌کنند و خود را در اختیار سیستم قرار می‌دهند فیلم پولانسکی درباره افسری است که لااقل در یک مقطع زمانی در برابر سیستمی قدرتمند و قدمت‌دار و پیچیده یعنی ارتش فرانسه می‌ایستد تا حقیقیت و‌ عدالت پایمال نشود. در پرونده دریفوس شواهد محکم از اشتباه دادگاه نظامی و بیگناهی الفرد دریفوس متهم به جاسوسی حکایت می‌کردند اما افشای این اشتباه و حمایت از حقوق فردی دریفوس از طرف بسیاری از اعضا اجتماع معادل تضعیف ارتش بعنوان حافظ امنیت کشور و خلاف مصلحت ملی تلقی می‌شد. این ماجرا نقطه عطفی در تاریخ فرانسه و بلکه دنیا بود و کشور را به دو پاره موافقان حقوق فردی و انسانی متهم و مدافعان ارتش فرانسه تقسیم کرد.
بنظرم پولانسکی را حتی اگر بابت پرونده دهه هفتادش به زندان می‌انداختند این زندان، نباید فیلمسازی او را محدود می‌کرد، شده با نگهبان و دستبند باید سر صحنه می‌آوردند کارش را بکند، بدون آثار او تاریخ سینما چیزی کم می‌داشت.
۷
۱۹۱۷
1917

بسیار مهیج تر از دو جیمزباندی که ساخته، فیلم تازه سم مندس دو ساعت شرح خطی اما بسیار پرتنش و نفسگیر یک ماموریت نظامی در جنگ جهانی اول است، دو سرباز ساده را به دل صفوف دشمن می‌فرستند تا خبر لغو یک حمله را که تله آلمان‌هاست به جوخه‌ای خودی برسانند، اگر پیام دریافت نشود کل جوخه به فنا خواهند رفت. مندس به شیوه هیچکاک در «طناب» البته با امکاناتی مدرن، فیلمش را در نما-سکانس های طولانی که نرم به هم مونتاژ شده‌اند روایت می‌کند تا حس پیوستگی زمانی ایجاد کند. دنبال حرفهای فلسفی آنچنانی نباشید مثل «جاذبه» آلفونسو کورآون ، این هم تلاشی دو ساعته برای زنده ماندن است و کشف زندگی در لحظاتی کوتاه، مثل استراحت بین سربازان آوازخوان میان جنگل. فیلم برای پرده بزرگ آفریده شده و تماشای آن با فیلمبرداری خیره کننده و جزییات‌پردازی پر وسواس صحنه‌هایش بر صفحه کوچک کامپیوتر و تلویزیون، حس و حال لازم را نخواهد داشت اما خالی از لطف نیست.
۸
زندگی پنهان
A Hidden Life

فیلم سه ساعته ترنس مالیک نسبت به ساخته های اخیرش، متفاوت‌ترین و داستانی‌ترین محسوب می‌شود، از بهشت خیره‌کننده‌ای می‌آغازد در طبیعت آلپ که با عشق و خوشبختی مردوزن کشاورزی اطریشی یادآور باغ عدن است اما آتش جنگ جهانی و نازیسم به سادگی خوشبختی را پایان می‌دهد و آدم‌وحوا را در جهنم واقعیت جاری می‌اندازد. مردان روستا را به خدمت جنگ زیر پرچم متحدین می‌خوانند، اما قهرمان داستان که مسیحی معتقدی است تن به جنگ و کشتار همنوعان نمی‌دهد. شرکت در جنگ و حمایت از هیتلر در آن مقطع تاریخی یک ارزش اجتماعی و تجلی میهن‌پرستی تلقی می‌شود پس مرد از جانب هم‌ولایتی‌ها انگ ترسو، بی وجود و عاقبت خائن به وطن می‌خورد ‌و زیرفشار اکثریت ناهمسو و قدرت قرار می‌گیرد. مالیک نشان می‌دهد که چطور در جامعه‌ای که تحت تاثیر احساسات و هیجانات مقطعی است فرد به خاطر دگراندیشی و ناسازی با معیارهایی که ده سال بعد نادرستیش بر همگان مسلم خواهد شد عذاب می‌بیند و له می‌شود. مرد را برای خدمت نظام احضار می‌کنند او هم می‌رود اما از قسم خوردن به نام هیتلر که جزو مقررات نام‌نویسی است سر باز می‌زند و به زندان می‌افتد و با عواقب سخت این «نه گفتن» و تن ندادن به چیزی که به آن نامعتقد است روبرو می‌شود. شخصیت مرد و پافشاری‌اش بر باوری که دارد یادآور سر تامس مور در «مردی برای تمام فصول» است، مالیک اما می‌کوشد از او قهرمانی شکست‌ناپذیر نسازد، او بیشتر مثل مسیح «آخرین وسوسه» است با تمام شک ها و ترس‌ها و ضعف‌هایش- صحنه ای در برابر قاضی نظامی آلمانی با بازی برونو گانز دارد که یادآور برخورد پونتیوس پیلاطس با عیسی در «مرشد و مارگاریتا»ست- حتی بارها در پاسخ بازجوها و قاضی ‌تاکید می‌کند اصرار بر حقانیت نظرش دربرابر جمع ندارد فقط «نمی‌تواند کاری را انجام دهد که دیکته کرده‌اند و باورش ندارد» و سر همین یک حرف می‌مانَد و هزینه می‌دهد، کاری که اگر در مملکت خود ما رایج بود، شاید روزگار دیگری داشتیم. مثل اکثر کارهای مالیک ، فیلم صحنه‌های طولانی و بی‌ربط هم دارد و خصوصا در یک ساعت آخر گاه تحملش سخت می‌شود، اما مجموعا اثری تاثیرگذار، سبک‌مند و بسیار چشم‌نواز است با بازی‌های درجه یک از هنرپیشه‌های اطریشی و آلمانی.
۹
جوجو ربیت
Jojo Rabbit

ایده بچه ای که زمان تسلط نازیسم در آلمان ، هیتلر را قهرمان و همبازی ذهنی خودش قرار داده بسیار جذاب و با توجه به فضای پرهراس از بازگشت نازیسم و نژادپرستی معاصر ، جسورانه است اما این جسارت در همین حد انتخاب ایده باقی می‌ماند، کارگردان جرأت نمی‌کند با این هیتلر ذهنی که باید از فیلتر ذهن کودک ده ساله گذشته باشد خیلی ور برود و بازی کند، احتمالا از ترس این که مبادا «زیباسازی» و «شیرین‌سازی» دیکتاتور نژادپرست آلمانی تلقی شود. فیلم در همه قسمت‌هایش یکدست خوب نیست، گاهی زیادی کاریکاتوری می‌شود گاه زیادی جدی، با این حال در بخش‌های خوبش واقعا تاثیرگذار است، مثل تمام صحنه‌هایی که رابطه جوجو و مادرش را نمایش می‌دهد با بازی خوب اسکارلت جوهانسن یا سکانس جنگ نهایی و ورود متفقین به شهر که بسیار خوب کارگردانی شده.
۱۰
میدسامر
Midsommar

مثل «وراثت» ساخته ترسناک قبلی این کارگردان بر لحظه‌های ترسناک و خوف انگیز استوار نیست، اما با موفقیت فضایی شوم و بدیمن می‌سازد که تا آخر همراه بیننده است. این حس تهدید و ناامنی بر خلاف انتظار نه در فضاهای تاریک و پرسایه شبانه که در دل روشنی مطلق و بدون شب یک روستای اسکاندیناوی شکل می‌گیرد و اتفاقا این همیشه روز بودن و فقدان شب، بر بی زمانی و توهم فضا می‌افزاید. مشکل فیلم این است که مایه‌هایی که باید اثر را عمق بیشتری بدهند آنقدر پرملاط و جانانه نیست و آخر سر احساس میکنی انرژی و وسواس غریب «آری استر» در تصویرپردازی و قاب‌بندی و میزانسن می‌توانست صرف چیزی بامعناتری بشود، با این حال به لحاظ بصری یکی از دیدنی‌ترین آثار سال قبل است که حس و حال نقاشانه کادرها گاهی پاراجانف را یاد آدم می‌آورد

انتخاب ویژه:

یک فیلم ایرانی نه چندان جدید که کمتر درباره ش گفته اند:
«شماره هفده، سهیلا» ساخته محمود غفاری
اثری بی‌زرق ‌و برق، بی ادعا، بی سروصدا اما غافلگیرکننده است درباره زن مجردی در آستانه چهل سالگی که دلش بچه می‌خواهد و برای همین عجله دارد شوهری پیدا کند، با رجوع به دوست پسرهای قدیمش، مواردی که آشنایان معرفی می‌کنند، یک بنگاه زوج‌یابی و راه‌هایی از این دست. با سبکی سهل و ممتنع که کیارستمی «گزارش» و «کلوزاپ» را به خاطر می‌آورد، نقبی می‌زند بر معضلات زن بودن، در جامعه‌ای سرشار از پیشفرض، قضاوت و انتظار، نتیجه یکی از بهترین فیلمهای دهه هزاروسیصدونود ایران و از معدود آثار قابل رجوعی در آینده است که می‌شود گوشه‌هایی از جامعه و آدم‌های معاصر و مناسبات زمانه‌اش را در آن بازشناخت.
👍1
فیلم حتی جسارت می‌کند به یک تابوی بزرگ در فرهنگ و سینمای ایران یعنی تمایلات جنسی در زنان اشاره هایی تلویحی اما هوشمندانه کند که در فصل نهایی فیلم کاربردی موثر و بامعنا می‌یابد. زهرا داودنژاد به گمان من یکی از بهترین بازی‌های دهه نود ایران-فارغ از جنسیت و به مفهوم مطلق- را ارائه می‌دهد و در ساختن شخصیت، با تمام زیروبالای احساسی و رفتاری بدون هیچ ادای اضافی و تصنع، تصنعی که متاسفانه در کشور ما بعضا امتیاز بازیگری می‌پندارند و می‌ستایند، بسیار موفق است.
Forwarded from Tinoush Nazmjou
سلام مانا، خوبی؟ ببین این لینک مستند کتاب‌به‌دوش که خودت هم توشی رو میتونی بذاری‌ تو صفحه‌هات؟ اینستا و تلگرام و اینا؟ ببین اگر دوست داشتی بذار بگو دوستات و فن‌هات ببینن.
https://www.instagram.com/tv/B-K20BXi8Jw/?igshid=v4jdd9veutwp
اگر هم دوست نداشتی بگو دشمنان ببینن 😬
Forwarded from ما شهروندان دیجیتال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر جواد امان، متخصص بیماری‌های واگیردار و کاشف یکی از واکسن‌های بیماری ابولا، در پیام ویدیویی که برای کمپین «ما شهروندان دیجیتال» فرستاده، توضیح می‌دهد که ویروس کرونا به‌دست انسان ساخته نشده است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، چندی پیش آمریکا را متهم کرد که ویروس کرونا را ساخته و نسخه‌ای مخصوص ایرانی‌ها تولید کرده است. دکتر امان، این قبیل سخنان را «تئوری توطئه» می‌داند.

#کرونا #ما_شهروندان_دیجیتال

@DigitalShahrvand
اصلاح
منتشره در آسو
مانا نیستانی
@mananey
Forwarded from Shahrvand
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمکی، وزیر بهداشت مدعی شد: از کشورهای اروپایی با ما تماس گرفتند و پرسیدند شما چه کردید که بحران کرونا را کنترل کردید؟
روش مرسوم اعضا هیات دولت برای رعایت فاصله بهداشتی از هم
منتشره در دویچه وله فارسی
مانانیستانی
@mananey
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درد دل یک دستفروش مترو: بروم خانه چه بخورم؟ دوروز است بچه هایم می گویند برای ما پنیر بخر پول ندارم. مسئولین به فکر ما بدبخت ها نیستند فقط به فکر خوشبخت ها هستند.
رییس بسیج دانشجویی: آماده ایم کمک حال مستضعفین آمریکا باشیم
مانا نیستانی
@mananey
Forwarded from ما شهروندان دیجیتال
قواعد شهر اینترنت را رعایت کنیم

زندگی در شهر اینترنت به‌عنوان یک شهروند دیجیتال، قواعدی دارد که همگی ما شهروندان دیجیتال بهتر است به آن‌ها پایبند باشیم تا بتوانیم در کنار هم زندگی آنلاین آرام‌تر، ایمن‌تر و سالم‌تری داشته باشیم. این قواعد درواقع محصول خرد جمعی همه ما است و به‌تجربه به دست آمده است.
https://bit.ly/2JEP4oZ

کارتون از: مانا نیستانی
@mananey

@DigitalShahrvand
یک مصاحبه عهد عتیق، سال هشتادوسه وقتی ایران بودم. پرت و پلا کم نگفته‌ام، از جمله این که اگر فیلمساز می‌شدم دلم می‌خواست تیم برتن باشم یا «حداقل» هیچکاک. در حالی که هیچکاک حداکثر ماجراست نه حداقل. نکته جالب این که در این مصاحبه‌ هم گفته بودم از کشیدن کارتون درباره مسایل کشورهای دیگر لذت نمی‌برم. از این نظر فرقی نکرده‌ام