ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
18.3K subscribers
4.3K photos
293 videos
2 files
858 links
ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭا اﺯ اﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ اﻳﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﺬاﺭﻡ.
Iranian cartoonist and comic artist.
Download Telegram
Forwarded from Naakojaa ناکجا
مانا نیستانی در سومین نمایشگاه کتاب تهران؛بدون سانسور کتاب‌هایش را امضا می‌کند.
تنبیه
مانا نیستانی
@mananey
بدون شرح
مانا نیستانی
@mananey
به وقت ارشاد
مانا نیستانی
@mananey
داعش درون ما
مانا نیستانی
@mananey
کازرون در خون
مانا نیستانی
@mananey
برای دختران دبستانی که مویشان چیده شد
مانا نیستانی
@mananey
تام و مقام معظم جری
مانا نیستانی
@mananey
☝️☝️☝️
آقای خامنه‌ای: آمریکا مثل گربه کارتون تام و جری شکست خواهد خورد
1
ناصر ملک مطیعی درگذشت
مانا نیستانی
@mananey
چند سالی است که همزمان با ماه رمضان در ایران، تعدادی از دوستان و هموطنان مطالبه مشخصی پیدا می کنند که به مدت یک ماه ادامه دارد بعد تبش می‌خوابد و تمام می‌شود تا رمضان سال بعد: «درخواست از صدا و سیما برای پخش ربنای استاد شجریان در ساعت افطار». بهرحال درصدی از ملت ما را اعم از مخالف و موافق رژیم، معتقدین و مذهبیون تشکیل می دهند، می‌توانم درک  کنم که معتقدین منتقد، علاقمند افطار کردن روزه با صدای خواننده محبوب و معترض باشند اما متوجه نمی شوم که این چطور می تواند مطالبه واقعی مخالفین یا منتقدین دین ناباوری باشد که عمری تحت فشار برای رعایت زورکی واجبات معتقدین بوده اند، با ترس و لرز در این ماه چیزی خورده یا نوشیده یا سیگاری گیرانده و خطر شلاق خوردن در ملا عام را به جان خریده اند. طبیعی است برای بخشی از این گروه، ربنا چه با صوت ملکوتی آقای شجریان باشد چه با صدای عبدالباسط یا هر قاری دیگر، جز ترس و خاطره بد و یادآوری اجبار و زور معنایی نخواهد داشت. چطور ممکن است چنین چیزی مطالبه آنها هم باشد؟
متوجه هستم که در برابر قدرت قاهر دیکتاتور تمامیت خواه، گروههای مختلف و متنوع معترض و منتقد حکومتی باید به دنبال خواسته های مشترک برای رسیدن به تفاهم و انسجام بیشتر باشند، با مفهوم اغماض برای رسیدن به تفاهم هم آشنا هستم اما در کشوری که از سالها دیکتاتوری مذهبی و تحمیل روش زندگی دین داران به تمام مردم کشور، رنج می برد، احترام به حقوق و هویت متقابل گروههای مختلف دین باور و دین ناباور، تمرینی بزرگ و پیش‌نیاز یک تفاهم واقعی است. خلاصه این که اغماض یکطرفه بی معناست.

روز قبل ناصر ملک مطیعی هنرپیشه باسابقه و یکی از قربانیان مسلم حذف رسمی درگذشت. ملک مطیعی ها در عرصه های متنوع فرهنگی و هنری بسیارند. محمدرضا شجریان، بهروز وثوقی، نامجو، شاهین نجفی و ... تمام فعالین هنری و فرهنگی کشور حق فعالیت و اجرا در کشور خود را دارند و هیچ قدرت و حکومت در جایگاه و مقامی نیست که راه ارتباط ایشان با مخاطبانشان را ببندد.
بهتر نیست درخواست برای پخش ربنای یک خواننده از رسانه ای حکومتی را تبدیل کنیم به کمپین حمایت بی تبعیض از تمام هنرمندان و نویسندگان حذف شده از صحنه های فرهنگی کشورمان؟
خود«جری»بینی
مانا نیستانی
@mananey
☝️☝️☝️
برای کسی که گربه ندارد_ و احتمالا سگ، من خودم گربه دارم_ مرگ یک گربه معنی خاصی نمی‌دهد جز کم شدن یکی دیگر از موجودات بی مصرف یا نهایتا بانمکی که هزارتاشان توی کوچه خیابانها ریخته و مدام زادوولد می‌کنند و روزی چهارهزارتای دیگر به جمعیتشان اضافه می‌شود. برای آنها عادیست به کسی که گربه دارد بگویند: « عه این هنوز زنده است؟» یا «خب این که دیگه عمرش رو کرده». یک بار دوست عزیزی در گپی دوستانه و پُرشوخی برگشت و به من گفت «همین کارها رو کردی گربه ات سرطان گرفت!» برای او و خیلی‌های دیگر، سرطان گربه، فقط یک شوخی است. مبدأ مقایسه شان لابد بزرگترین آلام بشریست که در مقایسه، مریضی و مرگ گربه‌ای کوچک، چیزی حساب نمی‌شود. در این موارد سعی میکنم حتی اگر ناراحت شدم به روی خودم نیاورم چون حق میدهم آن دوست یا دیگران، موقعیت را نفهمند. آنها هیچوقت موجود کوچک را از بچگی کنار خود نداشته اند، هیچوقت شاهد اولین بازیها و شوق و ذوق هایش برای قایم موشکی با آدم، یا کمین کشیدنش برای تکه نخی نبوده اند، صدای نفسهای آرام و آسوده خاطرش روی زانوان، آهنگ مکرر هر روز زندگیشان به مدت چند سال نبوده.  گربه را با استریوتایپ بی محبتی و بی چشم و رویی می‌شناسند، نشانه های محبت و عاطفه اش را ندیده اند، خرناسه های اعتماد و دوستیش را نشنیده اند. غصه کم اشتهایی و بی اشتهاییش را نخورده اند. آنها شاهد بروز علائم بیماری و مراحل تحلیل رفتن و زوال همدم خود نبوده اند. آنها ظاهرا مهرورزی به اعضای خانواده را معتبر می شناسند یا چنین وانمود می‌کنند  اما باور ندارند که یک گربه، عضوی از اعضاء خانواده شده باشد و رنج و درد یا فقدانش ما را غصه دار، دردمند و افسرده کند. برای آنها صحبت از این که رابطه آدم با گربه کوچک از جنس عشق خالص و واقعی است، کفر است. عشق را واژه ای درخور رابطه دو آدم میدانند و حق هم دارند، رابطه ای که اول و آخرش دوطرف نزنند همدیگر را با آسفالت خیابان یکی کنند عشق نیست... آب حیات است.
در بهترین حالت، افسردگی دوستی که حیوانش را از دست داده، برای آنها ترحم انگیز و نمایشگر خلائی روح و تنهایی عزیزی است که نتوانسته کمبودش را با وجود آدمی دیگر پر کند، باور ندارند که یک گربه بتواند جای جداگانه خودش را در کنار سایر آدمهای عزیز یک نفر داشته باشد، جایی که هیچ آدمی آن را نمی‌تواند پر بکند.
این پست را برای دوستم علی میگذارم که غصه دار مرگ گربه اش است و از ترس حرفها و تحقیرهای چنین رفقایی حتی جرات ندارد احساساتش را بروز بدهد. خواستم بگویم من خودم گربه دارم، تجربه کرده ام و می فهممش. مرگ گربه او، مرگ یک دنیاست. دنیایی که فقط او همراه با گربه اش تجربه کرده، هرچند خودش هم میداند این دنیا تا وقتی زنده ایم و حافظه مان کار می کند در ذهن ما ادامه خواهد داشت
اعتصابات کامیونداران
مانا نیستانی
@mananey
کودک آزاری در مدرسه
مانا نیستانی
@mananey
هوادار - صفحه اول
یک داستانک مصور
مانا نیستانی
@mananey
وضعیت هسته‌ای ما
مانا نیستانی
@mananey
چیزی نیست!
درباب اعتراض نماینده مجلس به افشای ماجرای تجاوز به دختری شش ساله
مانا نیستانی
@mananey
جینگیلی فینگیلی گوگولی
مانا نیستانی
@mananey