هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
1.06K subscribers
10.1K photos
606 videos
113 files
2.93K links
مدیر کانال :
@hashemraei

https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱

جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
Download Telegram
هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
با توجه به پذیرش غیر متعارف شهروندان افغان در ایران، آیا این موضوع را به عنوان یک تهدید و چالش تلقی می کنید ؟!
💠✌️💠 یک داستان واقعی !

پیر مرد عبوث سر سفره خالی نشسته بود و اینبار هم داشت به بچه های گرسنه اش تشر میزد که شماها خیلی نا سپاسین
همین که یه سقف بالای سرتون هست باید خداتون رو شکر کنین !
نگاه یکی از بچه ها که از بقیه بزرگتر بود به سقف اتاق خیره شد که گوشه گوشه اش نم زده بود و یک قسمت از گچش هم به کل ریخته شده بود !

مدتی بود که دیگه بچه ها به حرف پیرمرد لجوج گوش نمیدادن و ازش حرف شنوی نداشتن

آخه جز وعده های توخالی و سفره خالی چیزی ازش به خاطر نداشتن !
شکم گرسنه هم که رب و رب نمیشناسه چه برسه به جایگاه پدری و ریش سفید و ...

تو تمام این سالها تنها مادر خانواده بود که علیرغم گله ای که از شرایط داشت باز سعی میکرد اوضاع رو اصلاح کنه و به بچه های قد و نیم قدی که داشت امید بده و با داستانهای خودش سرگرمشون کنه
ولی دیگه حنای مادر هم برای بچه هاش اون رنگ سابق رو نداشت !

اصلا دیگه حنایی ته ظرف نمونده بود !

چند تا از بچه هایی که دستشون به دهنشون میرسید و میتونستن روی پای خودشون بایستن خونه رو ترک کرده بودن !

و کمی جای خالی، سر سفره خالی پیدا شده بود !
پیرمرد با خودش فکر کرد که چند تا از جوونهای بی خانمان محل که ازش حرف شنوی داشتن رو به خونه دعوت کنه.
بهشون گفت اگه قول بدین هوای من و داشته باشین و اگر بچه هام خواستن تو روم بایستن جلوشون دربیاین اجازه میدم بیاین زیر سقف ما !

اینطوری هم سیاهی لشکر طرفدارش بیشتر میشد، هم احترام رفته سایر اهل محل که نگران بی خانمان ها بودن رو بدست می آورد و هم بقیه بچه ها ازش چشم میزدن و حساب میبردن !

اینطوری بود که
هر روز یکی دو نفر به جمع خانواده ای که خودشون هشتشون گِرو نُهشون بود اضافه میشد و این موضوع داشت واقعا همه رو عصبی میکرد .

و باز مثل همیشه این مادر بود که میگفت مهمون حبیب خداست !
اینها هم جای بچه های رفته مون و..

ولی انگار فراموش کرده بود که
هم سفره خالیه
هم سقف در حال ریزشه
و هم عیار اونهایی که رفتن با عیار اونهایی که اومدن یکی نیست !

پ ن ؛ لطفا این قسمت داستان به فیلم برادران لیلا اضافه بشه !
تا ببینیم در آینده نزدیک منتظر چه سناریوهای جدیدی باید باشیم !

ارادتمند ، یکی از همون بچه های سرخورده و عصبانی
هاشم راعی
👍8👎1
💠🎲💠ارنستو چه‌گوارا یک سال پس از پیروزی انقلاب کوبا سکان اقتصاد این کشور را بدست گرفت تا از اساس آن را دگرگون نماید.
او به دنبال تحقق یک اقتصاد مارکسیستی ناب بود که در شوروی و کشورهای اروپای شرقی اجرا نشده‌بود.

نقطه کانونی تفکر اقتصادی او آفرینش یک انسان جدید بود که از حرص و آز بری بود و به جای جستجوی منافع فردی، خوشبختی را در هدف والای سعادت جمعی جستجو می‌کرد.

چه‌گوارا می‌گفت مهم نیست که یک فرد در سال چند کیلو گوشت مصرف می کند یا صاحب اتومبیل و سفرهای تفریحی هست یا نه، بلکه مهم این است که فرد از لحاظ درونی خود را غنی‌تر حس کند، آگاه‌تر و مسئول‌تر" و علاقه داشت تکرار کند ما سوسیالیست‌ها آزادتریم چون خواسته‌هایمان بهتر برآورده می‌شود و خواسته‌هایمان بهتر برآورده می‌شود چون آزادتریم."

چه‌گوارا حتی در زندگی شخصی خود نیز از پول متنفر بود.
از داشتن آن احساس بدی به او دست می‌داد و افتخار می‌کرد که چیزی برای همسر و فرزندانش باقی نخواهد گذاشت.


چه‌گوارا یک "نظریه ارزش" مخصوص خود داشت که تا پنج سال پس از انقلاب مورد قبول کاسترو نیز بود.

براساس این نظریه "ارزش" اقتصادی و قیمت بر مبنای عرضه و تقاضا مشخص نمی‌شد، بلکه براساس ارزش اخلاقی و اجتماعی کالا یا خدمت تعیین می‌گردید.

او زمانی که رئیس بانک مرکزی کوبا بود وظیفه اصلی این بانک را داوری در مورد ارزش نسبی تولیدات مختلف قرار داده بود که می‌بایست براساس ارزش اجتماعی محصول و نه سودی که عاید دولت می‌کرد، تعیین می‌شد.

او معتقد که برای افزایش بازده کارگران باید بر بیدار کردن وجدان و آموزش ایدئوژیک تکیه داشت نه محرک‌های مادی و در مدت کوتاهی باید اقتصاد به مرحله‌ای برسد که کارگران بدون دریافت مزد و برای خیر عمومی کار کنند و دولت هم نیاز‌های آنها را برآورده سازد. بدین‌ترتیب شیطان اصلی یعنی پول هم از میان می‌رود.


سه سال پس از آغاز به کار او دقیقا یک پنجم جمعیت کشور از کوبا فرار کردند.

حجم اقتصاد به کمتر از نصف دوران قبل از انقلاب سقوط کرد.

صنعت نیشکر کوبا به مرز نابودی کامل رسید و کشور در آستانه قحطی قرار گرفت.

کارشناسان شوروی خواهان برکناری چه‌گوارا شدند اما کاسترو ابتدا زیر بار نرفت.

در این مدت تنها کمک‌های شوروی بود که کوبا را از قحطی نجات داده بود.

زمانی که روس‌ها تهیدید کردند کمک‌های خود را قطع می‌کنند، کاسترو ناچار به برکناری چه‌گوارا و تغییر سیاست گردید.

چه‌گوارا سرخورده و خشمگین از کارهای دولتی در کوبا کناره گرفت و برای به راه انداختن انقلاب کمونیستی در کشورهای دیگر ابتدا به کنگو و سپس بولیوی رفت.

طوس طهماسبی
👍5
💠💡💠«حماس به کجا حمله کرد؟»

🔸تا زمانیکه ایدئولوژی سیاسی مسئله اصلی حکمرانی کشور است سخن از توسعه،اقتصاد،فرهنگ،خانواده و موارد دیگر استهزایی تلخ است!
👍15
💠💡💠 زنگ اندیشه

سران آلمان چند ماه بعد از اینکه به روسیه حمله کردند و صد هزار نفر از سربازانشان در برف مردند، می‌دانستند شکست می‌خورند ولی چطور می‌توانستند حتی به خودشان بگویند این صدهزار کشته بی‌فایده و نتیجه اشتباه محاسباتی آنها بوده است، پس جنگ در روسیه را ادامه دادند و با یک میلیون کشته همگی خودکشی کردند.
زنانی هستند که با شوهر معتادی که دستِ بزن دارد و هیچ امیدی به اصلاحش نیست زندگی می‌کنند، ولی زن بعد از چهل سال باز هم حاضر نیست از او جدا شود، چون اگر طلاق بگیرد با خودش خواهد گفت چرا چهل سال پیش طلاق نگرفتم و تحمل این پشیمانی سخت‌تر از تحمل ادامه زندگی با شوهرش خواهد بود.
وقتی هزار صفحه از یک رمان چرند را خواندید بعید است پانصد صفحه آخرش را نخوانده رها کنید.
اگر وقتی ارزش سهامتان نصف شد آن را نفروختید بعید است که بعد از یک چهارم شدنش آن را بفروشید چون بعد از تحمل اینهمه ضرر، خیلی دردآور است قبول کنید این سهام هیچ سودی برایتان نخواهد داشت .
کسی که سالهای زیادی از عمر خود را بر اساس باورها و اعتقادات غلط سپری نموده و در این راه متحمل هزینه و مشقت فراوان شده، حتی اگر صدها دلیل روشن مبنی بر نادرست بودن اعتقادش برای او بیان کنید، به سختی قادر است از اعتقاد خود دست بکشد و قبول کند که تمام رنجها و زحماتی که در سالهای طلایی عمرش متحمل شده بی‌دلیل بوده.
هر چه در کاری بیشتر هزینه دهید در ادامه آن کار راسخ‌تر می‌شوید و ایمان‌تان به آن کار محکم‌تر میشود.

تورات میگوید: اگر میخواهید ایمان مردم قوی‌تر شود، کاری کنید که آنها در راه دین‌شان زجر بکشند!!
کاهنان از همان قدیم می‌دانستند که اگر مردم را راضی کنند که یکی از گاوهای عزیزشان را برای معبد قربانی کنند آنها سال بعد هم گاو دیگری را قربانی خواهند کرد حتی اگر دعایشان مستجاب نشود چون‌ پشیمان‌ شدن از قربانی کردن یعنی قبول این که گاو عزیزشان را بخاطر هیچ و پوچ به فنا داده‌اند!
وقتی بخاطر کاری هزینه می‌دهیم حتی اگر آن کار احمقانه‌ترین کار هم باشد به سختی می‌توانیم قبول کنیم آن کار اشتباه بوده
بخاطر همین است که هرچه اوضاع افتضاح‌تر میشود اصرار بر ادامه‌ دادن همان راهِ افتضاح، بیشتر می‌شود.
به قول برتراند راسل:
چگونه به تاول‌های پاهایم بگویم تمام مسیری که آمده‌ام اشتباه بوده؟


👌💡👌 نبینیم کی میگه
ببینیم چی میگه ..
👍202
💠💡💠پایان ماموریت محمود احمدی نژاد در ایران !
بخش اول از سری یادداشت های
سیاست پشتِ پشت پرده !

ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه ‌پنجشنبه شب گذشته، مجوز خروج محمود احمدی‌نژاد از کشور صادر شد و رئیس جمهور پیشین ایران پس از بیش از هفت ساعت بست نشینی در فرودگاه امام خمینی، پاسپورتش را از ماموران اطلاعات سپاه پاسداران پس گرفت و تهران را به مقصد گواتمالاسیتی، پایتخت گواتمالا ترک کرد.
محمود احمدی‌نژاد بیش از یک سال است که در سکوت خبری به سر می‌برد و حتی در جریان اعتراضات گسترده سال گذشته واکنشی از او منتشر نشده بود اما صبح روز، ۱۳ مهرماه، خبری منتشر شد که آقای احمدی‌نژاد برای سخنرانی در «سمپوزیوم علمی و پژوهشی پیرامون مدیریت جامع منابع آب در جهان»!!
راهی گواتمالا شده و این خبر او را به سر خط تعدادی از سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی برگرداند.

خروج احمدی نژاد در این مقطع تاریخی قابل تامل است چراکه وی نقش بسیار مهمی در پس سیاست های پنهان خاورمیانه داشته است !
خصوصا در مقطعی حساس که با زیر سوال بردن ماجرای هولوکاست توانست روند اجماع جهانی که علیه اسرائیل بود را، کاملا معکوس نماید.

ادامه دارد ..
👍51
💠🔰💠 ما می‌مانیم تا ایران را به نسل بعد تحویل دهیم

✍🏻محسن رنانی


🔸چهل سال است دارند دانشگاه ایدئولوژیک درست می کنند آخرش چه شد؟ آیا موفق شدند؟ فقط باختند. حالا می‌خواهند نسخه کاریکاتوری همان چهل سال پیش را تکرار ‌کنند، اما با کدام دانش با کدام منابع با کدام مشروعیت با کدام فرصت؟

🔸شک نیست که خطا می کنند، شک نیست که این جا هم می‌بازند. در سال ۱۳۹۴ در مناظره‌ای در شبکه چهار سیما، به فرد مقابلم که می‌گفت «تا حالا نتوانسته‌ایم چون الگو نداشته‌ایم» گفتم که اگر در چهار دهه گذشته نتوانسته‌اید دیگر نمی‌توانید،‌ چون دیگر منابع ندارید.

🔸حالا می‌گویم منابع هم که داشته باشند دیگر نمی‌توانند چون به قول انیشتین «همان اندیشه‌ای که بحران‌های امروز را ایجاد کرده است،‌ نمی‌تواند آنها را حل کند».

🔸اینان به خاطر نداشتن اندیشه‌‌ای منسجم و سازگار با دنیای نو، بیشتر پروژه‌های حیثیتی‌‌شان یک‌به‌یک شکست خورده است؛ و حالا دوباره رفته‌اند سرخط تا از نو شروع کنند. اما یادشان نیست که هم پیر شده‌اند، هم نخبه اندیشمند ندارند که برای شان فکر کند، هم چاه‌های نفت خالی است، هم فساد تا سراپرده‌شان پیش‌ رفته است، هم منابع آبی کشور نابود شده است،‌ هم بحران پشت بحران در راه است، و هم نسل نو در پشت سر آنها نیست تا در این ناداری و نادانی حمایت‌شان کند.

🔸فقط اندکی عقل سلیم لازم است که حضرات بفهمند نباید به جنگ ریاضیات بروند:

🔺نسل اولشان که اگر حالا بودند ۱۰۰ تا ۱۲۵ ساله بودند که همه رفته‌اند؛

🔺نسل دومشان که حالا ۷۵ تا ۱۰۰ ساله‌اند چقدر دیگر فرصت دارند؟ ۵ تا ده سال دیگر بیشترشان نیستند؛

🔺نسل سومشان که ۵۰ تا ۷۵ ساله‌اند، اکثریت‌شان یا توّاب‌اند یا اخراجی. تعداد کمی‌شان به زور رانت هنوز حامی مانده‌اند. این‌ها هم دیگر از رده خارجند.

🔺نسل چهارم یعنی ۲۵ تا ۵۰ ساله‌ها «اکثریت‌شان» یکی از این‌هاست: یا منتقد یا معترض یا مخالف یا معارض.

🔺نسل زیر ۲۵ سال را هم که خدا برکتشان بدهد؛ تنها نامی که برازنده آنهاست «نسل عصیان» است.

🔸اما جذابیت مساله اینجاست:

🔸نسل‌های یک تا ۵۰ سال، سالی یک میلیون و صدهزار نفر به جمعیتشان افزوده می‌شود؛

🔸و نسل‌های ۵۰ تا ۱۰۰ سال، سالی ۶۰۰ هزار نفرشان کم می‌شود. به زودی ترازوی نسل‌ها از ناترازی سرنگون می‌شود. ترازوی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فناوری هم از سال‌ها پیش دارد به نفع نسل نو کفّه عوض می‌کند.

🔸همه این تحولات در بدبینانه‌ترین حالت در زیر ده سال رخ خواهد داد. اما شهود من می‌گوید برای پنج سال هم انرژی ندارند که با همین روش ادامه بدهند، یا سَرِعقل می‌آیند یا فرومی‌ریزند.

🔸ما باید در صحنه بمانیم تا بدهی‌مان را به این نسل بدهیم. نسل نو، «ایران» را از ما طلب‌کار است. آری، پراستقامت می‌مانیم تا ایران را «ایران» به او تحویل بدهیم نه سوریه نه لیبی و نه مصر.
👍10
💠👌💠فقر، یک اتفاق نیست

ناشی از ناتوانی حکومت نیست،

فقر، یک گروش‌حکومت بر مردم از طریق مطیع کردنِ آن‌هاست و حاکمان به خوبی این را می‌دانند!

هر کجا که فقر تقدیس شد، آن‌جا فقر یک روش‌مدیریت مردم است!
آن‌جا فقر خواست حکومت است ...
و هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت !!!


زیرا همه‌ی اراده‌ی حکومت و بقایش، بر این اصل استوار است که اولین اولویت و دغدغه‌ی انسانِ فقیر معطوف به پر کردنِ شکمِ خود و تامین مایحتاج خود برای زنده‌ماندن است!

و برای اندک نانی، درحالی‌که خنده بر لب دارند؛ تا حدِ شکستنِ استخوان‌های کمر خم می‌شوند!


فقط فقر است که به حاکمان این اجازه را می‌دهد تا تمام دارایی ملتی را چپاول کند و ملت هنوز برای کمترین‌ها، برای لقمه نانی، برای زنده ماندن شاکر باشد!

فقط با فقر می‌توان چاکر (بنده، خادم، غلام، نوکر) را شاکر نگه داشت!

فقرا، شهروندان آرمانی حاکمان خودکامه‌اند!

چنین افرادی، آنچنان درگیر نیازهای اولیه زندگی خود می‌شوند که فرصت نمی‌کنند به مسائل مهم دیگر چون آزادی، دموکراسی، عدالت‌اجتماعی، مسائل‌فرهنگی، برابری، نیازهای‌امنیتی‌اجتماعی و خودشکوفایی فکر کنند!

فرصت نمی‌کنند به خودکامگی و فساد اربابان‌قدرت فکر کنند، چه رسد با آن مقابله کنند!

این‌ها دستاورد فقر برای حاکمان است
و از این روست فقر را تقدیس و #تولید می‌کنند ...

فقر، یک اتفاق نیست ...


کتاب فقر احمق می کند..
👍14
💠💡💠 بهایی که برای اشتباه کردن میپردازیم
کمتر از بهایی است که برای هیچ کاری نکردن خواهیم پرداخت ..

🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
👍4
💠💡💠 زنگ اندیشه

خالد مشعل، اسماعیل هنیه و بسیاری از رهبران حماس از خانه و دفتر کار خود در قطر نیروهایشان را رهبری می‌کنند و حقوق و دستمزد آن‌ها را از طریق کمکهای مالی قطر می‌پردازند.

قطر در سال ۲۰۱۴ یک پیمان اشتراک اطلاعات با انگلستان بسته که طبق آن هر دو کشور موظفند اطلاعاتی که از حملات جهادگرایان اسلامی به دست می‌آورند با هم تبادل کنند. سطح رابطه دو کشور آنقدر نزدیک است که نیروی هوایی انگلیس و قطر اسکادران مشترک دارند. چنین چیزی در طول تاریخ فقط در جنگ جهانی دوم سابقه داشته که خلبانان لهستانی چون کشورشان اشغال شده بود و نمی‌خواستند عضو نیروی هوایی انگلیس شوند اسکادران مشترک انگلیس و لهستان ساخته بودند.

اما وقتی نخست‌وزیر انگلیس می‌‌گوید ما با تمام توان در کنار اسرائیل هستیم، هیچ خبرنگاری از او نمی‌پرسد که رهبران حماس با خطوط مخابراتی و اینترنتی قطر با نیروهایشان در تماس هستند. آیا قطر به تعهد خود برای انتقال اطلاعات به انگلیس عمل کرده؟ اگر این کار را کرده آیا این اطلاعات را در اختیار اسرائیل قرار دادید؟

وقتی طالبان افغانستان را از دست داد. گروهی از رهبرانش در ساختمانی در قطر مستقر شدند و هدایت نیروهای خود در افغانستان را به دست گرفتند. هواپیماهای آمریکایی از پایگاه العدید قطر برمی‌خواستند و کوه و دره و جنگل افغانستان را بمباران می‌کردند.

اما هیچ خلبانی به فرماندهش نمی‌گفت رهبران طالبان که همین بغل دست ما نشستند. به جای اینکه من با چند تن بمب روی سر آدم و حیوان و گیاه بریزم و کوه را بشکافم و رودخانه‌ها را نابود کنم به من ماموریت دهید تا بین آن‌ها نفوذ کنم، تماس‌هایشان را شنود کنم و محل جنگجوهای طالبان را پیدا کنم.
👍11
💠💯💠هفت قانون طلایی NLP برای موفقیت :

۱- قانون اعتقادات

به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمه‌ هوشیار ذهن تأثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آید. هر امر باید ابتدا در قالب اعتقاد و باور درآید تا به آن عمل شود.

۲- قانون انتظارات

هر آنچه که انتظارش را می‌کشید به سرتان می‌آید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را می‌کشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت. حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیده‌اید.

۳- قانون جاذبه

منفی‌ها، منفی‌‌ها را جذب می‌کنند و مثبت ها، مثبت‌‌ها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب می‌کنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبت‌اندیش را.

۴- قانون جانشینی

ذهن نیمه‌هوشیار در یک لحظه می‌تواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که می‌خواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم. مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.

۵- قانون کارما

آدمی تنها آنچه را که می‌دهد باز می‌ستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می‌گردد.
کارما واژه‌ای است سانسکریت به معنای «بازگشت».
آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.

۶- قانون بخشایش

این قانون می‌گوید خطا‌‌های خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطا‌‌های خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمی‌شود. هر اندیشه‌ی خشک و محدود‌کننده‌ای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمه‌هوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت می‌شود.

۷- قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و آرمان‌‌هایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزو‌هایش تلاش کند، بی‌درنگ برآورده خواهد شد. ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن...
👍9
💠💡💠ای کاش هرگز مسئول نشویم!

دیشب، برای خرید شیرخشک به داروخانه رفتم. هر نوزاد دارای سهمیه‌ی دو شیرخشک در هفته است. پدرها و مادرها صف کشیده بودند و با اوضاعی به هم ریخته، یکدیگر را هل می‌دادند تا کد ملی نوزاد خود را فریاد بزنند و سهمیه‌ی شیر خشک او را بگیرند. نوبت به من رسید و کارمند داروخانه با عصبانیت گفت: «یک عدد شیرخشک باقی مانده و آن هم ایرانی است. می‌خواهی؟» گرفتم و رفتم در ماشین نشستم. سایت را چک کردم. نوشته بود که سهمیه این هفته‌ام (هر دو شیرخشک) را دریافت کرده ام!

خسته و کلافه بودم. دلم گرفته بود. استارت را باز کردم که ماشین را روشن کنم. رادیو با صدایی بلند، زودتر روشن شد. مسئولی داشت می‌گفت: «من نمی‌دانم جوانان چرا از بچه‌دار شدن می‌ترسند؟ شهامت داشته باشید! نترسید!» بعد هم با صدای بلند می‌خندید و می‌گفت: «بچه‌دار شدن خیلی مهم است!»

بغض کرده بودم. این جمله‌ها برایم آشنا بود. خودم هم این‌ها را می‌گفتم. بچه دار شدن خیلی مهم است. اما یک چیز را انگار بسیاری از ما در هیچ جایگاهی درک نکردیم. اینکه بچه‌دار «شدن» مهمتر است یا بچه‌دار «ماندن»؟ مسئول شدن مهم‌تر است یا مسئول ماندن؟ شهروند شدن مهم‌تر است یا شهروند ماندن؟ همسر شدن مهم‌تر است یا همسر ماندن؟ کارمند داروخانه شدن مهم‌تر است یا کارمند داروخانه ماندن؟ استاد دانشگاه شدن مهم‌تر است یا استاد دانشگاه ماندن؟ دانشجو شدن مهم‌تر است یا دانشجو ماندن؟ و ...  

تفاوت همه ی اینها را یک چیز مشخص می کند و آن هم مسئولیت پذیری است ..

آغاز یک کار، ارزشمند است. اما ادامه دادن آن، مهم‌تر خواهد بود. انگار یاد گرفته‌ایم که ما فقط مسئول آغاز کار هستیم و ادامه‌ی آن دیگر به عهده ما نیست و خودبه‌خود پیش خواهد رفت. هرجا اهمیت «ادامه دادن» را درک نمی‌کنیم، شاید بهتر باشد که اصلا شروع نکنیم.

اگر اهمیت مراقبت از بچه‌ها و آموزش دیدن را درک نمی‌کنیم، شاید بهتر است اصلا بچه‌دار نشویم. اگر اهمیت مطالعه، تحقیق و به‌روز بودن در علم را نمی‌دانیم، بهتر است استاد دانشگاه نشویم. اگر اهمیت درس خواندن و تلاش کردن را نمی‌دانیم، چرا دانشجو می‌شویم؟ اگر نمی‌توانیم در صف، با آرامش و صبر، منتظر بمانیم بهتر است از خانه خارج نشویم. اگر نمی‌دانیم که در «رابطه» باید تلاش کنیم، گذشت داشته باشیم، گوش بدهیم، حرف بزنیم، اهمیت بدهیم و مراقبت کنیم، بهتر است رابطه‌ای را آغاز نکنیم. اگر اهمیت مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی برای همه حرف‌ها و رفتارهایمان را نمی‌دانیم و اگر متوجه نیستیم که هر حرفی را نمی‌توانیم به زبان بیاوریم، ای کاش «هرگز مسئول نشویم!»
 
#مسئولیت_پذیری
#داستان_توسعه
👍181
💠💡💠 فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد :

︎آیا كسی سؤالی دارد؟

︎یکی از ‌شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود.

︎پرسید : جناب آقای دكتر پاپادروس ، معنی زندگی چیست؟

︎بعضی از دانشجویان خندیدند!

︎اما پاپادروس ، دانشجویان خود را به سکوت دعوت كرد ، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد ، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت :


︎موقعی كه بچه بودم جنگ بود ، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌كردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته ، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم.

︎بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ ، گِردش كردم.


︎همین آینه‌ای كه حالا در دست من است و ملاحظه می‌كنید.

︎سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندنِ نور خورشید به هر سوراخ و سُنبه و دَرز و شکافِ كمد و صندوق خانه و تاریک ترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمی‌رسید.

︎از این كه با كمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط در اجسام و مکان‌های مختلف را نورانی كنم به‌ قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.

︎در واقع، بازتاباندن نور به تاریک ترین نقاط اطرافم ، بازی روزانۀ من شده بود.

︎آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار می‌شدم آن را از جیبم در می‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم.


︎بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود ، بلکه استعاره‌ای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.


︎بعدها دریافتم كه من ، خود نور و یا منبع آن نیستم ، بلکه نور و به عبارت دیگر ، حقیقت ، درک و دانش جایی دیگر است.

︎تنها در صورتی تاریک ترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.

︎من تکه‌ای از آینه‌ای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم.

︎با وجود این ، هرچه كه هستم ، می‌توانم نور را به تاریک ترین نقاط عالم ، به سیاه ترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم.

︎سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم.

︎شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند.

︎به‌ طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم.*
*این معنی زندگی من است.


︎دکتر بعد از پایان درس ، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن می‌تابید ، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند ، تاباند و گفت :

︎به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست ، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست ، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست ، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست ، مهر ببریم.
به جایی که جنگ هست ، صلح ببریم.

︎به جایی که پر از هیاهو و داد و بیداد است ، آرام و قرار ببریم.

︎به جایی که سستی و تنبلی است ، شور و شوق و نشاط ببریم.

︎به جایی که  پر رویی و بی ادبی حاکم است ، مرام و معرفت و ادب ببریم.

︎به جایی که بیسوادی و بی هنری سیاهی ایجاد کرده ، سواد و مهارت ببریم.

︎به جایی که یادگیری مرده است ، دانایی و کارایی و زیستن و باهم زیستن را به ارمغان ببریم.
و ....

*این معنای زندگی است....*
👍14
💠💡💠 زنگ اندیشه

واژه "تعصب" معادل فارسی خیلی قشنگی داره؛
تعصب به فارسی می‌شه "کورباوری" و آدم متعصب می‌شه آدم کورباور.

تا قبل از اینکه معادل فارسیشو بدونم انقدر قشنگ معنیشو درک نکرده بودم.
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠💯💠 بخشی از کورس آموزشی BEC
برگزار شده در جمع مدیران و کارکنان مجموعه ورزشی تفریحی هلیوم پارک مشهد

BEC :
Business Encouragement Course


در کورس توانمند ساز BEC
چه دوره هایی آموزش داده میشود ؟!

- بهبود نگرش و توسعه فردی

- معماری بازار و برد

- مهندسی فروش اثربخش

- مدیریت ارتباط اثر بخش با مشتریان


هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت
👍5
💠🔻💠سامسونگ: اکثر کاربران شب ها نمیخوابند

سامسونگ با اسکن ۷۱۶ میلیون خواب شبانه هشدار می‌دهد: اکثر کاربران شب‌ها خوب نمی‌خوابند!

سامسونگ با تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط به 716 میلیون خواب شبانه، یکی از بزرگترین مطالعات سلامت خواب را انجام می‌دهد. هدف پاسخ به این سوال است: «آیا ما خوب خوابیده‌ایم؟»

همانطور که معلوم است، پاسخ «نه!» است و طبق داده‌ها همه‌چیز در همه‌جا و برای همه بدتر می‌شود.

گزارش سامسونگ 716 میلیون خواب شبانه کاربران Samsung Health و Galaxy Watch در سراسر جهان را اسکن می‌کند. اگرچه علاقه به سلامت خواب به شدت افزایش یافته‌ است، اما واقعیت این است که کیفیت خواب افراد به‌مرور زمان درحال کاهش است. سامسونگ می‌گوید جهان با معضل خواب روبرو است.
👍1
💠🎯💠مأمور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تگزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:
باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدر بازدید کنم.

دامدار با اشاره به بخشی از مرتع، می گوید:
"باشه، ولی اونجا نرو."

مأمور فریاد می زند: "آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم."
بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش، کارت خود را بیرون می کشد و با افتخار، نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:
"اینو می بینی؟ این کارت به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم... در هر منطقه اى... بدون پرسش و پاسخ... حالی ات شد؟ میفهمی؟"

دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود.

کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلندى می شنود و می بیند که مأمور، از ترس گاو بزرگ وحشی که هر لحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.
به نظر می رسد که مأمور، راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد.

دامدار لوازمش را پرت میکند، با سرعت خود را به نرده ها می رساند و از ته دل فریاد می کشد:
" کارت!... کارتت را نشانش بده !"

بدون فکر، از قدرت میز مدیریت استفاده نکنیم...
👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠🎯💠برون سپاری یکی از فرایند های کلیدی است که چه در خلال فرایند های تولیدی یک سازمان و چه در تفویض بخشی از وظایف مدیران به جهت توسعه و استفاده بهینه از ظرفیت های موثرترمان به آن نیاز داریم .

شما چه نوع فعالیت ها و فرایند هایی را برون سپاری میکنید ؟!

💯 اصلا چه فرایندهایی قابلیت برون سپاری را دارند ؟!

بخشی از کورس Mini MBA برگزار شده در جمع مدیران میانی و ارشد هلدینگ بازرگانی مهدیزاده با نام تجاری ایوان فرش و ایوان سازه و ..

💯👌💯درباره کورس Mini MBA بیشتر بدانید ..
👍6
💠💡💠 زنگ اندیشه

این حکایت رو بخونید و ببینید براتون آشنا نیست؟!

"ابن هرمه" شاعر مدح سرای حجازی به نزد منصور، خلیفه عباسی آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! ابن هرمه گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا شلاق نزنند!

منصور گفت: باید حد جاری شود، را راهی نیست، چیز دیگری بخواه و اصرار کرد. اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند: هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!

از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی از ترس شلاق خوردن معترضش نمیشد!

این حکایت منو یاد نحوه برخورد با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی میندازه ...
👍10
💠😐💠 طنز مدیریتی روز

یکی تخمه شور توزیع میکنه که راننده ها خوابشون نبره
اون یکی میگه راننده ها تخمه شور نخورن که فشار خون میگیرن..

اینها رو یکجایی نگه دارین که یادمون نشه یه زمانی سکان دست چه کسانی بود ...
😁7👍1🤬1