💢 نحوه برخورد با مشکلات در محیط و تیم کاری
مشکلات محیط کار همواره وجود دارند و بیش از همه کارمندان با پشتکار و حرفهای را اذیت میکنند. این افراد پس از مدتی کار کردن در شرکتهایی با فضایی مسموم، علاقه و اشتیاق خود را از دست میدهند و دیگر توانایی روزهای ابتدایی را نخواهند داشت. شاید شما هم از محیط کار خود راضی نباشید؛ اما از شغل و کلیت شرکت راضی و به آن علاقهمند هستید. در این مواقع اکثرا متوجه میشوید که اشکال کار از تیمتان است. کی از دلایل اصلی عدم کارآمدی تیمها، اختلال عملکرد است. این ایراد مانند یک صدای مزاحم در تیمها وجود دارد و به ارتباطات و تعاملات صدمه میزند. شاید این اختلال در تیم شما بهقدری نباشد که تصمیم به ترک کار بگیرید. در عین حال باید مراقب آن باشید و راه حلی برای برطرف کردنش پیدا کنید تا بهمرور موجب نفرت شما از تیم و شرکت نشود.
پیش از پیدا کردن نهایی مشکل، باید نشانههای آن را در تیم خود پیدا کنید. ایرادات و دشواریهای تکرارشونده میتواند سرنخ خوبی باشد. اگر افراد به نظر یکدیگر احترام نمیگذارند، جلسات منظم ندارند، روش انجام کارها را فراموش میکنند یا از انتظارت بیش از حد دپارتمانهای دیگر خسته میشوند، میتوان گفت اولین نشانهها از اختلال عملکرد در حال شکلگیری هستند.
پس از پیدا کردن مشکل، باید به دنبال راهحلهایی باشید که شخصا توانایی انجام آنها را دارید. به بیان دیگر، باید نگران آن مواردی باشید که خودتان میتوانید تغییر دهید و این تغییر در مسیر حل مشکل باشد.
برخی مواقع به نقطهای میرسید که راه حلی برای آن ندارید. به عبارتی متوجه میشوید که نمیتوان کاری برای شرایط موجود انجام داد. در این مرحله بهتر است به فکر پیشرفت تشخصی خود باشید. تلاش کنید از شرایط موجود درس بگیرید و خودتان را بهبود دهید. شاید تیم فعلی، شما را برای سختیهای بعدی زندگی آمادهتر کند.
در آخرین مرحله اگر نمیتوانید تغییری ایجاد کنید و متوجه میشوید که تیم و شغل فعلی در بلندمدت برای شما مضر است، باید به فکر تغییر شغل و محیط کار باشید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
مشکلات محیط کار همواره وجود دارند و بیش از همه کارمندان با پشتکار و حرفهای را اذیت میکنند. این افراد پس از مدتی کار کردن در شرکتهایی با فضایی مسموم، علاقه و اشتیاق خود را از دست میدهند و دیگر توانایی روزهای ابتدایی را نخواهند داشت. شاید شما هم از محیط کار خود راضی نباشید؛ اما از شغل و کلیت شرکت راضی و به آن علاقهمند هستید. در این مواقع اکثرا متوجه میشوید که اشکال کار از تیمتان است. کی از دلایل اصلی عدم کارآمدی تیمها، اختلال عملکرد است. این ایراد مانند یک صدای مزاحم در تیمها وجود دارد و به ارتباطات و تعاملات صدمه میزند. شاید این اختلال در تیم شما بهقدری نباشد که تصمیم به ترک کار بگیرید. در عین حال باید مراقب آن باشید و راه حلی برای برطرف کردنش پیدا کنید تا بهمرور موجب نفرت شما از تیم و شرکت نشود.
پیش از پیدا کردن نهایی مشکل، باید نشانههای آن را در تیم خود پیدا کنید. ایرادات و دشواریهای تکرارشونده میتواند سرنخ خوبی باشد. اگر افراد به نظر یکدیگر احترام نمیگذارند، جلسات منظم ندارند، روش انجام کارها را فراموش میکنند یا از انتظارت بیش از حد دپارتمانهای دیگر خسته میشوند، میتوان گفت اولین نشانهها از اختلال عملکرد در حال شکلگیری هستند.
پس از پیدا کردن مشکل، باید به دنبال راهحلهایی باشید که شخصا توانایی انجام آنها را دارید. به بیان دیگر، باید نگران آن مواردی باشید که خودتان میتوانید تغییر دهید و این تغییر در مسیر حل مشکل باشد.
برخی مواقع به نقطهای میرسید که راه حلی برای آن ندارید. به عبارتی متوجه میشوید که نمیتوان کاری برای شرایط موجود انجام داد. در این مرحله بهتر است به فکر پیشرفت تشخصی خود باشید. تلاش کنید از شرایط موجود درس بگیرید و خودتان را بهبود دهید. شاید تیم فعلی، شما را برای سختیهای بعدی زندگی آمادهتر کند.
در آخرین مرحله اگر نمیتوانید تغییری ایجاد کنید و متوجه میشوید که تیم و شغل فعلی در بلندمدت برای شما مضر است، باید به فکر تغییر شغل و محیط کار باشید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢ویژگیهای فرد تعلل کار
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
💢تکنیکهایی برای جلوگیری از تعلل
۱) آگاهی: دلایل به تعویق انداختن کارها، رفتارها و تفکراتی که باعث تنبلی شما میشود را بشناسید.
۲) ارزیابی: چه احساسهایی منجر به تاخیر در انجام کارها میشود؟ آیا حس مثبت و اثر بخشی هستند: تمایل به تغییر آنها دارید؟
۳) دیدگاه: رویکرد خودتان را تغییر دهید. کارهای بزرگ را با دید قطعههای پازل کوچک ببینید تا هراس کمتری داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشید که کدام قسمت انجام کار برایتان جدا از نتیجه جذابیت دارد.
۴) تعهد و شروع کار: اگر واقعا احساس درماندگی در انجام کارها و وظایف میکنید، سعی کنید از کارهای کوچکتر شروع کنید و آنها را بنویسید. زمانی که کارها را تمام کردید، به خودتان پاداش بدهید. در لیست برنامه خود نیز تنها وظایفی را یادداشت کنید که در واقع، میتوانید انجام دهید و اگر آنها را نوشته اید، تلاش کنید که آنها را انجام دهید. با این کار، در خود اعتمادی دوباره ایجاد میکنید که میتوانید هر آنچه را که میخواهید انجام دهید و از تعویق انداختن کارها نیز جلوگیری میکنید.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
۱) آگاهی: دلایل به تعویق انداختن کارها، رفتارها و تفکراتی که باعث تنبلی شما میشود را بشناسید.
۲) ارزیابی: چه احساسهایی منجر به تاخیر در انجام کارها میشود؟ آیا حس مثبت و اثر بخشی هستند: تمایل به تغییر آنها دارید؟
۳) دیدگاه: رویکرد خودتان را تغییر دهید. کارهای بزرگ را با دید قطعههای پازل کوچک ببینید تا هراس کمتری داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشید که کدام قسمت انجام کار برایتان جدا از نتیجه جذابیت دارد.
۴) تعهد و شروع کار: اگر واقعا احساس درماندگی در انجام کارها و وظایف میکنید، سعی کنید از کارهای کوچکتر شروع کنید و آنها را بنویسید. زمانی که کارها را تمام کردید، به خودتان پاداش بدهید. در لیست برنامه خود نیز تنها وظایفی را یادداشت کنید که در واقع، میتوانید انجام دهید و اگر آنها را نوشته اید، تلاش کنید که آنها را انجام دهید. با این کار، در خود اعتمادی دوباره ایجاد میکنید که میتوانید هر آنچه را که میخواهید انجام دهید و از تعویق انداختن کارها نیز جلوگیری میکنید.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
💢 راهکارهایی برای اعلان افزایش قیمت
1️⃣ به مشتری زمان دهید (سراب زمان)
🔻 منظور از سراب زمان در واقع زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید می باشد تا از این طریق زمان کافی برای ایجاد تغییر در سیستم های اطلاعاتی و همچنین فرصت اجرایی کردن حداقل یک سفارش خرید دیگر از شما با قیمت فعلی را داشته باشند.
2️⃣ با کسی به عنوان نورچشمی برخورد نکنید
🔺 یکپارچگی در قیمت گذاری همیشه مسئله ای حیاتی بوده و هست، اما این مهم در دوره افزایش قیمت ها از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می شود. پس فراموش نکنید که هرگز نباید بین برخی از مشتریان خاص خود با دیگر مشتریان تفاوت قائل شده یا حداقل اجازه دهید کسی به تفاوت قائل شده پی ببرد. سطوح متفاوت قیمتی تا زمانی صحیح و پذیرفته شده است که بصورت منطقی قابل دفاع باشد تا آن مشتری که از قیمت پایین تر نسبت به دیگری برخوردار نمی شود، بتواند تفاوت قیمت را درک کرده و آن را بپذیرد.
3️⃣ اجازه ندهید مشتری با دریافت پیش فاکتور پی به افزایش قیمت ببرد
🔻 هرگونه تغییر در قیمت گذاری محصولات و خدمات باید از طرف یکی از مدیران اجرایی یا یک مقام سطح بالای سازمانی اعلام شود. به عبارتی این افزایش قیمت باید زمانی در پیش فاکتور مشتریان اعمال شود که همه بخش های مرتبط سازمان، پیشتر از آن مطلع شده باشند. یعنی قبل از ارسال پیش فاکتور برای مشتری، اعلانی نسبت به این افزایش قیمت به مشتری داده باشید.
4️⃣ توجه داشته باشید که تمام فروشندگان حتما از زمانی اعمال افزایش قیمت اطلاع داشته باشند
🔺 یکی از مهمترین موارد ایجاد نابسمانی و تعارض بین سازمان و مشتریان آن زمانی است که مشتری اخبار و اطلاعات ضد و نقیضی از بخش های مختلف سازمان دریافت کند. هر شخصی در بخش خدمات مشتری سازمان باید حتما از افزایش قیمت مورد نظر اطلاع داشته باشد، دلیل آن را بداند و از شرایط اجرای آن هم مطلع باشد. همچنین این اشخاص باید آموزش های لازم در رابطه با سوالات متداول مشتریان درباره این افزایش قیمت را دیده باشند یا پاسخ هایی از پیش آماده شده را در اختیار داشته باشند و نسبت به ارائه آن به مشتری بصورت شفاهی آمادگی لازم را داشته باشند.
5️⃣ به افزایش قیمت مورد نظر باور داشته باشید
🔻 به منظور دریافت مبلغی که ارزش دارید، باید مبلغی که ارزش دارید را مطالبه کنید. هرچند این چیزی نیست که بتوان بصورت مستقیم درباره آن با مشتری صحبت کرد، اما در واقع چیزی است بین شرکت های خوب و خوبتر بازار تفاوت های حائز اهمیتی را ایجاد می کند.
6️⃣ پیروی از سیاست درهای باز را مد نظر داشته باشید
🔺 هر زمان که یک افزایش قیمت اجرا می شود، بسیار مهم است که همه مدیران ارشد آمادگی دریافت و پاسخگویی تماس تلفنی مشتریان را داشته و همچنین بتوانند با برخی از مشتریان خاص بصورت اختصاصی تماس تلفنی برقرار کنند. برای مشتریان شما هیچ چیزی مهم تر از این نیست که ببینند مدیران مربوطه شرکت آمادگی پاسخگویی تلفنی به آنها را دارند و نسبت به افزایش قیمت اعمال شده مسئولیت پذیر هستند.
7️⃣ پیش از افزایش قیمت و پس از آن، الگوهای خرید مشتریان را زیر نظر بگیرید
🔻 خیلی مهم است که هرگونه تغییر در این الگوها را خیلی زودتر از زمانی که دیر شود، متوجه شده و اقدام مقتضی را در رابطه با آنها انجام دهید.
🖋زبان مدیریت
@management_simple
1️⃣ به مشتری زمان دهید (سراب زمان)
🔻 منظور از سراب زمان در واقع زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید می باشد تا از این طریق زمان کافی برای ایجاد تغییر در سیستم های اطلاعاتی و همچنین فرصت اجرایی کردن حداقل یک سفارش خرید دیگر از شما با قیمت فعلی را داشته باشند.
2️⃣ با کسی به عنوان نورچشمی برخورد نکنید
🔺 یکپارچگی در قیمت گذاری همیشه مسئله ای حیاتی بوده و هست، اما این مهم در دوره افزایش قیمت ها از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می شود. پس فراموش نکنید که هرگز نباید بین برخی از مشتریان خاص خود با دیگر مشتریان تفاوت قائل شده یا حداقل اجازه دهید کسی به تفاوت قائل شده پی ببرد. سطوح متفاوت قیمتی تا زمانی صحیح و پذیرفته شده است که بصورت منطقی قابل دفاع باشد تا آن مشتری که از قیمت پایین تر نسبت به دیگری برخوردار نمی شود، بتواند تفاوت قیمت را درک کرده و آن را بپذیرد.
3️⃣ اجازه ندهید مشتری با دریافت پیش فاکتور پی به افزایش قیمت ببرد
🔻 هرگونه تغییر در قیمت گذاری محصولات و خدمات باید از طرف یکی از مدیران اجرایی یا یک مقام سطح بالای سازمانی اعلام شود. به عبارتی این افزایش قیمت باید زمانی در پیش فاکتور مشتریان اعمال شود که همه بخش های مرتبط سازمان، پیشتر از آن مطلع شده باشند. یعنی قبل از ارسال پیش فاکتور برای مشتری، اعلانی نسبت به این افزایش قیمت به مشتری داده باشید.
4️⃣ توجه داشته باشید که تمام فروشندگان حتما از زمانی اعمال افزایش قیمت اطلاع داشته باشند
🔺 یکی از مهمترین موارد ایجاد نابسمانی و تعارض بین سازمان و مشتریان آن زمانی است که مشتری اخبار و اطلاعات ضد و نقیضی از بخش های مختلف سازمان دریافت کند. هر شخصی در بخش خدمات مشتری سازمان باید حتما از افزایش قیمت مورد نظر اطلاع داشته باشد، دلیل آن را بداند و از شرایط اجرای آن هم مطلع باشد. همچنین این اشخاص باید آموزش های لازم در رابطه با سوالات متداول مشتریان درباره این افزایش قیمت را دیده باشند یا پاسخ هایی از پیش آماده شده را در اختیار داشته باشند و نسبت به ارائه آن به مشتری بصورت شفاهی آمادگی لازم را داشته باشند.
5️⃣ به افزایش قیمت مورد نظر باور داشته باشید
🔻 به منظور دریافت مبلغی که ارزش دارید، باید مبلغی که ارزش دارید را مطالبه کنید. هرچند این چیزی نیست که بتوان بصورت مستقیم درباره آن با مشتری صحبت کرد، اما در واقع چیزی است بین شرکت های خوب و خوبتر بازار تفاوت های حائز اهمیتی را ایجاد می کند.
6️⃣ پیروی از سیاست درهای باز را مد نظر داشته باشید
🔺 هر زمان که یک افزایش قیمت اجرا می شود، بسیار مهم است که همه مدیران ارشد آمادگی دریافت و پاسخگویی تماس تلفنی مشتریان را داشته و همچنین بتوانند با برخی از مشتریان خاص بصورت اختصاصی تماس تلفنی برقرار کنند. برای مشتریان شما هیچ چیزی مهم تر از این نیست که ببینند مدیران مربوطه شرکت آمادگی پاسخگویی تلفنی به آنها را دارند و نسبت به افزایش قیمت اعمال شده مسئولیت پذیر هستند.
7️⃣ پیش از افزایش قیمت و پس از آن، الگوهای خرید مشتریان را زیر نظر بگیرید
🔻 خیلی مهم است که هرگونه تغییر در این الگوها را خیلی زودتر از زمانی که دیر شود، متوجه شده و اقدام مقتضی را در رابطه با آنها انجام دهید.
🖋زبان مدیریت
@management_simple
💢چرا رویای برخی انسانها محقق نمیشود؟
محققان دانشگاه هاروارد در مطالعهای به نام "شادی خود را دنبال کنید"
رفتار 2250 بزرگسال را تحلیل کرده و کشف کردند که...
46.9 درصد از وقت مردم، صرف فکر کردن به مسائلی غیر از آنچه در حال انجامش هستند میشود. در نتیجه، ..
ذهن انسان یک ذهن سرگردان میشود و ذهن سرگردان ذهنی ناراحت است كه عدم تمرکز را تشديد میکند.
به عبارت دیگر، وقتی انسانی تمرکز ندارد، علاوه بر اینکه ضربالاجلهای کاری را از دست میدهد، به رویاهایی هم که دارد نمیتواند برسد.
🖋کانال زبان مدیریت
@management_simple
محققان دانشگاه هاروارد در مطالعهای به نام "شادی خود را دنبال کنید"
رفتار 2250 بزرگسال را تحلیل کرده و کشف کردند که...
46.9 درصد از وقت مردم، صرف فکر کردن به مسائلی غیر از آنچه در حال انجامش هستند میشود. در نتیجه، ..
ذهن انسان یک ذهن سرگردان میشود و ذهن سرگردان ذهنی ناراحت است كه عدم تمرکز را تشديد میکند.
به عبارت دیگر، وقتی انسانی تمرکز ندارد، علاوه بر اینکه ضربالاجلهای کاری را از دست میدهد، به رویاهایی هم که دارد نمیتواند برسد.
🖋کانال زبان مدیریت
@management_simple
💢راهکارهایی برای شروع کسبوکار در شرایط دشوار اقتصادی
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
منبع: Investopedia
@management_simple
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
منبع: Investopedia
@management_simple
💢چطور از محل کارمان لذت بیشتری ببریم؟
🔸بیشتر افراد دوست دارند در طول یک روز کاری خود را مشغول کنند بهطوریکه زمان به سرعت سپری شود و زودتر به روزهای دوستداشتنی پایان هفته برسند، زیرا از نظر روحی و روانی به استراحت نیاز دارند درحالیکه اگر کارشان را با علاقهی بیشتری انجام دهند در طول هفته نهتنها احساس بهتری خواهند داشت بلکه دیگر لازم نیست برای رسیدن به آخر هفته لحظهشماری کنند.
🔸برای از بین بردن این حس باید بتوانید از محل کارتان لذت بیشتری ببرید. در ادامه راهحلهایی را ارائه می دهیم که باعث افزایش رضایت شغلی شما میشوند.
▪️در طول روز کمتر سراغ شبکههای اجتماعی بروید
فرض کنید یک روز سخت کاری را پشتسر گذاشتهاید و برای استراحت وارد شبکههای اجتماعی میشوید، اکنون عکس دوستانتان را میبینید که در حال تفریح و خوشگذرانی هستند و با خودتان میگویید چه زندگی خوب و خوشی دارند درحالیکه زندگی شما عاری از استراحت و تفریح است.
اما بیشتر مواقع حقیقت چیز دیگری است؛ شاید دوستتان از محل کارش اخراج شده و برای تجدید قوا و بهبود روحیهاش به سفر رفته است. اینکه جزئیات زندگی دیگران را نمیدانید و شرایط ایدهآل او در شبکههای اجتماعی را با زندگی واقعی خود مقایسه میکنید، نتیجهای جز ناراحتی و افسردگی ندارد. پس سعی کنید کمتر سراغ شبکههای اجتماعی بروید.
▪️درباره جزئیات محل کارتان بیشتر بدانید
تفاوتی ندارد در بخش فروش، منابع انسانی، امور مالی، بازاریابی یا امور اداری شرکت کار میکنید، سعی کنید ارتباط بیشتری با سازندگان محصول برقرار کنید و اطلاعات درج شده درون سایت را با دقت بیشتر بخوانید.
▪️از اخبار منفی اجتناب کنید
تنها چیزی که باید در محل کار برای کارمندان اهمیت داشته باشد این است که دلیل عدم رضایت مشتری را پیدا کرده و به دنبال بهبود آن باشید. پس بهتر است همیشه از کارمندان ناراضی و گلهمند که همیشه بهانهای برای منفیبافی دارند، دوری کنید.
▪️هدف مشخصی از سوی مدیرتان دریافت کنید
خیلی از مدیران در محیط کار رفتار خوبی با کارمندان ندارند و همین سبب میشود بعضی از کارمندان عملکرد مناسب را نداشته باشند. از مدیرتان بخواهید هدف ملموسی به شما بدهد یعنی بگوید چه انتظاری دارد و کار باید تا چه زمانی تحویل داده شود.
▪️انگیزه داشته باشید
باید در محل کار انگیزهی خود را پیدا کنید. همیشه در کنار شما افراد موفقی هستند که ترفیع میگیرند و اعتماد به نفس بالا دارند زیرا به عنوان بهترین فرد در حوزهی کاری خود شناخته شدهاند. رقابت سالم بسیار خوب است، تنها باید فرد مورد نظر یعنی کسی که همیشه بهعنوان بهترین فرد شناخته میشود را پیدا کرده و سعی کنید یک پله از او بالاتر باشید.
🔸اگر نکاتی که ذکر شد را رعایت میکنید اما هنوز هم در طول هفته برای تعطیلات آخر هفته لحظهشماری میکنید و هفته کاریتان را با استرس و نگرانی شروع میکنید، باید به دنبال راهحل بهتری باشید.
منبع: inc
@management_simple
🔸بیشتر افراد دوست دارند در طول یک روز کاری خود را مشغول کنند بهطوریکه زمان به سرعت سپری شود و زودتر به روزهای دوستداشتنی پایان هفته برسند، زیرا از نظر روحی و روانی به استراحت نیاز دارند درحالیکه اگر کارشان را با علاقهی بیشتری انجام دهند در طول هفته نهتنها احساس بهتری خواهند داشت بلکه دیگر لازم نیست برای رسیدن به آخر هفته لحظهشماری کنند.
🔸برای از بین بردن این حس باید بتوانید از محل کارتان لذت بیشتری ببرید. در ادامه راهحلهایی را ارائه می دهیم که باعث افزایش رضایت شغلی شما میشوند.
▪️در طول روز کمتر سراغ شبکههای اجتماعی بروید
فرض کنید یک روز سخت کاری را پشتسر گذاشتهاید و برای استراحت وارد شبکههای اجتماعی میشوید، اکنون عکس دوستانتان را میبینید که در حال تفریح و خوشگذرانی هستند و با خودتان میگویید چه زندگی خوب و خوشی دارند درحالیکه زندگی شما عاری از استراحت و تفریح است.
اما بیشتر مواقع حقیقت چیز دیگری است؛ شاید دوستتان از محل کارش اخراج شده و برای تجدید قوا و بهبود روحیهاش به سفر رفته است. اینکه جزئیات زندگی دیگران را نمیدانید و شرایط ایدهآل او در شبکههای اجتماعی را با زندگی واقعی خود مقایسه میکنید، نتیجهای جز ناراحتی و افسردگی ندارد. پس سعی کنید کمتر سراغ شبکههای اجتماعی بروید.
▪️درباره جزئیات محل کارتان بیشتر بدانید
تفاوتی ندارد در بخش فروش، منابع انسانی، امور مالی، بازاریابی یا امور اداری شرکت کار میکنید، سعی کنید ارتباط بیشتری با سازندگان محصول برقرار کنید و اطلاعات درج شده درون سایت را با دقت بیشتر بخوانید.
▪️از اخبار منفی اجتناب کنید
تنها چیزی که باید در محل کار برای کارمندان اهمیت داشته باشد این است که دلیل عدم رضایت مشتری را پیدا کرده و به دنبال بهبود آن باشید. پس بهتر است همیشه از کارمندان ناراضی و گلهمند که همیشه بهانهای برای منفیبافی دارند، دوری کنید.
▪️هدف مشخصی از سوی مدیرتان دریافت کنید
خیلی از مدیران در محیط کار رفتار خوبی با کارمندان ندارند و همین سبب میشود بعضی از کارمندان عملکرد مناسب را نداشته باشند. از مدیرتان بخواهید هدف ملموسی به شما بدهد یعنی بگوید چه انتظاری دارد و کار باید تا چه زمانی تحویل داده شود.
▪️انگیزه داشته باشید
باید در محل کار انگیزهی خود را پیدا کنید. همیشه در کنار شما افراد موفقی هستند که ترفیع میگیرند و اعتماد به نفس بالا دارند زیرا به عنوان بهترین فرد در حوزهی کاری خود شناخته شدهاند. رقابت سالم بسیار خوب است، تنها باید فرد مورد نظر یعنی کسی که همیشه بهعنوان بهترین فرد شناخته میشود را پیدا کرده و سعی کنید یک پله از او بالاتر باشید.
🔸اگر نکاتی که ذکر شد را رعایت میکنید اما هنوز هم در طول هفته برای تعطیلات آخر هفته لحظهشماری میکنید و هفته کاریتان را با استرس و نگرانی شروع میکنید، باید به دنبال راهحل بهتری باشید.
منبع: inc
@management_simple
💢 ویژگیهای استراتژیستها
۱. چشم انداز دارند:
آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش میکنند.
۲. تجزیه و تحلیلگرند:
آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان میشکنند و هر مسئلهای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند.
۳. روابط را میبینند:
آنها بطور بخشی تصمیم نمیگیرند. میدانند که هر مسئلهای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که میتوانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.
۴. پرسشگرند:
فرضیات بدیهی را به چالش میکشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام میگرفته از این پس میتواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری مینگرند.
۵. خلاقند:
آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل میکنند و راهحلهای جدیدی برای مسائل پیدا میکنند.
۶. هم افزایی ایجاد میکنند:
آنها منابع و قابلیتهای موجود را به گونهای با هم ترکیب میکنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.
۷. مزیت خلق میکنند:
آنها قادرند به منابع و قابلیتهای برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.
✏️ کانال توانمندسازی مهارت های فردی
@management_simple
۱. چشم انداز دارند:
آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش میکنند.
۲. تجزیه و تحلیلگرند:
آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان میشکنند و هر مسئلهای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند.
۳. روابط را میبینند:
آنها بطور بخشی تصمیم نمیگیرند. میدانند که هر مسئلهای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که میتوانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.
۴. پرسشگرند:
فرضیات بدیهی را به چالش میکشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام میگرفته از این پس میتواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری مینگرند.
۵. خلاقند:
آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل میکنند و راهحلهای جدیدی برای مسائل پیدا میکنند.
۶. هم افزایی ایجاد میکنند:
آنها منابع و قابلیتهای موجود را به گونهای با هم ترکیب میکنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.
۷. مزیت خلق میکنند:
آنها قادرند به منابع و قابلیتهای برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.
✏️ کانال توانمندسازی مهارت های فردی
@management_simple
💢مدیران بزرگ چه موقع و چطور بر مراحل کار تمرکز میکنند؟
🔸واقعیت آن است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که چالش اصلی یک مدیر نه داشتن افرادی بینقص بلکه سرمایهگذاری بر منحصر به فرد بودن افراد است.
آنها افرادشان را بر اساس استعداد انتخاب میکنند و اینکه نقشی که قرار است به این افراد واگذار شود، چقدر ساده یا پیچیده است در این میان اهمیت چندانی ندارد و باید برای سادهترین نقشها نیز استعدادهای برتر را شناسایی کرده و به کار بگیرند.
🔸با این همه، این به آن معنا نیست که مدیران بزرگ نیازی به توجه کردن به مراحل مختلف مربوط به کارها ندارند. مسوولیت بنیادین یک مدیر عبارت است از تبدیل استعدادها به عملکرد که برای تحقق این مهم، تعریف یکسری مراحل و گامها بهصورت پلتفرمی برای عملکرد، مفید و ضروری خواهد بود.
1⃣ قانون شماره یک: قواعد بازی را زیر پا نگذارید
یکی از شاخصهای مدیران بزرگ این است که آنها به خوبی میدانند مسوولیتهای اصلی یک مدیر چیزی نیست مگر حصول اطمینان از اینکه کارکنان به روشنی مراحل انجام کار را تعریف کرده و قادرند مراحل را به خوبی و به موقع اجرا کنند.
2⃣ قانون شماره ۲: قواعد انجام کار را استانداردسازی کنید
تجربه ثابت کرده که کارمندان باید زمانی مراحل خواسته شده از آنها را رعایت کنند که این مراحل بخشی از استانداردهای شرکت یا صنعت باشند. بنابراین هیچ گاه نباید اهمیت استانداردها را دست کم گرفت. در واقع، هر ارتباطی نیازمند وجود تفاهم و اشتراک نظر عوامل مختلف بر سر یکسری از استانداردهاست.
3⃣ قانون شماره ۳: متن را فدای حاشیه نکنید
یکی از اشتباهات بسیاری از مدیران نیز این است که به حاشیه و مسائل جانبی کار بیش از اصل کار اهمیت میدهند و با تعریف استانداردهای حاشیهای و کماهمیت، ذهن و انرژی کارکنان و شرکت را به بیراهه میبرند. در حالیکه مدیران بزرگ با تمرکز بر اهداف کلان و هستهای، تمام انرژی و انگیزه کارکنان را به سمت آنها معطوف و استعدادهای منحصر به فرد کارکنان را در جهت آنها هدایت میکنند.
4⃣ قانون شماره ۴: به جای تمرکز بر جلب رضایت مشتریان، بر جلوگیری از نارضایتی مشتریان متمرکز شوید
تفکر سنتی به ما میگوید، باید برای به دست آوردن رضایت مشتریان دستورالعملهای مختلفی صادر کرد و کارمندان را وادار ساخت تا برای تحقق این هدف، مراحل مختلفی را انجام دهند، حال آنکه مدیران بزرگ با این کار مخالفند و معتقدند که طراحی مراحل مختلف و گامهای از پیش تعیین شده فقط میتواند از نارضایتی مشتریان جلوگیری کند لذا تمرکز مدیران و کارمندان باید بر پیشگیری و اجتناب از ایجاد و گسترش احساس نارضایتی در مشتریان متمرکز شود.
منبع: کتابGreat managers break the rules
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🔸واقعیت آن است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که چالش اصلی یک مدیر نه داشتن افرادی بینقص بلکه سرمایهگذاری بر منحصر به فرد بودن افراد است.
آنها افرادشان را بر اساس استعداد انتخاب میکنند و اینکه نقشی که قرار است به این افراد واگذار شود، چقدر ساده یا پیچیده است در این میان اهمیت چندانی ندارد و باید برای سادهترین نقشها نیز استعدادهای برتر را شناسایی کرده و به کار بگیرند.
🔸با این همه، این به آن معنا نیست که مدیران بزرگ نیازی به توجه کردن به مراحل مختلف مربوط به کارها ندارند. مسوولیت بنیادین یک مدیر عبارت است از تبدیل استعدادها به عملکرد که برای تحقق این مهم، تعریف یکسری مراحل و گامها بهصورت پلتفرمی برای عملکرد، مفید و ضروری خواهد بود.
1⃣ قانون شماره یک: قواعد بازی را زیر پا نگذارید
یکی از شاخصهای مدیران بزرگ این است که آنها به خوبی میدانند مسوولیتهای اصلی یک مدیر چیزی نیست مگر حصول اطمینان از اینکه کارکنان به روشنی مراحل انجام کار را تعریف کرده و قادرند مراحل را به خوبی و به موقع اجرا کنند.
2⃣ قانون شماره ۲: قواعد انجام کار را استانداردسازی کنید
تجربه ثابت کرده که کارمندان باید زمانی مراحل خواسته شده از آنها را رعایت کنند که این مراحل بخشی از استانداردهای شرکت یا صنعت باشند. بنابراین هیچ گاه نباید اهمیت استانداردها را دست کم گرفت. در واقع، هر ارتباطی نیازمند وجود تفاهم و اشتراک نظر عوامل مختلف بر سر یکسری از استانداردهاست.
3⃣ قانون شماره ۳: متن را فدای حاشیه نکنید
یکی از اشتباهات بسیاری از مدیران نیز این است که به حاشیه و مسائل جانبی کار بیش از اصل کار اهمیت میدهند و با تعریف استانداردهای حاشیهای و کماهمیت، ذهن و انرژی کارکنان و شرکت را به بیراهه میبرند. در حالیکه مدیران بزرگ با تمرکز بر اهداف کلان و هستهای، تمام انرژی و انگیزه کارکنان را به سمت آنها معطوف و استعدادهای منحصر به فرد کارکنان را در جهت آنها هدایت میکنند.
4⃣ قانون شماره ۴: به جای تمرکز بر جلب رضایت مشتریان، بر جلوگیری از نارضایتی مشتریان متمرکز شوید
تفکر سنتی به ما میگوید، باید برای به دست آوردن رضایت مشتریان دستورالعملهای مختلفی صادر کرد و کارمندان را وادار ساخت تا برای تحقق این هدف، مراحل مختلفی را انجام دهند، حال آنکه مدیران بزرگ با این کار مخالفند و معتقدند که طراحی مراحل مختلف و گامهای از پیش تعیین شده فقط میتواند از نارضایتی مشتریان جلوگیری کند لذا تمرکز مدیران و کارمندان باید بر پیشگیری و اجتناب از ایجاد و گسترش احساس نارضایتی در مشتریان متمرکز شود.
منبع: کتابGreat managers break the rules
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢"در مواجه با ترک شغل ناگهانی کارکنان، چه کار کنیم تا آسیب نبینیم؟"
وقتی یکی از کارکنان شرکت، ناگهان شغل خود و شرکت را ترک میکند، مدیران با چالش عملیاتی بزرگی مواجه میشوند.
اگر شما بجای این مدیران باشید، برای آنکه وظایف کسی که شغلش را ترک کرده است، تحت پوشش قرار دهید بدون آنکه بار کاری بیشتری به اعضای باقیمانده تحمیل کنید، چه کار میکنید؟
📕پیشنهادات 👇👇👇
👈پیش از هر کاری، موقعیت پیش آمده را به اعضای شرکت اطلاع دهید و آنها را در جریان مسأله پیشآمده، قرار دهید. وضعیت پیشآمده را توضیح دهید و به تیمتان اطمینان دهید که برای حل این مشکل و پیدا کردن جایگزین مناسب، به شدت در حال تلاش هستید.
👈به کارکنانتان بگویید که برای مدت کوتاهی با مسأله افزایش حجم کاری مواجه خواهید بود، اما سعی کنید به آنها بفهمانید که این ترک شغل ناگهانی میتواند فرصتی باشد برای توسعه کارراهه و رشد آنها؛ بعنوان مثال بگویید: «علی در حال ترک شغل و شرکتمان است. آیا کسی از شما علاقمند هست کاری را که علی در حال انجامش بود، یاد بگیرد؟».
👈با واحد منابع انسانی هماهنگ کنید تا هرچه سریعتر آگهی اعلان شغلی را در شرکت نصب کند. این کار باعث میشود تا اعضای آن واحد بدانند که این افزایش حجم کاری موقتی است.
👈از اعضای شرکت بخواهید در مورد مهارتها، تجارب و ویژگیهایی که فرد جایگزین باید داشته باشد، نظراتشان را بگویند. شاید آنها کسی را میشناسند که برای این شغل مناسب است و او را به شما معرفی کنند. همچنین، ممکن است بتوانید جای خالی را با ارتقای کسی از داخل پر کنید.
📢بنابراین، در چنین شرایطی سعی کنید که کارکنان واحد خود را آرام نگه دارید و خیال آنها را از این بابت که این وضعیت موقتی خواهد بود و بزودی پایان خواهد یافت، راحت کنید تا این ترک شغل ناگهانی به روحیه و عملکرد اعضای شرکت آسیبی وارد نکند.
✏️به نقل از "کانال اچ آر یار"
@management_simple
وقتی یکی از کارکنان شرکت، ناگهان شغل خود و شرکت را ترک میکند، مدیران با چالش عملیاتی بزرگی مواجه میشوند.
اگر شما بجای این مدیران باشید، برای آنکه وظایف کسی که شغلش را ترک کرده است، تحت پوشش قرار دهید بدون آنکه بار کاری بیشتری به اعضای باقیمانده تحمیل کنید، چه کار میکنید؟
📕پیشنهادات 👇👇👇
👈پیش از هر کاری، موقعیت پیش آمده را به اعضای شرکت اطلاع دهید و آنها را در جریان مسأله پیشآمده، قرار دهید. وضعیت پیشآمده را توضیح دهید و به تیمتان اطمینان دهید که برای حل این مشکل و پیدا کردن جایگزین مناسب، به شدت در حال تلاش هستید.
👈به کارکنانتان بگویید که برای مدت کوتاهی با مسأله افزایش حجم کاری مواجه خواهید بود، اما سعی کنید به آنها بفهمانید که این ترک شغل ناگهانی میتواند فرصتی باشد برای توسعه کارراهه و رشد آنها؛ بعنوان مثال بگویید: «علی در حال ترک شغل و شرکتمان است. آیا کسی از شما علاقمند هست کاری را که علی در حال انجامش بود، یاد بگیرد؟».
👈با واحد منابع انسانی هماهنگ کنید تا هرچه سریعتر آگهی اعلان شغلی را در شرکت نصب کند. این کار باعث میشود تا اعضای آن واحد بدانند که این افزایش حجم کاری موقتی است.
👈از اعضای شرکت بخواهید در مورد مهارتها، تجارب و ویژگیهایی که فرد جایگزین باید داشته باشد، نظراتشان را بگویند. شاید آنها کسی را میشناسند که برای این شغل مناسب است و او را به شما معرفی کنند. همچنین، ممکن است بتوانید جای خالی را با ارتقای کسی از داخل پر کنید.
📢بنابراین، در چنین شرایطی سعی کنید که کارکنان واحد خود را آرام نگه دارید و خیال آنها را از این بابت که این وضعیت موقتی خواهد بود و بزودی پایان خواهد یافت، راحت کنید تا این ترک شغل ناگهانی به روحیه و عملکرد اعضای شرکت آسیبی وارد نکند.
✏️به نقل از "کانال اچ آر یار"
@management_simple
💢 7 اشتباه رایج که میتواند کسب و کارتان را نابود کند:
🔷 شروع کار تنها با یک بنیانگذار:
اگر بیوگرافی اغلب کارآفرینان موفق را مطالعه کنید، میبینید که هر بنیانگذار، با همکاری بنیانگذاری دیگر توانسته است به موفقیت برسد.
🔷 نداشتن توجه کافی به نیاز مشتریان:
شما بهعنوان کارآفرین باید به مشتریان بگویید که کسب و کارتان چهطور میتواند مشکل آنها را حل کند.
🔷استخدام سریع و اخراج آهسته:
افراد را صرفا به این خاطر که محدوده دستمزد پیشنهادی شما را میپذیرند، استخدام نکنید. آنها را بهخاطر اشتیاقی که دارند استخدام کنید. کسی که شور و شوق دارد بسیار ارزشمندتر از کسی است که بهدستمزد کم راضی میشود.
🔷 راهاندازی سریع محصول:
اکثر کارآفرینان فکر میکنند که در اولین تلاش، میتوانند محصولی کامل را راهاندازی کنند. ولی این توهم و خیالی بیش نیست
🔷 نادیده گرفتن بازار هدف:
قبل از راهاندازی محصول، باید بازار هدفتان را بهطور خاص مشخص کنید. باید تعیین کنید که دقیقا چه کسانی هدف شما هستند
🔷 تلاش توام با تردید و بیمیلی:
بههیچ عنوان نباید کاری را با تردید و بیمیلی انجام دهید. یا کاری را با کمال میل و اشتیاق انجام دهید یا کاملا رهایش کنید.
🔷عدم انعطافپذیری:
آنچه را که مشتریان خواستار آن هستند، بپذیرید. تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شرکت، مشتریان یا حتی برای کارمندانتان خوب است.
🖋 راهکار کسب و کار موفق
@management_simple
🔷 شروع کار تنها با یک بنیانگذار:
اگر بیوگرافی اغلب کارآفرینان موفق را مطالعه کنید، میبینید که هر بنیانگذار، با همکاری بنیانگذاری دیگر توانسته است به موفقیت برسد.
🔷 نداشتن توجه کافی به نیاز مشتریان:
شما بهعنوان کارآفرین باید به مشتریان بگویید که کسب و کارتان چهطور میتواند مشکل آنها را حل کند.
🔷استخدام سریع و اخراج آهسته:
افراد را صرفا به این خاطر که محدوده دستمزد پیشنهادی شما را میپذیرند، استخدام نکنید. آنها را بهخاطر اشتیاقی که دارند استخدام کنید. کسی که شور و شوق دارد بسیار ارزشمندتر از کسی است که بهدستمزد کم راضی میشود.
🔷 راهاندازی سریع محصول:
اکثر کارآفرینان فکر میکنند که در اولین تلاش، میتوانند محصولی کامل را راهاندازی کنند. ولی این توهم و خیالی بیش نیست
🔷 نادیده گرفتن بازار هدف:
قبل از راهاندازی محصول، باید بازار هدفتان را بهطور خاص مشخص کنید. باید تعیین کنید که دقیقا چه کسانی هدف شما هستند
🔷 تلاش توام با تردید و بیمیلی:
بههیچ عنوان نباید کاری را با تردید و بیمیلی انجام دهید. یا کاری را با کمال میل و اشتیاق انجام دهید یا کاملا رهایش کنید.
🔷عدم انعطافپذیری:
آنچه را که مشتریان خواستار آن هستند، بپذیرید. تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شرکت، مشتریان یا حتی برای کارمندانتان خوب است.
🖋 راهکار کسب و کار موفق
@management_simple
💢 ده لازمه موفقیت که هیچ ربطی به هوش شما ندارد
✍️ جیسون کی
هرکس تعریف مخصوص خود را برای «موفقیت» دارد؛ ولی بخش مشترک همه این تعاریف عبارت است از تاثیر بزرگی که روی هزاران انسان میگذاریم؛ به این معنی که از لحاظ احساسی آنها را تحت تاثیر قرار می دهیم.
اگر به موفقیت دست یافتید؛ قطعا روی هزاران یا شاید هم میلیونها آدم تاثیرگذار خواهید بود و باعث میشوید که به نحوه خاصی رفتار یا عمل کنند. من این لیست را از خصوصیات افرادی تهیه کردهام که دقیقا به این مرحله از موفقیت رسیدهاند.
⭕️طولانیمدت فکر میکنید
هیچکس یک شبه ره صد ساله را طی نمیکند. برای کسب اعتبار به سالها وقت نیاز دارید. اگر حاضر نیستید چند سال از عمرتان را صرف کاری که برایش تلاش میکنید، بگذارید ایده شما به جایی نمیرسد.
⭕️ به دنبال «پول» هستید
فرقی ندارد؛ از هر زاویهای که نگاه کنید پول است که دنیا را میگرداند. شاید قوانینی وجود داشته باشند که بتوان از آنها چشمپوشی کرد ولی از قانون پول هرگز.
برای موفقیت شما باید چیزی خلق کنید که به زندگی مردم بها بدهد و برای اینکه قدر آن را بدانند باید به ازایش پول پرداخت کنند.
از به دست آوردن پول شرمنده نباشید، اینگونه بیشتر میتوانید به بقیه کمک کنید.
⭕️به افرادی که میخواهید روی آنها موثر باشید؛ واقعا اهمیت میدهید.
این خصوصیت، واضح است. حتی هنگامی که میلیونها انسان را در آن واحد تحت تاثیر قرار میدهید، هر یک از آنها را بهعنوان یک فرد در نظر میگیرید. چیزی که خلق میکنید تا زمانی که نمیدانید برای چه کسی است؛ بهدرد نخور است.
⭕️ روی کارهایی تمرکز میکنید که دستمزد ساعتیشان رقم بالایی دارد.
شغلها انواع مختلفی دارند. جراحان، وکلا و مدیران ارشد دستمزد بسیار بالایی دارند. چون مشکلی که حل میکنند قیمت بالایی دارد یا بسیار ارزشمند است. زمانی که به موفقیت دست مییابید، در واقع این اثر را چند برابر میکنید و همچنین مشکل بزرگی را حل میکنید. به همین علت دستمزد و ارزش کار شما بسیار بالا است.
⭕️ دنبال جواب «نه» هستید
واقعیت این است که تا زمانی که جواب «نه» نگرفتهاید، مذاکره شروع نشده است. برخی نه میتوانند «نه» بگویند و نه «بله». اینها افرادی نیستند که به شما کمکی بکنند. همچنین کسانی که به همهچیز جواب مثبت میدهند؛ معمولا در حال پنهان کردن چیزی هستند. پس به دنبال «نه» بروید. این زمانی است که میفهمید بالاخره دارید رشد میکنید.
⭕️ هر هفته رشد میکنید
افراد موفق دائما در حال رشد هستند. شما هرگز به موفقیت نهایی نمیرسید بلکه به رشد خود ادامه میدهید. شما یک شبه به موفقیت عالی نمیرسید.
⭕️پنج نفر از دوستان شما نفوذگر هستند
افرادی که دور خودتان جمع کردهاید، مجموعه شما را تشکیل میدهند. مشخصا همه افراد متفاوتی هستید ولی هیچکس به تنهایی موفق نمیشود. شناخت افرادی که مسیری طولانی را طی کردهاند؛ تنها میانبری است که میتواند شما را به موفقیت هدایت کند. آنها نفوذگر هستند و با شناساندن شما به دنبالکنندههایشان کار شما را راحتتر میکنند. به همین خاطر بسیار مهم است که متوجه باشید با چه کسانی همردیف قرار میگیرید.
⭕️دیگران دائما در حال دلسرد کردن شما هستند
این افراد بیشتر از هر کس دیگری به فکر شما هستند. آنها نمیخواهند که شما آسیب ببینید، پول یا وقتتان را هدر دهید و در آخر هم ناامید شوید. اگر دیگران سعی میکنند مانع شما شوند، نشانه خوبی است. چون شما در راه درست قرار گرفتهاید و موفق خواهید شد. چیزهایی که هیچ سقفی ندارند هیجانانگیزترند و همچنین ترسناک برای کسانی که امنیتشان را دوست دارند.
⭕️ روی مشکل تمرکز میکنید؛ نه محصول
اگر به دنبال موفقیت هستید این ترتیب «میم»هایی است که باید به خاطر بسپارید: مشکل، مردم، محصول
هرکاری که میخواهید انجام دهید اگر روی مشکل تمرکز کنید موفقیت برای شما اجتنابناپذیر خواهد بود. لازم نیست جواب همه چیز را بدانید.
⭕️ راکد ماندن شما را میترساند
شما را نمیدانم ولی تصور اینکه ۱۰ سال دیگر همانجایی باشم که اکنون هستم مرا میترساند. اینکه هیچکس نباشم وقتی میتوانستم کسی باشم مرا میترساند. این ترس از «چه میشد اگر» میآید.
بیایید صادق باشیم؛ همه ما پتانسیل داریم و میخواهیم کسی باشیم ولی اینکه "چقدر میخواهیم به آن تبدیل شویم" است که به کارهای ما از امروز شکل میدهد.
چه باور کنید چه نه، هستند افرادی که فقط با خیالبافی درباره چیزی که میخواهند راضی هستند. از تصوراتشان هیجانزده میشوند ولی دوباره به سرگرم کردن خود با اینستاگرام میپردازند.
آخرین چیزی که میخواهم اینست که یک روز بیدار شوم و ببینم که ۴۳ سالهام دو فرزند دارم که دیگر فکر نمیکنند پدرشان بهترین مرد دنیاست و همسری که قبول کرده است شریک اشتباهی را برای خود انتخاب کرده است.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
✍️ جیسون کی
هرکس تعریف مخصوص خود را برای «موفقیت» دارد؛ ولی بخش مشترک همه این تعاریف عبارت است از تاثیر بزرگی که روی هزاران انسان میگذاریم؛ به این معنی که از لحاظ احساسی آنها را تحت تاثیر قرار می دهیم.
اگر به موفقیت دست یافتید؛ قطعا روی هزاران یا شاید هم میلیونها آدم تاثیرگذار خواهید بود و باعث میشوید که به نحوه خاصی رفتار یا عمل کنند. من این لیست را از خصوصیات افرادی تهیه کردهام که دقیقا به این مرحله از موفقیت رسیدهاند.
⭕️طولانیمدت فکر میکنید
هیچکس یک شبه ره صد ساله را طی نمیکند. برای کسب اعتبار به سالها وقت نیاز دارید. اگر حاضر نیستید چند سال از عمرتان را صرف کاری که برایش تلاش میکنید، بگذارید ایده شما به جایی نمیرسد.
⭕️ به دنبال «پول» هستید
فرقی ندارد؛ از هر زاویهای که نگاه کنید پول است که دنیا را میگرداند. شاید قوانینی وجود داشته باشند که بتوان از آنها چشمپوشی کرد ولی از قانون پول هرگز.
برای موفقیت شما باید چیزی خلق کنید که به زندگی مردم بها بدهد و برای اینکه قدر آن را بدانند باید به ازایش پول پرداخت کنند.
از به دست آوردن پول شرمنده نباشید، اینگونه بیشتر میتوانید به بقیه کمک کنید.
⭕️به افرادی که میخواهید روی آنها موثر باشید؛ واقعا اهمیت میدهید.
این خصوصیت، واضح است. حتی هنگامی که میلیونها انسان را در آن واحد تحت تاثیر قرار میدهید، هر یک از آنها را بهعنوان یک فرد در نظر میگیرید. چیزی که خلق میکنید تا زمانی که نمیدانید برای چه کسی است؛ بهدرد نخور است.
⭕️ روی کارهایی تمرکز میکنید که دستمزد ساعتیشان رقم بالایی دارد.
شغلها انواع مختلفی دارند. جراحان، وکلا و مدیران ارشد دستمزد بسیار بالایی دارند. چون مشکلی که حل میکنند قیمت بالایی دارد یا بسیار ارزشمند است. زمانی که به موفقیت دست مییابید، در واقع این اثر را چند برابر میکنید و همچنین مشکل بزرگی را حل میکنید. به همین علت دستمزد و ارزش کار شما بسیار بالا است.
⭕️ دنبال جواب «نه» هستید
واقعیت این است که تا زمانی که جواب «نه» نگرفتهاید، مذاکره شروع نشده است. برخی نه میتوانند «نه» بگویند و نه «بله». اینها افرادی نیستند که به شما کمکی بکنند. همچنین کسانی که به همهچیز جواب مثبت میدهند؛ معمولا در حال پنهان کردن چیزی هستند. پس به دنبال «نه» بروید. این زمانی است که میفهمید بالاخره دارید رشد میکنید.
⭕️ هر هفته رشد میکنید
افراد موفق دائما در حال رشد هستند. شما هرگز به موفقیت نهایی نمیرسید بلکه به رشد خود ادامه میدهید. شما یک شبه به موفقیت عالی نمیرسید.
⭕️پنج نفر از دوستان شما نفوذگر هستند
افرادی که دور خودتان جمع کردهاید، مجموعه شما را تشکیل میدهند. مشخصا همه افراد متفاوتی هستید ولی هیچکس به تنهایی موفق نمیشود. شناخت افرادی که مسیری طولانی را طی کردهاند؛ تنها میانبری است که میتواند شما را به موفقیت هدایت کند. آنها نفوذگر هستند و با شناساندن شما به دنبالکنندههایشان کار شما را راحتتر میکنند. به همین خاطر بسیار مهم است که متوجه باشید با چه کسانی همردیف قرار میگیرید.
⭕️دیگران دائما در حال دلسرد کردن شما هستند
این افراد بیشتر از هر کس دیگری به فکر شما هستند. آنها نمیخواهند که شما آسیب ببینید، پول یا وقتتان را هدر دهید و در آخر هم ناامید شوید. اگر دیگران سعی میکنند مانع شما شوند، نشانه خوبی است. چون شما در راه درست قرار گرفتهاید و موفق خواهید شد. چیزهایی که هیچ سقفی ندارند هیجانانگیزترند و همچنین ترسناک برای کسانی که امنیتشان را دوست دارند.
⭕️ روی مشکل تمرکز میکنید؛ نه محصول
اگر به دنبال موفقیت هستید این ترتیب «میم»هایی است که باید به خاطر بسپارید: مشکل، مردم، محصول
هرکاری که میخواهید انجام دهید اگر روی مشکل تمرکز کنید موفقیت برای شما اجتنابناپذیر خواهد بود. لازم نیست جواب همه چیز را بدانید.
⭕️ راکد ماندن شما را میترساند
شما را نمیدانم ولی تصور اینکه ۱۰ سال دیگر همانجایی باشم که اکنون هستم مرا میترساند. اینکه هیچکس نباشم وقتی میتوانستم کسی باشم مرا میترساند. این ترس از «چه میشد اگر» میآید.
بیایید صادق باشیم؛ همه ما پتانسیل داریم و میخواهیم کسی باشیم ولی اینکه "چقدر میخواهیم به آن تبدیل شویم" است که به کارهای ما از امروز شکل میدهد.
چه باور کنید چه نه، هستند افرادی که فقط با خیالبافی درباره چیزی که میخواهند راضی هستند. از تصوراتشان هیجانزده میشوند ولی دوباره به سرگرم کردن خود با اینستاگرام میپردازند.
آخرین چیزی که میخواهم اینست که یک روز بیدار شوم و ببینم که ۴۳ سالهام دو فرزند دارم که دیگر فکر نمیکنند پدرشان بهترین مرد دنیاست و همسری که قبول کرده است شریک اشتباهی را برای خود انتخاب کرده است.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
Forwarded from تبادلات
مدیریت رفتار سازمانی؛
بزرگ ترین کانال تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی در تلگرام با بیش ۴۱ هزار عضو فعال
👇
@organizationalbehavior
👇
https://telegram.me/joinchat/BuLwOz9EUmeGNLwPCDYCiw
بزرگ ترین کانال تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی در تلگرام با بیش ۴۱ هزار عضو فعال
👇
@organizationalbehavior
👇
https://telegram.me/joinchat/BuLwOz9EUmeGNLwPCDYCiw
💢چگونه با افراد سمّی برخورد کنید؟
افراد سمّی با منطق در جنگ هستند. برخی از آنان از اثرات منفی خود بر دیگران آگاه نیستند و برخی دیگر از این که بحران ایجاد و دیگران را تحریک کنند، لذت می برند. در هر شکل آنان پیچیدگی های غیرضروری ایجاد می کنند و بدتر از همه دیگران را مضطرب می کنند.
مطالعات نشان داده مغز هنگامی که در معرض محرک احساسی منفی قرار می گیرد، مانند احساساتی که افراد سمّی در دیگران ایجاد می کنند، واکنش استرس زای شدیدی نشان می دهد. افراد سمّی باعث می شوند شما به حد بالایی از استرس برسید که باید به هر شکل ممکن از آن اجتناب کنید.
استراتژی های زیر در برخورد با این افراد موثر است:
برای خود خطوطی را رسم کنید: آنها دائما در حال شکایت کردن و بیان مشکلات هستند. آنها با غر زدن نزد دیگران حالشان بهتر می شود. اما در بسیاری از موارد شنوندگان احساس استرس و ناراحتی می کنند. باید بین شنیدن برای ابراز همدردی و شنیدنی که موجب برانگیختن احساسات منفی در شما می شود تفاوت قائل شد. بنابراین بهتر است فاصله خود را با این افراد حفظ کنید. یک راه این است که از آنان راجع به راه حل به جای بحث سر مشکل سوال کنید. به این ترتیب یا انان مکالمه را ترک می کنند و یا مکالمه به سمت مسیر مفیدتری پیش خواهد رفت.
بدانید کی به جنگ بروید: اگر در طرف مقابل شما از این نوع افراد سمّی باشد، درگیر شدن در نزاع های طولانی انرژی شما را هدر می دهد. بخصوص اگر در اینگونه نزاع ها احساسات خود را کنترل نکنید، به شما صدمه جدی وارد می شود. وقتی براحساسات خود مسلط باشید، می توانید هوشمندانه زمین و زمان منازعه را تعیین کنید.
بالاتر از آنان ظاهر شوید: آنان غیرمنطقی هستند بنابراین می توانند شما را کلافه کنند. اجازه ندهید براساس احساسات پاسخ آنان را دهید. شما نمی توانید آنان را در بازی که به آن خوب عادت کردند، شکست دهید. این نیازمند خودآگاهی است که می توانید با تمرین های هوش هیجانی به این درجه از خودآگاهی برسید. بعضی وقت ها در مواجهه با افرادی که کاملا از نظر احساسی بی ثبات هستند، بهتر است تنها لبخند بزنید و بروید.
نگذارید دیگران لحظه های خوشی شما را محدود کنند: اگر عقاید و نظرات دیگران نقش زیادی در رضایت شما دارد، یعنی شما حاکم بر خوشحالی و رضایت خود نیستید. افراد با هوش هیجانی بالا وقتی در مورد کاری که کردند رضایت درونی دارند، نمی گذارند نظرات منفی دیگران خوشحالی آنان را از بین ببرد.
بر روی مشکلات تمرکز نکنید: جایی که شما روی آن تمرکز می کنید احساسات شما را مشخص می کند. وقتی تمام توجه تان بر روی مشکلات است این موجب برانگیختن احساسات منفی و استرس می شود. وقتی توجه تان بر روی نحوه مواجهه با مسئله و یافتن راه حل است، احساس کفایت بیشتری می کنید و استرس شما کمتر می شود. وقتی با افراد سمّی مواجه می شوید، دائما به مشکل زا بودن آنان فکر نکنید بلکه تمرکز خود را به سمت نحوه مواجهه با آنان ببرید.
فراموش نکنید: افراد با هوش هیجانی بالا به سرعت می بخشند، اما فراموش نمی کنند. بخشیدن یعنی سریع گذر کردن و ادامه مسیر دادن. اما به این معنی نیست که اجازه دهید فرد خطاکار دوباره اشتباهش را تکرار کند. آنان خود را در برابر اشتباهات آتی محافظت می کنند.
از سیستم پشتیبانی خود استفاده کنید: این اشتباه است که در مقابله با هر مسئله ای صرفا روی خودتان اتکاء کنید. هرکسی فردی را دارد که در دشواری ها او را کمک ک ند. این افراد را در زندگی خود شناسایی کنید و در مواقع دشواری از مشورت و کمک آنان بهره ببرید. اجازه دهید آنان نقاط ضعف شما را در برخورد با افراد سمّی شناسایی و راهنمایی تان کنند. بخصوص که آنان با احتمال زیاد در حد شما از نظر احساسی درگیر مسئله نیستند، بهتر می توانند برای رسیدن به راه حل کمک کنند.
با استفاده از این استراتژی ها ذهن خود را تمرین دهید تا در تقابل با افراد سمّی استرس را بهتر مدیریت کند و اثرات منفی تعامل با این افراد را کاهش دهد.
🖋از کانال هنر مدیریت
@management_simple
افراد سمّی با منطق در جنگ هستند. برخی از آنان از اثرات منفی خود بر دیگران آگاه نیستند و برخی دیگر از این که بحران ایجاد و دیگران را تحریک کنند، لذت می برند. در هر شکل آنان پیچیدگی های غیرضروری ایجاد می کنند و بدتر از همه دیگران را مضطرب می کنند.
مطالعات نشان داده مغز هنگامی که در معرض محرک احساسی منفی قرار می گیرد، مانند احساساتی که افراد سمّی در دیگران ایجاد می کنند، واکنش استرس زای شدیدی نشان می دهد. افراد سمّی باعث می شوند شما به حد بالایی از استرس برسید که باید به هر شکل ممکن از آن اجتناب کنید.
استراتژی های زیر در برخورد با این افراد موثر است:
برای خود خطوطی را رسم کنید: آنها دائما در حال شکایت کردن و بیان مشکلات هستند. آنها با غر زدن نزد دیگران حالشان بهتر می شود. اما در بسیاری از موارد شنوندگان احساس استرس و ناراحتی می کنند. باید بین شنیدن برای ابراز همدردی و شنیدنی که موجب برانگیختن احساسات منفی در شما می شود تفاوت قائل شد. بنابراین بهتر است فاصله خود را با این افراد حفظ کنید. یک راه این است که از آنان راجع به راه حل به جای بحث سر مشکل سوال کنید. به این ترتیب یا انان مکالمه را ترک می کنند و یا مکالمه به سمت مسیر مفیدتری پیش خواهد رفت.
بدانید کی به جنگ بروید: اگر در طرف مقابل شما از این نوع افراد سمّی باشد، درگیر شدن در نزاع های طولانی انرژی شما را هدر می دهد. بخصوص اگر در اینگونه نزاع ها احساسات خود را کنترل نکنید، به شما صدمه جدی وارد می شود. وقتی براحساسات خود مسلط باشید، می توانید هوشمندانه زمین و زمان منازعه را تعیین کنید.
بالاتر از آنان ظاهر شوید: آنان غیرمنطقی هستند بنابراین می توانند شما را کلافه کنند. اجازه ندهید براساس احساسات پاسخ آنان را دهید. شما نمی توانید آنان را در بازی که به آن خوب عادت کردند، شکست دهید. این نیازمند خودآگاهی است که می توانید با تمرین های هوش هیجانی به این درجه از خودآگاهی برسید. بعضی وقت ها در مواجهه با افرادی که کاملا از نظر احساسی بی ثبات هستند، بهتر است تنها لبخند بزنید و بروید.
نگذارید دیگران لحظه های خوشی شما را محدود کنند: اگر عقاید و نظرات دیگران نقش زیادی در رضایت شما دارد، یعنی شما حاکم بر خوشحالی و رضایت خود نیستید. افراد با هوش هیجانی بالا وقتی در مورد کاری که کردند رضایت درونی دارند، نمی گذارند نظرات منفی دیگران خوشحالی آنان را از بین ببرد.
بر روی مشکلات تمرکز نکنید: جایی که شما روی آن تمرکز می کنید احساسات شما را مشخص می کند. وقتی تمام توجه تان بر روی مشکلات است این موجب برانگیختن احساسات منفی و استرس می شود. وقتی توجه تان بر روی نحوه مواجهه با مسئله و یافتن راه حل است، احساس کفایت بیشتری می کنید و استرس شما کمتر می شود. وقتی با افراد سمّی مواجه می شوید، دائما به مشکل زا بودن آنان فکر نکنید بلکه تمرکز خود را به سمت نحوه مواجهه با آنان ببرید.
فراموش نکنید: افراد با هوش هیجانی بالا به سرعت می بخشند، اما فراموش نمی کنند. بخشیدن یعنی سریع گذر کردن و ادامه مسیر دادن. اما به این معنی نیست که اجازه دهید فرد خطاکار دوباره اشتباهش را تکرار کند. آنان خود را در برابر اشتباهات آتی محافظت می کنند.
از سیستم پشتیبانی خود استفاده کنید: این اشتباه است که در مقابله با هر مسئله ای صرفا روی خودتان اتکاء کنید. هرکسی فردی را دارد که در دشواری ها او را کمک ک ند. این افراد را در زندگی خود شناسایی کنید و در مواقع دشواری از مشورت و کمک آنان بهره ببرید. اجازه دهید آنان نقاط ضعف شما را در برخورد با افراد سمّی شناسایی و راهنمایی تان کنند. بخصوص که آنان با احتمال زیاد در حد شما از نظر احساسی درگیر مسئله نیستند، بهتر می توانند برای رسیدن به راه حل کمک کنند.
با استفاده از این استراتژی ها ذهن خود را تمرین دهید تا در تقابل با افراد سمّی استرس را بهتر مدیریت کند و اثرات منفی تعامل با این افراد را کاهش دهد.
🖋از کانال هنر مدیریت
@management_simple
💢اغلب، افرادی که چندین کار را به صورت همزمان انجام میدهند، تحسین می کنیم.
دوست داریم خودمان هم با انجام همزمان و یا سریع چندین کار، بازدهی مان را بیشتر و در وقتمان صرفه جویی کنیم. اما مشکل بزرگی در این نگرش وجود دارد؛ هیچ نتیجه مهم و قابل افتخاری با این شیوه به دست نمی آید!
در اقتصاد فعلی، روز به روز به تمرکز و کار عمیق بیشتر نیاز پیدا می کنیم و همزمان، روز به روز داشتن تمرکز و کار عمیق سخت تر و سخت تر می شود. اینگونه است که داشتن مهارت کار عمیق، شما را به یکی از معدود افراد بسیار ارزشمند در کسب و کار و زندگی شخصی تان تبدیل می کند.
کال نیوپورت در کتاب کار عمیق (که از زمان انتشار در لیست پرفروش های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و آمازون قرار گرفته است)، می گوید که «تمرکز» در دنیای پرآشوب امروز، حلقه مفقوده موفقیت است.
✏️ مجله مشاور مدیریت
@management_simple
دوست داریم خودمان هم با انجام همزمان و یا سریع چندین کار، بازدهی مان را بیشتر و در وقتمان صرفه جویی کنیم. اما مشکل بزرگی در این نگرش وجود دارد؛ هیچ نتیجه مهم و قابل افتخاری با این شیوه به دست نمی آید!
در اقتصاد فعلی، روز به روز به تمرکز و کار عمیق بیشتر نیاز پیدا می کنیم و همزمان، روز به روز داشتن تمرکز و کار عمیق سخت تر و سخت تر می شود. اینگونه است که داشتن مهارت کار عمیق، شما را به یکی از معدود افراد بسیار ارزشمند در کسب و کار و زندگی شخصی تان تبدیل می کند.
کال نیوپورت در کتاب کار عمیق (که از زمان انتشار در لیست پرفروش های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و آمازون قرار گرفته است)، می گوید که «تمرکز» در دنیای پرآشوب امروز، حلقه مفقوده موفقیت است.
✏️ مجله مشاور مدیریت
@management_simple
💢مدیر یا کارشناس؟
🔸از کجا بفهمیم که برای مشاغل و مناصب مدیریتی ساخته شده ایم یا مشاغل و مناصب کارشناسی و از کجا بفهمیم که با ورود به کدام مسیر (مدیریتی یا کارشناسی) به حداکثر موفقیت خود می رسیم؟
همه ما می خواهیم بدانیم برای کدام مسیر مناسب یا مناسب تریم.
🔸مارکوس باکینگهام از پژوهشگران ارشد موسسه گالوپ می گوید : هر چه "بیشتر" ماندن درشغل و مسیری که دوست ندارید، "کمتر" شما را به پیروزی نزدیک می کند.
🔸خصوصیات افرادی که برای مشاغل و مسیرهای مدیریتی مناسب هستند عبارتند از:
▪️تصمیم گیر هستند.
▪️تخصص گرائی افراطی را محدودیت می دانند.
▪️مهارت های ارتباطی قوی دارند.
▪️از چالش ها و بحران ها به هیجان می آیند.
▪️جنگنده اند و اعتماد به نفس دارند.
▪️از دستور دادن و کنترل کردن و به کارگیری ابزار قدرت لذت می برند.
▪️ابهام و چالش و تعارض و دردسرهای ناشی از مسئولیت را تحمل می کنند.
▪️رقابت جو هستند و از برنده شدن لذت می برند.
🔸خصوصیات افرادی که برای مشاغل و مسیرهای کارشناسی مناسب هستند عبارتند از:
▫️استعداد و علاقه ویژه و عمیقی به نوع خاص و محدودی از مشاغل دارند.
▫️شناخته شدن به عنوان یک متخصص به آنها رضایت و احساس موفقیت می دهد.
▫️مایلند فرصت هائی برای یاد دادن به دیگران داشته باشند.
▫️از تصمیم گیری و مواجهه با چالش لذت نمی برند.
▫️بیشتر مایلند با داده ها و واقعیات کارکنند تا اینکه درگیر چالش های انسانی شوند.
▫️اهل سیاسی کاری و حضور در جنگ های قدرت نیستند.
▫️بیشتر با خودشان رقابت می کنند تا با دیگران
✍️ دکتر بهزاد ابوالعلایی
کانال اموزه های سازمانی
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🔸از کجا بفهمیم که برای مشاغل و مناصب مدیریتی ساخته شده ایم یا مشاغل و مناصب کارشناسی و از کجا بفهمیم که با ورود به کدام مسیر (مدیریتی یا کارشناسی) به حداکثر موفقیت خود می رسیم؟
همه ما می خواهیم بدانیم برای کدام مسیر مناسب یا مناسب تریم.
🔸مارکوس باکینگهام از پژوهشگران ارشد موسسه گالوپ می گوید : هر چه "بیشتر" ماندن درشغل و مسیری که دوست ندارید، "کمتر" شما را به پیروزی نزدیک می کند.
🔸خصوصیات افرادی که برای مشاغل و مسیرهای مدیریتی مناسب هستند عبارتند از:
▪️تصمیم گیر هستند.
▪️تخصص گرائی افراطی را محدودیت می دانند.
▪️مهارت های ارتباطی قوی دارند.
▪️از چالش ها و بحران ها به هیجان می آیند.
▪️جنگنده اند و اعتماد به نفس دارند.
▪️از دستور دادن و کنترل کردن و به کارگیری ابزار قدرت لذت می برند.
▪️ابهام و چالش و تعارض و دردسرهای ناشی از مسئولیت را تحمل می کنند.
▪️رقابت جو هستند و از برنده شدن لذت می برند.
🔸خصوصیات افرادی که برای مشاغل و مسیرهای کارشناسی مناسب هستند عبارتند از:
▫️استعداد و علاقه ویژه و عمیقی به نوع خاص و محدودی از مشاغل دارند.
▫️شناخته شدن به عنوان یک متخصص به آنها رضایت و احساس موفقیت می دهد.
▫️مایلند فرصت هائی برای یاد دادن به دیگران داشته باشند.
▫️از تصمیم گیری و مواجهه با چالش لذت نمی برند.
▫️بیشتر مایلند با داده ها و واقعیات کارکنند تا اینکه درگیر چالش های انسانی شوند.
▫️اهل سیاسی کاری و حضور در جنگ های قدرت نیستند.
▫️بیشتر با خودشان رقابت می کنند تا با دیگران
✍️ دکتر بهزاد ابوالعلایی
کانال اموزه های سازمانی
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢اگر میدانید چه کاری میخواهید انجام دهید شما برنامه دارید
اگر انتخاب کرده اید چه کاری را انجام ندهید شما استراتژی دارید
اگر هردو را میدانید، شما یک برنامه راهبردی دارید
از کانال آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
اگر انتخاب کرده اید چه کاری را انجام ندهید شما استراتژی دارید
اگر هردو را میدانید، شما یک برنامه راهبردی دارید
از کانال آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
💢۵ عادتی که شکست را حتمی میکند
1⃣ عدم برنامه ریزی:
در دنیای واقعی بجای کمال گراها، کسانی موفق می شوند که کاری با برنامه انجام می دهند.
2⃣ ترس از امتحان کردن:
شما صد درصدِ فرصت هایی که با بی تفاوتی از کنارشان عبور می کنید را از دست می دهید.
3⃣ نااُمیدی زودهنگام:
تا وقتی بعد از شکست بتوان کنشگرانه تلاش کرد نمی توان نام اتفاقی که افتاده را شکست نامید.
4⃣ باور نداشتن:
اگر به کاری که انجام می دهید باور نداشته باشید، بالاخره در برهه ای آن را رها خواهید کرد.
5⃣ بهانه تراشی:
معنای بهانهتراشی این است که کنترل اوضاع در دست شما نیست. اما در واقع تنها کسی که کنترل کامل اقدامات و تصمیم های شما را در اختیار دارد، خودتان هستید.
از کانال اموزه های سازمانی
@management_simple
1⃣ عدم برنامه ریزی:
در دنیای واقعی بجای کمال گراها، کسانی موفق می شوند که کاری با برنامه انجام می دهند.
2⃣ ترس از امتحان کردن:
شما صد درصدِ فرصت هایی که با بی تفاوتی از کنارشان عبور می کنید را از دست می دهید.
3⃣ نااُمیدی زودهنگام:
تا وقتی بعد از شکست بتوان کنشگرانه تلاش کرد نمی توان نام اتفاقی که افتاده را شکست نامید.
4⃣ باور نداشتن:
اگر به کاری که انجام می دهید باور نداشته باشید، بالاخره در برهه ای آن را رها خواهید کرد.
5⃣ بهانه تراشی:
معنای بهانهتراشی این است که کنترل اوضاع در دست شما نیست. اما در واقع تنها کسی که کنترل کامل اقدامات و تصمیم های شما را در اختیار دارد، خودتان هستید.
از کانال اموزه های سازمانی
@management_simple