Forwarded from تکنیک های مدیریت
⭕️پرسشنامه پرکنید، جایزه بگیرید!
با سلام و احترام؛
لطفا با صرف یک دقیقه از زمان خود در تکمیل پرسشنامه زیر ما را در اجرای تحقیقی در زمینه کودک و نوجوان یاری فرمایید. از لطف شما سپاسگزاریم.
لینک پرسشنامه: 👇🏼👇🏼👇🏼
http://www.cafepardazesh.ir/form/view.php?id=18395875
💢گروه پژوهشیِ اقتصادِ فرهنگ
@Eghtesadefarhang
با سلام و احترام؛
لطفا با صرف یک دقیقه از زمان خود در تکمیل پرسشنامه زیر ما را در اجرای تحقیقی در زمینه کودک و نوجوان یاری فرمایید. از لطف شما سپاسگزاریم.
لینک پرسشنامه: 👇🏼👇🏼👇🏼
http://www.cafepardazesh.ir/form/view.php?id=18395875
💢گروه پژوهشیِ اقتصادِ فرهنگ
@Eghtesadefarhang
💢مرتب از خودتان بپرسید آیا کاری که در حال حاضر انجام می دهم نقشی در رسیدن به مهم ترین هدفم دارد؟ افراد هوشمند سخت و هوشمندانه کار می کنند یعنی کارهایی را انجام می دهند که متناسب با اهداف شان باشد.
📎مدیریت به زبان ساده
@Management_simple
📎مدیریت به زبان ساده
@Management_simple
💢رفتارهایی که در افراد با اعتماد به نفس دیده نمی شود
🔸برای داشتن اعتماد به نفس واقعی باید سخت تلاش کرد. بدون شک نمی توانید تنها با خریدن وسایل جدید توقع داشته باشید اعتماد به نفس خود را در طول تمام فراز و نشیب های زندگی حفظ کنید، بلکه باید با انجام تمرینهای توسعه فردی، اعتماد به نفس واقعی که همیشه آرزوی آن را داشتید، در خود به وجود آورید.
🔸البته اعتماد به نفس واقعی و خودشیفتگی متفاوت از هم هستند، چون با پاداش و تائید دیگران به دست نمی آید، بلکه با سخت کوشی و ایجاد عادتهای مناسب در افراد شکل می گیرد.
در این مطلب، 13 عادت مخرب را معرفی می کنیم که می تواند اعتماد به نفستان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین به شما می گویید چگونه با کنار گذاشتن این عادات، به اعتماد به نفسی که همیشه در آرزویش بودید، دست یابید.
▪️تکرار خودگویی های منفی
خودگویی های منفی باعث می شود از زندگی عقب بمانید و هر روز عزت نفستان کمتر شود. پس همان معلم درونی بداخلاقی که روزی انگیزه بخشتان بوده است، اکنون مانع بزرگی در سر راهتان است.
▪️توجه بیش از اندازه به نظرات دیگران
به دنبال تائید دیگران بودن، این تفکر را به وجود می آورد که شما نیاز به تائید و تصدیق آنها دارید، در حالی که عشق درونی شما کافی نیست. برای اهمیت ندادن به نظرات دیگران و اینکه بتوانید شخصیت خودتان را بسازید، از تلاش برای تحقق انتظارات مردم دست بردارید و قدر خود را بدانید.
▪️توجه به نقایص به جای دیدن فرصتهای موجود برای پیشرفت
تمرکز روی محدودیتها تنها باعث قدرت گرفتن آنها می شود. باید ضعف و کاستیهای موجود را به زمینهی پیشرفت خود تبدیل کنید و برای رسیدن به رشد هدفمند قدم بردارید.
▪️غرق شدن در گذشته
هر اتفاقی که در گذشته برایتان افتاده، اهمیت ندارد. باید تمام توجه خود را جلب امروزتان کنید و به دنبال ساخت آیندهای بهتر باشید.
▪️نگرانی درباره آینده
تنها راه رسیدن به آیندهای که به دنبالش هستید این است همین حالا مفید و کارآمد باشید. پس خیالها و رؤیاهایتان درباره آینده هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه همین حالا دست به اقدام بزنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.
▪️پرسیدن نظر دیگران پیش از بیان نظر خود
باید به نظرات و تجربیات خود اهمیت دهید، موضع خود را داشته باشید و با پذیرش اطلاعات جدید، به دیدگاه دیگران هم گوش دهید. سعی کنید هیچ وقت در جایگاه منفعل و تسلیم قرار نگیرید.
▪️تمرکز زیاد روی جزئیات و فکر نکردن به مسائل کلی
باید چشم انداز متعادلی نسبت به کارهایتان داشته باشید تا بتوانید به پیشرفت برسید. دقیقا بدانید به کجا می خواهید برسید و اکنون چقدر جلو رفتهاید.
▪️به دنبال مقصر بیرونی بودن برای آرام کردن ناکامیهای خود
افراد با اعتماد به نفس واقعی، از دردهای عاطفی خود آگاه هستند و با درمان این دردها یا دریافت آموزشهای لازم برای رفع آنها اقدام می کنند. کسانی که واقعاً اعتماد به نفس دارند، گرفتار مکانیسمهای دفاعی و لذتهای موقتی نمی شوند که هیچ کمکی به رفع مشکل اصلی آنها نمی کند.
▪️توجه به مشکلات کوچکی که هیچ اهمیتی ندارند
به دنبال توجه به مشکلات جزئی و استرسهای غیرضروری نباشید، زیرا با این کار تنها از انرژی ارزشمندی که باید روی رشد فردی و حرفهای تان سرمایه گذاری کنید، بیبهره می شوید.
▪️تمرکز روی اشتباهات و شکستها به جای تمرین شکرگزاری و قدرشناسی
اغلب مردم چیزی نیستند که دوست دارند باشند. افراد شاد و با اعتماد به نفس، قدردان داشتههایشان هستند و این احساس قدرشناسی آنها باعث می شود به رشد بیشتر و ساختن زندگی رضایت بخش برای خود ادامه دهند.
▪️مقایسه دائمی خود با دیگران
حسادت کردن به زندگی دیگران، وقتی می توانید به ارزش واقعی خود پی ببرید، هیچ فایدهای برایتان ندارد. فرصتهای زیادی در زندگی وجود دارد و هرچقدر برای بهبود مهارتهایتان بیشتر تلاش کنید، اعتماد به نفس بیشتری نصیبتان می شود و زندگیتان رو به بهبود می رود.
منبع: inc
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🔸برای داشتن اعتماد به نفس واقعی باید سخت تلاش کرد. بدون شک نمی توانید تنها با خریدن وسایل جدید توقع داشته باشید اعتماد به نفس خود را در طول تمام فراز و نشیب های زندگی حفظ کنید، بلکه باید با انجام تمرینهای توسعه فردی، اعتماد به نفس واقعی که همیشه آرزوی آن را داشتید، در خود به وجود آورید.
🔸البته اعتماد به نفس واقعی و خودشیفتگی متفاوت از هم هستند، چون با پاداش و تائید دیگران به دست نمی آید، بلکه با سخت کوشی و ایجاد عادتهای مناسب در افراد شکل می گیرد.
در این مطلب، 13 عادت مخرب را معرفی می کنیم که می تواند اعتماد به نفستان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین به شما می گویید چگونه با کنار گذاشتن این عادات، به اعتماد به نفسی که همیشه در آرزویش بودید، دست یابید.
▪️تکرار خودگویی های منفی
خودگویی های منفی باعث می شود از زندگی عقب بمانید و هر روز عزت نفستان کمتر شود. پس همان معلم درونی بداخلاقی که روزی انگیزه بخشتان بوده است، اکنون مانع بزرگی در سر راهتان است.
▪️توجه بیش از اندازه به نظرات دیگران
به دنبال تائید دیگران بودن، این تفکر را به وجود می آورد که شما نیاز به تائید و تصدیق آنها دارید، در حالی که عشق درونی شما کافی نیست. برای اهمیت ندادن به نظرات دیگران و اینکه بتوانید شخصیت خودتان را بسازید، از تلاش برای تحقق انتظارات مردم دست بردارید و قدر خود را بدانید.
▪️توجه به نقایص به جای دیدن فرصتهای موجود برای پیشرفت
تمرکز روی محدودیتها تنها باعث قدرت گرفتن آنها می شود. باید ضعف و کاستیهای موجود را به زمینهی پیشرفت خود تبدیل کنید و برای رسیدن به رشد هدفمند قدم بردارید.
▪️غرق شدن در گذشته
هر اتفاقی که در گذشته برایتان افتاده، اهمیت ندارد. باید تمام توجه خود را جلب امروزتان کنید و به دنبال ساخت آیندهای بهتر باشید.
▪️نگرانی درباره آینده
تنها راه رسیدن به آیندهای که به دنبالش هستید این است همین حالا مفید و کارآمد باشید. پس خیالها و رؤیاهایتان درباره آینده هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه همین حالا دست به اقدام بزنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.
▪️پرسیدن نظر دیگران پیش از بیان نظر خود
باید به نظرات و تجربیات خود اهمیت دهید، موضع خود را داشته باشید و با پذیرش اطلاعات جدید، به دیدگاه دیگران هم گوش دهید. سعی کنید هیچ وقت در جایگاه منفعل و تسلیم قرار نگیرید.
▪️تمرکز زیاد روی جزئیات و فکر نکردن به مسائل کلی
باید چشم انداز متعادلی نسبت به کارهایتان داشته باشید تا بتوانید به پیشرفت برسید. دقیقا بدانید به کجا می خواهید برسید و اکنون چقدر جلو رفتهاید.
▪️به دنبال مقصر بیرونی بودن برای آرام کردن ناکامیهای خود
افراد با اعتماد به نفس واقعی، از دردهای عاطفی خود آگاه هستند و با درمان این دردها یا دریافت آموزشهای لازم برای رفع آنها اقدام می کنند. کسانی که واقعاً اعتماد به نفس دارند، گرفتار مکانیسمهای دفاعی و لذتهای موقتی نمی شوند که هیچ کمکی به رفع مشکل اصلی آنها نمی کند.
▪️توجه به مشکلات کوچکی که هیچ اهمیتی ندارند
به دنبال توجه به مشکلات جزئی و استرسهای غیرضروری نباشید، زیرا با این کار تنها از انرژی ارزشمندی که باید روی رشد فردی و حرفهای تان سرمایه گذاری کنید، بیبهره می شوید.
▪️تمرکز روی اشتباهات و شکستها به جای تمرین شکرگزاری و قدرشناسی
اغلب مردم چیزی نیستند که دوست دارند باشند. افراد شاد و با اعتماد به نفس، قدردان داشتههایشان هستند و این احساس قدرشناسی آنها باعث می شود به رشد بیشتر و ساختن زندگی رضایت بخش برای خود ادامه دهند.
▪️مقایسه دائمی خود با دیگران
حسادت کردن به زندگی دیگران، وقتی می توانید به ارزش واقعی خود پی ببرید، هیچ فایدهای برایتان ندارد. فرصتهای زیادی در زندگی وجود دارد و هرچقدر برای بهبود مهارتهایتان بیشتر تلاش کنید، اعتماد به نفس بیشتری نصیبتان می شود و زندگیتان رو به بهبود می رود.
منبع: inc
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢 چرا مدیران از واگذاری وظایف اجتناب میکنند؟
همه ما، حتی اگر حرفهای باشیم، گاهی به کمک دیگران نیاز داریم. درخواست کمک از دیگران کسر شأن نیست. فقط کافی است غرور خود را کنار بگذاریم و به استعدادهایی که دیگران دارند و ما نداریم، احترام بگذاریم. تنها در صورتی میتوانید خودتان و اعضای تیمتان را به سمت پیشرفت هدایت کنید که از دانش و مهارتهای تک تک آنها استفاده کرده باشید.
اگر شما همه کارها را به تنهایی بر عهده بگیرید، هر چقدر هم که تلاش کنید، میزان محدودی از کارها را انجام خواهید داد. به هر حال، شما انسان هستید و در طول روز، مدت زمان معینی را میتوانید کار کنید.
وقتی در کار خود مهارت دارید، دیگران از شما انتظار دارند که بیشتر با آنها همکاری کنید و این باعث میشود فشار کار و مشغله شما بیشتر شود و ناتوانی در انجام کوهی از درخواستها، موجب احساس اضطراب و نارضایتی در شما میشود و در نتیجه، دیگران از شما مایوس خواهند شد.
اما اگر یک فرصت کاری فوقالعاده به شما پیشنهاد شد (مثل یک پروژه)، میتوانید با شکستن این محدودیتها، موفقیت خود را تضمین کنید. یکی از بهترین راهها برای شکستن محدودیتها این است که انجام بخشی از کارها را به دیگران واگذار کنید. اگر در واگذاری وظایف مهارت داشته باشید، میتوانید در کمترین زمان، یک تیم موفق و قدرتمند تشکیل دهید.
برای آنکه واگذاری را یاد بگیریم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «چرا افراد از واگذاری وظایف فراریاند؟»
افراد از واگذاری وظایف دوری میکنند چون این کار زحمت دارد.
فرض کنید که میخواهید برای تبلیغ خدماتی که ایدهاش را خودتان داده بودید، بروشوری طراحی کنید. از آنجا که این ایده برای شماست و از کم و کیف آن خبر دارید، احتمالا ترجیح میدهید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید و میگویید: «این طور راحتترم.» اما بلافاصله این سوال پیش میآید که «آیا این بهترین راه برای استفاده بهینه از زمان است؟»
شاید انجام کارها به تنهایی، در ظاهر آسان به نظر برسد چون مجبور نیستید استراتژی خود را برای دیگران توضیح دهید. اما به این دو دلیل، بهتر است وظایف را تقسیم کنید:
🔸اولا، از آنجا که شما مسوولیت هدایت پروژه را بر عهده دارید، اگر وظایف را تقسیم کنید، میتوانید مهارتهای خود را در جهت توسعه استراتژی به کار ببرید. اما اگر تمام مسوولیت را خودتان به تنهایی به دوش بکشید، نمیتوانید از زمان خود بهطور بهینه استفاده کنید.
🔸 ثانیا، وقتی دیگران را در انجام پروژه مشارکت میدهید، در واقع به رشد مهارتها و توانمندیهایشان کمک کردهاید. در نتیجه، اگر بعدها پروژه مشابهی پیش بیاید، میتوانید با اطمینان خاطر، آن را به اعضای تیمتان محول کنید، بدون اینکه مجبور باشید دائما در کارها دخالت کنید.
با واگذاری وظایف، میتوانید زمان و مهارتهایتان را گسترش دهید. از سوی دیگر، تقسیم وظایف به رشد و پیشرفت کارکنان کمک میکند تا از همه پتانسیلهای خود در سازمان استفاده کنند.
منبع: EmployeeConnect
@management_simple
همه ما، حتی اگر حرفهای باشیم، گاهی به کمک دیگران نیاز داریم. درخواست کمک از دیگران کسر شأن نیست. فقط کافی است غرور خود را کنار بگذاریم و به استعدادهایی که دیگران دارند و ما نداریم، احترام بگذاریم. تنها در صورتی میتوانید خودتان و اعضای تیمتان را به سمت پیشرفت هدایت کنید که از دانش و مهارتهای تک تک آنها استفاده کرده باشید.
اگر شما همه کارها را به تنهایی بر عهده بگیرید، هر چقدر هم که تلاش کنید، میزان محدودی از کارها را انجام خواهید داد. به هر حال، شما انسان هستید و در طول روز، مدت زمان معینی را میتوانید کار کنید.
وقتی در کار خود مهارت دارید، دیگران از شما انتظار دارند که بیشتر با آنها همکاری کنید و این باعث میشود فشار کار و مشغله شما بیشتر شود و ناتوانی در انجام کوهی از درخواستها، موجب احساس اضطراب و نارضایتی در شما میشود و در نتیجه، دیگران از شما مایوس خواهند شد.
اما اگر یک فرصت کاری فوقالعاده به شما پیشنهاد شد (مثل یک پروژه)، میتوانید با شکستن این محدودیتها، موفقیت خود را تضمین کنید. یکی از بهترین راهها برای شکستن محدودیتها این است که انجام بخشی از کارها را به دیگران واگذار کنید. اگر در واگذاری وظایف مهارت داشته باشید، میتوانید در کمترین زمان، یک تیم موفق و قدرتمند تشکیل دهید.
برای آنکه واگذاری را یاد بگیریم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «چرا افراد از واگذاری وظایف فراریاند؟»
افراد از واگذاری وظایف دوری میکنند چون این کار زحمت دارد.
فرض کنید که میخواهید برای تبلیغ خدماتی که ایدهاش را خودتان داده بودید، بروشوری طراحی کنید. از آنجا که این ایده برای شماست و از کم و کیف آن خبر دارید، احتمالا ترجیح میدهید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید و میگویید: «این طور راحتترم.» اما بلافاصله این سوال پیش میآید که «آیا این بهترین راه برای استفاده بهینه از زمان است؟»
شاید انجام کارها به تنهایی، در ظاهر آسان به نظر برسد چون مجبور نیستید استراتژی خود را برای دیگران توضیح دهید. اما به این دو دلیل، بهتر است وظایف را تقسیم کنید:
🔸اولا، از آنجا که شما مسوولیت هدایت پروژه را بر عهده دارید، اگر وظایف را تقسیم کنید، میتوانید مهارتهای خود را در جهت توسعه استراتژی به کار ببرید. اما اگر تمام مسوولیت را خودتان به تنهایی به دوش بکشید، نمیتوانید از زمان خود بهطور بهینه استفاده کنید.
🔸 ثانیا، وقتی دیگران را در انجام پروژه مشارکت میدهید، در واقع به رشد مهارتها و توانمندیهایشان کمک کردهاید. در نتیجه، اگر بعدها پروژه مشابهی پیش بیاید، میتوانید با اطمینان خاطر، آن را به اعضای تیمتان محول کنید، بدون اینکه مجبور باشید دائما در کارها دخالت کنید.
با واگذاری وظایف، میتوانید زمان و مهارتهایتان را گسترش دهید. از سوی دیگر، تقسیم وظایف به رشد و پیشرفت کارکنان کمک میکند تا از همه پتانسیلهای خود در سازمان استفاده کنند.
منبع: EmployeeConnect
@management_simple
💢 چند توصيه مهم براي زندگي شغلي
با دو واقعيت ساده ميتوانيد خودتان را گران كنيد:
١- كاري را ياد بگيريد، كه در بازار براي آن تقاضا باشد.
٢- آن كار را بهتر از بقيه بلد باشيد.
👈 چند توصيه کلیدی :
١- در بيست و دو تا بيست و شش سالگي در دو شركت كار كنيد. يكي، كمپاني بزرگ چندين ساله كه در آن يك فرآيند را به طور كامل بياموزيد و بامفهوم ساختار سازمان آشنا شويد. يكي شركت كوچكتر و موفق كه با مدير يا مالك آن دائما در تماس بوده و مفاهيم چون عملگرايي و جاه_طلبي را ياد بگيريد.
٢- مديريت مديرتان اهميت بالاتري از مديريت كاركنانتان دارد.
٣- صنعتتان را كاملا عوض نكنيد. حتي المقدور به همان صنعت و يا صنايع مشابه برويد.
٤- در شش سال اول زندگي شغلي، درآمد كم اهميت ترين چيز است.
٥- از شبكه سازي در صنعتتان در داخل و خارج كشور غافل نشويد.
٦- طوري كار كنيد كه انگار شركت خودتان است و در آستانه ورشكستگي هستيد.
٧- هرگز هرگز هرگز روابط خانوادگي، عاطفي و دوستانه را در محيط كار ايجاد نكنيد.
٨- بدون سابقه مديريت، مديريت خواندن مسخره است.
٩- شيك ترين لباسهايتان را در محيط كار بپوشيد.
🖋 آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
با دو واقعيت ساده ميتوانيد خودتان را گران كنيد:
١- كاري را ياد بگيريد، كه در بازار براي آن تقاضا باشد.
٢- آن كار را بهتر از بقيه بلد باشيد.
👈 چند توصيه کلیدی :
١- در بيست و دو تا بيست و شش سالگي در دو شركت كار كنيد. يكي، كمپاني بزرگ چندين ساله كه در آن يك فرآيند را به طور كامل بياموزيد و بامفهوم ساختار سازمان آشنا شويد. يكي شركت كوچكتر و موفق كه با مدير يا مالك آن دائما در تماس بوده و مفاهيم چون عملگرايي و جاه_طلبي را ياد بگيريد.
٢- مديريت مديرتان اهميت بالاتري از مديريت كاركنانتان دارد.
٣- صنعتتان را كاملا عوض نكنيد. حتي المقدور به همان صنعت و يا صنايع مشابه برويد.
٤- در شش سال اول زندگي شغلي، درآمد كم اهميت ترين چيز است.
٥- از شبكه سازي در صنعتتان در داخل و خارج كشور غافل نشويد.
٦- طوري كار كنيد كه انگار شركت خودتان است و در آستانه ورشكستگي هستيد.
٧- هرگز هرگز هرگز روابط خانوادگي، عاطفي و دوستانه را در محيط كار ايجاد نكنيد.
٨- بدون سابقه مديريت، مديريت خواندن مسخره است.
٩- شيك ترين لباسهايتان را در محيط كار بپوشيد.
🖋 آکادمی مدیریت حرفه ای
@management_simple
💢10 عاملی که مانع از تصمیم گیری درست می شود
1⃣ ترس و دودلی
هر یک از تصمیم گیریها ابعاد متنوعی دارند. همین ابعاد باعث ایجاد ترسهایی برای فرد تصمیم گیرنده می شود. همین ترس و تردید سبب می شود برخی گزینهها را کنار بگذاریم.
برای رها کردن تردید در تصمیم گیری باید از خود بپرسید دقیقا از چه چیزی می ترسید؟ دلیل این ترس چیست؟ چه چیزی را از دست می دهید؟
2⃣ ارزیابی و تحلیل بیش از اندازه
اگر از جمله افرادی هستید که بیش از حد درباره چیزی فکر می کنید، قطعاً در مواجهه با مشکلات و تصمیمات دیرتر به نتیجه می رسید. باید لیستی از مزایا و معایب هر چیزی داشته باشید و درباره این لیست به ارزیابی برسید.
برای رهایی از این ویژگی و اسیر شدن در تصمیمات اشتباه، باید محدودهی زمانی مشخصی برای تصمیم گیریهایمان داشته باشیم.
3⃣ نداشتن اعتماد به نفس کافی
گاهی یادمان می رود ما هم بهاندازهی بقیه انسانها توانا هستیم. تفکرات اشتباهی مانند اینکه دیگران از ما بهترند یا ما نسبت به آنها ضعیف هستیم، ما را از پیشرفت عقب می اندازد.
باید برای دست یابی به موفقیت، خود را باور کنید، روراست باشید و تمام نقاط قوت و ضعفتان را شناسایی کنید. روی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کرده و ضعفهایتان را برطرف کنید.
4⃣ شک و دودلی
شک و تردید خیلی بیصدا وارد قلب و ذهنتان می شود. شک ما را ترسو و بزدل می کند. شک سبب میشود بیدلیل نگران مسائلی باشیم که خیلی هم مهم نیستند؛ مثلاً بیدلیل می ترسیم توانایی کافی نداشته باشیم، پول کافی نداریم، در جایگاه مورد انتظار نیستیم و ...
شک ما را از هر چیزی می ترساند. مدام به ما یادآوری می کند اگر این تصمیم درست نباشد، چه؟ پس شک را از ذهن و قلبتان بیرون کنید تا تصمیم گیریهای بهتری داشته باشید.
5⃣ راحت طلبی
برای پیشرفت و حرکت رو به جلو باید تصمیم گیریهای درستی داشته باشیم. آسایش خاطری که از راحت طلبی به دست می آید، خیلی به طول نمی انجامد و مانع رشد و پیشرفتمان می شود. مواجهه با چالشها و توانایی حل مسائل، ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.
6⃣ عجول بودن
وقتی عجله می کنیم، به این نتیجه می رسیم هیچ توانایی نداریم. در این شرایط، باید خود را آرام کنیم، از مشغولیت ذهنی دور شویم و با تمرکز ، دقت و شجاعت تصمیم گیری کنیم.
بهتر است افکار منفی را کنار بگذارید زیرا آنها تمام انرژی و توانمان را می گیرند.
7⃣ بیتجربگی
یکی از عوامل تصمیم گیریهای نادرست، نبود تجربهی کافی در زندگی برای گرفتن تصمیمات مهم است.
منظور از تصمیم گیری سریع، تصمیم گیری عجولانه و بیبرنامه نیست. منظور این است تصمیم بگیرید تا تردید در تصمیم گیری را کنار بگذارید. باید مسائل مختلف را با دقت تحلیل کنید و در فرآیند تصمیم گیری، آگاهانه جلو بروید.
8⃣ تعدد نظرات
نیاز نیست از هر کسی برای تصمیم گیریهای خود نظرخواهی کنید. البته مشورت با افراد آگاه که به مسیر آشنایی دارند، کار بسیار خوبی است اما نیاز نیست درباره تردید در تصمیم گیری شما نظر بدهند و تنها ذهنتان را درگیر کنند.
9⃣ نداشتن اطلاعات کافی
گاهی اطلاعات ما برای تصمیم گیری درست کافی نیست. اگر برای تصمیم گیری اطلاعات کافی ندارید، قدم اول را بردارید و به اطلاعات منطقی دست یابید و با کنار گذاشتن تردید در تصمیم گیری به نتایج مطلوب دست یابید.
🔟 سماجت
گاهی تمام درک و منطق خود را از دست میدهیم و تصمیم گیری درباره کارهایی که حتماً باید انجام شوند را به تأخیر میاندازیم و تنها روی نکاتی تمرکز می کنیم که از منطق دور هستند.
منبع: theodysseyonline
@management_simple
1⃣ ترس و دودلی
هر یک از تصمیم گیریها ابعاد متنوعی دارند. همین ابعاد باعث ایجاد ترسهایی برای فرد تصمیم گیرنده می شود. همین ترس و تردید سبب می شود برخی گزینهها را کنار بگذاریم.
برای رها کردن تردید در تصمیم گیری باید از خود بپرسید دقیقا از چه چیزی می ترسید؟ دلیل این ترس چیست؟ چه چیزی را از دست می دهید؟
2⃣ ارزیابی و تحلیل بیش از اندازه
اگر از جمله افرادی هستید که بیش از حد درباره چیزی فکر می کنید، قطعاً در مواجهه با مشکلات و تصمیمات دیرتر به نتیجه می رسید. باید لیستی از مزایا و معایب هر چیزی داشته باشید و درباره این لیست به ارزیابی برسید.
برای رهایی از این ویژگی و اسیر شدن در تصمیمات اشتباه، باید محدودهی زمانی مشخصی برای تصمیم گیریهایمان داشته باشیم.
3⃣ نداشتن اعتماد به نفس کافی
گاهی یادمان می رود ما هم بهاندازهی بقیه انسانها توانا هستیم. تفکرات اشتباهی مانند اینکه دیگران از ما بهترند یا ما نسبت به آنها ضعیف هستیم، ما را از پیشرفت عقب می اندازد.
باید برای دست یابی به موفقیت، خود را باور کنید، روراست باشید و تمام نقاط قوت و ضعفتان را شناسایی کنید. روی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کرده و ضعفهایتان را برطرف کنید.
4⃣ شک و دودلی
شک و تردید خیلی بیصدا وارد قلب و ذهنتان می شود. شک ما را ترسو و بزدل می کند. شک سبب میشود بیدلیل نگران مسائلی باشیم که خیلی هم مهم نیستند؛ مثلاً بیدلیل می ترسیم توانایی کافی نداشته باشیم، پول کافی نداریم، در جایگاه مورد انتظار نیستیم و ...
شک ما را از هر چیزی می ترساند. مدام به ما یادآوری می کند اگر این تصمیم درست نباشد، چه؟ پس شک را از ذهن و قلبتان بیرون کنید تا تصمیم گیریهای بهتری داشته باشید.
5⃣ راحت طلبی
برای پیشرفت و حرکت رو به جلو باید تصمیم گیریهای درستی داشته باشیم. آسایش خاطری که از راحت طلبی به دست می آید، خیلی به طول نمی انجامد و مانع رشد و پیشرفتمان می شود. مواجهه با چالشها و توانایی حل مسائل، ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.
6⃣ عجول بودن
وقتی عجله می کنیم، به این نتیجه می رسیم هیچ توانایی نداریم. در این شرایط، باید خود را آرام کنیم، از مشغولیت ذهنی دور شویم و با تمرکز ، دقت و شجاعت تصمیم گیری کنیم.
بهتر است افکار منفی را کنار بگذارید زیرا آنها تمام انرژی و توانمان را می گیرند.
7⃣ بیتجربگی
یکی از عوامل تصمیم گیریهای نادرست، نبود تجربهی کافی در زندگی برای گرفتن تصمیمات مهم است.
منظور از تصمیم گیری سریع، تصمیم گیری عجولانه و بیبرنامه نیست. منظور این است تصمیم بگیرید تا تردید در تصمیم گیری را کنار بگذارید. باید مسائل مختلف را با دقت تحلیل کنید و در فرآیند تصمیم گیری، آگاهانه جلو بروید.
8⃣ تعدد نظرات
نیاز نیست از هر کسی برای تصمیم گیریهای خود نظرخواهی کنید. البته مشورت با افراد آگاه که به مسیر آشنایی دارند، کار بسیار خوبی است اما نیاز نیست درباره تردید در تصمیم گیری شما نظر بدهند و تنها ذهنتان را درگیر کنند.
9⃣ نداشتن اطلاعات کافی
گاهی اطلاعات ما برای تصمیم گیری درست کافی نیست. اگر برای تصمیم گیری اطلاعات کافی ندارید، قدم اول را بردارید و به اطلاعات منطقی دست یابید و با کنار گذاشتن تردید در تصمیم گیری به نتایج مطلوب دست یابید.
🔟 سماجت
گاهی تمام درک و منطق خود را از دست میدهیم و تصمیم گیری درباره کارهایی که حتماً باید انجام شوند را به تأخیر میاندازیم و تنها روی نکاتی تمرکز می کنیم که از منطق دور هستند.
منبع: theodysseyonline
@management_simple
💢 جای رئیسمان را بگیریم؟!
✅احتمالاً پاسخهایی که از ذهن بسیاری از ما میگذرد همانهاست که مدام در نکوهشاش حرف میزنیم: زیرآب زنی، دور زدن، استفاده از یک آشنای دُم کلفت، کارشکنی و ...
✅هر وزارتخانه و سازمان و نهاد و ادارهای بروید حتماً یکی دو نفر پیدا میشوند که حس می کنند رئیس فعلی حق آنها را خورده و صندلیشان را غصب کرده!
استثنایی هم ندارد. اگر خود ما آن نفر گله مند نباشیم حتماً یک نفر را میشناسیم که هر جا گوش ملی گیر بیاورد شروع می کند به نک و نال که حق من را ضایع کردهاند و این رئیس کار بلد نیست و دارد ظلم میکند و کشور را امثال او به قهقرا بردهاند.
✅ اما چاره چیست؟ بیشتر «مدیران» انتصابی هستند و اصولاً کسی نظر کارمند جماعت را نمیپرسد.
نمونههای شگفتانگیزی در همه این سالها داشتهایم که با التفات ویژه حتی وزیر شدهاند و بعد از پایان دورهشان چنان در دل این کشور هضم شده اند و از یادها گریختهاند که کسی صدایی از آنها نمیشنود و حتی در مورد حوزهای که مسئولیت داشتهاند و تجربه اندوختهاند کلمهای نمیگویند؛ نه انتقادی، نه پیشنهادی... گویی که به قول مهران مدیری در سریال مرد هزارچهره: «اشتباهی بوده اند»!
✅ صندلی های طلایی اندک اند. عموم مردم بر این باورند که نورچشمیها و ژن های خوب صاحب آن میشوند و میزان دانش و تجربه و دانش مدیریت، خیلی نقش اساسی در انتخاب صاحبان آنها ندارند.
درست یا غلط این باور هواداران بیشتری میان مردم کوچه و بازار دارد، اما پرسش کلیدی اینجاست که چطور میشود جای رئیس را گرفت؟
✅شیوههای سنتی تخریب، حسادت و شیطنت، زیرآب زنی و کارشکنی، شکایت بردن پیش این و آن و نامه نگاری با نهادهای بازرسی و ... شاید در مورد عده اندکی جواب بدهد، اما تجربه نشان داده است که بسیاری از مدیران چنان به منصب دل بستهاند که اگر میتوانستند هر روز صندلیشان را با خودشان به خانه می بردند، مبادا کسی روی آن بنشیند! به بعضی بازنشستهها نگاه کنید!
✅اگر از این شیوههای سنتی که البته مایه شرمساری هستند، پیروی نمیکنید پیشنهاد میکنم از این تاکتیک ژاپنی ها استفاده کنید. آنها میگویند: اگر میخواهی جای رئیسات را بگیری او را هل بده به سمت بالا برود!
یعنی به رئیسات کمک کن پیشرفت کند، پست بالاتری بگیرد و صندلیاش را برای تو خالی کند.
◀️ این ضرب المثل ساده شاید جانمایه تفاوت نگاه ایرانی- ژاپنی باشد.
اینکه به جای تلاش و کوشش و شب نخوابیدن و خون جگر خوردن در جدل بیپایان برای به زیر کشیدن رئیس و نشستن سر صندلیاش، اگر شایستگیاش را دارد به او کمک کنیم که رشد کند، به جاهای بزرگتر برود و صندلیاش برای ما خلوت شود. همین!
✍ احسان محمدی
کانال اموزه های سازمانی
@management_simple
✅احتمالاً پاسخهایی که از ذهن بسیاری از ما میگذرد همانهاست که مدام در نکوهشاش حرف میزنیم: زیرآب زنی، دور زدن، استفاده از یک آشنای دُم کلفت، کارشکنی و ...
✅هر وزارتخانه و سازمان و نهاد و ادارهای بروید حتماً یکی دو نفر پیدا میشوند که حس می کنند رئیس فعلی حق آنها را خورده و صندلیشان را غصب کرده!
استثنایی هم ندارد. اگر خود ما آن نفر گله مند نباشیم حتماً یک نفر را میشناسیم که هر جا گوش ملی گیر بیاورد شروع می کند به نک و نال که حق من را ضایع کردهاند و این رئیس کار بلد نیست و دارد ظلم میکند و کشور را امثال او به قهقرا بردهاند.
✅ اما چاره چیست؟ بیشتر «مدیران» انتصابی هستند و اصولاً کسی نظر کارمند جماعت را نمیپرسد.
نمونههای شگفتانگیزی در همه این سالها داشتهایم که با التفات ویژه حتی وزیر شدهاند و بعد از پایان دورهشان چنان در دل این کشور هضم شده اند و از یادها گریختهاند که کسی صدایی از آنها نمیشنود و حتی در مورد حوزهای که مسئولیت داشتهاند و تجربه اندوختهاند کلمهای نمیگویند؛ نه انتقادی، نه پیشنهادی... گویی که به قول مهران مدیری در سریال مرد هزارچهره: «اشتباهی بوده اند»!
✅ صندلی های طلایی اندک اند. عموم مردم بر این باورند که نورچشمیها و ژن های خوب صاحب آن میشوند و میزان دانش و تجربه و دانش مدیریت، خیلی نقش اساسی در انتخاب صاحبان آنها ندارند.
درست یا غلط این باور هواداران بیشتری میان مردم کوچه و بازار دارد، اما پرسش کلیدی اینجاست که چطور میشود جای رئیس را گرفت؟
✅شیوههای سنتی تخریب، حسادت و شیطنت، زیرآب زنی و کارشکنی، شکایت بردن پیش این و آن و نامه نگاری با نهادهای بازرسی و ... شاید در مورد عده اندکی جواب بدهد، اما تجربه نشان داده است که بسیاری از مدیران چنان به منصب دل بستهاند که اگر میتوانستند هر روز صندلیشان را با خودشان به خانه می بردند، مبادا کسی روی آن بنشیند! به بعضی بازنشستهها نگاه کنید!
✅اگر از این شیوههای سنتی که البته مایه شرمساری هستند، پیروی نمیکنید پیشنهاد میکنم از این تاکتیک ژاپنی ها استفاده کنید. آنها میگویند: اگر میخواهی جای رئیسات را بگیری او را هل بده به سمت بالا برود!
یعنی به رئیسات کمک کن پیشرفت کند، پست بالاتری بگیرد و صندلیاش را برای تو خالی کند.
◀️ این ضرب المثل ساده شاید جانمایه تفاوت نگاه ایرانی- ژاپنی باشد.
اینکه به جای تلاش و کوشش و شب نخوابیدن و خون جگر خوردن در جدل بیپایان برای به زیر کشیدن رئیس و نشستن سر صندلیاش، اگر شایستگیاش را دارد به او کمک کنیم که رشد کند، به جاهای بزرگتر برود و صندلیاش برای ما خلوت شود. همین!
✍ احسان محمدی
کانال اموزه های سازمانی
@management_simple
💢 در رفتارتان ثابت قدم باشید تا اعضای تیمتان بدانند چه انتظاری از شما داشتهباشند.
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢هوش پولساز
مجموعهای از مهارتهاست که به دست آوردن پول بیشتر منجر میشود. بخشی از این هوش، ذاتی و بخش مهمی از آن اکتسابی است. بخشهای ذاتی این هوش چندان قابل تغییر نیست مانند «قدرت حافظه»، اما بخشهای اکتسابی آن میتواند به عنوان مهارت فراگرفته شود.
مولفههای اکتسابی هوش پولساز عبارتند از:
✅ خیالپردازی :
افرادی که خیالپردازی بیشتری دارند احتمال بیشتری وجود دارد بتوانند یک کار و ایده جدید خلق کنند.تنها افراد معدودی به آن اهمیت میدهند و بیشتر بیتفاوت از کنار آن میگذرند. تفاوت افراد موفق در این است که به خیالپردازیهایشان جامه عمل میپوشانند.
✅ خلاقیت
یکی از مهمترین مولفههای هوش پولساز خلاقیت است. روزگاری برای کسب درآمد بالا چندان به خلاقیت نیاز نبود اما امروزه با افزایش جمعیت و رقابت در زمینههای مختلف شغلی و اجتماعی، نیاز به این ویژگی بیشتر احساس میشود.
✅ علاقه
اگر به کاری اشتغال دارید که علاقهای به انجام آن ندارید، هماکنون از آن کار دست بکشید! وقتی از کاری که به آن علاقه ندارید، دست میکشید، تمام انرژیتان صرف یافتن راهی برای یافتن شغل مورد علاقهتان میشود و جالب اینجاست که تمام ذهنتان درگیر این میشود که چه کاری برایتان مناسبتر است.
✅ جسارت
این ویژگی افرادی است که ترسهایشان را شناخته و بر آن غلبه کردهاند. ترسها بزرگترین موانع رهایی و پیشرفت انسان هستند. انسانهای بزرگ با ترسهایشان مواجه میشوند و انسانهای ضعیف از آن فرار میکنند.
✅ تمرکز
حال که هدفتان را مشخص کردهاید کافی است بر آن متمرکز شوید. به عوامل مزاحم اجازه ندهید به ذهنتان وارد شوند. تمام ابزار لازم برای رسیدن به هدفتان را جمعآوری کنید و تا رسیدن به هدف دست از تلاش برندارید. از تجربههایتان پلههایی برای بالارفتن بسازید و هرگز از شکست خوردن نترسید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
مجموعهای از مهارتهاست که به دست آوردن پول بیشتر منجر میشود. بخشی از این هوش، ذاتی و بخش مهمی از آن اکتسابی است. بخشهای ذاتی این هوش چندان قابل تغییر نیست مانند «قدرت حافظه»، اما بخشهای اکتسابی آن میتواند به عنوان مهارت فراگرفته شود.
مولفههای اکتسابی هوش پولساز عبارتند از:
✅ خیالپردازی :
افرادی که خیالپردازی بیشتری دارند احتمال بیشتری وجود دارد بتوانند یک کار و ایده جدید خلق کنند.تنها افراد معدودی به آن اهمیت میدهند و بیشتر بیتفاوت از کنار آن میگذرند. تفاوت افراد موفق در این است که به خیالپردازیهایشان جامه عمل میپوشانند.
✅ خلاقیت
یکی از مهمترین مولفههای هوش پولساز خلاقیت است. روزگاری برای کسب درآمد بالا چندان به خلاقیت نیاز نبود اما امروزه با افزایش جمعیت و رقابت در زمینههای مختلف شغلی و اجتماعی، نیاز به این ویژگی بیشتر احساس میشود.
✅ علاقه
اگر به کاری اشتغال دارید که علاقهای به انجام آن ندارید، هماکنون از آن کار دست بکشید! وقتی از کاری که به آن علاقه ندارید، دست میکشید، تمام انرژیتان صرف یافتن راهی برای یافتن شغل مورد علاقهتان میشود و جالب اینجاست که تمام ذهنتان درگیر این میشود که چه کاری برایتان مناسبتر است.
✅ جسارت
این ویژگی افرادی است که ترسهایشان را شناخته و بر آن غلبه کردهاند. ترسها بزرگترین موانع رهایی و پیشرفت انسان هستند. انسانهای بزرگ با ترسهایشان مواجه میشوند و انسانهای ضعیف از آن فرار میکنند.
✅ تمرکز
حال که هدفتان را مشخص کردهاید کافی است بر آن متمرکز شوید. به عوامل مزاحم اجازه ندهید به ذهنتان وارد شوند. تمام ابزار لازم برای رسیدن به هدفتان را جمعآوری کنید و تا رسیدن به هدف دست از تلاش برندارید. از تجربههایتان پلههایی برای بالارفتن بسازید و هرگز از شکست خوردن نترسید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢 ویژگی مدیران موفق ازنظر مدیر منابع انسانی لینکداین:
۱. رشد کارکنان
۲. مرور عملکرد
۳. بیان انتظارات
۴. کارآفرین پرور
۵. ریسک پذیری
۶. بیان استراتژی شرکت
۷. عمل به حرف
🖋از زبان مدیریت
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
۱. رشد کارکنان
۲. مرور عملکرد
۳. بیان انتظارات
۴. کارآفرین پرور
۵. ریسک پذیری
۶. بیان استراتژی شرکت
۷. عمل به حرف
🖋از زبان مدیریت
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢در سال ۲۰۰۱ یه زوج در برزیل تصمیم گرفتن که تا میتونن درخت بکارن تا جنگل نابودشدهی کنارشون رو بازسازی کنن. تا الان که ۲۰۱۹ هست موفق شدن ۲ میلیون درخت بکارن و جنگل نه تنها تا حد خوبی بازسازی شده، بسیاری از حیوانات هم برگشتن.
💡 انتخاب با ماست از خود چه چیز به یادگار بگذاریم
🖋از کارآفرین۲۴
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💡 انتخاب با ماست از خود چه چیز به یادگار بگذاریم
🖋از کارآفرین۲۴
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢روسا عامل ترک کار کارمندان هستند، نه شرایط کاری
🔸طبق تحقیق موسسه گالوپ، ۷۵ درصد از کارمندانی که شغل خود را عوض میکنند به دلیل عدم علاقه به موقعیت شغلی خود این تصمیم را نمیگیرند بلکه به خاطر عملکرد و برخورد روسایشان به این نتیجه میرسند.
هنگامی که کارمندان احساس کنند به کارشان بهایی داده نمیشود و از زحماتشان قدردانی نمیشود، خیلی طول نمیکشد که تصمیم به ترک شغل خود میگیرند و به دنبال موقعیت شغلی میگردند که در آن ارزش زحمات و تلاشهایشان بیشتر دانسته و ارج نهاده شود.
🔸به بیان دیگر، معمولا ریشهایترین علت ترک شغل کارمندان سوء مدیریت روسای آنها است. کارمندان پیش از آنکه به سازمانی که در آن شاغل هستند وفادار باشند به روسایشان پایبند هستند. در واقع کارمندان شغلشان را رها نمیکنند، آنها روسایشان را ترک میکنند.
🔸بسیاری از مدیران فکر میکنند کارمندان به دلیل دریافت منظم حقوقشان خود به خود به کار پایبندند و در شرکت ماندگار میشوند. اما حقیقت این است که وفاداری به شغل، مانند کالا قابل خریداری نیست بلکه باید آن را کسب کرد و به دست آورد. حقوق، مزایا و حتی اجرای خوب و دقیق تکنیکهای تیمسازی و مدیریت گروههای کاری منتج به ماندگاری کارمندان و وفاداری آنها به کارشان نخواهد شد اگر با آنها به درستی رفتار نشود.
🔸چنانچه نرخ ترک شغل در شرکتتان روندی صعودی دارد، وقت آن رسیده است که نگاهی به آینه بیندازید تا علت این مساله را ببینید.
ریچارد برانسون میگوید: با آموزش دادن به کارمندان و تربیت آنان این احتمال وجود دارد که شغل خود را ترک کنند. لازم است با آنها رفتار شایستهای داشته باشید تا چنین تصمیمی نگیرند.
🔸برای افزایش وفاداری کارکنانتان باید توجه بیشتری به نحوه رفتار خود با آنها داشته باشید و نکات زیر را با دقت رعایت کنید:
▪️با کارکنان خود مانند ماشین رفتار نکنید. به آنها اطمینان دهید که به تعادل بین زندگی کاری و فردی آنها اهمیت میدهید.
▪️برای کارمندانتان فرصت پیشرفت فراهم کنید. همواره تلاش کنید راههایی پیش رویشان قرار دهید که بتوانند رشد کنند.
▪️همیشه به تلاشها و دستاوردهای کارمندانتان توجه کنید. همه دوست دارند که از کوششها و نتایج کارشان قدردانی شود.
▪️از مدیریت میکروسکوپی پرهیز کنید. به کارمندانتان اعتماد داشته باشید و به آنها در انجام کارها و وظایفی که به عهده شان گذاشتهاید استقلال عمل بدهید.
▪️از برگزاری دورههای آموزش ضمن خدمت برای کارکنانتان غافل نمانید. آموزش کارکنان تعهد شرکت به تعالی فردی و شغلی آنها را نشان میدهد.
▪️ابراز همدردی خود را از کارمندانتان دریغ نکنید. به آنها نشان دهید که به مسائل و مشکلات آنها اهمیت میدهید.
توجه به این ماجرای کوتاه و واقعی اهمیت همدردی با کارکنان را به شما نشان خواهد داد. روزی یکی از دوستانم این پیام را برای من ارسال کرد:
▪️با کارمندانتان مدام در ارتباطی سازنده باشید و راههای ارتباطی خود را با آنها مسدود نکنید. این فضا را برای آنها ایجاد کنید که بتوانند آزادانه نظراتشان را با شما در میان بگذارند و بازخوردهای خود را اظهار کنند.
🔸فراموش نکنید که وفاداری، خیابانی دو طرفه است. اگر میخواهید کارمندان وفاداری داشته باشید، این شما هستید که باید گام نخست را بردارید و وفاداری خود را به آنها نشان دهید. کارمندانتان نیمی از زمان خود را در محیط کار سپری میکنند، بنابراین انتظار زیادی نیست اگر توقع داشته باشند که قدر و منزلتشان حفظ شود و تلاشهایشان مورد توجه و قدردانی قرار گیرد. اگر انتظار بهترینها را از کارمندانتان دارید باید با آنها به شایستگی رفتار کنید.
🖋 Brigette Hyacinth
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🔸طبق تحقیق موسسه گالوپ، ۷۵ درصد از کارمندانی که شغل خود را عوض میکنند به دلیل عدم علاقه به موقعیت شغلی خود این تصمیم را نمیگیرند بلکه به خاطر عملکرد و برخورد روسایشان به این نتیجه میرسند.
هنگامی که کارمندان احساس کنند به کارشان بهایی داده نمیشود و از زحماتشان قدردانی نمیشود، خیلی طول نمیکشد که تصمیم به ترک شغل خود میگیرند و به دنبال موقعیت شغلی میگردند که در آن ارزش زحمات و تلاشهایشان بیشتر دانسته و ارج نهاده شود.
🔸به بیان دیگر، معمولا ریشهایترین علت ترک شغل کارمندان سوء مدیریت روسای آنها است. کارمندان پیش از آنکه به سازمانی که در آن شاغل هستند وفادار باشند به روسایشان پایبند هستند. در واقع کارمندان شغلشان را رها نمیکنند، آنها روسایشان را ترک میکنند.
🔸بسیاری از مدیران فکر میکنند کارمندان به دلیل دریافت منظم حقوقشان خود به خود به کار پایبندند و در شرکت ماندگار میشوند. اما حقیقت این است که وفاداری به شغل، مانند کالا قابل خریداری نیست بلکه باید آن را کسب کرد و به دست آورد. حقوق، مزایا و حتی اجرای خوب و دقیق تکنیکهای تیمسازی و مدیریت گروههای کاری منتج به ماندگاری کارمندان و وفاداری آنها به کارشان نخواهد شد اگر با آنها به درستی رفتار نشود.
🔸چنانچه نرخ ترک شغل در شرکتتان روندی صعودی دارد، وقت آن رسیده است که نگاهی به آینه بیندازید تا علت این مساله را ببینید.
ریچارد برانسون میگوید: با آموزش دادن به کارمندان و تربیت آنان این احتمال وجود دارد که شغل خود را ترک کنند. لازم است با آنها رفتار شایستهای داشته باشید تا چنین تصمیمی نگیرند.
🔸برای افزایش وفاداری کارکنانتان باید توجه بیشتری به نحوه رفتار خود با آنها داشته باشید و نکات زیر را با دقت رعایت کنید:
▪️با کارکنان خود مانند ماشین رفتار نکنید. به آنها اطمینان دهید که به تعادل بین زندگی کاری و فردی آنها اهمیت میدهید.
▪️برای کارمندانتان فرصت پیشرفت فراهم کنید. همواره تلاش کنید راههایی پیش رویشان قرار دهید که بتوانند رشد کنند.
▪️همیشه به تلاشها و دستاوردهای کارمندانتان توجه کنید. همه دوست دارند که از کوششها و نتایج کارشان قدردانی شود.
▪️از مدیریت میکروسکوپی پرهیز کنید. به کارمندانتان اعتماد داشته باشید و به آنها در انجام کارها و وظایفی که به عهده شان گذاشتهاید استقلال عمل بدهید.
▪️از برگزاری دورههای آموزش ضمن خدمت برای کارکنانتان غافل نمانید. آموزش کارکنان تعهد شرکت به تعالی فردی و شغلی آنها را نشان میدهد.
▪️ابراز همدردی خود را از کارمندانتان دریغ نکنید. به آنها نشان دهید که به مسائل و مشکلات آنها اهمیت میدهید.
توجه به این ماجرای کوتاه و واقعی اهمیت همدردی با کارکنان را به شما نشان خواهد داد. روزی یکی از دوستانم این پیام را برای من ارسال کرد:
▪️با کارمندانتان مدام در ارتباطی سازنده باشید و راههای ارتباطی خود را با آنها مسدود نکنید. این فضا را برای آنها ایجاد کنید که بتوانند آزادانه نظراتشان را با شما در میان بگذارند و بازخوردهای خود را اظهار کنند.
🔸فراموش نکنید که وفاداری، خیابانی دو طرفه است. اگر میخواهید کارمندان وفاداری داشته باشید، این شما هستید که باید گام نخست را بردارید و وفاداری خود را به آنها نشان دهید. کارمندانتان نیمی از زمان خود را در محیط کار سپری میکنند، بنابراین انتظار زیادی نیست اگر توقع داشته باشند که قدر و منزلتشان حفظ شود و تلاشهایشان مورد توجه و قدردانی قرار گیرد. اگر انتظار بهترینها را از کارمندانتان دارید باید با آنها به شایستگی رفتار کنید.
🖋 Brigette Hyacinth
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢 حرف هایی که در جمع خانوادگی نباید زد:
1.از بحثهای حساس مثل نظر دادن در مورد قیافه و چهره افراد خودداری کنید.
2.بحث ها و مسائل سیاسی و حزبی را مطلقا کنار بگذارید.
3.جوکهای نامناسب به عفت کلام ما لطمه می زند. (بخصوص جوک در مورد قومیتها و اقلیتها)
4.فاش کردن اسرار و رازهای دیگران (بخصوص اگر رازی را پیش شما امانت گذاشته اند)
5.بحث های بی فایده در خصوص اشتباهات و خطاهای دیگران که معلوم نیست علت و مقصر آن کیست و چرا خطا رخ داده است.
و خیلی حرفهای دیگری که مثل تیر قلبها را زخمی می کند و روابط را تیره و تار می کند.
👈این مهارت کلامی هم تمرین می خواهد اما خیلی ارزشمند است.
👈اگر مهارت کلامی را ارتقاء دهید, استرس هم کاهش می یابد.
✍دکتر ا.ترابی پور
@management_simple
1.از بحثهای حساس مثل نظر دادن در مورد قیافه و چهره افراد خودداری کنید.
2.بحث ها و مسائل سیاسی و حزبی را مطلقا کنار بگذارید.
3.جوکهای نامناسب به عفت کلام ما لطمه می زند. (بخصوص جوک در مورد قومیتها و اقلیتها)
4.فاش کردن اسرار و رازهای دیگران (بخصوص اگر رازی را پیش شما امانت گذاشته اند)
5.بحث های بی فایده در خصوص اشتباهات و خطاهای دیگران که معلوم نیست علت و مقصر آن کیست و چرا خطا رخ داده است.
و خیلی حرفهای دیگری که مثل تیر قلبها را زخمی می کند و روابط را تیره و تار می کند.
👈این مهارت کلامی هم تمرین می خواهد اما خیلی ارزشمند است.
👈اگر مهارت کلامی را ارتقاء دهید, استرس هم کاهش می یابد.
✍دکتر ا.ترابی پور
@management_simple
💢پژوهش ها ثابت کرده اند که انسان در شب، بیشترین خلاقیت و در روز حداقل خلاقیتش را از خود نشان می دهد.
اگر ایده پرداز هستید یا کار هنری انجام می دهید بهتر است کارهایتان را به شب موکول کنید !
کانال تحلیل رفتار متقابل
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
اگر ایده پرداز هستید یا کار هنری انجام می دهید بهتر است کارهایتان را به شب موکول کنید !
کانال تحلیل رفتار متقابل
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢 نحوه برخورد با مشکلات در محیط و تیم کاری
مشکلات محیط کار همواره وجود دارند و بیش از همه کارمندان با پشتکار و حرفهای را اذیت میکنند. این افراد پس از مدتی کار کردن در شرکتهایی با فضایی مسموم، علاقه و اشتیاق خود را از دست میدهند و دیگر توانایی روزهای ابتدایی را نخواهند داشت. شاید شما هم از محیط کار خود راضی نباشید؛ اما از شغل و کلیت شرکت راضی و به آن علاقهمند هستید. در این مواقع اکثرا متوجه میشوید که اشکال کار از تیمتان است. کی از دلایل اصلی عدم کارآمدی تیمها، اختلال عملکرد است. این ایراد مانند یک صدای مزاحم در تیمها وجود دارد و به ارتباطات و تعاملات صدمه میزند. شاید این اختلال در تیم شما بهقدری نباشد که تصمیم به ترک کار بگیرید. در عین حال باید مراقب آن باشید و راه حلی برای برطرف کردنش پیدا کنید تا بهمرور موجب نفرت شما از تیم و شرکت نشود.
پیش از پیدا کردن نهایی مشکل، باید نشانههای آن را در تیم خود پیدا کنید. ایرادات و دشواریهای تکرارشونده میتواند سرنخ خوبی باشد. اگر افراد به نظر یکدیگر احترام نمیگذارند، جلسات منظم ندارند، روش انجام کارها را فراموش میکنند یا از انتظارت بیش از حد دپارتمانهای دیگر خسته میشوند، میتوان گفت اولین نشانهها از اختلال عملکرد در حال شکلگیری هستند.
پس از پیدا کردن مشکل، باید به دنبال راهحلهایی باشید که شخصا توانایی انجام آنها را دارید. به بیان دیگر، باید نگران آن مواردی باشید که خودتان میتوانید تغییر دهید و این تغییر در مسیر حل مشکل باشد.
برخی مواقع به نقطهای میرسید که راه حلی برای آن ندارید. به عبارتی متوجه میشوید که نمیتوان کاری برای شرایط موجود انجام داد. در این مرحله بهتر است به فکر پیشرفت تشخصی خود باشید. تلاش کنید از شرایط موجود درس بگیرید و خودتان را بهبود دهید. شاید تیم فعلی، شما را برای سختیهای بعدی زندگی آمادهتر کند.
در آخرین مرحله اگر نمیتوانید تغییری ایجاد کنید و متوجه میشوید که تیم و شغل فعلی در بلندمدت برای شما مضر است، باید به فکر تغییر شغل و محیط کار باشید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
مشکلات محیط کار همواره وجود دارند و بیش از همه کارمندان با پشتکار و حرفهای را اذیت میکنند. این افراد پس از مدتی کار کردن در شرکتهایی با فضایی مسموم، علاقه و اشتیاق خود را از دست میدهند و دیگر توانایی روزهای ابتدایی را نخواهند داشت. شاید شما هم از محیط کار خود راضی نباشید؛ اما از شغل و کلیت شرکت راضی و به آن علاقهمند هستید. در این مواقع اکثرا متوجه میشوید که اشکال کار از تیمتان است. کی از دلایل اصلی عدم کارآمدی تیمها، اختلال عملکرد است. این ایراد مانند یک صدای مزاحم در تیمها وجود دارد و به ارتباطات و تعاملات صدمه میزند. شاید این اختلال در تیم شما بهقدری نباشد که تصمیم به ترک کار بگیرید. در عین حال باید مراقب آن باشید و راه حلی برای برطرف کردنش پیدا کنید تا بهمرور موجب نفرت شما از تیم و شرکت نشود.
پیش از پیدا کردن نهایی مشکل، باید نشانههای آن را در تیم خود پیدا کنید. ایرادات و دشواریهای تکرارشونده میتواند سرنخ خوبی باشد. اگر افراد به نظر یکدیگر احترام نمیگذارند، جلسات منظم ندارند، روش انجام کارها را فراموش میکنند یا از انتظارت بیش از حد دپارتمانهای دیگر خسته میشوند، میتوان گفت اولین نشانهها از اختلال عملکرد در حال شکلگیری هستند.
پس از پیدا کردن مشکل، باید به دنبال راهحلهایی باشید که شخصا توانایی انجام آنها را دارید. به بیان دیگر، باید نگران آن مواردی باشید که خودتان میتوانید تغییر دهید و این تغییر در مسیر حل مشکل باشد.
برخی مواقع به نقطهای میرسید که راه حلی برای آن ندارید. به عبارتی متوجه میشوید که نمیتوان کاری برای شرایط موجود انجام داد. در این مرحله بهتر است به فکر پیشرفت تشخصی خود باشید. تلاش کنید از شرایط موجود درس بگیرید و خودتان را بهبود دهید. شاید تیم فعلی، شما را برای سختیهای بعدی زندگی آمادهتر کند.
در آخرین مرحله اگر نمیتوانید تغییری ایجاد کنید و متوجه میشوید که تیم و شغل فعلی در بلندمدت برای شما مضر است، باید به فکر تغییر شغل و محیط کار باشید.
🖋آکادمی مدیریت حرفه ای
مدیریت به زبان ساده
@management_simple
💢ویژگیهای فرد تعلل کار
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
💢تکنیکهایی برای جلوگیری از تعلل
۱) آگاهی: دلایل به تعویق انداختن کارها، رفتارها و تفکراتی که باعث تنبلی شما میشود را بشناسید.
۲) ارزیابی: چه احساسهایی منجر به تاخیر در انجام کارها میشود؟ آیا حس مثبت و اثر بخشی هستند: تمایل به تغییر آنها دارید؟
۳) دیدگاه: رویکرد خودتان را تغییر دهید. کارهای بزرگ را با دید قطعههای پازل کوچک ببینید تا هراس کمتری داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشید که کدام قسمت انجام کار برایتان جدا از نتیجه جذابیت دارد.
۴) تعهد و شروع کار: اگر واقعا احساس درماندگی در انجام کارها و وظایف میکنید، سعی کنید از کارهای کوچکتر شروع کنید و آنها را بنویسید. زمانی که کارها را تمام کردید، به خودتان پاداش بدهید. در لیست برنامه خود نیز تنها وظایفی را یادداشت کنید که در واقع، میتوانید انجام دهید و اگر آنها را نوشته اید، تلاش کنید که آنها را انجام دهید. با این کار، در خود اعتمادی دوباره ایجاد میکنید که میتوانید هر آنچه را که میخواهید انجام دهید و از تعویق انداختن کارها نیز جلوگیری میکنید.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
۱) آگاهی: دلایل به تعویق انداختن کارها، رفتارها و تفکراتی که باعث تنبلی شما میشود را بشناسید.
۲) ارزیابی: چه احساسهایی منجر به تاخیر در انجام کارها میشود؟ آیا حس مثبت و اثر بخشی هستند: تمایل به تغییر آنها دارید؟
۳) دیدگاه: رویکرد خودتان را تغییر دهید. کارهای بزرگ را با دید قطعههای پازل کوچک ببینید تا هراس کمتری داشته باشید. این نکته را در نظر داشته باشید که کدام قسمت انجام کار برایتان جدا از نتیجه جذابیت دارد.
۴) تعهد و شروع کار: اگر واقعا احساس درماندگی در انجام کارها و وظایف میکنید، سعی کنید از کارهای کوچکتر شروع کنید و آنها را بنویسید. زمانی که کارها را تمام کردید، به خودتان پاداش بدهید. در لیست برنامه خود نیز تنها وظایفی را یادداشت کنید که در واقع، میتوانید انجام دهید و اگر آنها را نوشته اید، تلاش کنید که آنها را انجام دهید. با این کار، در خود اعتمادی دوباره ایجاد میکنید که میتوانید هر آنچه را که میخواهید انجام دهید و از تعویق انداختن کارها نیز جلوگیری میکنید.
🖋آکادمی مدیریت منابع انسانی
@management_simple
💢 راهکارهایی برای اعلان افزایش قیمت
1️⃣ به مشتری زمان دهید (سراب زمان)
🔻 منظور از سراب زمان در واقع زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید می باشد تا از این طریق زمان کافی برای ایجاد تغییر در سیستم های اطلاعاتی و همچنین فرصت اجرایی کردن حداقل یک سفارش خرید دیگر از شما با قیمت فعلی را داشته باشند.
2️⃣ با کسی به عنوان نورچشمی برخورد نکنید
🔺 یکپارچگی در قیمت گذاری همیشه مسئله ای حیاتی بوده و هست، اما این مهم در دوره افزایش قیمت ها از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می شود. پس فراموش نکنید که هرگز نباید بین برخی از مشتریان خاص خود با دیگر مشتریان تفاوت قائل شده یا حداقل اجازه دهید کسی به تفاوت قائل شده پی ببرد. سطوح متفاوت قیمتی تا زمانی صحیح و پذیرفته شده است که بصورت منطقی قابل دفاع باشد تا آن مشتری که از قیمت پایین تر نسبت به دیگری برخوردار نمی شود، بتواند تفاوت قیمت را درک کرده و آن را بپذیرد.
3️⃣ اجازه ندهید مشتری با دریافت پیش فاکتور پی به افزایش قیمت ببرد
🔻 هرگونه تغییر در قیمت گذاری محصولات و خدمات باید از طرف یکی از مدیران اجرایی یا یک مقام سطح بالای سازمانی اعلام شود. به عبارتی این افزایش قیمت باید زمانی در پیش فاکتور مشتریان اعمال شود که همه بخش های مرتبط سازمان، پیشتر از آن مطلع شده باشند. یعنی قبل از ارسال پیش فاکتور برای مشتری، اعلانی نسبت به این افزایش قیمت به مشتری داده باشید.
4️⃣ توجه داشته باشید که تمام فروشندگان حتما از زمانی اعمال افزایش قیمت اطلاع داشته باشند
🔺 یکی از مهمترین موارد ایجاد نابسمانی و تعارض بین سازمان و مشتریان آن زمانی است که مشتری اخبار و اطلاعات ضد و نقیضی از بخش های مختلف سازمان دریافت کند. هر شخصی در بخش خدمات مشتری سازمان باید حتما از افزایش قیمت مورد نظر اطلاع داشته باشد، دلیل آن را بداند و از شرایط اجرای آن هم مطلع باشد. همچنین این اشخاص باید آموزش های لازم در رابطه با سوالات متداول مشتریان درباره این افزایش قیمت را دیده باشند یا پاسخ هایی از پیش آماده شده را در اختیار داشته باشند و نسبت به ارائه آن به مشتری بصورت شفاهی آمادگی لازم را داشته باشند.
5️⃣ به افزایش قیمت مورد نظر باور داشته باشید
🔻 به منظور دریافت مبلغی که ارزش دارید، باید مبلغی که ارزش دارید را مطالبه کنید. هرچند این چیزی نیست که بتوان بصورت مستقیم درباره آن با مشتری صحبت کرد، اما در واقع چیزی است بین شرکت های خوب و خوبتر بازار تفاوت های حائز اهمیتی را ایجاد می کند.
6️⃣ پیروی از سیاست درهای باز را مد نظر داشته باشید
🔺 هر زمان که یک افزایش قیمت اجرا می شود، بسیار مهم است که همه مدیران ارشد آمادگی دریافت و پاسخگویی تماس تلفنی مشتریان را داشته و همچنین بتوانند با برخی از مشتریان خاص بصورت اختصاصی تماس تلفنی برقرار کنند. برای مشتریان شما هیچ چیزی مهم تر از این نیست که ببینند مدیران مربوطه شرکت آمادگی پاسخگویی تلفنی به آنها را دارند و نسبت به افزایش قیمت اعمال شده مسئولیت پذیر هستند.
7️⃣ پیش از افزایش قیمت و پس از آن، الگوهای خرید مشتریان را زیر نظر بگیرید
🔻 خیلی مهم است که هرگونه تغییر در این الگوها را خیلی زودتر از زمانی که دیر شود، متوجه شده و اقدام مقتضی را در رابطه با آنها انجام دهید.
🖋زبان مدیریت
@management_simple
1️⃣ به مشتری زمان دهید (سراب زمان)
🔻 منظور از سراب زمان در واقع زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید می باشد تا از این طریق زمان کافی برای ایجاد تغییر در سیستم های اطلاعاتی و همچنین فرصت اجرایی کردن حداقل یک سفارش خرید دیگر از شما با قیمت فعلی را داشته باشند.
2️⃣ با کسی به عنوان نورچشمی برخورد نکنید
🔺 یکپارچگی در قیمت گذاری همیشه مسئله ای حیاتی بوده و هست، اما این مهم در دوره افزایش قیمت ها از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می شود. پس فراموش نکنید که هرگز نباید بین برخی از مشتریان خاص خود با دیگر مشتریان تفاوت قائل شده یا حداقل اجازه دهید کسی به تفاوت قائل شده پی ببرد. سطوح متفاوت قیمتی تا زمانی صحیح و پذیرفته شده است که بصورت منطقی قابل دفاع باشد تا آن مشتری که از قیمت پایین تر نسبت به دیگری برخوردار نمی شود، بتواند تفاوت قیمت را درک کرده و آن را بپذیرد.
3️⃣ اجازه ندهید مشتری با دریافت پیش فاکتور پی به افزایش قیمت ببرد
🔻 هرگونه تغییر در قیمت گذاری محصولات و خدمات باید از طرف یکی از مدیران اجرایی یا یک مقام سطح بالای سازمانی اعلام شود. به عبارتی این افزایش قیمت باید زمانی در پیش فاکتور مشتریان اعمال شود که همه بخش های مرتبط سازمان، پیشتر از آن مطلع شده باشند. یعنی قبل از ارسال پیش فاکتور برای مشتری، اعلانی نسبت به این افزایش قیمت به مشتری داده باشید.
4️⃣ توجه داشته باشید که تمام فروشندگان حتما از زمانی اعمال افزایش قیمت اطلاع داشته باشند
🔺 یکی از مهمترین موارد ایجاد نابسمانی و تعارض بین سازمان و مشتریان آن زمانی است که مشتری اخبار و اطلاعات ضد و نقیضی از بخش های مختلف سازمان دریافت کند. هر شخصی در بخش خدمات مشتری سازمان باید حتما از افزایش قیمت مورد نظر اطلاع داشته باشد، دلیل آن را بداند و از شرایط اجرای آن هم مطلع باشد. همچنین این اشخاص باید آموزش های لازم در رابطه با سوالات متداول مشتریان درباره این افزایش قیمت را دیده باشند یا پاسخ هایی از پیش آماده شده را در اختیار داشته باشند و نسبت به ارائه آن به مشتری بصورت شفاهی آمادگی لازم را داشته باشند.
5️⃣ به افزایش قیمت مورد نظر باور داشته باشید
🔻 به منظور دریافت مبلغی که ارزش دارید، باید مبلغی که ارزش دارید را مطالبه کنید. هرچند این چیزی نیست که بتوان بصورت مستقیم درباره آن با مشتری صحبت کرد، اما در واقع چیزی است بین شرکت های خوب و خوبتر بازار تفاوت های حائز اهمیتی را ایجاد می کند.
6️⃣ پیروی از سیاست درهای باز را مد نظر داشته باشید
🔺 هر زمان که یک افزایش قیمت اجرا می شود، بسیار مهم است که همه مدیران ارشد آمادگی دریافت و پاسخگویی تماس تلفنی مشتریان را داشته و همچنین بتوانند با برخی از مشتریان خاص بصورت اختصاصی تماس تلفنی برقرار کنند. برای مشتریان شما هیچ چیزی مهم تر از این نیست که ببینند مدیران مربوطه شرکت آمادگی پاسخگویی تلفنی به آنها را دارند و نسبت به افزایش قیمت اعمال شده مسئولیت پذیر هستند.
7️⃣ پیش از افزایش قیمت و پس از آن، الگوهای خرید مشتریان را زیر نظر بگیرید
🔻 خیلی مهم است که هرگونه تغییر در این الگوها را خیلی زودتر از زمانی که دیر شود، متوجه شده و اقدام مقتضی را در رابطه با آنها انجام دهید.
🖋زبان مدیریت
@management_simple
💢چرا رویای برخی انسانها محقق نمیشود؟
محققان دانشگاه هاروارد در مطالعهای به نام "شادی خود را دنبال کنید"
رفتار 2250 بزرگسال را تحلیل کرده و کشف کردند که...
46.9 درصد از وقت مردم، صرف فکر کردن به مسائلی غیر از آنچه در حال انجامش هستند میشود. در نتیجه، ..
ذهن انسان یک ذهن سرگردان میشود و ذهن سرگردان ذهنی ناراحت است كه عدم تمرکز را تشديد میکند.
به عبارت دیگر، وقتی انسانی تمرکز ندارد، علاوه بر اینکه ضربالاجلهای کاری را از دست میدهد، به رویاهایی هم که دارد نمیتواند برسد.
🖋کانال زبان مدیریت
@management_simple
محققان دانشگاه هاروارد در مطالعهای به نام "شادی خود را دنبال کنید"
رفتار 2250 بزرگسال را تحلیل کرده و کشف کردند که...
46.9 درصد از وقت مردم، صرف فکر کردن به مسائلی غیر از آنچه در حال انجامش هستند میشود. در نتیجه، ..
ذهن انسان یک ذهن سرگردان میشود و ذهن سرگردان ذهنی ناراحت است كه عدم تمرکز را تشديد میکند.
به عبارت دیگر، وقتی انسانی تمرکز ندارد، علاوه بر اینکه ضربالاجلهای کاری را از دست میدهد، به رویاهایی هم که دارد نمیتواند برسد.
🖋کانال زبان مدیریت
@management_simple
💢راهکارهایی برای شروع کسبوکار در شرایط دشوار اقتصادی
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
منبع: Investopedia
@management_simple
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
منبع: Investopedia
@management_simple