چشمات .
میدونی عادتمه که توی چشمات نگاه کنم و غرق دنیای سیاه و براق چشمات بشم؟
فقط بذار من غرق بشوم
غرق چشمای مشکیت که با هربار باز و بسته کردن چشمای پرستیدنیت مژه های بلندت به پرواز درمیان و بلندتر میشن ، روح من برای بوسیدن دوتا مژه های شکسته و بلندت پر میکشه تا بتونه فقط حتی برای ثانیه ای چشماتو لمس کنه، آخه میدونی چرا؟
بذار بهت بگم .. چشمان تو مثل پناهگاه گرمی است که میتوانم برای سالیان سال خودم را درچشمانت زندانی کنم و از پشت تیله مانند چشمات به دید تو به دنیای بزرگ و بی رحم خیره بشم شاید کمتر درد بکشم
من فقط میخوام توی چشمای تو خیره و خلاصه بشوم
هر گاه که به چشمات فکر میکنم تنفس کشیدن اکسیژن هوای چشمات رو یادم میره و میخوام همان موقع تمامم رو برای چشمانت بدم
چشمات ، تمام مقدساتمه و من چشمات رو معبد مشکی رنگی میسازم که متعلق به منه 3>
هر روز معبد مقدس چشماتو که برای من حکم آرامش ابدی رو داره رو عبادت میکنم آرام میشم ، تنها اگر به چشمات نگاه کنم
قصه ای از چشمانت گفتم ، چشمات..چشمات..چشمات اون دوتا کهکشان مشکی رنگ و مقدست که مرا مست خود کرده است .
میدونی عادتمه که توی چشمات نگاه کنم و غرق دنیای سیاه و براق چشمات بشم؟
فقط بذار من غرق بشوم
غرق چشمای مشکیت که با هربار باز و بسته کردن چشمای پرستیدنیت مژه های بلندت به پرواز درمیان و بلندتر میشن ، روح من برای بوسیدن دوتا مژه های شکسته و بلندت پر میکشه تا بتونه فقط حتی برای ثانیه ای چشماتو لمس کنه، آخه میدونی چرا؟
بذار بهت بگم .. چشمان تو مثل پناهگاه گرمی است که میتوانم برای سالیان سال خودم را درچشمانت زندانی کنم و از پشت تیله مانند چشمات به دید تو به دنیای بزرگ و بی رحم خیره بشم شاید کمتر درد بکشم
من فقط میخوام توی چشمای تو خیره و خلاصه بشوم
هر گاه که به چشمات فکر میکنم تنفس کشیدن اکسیژن هوای چشمات رو یادم میره و میخوام همان موقع تمامم رو برای چشمانت بدم
چشمات ، تمام مقدساتمه و من چشمات رو معبد مشکی رنگی میسازم که متعلق به منه 3>
هر روز معبد مقدس چشماتو که برای من حکم آرامش ابدی رو داره رو عبادت میکنم آرام میشم ، تنها اگر به چشمات نگاه کنم
قصه ای از چشمانت گفتم ، چشمات..چشمات..چشمات اون دوتا کهکشان مشکی رنگ و مقدست که مرا مست خود کرده است .
امروز، روزی هست که متولد شدی.
روزی که یه فرشته پا به این زمین گذاشت میون اینهمه زیبایی که در دنیا وجود داره تو شدی زیباترین برای من.
امروز یک سال دیگه بزرگتر میشی، بالغ تر و زیباتر، امروز برای تو ساخته شده نیکان من، من برای تولدهای بقیه یا دیر میرسم یا اینکه کلا نمیرسم اما تولد تو از ۶ روز پیش برنامه ریزی کرده بودم و انتظار میکشیدم تا این روز مقدس برسه، من بیشتر از هر دقیقه خوشحالترم درکنار تو، با تو انگار ترسی درونم وجود نداره و من ناراحت نیستم ، تمومش به سمت دیگه ای پرواز کردن و فقط روح آرامش بخش توست که درون من، در گوشه ای از قلب کوچولوم که همیشه تورو فریاد میزنه بمون و هیچوقت از اونجا بیرون نیا، امروز میخوام تو خوشحال ترین باشی و هیچ چیزی نتونه مال من رو ناراحت کنه ، میخوام تا آخرین روز که روز توست کنارت بمونم و باهمدیگه شاهد اتفاق قشنگ و لبخندهای بوسیدنی تو باشیم، همینجور ادامه بدیم؟ تا بی نهایت..تا انتهای این زندگی، تا جایی که بریم و هیچوقت دستای منو ول نکنی.
آرامش قلبم، از امروز که تولد توست تا روز تولد من، از مرگ تموم غصه هایی که تورو ناراحت کردن تا خوشحالی ابدی که توی چهره بینقص تو حاکم بشه، از دست به دست دادن ابرهای سفید که درکنار همدیگه قرار گرفتن تا آسمان پاک آبی، از لبخندهای پرستیدنی تو تا مژه های بلند و بوسیدنیت و از وجود تو تا وجود من همیشه کنارت میمونم و دوست دارم.
زادروزت مبارک تمام قلب من،،
روزی که یه فرشته پا به این زمین گذاشت میون اینهمه زیبایی که در دنیا وجود داره تو شدی زیباترین برای من.
امروز یک سال دیگه بزرگتر میشی، بالغ تر و زیباتر، امروز برای تو ساخته شده نیکان من، من برای تولدهای بقیه یا دیر میرسم یا اینکه کلا نمیرسم اما تولد تو از ۶ روز پیش برنامه ریزی کرده بودم و انتظار میکشیدم تا این روز مقدس برسه، من بیشتر از هر دقیقه خوشحالترم درکنار تو، با تو انگار ترسی درونم وجود نداره و من ناراحت نیستم ، تمومش به سمت دیگه ای پرواز کردن و فقط روح آرامش بخش توست که درون من، در گوشه ای از قلب کوچولوم که همیشه تورو فریاد میزنه بمون و هیچوقت از اونجا بیرون نیا، امروز میخوام تو خوشحال ترین باشی و هیچ چیزی نتونه مال من رو ناراحت کنه ، میخوام تا آخرین روز که روز توست کنارت بمونم و باهمدیگه شاهد اتفاق قشنگ و لبخندهای بوسیدنی تو باشیم، همینجور ادامه بدیم؟ تا بی نهایت..تا انتهای این زندگی، تا جایی که بریم و هیچوقت دستای منو ول نکنی.
آرامش قلبم، از امروز که تولد توست تا روز تولد من، از مرگ تموم غصه هایی که تورو ناراحت کردن تا خوشحالی ابدی که توی چهره بینقص تو حاکم بشه، از دست به دست دادن ابرهای سفید که درکنار همدیگه قرار گرفتن تا آسمان پاک آبی، از لبخندهای پرستیدنی تو تا مژه های بلند و بوسیدنیت و از وجود تو تا وجود من همیشه کنارت میمونم و دوست دارم.
زادروزت مبارک تمام قلب من،،
وقتی سلولهایم تورا فریاد میزنند.
وقتی آسمان آبی برای تو نور افشانی میکند.
وقتی کلمه زیبا درکنار تو کوچک است و تو زیباترین مخلوق جهانی.
وقتی من نیازمندم به بغل های آرامش بخشت.
وقتی روح کوچکم به بودن درکنارت نیازمنده.
وقتی آسمان آبی برای تو نور افشانی میکند.
وقتی کلمه زیبا درکنار تو کوچک است و تو زیباترین مخلوق جهانی.
وقتی من نیازمندم به بغل های آرامش بخشت.
وقتی روح کوچکم به بودن درکنارت نیازمنده.
چشمانش همان بود.
همان نگاه عاشق را داشت.
همان چشمانی که جادو میکرد.
چشمان تو ، در میان آن تاریکی برقی عجیب و خاص میزد انگار مرا میخواستند.
حتی اگر من تو را بعد سال ها ملاقات کنم باز هم آن چشمان آشنا مرا فریاد میزنند ، چشمات..چشمات..چشمات ای کاش میشد در گوشه چشمای براق تو کلبه بسازم و در نگاه کردن به تو لحظهای دریغ نکنم ، نگاهت کنم تا زمانی که غروب قرا برسد .
تا زمانی که غروب تا به طلوع دوباره خورشید برود و باز هم تکرار همین چرخهی خیرگی من به چشمان تو .
ساعت ها من محو تماشای سیمای چشمانت میشوم ، تمام چشمانت رو حفظم از آن نقطه مشکی رنگی که شروع میشود تا ریز ترین مویرگ های خونی مخفی در زیر پرده چشمانت چشمان تو دلیلی برای دوباره زندگی کردن من به این زندگی است قلب من.
وقتی به چشمانت نگاه میکردم ناخواسته تمامم را برایشان میدادم.
همان نگاه عاشق را داشت.
همان چشمانی که جادو میکرد.
چشمان تو ، در میان آن تاریکی برقی عجیب و خاص میزد انگار مرا میخواستند.
حتی اگر من تو را بعد سال ها ملاقات کنم باز هم آن چشمان آشنا مرا فریاد میزنند ، چشمات..چشمات..چشمات ای کاش میشد در گوشه چشمای براق تو کلبه بسازم و در نگاه کردن به تو لحظهای دریغ نکنم ، نگاهت کنم تا زمانی که غروب قرا برسد .
تا زمانی که غروب تا به طلوع دوباره خورشید برود و باز هم تکرار همین چرخهی خیرگی من به چشمان تو .
ساعت ها من محو تماشای سیمای چشمانت میشوم ، تمام چشمانت رو حفظم از آن نقطه مشکی رنگی که شروع میشود تا ریز ترین مویرگ های خونی مخفی در زیر پرده چشمانت چشمان تو دلیلی برای دوباره زندگی کردن من به این زندگی است قلب من.
وقتی به چشمانت نگاه میکردم ناخواسته تمامم را برایشان میدادم.
اگر صدای تو موسیقی بود، قشنگ ترین موسیقی دنیا رو برای من میساخت، اگر چشمای تو نقاشی بود، زيباترين اثر هنری من بود، اگر دستان تو آرامش بود، من هر روز دستانم را به تو میدادم، اگر چشماتم آسمان بود من هر روز چشمانم رو پیش آسمانم جا میگذاشتم، اگر لب های تو نوشیدنی بود شراب قرمز من بود که میشد مست کنم، اگر مژه های تو رویا بود من هر روز توی رویای مژه هایت غرق میشدم 3>
مست شده از عطر تو...
کافه دزیره؛
بی عشق نشاط و طرب
افزون نشود
بی عشق وجود
خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی جنبش عشق در مکنون نشود
افزون نشود
بی عشق وجود
خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی جنبش عشق در مکنون نشود
خیلی ذوق دارم، درست مثل بچه ها شدم که سورپرایزی درست کردن تا ببین اون شخص خاص زندگیشون دوستش داره؟ لبخند میزنه؟ همیشه یادش میمونه این کادو رو؟
هیچ موسیقی قشنگتر از صدای تو نیست، میدونی دلم میخواد دستای تورو بگیرم و به ساکت ترین قسمت این شهر باهمدیگه بریم.
به هیچ چیزی فکر نکنیم و فقط و فقط به خودمون فکر کنیم ، من و تو.
توی یه نقطه دور از این شهر شلوغ کنار همدیگه وقتی تو داری با صدای پرستیدنیت که رد بوسه من روی گلوته حرف میزنی موهاتو آروم نوازش کنم و قسمتی از درد هاتو نابود کنم ، وقتی که حرف میزنی دلم میخواد سرخی لباتو بیشتر از همیشه مال خودم کنم ، وقتی صدات توی گوشم نجوا میکنه دلم میخواد همه آهنگ های دنیا رو گوش ندم و تنها موسیقی طنین انداز صدای زیبای تو در گوشم نجوا کنه و با روحم برقصه ، روح های ما در دنیایی دیگر میرقصند، من و تو باهمدیگه میرقصیم در همه حالت و پیچ و تاب کمر من میون دستای بزرگ تو منو به وجه میاره ، تاحالا هیچوقت این حس رو نداشتم انگار دوباره متولد شدم و دارم زندگی میکنم، انگار از زندگی قبلیم بیرون اومدم متولد شدم برای دوباره زندگی کردن درکنار تو اما این زندگی فرق میکنه چون اینبار دیگه ناراحت نیستم، دیگه استرس و هرچیزی که منو به گریه بیاندازه رو ندارم، فقط یه حس آرامش و خوشحالی رو دارم توی زندگی جدیدم ، این زندگی فقط با بودن درکنار تو آرامش بخش شد قلب من.
به هیچ چیزی فکر نکنیم و فقط و فقط به خودمون فکر کنیم ، من و تو.
توی یه نقطه دور از این شهر شلوغ کنار همدیگه وقتی تو داری با صدای پرستیدنیت که رد بوسه من روی گلوته حرف میزنی موهاتو آروم نوازش کنم و قسمتی از درد هاتو نابود کنم ، وقتی که حرف میزنی دلم میخواد سرخی لباتو بیشتر از همیشه مال خودم کنم ، وقتی صدات توی گوشم نجوا میکنه دلم میخواد همه آهنگ های دنیا رو گوش ندم و تنها موسیقی طنین انداز صدای زیبای تو در گوشم نجوا کنه و با روحم برقصه ، روح های ما در دنیایی دیگر میرقصند، من و تو باهمدیگه میرقصیم در همه حالت و پیچ و تاب کمر من میون دستای بزرگ تو منو به وجه میاره ، تاحالا هیچوقت این حس رو نداشتم انگار دوباره متولد شدم و دارم زندگی میکنم، انگار از زندگی قبلیم بیرون اومدم متولد شدم برای دوباره زندگی کردن درکنار تو اما این زندگی فرق میکنه چون اینبار دیگه ناراحت نیستم، دیگه استرس و هرچیزی که منو به گریه بیاندازه رو ندارم، فقط یه حس آرامش و خوشحالی رو دارم توی زندگی جدیدم ، این زندگی فقط با بودن درکنار تو آرامش بخش شد قلب من.
امیدوارم سال های بعد که تولدته بازم کنارت باشم و بتونم هرسال بیشتر از سال قبل توی قلبت که تمامش مال منه بیشتر بیشتر درخشان کنم و توی قلبت میمونم تا وقتی که تورو ببینمت و بغلت کنم، عطرتو مالک تن خودم کنم و از تا ابدیت که کنارم بمونی، اتفاق های قشنگی که درانتظار ماست رو جشن بگیریم 3>>
از لحاظ روحي دلم میخواد دستای گرم و عاشقت رو میون دستای عاشق تر از خودم بگیرم ، تورو با رقص بادها و جهتی که ما میدن برمت در دورترین نقطه این شهرِ شلوغ که دوتا عاشق قلب هاشون رو به همدیگه باختن.
بریم بیرون از این شهر پر رمز و راز ، بیرون از این آدمهای بدون قلب ، بدون اینکه پشت سرمونو نگاه کنیم بریم
من دیوانه و مست چشمایی که تموم دین منه ، تو پراز عاشقی و دلبری در مقابل چشمان من که حتی از هزاران کیلومتر دورتر میتوانم نگاهِ خاص تورا تشخیص بدم.
توی منظومه شمسی این کهکشان قرمز قلبم ، تموم سیارات دارن به دور تو که خورشید ذوب کننده قلبمی میچرخند ، به دور مدار عشقی که از ترکیب ماست
در کوچه های قلبم که قدم بزنی میتوانی روی هر دیوار خونین که دست بزنی نامت رو پیدا کنی خواستنی من ، در میون این خونی که از تو ریشه میگیره بگرد و میون مویرگ هایم تا شاهرگی که نزدیک به گردن دارم نام تو هرجا که باشی حک خواهم کرد.
قدم بردار و ببین چطور متعلق به تو هستم و هیچوقت اسم شخص دیگهای رو روی قلبم حک نمیکنم ، همه چیز که درون قلبم جای دادهام از توست و خاطراتی که هیچگاه از خاطرم پاک نمیشه رو ثانیه به ثانیه مرور میکنم و نمیخوام هیچوقت تورو از یادم بره، هیچوقت نمیخوام تو از کنار روح کوچولوم که تنها پناهگاهشی بری.
تولدت مبارک شاهزاده قلب من،،
بریم بیرون از این شهر پر رمز و راز ، بیرون از این آدمهای بدون قلب ، بدون اینکه پشت سرمونو نگاه کنیم بریم
من دیوانه و مست چشمایی که تموم دین منه ، تو پراز عاشقی و دلبری در مقابل چشمان من که حتی از هزاران کیلومتر دورتر میتوانم نگاهِ خاص تورا تشخیص بدم.
توی منظومه شمسی این کهکشان قرمز قلبم ، تموم سیارات دارن به دور تو که خورشید ذوب کننده قلبمی میچرخند ، به دور مدار عشقی که از ترکیب ماست
در کوچه های قلبم که قدم بزنی میتوانی روی هر دیوار خونین که دست بزنی نامت رو پیدا کنی خواستنی من ، در میون این خونی که از تو ریشه میگیره بگرد و میون مویرگ هایم تا شاهرگی که نزدیک به گردن دارم نام تو هرجا که باشی حک خواهم کرد.
قدم بردار و ببین چطور متعلق به تو هستم و هیچوقت اسم شخص دیگهای رو روی قلبم حک نمیکنم ، همه چیز که درون قلبم جای دادهام از توست و خاطراتی که هیچگاه از خاطرم پاک نمیشه رو ثانیه به ثانیه مرور میکنم و نمیخوام هیچوقت تورو از یادم بره، هیچوقت نمیخوام تو از کنار روح کوچولوم که تنها پناهگاهشی بری.
تولدت مبارک شاهزاده قلب من،،
هیچوقت اینجارو پاک نکن، هروقت که کنارت نبودم بیا اینجا..تو میتونی منو اینجا پیدا کنی تا زمانی که بیام کنارت و آرومت کنم، بیا اینجا چون توی این چند روز خونه من اینجا بود..همه چیز من اینجاست و میخوام تا زمانی که به تو هدیه بدم بهت قسم بخورم که تا ابد، من این ابد رو تا آخرش میرم با تو هیچوقت تنهات نمیذارم و دوست داشته باشم بیشتر از امروز و فردا بیشتر دوست دارم.
خیلی برام ارزشمندی، خیلی برام مهمی و اگه توی قلبم هرکس یه طرف باشه تو یه جای دیگه ای که فقط متعلق به منه و نمیذارم هیچکسی وارد اون قسمت بشه.
قسم میخورم به چشمای خوش رنگت که هیچوقت ناراحتت نمیکنم و نمیذارم ازم دور بشی
نیکان من، تنها دلیل برای زندگی کردنم، تولدت رو با عشق کوچولوم که بهت دارم تبریک میگم. 3>
خیلی برام ارزشمندی، خیلی برام مهمی و اگه توی قلبم هرکس یه طرف باشه تو یه جای دیگه ای که فقط متعلق به منه و نمیذارم هیچکسی وارد اون قسمت بشه.
قسم میخورم به چشمای خوش رنگت که هیچوقت ناراحتت نمیکنم و نمیذارم ازم دور بشی
نیکان من، تنها دلیل برای زندگی کردنم، تولدت رو با عشق کوچولوم که بهت دارم تبریک میگم. 3>
وتـوهـیچتـصـوریازایـنـکـهچـقدربـهـتفـکـرمـیکـنمنـداری!
- پـرنـسفرانـسـویـم؛
- پـرنـسفرانـسـویـم؛
آرامش روح و قلبم.
وتـوهـیچتـصـوریازایـنـکـهچـقدربـهـتفـکـرمـیکـنمنـداری! - پـرنـسفرانـسـویـم؛
من اونقدر بهت فکر میکنم که گاهی احساس میکنم کنارمی و باهات حرف میزنم توی همه شرایط آرامش وجودمی که هیچوقت از طرف کسی نداشتم ، ماه درخشانم.