Forwarded from پشت پرده ها
اگه رعنا رحیمپور بهش بر نمیخوره و پروژه تجزیه سازیش خراب نمیشه بگم که الان مردم تو زاهدان شعار میدن از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران
دست به دست کنید برسه به دست خود وطنفروشش
دست به دست کنید برسه به دست خود وطنفروشش
❤1
Forwarded from Toomaj | توماج
سهشنبه ۲۴ آبان، سالگرد آبان خونینه و ما متحدتر و مصممتر از قبل در مقابل دیکتاتور ایستادهایم. این آخرین آبانِ شماست.
«بازمانده آبانیم، زندهترین»
#مهسا_امینی
«بازمانده آبانیم، زندهترین»
#مهسا_امینی
👍2
Forwarded from پشت پرده ها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدانور لجئی نمادی از شجاعت و غیرت بود💔
👌👌👌👌
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 day
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 week
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 day
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 week
Forwarded from Reza Alijani
🔹گفتوگوی رضا علیجانی با بیبیسی
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود ترامپ به کمک مردم ایران بیاید الان اما برعکس شده و در واقع وی از مردم ایران کمک خواسته که با اعتراض و انقلابشان، او را در خروج از این جنگ نجات بدهند. این چرخش خود نشانگر آن است که مسائل پیچیدهتر از آن چیزی بود که در قبل تصور میشد.
🔹ج.ا نیز استاد فرصتسوزی است. چون به بازی برد- برد باور ندارد و با سوزاندن زمان، به هزینه ملت و مملکت، مجبور میشود معاملهای را بپذیرد که بیشتر به نفع طرف مقابل است.
🔹قرار بود با بستن تنگه هرمز...، اما...
🔹دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که...
🔹به نظر میرسد گرهگاه اصلی، «تفاوت» در دعوت هر دو طرف به مذاکره است است و اینکه آیا...
🔹در کشاکش گره خوردن مسائل و معمای دعوت طرفین به میز مذاکره پیامها و مواضع دوپهلو و مغشوش مجتبی خامنهای هم نمیتواند گرهگشایی از وضع حکومت و مملکت بکند.
🔺یک مثال بارز برای فرصتسوزیهای تاریخی ج.ا، همین مسئله تنگه هرمز است؛ قرار بود با بستن تنگه قیمت نفت دویست دلار بشود ولی نه تنها به آن حد نرسید بلکه از سقف صد و بیست دلاری که رسیده بود نیز مرتب کاهش پیدا کرد و الآن به زیر نود دلار رسیده است.
🔺همچنین قرار بود با بستن تنگه به آمریکا و غرب فشار اقتصادی وارد بشود اما حالا برعکس با محاصره دریایی آمریکا، این فروش نفت ج.ا است که دارد به صفر نزدیک میشود و بحرانهای اقتصادیاش رو به ازدیاد نهاده است.
🔺قرار بود با بستن تنگه دیگر نفتی از خلیج فارس صادر نشود حالا اما، بنا به شهادت موسسات ناظر، خروج نفت از تنگه به دو-سوم قبل رسیده و به تدریج دارد به سمت وضعیت قبل از بستن تنگه میرود.
🔺از طرفی دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که «رئیس جمهورهای آمریکا معمولا در انتخابات میان دورهای میبازند. البته من نمیدانم چرا!». این جمله نشان میدهد که او دیگر پیه باختن انتخابات میان دورهای نمایندگان مجلس را به تنش مالیده و برایش چندان هم مهم نیست.
🔺ما اینک از پشت صحنه مذاکرات و تبادلات بین ج.ا و آمریکا خبر نداریم ولی ظاهرا هر دو طرف خواهان بازگشت به میز مذاکرات هستند. آقای بسنت وزیر خزانهداری آمریکا گفت هدف ما از فشارهای اقتصادی این است که شرایطی فراهم شود تا ایران به میز مذاکرات برگردد.
🔺در ج.ا هم کسانی که دست بالاتری در قدرت دارند میگویند اگر آمریکا به تفاهمنامه اسلام آباد برگردد ما هم تنگه را باز میکنیم.
🔺به نظر میرسد گرهگاه اصلی تفاوت در همین دو دعوت است و اینکه آیا منظور آمریکا از دعوت به میز مذاکره بازگشت به همان تفاهمنامه اسلامآباد است و یا میخواهد آن را تغییر بدهد و یا همان را قبول دارد ولی روی فاز دوم آن تفاهمنامه که قرار بود پس از شصت روز آغاز شود برود که مسئله غنیسازی اورانیوم موضوع محوریاش بود.
🔺این روزها هم دیدیم که پسر مسعود پزشکیان و قائمپناه معاون اجراییاش و برخی دیگر همگی بحثهایی را در باره غنیسازی مطرح کردند. این خود شاید علامتی از اختلافات پشت صحنه باشد.
🔺حالا دیگر روشن شده که دستور شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز از سوی شورایعالی امنیت ملی صادر نشده است. پزشکیان و عراقچی در همان زمان در عراق بودند و ذوالقدر دبیر شورا نیز بیخبر بوده و بعد هم موضع مخالف داشته است.
🔺طرفین همدیگر را«بد ذات» و «بد عهد» میدانند و به تخلف از توافقات متهم میکنند. ایرانیها در باره این خصوصیات آمریکاییها یک طومار تاریخی دارند. در آن سو نیز ترامپ در همین روزها گفت ایرانیها میآیند حرفهایی میزنند و بعد میروند کارهای دیگری میکنند.جی.دی ونس که خودش از طرفداران مذاکره است هم گفت تنها تجربهای که من در این مدت کسب کردهام این است که اینها دیوانهاند و حاضرند بدون محاسبه راهبردی دست به هر کاری بزنند.
🔺در این میان؛ پیامهای مجتبی خامنهای نیز دوپهلو و مغشوش است. از یک طرف سخن از «ایران قوی» و «اقتصاد مقاومتی» میزند و از طرف دیگر میگوید «ضعفها» را نگویید و «دوگانه مذاکره و سازش» هم نسازید. نهایتا هم از ورای این دکان دو نبش، معلوم نمیشود موضع و راهکار مشخص او در این شرایط چیست.
🔹نکات کاملتر در فایل صوتی:
https://t.me/RezaAlijaniarchive/914
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود ترامپ به کمک مردم ایران بیاید الان اما برعکس شده و در واقع وی از مردم ایران کمک خواسته که با اعتراض و انقلابشان، او را در خروج از این جنگ نجات بدهند. این چرخش خود نشانگر آن است که مسائل پیچیدهتر از آن چیزی بود که در قبل تصور میشد.
🔹ج.ا نیز استاد فرصتسوزی است. چون به بازی برد- برد باور ندارد و با سوزاندن زمان، به هزینه ملت و مملکت، مجبور میشود معاملهای را بپذیرد که بیشتر به نفع طرف مقابل است.
🔹قرار بود با بستن تنگه هرمز...، اما...
🔹دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که...
🔹به نظر میرسد گرهگاه اصلی، «تفاوت» در دعوت هر دو طرف به مذاکره است است و اینکه آیا...
🔹در کشاکش گره خوردن مسائل و معمای دعوت طرفین به میز مذاکره پیامها و مواضع دوپهلو و مغشوش مجتبی خامنهای هم نمیتواند گرهگشایی از وضع حکومت و مملکت بکند.
🔺یک مثال بارز برای فرصتسوزیهای تاریخی ج.ا، همین مسئله تنگه هرمز است؛ قرار بود با بستن تنگه قیمت نفت دویست دلار بشود ولی نه تنها به آن حد نرسید بلکه از سقف صد و بیست دلاری که رسیده بود نیز مرتب کاهش پیدا کرد و الآن به زیر نود دلار رسیده است.
🔺همچنین قرار بود با بستن تنگه به آمریکا و غرب فشار اقتصادی وارد بشود اما حالا برعکس با محاصره دریایی آمریکا، این فروش نفت ج.ا است که دارد به صفر نزدیک میشود و بحرانهای اقتصادیاش رو به ازدیاد نهاده است.
🔺قرار بود با بستن تنگه دیگر نفتی از خلیج فارس صادر نشود حالا اما، بنا به شهادت موسسات ناظر، خروج نفت از تنگه به دو-سوم قبل رسیده و به تدریج دارد به سمت وضعیت قبل از بستن تنگه میرود.
🔺از طرفی دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که «رئیس جمهورهای آمریکا معمولا در انتخابات میان دورهای میبازند. البته من نمیدانم چرا!». این جمله نشان میدهد که او دیگر پیه باختن انتخابات میان دورهای نمایندگان مجلس را به تنش مالیده و برایش چندان هم مهم نیست.
🔺ما اینک از پشت صحنه مذاکرات و تبادلات بین ج.ا و آمریکا خبر نداریم ولی ظاهرا هر دو طرف خواهان بازگشت به میز مذاکرات هستند. آقای بسنت وزیر خزانهداری آمریکا گفت هدف ما از فشارهای اقتصادی این است که شرایطی فراهم شود تا ایران به میز مذاکرات برگردد.
🔺در ج.ا هم کسانی که دست بالاتری در قدرت دارند میگویند اگر آمریکا به تفاهمنامه اسلام آباد برگردد ما هم تنگه را باز میکنیم.
🔺به نظر میرسد گرهگاه اصلی تفاوت در همین دو دعوت است و اینکه آیا منظور آمریکا از دعوت به میز مذاکره بازگشت به همان تفاهمنامه اسلامآباد است و یا میخواهد آن را تغییر بدهد و یا همان را قبول دارد ولی روی فاز دوم آن تفاهمنامه که قرار بود پس از شصت روز آغاز شود برود که مسئله غنیسازی اورانیوم موضوع محوریاش بود.
🔺این روزها هم دیدیم که پسر مسعود پزشکیان و قائمپناه معاون اجراییاش و برخی دیگر همگی بحثهایی را در باره غنیسازی مطرح کردند. این خود شاید علامتی از اختلافات پشت صحنه باشد.
🔺حالا دیگر روشن شده که دستور شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز از سوی شورایعالی امنیت ملی صادر نشده است. پزشکیان و عراقچی در همان زمان در عراق بودند و ذوالقدر دبیر شورا نیز بیخبر بوده و بعد هم موضع مخالف داشته است.
🔺طرفین همدیگر را«بد ذات» و «بد عهد» میدانند و به تخلف از توافقات متهم میکنند. ایرانیها در باره این خصوصیات آمریکاییها یک طومار تاریخی دارند. در آن سو نیز ترامپ در همین روزها گفت ایرانیها میآیند حرفهایی میزنند و بعد میروند کارهای دیگری میکنند.جی.دی ونس که خودش از طرفداران مذاکره است هم گفت تنها تجربهای که من در این مدت کسب کردهام این است که اینها دیوانهاند و حاضرند بدون محاسبه راهبردی دست به هر کاری بزنند.
🔺در این میان؛ پیامهای مجتبی خامنهای نیز دوپهلو و مغشوش است. از یک طرف سخن از «ایران قوی» و «اقتصاد مقاومتی» میزند و از طرف دیگر میگوید «ضعفها» را نگویید و «دوگانه مذاکره و سازش» هم نسازید. نهایتا هم از ورای این دکان دو نبش، معلوم نمیشود موضع و راهکار مشخص او در این شرایط چیست.
🔹نکات کاملتر در فایل صوتی:
https://t.me/RezaAlijaniarchive/914
Telegram
Reza Alijani archive
🔹گفتوگوی رضا علیجانی با بیبیسی
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود…
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود…
Forwarded from تاریخ نوشت- عبدالله ناصری طاهری
نفرین بر شما حکومتگران
دو برادر جوانِ لاهیجانی یکی علی شوش و
دیگری عماد، اولی در انقلاب "زن، زندگی،
آزادی" و دومی در جنایت تاریخساز علی خامنهای در دیماه ۱۴۰۴ به جفا کشتهشدند.
اینک مادر داغدارِ دادخواه آنها- مامان نزهت- را اطلاعاتیها بازداشت کردند.
جرمش این است که آقای جعفر پناهی- زندانی سابق سیاسی و کارگردان آزادهی
کشور به عیادت وی رفتهاست.
نفرین بر رهبر، سپاه و اطلاعات
عبدالله ناصری
https://t.me/tarikhnevesht3960
دو برادر جوانِ لاهیجانی یکی علی شوش و
دیگری عماد، اولی در انقلاب "زن، زندگی،
آزادی" و دومی در جنایت تاریخساز علی خامنهای در دیماه ۱۴۰۴ به جفا کشتهشدند.
اینک مادر داغدارِ دادخواه آنها- مامان نزهت- را اطلاعاتیها بازداشت کردند.
جرمش این است که آقای جعفر پناهی- زندانی سابق سیاسی و کارگردان آزادهی
کشور به عیادت وی رفتهاست.
نفرین بر رهبر، سپاه و اطلاعات
عبدالله ناصری
https://t.me/tarikhnevesht3960
Forwarded from پویش فکری توسعه
💡 کتاب «قمار توسعه» منتشر شد!
✍️ توسعه، نسخه نیست؛ قمار است!
🔹 چرا بعضی کشورها از فقر بیرون میآیند، اما برخی دیگر با وجود منابع طبیعی فراوان، کمکهای خارجی گسترده و دهها برنامه اصلاحی، همچنان درجا میزنند؟
🔹 آیا چین بهدلیل اقتدار دولت توسعه یافت؟ آیا دموکراسی عامل موفقیت هند بود؟ آیا نفت میتوانست نیجریه و کنگو را نجات دهد؟ و چرا بنگلادش، برخلاف تقریباً تمام پیشبینیها، توانست به یکی از داستانهای موفق توسعه تبدیل شود؟
🔹 استفان درکن در کتاب «قمار توسعه؛ چرا برخی کشورها برنده میشوند و دیگران میبازند» پاسخ متفاوتی به این پرسشها میدهد: کشورها بهدلیل یافتن یک نسخه جادویی توسعه پیدا نمیکنند؛ زیرا اساساً نسخهای واحد برای توسعه وجود ندارد.
🔹 کشورهای موفق سیاستهای یکسانی نداشتهاند. برخی دموکراتیک و برخی اقتدارگرا بودهاند؛ بعضی بر بازار تکیه کردهاند و برخی دولت مداخلهگرتری داشتهاند. گروهی با صادرات صنعتی رشد کردهاند و برخی از کشاورزی، خدمات یا صنایع سادهتر آغاز کردهاند. نقطه مشترک آنها نه شکل حکومت و نه یک بسته سیاستی مشخص، بلکه چیزی است که درکن آن را «توافق توسعه» مینامد.
🔹 توافق توسعه زمانی شکل میگیرد که صاحبان واقعی قدرت ــ نخبگان سیاسی و اقتصادی، مدیران ارشد، فرماندهان، رهبران تجاری و دیگر گروههای اثرگذار ــ به این نتیجه برسند که رشد و توسعه بلندمدت کشور باید بر منافع و رانتهای کوتاهمدت آنها اولویت پیدا کند. این توافق به معنای همفکری کامل یا پایان اختلافات نیست؛ بلکه تعهدی مشترک است که اجازه نمیدهد رقابتهای سیاسی، منافع گروهی و کشمکش بر سر منابع، آینده کشور را قربانی کنند.
🔹 اما چرا نام کتاب «قمار توسعه» است؟ چون نخبگان برای انتخاب توسعه باید بخشی از منافع مطمئن امروز خود را در برابر آیندهای بهتر اما نامطمئن به خطر بیندازند. توسعه تضمینشده نیست. سیاستها ممکن است شکست بخورند و اصلاحات هزینه داشته باشند. بااینحال، بدون پذیرفتن این مخاطره، کشور در تعادل کمرمق موجود باقی میماند؛ تعادلی که شاید برای صاحبان قدرت سودآور باشد، اما برای جامعه چیزی جز فقر، رکود و عقبماندگی ندارد.
🔹 از نظر نویسنده، یک توافق واقعی توسعه سه نشانه دارد: تعهد نخبگان به توسعه باید واقعی و معتبر باشد، نه صرفاً شعار و سند؛ دولت باید متناسب با تواناییهای خود عمل کند و بیش از ظرفیتش وعده ندهد؛ و مهمتر از همه، نظام حکمرانی باید بتواند از اشتباهات بیاموزد و مسیر خود را اصلاح کند.
🔹 کتاب با مقایسه تجربه کشورهایی مانند چین، هند، اندونزی، بنگلادش، اتیوپی، رواندا، غنا، نیجریه، کنگو، افغانستان و لبنان نشان میدهد چرا در برخی کشورها شعار توسعه به اقدام تبدیل شده و در برخی دیگر، برنامهها و منابع صرفاً در خدمت بازتولید قدرت و توزیع رانت قرار گرفتهاند.
🔹 یکی دیگر از پیامهای مهم کتاب آن است که توسعه را نمیتوان از بیرون مهندسی کرد. کمک خارجی، وام، مشاور بینالمللی و بهترین توصیههای اقتصادی نیز زمانی مؤثرند که درون کشور ارادهای واقعی برای تغییر وجود داشته باشد. اگر صاحبان قدرت شریک توسعه نباشند، حتی بهترین کمکها ممکن است فقط به بقای همان نظم ناکارآمد یاری برسانند.
🔹 «قمار توسعه» بیش از آنکه کتابی درباره کشورهای دوردست باشد، آینهای برای اندیشیدن به ایران است: آیا میان صاحبان قدرت، توافقی واقعی بر سر توسعه وجود دارد؟ آیا حاضریم منافع کوتاهمدت را برای آینده کشور محدود کنیم؟ و چرا توسعه در سخن، خواست همگان است، اما در عمل بارها به اولویتی درجهدو تبدیل میشود؟
🔹 این کتاب نوشته استفان درکن، با ترجمه شهریار آیرملو تبریزی و به اهتمام پویش فکری توسعه، از سوی نشر دکسا منتشر شده است.
برای دریافت کتاب «قمار توسعه» اینجا کلیک کنید.
✍️ توسعه، نسخه نیست؛ قمار است!
🔹 چرا بعضی کشورها از فقر بیرون میآیند، اما برخی دیگر با وجود منابع طبیعی فراوان، کمکهای خارجی گسترده و دهها برنامه اصلاحی، همچنان درجا میزنند؟
🔹 آیا چین بهدلیل اقتدار دولت توسعه یافت؟ آیا دموکراسی عامل موفقیت هند بود؟ آیا نفت میتوانست نیجریه و کنگو را نجات دهد؟ و چرا بنگلادش، برخلاف تقریباً تمام پیشبینیها، توانست به یکی از داستانهای موفق توسعه تبدیل شود؟
🔹 استفان درکن در کتاب «قمار توسعه؛ چرا برخی کشورها برنده میشوند و دیگران میبازند» پاسخ متفاوتی به این پرسشها میدهد: کشورها بهدلیل یافتن یک نسخه جادویی توسعه پیدا نمیکنند؛ زیرا اساساً نسخهای واحد برای توسعه وجود ندارد.
🔹 کشورهای موفق سیاستهای یکسانی نداشتهاند. برخی دموکراتیک و برخی اقتدارگرا بودهاند؛ بعضی بر بازار تکیه کردهاند و برخی دولت مداخلهگرتری داشتهاند. گروهی با صادرات صنعتی رشد کردهاند و برخی از کشاورزی، خدمات یا صنایع سادهتر آغاز کردهاند. نقطه مشترک آنها نه شکل حکومت و نه یک بسته سیاستی مشخص، بلکه چیزی است که درکن آن را «توافق توسعه» مینامد.
🔹 توافق توسعه زمانی شکل میگیرد که صاحبان واقعی قدرت ــ نخبگان سیاسی و اقتصادی، مدیران ارشد، فرماندهان، رهبران تجاری و دیگر گروههای اثرگذار ــ به این نتیجه برسند که رشد و توسعه بلندمدت کشور باید بر منافع و رانتهای کوتاهمدت آنها اولویت پیدا کند. این توافق به معنای همفکری کامل یا پایان اختلافات نیست؛ بلکه تعهدی مشترک است که اجازه نمیدهد رقابتهای سیاسی، منافع گروهی و کشمکش بر سر منابع، آینده کشور را قربانی کنند.
🔹 اما چرا نام کتاب «قمار توسعه» است؟ چون نخبگان برای انتخاب توسعه باید بخشی از منافع مطمئن امروز خود را در برابر آیندهای بهتر اما نامطمئن به خطر بیندازند. توسعه تضمینشده نیست. سیاستها ممکن است شکست بخورند و اصلاحات هزینه داشته باشند. بااینحال، بدون پذیرفتن این مخاطره، کشور در تعادل کمرمق موجود باقی میماند؛ تعادلی که شاید برای صاحبان قدرت سودآور باشد، اما برای جامعه چیزی جز فقر، رکود و عقبماندگی ندارد.
🔹 از نظر نویسنده، یک توافق واقعی توسعه سه نشانه دارد: تعهد نخبگان به توسعه باید واقعی و معتبر باشد، نه صرفاً شعار و سند؛ دولت باید متناسب با تواناییهای خود عمل کند و بیش از ظرفیتش وعده ندهد؛ و مهمتر از همه، نظام حکمرانی باید بتواند از اشتباهات بیاموزد و مسیر خود را اصلاح کند.
🔹 کتاب با مقایسه تجربه کشورهایی مانند چین، هند، اندونزی، بنگلادش، اتیوپی، رواندا، غنا، نیجریه، کنگو، افغانستان و لبنان نشان میدهد چرا در برخی کشورها شعار توسعه به اقدام تبدیل شده و در برخی دیگر، برنامهها و منابع صرفاً در خدمت بازتولید قدرت و توزیع رانت قرار گرفتهاند.
🔹 یکی دیگر از پیامهای مهم کتاب آن است که توسعه را نمیتوان از بیرون مهندسی کرد. کمک خارجی، وام، مشاور بینالمللی و بهترین توصیههای اقتصادی نیز زمانی مؤثرند که درون کشور ارادهای واقعی برای تغییر وجود داشته باشد. اگر صاحبان قدرت شریک توسعه نباشند، حتی بهترین کمکها ممکن است فقط به بقای همان نظم ناکارآمد یاری برسانند.
🔹 «قمار توسعه» بیش از آنکه کتابی درباره کشورهای دوردست باشد، آینهای برای اندیشیدن به ایران است: آیا میان صاحبان قدرت، توافقی واقعی بر سر توسعه وجود دارد؟ آیا حاضریم منافع کوتاهمدت را برای آینده کشور محدود کنیم؟ و چرا توسعه در سخن، خواست همگان است، اما در عمل بارها به اولویتی درجهدو تبدیل میشود؟
🔹 این کتاب نوشته استفان درکن، با ترجمه شهریار آیرملو تبریزی و به اهتمام پویش فکری توسعه، از سوی نشر دکسا منتشر شده است.
برای دریافت کتاب «قمار توسعه» اینجا کلیک کنید.
پویش فکری توسعه
قمار توسعه
کتاب «قمار توسعه» روایت یک حقیقت کمتر گفتهشده است: اینکه توسعه نسخه آماده، مسیر از پیشنوشته یا دستورالعمل جهانی ندارد. استفان درکِن، اقتصاددان برجسته توسعه، در این کتاب با تکیه بر دهها سال تجربه میدانی در آسیا، آفریقا و خاورمیانه، نشان میدهد که سرنوشت…