هر ثانیه روزگار ما پر درد است
ای وای که قلبِ زار ما پر درد است
آوارهی شبهای زمستان هستیم
تا قصهی بی بهار ما پر درد است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
ای وای که قلبِ زار ما پر درد است
آوارهی شبهای زمستان هستیم
تا قصهی بی بهار ما پر درد است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
در ساحل دریای پر از طوفانیم
ما در دلِ دردهای بی درمانیم
لبریزِ غمیم بار دیگر ای دوست
هر ثانیه در سوگِ وطن ویرانیم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
ما در دلِ دردهای بی درمانیم
لبریزِ غمیم بار دیگر ای دوست
هر ثانیه در سوگِ وطن ویرانیم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
با عشق تو
غرقِ احساسم و با عشق تو دیوانه شدم
شمعِ من هستی و اطراف تو پروانه شدم
بوسههایت به دلم مستیِ بی پایان داد
مثلِ آن است شبی وارد میخانه شدم
با نبودت دلِ این مرد فرو میپاشید
آنچنان سوگ تو بد بود که ویرانه شدم
بی گمان آمدنت رفتنِ سرمای غم است
با تو دیوانهی این گرمیِ کاشانه شدم
بس جهان را به نگاهم خوش و زیبا کردی
غرق احساسم و با عشق تو دیوانه شدم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
غرقِ احساسم و با عشق تو دیوانه شدم
شمعِ من هستی و اطراف تو پروانه شدم
بوسههایت به دلم مستیِ بی پایان داد
مثلِ آن است شبی وارد میخانه شدم
با نبودت دلِ این مرد فرو میپاشید
آنچنان سوگ تو بد بود که ویرانه شدم
بی گمان آمدنت رفتنِ سرمای غم است
با تو دیوانهی این گرمیِ کاشانه شدم
بس جهان را به نگاهم خوش و زیبا کردی
غرق احساسم و با عشق تو دیوانه شدم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
باید چه کنیم دردِ ویرانی را
در خاک وطن قصهی طوفانی را
ای آتش اندوه که داغت سخت است
پیوسته نسوزان دلِ ایرانی را
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
در خاک وطن قصهی طوفانی را
ای آتش اندوه که داغت سخت است
پیوسته نسوزان دلِ ایرانی را
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
ما جای بهار غرقِ پاییز شدیم
آوارهی دنیای غم انگیز شدیم
یک ثانیه لبخند نداریم چرا؟
از قصهی غم همیشه لبریز شدیم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
آوارهی دنیای غم انگیز شدیم
یک ثانیه لبخند نداریم چرا؟
از قصهی غم همیشه لبریز شدیم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
من شاعرِ دیوانهی هر روز و شبت
هی خیره به چشمهای همچون رطبت
در قالب میوههای رنگارنگی
جانم به فدای طعمِ گیلاسِ لبت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
هی خیره به چشمهای همچون رطبت
در قالب میوههای رنگارنگی
جانم به فدای طعمِ گیلاسِ لبت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
سرنوشتی سرد
باز در امواجِ این دریا غم است
باز در احوالِ این دنیا غم است
خندهای حتی نمیبینم دگر
در دلم، در کوچه یا هر جا غم است
ناله دارد سینهی این روزگار
قصهی امروز یا فردا غم است
بار دیگر درد، ویرانی، عذاب
قصدِ این تقدیرِ بی معنا غم است
سرنوشتی سرد دارد زندگی
در زمستانها و در سرما غم است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
باز در امواجِ این دریا غم است
باز در احوالِ این دنیا غم است
خندهای حتی نمیبینم دگر
در دلم، در کوچه یا هر جا غم است
ناله دارد سینهی این روزگار
قصهی امروز یا فردا غم است
بار دیگر درد، ویرانی، عذاب
قصدِ این تقدیرِ بی معنا غم است
سرنوشتی سرد دارد زندگی
در زمستانها و در سرما غم است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
درگیرِ درد
هنوزم خاکِ ایران درد داره
برامون اسمِ کشور روح و جونه
چرا این اشکها پایان نداره؟
چرا هی سهم ما دلهای خونه؟
زمستونها نمیتونن بدونن
که ما دنبالِ عطری از بهاریم
چرا این بی قراری موندگاره؟
اسیرِ قصهی بی بند و باریم
نباید هی سکوتی تلخ باشه
برای سینهی لبریزِ فریاد
چرا باید همش دلگیر باشیم
به ما این زندگی احساسِ غم داد
از این احوالِ غمگین خسته هستیم
به لبها خنده حتی بی ثباته
دلی خون، خستگی، اندوه، ماتم...
چه چیزی واسه این غمها نجاته؟
همش از فصلهای گرم دوریم
چه سوزی توی این تقدیرِ سرده
نباید ابرِ دلتنگی بمونه
هوای آسمون درگیرِ درده
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
هنوزم خاکِ ایران درد داره
برامون اسمِ کشور روح و جونه
چرا این اشکها پایان نداره؟
چرا هی سهم ما دلهای خونه؟
زمستونها نمیتونن بدونن
که ما دنبالِ عطری از بهاریم
چرا این بی قراری موندگاره؟
اسیرِ قصهی بی بند و باریم
نباید هی سکوتی تلخ باشه
برای سینهی لبریزِ فریاد
چرا باید همش دلگیر باشیم
به ما این زندگی احساسِ غم داد
از این احوالِ غمگین خسته هستیم
به لبها خنده حتی بی ثباته
دلی خون، خستگی، اندوه، ماتم...
چه چیزی واسه این غمها نجاته؟
همش از فصلهای گرم دوریم
چه سوزی توی این تقدیرِ سرده
نباید ابرِ دلتنگی بمونه
هوای آسمون درگیرِ درده
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
قصهای زیبا
بدان در شعرهایم قصهای زیباست چشمانت
برایم ساحلی وقتی چنین دریاست چشمانت
تو همچون نقش یا تصویرِ زیبا در خیالاتی
ولی حس میکنم بالاتر از رویاست چشمانت
چه شبها با نگاهت این جهان را ناب میسازی
و در تقدیرِ بی معنای من معناست چشمانت
جدا کن شاعرت را از زمستانهای تنهایی
کنارم باش وقتی فصلِ بی سرماست چشمانت
فقط عمریست با چشمت به درمان میرسد دردم
که تنها مرهمم در کل این دنیاست چشمانت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
بدان در شعرهایم قصهای زیباست چشمانت
برایم ساحلی وقتی چنین دریاست چشمانت
تو همچون نقش یا تصویرِ زیبا در خیالاتی
ولی حس میکنم بالاتر از رویاست چشمانت
چه شبها با نگاهت این جهان را ناب میسازی
و در تقدیرِ بی معنای من معناست چشمانت
جدا کن شاعرت را از زمستانهای تنهایی
کنارم باش وقتی فصلِ بی سرماست چشمانت
فقط عمریست با چشمت به درمان میرسد دردم
که تنها مرهمم در کل این دنیاست چشمانت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
در فصلِ دلم بهار هستی عمریست
آرامش روزگار هستی عمریست
دیوانه و بی قرار بودن کافیست
وقتی که خودت قرار هستی عمریست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
آرامش روزگار هستی عمریست
دیوانه و بی قرار بودن کافیست
وقتی که خودت قرار هستی عمریست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
لبریز شدم پیش تو از عطرِ بهار
ای بر دل من همیشه آرام و قرار
با چشم تو باید که به مستی برسم
بی تابم و دیوانه و هر لحظه خمار
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
ای بر دل من همیشه آرام و قرار
با چشم تو باید که به مستی برسم
بی تابم و دیوانه و هر لحظه خمار
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
با عشق تو کل کهکشان آرام است
هر لحظه زمین و آسمان آرام است
شاید که تو مانند خدایی ای عشق
وقتی که چنین با تو جهان آرام است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
هر لحظه زمین و آسمان آرام است
شاید که تو مانند خدایی ای عشق
وقتی که چنین با تو جهان آرام است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
بی ابرِ عشقت
این کوچهها بی عطر اندامت معطر نیست
بعد از تو هرگز سهم من دنیای بهتر نیست
باید تماشایت کنم بس چهرهات زیباست
غیر از تو تصویری برایم ناب و محشر نیست
بوسیدنت از جان من تب را جدا میکرد
اینجا نباشی مرهمی بر دردِ پیکر نیست
دیگر چرا بر قلبِ سوزانم نمیباری؟
صحرای من بی ابرِ عشقت لحظهای تَر نیست
معنای شعرم بار دیگر داغ و اندوه است
من شاعری پر حسرتم وقتی که دلبر نیست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
این کوچهها بی عطر اندامت معطر نیست
بعد از تو هرگز سهم من دنیای بهتر نیست
باید تماشایت کنم بس چهرهات زیباست
غیر از تو تصویری برایم ناب و محشر نیست
بوسیدنت از جان من تب را جدا میکرد
اینجا نباشی مرهمی بر دردِ پیکر نیست
دیگر چرا بر قلبِ سوزانم نمیباری؟
صحرای من بی ابرِ عشقت لحظهای تَر نیست
معنای شعرم بار دیگر داغ و اندوه است
من شاعری پر حسرتم وقتی که دلبر نیست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
باید که تو مانندِ مداوا بشوی
بر جانِ زمستانزده گرما بشوی
در قصهی طوفانیِ امواجِ دلم
ای کاش خودت ساحل دریا بشوی
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
بر جانِ زمستانزده گرما بشوی
در قصهی طوفانیِ امواجِ دلم
ای کاش خودت ساحل دریا بشوی
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
غمگین و بی تاب
عمریست سهمم بی تو این چشمانِ بی خواب است
تقدیرِ بی بارانِ من صحرای بی آب است
در شعر من امواجِ غمها را ببینی کاش
وقتی که دائم شاعرت غمگین و بی تاب است
لبریز کن از عطرِ جانت روزگارم را
وقتی فقط با بودنت این زندگی ناب است
آرام من! بعد از تو تصویرت فقط اینجاست
برگرد وقتی چشمهایم خیره بر قاب است
در قصهام مانندِ ساحل کن وجودت را
دریای احساساتِ من درگیرِ گرداب است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
عمریست سهمم بی تو این چشمانِ بی خواب است
تقدیرِ بی بارانِ من صحرای بی آب است
در شعر من امواجِ غمها را ببینی کاش
وقتی که دائم شاعرت غمگین و بی تاب است
لبریز کن از عطرِ جانت روزگارم را
وقتی فقط با بودنت این زندگی ناب است
آرام من! بعد از تو تصویرت فقط اینجاست
برگرد وقتی چشمهایم خیره بر قاب است
در قصهام مانندِ ساحل کن وجودت را
دریای احساساتِ من درگیرِ گرداب است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
با عشق تو دیوانه که باشم زیباست
آواره و ویرانه که باشم زیباست
با شمعِ وجودت همه جا نورانیست
اطراف تو پروانه که باشم زیباست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
آواره و ویرانه که باشم زیباست
با شمعِ وجودت همه جا نورانیست
اطراف تو پروانه که باشم زیباست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a