محالّ معرفة الله
753 subscribers
46 photos
38 videos
7 files
285 links
السلام علی محالّ معرفة الله- سلام بر جایگاه‌های شناخت الله متعال (زیارت جامعه کبیره)
Download Telegram
سلام و عرض ادب
امیدوارم حال دل همه در سرور باشد، بحمدلله نزدیک ۳ ماه پیاله نوشی هستیم.
احساس می‌کنم نیاز است بعضی موارد عرض شود:
۱- با توجه امثال این گفته‌ها افرادی که به دنبال خدا هستند و عاشق این هستند که خدا را ملاقات کنند، زمانی رشد می‌کنند که خدای الرحیم شرایط را برای آنان سخت می‌کند تا به مرور آن فرد از خیلی چیزها کنده شود (وحشة من الخلق) تا به مرور به خدا نزدیک شوند.
به همین وقتی شرایط سخت می‌شود خیلییییییییییی شاد و خرسند باشید که به شما توجه کرده‌اند اراده کرده‌اند که نزدیکتر بیایید.
۲- ببینید عزیزان دنیا محل آرامش و آسایش نیست و هر موجودی در محنت و درد و رنج است.
به طور کلی درد ها و بلاها دو نتیجه دارد: یا از خدا دورتر می‌شوید یا به خدا نزدیکتر می‌شوید.
اینکه کدام نتیجه برای شما حاصل می‌شود به شما ربط دارد که در آن شرایط چه واکنشی نشان دهید. اگر درد و رنج بپذیرید و قدردان باشید و رها کنید، به خدا نزدیک می‌شوید.
اما اگر به جای بپذیرش پیش هر شخصی گلگی و شکایت کنید و در رفتار و کردار شما، حالات حیوانی یا شیطانی بیشتر شود، از خدا دورتر می‌شوید.
۳- از سال ۲۰۱۲ دریچه‌های عالم اثیری بر عالم ما انسان‌ها بازتر شده و هر چه جلوتر می‌رویم راه نفوذ شیاطین بر ما بیشتر می‌شوید، اصطلاحا بیشتر در دسترس آنها قرار می‌گیریم.
شخصا سعی می‌کنم مراقبه‌هایی که آموختم را انجام دهم و بیشتر خدا را یاد کنم.
همه‌ی ما اول آخر از این دنیا می‌رویم، پس بهتر است خودمان را درگیر خواسته‌های شیاطین نکنیم.
باور بفرمایید این عالم خدایی دارد و همه چیز به دست اوست و او قبل از به دنیا آمدن ما حواسش به ما بوده و الان هم هست و بعد از ما هم باز برای ما ارزش قائل است.
گول خواسته‌های شیاطین را نخورید. آنها در شما ترس و یأس و ناامیدی را زیاد می‌کنند.
15👏3❤‍🔥1👎1
Forwarded from شمنیزم
ساحران می گویند که انضباط روکش تابندۀ آگاهی را برای پروازگر بد مزه می کند، نتیجه اینست که متجاوزان گیج می شوند. روکش تابندۀ آگاهی که خوراکی نباشد، جزو شناخت آنها نیست.

برای آنکه این مطلب را کاملا ساده کنم، می توانم بگویم که ساحران به وسیلۀ انضباطشان متجاوزان را بقدر کفایت دور نگاه داشتند تا روکش تابندۀ آگاهی آنها از حد انگشتان پا بالاتر رود و به اندازۀ طبیعی خود بازگردد.

ساحران مکزیک کهن می گفتند روکش تابندۀ آگاهی همچون درخت است. اگر هرس نشود، به اندازه و حجم طبیعی خود می رسد. وقتی آگاهی به بالاتر از انگشتان پا برسد، مانورهای عظیم ادراک بدیهی است.

حقۀ بزرگ ساحران دوران قدیم در این بود که ذهن پروازگر را با انضباط خویش دچار دردسر کنند. آنان دریافتند که اگر با سکوت درونی ذهن پروازگر را به ستوه آورند، انتصاب بیگانه از بین می رود.


📔 از کتاب "کرانه فعال بیکرانگی" (بخش سایه های گِلی)
📝 نویسنده: کارلوس کاستاندا


➡️ @ShamanismToltec
9👎2👍1
شمنیزم
ساحران می گویند که انضباط روکش تابندۀ آگاهی را برای پروازگر بد مزه می کند، نتیجه اینست که متجاوزان گیج می شوند. روکش تابندۀ آگاهی که خوراکی نباشد، جزو شناخت آنها نیست. برای آنکه این مطلب را کاملا ساده کنم، می توانم بگویم که ساحران به وسیلۀ انضباطشان متجاوزان…
منظور از پروازگر، شیطانی هست که از بدو تولد با ما بوده و همه چیز ما را می‌داند، و شیاطین دیگر از طریق این پروازگر راه نفوذ به ما را پیدا می‌کنند.

راه‌هایی مختلفی هست که از دسترس این پروازگر خارج شویم و قوی‌ترین و دقیقترین این راه‌ها سکوت درونی است. یعنی سکوت قلب و سکوت ذهن با هم.
باید تکنیک‌هایی را انجام دهیم تا ما را به سکوت درونی برساند.
8❤‍🔥2
رقعة الجيب، حرز امام رضا (ع)


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است

بِسْمِ اللهِ اِنّي اَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ اِنْ كُنْتَ تَقِيّاً اَوْ غَيْرَ تَقِيٍّ

به نام خدا من از تو به خدای رحمن پناه می برم اگر پرهیزگار باشی یا غیر پرهیزگار

اَخَذْتُ بِاللهِ السَّميعِ الْبَصيرِ عَلىٰ سَمْعِكَ وَ بَصَرِكَ

بستم به خدا شنوای بینا گوش و دیده ات را

لا سُلْطانَ لَكَ عَلَيَّ وَ لَا عَلىٰ سَمْعي وَ لَا عَلىٰ بَصَري وَ لَا عَلىٰ شَعْري

تو را تسلّطی بر من نیست و نه بر گوشم و نه بر چشمم و نه بر مویم

وَ لَا عَلىٰ بَشَري وَ لَا عَلىٰ لَحْمي وَ لَا عَلىٰ دَمي وَ لَا عَلىٰ مُخّي وَ لَا عَلىٰ عَصَبي وَ لَا عَلىٰ عِظامي

و نه بر پوستم و نه بر گوشتم و نه بر خونم و نه بر مخم و نه بر عصبم و نه بر استخوانم

وَ لَا عَلىٰ مالي وَ لَا عَلىٰ ما رَزَقَنى رَبّي

و نه بر دارایی ام و نه بر آنچه پروردگارم نصیبم نموده

سَتَرْتُ بَيْني وَ بَيْنَكَ بِسِتْرِ النُّبُوَّةِ الَّذِي اسْتَتَرَ اَنْبِيآءُ اللهِ بِهِ مِنْ سَطَواتِ الْجَبابِرَةِ وَ الْفَراعِنَةِ

پوشاندم بین خود و بین تو را به پوشش نبوّت که پیامبران خود را به آن پوشاندند از حملات گردنکشان و فرعونها

جَبْرَئيلُ عَنْ يَميني وَ ميكائيلُ عَنْ يَساري وَ اِسْرافيلُ عَنْ وَرآئي

جبرئیل از جانب راستم و میکائیل از چپم و اسرافیل از پشت سرم

وَ مَحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَمامي وَ اللهُ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ يَمْنَعُكَ مِنّي وَ يَمْنَعُ الشَّيْطانَ مِنّي

و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) از پیش رویم خدا آگاه بر من است تو را از من باز می دارد و شیطان را از من باز می دارد


🔰 یکی از ادعیه که باعث می‌شود از دسترس این پروازگر در امان بود.
13🙏5❤‍🔥1
هست می‌های شقاوت نفس را
که ز ره بیرون برد آن نحس را

هست می‌های سعادت عقل را
که بیابد منزل بی‌نقل را

خیمهٔ گردون ز سرمستی خویش
بر کَند زان سو بگیرد راه پیش

هین بهر مستی دلا غره مشو
هست عیسی مست حق، خر مست جو

این چنین می را بجو زین خنب‌ها
مستی‌اش نبود ز کوته دنب‌ها

مِی‌ْشناسا هین بِچِش با احتیاط
تا میی یابی منزه ز اختلاط

هر دو مستی می‌دهندت لیک این
مستی‌ات آرد کشان تا ربّ دین

تا رهی از فکر و وسواس و حیل
بی عقال این عقل در رقص‌الجمل

#مولانا
مثنوی معنوی
دفتر چهارم
8
🟨 تنبیه ۱:

در عرفان اسلامی بارها تاکید شده که، دو جام شراب وجود دارد که یکی از این دو شراب در وجود انسان ساری و جاری می‌شود.
یکی از این شراب‌ها اگر در وجود شخص ساری و جاری شد، سبب پلیدی‌ها، صفات ناپسند می‌گردد مانند تکبر، حسادت، بخل و..، اسم این شراب، می شقاوت است.

اما شراب دیگر، اگر در وجود شخص ساری و جاری شود، به مرور پلیدی‌ها را خارج می‌کند و شخص را متصف به صفات رب العالمین می‌کند یعنی این شخص مانند الرحمن، رحمان می‌شود؛ مانند الغفور، غفور می‌شود؛ مانند القهار، قهار می‌شود و...، اسم این شراب، می سعادت است.


@nardebanaaseman
9
🟨 تنبیه ۲:
دلیل جاری شدن هر کدام از این دو شراب، ایجاد شدن موارد ذیل در وجود شخص است:

۱- مناسبت:
هر جنسی هم جنس خود را جذب می‌کند و غیر جنس خودش را دفع می‌کند.

اگر وجود یک شخصی مناسبت با پلیدی‌ها دآشته باشد، جذب پلیدی‌ها می‌کند و جذب پلیدی‌ها هم می‌شود.
۲- وجه قلب:
محل جمع شدن این شراب،ها، قلب انسانی است.
قلب هر انسانی ۶ وجه دارد که هر کدام از این وجوه سبب پیدایش حالات و وارداتی در انسان می‌شود.
هر کدام از این وجوه قلب به سمتی متمایل است و رو به آن سو دارد، اگر هر کدام از این وجوه قلب به پلیدی (صفت ناپسندی) متوجه باشد سبب می‌گردد شراب شقاوت از آن صفت پلید به سمت آن وجه قلب ساری و جاری شود. و همچنین می سعادت..

۴- انتخاب (اراده):
هر کدام از این شراب‌ها به اشخاص عرضه می‌شود.

اگر می شقاوت را اراده کند، آن می در وجود شخص ساری و جاری می‌شود.
اگر می سعادت را اراده کند، آن می در وجود شخص ساری و جاری می‌شود.

۴- تسلیم:
بعد از اینکه شخص یکی از شراب‌ها را انتخاب کرد، وجود خودش را تسلیم آن شراب می‌کند. همین که تسلیم شد آن شراب در جای جای وجودش ساری می‌شود و تاثیر می‌گذارد.
9
🟨 تنبیه ۳:
برای ساری و جاری کردن می سعادت (شراب روحانی، اقتدار الهی) باید
به مرور، باید ساعات روزمان را به کارهایی بپردازیم که هم‌سو و متناسب با می سعادت است و در هر لحظه، باید قلب انسان می سعادت را انتخاب کند و می شقاوت را رد کند.
به مرور باید وجود خودمان را از یوق می شقاوت خارج کنیم.
9
شمنیزم
ساحران می گویند که انضباط روکش تابندۀ آگاهی را برای پروازگر بد مزه می کند، نتیجه اینست که متجاوزان گیج می شوند. روکش تابندۀ آگاهی که خوراکی نباشد، جزو شناخت آنها نیست. برای آنکه این مطلب را کاملا ساده کنم، می توانم بگویم که ساحران به وسیلۀ انضباطشان متجاوزان…
سلام و عرض ادب

آنچه از شمنیزم دریافت کرده‌ام این است که شمن‌ها می‌گویند نیروهای دیگر (هر نیرویی غیر از نیروی بی‌کرانگی به مانند نیروهای شیاطین، نیروهای انسان‌ها و..) سبب پیدایش خُلق و خوهای متعدد می‌شود و عملا شخص را اسیر خود می‌کنند.
در عرفان اسلامی به این نیروها، می شقاوت می‌گویند چنانچه در شعر مولانا آمده است.

این نیروها به مانند مایعی یا هوایی در وجود انسانی جاری می‌شوند. برای درک بهتر موضوع عرض می‌شود اگر کسی کمی پزشکی بداند این را خوانده است که حیات بدن انسان به جریان یافتن خون است، به همین جهت چگونگی خون تاثیر در صحت و سلامت بدن یا بیماری آن دارد.
در طب ابوقراطی هست که به طور مثال اگر در خون، صفرا غالب باشد سیستم بدن به گونه‌ای عمل می‌کند که با زمانی که سودا غالب است متفاوت است. و این موضوع حتی در رفتارها و حالات انسانی دخالت زیادی دارد. به همین جهت است که در عرفان اسلامی بر تعدیل طبع و مزاج بدن تاکید دارند.
از این بگذریم، سخن درباره‌ی جاری شدن نیروهای غیر الهی در وجود انسانی است که سبب انحراف انسان می‌شود.
همین سخن را در روایات داریم به طور نمونه «إن الشیطان لیجری من ابن آدم مجرى الدم؛ همانا شیطان در مجراهای آدمى زاد جاری است».
این نکته حائز اهمیت است که باید سعی کنیم از دسترس بودن نیروهای دیگر خارج شویم تا به مرور به تعدیل جسم و نفس و قلب برسیم سپس به توحید ان‌شاءالله.
11
🪧📣 #جنگ
#دشمن
#شیطان

🕌 پس قومی فهمیدن که شیطان برای آنها دشمن است پس مشغول به جنگیدن با آن شدند و از آن‌ها محبت حبیب فوت شد.
🔰 و قومی فهمیدن که شیطان برای شما دشمن است و من برای شما حبیب هستم، پس به محبت حبیب مشغول شدند و دشمنیِ دشمن برای آن کفایت گردید چنانکه جناب شیخ ابوالعباس گفت.

🌟 شیخ شیوخ ما سرورمان علی (علیه السلام) فرمود:
دشمنیِ دشمن حق است و اشتغال تو به محبت حبیب هم حق است. پس هنگامی که به دشمنی دشمن مشغول شوی، محبت حبیب از تو فوت می‌گردد و دشمن تو به مراد و خواسته‌اش از تو رسیده.


شیخ کامل مکمل ابن عجیبه
📚 ایقاظ الهمم، الحکم، الباب الرابع والعشرون، حکمت ۲۳۶، ص ۴۶۵.

@maerefatallah
10
در مکاتب عرفانی (چه اسلامی، چه غیر اسلامی) با نیروهای غیر الهی نمی‌جنگند و اصلا توجهی به آن نیروها نمی‌کنند (اگرچه آن نیروها را به مرور می‌شناسند و روش کار آنها را می‌فهمند اما التفاتی و توجهی به آنها نمی‌کنند)، بلکه تمام توجه خودشان را به مراقبه‌ها و یاد خدا می‌کنند.
9🙏3
🪧📣#دل
#سرّ
#جان

تفاوت میان قلب و سرّ و جان


🕋 همچنانکه خانه‌ی پرورش و تابش اسلام تن است و خانه‌ی پرورش و تابش ایمان دل است، خانه‌ی پرورش و تابش احسان سرّ و جان است.
جان خانه‌ی «کَأنَّکَ تَرٰاهُ»، سرّ خانه‌ی «فٱعْلَمْ أنَّهُ یَرٰاک»...

🔰 اما فرق میان دل و سرّ آن است که، دل منقلب است، گردنده در عالم‌های مختلف، گاه نظاره‌ی عزت عزیز بود در پرده‌ی سرّ و جان، گاه نظاره‌ی پاکی ملائکه بود در ستر سرّ و جان، گاه در مشاهده‌ی اقدام انبیا و رسل بود در حجاب سرّ و جان، گاه در معاینه‌ی بعث بود در ستر سرّ و جان، گاه در دیدار قضا و قدر بود در ستر سرّ و جان.
🌟 باز سرّ نگردد از حال به حال بلکه مستقرّ بود در هراس و هیبت «أنَّهُ یَرٰاک». لیل و نهارش، حضر و سفرش از وی خبر ندارد، و وی از لیل و نهار و حضر و سفر خبر ندارد. از استغراق وی به دانش آنکه پادشاه به وی نظر می‌فرماید، و وی را می‌بیند که چه می‌گوید و چه می‌کند و چه می‌اندیشد.
فرق میان سرّ و جان آن است که جان هم می‌داند که پادشاه به وی می‌نگرد و از این نگرش همه ادب و حرمت بود، به اغیار التفات نکند، و به هیچ چیز نیارامد و همه دیده به دیدار عزت عزیز دارد.



شیخ کامل مکمل خواجه یوسف همدانی
📔 رتبة الحیات، ص ۵۶.


@maerefatallah
❤‍🔥63
Forwarded from شمنیزم
سالک دائما در پی کمال است و می داند که این کمال جز با دگرگونی میسر نمی شود. او وظیفه ی خود می داند تا برای دگرگونی تلاش کند و می داند که برای رسیدن به این هدف باید شکل انسانی خود را رها سازد، در غیر این صورت همیشه اسیر خواهد بود. او می داند تا وقتی که به شکل انسانی خود دو دستی چسبیده، فکر کردن و امیدوار بودن به تغییر عادات قدیمی بیهوده است.


«دون خوان ماتیوس»


پی نوشت: در پستهای بعدی توضیحات مختصری در مورد شکل انسانی داده خواهد شد.

➡️ @ShamanismToltec
7👍2
Forwarded from شمنیزم
شکل انسانی یا احساس انسانی شکل اصلی ماست که برای رهایی از آن باید جسم فروزان را از زباله هایی که طی سالها در دنیا جمع می کند، پاک کرد. و این کار فقط با دقت و آگاهی بسیار بر عادتها و خواسته های ما انجام می گیرد.

شخص باید با شکیبایی و دقت به آنچه که انجام می دهد، خود را خلاصی بخشد. او باید به دور از غرور و خودپسندی و تکبر و خودبینی و در نهایت تواضع با موجودات اطرافش رفتار کند و مسئولیت آنچه را که انجام می دهد به دور از هر گونه دلسوزی برای خود و یا انتظاری، بپذیرد.

او باید کمین کننده و شکارچی و مبارزی تمام عیار باشد و مرتب با نیروهایی که به نام دلسوزی و ترحم و عشق و نفرت و کینه و خودپسندی و غرور و ... که او را در بر گرفته اند در آویزد تا سالکی در راه باشد، زیرا همین نیروها «شکل انسانی» را می سازند.

ما انسانیم و هیچکدام نمی دانیم چه چیزی در انتظار ماست و یا چه نوع قدرتی خواهیم داشت. شکل انسانی با احساساتی همچون دلسوزی و غم پرورده می شود.

چند سال وقت لازم است، تا سالک شکل انسانی خود را از دست دهد. از آن پس او سنگدل نمی شود، فقط دیگر احساسات انسانی ندارد. برایش همه چیز یکسان و در نتیجه هم ارزش می شوند و او سرنوشت خود را همانگونه که هست می پذیرد.


📔 از کتاب دون خوان از زبان دون خوان

➡️ @ShamanismToltec
👍6
بسم الله الرحمن الرحیم
اساسی‌ترین مشکل ما همین احساسات است، سالها این‌گونه زندگی کردیم.
همین که احساسات نداشته باشیم بسی کاری طاقت‌فرسا می‌طلبد.
سالها باید بی‌احساسی را تجربه کنیم
تا بی‌احساس زندگی کنیم
11👎1
آنچه در اثر سلوک نزد اساتید آموختم نفی خواطر در عرفان اسلامی، نفی کلی احساسات است.

در کتب عرفان اسلامی به گفتگوی درونی (حدیث نفس) اشاره شده است که عرفان به شیوه‌های مختلف ریشه‌ی این گفتگوی درونی را همان خواطر می‌دانند.
دایره‌ی خواطر از احساسات فراتر است لذا دلالت کلی احساسات بر خواطر اشتباه است اما برای رسیدن به نفی خواطر باید بی‌حس شد.
بی‌حسی را در کتب عرفان اسلامی به انواع جملات می‌یابیم که فی المثل چند مورد ذکر می‌گردد.
9👎1
#جمود
#خشکی

🕋 اما جمود، پس آن بعد از خاموش شدن آتش مذموم می‌باشد از جمله آتش شهوت و گرسنگیِ سیری ناپذیر و تشنگی، و آتش شیطنت، و آتش نفس و آنچه از سستی‌های مذموم شامل می‌شود.
🌙 پس زمانی که این‌چنین باشد، داخل و باطن خنک می‌شود از خنکی‌ای که صعود می‌کند و خنکی دیگری که از آسمان پایین می‌آید پس سیّار (سالک سیر کننده) مانند برف در سرما می‌گردد و آن خنکی عفو است.


شیخ پیرتراش نجم‌الدین کبری
📗 فوائح الجمال، فصل الجمود و الخمود فی طریق القوم، ص ۱۴۴ - ۱۴۵.


@maerefatallah
9
عجب نبود اگر با دشمن و دوست
نباشد عاشقان را مهر و کینی

وحدت کرمانشاهی
11
در قرآن کریم به این بی‌حسی به این‌گونه اشاره شده است.

لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَآ آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

تا بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا كرده است شادمان نشوید، و خدا هیچ گردنكش خودستا را دوست ندارد. (حدید - ۲۳)

🔰 اینکه شخص محزون آنچه از دست رفته نباشد و شادمان آنچه به دست آورد، نباشد نوعی از بی‌حسی است.

أَلَآ إِنَّ أَوْلِيَآءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند. (یونس - ۶۲)
10👎1
بی‌حسی مقدمه‌ی بی‌هویتی است و بی‌هویتی مقدمه‌ی فنا است.
13👎2