✅تحلیل خوب
✍️مجتبی رستمی
📑اولین گام داشتن یک تحلیل خوب درباره یک پدیده اقتصادی توصیف دقیق پدیده هست! مثلا نوسانات در بازار ارز را در نظر بگیرید، می بینید که اگر به سیر این بازار از زمان انقلاب تا الان نگاه کنید نوسانات حالت پیوسته ندارد، در واقع این نوسانات پر است از جهش های ناگهانی! علاوه بر این نوسانات حالت میرا هم ندارند در واقع میرایی ویژگی تصادفی این نوسانات هست! ممکن این توصیفات من از نظر بسیاری از شما درست نباشد اما زمانی که به نتایج این توصیفات در مدلسازی توجه کنیم برای ما اهمیت پیدا می کنند که واقعا اینگونه هست یا خیر؟ اما چرا؟ مدل هایی که تاکنون برای بررسی تلاطم در متغیرهای سری زمانی ارائه شده است به صورت تجربی معرفی شده اند در واقع پیش فرض استفاده از این مدل ها برقراری برخی اتفاق هاست که به وقایع اثبات شده در باب مدل های نوسانات معروف هستند. دو توصیفی که من از بازار ارز در بالا ارائه کردم هر دو نقض واقعیت های اثبات شده هستند! بنابراین، معنای توصیف من این است که برای استفاده از مدل های نوسانات در شرایطی که من توصیف کردم نیاز به برقراری فروض بیشتر یا بعبارتی کمکی هست تا بتوانیم از این مدل ها استفاده کنیم. این موضوع اول- اما به نظر می رسد که هر تحقیقی یا هر تحلیلی به دنیا از پنجره تمرکز بر موضوعی خاص می پردازد. این تمرکز بر موضوع در پرسشی که بدنبال پاسخ آن هستیم خود را نشان می دهد! بنابراین خوب پرسیدن در امر تحلیل یا تحقیق بسیار با اهمیت است. ذهن هایی که خوب می پرسند خوب هم تحلیل می کنند. یادگیری پرسیدن از مدارس تا نقطه آخر هدف هر سیستم آموزشی کارامدی باید باشد. اینگونه که من فکر می کنم حتی اگر زمانی مقاله ایی یا پایان نامه ایی را برای داوری به من بسپارند قطعا بیش و پیش از بررسی داده ها و روش تجزیه و تحلیل سراغ ابتکار نویسنده در پرسش اصلی که بدنبال پاسخ آن است خواهم رفت. بعنوان مثال در باب ارز تاکنون هرچه تحلیل دیده ایم یا خوانده ایم در باره چگونگی وقوع این اتفاق بوده اند اما هیچگونه تحلیلی در باره چرایی تداوم این وضعیت و این شکل از نوسانات در بازار ارز را نداشته ایم. پارادایم فکریتان را بشکنید اجازه ندهید جهت گیری فکری شما همانی باشد که یک یا دو اقتصاددان کشور طراحی می کنند این اولین گام برای انجام کاری خوب هست! چون شما دارید به دنیا از زاویه دید خودتان نگاه می کنید....
🆔https://t.me/maemetrics
✍️مجتبی رستمی
📑اولین گام داشتن یک تحلیل خوب درباره یک پدیده اقتصادی توصیف دقیق پدیده هست! مثلا نوسانات در بازار ارز را در نظر بگیرید، می بینید که اگر به سیر این بازار از زمان انقلاب تا الان نگاه کنید نوسانات حالت پیوسته ندارد، در واقع این نوسانات پر است از جهش های ناگهانی! علاوه بر این نوسانات حالت میرا هم ندارند در واقع میرایی ویژگی تصادفی این نوسانات هست! ممکن این توصیفات من از نظر بسیاری از شما درست نباشد اما زمانی که به نتایج این توصیفات در مدلسازی توجه کنیم برای ما اهمیت پیدا می کنند که واقعا اینگونه هست یا خیر؟ اما چرا؟ مدل هایی که تاکنون برای بررسی تلاطم در متغیرهای سری زمانی ارائه شده است به صورت تجربی معرفی شده اند در واقع پیش فرض استفاده از این مدل ها برقراری برخی اتفاق هاست که به وقایع اثبات شده در باب مدل های نوسانات معروف هستند. دو توصیفی که من از بازار ارز در بالا ارائه کردم هر دو نقض واقعیت های اثبات شده هستند! بنابراین، معنای توصیف من این است که برای استفاده از مدل های نوسانات در شرایطی که من توصیف کردم نیاز به برقراری فروض بیشتر یا بعبارتی کمکی هست تا بتوانیم از این مدل ها استفاده کنیم. این موضوع اول- اما به نظر می رسد که هر تحقیقی یا هر تحلیلی به دنیا از پنجره تمرکز بر موضوعی خاص می پردازد. این تمرکز بر موضوع در پرسشی که بدنبال پاسخ آن هستیم خود را نشان می دهد! بنابراین خوب پرسیدن در امر تحلیل یا تحقیق بسیار با اهمیت است. ذهن هایی که خوب می پرسند خوب هم تحلیل می کنند. یادگیری پرسیدن از مدارس تا نقطه آخر هدف هر سیستم آموزشی کارامدی باید باشد. اینگونه که من فکر می کنم حتی اگر زمانی مقاله ایی یا پایان نامه ایی را برای داوری به من بسپارند قطعا بیش و پیش از بررسی داده ها و روش تجزیه و تحلیل سراغ ابتکار نویسنده در پرسش اصلی که بدنبال پاسخ آن است خواهم رفت. بعنوان مثال در باب ارز تاکنون هرچه تحلیل دیده ایم یا خوانده ایم در باره چگونگی وقوع این اتفاق بوده اند اما هیچگونه تحلیلی در باره چرایی تداوم این وضعیت و این شکل از نوسانات در بازار ارز را نداشته ایم. پارادایم فکریتان را بشکنید اجازه ندهید جهت گیری فکری شما همانی باشد که یک یا دو اقتصاددان کشور طراحی می کنند این اولین گام برای انجام کاری خوب هست! چون شما دارید به دنیا از زاویه دید خودتان نگاه می کنید....
🆔https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
✅خطر تحلیل تقاضا بعنوان تابعی منحصر از حجم خرید تقاضا کنندگان
✍️مجتبی رستمی
در تحلیل جزیی بازارها معمولا از تحلیل عرضه و تقاضا با فرض ثبات سایر شرایط بهمراه شرایط تعادلی والراسی یا مارشالی استفاده می شود. فرض کنید که تحلیل بازار با استفاده از این فرض که تقاضا تنها تابعی از حجم تقاضای خریداران است صورت پذیرد در این شرایط تقاضا به تغییرات حجم خرید خریدارن که خودش تابعی از تفاوت قیمت های واقعی و انتظاری است، بستگی دارد ( البته فرض می کنیم که عرضه نیز تابعی صعودی از قیمت کالا باشد). با این مفروضات درشرایطی ممکن است شیب عرضه از تقاضا کمتر باشد و در نتیجه براساس فرض والراسی با عدم تعادل دائمی در بازار مواجه باشیم. بنابراین، مدل های سنجی که از قیمت های دوره های قبل، قیمت های انتظاری و حجم خرید خریداران برای توضیح تغییرات قیمت کالا استفاده می کنند از لحاظ تئوریک مشکل خواهند داشت. این مشکل ناشی از آن است که هم انباشتگی در این مدل ها وجود ندارد که استفاده از یک مدل رگرسیونی و بالتبع توضیح نظری براساس آن نتایج معتبری را بدست دهد. بنابراین، فکر میکنم برخی توضیحات که تغییرات قیمت ارز را به حجم تقاضای خریداران ربط می دهند به طور غیرمستقیم عدم تعادل دائمی را پذیرفته اند. در این حالت هم می توان نشان داد که تنها با دستکاری نحوه شکل گیری انتظارات به آرام شدن و حرکت به سمت یک سطح پایدار کمک کرد.
🆔https://t.me/maemetrics
✍️مجتبی رستمی
در تحلیل جزیی بازارها معمولا از تحلیل عرضه و تقاضا با فرض ثبات سایر شرایط بهمراه شرایط تعادلی والراسی یا مارشالی استفاده می شود. فرض کنید که تحلیل بازار با استفاده از این فرض که تقاضا تنها تابعی از حجم تقاضای خریداران است صورت پذیرد در این شرایط تقاضا به تغییرات حجم خرید خریدارن که خودش تابعی از تفاوت قیمت های واقعی و انتظاری است، بستگی دارد ( البته فرض می کنیم که عرضه نیز تابعی صعودی از قیمت کالا باشد). با این مفروضات درشرایطی ممکن است شیب عرضه از تقاضا کمتر باشد و در نتیجه براساس فرض والراسی با عدم تعادل دائمی در بازار مواجه باشیم. بنابراین، مدل های سنجی که از قیمت های دوره های قبل، قیمت های انتظاری و حجم خرید خریداران برای توضیح تغییرات قیمت کالا استفاده می کنند از لحاظ تئوریک مشکل خواهند داشت. این مشکل ناشی از آن است که هم انباشتگی در این مدل ها وجود ندارد که استفاده از یک مدل رگرسیونی و بالتبع توضیح نظری براساس آن نتایج معتبری را بدست دهد. بنابراین، فکر میکنم برخی توضیحات که تغییرات قیمت ارز را به حجم تقاضای خریداران ربط می دهند به طور غیرمستقیم عدم تعادل دائمی را پذیرفته اند. در این حالت هم می توان نشان داد که تنها با دستکاری نحوه شکل گیری انتظارات به آرام شدن و حرکت به سمت یک سطح پایدار کمک کرد.
🆔https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
✅اهمیت اعتماد مردم به دولت ها در اجرای موفقیت آمیز سیاست های تثبیتی
✍️مجتبی رستمی
مدل های مختلفی برای پیش بینی وجود دارد. روانشناختی رفتارهای مردم اینگونه است که به تازه ترین اتفاقات در مورد متغیرهای اقتصادی رجوع می کنند یعنی آینده را مشابه حال و گذشته نزدیک ارزیابی می کنند. این موضوع یکی از دلایلی است که در اقتصادکلان بعنوان ماندگاری دورهای تجاری از آن یاد می شود. از طرفی دولت ها زمانی در بازارها دخالت می کنند که عدم دخالت آنها وضعیت را بهبود نبخشد. برای این منظور دولت ها نیز پیش بینی هایی را از مقدار آتی متغیرها ارائه می کنند. یک روش مناسب برای مردم در جهت کشف روند آتی متغیرها، ترکیب نتایج پیش بینی خودشان با پیش بینی های دولت هاست. براساس این روش، مقدار متغیر انتظاری، ترکیبی وزنی از پیش بینی خود مردم و پیش بینی دولت هاست. می توان نشان داد که هرچه وزن مقدار پیش بینی دولت ها در دیدگاه مردم بیشتر باشد تلاطم کمتر و ثبات بیشتر است. البته این موضوع مشروط به اعتماد مردم به دولت هاست زیرا در غیر اینصورت سیاست دخالت یا پیشنهاد به مردم وزنی در دیدگاه مردم نسبت به مقدار آتی متغیرها نخواهد داشت حتی اگر بهترین پیش بینی ممکن را ارائه دهند. مهمتر از کسری بودجه و شاید رشد اقتصادی پایین که توانایی دولت ها را در دورهای تجاری در مقابله با رکود کاهش می دهد از دست رفتن اعتماد مردم است! اگر مردم نتواند بپذیرند که ثبات در بازاری مدتی قابل ملاحظه ادامه خواهد داشت ناشی از عدم اعتماد آنها به دولت هاست که البته این یافته نتیجه داده های گذشته اقتصادی کشور در مواجهه با بحران های مشابه است که در خاطر مردم مانده است. آرزو کنیم که اینبار دولت بتواند از عهده وظیفه ایی که برای آن ایجاد شده برآید.
🆔https://t.me/maemetrics
✍️مجتبی رستمی
مدل های مختلفی برای پیش بینی وجود دارد. روانشناختی رفتارهای مردم اینگونه است که به تازه ترین اتفاقات در مورد متغیرهای اقتصادی رجوع می کنند یعنی آینده را مشابه حال و گذشته نزدیک ارزیابی می کنند. این موضوع یکی از دلایلی است که در اقتصادکلان بعنوان ماندگاری دورهای تجاری از آن یاد می شود. از طرفی دولت ها زمانی در بازارها دخالت می کنند که عدم دخالت آنها وضعیت را بهبود نبخشد. برای این منظور دولت ها نیز پیش بینی هایی را از مقدار آتی متغیرها ارائه می کنند. یک روش مناسب برای مردم در جهت کشف روند آتی متغیرها، ترکیب نتایج پیش بینی خودشان با پیش بینی های دولت هاست. براساس این روش، مقدار متغیر انتظاری، ترکیبی وزنی از پیش بینی خود مردم و پیش بینی دولت هاست. می توان نشان داد که هرچه وزن مقدار پیش بینی دولت ها در دیدگاه مردم بیشتر باشد تلاطم کمتر و ثبات بیشتر است. البته این موضوع مشروط به اعتماد مردم به دولت هاست زیرا در غیر اینصورت سیاست دخالت یا پیشنهاد به مردم وزنی در دیدگاه مردم نسبت به مقدار آتی متغیرها نخواهد داشت حتی اگر بهترین پیش بینی ممکن را ارائه دهند. مهمتر از کسری بودجه و شاید رشد اقتصادی پایین که توانایی دولت ها را در دورهای تجاری در مقابله با رکود کاهش می دهد از دست رفتن اعتماد مردم است! اگر مردم نتواند بپذیرند که ثبات در بازاری مدتی قابل ملاحظه ادامه خواهد داشت ناشی از عدم اعتماد آنها به دولت هاست که البته این یافته نتیجه داده های گذشته اقتصادی کشور در مواجهه با بحران های مشابه است که در خاطر مردم مانده است. آرزو کنیم که اینبار دولت بتواند از عهده وظیفه ایی که برای آن ایجاد شده برآید.
🆔https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
Forwarded from آموزش کانون کارگزاران
🔻دوره آموزشی مقدماتی سری های زمانی مالی با R (کد1)
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3501
#مدلسازی_R
#مدلسازی-R_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره-آنلاین_آموزشی
سرفصل دوره:
1.معرفی مشخصات داده های مالی و توصیف داده های مالی با
بررسی نمودارهای مختلف
بررسی توصیفی
2.سری های زمانی مالی
مدلسازی ARIMA فصلی
تبدیل BOX-COX برای داده های سری زمانی مالی
فرآیندهای با حافظه بلندمدت
بوت استرپ با مدل های سری زمانی
3.رگرسیون های غیرخطی مالی
مدل های تلاطم تصادفی
مدل های GARCH
مدل های آستانه ای STR و MARKOV
4.تحلیل داده های مالی با روش بیزی
مدل های مزدوج بیزی
شبیه سازی مونت کارلوی زنجیره های مارکفی MCMC
مدل های داده های پانل سلسله مراتبی و ضرایب متغیر
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3501
#مدلسازی_R
#مدلسازی-R_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره-آنلاین_آموزشی
سرفصل دوره:
1.معرفی مشخصات داده های مالی و توصیف داده های مالی با
بررسی نمودارهای مختلف
بررسی توصیفی
2.سری های زمانی مالی
مدلسازی ARIMA فصلی
تبدیل BOX-COX برای داده های سری زمانی مالی
فرآیندهای با حافظه بلندمدت
بوت استرپ با مدل های سری زمانی
3.رگرسیون های غیرخطی مالی
مدل های تلاطم تصادفی
مدل های GARCH
مدل های آستانه ای STR و MARKOV
4.تحلیل داده های مالی با روش بیزی
مدل های مزدوج بیزی
شبیه سازی مونت کارلوی زنجیره های مارکفی MCMC
مدل های داده های پانل سلسله مراتبی و ضرایب متغیر
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
👍2
✅نقش فروض و نحوه وضع فروض در اقتصادسنجی
✍️مجتبی رستمی 📄فروضی که برای بررسی آماری داده ها در چارچوب یک مدل وضع می شود،نمی توانند دلخواهی وضع شده باشند. بدین معنی که تنها قصد راحت (easy) کردن کار محقق را بدون در نظر گرفتن واقعیت های متغیرها و ساختار ارتباط میان آنها داشته باشند. فروض باید ساختار ارتباط میان متغیرها را رعایت کنند البته با رعایت این موضوع نحوه بررسی مسئله محقق را ساده (simple) کنند. در هر تحقیقی که برمبنای روش های سنجی صورت می گیرد باید حتما قسمتی از پیشنهادیه تحقیق یا پروپوزال به بررسی فروض مدل و نحوه ارتباط آنها با متغیرهای تحقیق اختصاص داده شود. رعایت نکردن این نکته یک ضعف اساسی در انجام هر پروژه اقتصادسنجی است. محقق باید تشخیص دهد که فروض قوی و ضعیف برای حل مسئله چگونه ساخته می شوند و وی چگونه می تواند از آنها استفاده کند. بعنوان مثال،همواره نیاز نیست فرض قوی نوفه سفید بودن را بر باقیمانده های یک مدل رگرسیونی وضع کرد گاهی مارتینگل بودن جمله خطا در تفاضل مرتبه اول کفایت می کند. یا نیازی به وضع فرض قوی کواریانس صفر میان جمله خطا و متغیرهای توضیحی نیست در عوض فرض ضعیف برابر با صفر بودن گشتاور شرطی مرتبه اول این دو متغیر کفایت می کند. این موضوع بسته به شناخت محقق از هدف تحقیق است. بنابراین، زمانی که یک پروپوزال را مطالعه می کنیم یا می نویسیم حتما باید به این موضوع توجه داشته باشیم.
🆔https://t.me/maemetrics
✍️مجتبی رستمی 📄فروضی که برای بررسی آماری داده ها در چارچوب یک مدل وضع می شود،نمی توانند دلخواهی وضع شده باشند. بدین معنی که تنها قصد راحت (easy) کردن کار محقق را بدون در نظر گرفتن واقعیت های متغیرها و ساختار ارتباط میان آنها داشته باشند. فروض باید ساختار ارتباط میان متغیرها را رعایت کنند البته با رعایت این موضوع نحوه بررسی مسئله محقق را ساده (simple) کنند. در هر تحقیقی که برمبنای روش های سنجی صورت می گیرد باید حتما قسمتی از پیشنهادیه تحقیق یا پروپوزال به بررسی فروض مدل و نحوه ارتباط آنها با متغیرهای تحقیق اختصاص داده شود. رعایت نکردن این نکته یک ضعف اساسی در انجام هر پروژه اقتصادسنجی است. محقق باید تشخیص دهد که فروض قوی و ضعیف برای حل مسئله چگونه ساخته می شوند و وی چگونه می تواند از آنها استفاده کند. بعنوان مثال،همواره نیاز نیست فرض قوی نوفه سفید بودن را بر باقیمانده های یک مدل رگرسیونی وضع کرد گاهی مارتینگل بودن جمله خطا در تفاضل مرتبه اول کفایت می کند. یا نیازی به وضع فرض قوی کواریانس صفر میان جمله خطا و متغیرهای توضیحی نیست در عوض فرض ضعیف برابر با صفر بودن گشتاور شرطی مرتبه اول این دو متغیر کفایت می کند. این موضوع بسته به شناخت محقق از هدف تحقیق است. بنابراین، زمانی که یک پروپوزال را مطالعه می کنیم یا می نویسیم حتما باید به این موضوع توجه داشته باشیم.
🆔https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
👍1
Forwarded from آموزش کانون کارگزاران
🔻دوره آموزشی اقتصادسنجی مالی با EViews کد1
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3548
#اقتصادسنجی_مالی_EViews
#اقتصادسنجی_مالی_EViews_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره_آنلاین_آموزشی
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3548
#اقتصادسنجی_مالی_EViews
#اقتصادسنجی_مالی_EViews_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره_آنلاین_آموزشی
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
منشاء همهگیری کرونا: انتقال از جانور یا نشت از آزمایشگاه؟
با وام گرفتن مثالی از برتراند راسل، ابتدا اشارهای کنیم به تفاوت امکان و احتمال. آیا «امکان دارد» جسمی بهشکل قوری بر گِردِ سیارهی مشتری در حال گردش باشد؟ همینکه توانستهایم این حالت را تصور کنیم پس «منطقا» چنین امکانی منتفی نیست. اما فرض کنید فردی میخواهد این امکان را مبنایی برای عمل قرار دهد و مثلا در مسابقهای تلویزیونی شرکت کند. کدام گزینه را انتخاب کند تا برندهی جایزه شود: الف: قوریای بر گِردِ مشتری در حال گردش است؛ ب: هیچ قوریای بر گرد مشتری نمیگردد؟ اگر گزینهی دوم را انتخاب کند به این معنا است که هرچند گزینهی نخست را منطقا ناممکن نمیداند اما «نسبت به گزینهی رقیب» وقوع آن را چندان محتمل نمیداند.
از آغاز همهگیری کووید 19، در باب خاستگاه ویروس کرونا فرضیههای متعددی مطرح شد:
فرضیهی یک: ویروس به نحوی طبیعی از جانوری مانند خفاش یا پانگولین به انسان منتقل شده است.
فرضیهی دو: ویروس از یک آزمایشگاه ویروسشناسی در ووهان نشت پیدا کرده است.
فرضیهی سه: چینیها ویروسی طبیعی را بهقصد وارد کردن ضربهای به اقتصاد آمریکا دستکاری کردهاند.
فرضیهی چهار: آمریکاییها ویروسی طبیعی را برای وارد کردن ضربهای به اقتصاد چین دستکاری کردهاند.
و برخی فرضیههای دیگر.
همهی این فرضیهها «منطقا ممکن» اند، اما آیا همهی این فرضیهها محتمل نیز هستند؟ به عبارتی دیگر کدامیک را باید جدی گرفت و مبنای عمل قرار داد؟ مشخص است که اگر از عرضهکننده یا طرفدار فرضیه پرسش کنیم فرضیهی خود را محتملتر از سایرین میداند.
دانشمندان در این موارد شواهد له و علیه فرضیهها را وزندهی میکنند و بر آن اساس دست به گزینش میزنند. در اینباره، وزن شواهد علیه فرضیههای توطئهآمیزی مانند فرضیههای سه و چهار آنقدر زیاد بود که از ابتدا نیز اجماع دانشمندان بر نادیده گرفتن آنها بود. البته میدانیم از آنجا که اطلاعات نادرست باسرعتی بسیار بیشتر از واقعیتها در شبکههای اجتماعی پخش میشوند این تئوریهای توطئه نیز با سرعت فراوان در شبکههای اجتماعی در حال انتشارند و برخی دولتمردان نیز در جهت منافع خود، که عموما سیاسی، اقتصادی، یا ایدئولوژیک هستند (و نه علمی) از آنها بهره میبرند.
از منظر اکثریت دانشمندان فرضیهی نخست محتملترین امکان بود اما تعداد قابل توجهی از ایشان نیز پیدا شدند که گزینهی دوم را محتملتر ارزیابی میکردند. وقتی تعداد مخالفان قابل توجه شود به معنای آن است که دانشمندان باید فرضیهی رقیب را جدی بگیرند.
برای داوری میان این دو فرضیه تیمی متشکل از 21 دانشمند (10 آمریکایی، 5 بریتانیایی، 2 استرالیایی، و چهار نفر از چین، نیوزلند، اتریش، و کانادا با تنوعی از تخصصها از جمله ویروسشناسی، ژنتیک انسان، بیماریهای عفونی، زیستشناسی تکاملی، زیستشناسی محیط زیست، میکروبیولوژی، ایمونولوژی و ...) کلیت دادههای موجود را وزندهی کرده و به این نتیجه رسیدهاند که فرضیهی نخست بسیار محتملتر از فرضیهی دوم است. (لینک مقاله که در شمارهی آتی ژورنال Cell چاپ میشود در زیر آمده است.)
آیا دانشمندان فرضیهی نخست را ثابت کردهاند؟ خیر. در علم چیزی اثبات نمیشود. نویسندگان مقاله نیز ضمن ممکن، اما نامحتمل خواندن فرضیهی دوم در پرتو «شواهد در دست» اولی را «نسبت به دومی» محتملتر دانستهاند. همواره امکان دارد دادههای جدیدی کشف شوند یا فرضیههای جدیدی رخ نمایند و نتیجهی این مقاله را کنار نهند. اما تا آن زمان معقول است که یافتههای این مقاله را مبنای عمل قرار دهیم.
همانطور که در این مثال میبینیم چنین ارزیابیهایی محصول «کار جمعی» دستهی بزرگی از دانشمندان با تخصصهای «متنوع» است. عقلانی عمل کردن آن است که محتملترین گزینه (که دستهی متکثری از متخصصان آن را محتملتر تشخیص دادهاند) مبنای عمل قرار دهیم. چنین عملی مصون از خطا نیست اما دولتمردانی که چنین عمل کنند در دراز مدت خطاهای کمتری مرتکب میشوند.
لازم به ذکر است همواره برخی دانشمندان حاشیهای نیز هستند که با اجماعها مخالفند. از منظری معرفتشناختی وجود آنها غنیمتیست برای علم، و نباید صدای ایشان را خاموش کرد. نکته اینجاست که تصمیمسازان سیاسی باید مبنای عمل خود را «خرد جمعی» دانشمندان قرار دهند و نه فرضیههای ناآزمودهی چنین دانشمندان حاشیهای. اگر صدای حاشیهای بهرهای از واقعیت داشته باشد به مرور جای خود را در علم باز میکند.
✍️هادی صمدی
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0092867421009910
با وام گرفتن مثالی از برتراند راسل، ابتدا اشارهای کنیم به تفاوت امکان و احتمال. آیا «امکان دارد» جسمی بهشکل قوری بر گِردِ سیارهی مشتری در حال گردش باشد؟ همینکه توانستهایم این حالت را تصور کنیم پس «منطقا» چنین امکانی منتفی نیست. اما فرض کنید فردی میخواهد این امکان را مبنایی برای عمل قرار دهد و مثلا در مسابقهای تلویزیونی شرکت کند. کدام گزینه را انتخاب کند تا برندهی جایزه شود: الف: قوریای بر گِردِ مشتری در حال گردش است؛ ب: هیچ قوریای بر گرد مشتری نمیگردد؟ اگر گزینهی دوم را انتخاب کند به این معنا است که هرچند گزینهی نخست را منطقا ناممکن نمیداند اما «نسبت به گزینهی رقیب» وقوع آن را چندان محتمل نمیداند.
از آغاز همهگیری کووید 19، در باب خاستگاه ویروس کرونا فرضیههای متعددی مطرح شد:
فرضیهی یک: ویروس به نحوی طبیعی از جانوری مانند خفاش یا پانگولین به انسان منتقل شده است.
فرضیهی دو: ویروس از یک آزمایشگاه ویروسشناسی در ووهان نشت پیدا کرده است.
فرضیهی سه: چینیها ویروسی طبیعی را بهقصد وارد کردن ضربهای به اقتصاد آمریکا دستکاری کردهاند.
فرضیهی چهار: آمریکاییها ویروسی طبیعی را برای وارد کردن ضربهای به اقتصاد چین دستکاری کردهاند.
و برخی فرضیههای دیگر.
همهی این فرضیهها «منطقا ممکن» اند، اما آیا همهی این فرضیهها محتمل نیز هستند؟ به عبارتی دیگر کدامیک را باید جدی گرفت و مبنای عمل قرار داد؟ مشخص است که اگر از عرضهکننده یا طرفدار فرضیه پرسش کنیم فرضیهی خود را محتملتر از سایرین میداند.
دانشمندان در این موارد شواهد له و علیه فرضیهها را وزندهی میکنند و بر آن اساس دست به گزینش میزنند. در اینباره، وزن شواهد علیه فرضیههای توطئهآمیزی مانند فرضیههای سه و چهار آنقدر زیاد بود که از ابتدا نیز اجماع دانشمندان بر نادیده گرفتن آنها بود. البته میدانیم از آنجا که اطلاعات نادرست باسرعتی بسیار بیشتر از واقعیتها در شبکههای اجتماعی پخش میشوند این تئوریهای توطئه نیز با سرعت فراوان در شبکههای اجتماعی در حال انتشارند و برخی دولتمردان نیز در جهت منافع خود، که عموما سیاسی، اقتصادی، یا ایدئولوژیک هستند (و نه علمی) از آنها بهره میبرند.
از منظر اکثریت دانشمندان فرضیهی نخست محتملترین امکان بود اما تعداد قابل توجهی از ایشان نیز پیدا شدند که گزینهی دوم را محتملتر ارزیابی میکردند. وقتی تعداد مخالفان قابل توجه شود به معنای آن است که دانشمندان باید فرضیهی رقیب را جدی بگیرند.
برای داوری میان این دو فرضیه تیمی متشکل از 21 دانشمند (10 آمریکایی، 5 بریتانیایی، 2 استرالیایی، و چهار نفر از چین، نیوزلند، اتریش، و کانادا با تنوعی از تخصصها از جمله ویروسشناسی، ژنتیک انسان، بیماریهای عفونی، زیستشناسی تکاملی، زیستشناسی محیط زیست، میکروبیولوژی، ایمونولوژی و ...) کلیت دادههای موجود را وزندهی کرده و به این نتیجه رسیدهاند که فرضیهی نخست بسیار محتملتر از فرضیهی دوم است. (لینک مقاله که در شمارهی آتی ژورنال Cell چاپ میشود در زیر آمده است.)
آیا دانشمندان فرضیهی نخست را ثابت کردهاند؟ خیر. در علم چیزی اثبات نمیشود. نویسندگان مقاله نیز ضمن ممکن، اما نامحتمل خواندن فرضیهی دوم در پرتو «شواهد در دست» اولی را «نسبت به دومی» محتملتر دانستهاند. همواره امکان دارد دادههای جدیدی کشف شوند یا فرضیههای جدیدی رخ نمایند و نتیجهی این مقاله را کنار نهند. اما تا آن زمان معقول است که یافتههای این مقاله را مبنای عمل قرار دهیم.
همانطور که در این مثال میبینیم چنین ارزیابیهایی محصول «کار جمعی» دستهی بزرگی از دانشمندان با تخصصهای «متنوع» است. عقلانی عمل کردن آن است که محتملترین گزینه (که دستهی متکثری از متخصصان آن را محتملتر تشخیص دادهاند) مبنای عمل قرار دهیم. چنین عملی مصون از خطا نیست اما دولتمردانی که چنین عمل کنند در دراز مدت خطاهای کمتری مرتکب میشوند.
لازم به ذکر است همواره برخی دانشمندان حاشیهای نیز هستند که با اجماعها مخالفند. از منظری معرفتشناختی وجود آنها غنیمتیست برای علم، و نباید صدای ایشان را خاموش کرد. نکته اینجاست که تصمیمسازان سیاسی باید مبنای عمل خود را «خرد جمعی» دانشمندان قرار دهند و نه فرضیههای ناآزمودهی چنین دانشمندان حاشیهای. اگر صدای حاشیهای بهرهای از واقعیت داشته باشد به مرور جای خود را در علم باز میکند.
✍️هادی صمدی
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0092867421009910
◾️تعریف سواد از نظر یونسکو
▪️*تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی*
▪️به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
▪️شاید برای تان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می شود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خوانده ها و دانسته های خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
▪️با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.*
▪️ در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانسته ها و راهکارهای دست یابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
▪️*اولین تعریف*
▪️*توانایی خواندن و نوشتن،* اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
▪️*دومین تعریف*
▪️*اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی،* در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب می شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
▪️ *سومین تعریف*
▪️ *اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:*
▪️سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :
۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.
۴- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
۶- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.
۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.
۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت ها تغییر رویه می داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت های فوق نکرده است.
*جدید ترین تعریف*
*علم با عمل معنا می شود.*
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.
*چرا سوادمان باعث تغییر در زندگی مان نمی شود؟*
▪️*تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی*
▪️به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
▪️شاید برای تان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می شود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خوانده ها و دانسته های خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
▪️با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.*
▪️ در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانسته ها و راهکارهای دست یابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
▪️*اولین تعریف*
▪️*توانایی خواندن و نوشتن،* اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
▪️*دومین تعریف*
▪️*اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی،* در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب می شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
▪️ *سومین تعریف*
▪️ *اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:*
▪️سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :
۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.
۴- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
۶- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.
۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.
۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت ها تغییر رویه می داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت های فوق نکرده است.
*جدید ترین تعریف*
*علم با عمل معنا می شود.*
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.
*چرا سوادمان باعث تغییر در زندگی مان نمی شود؟*
👍5🔥2❤1
جالب است بدانید که یادگیری در متون روان شناسی، به صورت ایجاد تغییر پایدار در رفتار تعریف می شود. پس ایجاد تغییر در رفتار، مهم ترین مولفه با سواد بودن است. اما بسیاری از ما، اطلاعات
موردنیاز را داریم اما تاثیری در زندگی عملی ما ندارند.
🌐https://t.me/maemetrics
موردنیاز را داریم اما تاثیری در زندگی عملی ما ندارند.
🌐https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
👍2❤1
تحریم های تازه چگونه می توانند اقتصاد روسیه را فلج کنند؟
اکونومیست
از زمانی که روسیه کریمه را در سال ۲۰۱۴ میلادی اشغال کرده تحریمهای غرب نتوانسته به عنوان عامل بازدارنده معتبری در برابر تجاوز روسیه عمل کند. اقدامات تازه علیه سیستم مالی روسیه که توسط آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر متحدان در ۲۶ فوریه اعلام شد این وضعیت را تغییر خواهد داد.
اقدام تازه کشورهای غربی برای جلوگیری از حمله به اوکراین خیلی دیر صورت گرفته است، اما میتوانند باعث ایجاد آشفتگی مالی در روسیه شود، زیرا بانک مرکزی آن کشور را هدف قرار میدهد و ممکن است منجر به مسدود شدن ۶۳۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی آن نهاد مالی شود.
این امر میتواند منجر به آسیب دیدن بانکها و ارز روسیه شود و باعث لرزش بیشتر در بازارهای جهانی و افزایش بیشتر قیمت انرژی خواهد شد. هم چنین، این وضعیت ممکن است باعث اقدام تلافی جویانه روسیه شود.
در تاریخ ۲۷ فوریه، روسیه اعلام کرد که تحریمها "غیر قانونی" هستند و نشان داد که نیروهای هستهای روسیه در واکنش به آن در سطح بالاتری از آمادگی قرار گرفته اند. تحریم روسیه از سوی غرب شوکی برای چین نیز خواهد بود. چین که ۳.۴ تریلیون دلار ذخایر دارد و اکنون در حال بازنگری در مورد چگونگی مقاومت در برابر فشار غرب در صورت وقوع جنگ بر سر تایوان است.
تحریمهای غرب تا کنون مدت هاست که با لفاظی درباره در هم شکستن روسیه همراه بوده از نظر تاثیرگذاری اثربخشی کافی را نداشته است. برای مثال، مجازات الیگارشها از طریق جریمه و اعمال محدودیت بر ثروت آنان از سوی دولتهای غربی سبب شده تا برخی از سرمایه داران روس در روزهای اخیر خواستار پایان جنگ علیه اوکراین شوند، اما تصمیم گیری در کرملین تغییر نکرده است. در همین حال، محدودیتهای فناوری غرب و صادرات صنعتی به روسیه برای تاثیرگذاری ماهها یا سالها به طول خواهد انجامید. حتی اعلام تحریمهای آمریکا در تاریخ ۲۴ فوریه علیه اسپربانک و VTB Bank که مجموعا ۷۵ درصد از داراییهای صنعت بانکداری روسیه را در اختیار دارند نیز ضربهای جدی، اما نه مهلک و کشنده بود به ویژه از زمانی که تراکنشهای انرژی از تحریمها معاف شدند. سیستم مالی قلعه مانند روسیه قادر به مقاومت در برابر تسلیحات اقتصادی بوده است.
با این وجود، اقدامات صورت گرفته در تاریخ ۲۶ فوریه بسیار فراتر رفت. بسیاری از عناوین روزنامههای آمریکا و اروپا به تصمیم غرب برای قطع ارتباط برخی از بانکهای روسی، احتمالا اسپربانک و بانک VTB با سوئیفت یا سیستم پیام رسانی جهانی پرداختهای فرامرزی پرداختند. در واقع تصمیم قطع ارتباط بانکهای روسیه با سوئیفت باعث میشود همه طرفین و نه تنها طرف غربی نسبت به معامله با آن نهادها احتیاط کنند. اگر آنان بخواهند ارتباط شان را با بانکهای روسی حفظ کنند باید از ایمیل و تلفن برای برقراری ارتباط استفاده کنند که خود میتواند دردسرساز باشد.
گام بزرگ هدف قرار دادن نهادی است که در قلب اقتصاد قلعه مانند روسیه قرار دارد یعنی بانک مرکزی آن کشور. روسیه دارای ۶۳۰ میلیارد دلار ذخایر خارجی است. این رقم معادل ۳۸ درصد از تولید ناخالص داخلی روسیه در سال ۲۰۲۱ میلادی است. تحریمها ممکن است سایر بودجههای دولتی را نیز پوشش دهند. مقامهای دولت بایدن میگویند که آنان با همکاری متحدان اروپایی از استفاده بانک مرکزی روسیه از این ذخایر برای تضعیف تاثیر تحریمها جلوگیری خواهند کرد. به عنوان بخشی از استراتژی قلعه، روسیه ترکیب ذخایر خود را از دلار تغییر داده است: تا ژوئن ۲۰۲۱ میلادی، تنها ۱۶ درصد ذخایر روسیه به دلار آمریکا بوده و در مقابل ۳۲ درصد به یورو، ۲۲ درصد به طلا و ۱۳ درصد به یوان چین بوده است.
بخش دوم مقاله را در پست بعدی بخوانید:
اکونومیست
از زمانی که روسیه کریمه را در سال ۲۰۱۴ میلادی اشغال کرده تحریمهای غرب نتوانسته به عنوان عامل بازدارنده معتبری در برابر تجاوز روسیه عمل کند. اقدامات تازه علیه سیستم مالی روسیه که توسط آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر متحدان در ۲۶ فوریه اعلام شد این وضعیت را تغییر خواهد داد.
اقدام تازه کشورهای غربی برای جلوگیری از حمله به اوکراین خیلی دیر صورت گرفته است، اما میتوانند باعث ایجاد آشفتگی مالی در روسیه شود، زیرا بانک مرکزی آن کشور را هدف قرار میدهد و ممکن است منجر به مسدود شدن ۶۳۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی آن نهاد مالی شود.
این امر میتواند منجر به آسیب دیدن بانکها و ارز روسیه شود و باعث لرزش بیشتر در بازارهای جهانی و افزایش بیشتر قیمت انرژی خواهد شد. هم چنین، این وضعیت ممکن است باعث اقدام تلافی جویانه روسیه شود.
در تاریخ ۲۷ فوریه، روسیه اعلام کرد که تحریمها "غیر قانونی" هستند و نشان داد که نیروهای هستهای روسیه در واکنش به آن در سطح بالاتری از آمادگی قرار گرفته اند. تحریم روسیه از سوی غرب شوکی برای چین نیز خواهد بود. چین که ۳.۴ تریلیون دلار ذخایر دارد و اکنون در حال بازنگری در مورد چگونگی مقاومت در برابر فشار غرب در صورت وقوع جنگ بر سر تایوان است.
تحریمهای غرب تا کنون مدت هاست که با لفاظی درباره در هم شکستن روسیه همراه بوده از نظر تاثیرگذاری اثربخشی کافی را نداشته است. برای مثال، مجازات الیگارشها از طریق جریمه و اعمال محدودیت بر ثروت آنان از سوی دولتهای غربی سبب شده تا برخی از سرمایه داران روس در روزهای اخیر خواستار پایان جنگ علیه اوکراین شوند، اما تصمیم گیری در کرملین تغییر نکرده است. در همین حال، محدودیتهای فناوری غرب و صادرات صنعتی به روسیه برای تاثیرگذاری ماهها یا سالها به طول خواهد انجامید. حتی اعلام تحریمهای آمریکا در تاریخ ۲۴ فوریه علیه اسپربانک و VTB Bank که مجموعا ۷۵ درصد از داراییهای صنعت بانکداری روسیه را در اختیار دارند نیز ضربهای جدی، اما نه مهلک و کشنده بود به ویژه از زمانی که تراکنشهای انرژی از تحریمها معاف شدند. سیستم مالی قلعه مانند روسیه قادر به مقاومت در برابر تسلیحات اقتصادی بوده است.
با این وجود، اقدامات صورت گرفته در تاریخ ۲۶ فوریه بسیار فراتر رفت. بسیاری از عناوین روزنامههای آمریکا و اروپا به تصمیم غرب برای قطع ارتباط برخی از بانکهای روسی، احتمالا اسپربانک و بانک VTB با سوئیفت یا سیستم پیام رسانی جهانی پرداختهای فرامرزی پرداختند. در واقع تصمیم قطع ارتباط بانکهای روسیه با سوئیفت باعث میشود همه طرفین و نه تنها طرف غربی نسبت به معامله با آن نهادها احتیاط کنند. اگر آنان بخواهند ارتباط شان را با بانکهای روسی حفظ کنند باید از ایمیل و تلفن برای برقراری ارتباط استفاده کنند که خود میتواند دردسرساز باشد.
گام بزرگ هدف قرار دادن نهادی است که در قلب اقتصاد قلعه مانند روسیه قرار دارد یعنی بانک مرکزی آن کشور. روسیه دارای ۶۳۰ میلیارد دلار ذخایر خارجی است. این رقم معادل ۳۸ درصد از تولید ناخالص داخلی روسیه در سال ۲۰۲۱ میلادی است. تحریمها ممکن است سایر بودجههای دولتی را نیز پوشش دهند. مقامهای دولت بایدن میگویند که آنان با همکاری متحدان اروپایی از استفاده بانک مرکزی روسیه از این ذخایر برای تضعیف تاثیر تحریمها جلوگیری خواهند کرد. به عنوان بخشی از استراتژی قلعه، روسیه ترکیب ذخایر خود را از دلار تغییر داده است: تا ژوئن ۲۰۲۱ میلادی، تنها ۱۶ درصد ذخایر روسیه به دلار آمریکا بوده و در مقابل ۳۲ درصد به یورو، ۲۲ درصد به طلا و ۱۳ درصد به یوان چین بوده است.
بخش دوم مقاله را در پست بعدی بخوانید:
👍5❤1
زمین سوخته: نقش تغییرات آب و هوایی در درگیری های خاورمیانه
مروی داوودی
فارن افرز
بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ دما در خاورمیانه و شمال آفریقا ۰.۲ درجه سلیوس افزایش یافته و تا پایان این قرن تا ۷ درجه افزایش خواهد یافت. در بین مناطق درگیر با گرمایش جهانی هیچ کدام در آینده به اندازه خاورمیانه آسیب پذیر نخواهند بود.
دگرش های آب و هوایی تنها بخشی از ماجراست و به گفته بسیاری، دگرش های اقلیمی مسئول اصلی درگیری های منطقه ای نیست. دولت ها در خاورمیانه نیازهای اساسی مردم را به نفع خودشان مصادره می کنند و وقتی نوبت به انعطاف پذیری و حرکت به سمت انرژی های سبز می رسد، پا پس می کشند.
اینکه گفته می شود دگرش های آب و هوایی سوریه را به سمت جنگ داخلی برد درست نیست. بسیاری از خشکسالی ها در گذشته به شورش های خشونت آمیز منتهی نشده اند. پس از به قدرت رسیدن بشار اسد در سال ۲۰۰۰، نظام به راهنمایی بانک جهانی اصلاحات ساختاری را در پیش گرفت که به نوبه خود فشار زیادی را بر مردم روستایی وارد آورد. تصمیمات تبعیض آمیز دولت در ایجاد زیرساخت ها، کشور و به ویژه مناطق روستایی را در برابر پیشروی سریع دولت اسلامی آسیب پذیر کرد. اشاره به دگرش های اقلیمی به عنوان پیشران جنگ خطرناک است چرا که صورت مسئله را ساده می کند و توانایی سیاستمداران برای ایجاد تغییرات واقعی را کاهش می دهد.
در درگیری های مسلحانه، دولت ها و گروه های مسلح از آسیب پذیری های منطقه ای به عنوان سلاح استفاده می کنند. دولت ها و بازیگران غیردولتی بارها زیرساخت های حیاتی را هدف قرار داده و مردم را از امکانات و خدمات حیاتی محروم کرده اند. مانند بستن آب به روی مردم یمن توسط سعودی ها و افزایش خطر ابتلا به بیماری های واگیر، تخریب زیرساخت های حیاتی و آبی توسط دولت و بازیگران غیردولتی در سوریه. ترکیه هم از سلاح آب برای جلوگیری از خودمختاری کردها در شمال شرقی سوریه استفاده کرده است. دولت سوریه نیز در همکاری با روسیه به پالایشگاه نفت کشور در شمال شرق آسیب رساند. نشت نفت آب های زیرزمینی را آلوده کرد که عاملی خطرناک برای بیماری های گوارشی، نقص در تولید مثل و سرطان است.
اگرچه به نظر می رسد ایالات متحده و اروپا در حال دور شدن از خاورمیانه هستند اما سازمان های بین المللی باید برای حفظ هنجارهایی که از منابع طبیعی و زیرساخت ها حفاظت می شود، تلاش کنند. اعمال فشار بر شرکای آمریکایی در خاورمیانه از جمله ریاض برای اتخاذ مجموعه ای از استاندارهای مشترک به حفظ جان غیرنظامیان در سراسر جهان کمک می کند. در تخریب زیرساخت ها هیچ برنده بلندمدتی وجود ندارد.
تخریب زیرساخت ها موجب اخاذی و قاچاق می شود و زمانی که تامین ضروری ترین نیازها توسط دولت ها ممکن نیست فضا برای ظهور بازیگران غیر دولتی مهیاست.
در یمن، هر دو طرف درگیر از غذا به عنوان سلاح استفاده می کنند. عربستان دو بندر بزرگ حدیده و سلیف که ۸۰ درصد مواد غذایی از آنجا وارد می شود را محاصره می کند و حوثی ها هم کمک های غذایی برنامه جهانی غذا را به گروگان می گیرند. به علاوه، مخاطرات زیست محیطی و حمله انبوه ملخ ها مردم یمن را تهدید می کند.
تلاش های کانون آب ژنو (Geneva Water Hub)، سازمان ملل متحد و سایر سازمان های بین المللی می تواند نقطه آغازی برای همکاری کشورها در زمینه مدیریت منابع آبی مشترک باشد. با هماهنگی و توزیع اطلاعات در مورد ناامنی آبی در مناطق درگیر می توان آگاهی را در میان کشورهای عضو افزایش داد.
بحران زیست محیطی در خاورمیانه فراتر از مناطق جنگی است. خشکسالی و طوفان شن صدها هزار نفر را مجبور به جابه جایی کرده است. پناهندگان خاورمیانه ۴۵ درصد از کل پناهندگانی که به طور رسمی در سیستم سازمان ملل ثبت نام کرده اند را تشکیل می دهند. خاورمیانه به اندازه کشورهای جنوب صحرای آفریقا از نظر غذایی ناامن نیست اما ۵۰ میلیون نفر در این منطقه با سوء تغذیه مزمن روبرو هستند.
شکی نیست که تغییرات آب و هوایی نیز در جابه جایی مردم نقش داشته است. در سال ۲۰۱۱، بانک جهانی بررسی هایی را در الجزایر، مصر، مراکش، سوریه و یمن انجام داد و متوجه از دست رفتن گسترده درآمد، محصولات کشاورزی و دام شد. بسیاری از پاسخ دهندگان این چالش ها را به رخدادهای شدید آب و هوایی نسبت دادند.
مروی داوودی
فارن افرز
بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ دما در خاورمیانه و شمال آفریقا ۰.۲ درجه سلیوس افزایش یافته و تا پایان این قرن تا ۷ درجه افزایش خواهد یافت. در بین مناطق درگیر با گرمایش جهانی هیچ کدام در آینده به اندازه خاورمیانه آسیب پذیر نخواهند بود.
دگرش های آب و هوایی تنها بخشی از ماجراست و به گفته بسیاری، دگرش های اقلیمی مسئول اصلی درگیری های منطقه ای نیست. دولت ها در خاورمیانه نیازهای اساسی مردم را به نفع خودشان مصادره می کنند و وقتی نوبت به انعطاف پذیری و حرکت به سمت انرژی های سبز می رسد، پا پس می کشند.
اینکه گفته می شود دگرش های آب و هوایی سوریه را به سمت جنگ داخلی برد درست نیست. بسیاری از خشکسالی ها در گذشته به شورش های خشونت آمیز منتهی نشده اند. پس از به قدرت رسیدن بشار اسد در سال ۲۰۰۰، نظام به راهنمایی بانک جهانی اصلاحات ساختاری را در پیش گرفت که به نوبه خود فشار زیادی را بر مردم روستایی وارد آورد. تصمیمات تبعیض آمیز دولت در ایجاد زیرساخت ها، کشور و به ویژه مناطق روستایی را در برابر پیشروی سریع دولت اسلامی آسیب پذیر کرد. اشاره به دگرش های اقلیمی به عنوان پیشران جنگ خطرناک است چرا که صورت مسئله را ساده می کند و توانایی سیاستمداران برای ایجاد تغییرات واقعی را کاهش می دهد.
در درگیری های مسلحانه، دولت ها و گروه های مسلح از آسیب پذیری های منطقه ای به عنوان سلاح استفاده می کنند. دولت ها و بازیگران غیردولتی بارها زیرساخت های حیاتی را هدف قرار داده و مردم را از امکانات و خدمات حیاتی محروم کرده اند. مانند بستن آب به روی مردم یمن توسط سعودی ها و افزایش خطر ابتلا به بیماری های واگیر، تخریب زیرساخت های حیاتی و آبی توسط دولت و بازیگران غیردولتی در سوریه. ترکیه هم از سلاح آب برای جلوگیری از خودمختاری کردها در شمال شرقی سوریه استفاده کرده است. دولت سوریه نیز در همکاری با روسیه به پالایشگاه نفت کشور در شمال شرق آسیب رساند. نشت نفت آب های زیرزمینی را آلوده کرد که عاملی خطرناک برای بیماری های گوارشی، نقص در تولید مثل و سرطان است.
اگرچه به نظر می رسد ایالات متحده و اروپا در حال دور شدن از خاورمیانه هستند اما سازمان های بین المللی باید برای حفظ هنجارهایی که از منابع طبیعی و زیرساخت ها حفاظت می شود، تلاش کنند. اعمال فشار بر شرکای آمریکایی در خاورمیانه از جمله ریاض برای اتخاذ مجموعه ای از استاندارهای مشترک به حفظ جان غیرنظامیان در سراسر جهان کمک می کند. در تخریب زیرساخت ها هیچ برنده بلندمدتی وجود ندارد.
تخریب زیرساخت ها موجب اخاذی و قاچاق می شود و زمانی که تامین ضروری ترین نیازها توسط دولت ها ممکن نیست فضا برای ظهور بازیگران غیر دولتی مهیاست.
در یمن، هر دو طرف درگیر از غذا به عنوان سلاح استفاده می کنند. عربستان دو بندر بزرگ حدیده و سلیف که ۸۰ درصد مواد غذایی از آنجا وارد می شود را محاصره می کند و حوثی ها هم کمک های غذایی برنامه جهانی غذا را به گروگان می گیرند. به علاوه، مخاطرات زیست محیطی و حمله انبوه ملخ ها مردم یمن را تهدید می کند.
تلاش های کانون آب ژنو (Geneva Water Hub)، سازمان ملل متحد و سایر سازمان های بین المللی می تواند نقطه آغازی برای همکاری کشورها در زمینه مدیریت منابع آبی مشترک باشد. با هماهنگی و توزیع اطلاعات در مورد ناامنی آبی در مناطق درگیر می توان آگاهی را در میان کشورهای عضو افزایش داد.
بحران زیست محیطی در خاورمیانه فراتر از مناطق جنگی است. خشکسالی و طوفان شن صدها هزار نفر را مجبور به جابه جایی کرده است. پناهندگان خاورمیانه ۴۵ درصد از کل پناهندگانی که به طور رسمی در سیستم سازمان ملل ثبت نام کرده اند را تشکیل می دهند. خاورمیانه به اندازه کشورهای جنوب صحرای آفریقا از نظر غذایی ناامن نیست اما ۵۰ میلیون نفر در این منطقه با سوء تغذیه مزمن روبرو هستند.
شکی نیست که تغییرات آب و هوایی نیز در جابه جایی مردم نقش داشته است. در سال ۲۰۱۱، بانک جهانی بررسی هایی را در الجزایر، مصر، مراکش، سوریه و یمن انجام داد و متوجه از دست رفتن گسترده درآمد، محصولات کشاورزی و دام شد. بسیاری از پاسخ دهندگان این چالش ها را به رخدادهای شدید آب و هوایی نسبت دادند.
👍6
Forwarded from آموزش کانون کارگزاران
🔻آغاز ثبت نام دوره آموزشی اقتصادسنجی مالی با EViews (نوبت دوم) از تاریخ 23 فروردین لغایت 16 اردیبهشت ماه
25%تخفیف دانشجویی و اشخاص وابسته به اعضا
📢
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3603
سرفصل دوره:
1-معرفی ساختار داده های مالی
2-مدیریت اولیه دادهها
3-رگرسیون چندمتغیره خطی و غیرخطی شامل:
4-رگرسیون سری های زمانی تک متغیره و چند متغیره خطی
5-رگرسیون سری های زمانی غیرخطی تک متغیره (مدل های انتقال ملایم)
6-مدلسازی فضای حالت با فیلتر کالمن در محیط Eiviews
7-مدلسازی تغییر رژیم مارکفی
#اقتصادسنجی_مالی_EViews
#اقتصادسنجی_مالی_EViews_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره_آنلاین_آموزشی
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
25%تخفیف دانشجویی و اشخاص وابسته به اعضا
📢
جهت ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه نمایید👇
https://sts.seba.ir/CourseDetails.aspx?.id=3603
سرفصل دوره:
1-معرفی ساختار داده های مالی
2-مدیریت اولیه دادهها
3-رگرسیون چندمتغیره خطی و غیرخطی شامل:
4-رگرسیون سری های زمانی تک متغیره و چند متغیره خطی
5-رگرسیون سری های زمانی غیرخطی تک متغیره (مدل های انتقال ملایم)
6-مدلسازی فضای حالت با فیلتر کالمن در محیط Eiviews
7-مدلسازی تغییر رژیم مارکفی
#اقتصادسنجی_مالی_EViews
#اقتصادسنجی_مالی_EViews_کانون_کارگزاران_بورس_اوراق_بهادار
#دوره_آنلاین_آموزشی
✅ کانال رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
@Seba_Amuzesh
📱پیج اینستاگرامی رسمی اطلاع رسانی خدمات و محصولات آموزشی کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار👇
instagram.com/sebatrainingdepartment
👍7
✅روابط غیرخطی در اقتصادسنجی
✍️مجتبی رستمی
اقتصادسنجی وضعیت اقتصاد را در تعادل بررسی می کنند. به این معنی که مثلا در تخمین تابع تقاضا رویکرد اقتصادسنجی اینگونه است که با تغییر قیمت ها مقدار بهینه انتخاب مصرف کننده یا تقاضاکننده چه تغییری می کند؟ بنابراین، پیش فرضی در تخمین مدل های اقتصادسنجی وجود دارد و آن است که افراد یا عوامل اقتصادی براساس یک فرض رفتاری تصمیم می گیرند. مصادیق این فرض رفتاری می توانند در طول زمان تغییر کند، لذا در اینجا به روشی نیاز داریم که این چرخش ها را نشان دهد! مدل های رژیمی برای این منظور طراحی شده اند. رعایت نکردن فرض شکست در مصادیق رفتاری از اینجا شروع می شود که ما مکانیسمی را در مدل تعبیه نکنیم که نحوه حرکت از یک رژیم به رژیم دیگر را در برگیرد. بنابراین، تئوری پشت پرده مدل های غیرخطی (مشخصا مدل های سری زمانی) یک تئوری رفتاری است که برگرفته از نظریات آلفرد مارشال هست و کسانی چون ساموئلسون این تئوری را به صورتی دقیق فرموله کردند. بدون فراگیری این ادبیات خواندن سنجی کمکی به ما نخواهد کرد.
🆔https://t.me/maemetrics
✍️مجتبی رستمی
اقتصادسنجی وضعیت اقتصاد را در تعادل بررسی می کنند. به این معنی که مثلا در تخمین تابع تقاضا رویکرد اقتصادسنجی اینگونه است که با تغییر قیمت ها مقدار بهینه انتخاب مصرف کننده یا تقاضاکننده چه تغییری می کند؟ بنابراین، پیش فرضی در تخمین مدل های اقتصادسنجی وجود دارد و آن است که افراد یا عوامل اقتصادی براساس یک فرض رفتاری تصمیم می گیرند. مصادیق این فرض رفتاری می توانند در طول زمان تغییر کند، لذا در اینجا به روشی نیاز داریم که این چرخش ها را نشان دهد! مدل های رژیمی برای این منظور طراحی شده اند. رعایت نکردن فرض شکست در مصادیق رفتاری از اینجا شروع می شود که ما مکانیسمی را در مدل تعبیه نکنیم که نحوه حرکت از یک رژیم به رژیم دیگر را در برگیرد. بنابراین، تئوری پشت پرده مدل های غیرخطی (مشخصا مدل های سری زمانی) یک تئوری رفتاری است که برگرفته از نظریات آلفرد مارشال هست و کسانی چون ساموئلسون این تئوری را به صورتی دقیق فرموله کردند. بدون فراگیری این ادبیات خواندن سنجی کمکی به ما نخواهد کرد.
🆔https://t.me/maemetrics
Telegram
🌐اقتصاد کاربردی🌐
ارتباط با مسئول کانال:
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
@mojtabarostami1364
تخصصی ترین و بزرگترین کانال آموزش حرفه ایی روشهای مدرن اقتصاد سنجی کاربردی
لذت ببرید از اینکه اقتصاد می خوانید
👍5
*آنچه ما از چین باید بیاموزیم*
هوندا و نیسان دو غول خودروسازی ژاپن تصمیم به ادغام دارند. این تصمیم استراتژیک نتیجه تهدید بزرگ و خطرناکی است که از سمت چین وجود دارد.
بنابراین، این تصمیم نشانه قدرت نیست و نشانه ترس است.
تا پایان سال 2025 چین قادر به تولید 65 میلیون خودرو است که 25 میلیون آن شامل خودروهای برقی است. این ارقام زمانی خطر خود را برای رقبا نشان می دهند که بدانیم تقاضای داخلی چین سالی 25 میلیون خودرو است. در نتیجه چین به راحتی بازار جهانی خودرو را پر خواهد کرد و هیچ تولید کننده غربی توان رقابت بر سر سهم بازار را با آنها نخواهد داشت.
*چین برتری خود را به صورتی هوشمندانه در بازار جهانی خودرو به دست آورده است و حتی تسلا بعنوان الگوی تجارت آمریکایی هم نیازمند انتقال 90 درصد تولیدات خود به چین شد*
حتی آلمان و ایتالیا هم محتاج قطعات تولیدی چین هستند و یک سوم بازار مکزیک به طور کامل در اختیار چین است.
*چین الگوی تولید غیرمتمرکز خودرو در جهان را به یک الگوی متمرکز جهانی در چین تغییر داد و صدها هزار شغل در این صنعت و R&D را تهدید می کند*
هوندا و نیسان دو غول خودروسازی ژاپن تصمیم به ادغام دارند. این تصمیم استراتژیک نتیجه تهدید بزرگ و خطرناکی است که از سمت چین وجود دارد.
بنابراین، این تصمیم نشانه قدرت نیست و نشانه ترس است.
تا پایان سال 2025 چین قادر به تولید 65 میلیون خودرو است که 25 میلیون آن شامل خودروهای برقی است. این ارقام زمانی خطر خود را برای رقبا نشان می دهند که بدانیم تقاضای داخلی چین سالی 25 میلیون خودرو است. در نتیجه چین به راحتی بازار جهانی خودرو را پر خواهد کرد و هیچ تولید کننده غربی توان رقابت بر سر سهم بازار را با آنها نخواهد داشت.
*چین برتری خود را به صورتی هوشمندانه در بازار جهانی خودرو به دست آورده است و حتی تسلا بعنوان الگوی تجارت آمریکایی هم نیازمند انتقال 90 درصد تولیدات خود به چین شد*
حتی آلمان و ایتالیا هم محتاج قطعات تولیدی چین هستند و یک سوم بازار مکزیک به طور کامل در اختیار چین است.
*چین الگوی تولید غیرمتمرکز خودرو در جهان را به یک الگوی متمرکز جهانی در چین تغییر داد و صدها هزار شغل در این صنعت و R&D را تهدید می کند*
*مسائل تکراری* یا *راه حل های تکراری*
تولید علم در ایران امروز قابل مقایسه با چند سال قبل و حتی شاید با سال قبل نباشد.
*در مورد تورم و سیاست پولی یا ارز و سیاست های ارزی اگر بخواهیم مقالات علمی تولید شده تنها در سال قبل را بخوانیم احتمالا باید هر روز 2 مقاله مطالعه کنیم تا تولید علمی تنها یکسال را تمام بررسی کنیم*
شاید ما در همه جنبه های علم تولیداتمان به چندصد هزار مقاله در سال برسد.
مطالب روزنامه ها و شبکه های اجتماعی به جای خود!
*پس چرا ما مسائل تکراری داریم؟*
بازار ارز و تلاطم های آن داستان تکراری این سالهاست.
به نظرم ما به یک معرفت شناسی از *جنس مسایلمان* احتیاج داریم.
در اقتصاد نئوکلاسیک اغلب فرض می شود جنس مسائل ساده است و با الگوهای تعادلی به دنبال یافتن پاسخ هستیم.
شاید واقعا اینگونه نیست!
تنها طیفی که در ایران بررسی معرفت شناسانه از مسائل دارند (احتمالا به شکل ناخوداگاه) هترودکس ها هستند.
البته معتقدم که باید معرفت شناسی ما ازجنس ارتدوکسی باشد.
*در نتیجه باید جنس مسائل مان را پیچیده و غیرتعادلی ببینیم*
قطعا اقتصاد یک سیستم پیچیده است.
تولید علم در ایران امروز قابل مقایسه با چند سال قبل و حتی شاید با سال قبل نباشد.
*در مورد تورم و سیاست پولی یا ارز و سیاست های ارزی اگر بخواهیم مقالات علمی تولید شده تنها در سال قبل را بخوانیم احتمالا باید هر روز 2 مقاله مطالعه کنیم تا تولید علمی تنها یکسال را تمام بررسی کنیم*
شاید ما در همه جنبه های علم تولیداتمان به چندصد هزار مقاله در سال برسد.
مطالب روزنامه ها و شبکه های اجتماعی به جای خود!
*پس چرا ما مسائل تکراری داریم؟*
بازار ارز و تلاطم های آن داستان تکراری این سالهاست.
به نظرم ما به یک معرفت شناسی از *جنس مسایلمان* احتیاج داریم.
در اقتصاد نئوکلاسیک اغلب فرض می شود جنس مسائل ساده است و با الگوهای تعادلی به دنبال یافتن پاسخ هستیم.
شاید واقعا اینگونه نیست!
تنها طیفی که در ایران بررسی معرفت شناسانه از مسائل دارند (احتمالا به شکل ناخوداگاه) هترودکس ها هستند.
البته معتقدم که باید معرفت شناسی ما ازجنس ارتدوکسی باشد.
*در نتیجه باید جنس مسائل مان را پیچیده و غیرتعادلی ببینیم*
قطعا اقتصاد یک سیستم پیچیده است.
👍1
📕ریسک های سیاسی ایران در دوره جدید ترامپ
🖍افراطی که باید آن را
بزرگنمایی بیش از حد نامید.
اقتصاد علم تصمیم گیری در دنیای کمیابی است.
ابزارهایی که این علم برای تصمیم گیری ساخته و گسترش داده است، برای تحلیل وقایع به ویژه اجتماعی و سیاسی نیز قابلیت کاربرد دارند.
ساده ترین تحلیل های تصمیم گیری مربوط به شرایط قطعی است که بین استراتژی و پیامد یک رابطه یک به یک وجود دارد.
سخت ترین تحلیل های تصمیم گیری مربوط به شرایطی است که عدم قطعیت -آنگونه که نایت تعریف می کند- در مرحله اول است.
*در این وضعیت -طبق تعریف- نه مجموعه استراتژی، نه وضعیت جهان و نه احتمالات این وضعیت ها شناخته شده نیست! یا حداقل به خوبی شناخته شده نیست*
ساده ترین حالت در شرایط عدم قطعیت برای تحلیل موقعیتی است که *ریسک* نامیده می شود که دقیقا در تمام ابعاد، عکس تعریف فوق است.
به نظر من، تحلیل مقدماتی ریسکها به ویژه ریسکهای غیربازاری نیازمند تحلیل عدم قطعیت است نه تحلیلهای ریسک ریاضی.
سه معیار بدبینی (Maximin)، خوشبینی(Maximax) و حداقل حداکثر پشیمانی (Minimaxregret) در یک مجموعه با سه استراتژی ایران به ترتیب *{تخاصمی شدید، عدم سازش و عدم تخاصم و سازش}* و چهار وضعیت به ترتیب *{ جنگ، تجاوز نظامی، تشدید تحریم، بی تفاوتی}* ناشی از تصمیم آمریکا نشان دهنده آن است که هیچکدام از دو بازیگر نمیخواهند پیامد تخاصم شدید- جنگ را انتخاب کنند و حتی شرایط را به سمتی سوق دهند که چنین انتخابی یک انتخاب تعادلی باشد (ایران با انتخاب نه جنگ و نه مذاکره و امریکا با تجاوز نظامی).
همچنین، با توجه به انکه شرایط غیرخطی بوده و ایران در آستانه قدرت هسته ای است، دستیابی به توافق برای هر دو طرف با توجه به جمیع جوانب تعادلی است.
البته چند وجهی بودن مذاکرات و دخالت های تکانه ای اسرائیل ممکن است جهش ایجاد کند و سیستم پیچیده فوق را به تعادل های بد سوق دهد. البته امکان اینگونه شرایطی هم کم است.
📝بنابراین، اعتقاد ندارم که ریسکهای سیاسی کشور چندان تغییر معناداری داشته باشند.
🆔https://t.me/maemetrics
🖍افراطی که باید آن را
بزرگنمایی بیش از حد نامید.
اقتصاد علم تصمیم گیری در دنیای کمیابی است.
ابزارهایی که این علم برای تصمیم گیری ساخته و گسترش داده است، برای تحلیل وقایع به ویژه اجتماعی و سیاسی نیز قابلیت کاربرد دارند.
ساده ترین تحلیل های تصمیم گیری مربوط به شرایط قطعی است که بین استراتژی و پیامد یک رابطه یک به یک وجود دارد.
سخت ترین تحلیل های تصمیم گیری مربوط به شرایطی است که عدم قطعیت -آنگونه که نایت تعریف می کند- در مرحله اول است.
*در این وضعیت -طبق تعریف- نه مجموعه استراتژی، نه وضعیت جهان و نه احتمالات این وضعیت ها شناخته شده نیست! یا حداقل به خوبی شناخته شده نیست*
ساده ترین حالت در شرایط عدم قطعیت برای تحلیل موقعیتی است که *ریسک* نامیده می شود که دقیقا در تمام ابعاد، عکس تعریف فوق است.
به نظر من، تحلیل مقدماتی ریسکها به ویژه ریسکهای غیربازاری نیازمند تحلیل عدم قطعیت است نه تحلیلهای ریسک ریاضی.
سه معیار بدبینی (Maximin)، خوشبینی(Maximax) و حداقل حداکثر پشیمانی (Minimaxregret) در یک مجموعه با سه استراتژی ایران به ترتیب *{تخاصمی شدید، عدم سازش و عدم تخاصم و سازش}* و چهار وضعیت به ترتیب *{ جنگ، تجاوز نظامی، تشدید تحریم، بی تفاوتی}* ناشی از تصمیم آمریکا نشان دهنده آن است که هیچکدام از دو بازیگر نمیخواهند پیامد تخاصم شدید- جنگ را انتخاب کنند و حتی شرایط را به سمتی سوق دهند که چنین انتخابی یک انتخاب تعادلی باشد (ایران با انتخاب نه جنگ و نه مذاکره و امریکا با تجاوز نظامی).
همچنین، با توجه به انکه شرایط غیرخطی بوده و ایران در آستانه قدرت هسته ای است، دستیابی به توافق برای هر دو طرف با توجه به جمیع جوانب تعادلی است.
البته چند وجهی بودن مذاکرات و دخالت های تکانه ای اسرائیل ممکن است جهش ایجاد کند و سیستم پیچیده فوق را به تعادل های بد سوق دهد. البته امکان اینگونه شرایطی هم کم است.
📝بنابراین، اعتقاد ندارم که ریسکهای سیاسی کشور چندان تغییر معناداری داشته باشند.
🆔https://t.me/maemetrics
👍3