🔰 در قرن بیست و یک اگر #بردهداری, هنوز سیستم اقتصادی و اجتماعی را تشکیل داد بود، چه اتفاقی میافتاد؟
۱- بردهدار، تامین غذا و محل اسکان بردهها را وظیفه خود میدانست. (حداقل در حد حیواناتش.)
۲- بردهداران، اشخاص تواناتری را برای مراقبت از بردهها به کار میگرفتند و از به گماشتن عقبافتادگان ذهنی و شخصیتی جهت مدیریت بردهها، ممانعت میکردند.
۳- بردهداران، با رشد فساد و ایجاد شبکههای اختلاس در سازمان اجرایی خود به شدت برخورد میکردند.
۴- بردهداران در مواجهه با کووید ۱۹ و جهت سلامت بردهها و جلوگیری از مرگ و میر آنان، بلافاصله با واکسیناسیون به مقابله با آن برمیخواستند.
۵- بردهداران برای سودآوری بیشتر مصمم بودند تا آرامش ذهنی و اجتماعی بردهها را تامین و تضمین نمایند.
۶- بردهداران هرگز اجازه نمیدادند تا چیزی به نام سلفیگری یا طالبانیسم ظهور کند.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
۱- بردهدار، تامین غذا و محل اسکان بردهها را وظیفه خود میدانست. (حداقل در حد حیواناتش.)
۲- بردهداران، اشخاص تواناتری را برای مراقبت از بردهها به کار میگرفتند و از به گماشتن عقبافتادگان ذهنی و شخصیتی جهت مدیریت بردهها، ممانعت میکردند.
۳- بردهداران، با رشد فساد و ایجاد شبکههای اختلاس در سازمان اجرایی خود به شدت برخورد میکردند.
۴- بردهداران در مواجهه با کووید ۱۹ و جهت سلامت بردهها و جلوگیری از مرگ و میر آنان، بلافاصله با واکسیناسیون به مقابله با آن برمیخواستند.
۵- بردهداران برای سودآوری بیشتر مصمم بودند تا آرامش ذهنی و اجتماعی بردهها را تامین و تضمین نمایند.
۶- بردهداران هرگز اجازه نمیدادند تا چیزی به نام سلفیگری یا طالبانیسم ظهور کند.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 بو سس ،تورکون سسیدیر.
▫️تورک دیلینده مدرسه،اولمالیدیر هر کسه
▫️تبریز ده تورکجه کیتابلار داغیدیلیب.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
▫️تورک دیلینده مدرسه،اولمالیدیر هر کسه
▫️تبریز ده تورکجه کیتابلار داغیدیلیب.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 شکم های فقیر ذهنِ فقیر می سازد، و ذهن های فقیر، دنبال توسعه و ترقی نمی رود...
یک ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سن و سالی از او گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ است, علاوه بر تجربه بسیار خوش اخلاق هم بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭاﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمان هرگز نمی خواستیم ناراحتیش را ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮف هایش ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگر ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، می روﻡ مطالعه میکنم و جواب میدهم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند, ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هماﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭا بسازيد...
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ...
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭا ﻧﺨﻮﺭﺩند...؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یک جای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدانم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭا ﻧﺒﺮﺩند...؟!
معلم: نمیداﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ...؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشود...
بچهها: ﺍﮔر ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣاﻧﺪﻩ ﺑﺎشند، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣاﻧﮕﺎﻩ ﺭا میسازند..؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪاﻡ ﺗﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد می شود...
بچهها: آﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣاﻧﺪه ﺭا ﺁﺧﺮﺵ می خوﺭﻧﺪ...؟!
معلم: نمیداﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ می خوﺭﺩند ﺩﻳﮕر...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد, کمی ﻛﻪ آﺭاﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ, ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تماﻡ می شود, ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نماﻧﺪه, ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزد، برﺍی ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ...! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!
همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که در باره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً آن زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی برایش درست میکردند...؟
ﻣﻌﻠﻮم است ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ برای ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیماند...
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭد ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭ به نقطه ای عمیق خیــــره شد و ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭاﻡ ﺑﺮوﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آن روز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ, ﻓﻘﻂ به احترام او، آن قدر ساکت سر جای مان ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
▫️حکایت این روزهای مملکت ما هم همین است...
اینقدر گرسنگی عمدی و مصنوعی بوجود آوردند که هیچ کس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفت و نیست...
توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بن بستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود, فقط ذهنمان درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخم مرغ و روغن و قیمت نا معقول پراید است...
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است, فقیر...!
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
یک ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سن و سالی از او گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ است, علاوه بر تجربه بسیار خوش اخلاق هم بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭاﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمان هرگز نمی خواستیم ناراحتیش را ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮف هایش ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگر ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، می روﻡ مطالعه میکنم و جواب میدهم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند, ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هماﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭا بسازيد...
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ...
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭا ﻧﺨﻮﺭﺩند...؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یک جای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدانم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭا ﻧﺒﺮﺩند...؟!
معلم: نمیداﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ...؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشود...
بچهها: ﺍﮔر ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣاﻧﺪﻩ ﺑﺎشند، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣاﻧﮕﺎﻩ ﺭا میسازند..؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪاﻡ ﺗﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد می شود...
بچهها: آﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣاﻧﺪه ﺭا ﺁﺧﺮﺵ می خوﺭﻧﺪ...؟!
معلم: نمیداﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ می خوﺭﺩند ﺩﻳﮕر...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد, کمی ﻛﻪ آﺭاﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ, ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تماﻡ می شود, ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نماﻧﺪه, ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزد، برﺍی ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ...! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!
همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که در باره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً آن زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی برایش درست میکردند...؟
ﻣﻌﻠﻮم است ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ برای ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیماند...
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭد ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭ به نقطه ای عمیق خیــــره شد و ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭاﻡ ﺑﺮوﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آن روز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ, ﻓﻘﻂ به احترام او، آن قدر ساکت سر جای مان ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
▫️حکایت این روزهای مملکت ما هم همین است...
اینقدر گرسنگی عمدی و مصنوعی بوجود آوردند که هیچ کس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفت و نیست...
توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بن بستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود, فقط ذهنمان درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخم مرغ و روغن و قیمت نا معقول پراید است...
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است, فقیر...!
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 پروفسور براندا شفر :
▫️یک سوم جمعیت ایران تورک های آزربایجانی هستند. جنگ قاراباغ ، هویت آزربایجانی آنان را تقویت کرد.
▫️آنها دیدند که ایران سلاح هایی را به ارمنستان ارسال کرد که در کشتار همتباران آنها در آزربایجان استفاده میشد و ایران از همین جهت نگران است.
▫️ایران اگر کشوری اسلامی بود ، در کشتار شیعیان آزربایجان با ارمنستان همکاری نمیکرد.
▫️سلاح هایی که در کشتار شیعیان آزربایجان استفاده شد از طریق ایران به ارمنستان منتقل شد.
▫️مترجم بیبیسی با نیتی خصمانه در ترجمه دیدگاه پروفسور برندا شیفر ، بجای کلمه آزربایجانی از کلمه "آذری" استفاده میکند.
▫️پروفسور برندا شیفر مدیر تحقیقات برنامه مطالعاتی کاسپین در کالج کندی دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب مرزها و برادری است.
▫️اثر تحقیقاتی اخیر او با نام «ایران فراتر از فارسها است» توسط اندیشکده دفاع از دموکراسی ها(FDD) منتشر شد.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
▫️یک سوم جمعیت ایران تورک های آزربایجانی هستند. جنگ قاراباغ ، هویت آزربایجانی آنان را تقویت کرد.
▫️آنها دیدند که ایران سلاح هایی را به ارمنستان ارسال کرد که در کشتار همتباران آنها در آزربایجان استفاده میشد و ایران از همین جهت نگران است.
▫️ایران اگر کشوری اسلامی بود ، در کشتار شیعیان آزربایجان با ارمنستان همکاری نمیکرد.
▫️سلاح هایی که در کشتار شیعیان آزربایجان استفاده شد از طریق ایران به ارمنستان منتقل شد.
▫️مترجم بیبیسی با نیتی خصمانه در ترجمه دیدگاه پروفسور برندا شیفر ، بجای کلمه آزربایجانی از کلمه "آذری" استفاده میکند.
▫️پروفسور برندا شیفر مدیر تحقیقات برنامه مطالعاتی کاسپین در کالج کندی دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب مرزها و برادری است.
▫️اثر تحقیقاتی اخیر او با نام «ایران فراتر از فارسها است» توسط اندیشکده دفاع از دموکراسی ها(FDD) منتشر شد.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 تغیرات شگرفی در جهان سیاست و به موازات آن در اقتصاد بین المللی در حال وقوع هست.
✍ بهزاد خدا بنده
▫️پروسه نظم نوین جهانی واقعیتی هست که صدای پای آن را در ابعاد مختلف و در مناطق و کشورهای متفاوتی می شنویم. قفقاز تکه ای بس ارزشمند و استراتژیک در پازل این نظم نوین جهان سیاست و اقتصاد می باشد.
▫️در این خصوص احیای جاده ابریشم برای تصريح این روند و ظهور ابر قدرت های اقتصادی جدید از گام های اساسی پروسه یاد شده می باشد که جنگ دوم قره باغ و در امتداد آن بحث دهلیز زنگه زور تا حدودی در چهارچوب این پروسه قابل تحلیل و بررسی می باشد.
▫️روسیه در نظم نوین جهانی جایگاه خود را حفظ و تحکيم خواهد کرد و ترکیه قدرتی فرایه انتظار در زمینه های تکنولوژی های نوین،ترانزیت، اقتصاد نظامی و هژمونی منطقه ای و دینی و هویتی خواهد شد .آذربایجان نیز جایگاهی مطلوبی به دور از تنش های سیاسی کسب خواهد کرد.
قره باغ آذربایجان جایگاه دوبی کنونی به عنوان مرکز جدید جذب سرمایه و توریسم جهانی را بازی خواهد کرد.
▫️در این بین تلاطم حکومت تهران نبود جایگاهی در جهان آینده به صورت مشخص می باشد و تکاپوهایی که در چند روز اخیر از سوی تهران مشاهده می شود از روی هیجان،خشم و ناگزیری می باشد.
▫️پس مسئله زنگه زور فراتر از تحولات منطقه است که کشورهای امثال ایران توان برهم زدن روند آن را داشته باشند
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
✍ بهزاد خدا بنده
▫️پروسه نظم نوین جهانی واقعیتی هست که صدای پای آن را در ابعاد مختلف و در مناطق و کشورهای متفاوتی می شنویم. قفقاز تکه ای بس ارزشمند و استراتژیک در پازل این نظم نوین جهان سیاست و اقتصاد می باشد.
▫️در این خصوص احیای جاده ابریشم برای تصريح این روند و ظهور ابر قدرت های اقتصادی جدید از گام های اساسی پروسه یاد شده می باشد که جنگ دوم قره باغ و در امتداد آن بحث دهلیز زنگه زور تا حدودی در چهارچوب این پروسه قابل تحلیل و بررسی می باشد.
▫️روسیه در نظم نوین جهانی جایگاه خود را حفظ و تحکيم خواهد کرد و ترکیه قدرتی فرایه انتظار در زمینه های تکنولوژی های نوین،ترانزیت، اقتصاد نظامی و هژمونی منطقه ای و دینی و هویتی خواهد شد .آذربایجان نیز جایگاهی مطلوبی به دور از تنش های سیاسی کسب خواهد کرد.
قره باغ آذربایجان جایگاه دوبی کنونی به عنوان مرکز جدید جذب سرمایه و توریسم جهانی را بازی خواهد کرد.
▫️در این بین تلاطم حکومت تهران نبود جایگاهی در جهان آینده به صورت مشخص می باشد و تکاپوهایی که در چند روز اخیر از سوی تهران مشاهده می شود از روی هیجان،خشم و ناگزیری می باشد.
▫️پس مسئله زنگه زور فراتر از تحولات منطقه است که کشورهای امثال ایران توان برهم زدن روند آن را داشته باشند
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 چیزی که جنگسالاران ایرانشهری نمیخواهند بدانند!
✍ #محمد_رحمانی_فر
▫️اخیراً با تنشآفرینی ایران در مرز آذربایجان، ایرانشهریها که موجودیت خویش را بر تورکستیزی بنا کردهاند، فرصت را مناسب دیدهاند و فضا را با رجزخوانیهای شاعرانه خویش آکندهاند. گویا، اگر جنگی بین ایران و آذربایجان رخ بدهد اینها نه تنها تا باکو بلکه تا منتهی الیه قسمت اروپایی استانبول پیشروی خواهند نمود! باور بفرمایید مزاح نمیکنم. طنز هم نمینویسم. واقعیتی را بر زبان میآورم که یک هفته است از زبان و قلم ایرانشهریها بیرون میتراود و از صدا و سیمای ایران و روزنامههای حکومتی گرفته تا رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و شبکههای اجتماعی را به قبضه خود درمیآورد.
▫️دیشب یکی از اراذل ایرانشهری، که عنوان "دکتر" را هم با خودش یدک میکشد، میگفت اقتصاد ترکیه متکی بر صنعت توریسم است و اگر ما جنگ را آغاز کنیم اقتصاد ترکیه فلج میشود (خوشبختانه ایشان برخلاف همگنانش ادعا نکرد که صنعت توریسم تورکیه را هم ما ایرانیها آباد کردهایم)! به هر حال، وقتی به ایشان گفتم که صنعت توریسم فقط بخشی از اقتصاد تورکیه را تشکیل میدهد و به عنوان مثال درآمد صنعت خودروسازی تورکیه در سال اخیر بیش از چهار برابر درآمد ایران از صادرات نفت و هزار برابر درآمد صنعت خودروسازی ایران بوده، اول انکار کرد و بعد که بنده ایشان را به خبرگزاریها و روزنامههای فارسیزبان، که در نظر اینها تنها منبع قابل اتکاء محسوب میشود، ارجاع دادم با "اما و اگر" و "نمیشود که" و... همچنان از قبول حقیقت طفره رفت!
▫️اکنون یک هفته است که چنین انسانهایی که در حد تیتر درشت سایتهای خبری و روزنامههای وطنی هم با اخبار اقتصادی سر و کار ندارند و طبعاً هیچ شناختی هم نسبت به توان رزمی و تجهیزات جنگی طرفین ندارند و صد البته هیچ درکی از موازنه قوا در منطقه و بازیگران منطقهای و فرا منطقهای ندارند، با چنین بینش تنگ نژادپرستانهای بر طبل جنگ میکوبند!
▫️واقعیت این است که پیروزی قاطع آذربایجان در جنگ قاراباغ و همگرایی روز افزون کشورهای تورک و بالأخص آذربایجان و تورکیه، عرصه را آن چنان بر این نژادپرستان پانفارسیست تنگ کرده که از درک واقعیتهای پیرامون خود عاجز ماندهاند و به مصداق مثل معروف "الغریق یتشبث بکل حشیش" دیوانهوار به دست و پا زدن افتادهاند. وگرنه کدام آدم عاقلی است که نداند اقتصاد ورشکسته ایران که توان تأمین مایحتاج ضروری و معیشت روزمره شهروندانش را هم ندارد قادر به پشتیبانی این جنگ آن نخواهد بود!
▫️تقریباً دویست سال پیش از این، پس از اتمام دوره اول جنگهای قاجار و روس، گروهی که ننگ این شکست را تاب نمیآوردند به منظور آغاز دوباره جنگ، فتحعلیشاه را تحت فشار قرار دادند. در جلسهای که با حضور فتحعلیشاه، عباسمیرزا، قائممقام فراهانی و چند تن از روحانیون طرفدار جنگ تشکیل شد. روحانیون موضوع فتوای جهاد را مطرح کردند و عباسمیرزا هم که از یک طرف میخواست خود را از ننگ شکست برهاند و از سوی دیگر در نتیجه این شکست موقعیت ولایتعهدی خویش را در خطر میدید با روحانیون طالب جنگ همصدا بود. در این میان قائم مقام که مغضوب روحانیون بود برای اینکه بیشتر مورد غضب آنها واقع نشود سکوت اختیار کردهبود.
▫️نقل است که، فتحعلیشاه وقتی سکوت قائم مقام را دید نظر وی را پرسید و وقتی دید که قائممقام همچنان محافظهکاری میکند از او پرسید: میزان مالیات ممالک محروسه ایران چقدر است؟ قائممقام در پاسخ گفت: ۶ کرور. فتحعلیشاه در ادامه درباره مالیات ممالک محروسه روسیه پرسید که قائممقام جواب داد: ۶۰۰ کرور. فتحعلیشاه گفت آیا جنگ ۶ کرور با ۶۰۰ کرور عاقلانه است؟
▫️البته جنگسالاران زمان فتحعلیشاه آن قدر درگیر احساسات بودند که کاری به عاقلانه بودن این کار نداشتند و با استناد به آیات و روایات، پیروزی در جنگ را تضمین کردند و آخرش هم بر روی جلد قرآن به فتحعلیشاه ضمانت دادند که مسؤولیت اخروی این جنگ را بر عهده خواهند گرفت و هیچ کس حق ندارد در آن دنیا یقه فتحعلیشاه را بگیرد!
▫️جنگسالاران زمان ما هم درست مثل جنگسالاران زمان فتحعلیشاه آن قدر درگیر احساسات شدهاند که هیچگونه توجهی به آمار و ارقام اقتصادی، واقعیتهای نظامی، سیاسی و اجتماعی ایران و پیرامون آن ندارند و هدفشان تنها و تنها ارضای شهوت تورکستیزیشان است که سراسر وجودشان را فراگرفته و بدجوری آزارشان میدهد.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
✍ #محمد_رحمانی_فر
▫️اخیراً با تنشآفرینی ایران در مرز آذربایجان، ایرانشهریها که موجودیت خویش را بر تورکستیزی بنا کردهاند، فرصت را مناسب دیدهاند و فضا را با رجزخوانیهای شاعرانه خویش آکندهاند. گویا، اگر جنگی بین ایران و آذربایجان رخ بدهد اینها نه تنها تا باکو بلکه تا منتهی الیه قسمت اروپایی استانبول پیشروی خواهند نمود! باور بفرمایید مزاح نمیکنم. طنز هم نمینویسم. واقعیتی را بر زبان میآورم که یک هفته است از زبان و قلم ایرانشهریها بیرون میتراود و از صدا و سیمای ایران و روزنامههای حکومتی گرفته تا رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و شبکههای اجتماعی را به قبضه خود درمیآورد.
▫️دیشب یکی از اراذل ایرانشهری، که عنوان "دکتر" را هم با خودش یدک میکشد، میگفت اقتصاد ترکیه متکی بر صنعت توریسم است و اگر ما جنگ را آغاز کنیم اقتصاد ترکیه فلج میشود (خوشبختانه ایشان برخلاف همگنانش ادعا نکرد که صنعت توریسم تورکیه را هم ما ایرانیها آباد کردهایم)! به هر حال، وقتی به ایشان گفتم که صنعت توریسم فقط بخشی از اقتصاد تورکیه را تشکیل میدهد و به عنوان مثال درآمد صنعت خودروسازی تورکیه در سال اخیر بیش از چهار برابر درآمد ایران از صادرات نفت و هزار برابر درآمد صنعت خودروسازی ایران بوده، اول انکار کرد و بعد که بنده ایشان را به خبرگزاریها و روزنامههای فارسیزبان، که در نظر اینها تنها منبع قابل اتکاء محسوب میشود، ارجاع دادم با "اما و اگر" و "نمیشود که" و... همچنان از قبول حقیقت طفره رفت!
▫️اکنون یک هفته است که چنین انسانهایی که در حد تیتر درشت سایتهای خبری و روزنامههای وطنی هم با اخبار اقتصادی سر و کار ندارند و طبعاً هیچ شناختی هم نسبت به توان رزمی و تجهیزات جنگی طرفین ندارند و صد البته هیچ درکی از موازنه قوا در منطقه و بازیگران منطقهای و فرا منطقهای ندارند، با چنین بینش تنگ نژادپرستانهای بر طبل جنگ میکوبند!
▫️واقعیت این است که پیروزی قاطع آذربایجان در جنگ قاراباغ و همگرایی روز افزون کشورهای تورک و بالأخص آذربایجان و تورکیه، عرصه را آن چنان بر این نژادپرستان پانفارسیست تنگ کرده که از درک واقعیتهای پیرامون خود عاجز ماندهاند و به مصداق مثل معروف "الغریق یتشبث بکل حشیش" دیوانهوار به دست و پا زدن افتادهاند. وگرنه کدام آدم عاقلی است که نداند اقتصاد ورشکسته ایران که توان تأمین مایحتاج ضروری و معیشت روزمره شهروندانش را هم ندارد قادر به پشتیبانی این جنگ آن نخواهد بود!
▫️تقریباً دویست سال پیش از این، پس از اتمام دوره اول جنگهای قاجار و روس، گروهی که ننگ این شکست را تاب نمیآوردند به منظور آغاز دوباره جنگ، فتحعلیشاه را تحت فشار قرار دادند. در جلسهای که با حضور فتحعلیشاه، عباسمیرزا، قائممقام فراهانی و چند تن از روحانیون طرفدار جنگ تشکیل شد. روحانیون موضوع فتوای جهاد را مطرح کردند و عباسمیرزا هم که از یک طرف میخواست خود را از ننگ شکست برهاند و از سوی دیگر در نتیجه این شکست موقعیت ولایتعهدی خویش را در خطر میدید با روحانیون طالب جنگ همصدا بود. در این میان قائم مقام که مغضوب روحانیون بود برای اینکه بیشتر مورد غضب آنها واقع نشود سکوت اختیار کردهبود.
▫️نقل است که، فتحعلیشاه وقتی سکوت قائم مقام را دید نظر وی را پرسید و وقتی دید که قائممقام همچنان محافظهکاری میکند از او پرسید: میزان مالیات ممالک محروسه ایران چقدر است؟ قائممقام در پاسخ گفت: ۶ کرور. فتحعلیشاه در ادامه درباره مالیات ممالک محروسه روسیه پرسید که قائممقام جواب داد: ۶۰۰ کرور. فتحعلیشاه گفت آیا جنگ ۶ کرور با ۶۰۰ کرور عاقلانه است؟
▫️البته جنگسالاران زمان فتحعلیشاه آن قدر درگیر احساسات بودند که کاری به عاقلانه بودن این کار نداشتند و با استناد به آیات و روایات، پیروزی در جنگ را تضمین کردند و آخرش هم بر روی جلد قرآن به فتحعلیشاه ضمانت دادند که مسؤولیت اخروی این جنگ را بر عهده خواهند گرفت و هیچ کس حق ندارد در آن دنیا یقه فتحعلیشاه را بگیرد!
▫️جنگسالاران زمان ما هم درست مثل جنگسالاران زمان فتحعلیشاه آن قدر درگیر احساسات شدهاند که هیچگونه توجهی به آمار و ارقام اقتصادی، واقعیتهای نظامی، سیاسی و اجتماعی ایران و پیرامون آن ندارند و هدفشان تنها و تنها ارضای شهوت تورکستیزیشان است که سراسر وجودشان را فراگرفته و بدجوری آزارشان میدهد.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
گالیله در غمانگیزترین لحظهی شکست، سنتِ دیرینِ قهرمانسازی را درهم میشکند.
هنگامی که شاگردان خشمگین و بیتابش به طعنه میگویند: "بدبخت ملتی که قهرمان ندارد"، گالیله، درهم شکسته و ناتوان، تنها و بییاور، جوابی بینظیر می دهد:
"بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد".
همین است؛ اگر ملتی بدبخت و درمانده نباشد، چه حاجتی به قهرمان دارد؟ چه بدبختی از این بالاتر که مردمی بنشینند و منتظرِ ظهورِ قهرمانی باشند؟ اصلا رویای ظهورِ منجی قادر، زادهی ضعف و نادانی آدمهاست.
📚 زندگی گالیله
✍ برتولت برشت
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
هنگامی که شاگردان خشمگین و بیتابش به طعنه میگویند: "بدبخت ملتی که قهرمان ندارد"، گالیله، درهم شکسته و ناتوان، تنها و بییاور، جوابی بینظیر می دهد:
"بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد".
همین است؛ اگر ملتی بدبخت و درمانده نباشد، چه حاجتی به قهرمان دارد؟ چه بدبختی از این بالاتر که مردمی بنشینند و منتظرِ ظهورِ قهرمانی باشند؟ اصلا رویای ظهورِ منجی قادر، زادهی ضعف و نادانی آدمهاست.
📚 زندگی گالیله
✍ برتولت برشت
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 اینفوگرافیک I نخستین سالگرد پیروزی آذربایجان در نبرد قرهباغ
▫️رشادت سربازان و وجود تسلیحاتی مانند پهپادهای تورکیه، ارتش آذربایجان را در عملیات ۴۴ روزه برای آزادسازی قره باغ و اطراف آن از اشغال ارمنستان به پیروزی رساند
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
▫️رشادت سربازان و وجود تسلیحاتی مانند پهپادهای تورکیه، ارتش آذربایجان را در عملیات ۴۴ روزه برای آزادسازی قره باغ و اطراف آن از اشغال ارمنستان به پیروزی رساند
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 ۹ نوامبر روز جهانی آزادی است.
▫️آزادی از جمله شامل آزادی بیان، زبان، انتخاب پوشش، عقیده، مذهب، سبک زندگی، و همهی امور از کوچکترین تصمیمات فردی تا کلانترینهاست. این آزادیها در بسیاری از نقاط جهان قابل تصور نیست!
▫️و متاسفانه ملل و اقوام ساکن در ایران از همه نوع آزادی ها محروم بوده و با حاکمیت شدید دیکتاتوری نژادی اداره می شوند.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
▫️آزادی از جمله شامل آزادی بیان، زبان، انتخاب پوشش، عقیده، مذهب، سبک زندگی، و همهی امور از کوچکترین تصمیمات فردی تا کلانترینهاست. این آزادیها در بسیاری از نقاط جهان قابل تصور نیست!
▫️و متاسفانه ملل و اقوام ساکن در ایران از همه نوع آزادی ها محروم بوده و با حاکمیت شدید دیکتاتوری نژادی اداره می شوند.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
✍ Mustafa Kemal Atatürk
"Bilim, medeniyet için, hayat için, dünyada başarı için en güvenilir rehberdir. İlimden başka rehber aramak, gaflet, cehalet ve sapıklıktır."
✍ مصطفی کمال آتاتورک
"علم معتبرترین راهنمای تمدن، زندگی، و موفقیت در جهان است. جستجوی راهنمایی غیر از علم به معنی غفلت، جهالت و انحراف (از مسیر صحیح) است."
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
"Bilim, medeniyet için, hayat için, dünyada başarı için en güvenilir rehberdir. İlimden başka rehber aramak, gaflet, cehalet ve sapıklıktır."
✍ مصطفی کمال آتاتورک
"علم معتبرترین راهنمای تمدن، زندگی، و موفقیت در جهان است. جستجوی راهنمایی غیر از علم به معنی غفلت، جهالت و انحراف (از مسیر صحیح) است."
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 زنگ خطر آلودگی هوا در تبریز
نیروگاه حرارتی متهم ردیف اول
مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی:
▫️نیروگاه تبریز و منابع متحرک بیشترین حجم آلودگی هوا را به خود اختصاص دادهاند.
▫️غلظت اکسیدهای گوگرد در هوای تبریز در دو ماه گذشته تقریبا دو برابر ۶ ماه ابتدایی سال بوده است.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان شرقی:
▫️برخی از صنایع و واحدها نه تنها عوارض آلایندگی پرداخت نمیکنند، بلکه برای کاهش آلایندگی نیز هزینه نمیکنند که باید با این واحدها برخورد قانونی شود
▫️برای کاهش استفاده از مازوت در نیروگاه تبریز و افزایش سهمیه گاز آن باید پیگیریهای جدی انجام شود
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
نیروگاه حرارتی متهم ردیف اول
مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی:
▫️نیروگاه تبریز و منابع متحرک بیشترین حجم آلودگی هوا را به خود اختصاص دادهاند.
▫️غلظت اکسیدهای گوگرد در هوای تبریز در دو ماه گذشته تقریبا دو برابر ۶ ماه ابتدایی سال بوده است.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان شرقی:
▫️برخی از صنایع و واحدها نه تنها عوارض آلایندگی پرداخت نمیکنند، بلکه برای کاهش آلایندگی نیز هزینه نمیکنند که باید با این واحدها برخورد قانونی شود
▫️برای کاهش استفاده از مازوت در نیروگاه تبریز و افزایش سهمیه گاز آن باید پیگیریهای جدی انجام شود
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 فاطمه اسماعیل قیزی رضا (مختاراوا)
فاطمه سال ۱۲۷۲ شمسی در اورمیه به دنیا می آید. به دلیل مشکلات مالی خانواده فاطمه ۷ ساله در روسیه ساکن میشوند. پدرش وقتی فاطمه ۸ سال داشت در روسیه فوت میکند . و مادرش (سارا خانیم) برای گذراندن زندگی تن به ازدواج دیگری میدهد. ناپدری نه تنها مادر فاطمه را کتک میزند و بد رفتاری میکند بلکه فاطمه را مجبور به گدایی کردن میکند . فاطمه با اندوهی که داشت در خیابان های شهر روستوف-رو-دونو در قفقاز شمالی به پرسه زدن و زمزمه کردن آواز میکند. مردم به دختر بچه کوچکی که با تمام اندوه آواز ترکی میخواند پول میدادند. و او تمامی پول هارا تقدیم ناپدری میکرد. فاطمه برای تامین مایحتاج خانواده به همراه عباس ایرضایوف که دوست پدرش بود به گروه نوازندگان خیابانی رو آورد و با صدای دلنشین آواز های ترکی و روسی را در خیابانهای شهر اجرا کرد .
فاطمه با تخلص کاتیا پس از نوازندگی و خوانندگی به گروه تئاتر خیابانی «تلخکلر» پیوست و ادامه حیات داد. وی همراه گروه به شهرهای مختلف روسیه برای اجرای نمایش مسافرت کرد. در یکی از این شهرها به نام ساراتوو که فاطمه مشغول اجرا بود مدیرمسئول روزنامه «سارا تووسکایاوئدوموستی» با نام آ.آرخانگئلسکی صدای اعجاز آمیز فاطمه مختاووا را شنید و با پروفسور م. مئدوئدینو مسئول دانشکده موسیقی ساراتووا «کونسئرواتورییا» صحبت و با عمل خیرخواهانه این دونفر به سال ۱۹۱۴ فاطمه وارد بخش آواز دانشکده موسیقی ساراتوو گردید. پس از دو سال تحصیل فاطمه عازم مسکو شد و با کمک فیودور شالیا پینین در خانه تئاتر شخصی زیمنین با نام زیمینین اوپئرا تئاتری مشغول به کار شد و پس از جنگ جهانی اول و در حوالی سال ۱۹۲۰ فاطمه در خانه تئاتر و اپرای شهر های کازان، لنینگراد، کیف، خارکوو، اورئسان،تفلیس، برنامه اجراو به اوج شهرت و محبوبیت رسید به سال ۱۹۳۸ به باکودعوت شد و تا سال ۱۹۵۳ میلادی در خانه تئاتر دولتی آذربایجان با نام میرزا فتحعلی آخوندزاده مشغول اپراگری شد
فاطمه تا اخر عمر در باکو به یاد شهر دوران کودکی اش اورمیه زندگی میکند. او بالاترین نشان هنری روسیه را به دست می آورد و لایق بالاترین نشان هنری جمهوری آذربایجان شوروی ، گرجستان شوروی، ارمنستان شوروی و اوکراین میشود. فاطمه مختار اوا سال ۱۳۵۱ شمسی در باکو دار فانی را وداع گفت و مزارش در خیابان فخری باکو میباشد.
✍️گردآوری: اردم
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
http://axnegar.fahares.com/axnegar/nT1VhtJ93oguhC/8941117.jpg
فاطمه سال ۱۲۷۲ شمسی در اورمیه به دنیا می آید. به دلیل مشکلات مالی خانواده فاطمه ۷ ساله در روسیه ساکن میشوند. پدرش وقتی فاطمه ۸ سال داشت در روسیه فوت میکند . و مادرش (سارا خانیم) برای گذراندن زندگی تن به ازدواج دیگری میدهد. ناپدری نه تنها مادر فاطمه را کتک میزند و بد رفتاری میکند بلکه فاطمه را مجبور به گدایی کردن میکند . فاطمه با اندوهی که داشت در خیابان های شهر روستوف-رو-دونو در قفقاز شمالی به پرسه زدن و زمزمه کردن آواز میکند. مردم به دختر بچه کوچکی که با تمام اندوه آواز ترکی میخواند پول میدادند. و او تمامی پول هارا تقدیم ناپدری میکرد. فاطمه برای تامین مایحتاج خانواده به همراه عباس ایرضایوف که دوست پدرش بود به گروه نوازندگان خیابانی رو آورد و با صدای دلنشین آواز های ترکی و روسی را در خیابانهای شهر اجرا کرد .
فاطمه با تخلص کاتیا پس از نوازندگی و خوانندگی به گروه تئاتر خیابانی «تلخکلر» پیوست و ادامه حیات داد. وی همراه گروه به شهرهای مختلف روسیه برای اجرای نمایش مسافرت کرد. در یکی از این شهرها به نام ساراتوو که فاطمه مشغول اجرا بود مدیرمسئول روزنامه «سارا تووسکایاوئدوموستی» با نام آ.آرخانگئلسکی صدای اعجاز آمیز فاطمه مختاووا را شنید و با پروفسور م. مئدوئدینو مسئول دانشکده موسیقی ساراتووا «کونسئرواتورییا» صحبت و با عمل خیرخواهانه این دونفر به سال ۱۹۱۴ فاطمه وارد بخش آواز دانشکده موسیقی ساراتوو گردید. پس از دو سال تحصیل فاطمه عازم مسکو شد و با کمک فیودور شالیا پینین در خانه تئاتر شخصی زیمنین با نام زیمینین اوپئرا تئاتری مشغول به کار شد و پس از جنگ جهانی اول و در حوالی سال ۱۹۲۰ فاطمه در خانه تئاتر و اپرای شهر های کازان، لنینگراد، کیف، خارکوو، اورئسان،تفلیس، برنامه اجراو به اوج شهرت و محبوبیت رسید به سال ۱۹۳۸ به باکودعوت شد و تا سال ۱۹۵۳ میلادی در خانه تئاتر دولتی آذربایجان با نام میرزا فتحعلی آخوندزاده مشغول اپراگری شد
فاطمه تا اخر عمر در باکو به یاد شهر دوران کودکی اش اورمیه زندگی میکند. او بالاترین نشان هنری روسیه را به دست می آورد و لایق بالاترین نشان هنری جمهوری آذربایجان شوروی ، گرجستان شوروی، ارمنستان شوروی و اوکراین میشود. فاطمه مختار اوا سال ۱۳۵۱ شمسی در باکو دار فانی را وداع گفت و مزارش در خیابان فخری باکو میباشد.
✍️گردآوری: اردم
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
http://axnegar.fahares.com/axnegar/nT1VhtJ93oguhC/8941117.jpg
فیلم آتابای را باید دید 🔰
✍ : ایواز طاها
در تبریز به تماشای فیلم آتابای رفتم. از ضربآهنگ آب و آتش و عشقِ ویرانگرش لذت بردم؛ بر این بیفزایید زبان ترکی، تأثیر ملایم بیلگه جیلان و بازی حجازیفر را. فیلمِ زیبای نیکی کریمی به چیزی نزدیک شده که ژاک رانسیر آن را سیاست هنر مینامد. جسارت نیکی کریمی در انتخاب زبان ستودنی است.
اما دو مسئلهی ناخوشایند:
اول اینکه از بابت اغلاط زبانی فیلم غمگین و متأسف شدم. حتا در جاهایی که آتابای ادیبانه حدیث نفس میکند، جملات سراسر غلط است.
دوم اینکه من به امید یک پردهی عریض با صدای دالبی به سینما رفته بودم. اما سالن سینما قدس یک آمفیتئاتر بود با یک اکران کوچک. ما فیلم را تقریبن در اندازهی هفتاد اینچ دیدیم. کیفیت صدا هم آنقدر بد بود که حس میکردم از دو بلندگوی شیپوری در میآید.
#Atabay
#آتابای
#نیکی_کریمی
#هادی_حجازی_فر
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
✍ : ایواز طاها
در تبریز به تماشای فیلم آتابای رفتم. از ضربآهنگ آب و آتش و عشقِ ویرانگرش لذت بردم؛ بر این بیفزایید زبان ترکی، تأثیر ملایم بیلگه جیلان و بازی حجازیفر را. فیلمِ زیبای نیکی کریمی به چیزی نزدیک شده که ژاک رانسیر آن را سیاست هنر مینامد. جسارت نیکی کریمی در انتخاب زبان ستودنی است.
اما دو مسئلهی ناخوشایند:
اول اینکه از بابت اغلاط زبانی فیلم غمگین و متأسف شدم. حتا در جاهایی که آتابای ادیبانه حدیث نفس میکند، جملات سراسر غلط است.
دوم اینکه من به امید یک پردهی عریض با صدای دالبی به سینما رفته بودم. اما سالن سینما قدس یک آمفیتئاتر بود با یک اکران کوچک. ما فیلم را تقریبن در اندازهی هفتاد اینچ دیدیم. کیفیت صدا هم آنقدر بد بود که حس میکردم از دو بلندگوی شیپوری در میآید.
#Atabay
#آتابای
#نیکی_کریمی
#هادی_حجازی_فر
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 یاردیم اول دیزلریمه
✍️ سوزلر : سحر خانیم
🎤 سسلندیرن: ماهرخ افرا
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
✍️ سوزلر : سحر خانیم
🎤 سسلندیرن: ماهرخ افرا
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
🔰 ضرورت صحبت به زبان تورکی با کودکان:
یکی از مسائل مهم در مناطق تورک نشین و به ویژه در مناطق قاراقان و تورک های همدان، قزوین، ساوه، زنجان و ... این است که با فرزندانشان به زبان فارسی صحبت می کنند. مساله یاد دادن زبان فارسی نیست بلکه مساله اصلی مقاومت در برابر یادگیری زبان تورکی است. هیچ کس با آموزش زبان فارسی به کودکان مخالفتی ندارد. روان شناسان و متخصصان تربیتی معتقدند کودکان تا 6 سالگی توانایی یادگیری بیش از 6 زبان را دارند. هر زبان دنیای جدیدی به روی انسان باز می کند و دنیای مفهومی و توانایی ذهن آدمی را گسترش می دهد. بنابراین نه تنها آموزش زبان فارسی اشکال ندارد بلکه توصیه می شود علاوه بر زبان فارسی زبان انگلیسی، عربی، فرانسه و ... نیز به کودکان اموزش داده شود. در حقیقت فاجعه اصلی مقاومت این والدین محترم در آموزش زبان تورکی است چرا که بعضا برخی از والدین فرزندان خود را متنفر از زبان تورکی تربیت می کنند. در واقع والدین کودکان خود را از موهبتی بزرگ محروم می کنند و در واقع سه خیانت بزرگ در حق کودکان خود انجام می دهند:
1⃣- اینکه کودکان از موهبت الهی یادگیری دو زبان محروم می شوند. به جای اینکه با آموزش زبان مادری به پرورش روحی و ذهنی این کودکان کمک شود با ایجاد نفرت از زبان مادری آنها را به انسانهایی بیمار تبدیل می شوند.
2⃣- اینکه آنها را از ریشه های فرهنگی خود دور می کنند و باعث می شوند فرزندانشان به موجوداتی تحقیر شده و دوگانه تبدیل شوند که از فرهنگ خود گریزانند و به موجوداتی تبدیل شده اند که همیشه در حال انکار فرهنگ و هویت واقعی خود هستند. عبارات مضحک و خنده داری چون «پدر و مادرم تورک هستند من فارس» نتیجه همین دوگانگی شخصیتی در این کودکان است.
3⃣- اینکه زبان تورکی، از پایه های اصلی هویت ما تورکان است. با فراموشی زبان توسط یک ملت فرهنگ و هویت آنها نیز نابود می شود.
▫️زبان تورکی موهبت الهی و بنیان هویتی ماست با کنار گذاشتن آن از زندگی به نابودی آن کمک نکنیم.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
یکی از مسائل مهم در مناطق تورک نشین و به ویژه در مناطق قاراقان و تورک های همدان، قزوین، ساوه، زنجان و ... این است که با فرزندانشان به زبان فارسی صحبت می کنند. مساله یاد دادن زبان فارسی نیست بلکه مساله اصلی مقاومت در برابر یادگیری زبان تورکی است. هیچ کس با آموزش زبان فارسی به کودکان مخالفتی ندارد. روان شناسان و متخصصان تربیتی معتقدند کودکان تا 6 سالگی توانایی یادگیری بیش از 6 زبان را دارند. هر زبان دنیای جدیدی به روی انسان باز می کند و دنیای مفهومی و توانایی ذهن آدمی را گسترش می دهد. بنابراین نه تنها آموزش زبان فارسی اشکال ندارد بلکه توصیه می شود علاوه بر زبان فارسی زبان انگلیسی، عربی، فرانسه و ... نیز به کودکان اموزش داده شود. در حقیقت فاجعه اصلی مقاومت این والدین محترم در آموزش زبان تورکی است چرا که بعضا برخی از والدین فرزندان خود را متنفر از زبان تورکی تربیت می کنند. در واقع والدین کودکان خود را از موهبتی بزرگ محروم می کنند و در واقع سه خیانت بزرگ در حق کودکان خود انجام می دهند:
1⃣- اینکه کودکان از موهبت الهی یادگیری دو زبان محروم می شوند. به جای اینکه با آموزش زبان مادری به پرورش روحی و ذهنی این کودکان کمک شود با ایجاد نفرت از زبان مادری آنها را به انسانهایی بیمار تبدیل می شوند.
2⃣- اینکه آنها را از ریشه های فرهنگی خود دور می کنند و باعث می شوند فرزندانشان به موجوداتی تحقیر شده و دوگانه تبدیل شوند که از فرهنگ خود گریزانند و به موجوداتی تبدیل شده اند که همیشه در حال انکار فرهنگ و هویت واقعی خود هستند. عبارات مضحک و خنده داری چون «پدر و مادرم تورک هستند من فارس» نتیجه همین دوگانگی شخصیتی در این کودکان است.
3⃣- اینکه زبان تورکی، از پایه های اصلی هویت ما تورکان است. با فراموشی زبان توسط یک ملت فرهنگ و هویت آنها نیز نابود می شود.
▫️زبان تورکی موهبت الهی و بنیان هویتی ماست با کنار گذاشتن آن از زندگی به نابودی آن کمک نکنیم.
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 از دو حالت خارج نیست:
یا مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی، آن قدر ابله است که نمیداند چه میگوید! یا چون، پیش از انجام مصاحبه، مقامات اطلاعاتی به او امر کردهاند که بگوید "این قضیه صحت ندارد" و فراموش کردهاند که بگویند "تکذیب" کند، این عروسک کوکی اداره اطلاعات که هیچ ارادهای از خود ندارد و یک ابله به تمام معناست، این چنین دچار تناقض شدهاست!
چنانکه ویدیوهایی که امروز منتشر شد با نشان دادن آثار نمک بعد از بارش اخیر بر کف خیابانها و کوچههای تبریز، وقوع توفان نمک را اثبات کرد.
✍ : محمد رحمانی فر
#اورمو_گؤلو
#توفان_نمک
#دوز_فیرتیناسی
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
یا مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی، آن قدر ابله است که نمیداند چه میگوید! یا چون، پیش از انجام مصاحبه، مقامات اطلاعاتی به او امر کردهاند که بگوید "این قضیه صحت ندارد" و فراموش کردهاند که بگویند "تکذیب" کند، این عروسک کوکی اداره اطلاعات که هیچ ارادهای از خود ندارد و یک ابله به تمام معناست، این چنین دچار تناقض شدهاست!
چنانکه ویدیوهایی که امروز منتشر شد با نشان دادن آثار نمک بعد از بارش اخیر بر کف خیابانها و کوچههای تبریز، وقوع توفان نمک را اثبات کرد.
✍ : محمد رحمانی فر
#اورمو_گؤلو
#توفان_نمک
#دوز_فیرتیناسی
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
آبرومندی واقعی، نه از رأی و اراده ی اکثریت، بلکه از استدلال درست حاصل می شود.
وقتی گلدان می سازیم، باید به توصیه ی افرادی گوش کنیم که می دانند چگونه لعاب را در هشتصد درجه سانتیگراد به ماگنتیت تبدیل کنند؛ وقتی کشتی می سازیم، اظهار نظر کسانی که کشتی جنگی می سازند باید دغدغه ما شود؛ و وقتی به مسائل اخلاقی می پردازیم - چگونه خوشبخت و شجاع و عادل و خوب باشیم - نباید مرعوب تفکر نادرست شویم، حتی اگر از دهان استادان سخنوری، سرلشکرهای قدرتمند و اشرافیان خوش لباس اهل تسالی خارج شود.
این عقیده ی نخبه گرایانه به نظر می رسید، و همین طور هم بود. حرفهای هر کسی ارزش شنیدن ندارد. با وجود این نخبه گرایی، سقراط هیچ نشانی از تکبر یا تعصب نداشت. هرچند میان دیدگاه هایی که می شنید تمایز قائل می شد، ولی این تمایز و تبعیض، مبتنی بر طبقه با پول مخاطبان و پیشینه نظامی یا ملیت آنها نبود؛ بلکه مبتنی بر عقل بود که به تأکید او، برای همگان قوهای قابل دسترس است.
📚 تسلی بخشی های فلسفه
✍ آلن دوباتن
🔃 عرفان ثابتی
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet
وقتی گلدان می سازیم، باید به توصیه ی افرادی گوش کنیم که می دانند چگونه لعاب را در هشتصد درجه سانتیگراد به ماگنتیت تبدیل کنند؛ وقتی کشتی می سازیم، اظهار نظر کسانی که کشتی جنگی می سازند باید دغدغه ما شود؛ و وقتی به مسائل اخلاقی می پردازیم - چگونه خوشبخت و شجاع و عادل و خوب باشیم - نباید مرعوب تفکر نادرست شویم، حتی اگر از دهان استادان سخنوری، سرلشکرهای قدرتمند و اشرافیان خوش لباس اهل تسالی خارج شود.
این عقیده ی نخبه گرایانه به نظر می رسید، و همین طور هم بود. حرفهای هر کسی ارزش شنیدن ندارد. با وجود این نخبه گرایی، سقراط هیچ نشانی از تکبر یا تعصب نداشت. هرچند میان دیدگاه هایی که می شنید تمایز قائل می شد، ولی این تمایز و تبعیض، مبتنی بر طبقه با پول مخاطبان و پیشینه نظامی یا ملیت آنها نبود؛ بلکه مبتنی بر عقل بود که به تأکید او، برای همگان قوهای قابل دسترس است.
📚 تسلی بخشی های فلسفه
✍ آلن دوباتن
🔃 عرفان ثابتی
مــیــلــلــیــت و مــدنــیــت
@madaniyet