Forwarded from 💥چنل اطلاعات تب💥
بچه ها
دوره تبمون تموم☘
براتونو زود بدین که بریم واسه ی جذب عالی👏🏻👏🏻
تا پس فردا ظهر بنرارو بدین که پرقدرت شروع کنیم💎
اوناییم ک ادمین نمیخوان مثل گذشته ی ❌ بفرستین +اسم چنل.
@panset_14
دوره تبمون تموم☘
براتونو زود بدین که بریم واسه ی جذب عالی👏🏻👏🏻
تا پس فردا ظهر بنرارو بدین که پرقدرت شروع کنیم💎
اوناییم ک ادمین نمیخوان مثل گذشته ی ❌ بفرستین +اسم چنل.
@panset_14
Forwarded from 💥چنل اطلاعات تب💥
دنبال " #ادتب " میگردی؟!🤨
ی ادتب که جذب فول باشه و توی بنر زدن بهتون کمک کنه؟!🤪
ی ادتب که تایم تب و تعداد بنر هاش کم باشه؟!🤩
❣(تیم پانست)❣
ادمینی در چنل های +100
و ویو عالی که کلی جذب رو بالا میبره✨
بنرای غیراخلاقی هم گذاشته میشه
اگه مشکلی نداری ،تگ بده🧡
@panset_ml_bot
ی ادتب که جذب فول باشه و توی بنر زدن بهتون کمک کنه؟!🤪
ی ادتب که تایم تب و تعداد بنر هاش کم باشه؟!🤩
❣(تیم پانست)❣
ادمینی در چنل های +100
و ویو عالی که کلی جذب رو بالا میبره✨
بنرای غیراخلاقی هم گذاشته میشه
اگه مشکلی نداری ،تگ بده🧡
@panset_ml_bot
های گایز تیم تب پانستیم👋🏻🤍
نیمه اول تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
نیمه اول تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
Forwarded from Deleted Account
اسم من ارمیاست....
شاید تعجب کنید اما من یک خون آشامم..
اصیل زاده نیستم ؛ چون پدرم انسان بود...
منم مثل بقیه خون اشام ها نیاز به خون دارم....
اما خون مورد نظرمن توی رگ های یک دختره...
یه دختری که با همه ی دخترایی که دیدیم متفاوته...
اسم اون دختر تاراست...
اگه میخوای بدونی سرنوشت چه بازی خطرناکی برای من و تارا رقم زده روی لینک زیر بزن :
@roman_sarneueshtman
کلیک کن و گرنه حسابی پشیمون میشی 👆👆👆👆👆
ژانر : رومانتیک ، ماورائی و کمی چاشنی ترس...
نویسنده : عارفه📖🖊
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷
شاید تعجب کنید اما من یک خون آشامم..
اصیل زاده نیستم ؛ چون پدرم انسان بود...
منم مثل بقیه خون اشام ها نیاز به خون دارم....
اما خون مورد نظرمن توی رگ های یک دختره...
یه دختری که با همه ی دخترایی که دیدیم متفاوته...
اسم اون دختر تاراست...
اگه میخوای بدونی سرنوشت چه بازی خطرناکی برای من و تارا رقم زده روی لینک زیر بزن :
@roman_sarneueshtman
کلیک کن و گرنه حسابی پشیمون میشی 👆👆👆👆👆
ژانر : رومانتیک ، ماورائی و کمی چاشنی ترس...
نویسنده : عارفه📖🖊
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥🍷♥
🍷♥🍷♥🍷♥🍷
Forwarded from بنر
از زیر دستشو فرار کردم...من باید میرفتم مهدی دنبالم میگرده..
لباسام پاره پوره شده بود و هیچ وسیله ای برا محافظت نداشتم..تو کویر..صبا گرم..شبا سرد..نفس عام به شماره افتاده بود..ایسا کو؟؟!..مینا؟؟! اثری از بچه ها نبود..
از نیزار رد شدم..چشمام سیاهی میرفت..صدای ادمایی که دنبالم بودن به راحتی قابل شنیدن بود...
کشون کشون خودمو رسوندم به دریا..از فرط تشنگی..لبام خشک..بدنم کرخت..عذاب اور بود اون امارت..اب شور و کثیف دریا رو مثل یه لیوان اب خنک خوردم که شوریش گلومو سوزوند..کاش مهدی پیدام کنه..کاش بیاد..به سمت نیزار برگشتم..باید بچه هارو پیدا میکردم..شرجی بودن هوا امونمو بریده بود..بین نی ها قایم شدم و از دور اتیش رو دیدم..مردایی که گرفته بودنمون دنبالمون بودن من دیگ نای فرار نداشتم...
دیگ دشت و دریا رو ندیدم...
https://t.me/joinchat/AAAAAEbVJ6dNDM3GOu1yDA
لباسام پاره پوره شده بود و هیچ وسیله ای برا محافظت نداشتم..تو کویر..صبا گرم..شبا سرد..نفس عام به شماره افتاده بود..ایسا کو؟؟!..مینا؟؟! اثری از بچه ها نبود..
از نیزار رد شدم..چشمام سیاهی میرفت..صدای ادمایی که دنبالم بودن به راحتی قابل شنیدن بود...
کشون کشون خودمو رسوندم به دریا..از فرط تشنگی..لبام خشک..بدنم کرخت..عذاب اور بود اون امارت..اب شور و کثیف دریا رو مثل یه لیوان اب خنک خوردم که شوریش گلومو سوزوند..کاش مهدی پیدام کنه..کاش بیاد..به سمت نیزار برگشتم..باید بچه هارو پیدا میکردم..شرجی بودن هوا امونمو بریده بود..بین نی ها قایم شدم و از دور اتیش رو دیدم..مردایی که گرفته بودنمون دنبالمون بودن من دیگ نای فرار نداشتم...
دیگ دشت و دریا رو ندیدم...
https://t.me/joinchat/AAAAAEbVJ6dNDM3GOu1yDA
Forwarded from عکس نگار
#طاها
#prt¿!----------------
با حرص درو باز کردم که با دسدن رها که داشت موهاشو شونه میکرد سرجام وایسادم به در تکیه دادم، دلبر بی نشونم بود!🙂
نمیتونستم چیزی بگم، قدرت حرف زدنم رفته بود رها با دیدنم جیغ تو گلویی کشید که با خنده گفتم:
- جن دیدی؟🙂😂
زیر لب گفت:
- جن ندیدم فرشته دیدم میخکوب شدم
ولی پرو سرشو بالا اوردو گفت:
- بله جن دیدم برو بیرون😐💔
شیطون ابرمو بالا انداختم نزدیکش رفتم ......😈😌
--------------
اع اع زرنگی جوین شو منتظر این پارت باش😁🤷♀
https://t.me/joinchat/AAAAAETRO-c8XKuKXRV5LA
#prt¿!----------------
با حرص درو باز کردم که با دسدن رها که داشت موهاشو شونه میکرد سرجام وایسادم به در تکیه دادم، دلبر بی نشونم بود!🙂
نمیتونستم چیزی بگم، قدرت حرف زدنم رفته بود رها با دیدنم جیغ تو گلویی کشید که با خنده گفتم:
- جن دیدی؟🙂😂
زیر لب گفت:
- جن ندیدم فرشته دیدم میخکوب شدم
ولی پرو سرشو بالا اوردو گفت:
- بله جن دیدم برو بیرون😐💔
شیطون ابرمو بالا انداختم نزدیکش رفتم ......😈😌
--------------
اع اع زرنگی جوین شو منتظر این پارت باش😁🤷♀
https://t.me/joinchat/AAAAAETRO-c8XKuKXRV5LA
Forwarded from ♔︎𝑀𝑎𝑛𝑖𝑎♔︎ via @MSAgBot
عشقت ولت کرده پشمکم😒🚶♂
بیا بفهمون دنیا دست کدومتونه😏
بیا بفهمون دنیا دست کدومتونه😏
Forwarded from تبادلات پانست شبانه
#destiny144
تیشرتم رو در اوردم و بعدش شلوارم و لباس زیرمو در اوردم و که ترانه سریع خواست بلند شه،بازوش رو گرفتم و برعکسش کردم روی #تخت و گفتم:
-باید بهم ک*ون بدی،باید درد بکشی
سفت کمرشو گرفتم و شلوارش و #لباس_زیرشو در اوردم و پرت کردم ی گوشه.
ی #زور زد که میخواست از زیر دستم در بره،#سیلی ای به #باسنش زدم که سرجاش قفل شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAFK5LCkNBopsgKZWHA
تیشرتم رو در اوردم و بعدش شلوارم و لباس زیرمو در اوردم و که ترانه سریع خواست بلند شه،بازوش رو گرفتم و برعکسش کردم روی #تخت و گفتم:
-باید بهم ک*ون بدی،باید درد بکشی
سفت کمرشو گرفتم و شلوارش و #لباس_زیرشو در اوردم و پرت کردم ی گوشه.
ی #زور زد که میخواست از زیر دستم در بره،#سیلی ای به #باسنش زدم که سرجاش قفل شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAFK5LCkNBopsgKZWHA
Forwarded from تبادلات پانست شبانه
های گایز تیم تب پانستیم👋🏻🤍
نیمه دوم تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
نیمه دوم تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
Forwarded from 𝓃𝒶𝓇𝒿ℯ𝓈
#part...
-چرا #نمیخوری؟
-ایقق تو میخوای من #بخورمش؟ عمرا!
-خب چرا اگه #بهزورم شده میدم تو خوردت.
-بس کن ترو خدا حالم بهم خورد #بکنش تو، کارو یک سره کن چون من #نمیخورم.
- تا نخوری هیچ کاری نمی کنم.
-خب نکن منم نمی خورم به ضرر خودته چون تو عذاب #میکشی.
باشه نمیخوری من پس #میکنم تو.
-باشه بکن تو دیگه اون...
نچ نچ نچ منحرف میخواست #بستنی دهنیشو بزور بده پسره بخوره🤣🤣
#زودجوینشوتاازکفتنرفته😂🤭
https://t.me/joinchat/AAAAAFYXeOg-qj4VWjBfuA
-چرا #نمیخوری؟
-ایقق تو میخوای من #بخورمش؟ عمرا!
-خب چرا اگه #بهزورم شده میدم تو خوردت.
-بس کن ترو خدا حالم بهم خورد #بکنش تو، کارو یک سره کن چون من #نمیخورم.
- تا نخوری هیچ کاری نمی کنم.
-خب نکن منم نمی خورم به ضرر خودته چون تو عذاب #میکشی.
باشه نمیخوری من پس #میکنم تو.
-باشه بکن تو دیگه اون...
نچ نچ نچ منحرف میخواست #بستنی دهنیشو بزور بده پسره بخوره🤣🤣
#زودجوینشوتاازکفتنرفته😂🤭
https://t.me/joinchat/AAAAAFYXeOg-qj4VWjBfuA
Forwarded from ĦÅÐЇS🍀
لینک: t.me/Hjromanonline
نام رمان : پاییز چشمانت👀🍂
به چاقوی در دستانش نگاه میکنم!
ترس وجودم را به لرزه میاندازد...
دور میز میچرخد و با صدایی دورگه شده از خشم میگوید :
-پاییزه با این کار گور خودت رو کندی!
نفس نفس میزنم...
با خشم و نفرت میغرم :
- لعنت بهت امیر، لعنت چرا دست از سرم بر نمیداری؟
فریاد میکشد :
- مستانه رو ازم گرفتی الهه زیباییم رو نابود کردی اومدم اینجا الهه زیباییت رو بگیریم...!
وحشت زده به قدمهایی که هر لحظه به من نزدیک میشد مینگرم از من چه میخواست؟
به سمتم حمله ور شد...
جیغ بلندی کشیدم و سعی کردم از در اصلی فرار کنم اما لعنت به موهای بلند پر کلاغیم!
محکم گیسوانم را در مشت های خود اسیر میکند و سعی در متوقف شدنم میکند!
محکم آنها را میکشد...
با ترس نالهای میکنم که کنار گوشم لب میزند :
- ناله کن دختر! ناله کن از درد...!
مستانه منم همین طور تو چشم هام زل زدم و با درد ناله کرد همش تقصیر توئه پاییزه می دونی چیه؟ از وقتی دیدمت از پاییز متنفر شدم لعنت به هر چی چشم پاییزی . . .!
و آخرین تصویر رنگی من از دنیا چاقویی بود که بی رحمانه در چشم های به رنگ پاییزم فرو میرفت و به راستی اینجا پایان کار بود!🍂👀
پاییز رفت و ما شروع به نوشتن پاییز چشمانت کردیم✏️📚🍁☃
رمانی سراسر از لحظاتی که ترس را با چاشنی عشق به خوردتان می دهد🔥🥀
( گناهم چه بود؟! ) اتمام رمان📚🔒
https://t.me/joinchat/AAAAAE-d3A8NEWrrj8QMSg
نام رمان : پاییز چشمانت👀🍂
به چاقوی در دستانش نگاه میکنم!
ترس وجودم را به لرزه میاندازد...
دور میز میچرخد و با صدایی دورگه شده از خشم میگوید :
-پاییزه با این کار گور خودت رو کندی!
نفس نفس میزنم...
با خشم و نفرت میغرم :
- لعنت بهت امیر، لعنت چرا دست از سرم بر نمیداری؟
فریاد میکشد :
- مستانه رو ازم گرفتی الهه زیباییم رو نابود کردی اومدم اینجا الهه زیباییت رو بگیریم...!
وحشت زده به قدمهایی که هر لحظه به من نزدیک میشد مینگرم از من چه میخواست؟
به سمتم حمله ور شد...
جیغ بلندی کشیدم و سعی کردم از در اصلی فرار کنم اما لعنت به موهای بلند پر کلاغیم!
محکم گیسوانم را در مشت های خود اسیر میکند و سعی در متوقف شدنم میکند!
محکم آنها را میکشد...
با ترس نالهای میکنم که کنار گوشم لب میزند :
- ناله کن دختر! ناله کن از درد...!
مستانه منم همین طور تو چشم هام زل زدم و با درد ناله کرد همش تقصیر توئه پاییزه می دونی چیه؟ از وقتی دیدمت از پاییز متنفر شدم لعنت به هر چی چشم پاییزی . . .!
و آخرین تصویر رنگی من از دنیا چاقویی بود که بی رحمانه در چشم های به رنگ پاییزم فرو میرفت و به راستی اینجا پایان کار بود!🍂👀
پاییز رفت و ما شروع به نوشتن پاییز چشمانت کردیم✏️📚🍁☃
رمانی سراسر از لحظاتی که ترس را با چاشنی عشق به خوردتان می دهد🔥🥀
( گناهم چه بود؟! ) اتمام رمان📚🔒
https://t.me/joinchat/AAAAAE-d3A8NEWrrj8QMSg
Telegram
¦• پاییـــ🍂ـزِ چشــ👀مانت •¦
" من برای تو می نویسم،
دیگری می خواند و عاشق می شود . . .! "🍃💚
* گناهم چه بود؟ ( اتمام رمان، نویسنده حدیث )💚
* پاییز چشمانت ( در حال تایپ، نویسنده زهرا)💚
* جان؟💚
https://t.me/BChatBot?start=sc-193967346
ƬӇЄ ƧƬƠƦƳ ƠƑ ƛ ƦЄƛԼ ԼƠƔЄ ƝЄƔЄƦ ЄƝƊƧ!💚
دیگری می خواند و عاشق می شود . . .! "🍃💚
* گناهم چه بود؟ ( اتمام رمان، نویسنده حدیث )💚
* پاییز چشمانت ( در حال تایپ، نویسنده زهرا)💚
* جان؟💚
https://t.me/BChatBot?start=sc-193967346
ƬӇЄ ƧƬƠƦƳ ƠƑ ƛ ƦЄƛԼ ԼƠƔЄ ƝЄƔЄƦ ЄƝƊƧ!💚
Forwarded from 𝐓𝐚𝐧𝐚𝐳•-•💕🌼
بلد نیستی ادیت بزنی و نمیدونی از چه برنامه هایی استفاده کنی؟🤦🏻
این چنل آموزش صفر تا صد ادیت و کلی فونت، موزیک،بک گراند خفن داره واسه ادیت تازه اگه گوشیت آیفونه یا بلد نیستی و نمیتونی تایپو گرافی بزنی رو ادیتات نگران نباش این چنل هر نوع تایپویی رو که بخوای برات میزنه😍👇🏼💗
جوین شین تا فرصتو از دست ندادین🤷🏻
هرچیو خواستی با # سرچ کن👌🏼
@tanaz_edit 💆🏻♀🌸
برای تب به آیدی زیر پیعم بدین💘🧿
@tanaz_nazar
این چنل آموزش صفر تا صد ادیت و کلی فونت، موزیک،بک گراند خفن داره واسه ادیت تازه اگه گوشیت آیفونه یا بلد نیستی و نمیتونی تایپو گرافی بزنی رو ادیتات نگران نباش این چنل هر نوع تایپویی رو که بخوای برات میزنه😍👇🏼💗
جوین شین تا فرصتو از دست ندادین🤷🏻
هرچیو خواستی با # سرچ کن👌🏼
@tanaz_edit 💆🏻♀🌸
برای تب به آیدی زیر پیعم بدین💘🧿
@tanaz_nazar
Forwarded from ❤سینا درخشنده❤ (` ▸ ᔿᐤᑋᣔᒄᵉᣵᵉ᙮ ⸼ ᷝⷮ⏨﹝⸸﹞↵")
سلام یک کانال سینایی باحال براتون آوردم😍😍😍🌈🌈🌈
پراز👇
#ادیت👑
#دوراهی💎
#آزمون موسیقی،تصویر🎵
#تکس های عاشقانه😍
#تم سینایی🌈
#استیکرسینایی😍
#گیف و...........💫
پس بدوجوین شو👇👇
@sinaderakhshande4
@sinaderakhshande4
@sinaderakhshande4
پراز👇
#ادیت👑
#دوراهی💎
#آزمون موسیقی،تصویر🎵
#تکس های عاشقانه😍
#تم سینایی🌈
#استیکرسینایی😍
#گیف و...........💫
پس بدوجوین شو👇👇
@sinaderakhshande4
@sinaderakhshande4
@sinaderakhshande4
Forwarded from |Mobina|
#پسره_بخاطر_انتقام_دختره_رو_به_زور_به_عقده_خودش_درمیاره 😱🔥
#بیا_ببین_تو_استخر 💦🙈
_🌿_🌿
#کمر باریکش رو میون دستام فشردمو گفتم : نمیخوای که بدونه پس دادنِ #تقاص ، بزارم بری!؟
_ همین که الان تو بغلتم یعنی دارم تقاص میدم.
به سمت دیواره #استخر بردمشو #چسبوندمش به دیوار.
: چطوره یکم بیشتر تقاص بدی.. هـــــــوم!!؟
قبل اینکه به خودش بیاد و بفهمه که داستان از چه قراره، #لب هامو با غیظ روی لب هاش گذاشتمو #وحشیانه شروع کردم به #بوسیدنش.
#بدنم رو به بندش چسبوندمو دستمو پشت #گردنش گذاشتم.
بدونه توقف لباشو میبوسیدمو با اون دستم کمر #لختش رو #چنگ میزدم.
لب پایینشو #گاز گرفتم که #آخی گفت و دستاش روی #سینم مشت شد.
کم کم تمامه تنم توی اون آب، گُــر گرفت و زیر دلم #خالی شد.
به یکباره، #عطشی دیگه سراغم اومد و موهای #خیسش رو کنار زدمو لب هامو روی #گردنش چسبوندم.
سرش رو کناری کشید و با دستاش سعی کرد منو از خودش جدا کنه.
چونش رو بالا اوردمو درحالی که با جدیت توی چشماش نگاه میکردم لب زدم :
دیگه حق نداری وقتی #شوهرت میبوستت سرت رو پایین بندازی . فهمیـــدی!؟
از اب بیرون کشیدمش و پتو رو دورش گرفتم
روی دستام بلندش کردمو وارد ساختمون شدم
پتو رو از روش کنار زدم که #جیغ خفه ای کشید و گفت :
_من جلوی تو #لخت نمیشم. ولم کن.
بدونه توجه به حرفش #نیم_تنه اسپورتش رو توی دستم گرفتمو لب زدم :
حالا نکه با این نصفه لباس خیلی پوشیده ای
قبل اینکه بخواد اعتراضی کنه، لباسش رو از #تنش بیرون کشیدم که #وحشت زده دستش رو روی #سینهاش گذاشت.
دستمو سمته.... 🔞🔥
_🌿_🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAEbas-sPGzT0HA310A
#بیا_ببین_تو_استخر 💦🙈
_🌿_🌿
#کمر باریکش رو میون دستام فشردمو گفتم : نمیخوای که بدونه پس دادنِ #تقاص ، بزارم بری!؟
_ همین که الان تو بغلتم یعنی دارم تقاص میدم.
به سمت دیواره #استخر بردمشو #چسبوندمش به دیوار.
: چطوره یکم بیشتر تقاص بدی.. هـــــــوم!!؟
قبل اینکه به خودش بیاد و بفهمه که داستان از چه قراره، #لب هامو با غیظ روی لب هاش گذاشتمو #وحشیانه شروع کردم به #بوسیدنش.
#بدنم رو به بندش چسبوندمو دستمو پشت #گردنش گذاشتم.
بدونه توقف لباشو میبوسیدمو با اون دستم کمر #لختش رو #چنگ میزدم.
لب پایینشو #گاز گرفتم که #آخی گفت و دستاش روی #سینم مشت شد.
کم کم تمامه تنم توی اون آب، گُــر گرفت و زیر دلم #خالی شد.
به یکباره، #عطشی دیگه سراغم اومد و موهای #خیسش رو کنار زدمو لب هامو روی #گردنش چسبوندم.
سرش رو کناری کشید و با دستاش سعی کرد منو از خودش جدا کنه.
چونش رو بالا اوردمو درحالی که با جدیت توی چشماش نگاه میکردم لب زدم :
دیگه حق نداری وقتی #شوهرت میبوستت سرت رو پایین بندازی . فهمیـــدی!؟
از اب بیرون کشیدمش و پتو رو دورش گرفتم
روی دستام بلندش کردمو وارد ساختمون شدم
پتو رو از روش کنار زدم که #جیغ خفه ای کشید و گفت :
_من جلوی تو #لخت نمیشم. ولم کن.
بدونه توجه به حرفش #نیم_تنه اسپورتش رو توی دستم گرفتمو لب زدم :
حالا نکه با این نصفه لباس خیلی پوشیده ای
قبل اینکه بخواد اعتراضی کنه، لباسش رو از #تنش بیرون کشیدم که #وحشت زده دستش رو روی #سینهاش گذاشت.
دستمو سمته.... 🔞🔥
_🌿_🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAEbas-sPGzT0HA310A
Forwarded from بنرهای ایروکاست
#Section172
با ی حرکت برعکسم کرد و چند تا ضربه به #باسنم زد که داد زدم:
-#نکن_لعنتی.
صدای نفس های عمیق و عصبی و تندشث توی اتاق پی چیده بود.
نالیدم:
-#غلط_کردم ارمین،نکن .
چیزی نگفت و خودش رو باهام #تنظیم کرد و گفت:
-#یدخترکلهشقمثلتوبایدحتماجربخوره
تقلا می کردم از زیر دستش در بیام . ولی جوری گرفته بودم که هیچ راهی نبود .
بدنم از ترس عرق کرده بود.
از درد لبم رو به #دندون گرفتم
https://t.me/joinchat/AAAAAFK5LCkNBopsgKZWHA
با ی حرکت برعکسم کرد و چند تا ضربه به #باسنم زد که داد زدم:
-#نکن_لعنتی.
صدای نفس های عمیق و عصبی و تندشث توی اتاق پی چیده بود.
نالیدم:
-#غلط_کردم ارمین،نکن .
چیزی نگفت و خودش رو باهام #تنظیم کرد و گفت:
-#یدخترکلهشقمثلتوبایدحتماجربخوره
تقلا می کردم از زیر دستش در بیام . ولی جوری گرفته بودم که هیچ راهی نبود .
بدنم از ترس عرق کرده بود.
از درد لبم رو به #دندون گرفتم
https://t.me/joinchat/AAAAAFK5LCkNBopsgKZWHA
Forwarded from تبادلات پانست شبانه
های گایز تیم تب پانستیم👋🏻🤍
نیمه سوم تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
نیمه سوم تب شبانه پانسته 🌚✨
ده مین بیشتر طول نمیکشه نپر وسطش👊🏻❌
بنرا تا ساعت 11 صبح بمونن و بعد بپاکید🤞🏻🍃
اد تب +50پر جذب خواستی بیا بات♧
@panset_ml_bot
Forwarded from 🍓🌙
#نگاه_غمزده_تو
#پارت_واقعی🙃
#نبود_بلف😜
تند خودم رو به جلو هل دادم و بهش نزدیک شدم، با وحشت اسمش رو صدا زدم:
- الآ،ی الآی، بلند شو! نباید چشمهات رو ببند، وگرنه زنده نمیمونی.
ولی دیر شده بود، اون خوابیده بود. از سر عجز داد زدم:
- هوی سگهای وحشی! هیچکدوم تو این صاحاب مرده نیستین؟ بیاین ببینم داره از دست میره!
ناخودآگاه بغض کردم و به این فکر کردم چرا مرد نباید گریه کنه؟! مگه مرد دل نداره؟! بازم داد زدم:
- هیچکس تو این خراب شده نیست؟ ها؟
سرشو تو دست بستم گرفتم و آروم دستمو رو صورتش کشیدم.
چه نرم و لطیف بود، نمیدونم از کجا ولی...
------------------🥀💔
دختره میمیره...
پسره بخاطرش گریه میکنه...
بزن رو لینک ادامش رو بخون🥺🤧
https://t.me/joinchat/AAAAAFU1l7CVuOeM77SgQQ
#پارت_واقعی🙃
#نبود_بلف😜
تند خودم رو به جلو هل دادم و بهش نزدیک شدم، با وحشت اسمش رو صدا زدم:
- الآ،ی الآی، بلند شو! نباید چشمهات رو ببند، وگرنه زنده نمیمونی.
ولی دیر شده بود، اون خوابیده بود. از سر عجز داد زدم:
- هوی سگهای وحشی! هیچکدوم تو این صاحاب مرده نیستین؟ بیاین ببینم داره از دست میره!
ناخودآگاه بغض کردم و به این فکر کردم چرا مرد نباید گریه کنه؟! مگه مرد دل نداره؟! بازم داد زدم:
- هیچکس تو این خراب شده نیست؟ ها؟
سرشو تو دست بستم گرفتم و آروم دستمو رو صورتش کشیدم.
چه نرم و لطیف بود، نمیدونم از کجا ولی...
------------------🥀💔
دختره میمیره...
پسره بخاطرش گریه میکنه...
بزن رو لینک ادامش رو بخون🥺🤧
https://t.me/joinchat/AAAAAFU1l7CVuOeM77SgQQ
Forwarded from mahdis^^
+خب نوبت توعه!
رهام دستی به موهاش کشید و لبخند#خبیثی زد و گفت:
_اون کدوم عضو یه مرده ک هیچ استخوانی نداره،دوست داره#تلمبه بزنه،تو #عشقبازی هم نقش مهمی دارع..!
مثل یه گوجه #قرمز شدم...این داشت چی میگفت!
با لکنت اسمشو صدا زدم:
+ر...ها...م
رهام #لبخند دندون نمایی زد و "جانمی "زمزمه کرد!
_اون
+اون چی؟
_وای نمی تونم بگم!
رهام پقی زد زیر #خنده و بریده بریده گفت:
+نمی دونستم انقد...منحرفی..اون قلب یه...مرده ک...واسع...عشقش...میزنه
#جرررررررر🤣🤣🤣
#یکیبیاداینمنحرفاروازجامعهجمکنه🤣🤣🤣🤣
https://t.me/roman_moon
رهام دستی به موهاش کشید و لبخند#خبیثی زد و گفت:
_اون کدوم عضو یه مرده ک هیچ استخوانی نداره،دوست داره#تلمبه بزنه،تو #عشقبازی هم نقش مهمی دارع..!
مثل یه گوجه #قرمز شدم...این داشت چی میگفت!
با لکنت اسمشو صدا زدم:
+ر...ها...م
رهام #لبخند دندون نمایی زد و "جانمی "زمزمه کرد!
_اون
+اون چی؟
_وای نمی تونم بگم!
رهام پقی زد زیر #خنده و بریده بریده گفت:
+نمی دونستم انقد...منحرفی..اون قلب یه...مرده ک...واسع...عشقش...میزنه
#جرررررررر🤣🤣🤣
#یکیبیاداینمنحرفاروازجامعهجمکنه🤣🤣🤣🤣
https://t.me/roman_moon
Forwarded from 👈شرایط تب👉
امیر داری چیکار میکنی تو فقط برده ی منی و ...
نذاشت حرفم رو کامل کنم و با یک حرکت و وحشیانه واردم کرد و با تشر و شهوت لب زد:
موقعی که کل داراییم رو پات ریختم رو یادت رفت...الان دارم انتقام میگیرم..
و آه غلیظی کشید..❌
@R_macanii_A
@R_macanii_A
@R_macanii_A
نذاشت حرفم رو کامل کنم و با یک حرکت و وحشیانه واردم کرد و با تشر و شهوت لب زد:
موقعی که کل داراییم رو پات ریختم رو یادت رفت...الان دارم انتقام میگیرم..
و آه غلیظی کشید..❌
@R_macanii_A
@R_macanii_A
@R_macanii_A
Forwarded from ⟦🌙⟧---🐾𓎂 fatemeh mozafari ⃟⃘݊𓎂🐾---⟦🌙⟧
°~اگه دوست داری ادیت زدن خفن و یاد بگیری برو توی این چنل ~°
|•@sinayasini•|
تضمین میکنم بری توی این چنل ادیتور بر میگردی 💻📒
علاوه بر این اینها یه کانال مشترک سینا درخشنده و علی یاسینی 👬🤍
حتی توی این کانال ادیت های خامم میزارن که میتونی از اینها برای پیجت استفاده کنی 🥺🤍
حتی هرشب تب دارن و فرقی نداره که چنلت چند تا منبر داشته باشه😍☺️
پس سریع عضو این چنل شو🏃🏻♂️🤍
|•@sinayasini • |
|•@sinayasini•|
تضمین میکنم بری توی این چنل ادیتور بر میگردی 💻📒
علاوه بر این اینها یه کانال مشترک سینا درخشنده و علی یاسینی 👬🤍
حتی توی این کانال ادیت های خامم میزارن که میتونی از اینها برای پیجت استفاده کنی 🥺🤍
حتی هرشب تب دارن و فرقی نداره که چنلت چند تا منبر داشته باشه😍☺️
پس سریع عضو این چنل شو🏃🏻♂️🤍
|•@sinayasini • |