من وقتی یازدهم بودم همیشه از درس تاریخ فراری بودم و همیشه معلممون درسو میپرسید. اون موقع ها یه معلم دینی داشتیم که همیشه بهمون میگفت که جایی به مشکل برخوردین بسپارید به خدا بهش بگین سپردم بهت منم هروقت که تاریخ داشتیم کلی دعا میخوندم و میسپردم به خدا و دیگه استرس انچنانی نداشتم چون مطمعن بودم به خدا و جالب اینجاست که معلممون هیچ وقت صدام نکرد ... شاید چندین بار لیست و میدید اما اسم من و نه ! خیلیا شاید سه بار تا چهار بار رفته بودن اما من اصلا ! به اون موقع ها که فکر میکنم میبینم این قدرت ایمانه ایمان داشتم که صدام نمیکنه به خدا ایمان داشتم که نمیزاره .... بعدش فهمیدم ایمان چقد میتونه تو اتفاقای زندگی بزرگ باشه وقتی ایمان داشته باشی به خواسته هات و هدفات میرسی حتی اگه ته دلت بترسی ! گاهی اگه سختته بسپرش به خدا اون خودش ردیف میکنه فقط باید ایمان داشته باشی و صبر کنی (:
❤7👍1
با اینکه اصلا آدمی نیستم که خبرا رو دنبال کنم ولی یه جوری تو این بی نتی کلی اتفاق افتاده که انگار کلی از دنیا عقبم ... چرا اینطوری شد پس ؟ (:
💔5👍1